You do not have permission to delete messages in this group
Copy link
Report message
Show original message
Either email addresses are anonymous for this group or you need the view member email addresses permission to view the original message
to msgeo90
آزادی فریدون مشیری
پشه ای در استکان آمد فرود
تا بنوشد آنچه واپس مانده بود کودکی-از شیطنت- بازی کنان بست با دستش دهان استکان پشه دیگر طعمه اش را لب نزد جست تا از دام کودک وارهد خشک لب می گشت حیران راه جو زیرو بالا بسته هر سو راه او روزنی میجست در دیوار و در
تا به آزادی رسد بار دگر هر چه برجهد و تکاپو می فزود راه بیرون رفتن از چاهش نبود آنقدر کوبید بر دیوار سر تا فرو افتاد خونین بال و پر جان گرامی بود و
آن نعمت لذیذ لیک آزادی گرامی تر عزیز