سئوالات زيادي در اين مورد بيجواب
مانده است لذا تصميم گرفتم شمهاي از
اين تناقضات وسئوالات را مطرح كنم، شايد
فرصتي براي تصحيح آنها فراهم آيد.
آيا ميشود؟ پيرو حضرت مسيح (ع) پيامبر
بزرگ الهي بود، خود را متعهد به حقوق بشر
دانست ، ليبراليسم را الگوي تمدني معرفي
كرد، با گسترش سلاحهاي هستهاي و كشتار
جمعي اعلام مخالفت نمود، مبارزه با
تروريسم را شعار خود قرار داد، و در
نهايت ؟ براي تشكيل جامعه واحد جهاني
تلاش كرد. جامعهاي كه قرار است حضرت
مسيح (ع) و صالحان زمين در آن حكومت كنند .
اما در عين حال ؟ كشورها مورد تعرض قرار
گيرند. جان و حيثيت و هستي افراد از ارزش
ساقط شود و مثلا فقط با احتمال حضور چند
مجرم در يك روستا، يا شهر و يا كاروان،
تمام آن روستا يا شهر و يا كاروان به آتش
كشيده شود.
يا با احتمال وجود سلاحهاي كشتار جمعي در
يك كشور، آن كشور تصرف شود. حدود صد هزار
نفر از جمعيت آن كشته شوند، منابع آب و
كشاورزي و صنعت آن منهدم گردد و نزديك به
/۰۰۱۸۰۰نفر نيروي نظامي در آن مستقر
گردد.
حريم مقدس خانههاي شهروندان شكسته
گردد و شايد بيش از ۵۰سال يك كشور به
عقب برگردانده شود. با چه هزينهاي ؟ با
صرف صدها ميليارد دلار از خزانه يك كشور
و بعضي كشورهاي ديگر و با اعزام دهها
هزار از جوانان به عنوان سربازان نيروي
مهاجم، قرار دادن آنان در معرض كشتار و
دور كردن آنان از خانوادههاي خود،
آلوده كردن دست آنان به خون ديگران و
اعمال فشارهاي روحي و رواني به آنان به
نحوي كه هر روز تعدادي از آنان خودكشي
كنند و وقتي به كشور خود برمي گردند
رنجور و افسرده باشند و با امراض گوناگون
سر و كار داشته باشند. تعدادي نيز كشته
شده و جنازههاي آنان تحويل
خانوادههاي آنان گردد.
بهبهانه وجود سلاحهاي كشتار جمعي اين
تراژدي بزرگ براي مردم كشور اشغال شده و
مردم كشور اشغالكننده اتفاق ميافتد،
بعد معلوم ميشود سلاح كشتار جمعي وجود
نداشته است .
البته صدام يك ديكتاتور جنايتكار بود.
اما قصد از جنگ نه سرنگوني او بلكه حذف
سلاحهاي كشتار جمعي اعلام شده بود. صدام
در اين مسير سرنگون شد و مردم منطقه از
اين سرنگوني ابراز رضايت كردند. صدام در
تمام طول جنگ تحميلي عليه ايران مورد
حمايت غرب بود .
آقاي رئيس جمهور
شايد بدانيد من يك معلم هستم. دانشجويان
ميپرسند اين اقدامات را چگونه ميتوان
با ارزشهاي صدر اين كلام من جمله تعهد به
آئين حضرت مسيح (ع) پيامبر صلح و رحمت
تطبيق داد ؟
متهماني در گوانتانامو در بند هستند كه
محاكمه نميشوند. به وكيل دسترسي
ندارند. خانوادههاي آنان نميتوانند
آنان را ببينند و در خارج از كشور خود
نگهداري ميشوند و هيچ نظارت
بينالمللي بر آنان نيست .
معلوم نيست اينها زنداني هستند. اسير
جنگياند، متهماند و يا محكوم؟
بازرسان اتحاديه اروپايي تاييد
كردهاند كه زندانهاي مخفي در اروپا هم
وجود دارد. من نتوانستم ربودن افراد و
نگهداشتن آنان را در زندانهاي مخفي با
هيچيك از نظامهاي قضايي دنيا تطبيق دهم و
نفهميدم كه اين اقدامات با كداميك از
ارزشهاي صدر اين مقال تطابق دارد. با
تعليمات حضرت مسيح (ع) يا حقوق بشر يا
ارزشهاي ليبراليسم .
جوانان، دانشجويان و مردم در مورد پديده
اسرائيل سئوالات زيادي دارند.
حتما بعضي از آنها را شنيدهايد .
در طول تاريخ كشورهاي زيادي اشغال
شدهاند اما از پديدههاي نوظهور عصر
ما، تاسيس يك كشور جديد با مردماني جديد
است .
دانشجويان ميگويند ۶۰سال پيش چنين
كشوري وجود نداشت . اسناد و كره
جغرافيايي قديمي را نشان ميدهند و
ميگويند هر چه جستجو ميكنيم كشوري به
نام اسرائيل نميبينيم .
مجبورم آنان را راهنمايي كنم تاريخ جنگ
جهاني اول و دوم را مطالعه كنند.
يكبار يكي از دانشجويان گفت در طول جنگ
جهاني دوم كه دهها ميليون نفر در آن كشته
شدند، اخبار جنگ به سرعت از جانب
متخاصمين منتشر ميشد و هر كدام
پيروزيهاي خود و شكستهاي طرف مقابل را
اعلام ميكردند. بعد از جنگ ادعا شد كه
شش ميليون يهودي كشته شدهاند . شش
ميليون نفر كه با حداقل دو ميليون
خانواده نسبت داشتهاند.
فرض كنيم اين خبر صحيح باشد، آيا نتيجه
منطقي آن ميتواند تاسيس كشور اسرائيل
در منطقه خاورميانه و يا حمايت از آن
باشد ؟ اين پديده چگونه تحليل و تفسير
ميشود؟
آقاي رئيس جمهور
حتما ميدانيد اسرائيل با چه هزينهها
و پيامدهايي تاسيس شد:
- با كشته شدن هزاران نفر
- با آواره شدن چند ميليون نفر از بوميان
منطقه
- با تخريب صدها هزار هكتار از مزارع و
باغات زيتون و با تخريب شهرها و آباديها
اين تراژدي منحصر به زمان تاسيس نيست،
متاسفانه ۶۰سال است كه ادامه دارد .
رژيمي تاسيس شده است كه حتي به بچهها
رحم نميكند، خانهها را برسر مردم
خراب ميكند، برنامه ترور شخصيتهاي
فلسطيني رااز قبل اعلام ميكند و هزاران
فلسطيني را در زندانها نگهداري ميكند
. چنين پديدهاي در قرون اخير كم نظير يا
بينظير است .
سئوال بزرگ ديگر بسياري از مردم اين است
كه چرا چنين رژيمي مورد حمايت است ؟
آيا حمايت از چنين رژيمي حمايت از
تعليمات حضرت مسيح (ع) يا حضرت موسي (ع) و
يا منطبق بر ارزشهاي ليبراليستي است ؟
آيا واگذار نمودن حق تعيين سرنوشت تمام
سرزمين فلسطين به صاحبان اصلي آن كه در
داخل و خارج فلسطين هستند، اعم از
مسلمانان و يهوديان و مسيحيان ، با اصول
دموكراسي و حقوق بشر و تعليمات انبياء
منافات دارد ؟ اگر منافات ندارد چرا با
همه پرسي مخالفت ميشود ؟
دولت فلسطيني اخيرا با انتخاب مردم
فلسطين روي كار آمد. همه ناظران بيطرف
تاييد ميكنند اين دولت منتخب مردم است .
با ناباوري دولت منتخب را تحت فشار قرار
دادند و به او گفته شد بايد رژيم اسرائيل
را به رسميت بشناسد و دست از مقاومت
بردارد و برنامههاي دولت قبل را تعقيب
نمايد .
اگر دولت فعلي فلسطيني چنين سياستهايي
را از قبل اعلام كرده بود آيا مردم
فلسطين آن را انتخاب ميكردند؟ آيا اين
نوع موضعگيري در مقابل دولت فلسطيني
قابل تطبيق با ارزشهاي پيش گفته است ؟
همچنين مردم ميپرسند چرا هر
قطعنامهاي كه در شوراي امنيت عليه رژيم
صهيونيستي مطرح ميگردد "وتو" ميشود ؟
آقاي رئيس جمهور
ميدانيد با مردم زندگي ميكنم و دائم
با آنان در تماس هستم، بسياري از مردم
خاورميانه به نحوي با من تماس ميگيرند.
آنان اينگونه سياستهاي چندگانه را با
هيچ منطقي سازگار نميدانند.
شواهد نشان ميدهد عموم مردم منطقه، هر
روز نسبت به سياستهاي اعمال شده عصباني
تر ميشوند.
قصد من طرح سئوالات فراوان نيست اما
ميخواهم به چند نكته ديگر هم اشاره كنم
.
چرا در منطقه خاورميانه هر پيشرفتي در
علم و فنآوري، تهديدي عليه رژيم
صهيونيستي تعبير و تبليغ ميشود؟ آيا
تلاش علمي و تحقيقاتي از حقوق اوليه
ملتها نيست ؟
شما احتمالا با تاريخ آشنايي داريد. غير
از قرون وسطي درچه مقطع تاريخي و در كجاي
عالم پيشرفت علمي و فني يك جرم تلقي شده
است ؟ آيا فرض احتمال استفاده از علوم در
مقاصد نظامي ميتواند دليلي بر مخالفت
با علم و فن باشد. اگر چنين نتيجهگيري
صحيح باشد پس بايد با همه علوم مخالفت
شود، حتي با فيزيك، شيمي، رياضيات، علوم
پزشكي، مهندسي و ...
در قضيه عراق دروغي گفته شد. نتيجه آن چه
بود ؟ من ترديدي ندارم كه در تمام جوامع
بشري دروغ امر ناپسندي است و جنابعالي هم
دوست نداريد كسي به شما دروغ بگويد.
آقاي رئيس جمهور
آيا ملتهاي مختلف در آمريكاي لاتين حق
دارند بپرسند چرا با حكومتهاي منتخب
آنان در اين قاره مخالفت و در مقابل از
كودتاگران حمايت ميشود.
چرا سايه تهديد دائمي بالاي سر آنان است
؟
مردم آفريقا مردمي پرتلاش، خلاق و با
استعداد هستند. آنان ميتوانند نقش مهم
و ارزندهاي در تامين نيازها و پيشرفت
مادي و معنوي جامعه بشري ايفا كنند. فقر و
تنگدستي در بخش بزرگي از افريقا مانع
چنين نقشي است .
آيا آنان حق دارند بپرسند چرا ثروت عظيم
و معادن آنان به يغما برده مي شود در
حاليكه خود آنان بيش از ديگران نيازمند
آن هستند؟ آيا چنين اقداماتي با تعليمات
حضرت مسيح و با حقوق بشر منطبق است ؟
ملت شجاع و مومن ايران هم سئوالات زيادي
دارند. از جمله؟ انجام كودتاي
۲۸مرداد در پنجاه و دو سال پيش و
سرنگوني دولت قانوني وقت، مقابله با
انقلاب اسلامي و تبديل سفارت به ستاد
حمايت از مخالفين جمهوري اسلامي، مستند
به هزاران برگ سند، حمايت از صدام درجنگ
عليهايران، سرنگون كردن هواپيماي
مسافربري ايران، توقيف اموال ملت ايران،
تهديدات روزافزون و ابرازناراحتي و
عصبانيت از پيشرفت علمي و هستهاي ملت
ايران، در حالي كه تمام ايرانيان به خاطر
پيشرفت كشورشان شادند و جشن و سرور برپا
كردند و موارد متعددي از اين دست كه از
شرح آن در اين نامه ميگذرم .
آقاي رئيس جمهور
واقعه ۱۱سپتامبر واقعه هولناكي بود.
كشتن بيگناهان در همه جاي دنيا تاسف بار
و دردناك است . دولت ما همان موقع با
اعلام تنفر از مسببين چنين وقايعي به
بازماندگان حادثه تسليت گفت و اظهار
همدردي كرد.
همه دولتها موظفند از جان و مال و آبروي
شهروندان خود محافظت كنند.
آن طور كه گفته ميشود دولت شما
برخوردار از سيستمهاي امنيتي و حفاظتي
و اطلاعاتي گستردهاي است . حتي مخالفين
خود را در خارج از مرزها شكار مي كند.
عمليات ۱۱سپتامبر عمليات سادهاي
نبود. آيا طراحي و اجراي عمليات بدون
هماهنگي با سيستمهاي اطلاعاتي و امنيتي
و يا نفوذ گسترده در آن مي توانست امكان
پذير باشد ؟ البته اين يك احتمال عقلايي
است .
چرا ابعاد اين موضوع تا كنون مخفي مانده
است ؟ چرا توضيح داده نميشود چه كساني
در اين حادثه كوتاهي كردهاند ؟ و چرا
مسببين و مقصرين معرفي و محاكمه
نميشوند؟
آقاي رئيس جمهور
از وظايف همه دولتها ايجاد امنيت و آرامش
براي شهروندان است . مردم كشور شما و
كشورهاي همجوار نقاط بحراني جهان چندين
سال است احساس امنيت رواني ندارند.
بعد از حادثه سپتامبر به جاي التيام
رواني و آلام آسيب ديدگان و شهروندان
آمريكايي كه به شدت تحت تاثير حادثه
بودند، برخي رسانههاي غربي جو ناامني
را دامن زدند و بطور مداوم از احتمال
حملات تروريستي سخن گفتند و مردم را در
ترس و وحشت نگه داشتند . آيا اين خدمت به
مردم آمريكاست ؟ آيا خسارت ناشي از ترس و
وحشت قابل محاسبه است ؟
تصور كنيد، شهروندان آمريكايي در همه جا
احتمال حمله را ميدادند . در خيابانها،
در محل كار و در خانه احساس ناامني
ميكردند . اين وضعيت را چه كسي
ميپسندد؟ چرا رسانهها به جاي القاي
آرامش و امنيت، نا امني را القا مي كردند.
برخي معتقدند اين تبليغات براي
زمينهسازي و توجيه حمله به افغانستان
بوده است . در همينجا بايد اشارهاي به
رسانهها بشود.
در منشورهاي رسانهاي، اطلاع رساني
درست و حفظ امانت در انتشار خبر، يك اصل
انساني و پذيرفته شده است. مايلم تاسف
عميق خود را از عدم تعهد برخي رسانههاي
غربي به چنين اصلي اعلام كنم . بهانه اصلي
در حمله به عراق وجود سلاحهاي كشتار جمعي
بود . آن قدر اين موضوع تكرار شد تا مردم
باور كنند و زمينه حمله به عراق نيز
فراهم شود . آيا در فضاي ساختگي و دروغ،
حقيقت گم نميشود؟
آيا گم شدن حقيقت با معيارهاي پيش گفته
سازگار است ؟
آيا حقيقت، نزد خدا هم گم ميشود ؟
آقاي رئيس جمهور
در همه كشورها مردم هستند كه هزينه
دولتها را ميپردازند تا دولتها به آنان
خدمت كنند .
سئوال اين است كه صدها ميليارد دلار
هزينههاي ساليانه لشكركشي به عراق چه
دست آوردي براي مردم داشته است ؟
جنابعالي اطلاع داريد در بعضي از ايالات
كشور شما مردم در فقر و تنگدستي هستند.
هزاران نفر بيخانمان زندگي ميكنند.
بيكاري معضل بزرگي است و اين مشكلات كم و
بيش در ساير كشورها هم هست .
آيا در چنين شرايطي آن حجم عظيم لشكركشي
و آن هزينههاي هنگفت از خزانه مردم
توجيه پذير است و با اصول پيش گفته تطابق
دارد ؟
آقاي رئيس جمهور
آنچه گفته شد بخشي از دردهاي امروز مردم
جهان، منطقه ما و مردم شماست.
اما كلام اصلي من كه شما حداقل بخشي از آن
را تصديق خواهيد كرد اين است كه: حاكمان
دوران معيني دارند و پايدار نيستند، اما
نام و ياد آنان در تاريخ خواهد ماند و در
آيندههاي نزديك و دور دائم در معرض
قضاوت خواهند بود. مردم خواهند گفت، در
دوران ما چه گذشته است .
آيا براي مردم امنيت، رفاه و آسايش
آوردهايم يا ناامني و بيكاري .
آيا ميخواستيم عدالت بر پا كنيم يا فقط
از گروههاي خاصي حمايت كرديم و به قيمت
فقر و تنگدستي عده زيادي از مردم، عده
اندكي را به ثروت و مقام رسانديم و رضايت
آنان را بر رضايت خدا و مردم ترجيح داديم
.
آيا از حقوق مردم و محرومين دفاع كرديم
يا آنان را ناديده گرفتيم .
آيا از حقوق انسانها در سراسر جهان دفاع
كرديم يا اينكه با تحميل جنگ و دخالتهاي
غير قانوني در امور كشورها و با ايجاد
زندانهاي مخوف عدهاي را به بند كشيديم .
آيا امنيت و صلح را براي جهان رقم زديم يا
سايه تهديد و زور را در جهان گسترانيديم .
آيا به ملت خود و ساير مردم جهان راست
گفتيم يا اينكه حقايق را وارونه جلوه
داديم .
آيا طرفدار مردم بوديم يا طرفدار
اشغالگران و ستمگران .
آيا در حكومت ما منطق، عقل، اخلاق، صلح،
عمل به تعهدات، گسترش عدالت، خدمت به
مردم، رفاه و پيشرفت، حفظ كرامت انساني
مورد توجه بود يا زور اسلحه، تهديد،
ناامني، بيتوجهي به مردم، عقب انداختن
پيشرفت و تعالي ملتها و پايمال كردن حقوق
انسانها .
و بالاخره خواهند گفت، آيا به آنچه سوگند
ياد كرديم، در خدمت به مردم كه وظيفه و
تعهد اصلي ماست و به آئين پيامبران
پايبند بوديم يا خير؟ آقاي رئيس جمهور
- تا كي جهان ميتواند چنين وضعيتي را
تحمل كند . با اين روند، جهان به چه سمتي
خواهد رفت ؟
- تا كي مردم جهان بايد خسارت تصميمات
نادرست برخي حاكمان را بدهند؟ - تا كي
بايد سايه نا امني ناشي از انباشت
سلاحهاي كشتار جمعي بر مردم جهان سايه
افكند ؟
- تا كي بايد خون كودكان و زنان و مردان بر
سنگ فرش خيابانها و كوچهها بريزد و
خانههاي مردم بر سر آنان خراب شود ؟
آيا جنابعالي از وضعيت امروز جهان راضي
هستيد ؟
آيا فكر ميكنيد سياستهاي جاري
ميتواند ادامه يابد؟
آيا اگر به جاي صدها ميليارد دلار مخارج
امنيتي، نظامي و لشگر كشي اين ارقام صرف
سرمايهگذاري و كمك به كشورهاي ضعيف،
توسعه بهداشت و مبارزه با امراض مختلف،
آموزش و بالا بردن توانمنديهاي فكري و
جسمي، كمك به آسيب ديدگان ناشي از بلاياي
طبيعي، ايجاد اشتغال و توليد، آباداني و
رفع فقر و محروميت و صرف ايجاد صلح، رفع
اختلافات بين كشورها، خاموش كردن جنگهاي
قومي و نژادي و ... ميشد، امروز جهان در
چه موقعيتي بود ؟ و آيا دولت و مردم شما
نيز احساس غرور و سربلندي نميكردند؟
آيا موقعيت سياسي و اقتصادي دولت شما و
مردم مستحكمتر نبود؟ با كمال تاسف
ميگويم آيا نفرت فزاينده امروز مردم
جهان نسبت به دولت آمريكا وجود داشت ؟
آقاي رئيس جمهور قصد آزردن خاطر كسي را
ندارم .
آيا اگر امروز حضرت ابراهيم، اسحق،
يعقوب، اسماعيل، يوسف و يا حضرت عيسي
(عليهم السلام) حضور داشتند در مورد اين
رفتارها چه قضاوتي داشتند؟ آيا در جهان
موعود كه عدالت سرتاسر آن را فراخواهد
گرفت و حضرت عيسي مسيح (ع) حضور خواهند
يافت به ما نقشي خواهند داد ؟ و آيا ما را
خواهند پذيرفت ؟ سئوال كليدي من اين است
؟ آيا راه بهتري براي تعامل با ملتها و
جهان وجود ندارد ؟
امروز در جهان صدها ميليون نفر مسيحي و
صدها ميليون نفر مسلمان و ميليونها نفر
پيرو آئين حضرت موسي (ع) هستند. همه اديان
الهي در يك كلام شريك هستند و آن كلمه
توحيد است، يعني اعتقاد به خداي
يگانهاي كه جز او خدايي در جهان نيست .
قرآن كريم بر اين كلام مشترك تاكيد دارد
و همه پيروان اديان الهي را دعوت ميكند
و ميفرمايد:
"بگواي اهل كتاب بيائيد به سوي كلمهاي
كه پذيرفته ما و شماست. آنكه جز خداي را
نپرستيم و هيچ چيز را شريك او قرار ندهيم
و بعضي از ما بعض ديگر را سواي خدا به
پرستش و ربوبيت نگيرد"
(قرآن مجيد - سوره آل عمران آيه (۶۳
جناب آقاي رئيس جمهور
براساس كلام الهي همه ما به پرستش خداي
يگانه و تبعيت از رسولان الهي دعوت
شدهايم .
(( پرستش خداونديكه فوق همه قدرتهاي عالم
است و بر هر كاري تواناست. )) ((خداوندي كه
داناي پنهان و آشكار و گذشته و آينده است
و ميداند در قلب بندگانش چه ميگذرد و
اعمال آنانرا ثبت ميكند.))
((خداوندي كه مالك آسمانها و زمين است و
همه عالم عرصه پادشاهي اوست.)) ((تدبير همه
عالم به دست اوست و به بندگان وعده مغفرت
و بخشش گناهان مي دهد .)) ، ((او يار
مظلومان و دشمن ستمگران است.)) ، ((رحمن و
رحيم است. )) ، ((پشتيبان مومنان است و
آنانرا از ظلمت به نور هدايت ميكند.)) ،
((ناظر اعمال بندگان است. )) ، ((بندگان را
به ايمان و عمل صالح دعوت ميكند و از
آنان ميخواهد كه در مسير حق قدم
بردارند و دراين مسير استوار باشند. ))،
((بندگان را به اطاعت رسولانش دعوت
ميكند و بر اعمال آنان شاهد و ناظر است))
و ((پايان بد را متعلق به كساني ميداند
كه فقط حيات اين جهاني را انتخاب كنند و
از امر او سرپيچي كنند و به بندگان او ظلم
روا دارند .)) ((و پايان نيكو و بهشت جاويد
را از آن بندگاني ميداند كه از عظمت و
مقام او بترسند و از هواي نفس خويش پيروي
نكنند. )) ما معتقديم بازگشت به آئين
انبياء الهي تنها راه سعادت و نجات است .
شنيده ام جنابعالي به آئين مسيح (ع) گرايش
داريد و به وعده الهي حكومت صالحان در
زمين اعتقاد داريد .
ما نيز حضرت عيسي مسيح (ع) را از پيامبران
بزرگ الهي ميدانيم كه در قرآن بارها از
ايشان تجليل شده است و اين كلام از حضرت
مسيح (ع) نقل شده است: "و ان الله ربي و
ربكم فاعبدوه هذا صراط مستقيم" پروردگار
من و شما الله است . پس او را بپرستيد و
صراط مستقيم الهي همين است .
(قرآن مجيد - سوره مريم آيه ( ۳۶
بندگي و اطاعت خداوند شعار همه پيامبران
الهي است .
خداي همه مردمان در اروپا ، آسيا ،
افريقا ، آمريكا و اقيانوسيه و همه عالم
يكي است او خدايي است كه هدايت و عزت همه
بندگان خود را ميخواهد و به انسانها
كرامت بخشيده است .
و در كلام الهي است كه ((خداوند قادر
متعال پيامبران را با معجزات و
نشانههاي آشكار براي هدايت مردم
فرستاده تا آيات الهي را به آنان نشان
دهند و آنان را از گناه و آلودگيها پاك
كنند. و كتاب و ميزان را فرستاد تا مردم
عدالت را بر پا كنند و از طغيانگران
بپرهيزند . ))
همه اين آيات به نحوي در كتاب مقدس نيز
آمده است . پيامبران الهي وعده دادهاند
كه: روزي بر پا خواهد شد كه همه انسانها
در پيشگاه خداوند متعال حاضر خواهند شد
تا به اعمال آنان رسيدگي شود . نيكوكاران
به بهشت رهنمون خواهند شد و بدكاران به
عذاب الهي دچار ميشوند . فكر ميكنم هر
دوي ما به چنين روزي اعتقاد داريم .
اما محاسبه اعمال حاكمان آسان نخواهد
بود . زيرا ما بايد پاسخگوي ملت خود و همه
كساني باشيم كه اعمال ما به نحوي در
زندگي آنان موثر بوده است.
پيامبران، صلح و آرامش را برپايه
خداپرستي و عدالت و حفظ كرامت انساني
براي همه بشريت خواستهاند .
آيا اگر همه ما به اين مباني ، يعني توحيد
و خداپرستي ، عدالت و حفظ كرامت و عزت
انساني و اعتقاد به روز واپسين معتقد و
متعهد شويم، نميتوان بر مشكلات امروز
جهان كه نتيجه دوري از اطاعت خداوند و
آئين پيامبران است فائق شد و بهتر و زيبا
تر نقش آفريني كرد؟
آيا اعتقاد به اين مباني ، صلح و دوستي و
عدالت را گسترش نميدهد و تضمين
نميكند ؟
آيا مباني مزبور آئين نوشته يا نا نوشته
اكثريت مردم جهان نيست ؟ آيا جنابعالي
اين دعوت را اجابت نميكنيد؟ بازگشت
حقيقي به آئين پيامبران، به توحيد و
عدالت ، به حفظ كرامت انساني و به اطاعت
از خداوند و رسولان او .
آقاي رييس جمهور
نگاهي به تاريخ نشان ميدهد كه اگر
حكومتها در طريق ظلم و ستم باشند است .
خداوند جهان و انسانها را رها نكرده است
، چه بسيار وقايعي كه بر خلاف خواست و
تدبير حكومتها اتفاق ميافتد . وقايع
نشان ميدهد دست قدرت برتري در كار است
كه همه امور با اراده او رقم ميخورد.
آقاي رئيس جمهور
آيا نشانههاي تغيير و تحولات در جهان
امروز قابل انكار است ؟ آيا اوضاع فعلي
جهان با ده سال قبل را ميتوان مقايسه
كرد . تغييرات سريع و بسيار گسترده است .
مردم جهان از وضعيت موجود راضي نيستند و
كمتر به وعدهها و اظهارات برخي حاكمان
موثر در جهان اعتماد ميكنند .
مردم بسياري از نقاط جهان احساس ناامني
ميكنند و با توسعه نا امني و جنگ
مخالفند وسياستهاي چندگانه را
نميپذيرند . مردم نسبت به شكاف موجود
بين ثروتمندان و فقرا و كشورهاي مرفه و
فقير معترض هستند .
مردم از فساد رو به تزايد ابراز تنفر
ميكنند .
مردم بسياري ازكشورها از اينكه بنيانهاي
فرهنگي آنان در معرض تهاجم است و بنيان
خانوادهها از هم ميپاشد و از اينكه
مهر و محبتها كم شده است ناراحتند .
مردم جهان به سازمانهاي بينالمللي
خوشبين نيستند زيرا حقوق آنان توسط اين
سازمانها استيفا نميشود.
ليبراليسم و دموكراسي غربي
نتوانستهاند بشر را به آرمانهاي خود
نزديك كنند و امروز دو مفهوم شكست
خوردهاند . ژرف انديشان و عقلاي عالم
صداي فرو ريختن انديشه و نظامات ليبرال
دموكراسي را به وضوح ميشوند. امروز
توجه مردم جهان به سوي يك كانون اصلي ، رو
به افزايش است و آن كانون ، خداوند يگانه
است و صد البته مردم با خداپرستي و تمسك
به آئين پيامبران بر مشكلات خود پيروز
خواهند شد . سئوال جدي من اين است آيا شما
نميخواهيد آنان را همراهي كنيد .
آقاي رئيس جمهور
ما چه بخواهيم و چه نخواهيم ، جهان به سمت
خداپرستي و عدالت به پيش مي رود و اراده
خدا بر همه چيز غلبه خواهد كرد .
والسلام علي من اتبع الهدي
محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي
ايران تهران هجدهم ارديبهشت ماه سال
هزار و سيصد و هشتاد و پنج هجري شمسي