[اینست راه من] شعری زیبا از دكتر علی شریعتی

0 views
Skip to first unread message

HASSAN

unread,
Nov 21, 2010, 5:15:13 AM11/21/10
to myco...@googlegroups.com


cid:1.2400815346@web63805.mail.re1.yahoo.com
پریشانم

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!


مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی

 
 
خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی


لباس فقر پوشی


غرورت را برای ‌تکه نانی


‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌


و شب آهسته و خسته


تهی‌ دست و زبان بسته


به سوی ‌خانه باز آیی


زمین و آسمان را کفر می‌گویی


نمی‌گویی؟!1

 
 
خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان


تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی


لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری


و قدری آن طرف‌تر


عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌


و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد


زمین و آسمان را کفر می‌گویی


نمی‌گویی؟!

 
 
خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌


ز حال بندگانت با خبر گردی‌


پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت


خداوندا تو مسئولی

 
 
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!


--
ارسال توسط HASSAN به اینست راه من در 11/21/2010 02:15:00 AM

HASSAN

unread,
Nov 21, 2010, 5:21:25 AM11/21/10
to myco...@googlegroups.com
ارسال توسط HASSAN به اینست راه من در 11/21/2010 02:21:00 AM
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages