Re: سلام هي حتى مطلع الفجر

0 views
Skip to first unread message
Message has been deleted

Sharolyn Uriegas

unread,
Jul 11, 2024, 7:29:02 AM7/11/24
to motheacorsu

سلام فیه ...... یعنی تا بامداد در ان درود و سلام است
و لو أذیتنی..... یعنی اگر مرا با سنگ و نیز دوری ازرده سازی
فان الربح .... یعنی سود و زیان در بازرگانی است

با سلام و عرض خسته نباشید و تشکر ویژه از بابت سایت مفیدتان.
درست است که در نسخه ای که اشعار از آن برداشت شده بیت اول ((شب وصل...)) است اما با توجه به معنی ادامه ی بیت مبتنی بر این که ((نامه ی دوری وفراق نوشته شد))درست است که بگوییم:((شب قدر است و...))تا مفهوم شب وصل با شروع هجران تضاد نداشته باشد.
چنان که اساتیدی همچون استاد علی موسوی گرمارودی و استاد دکتر سید محمد جعفر محبوب هم بر همین عقیده اند.(گنجینه ی صوتی حافظ با صدای استاد گرمارودی و صوت جلسات دکتر محبوب به سال 76 توسط موسسه ی ماهور)
مارا هم از این شک رهایی بخشید.
سپاسگزارم.

سلام هي حتى مطلع الفجر


DOWNLOAD https://bytlly.com/2yS69m



با سلام
تصور می کنم مصرع دوم از بیت اول عین آیه شریف از سوره فجر باشد "سلام هی حتی مطلع الفجر" و بعید می دانم حضرت حافظ در نقل عینی آیه در تعریف از شب قدر "هی را به "فیه" تغییر داده باشد.

سلام دوستان . در پاسخ آقای حسام کلمه ی زجر درست است . چرا که ضجر که در آن ض . ج هر دو با فتحه خوانده می شود به معنای نالیدن می باشد و زجر به معنای راندن و طرد کردن و شکنجه و آزار .اگر عبارت عربی بیت قبل را به دیده ی تعقل بنگرید متوجه می شوید که عبارت زجر با آن بیشتر مناسبت دارد چرا که شاعر بزرگوار بیان داشته اند که اگر مرا از این کار ( توبه از رندی ) منع نموده به هجران و فراق مبتلا سازی باز هم رندی را رها نمی کنم و ره توبه در پیش نمی گیرم حال در بیت مورد نظر جنابعالی می فرماید ... آه از این ظلم و تعدی ( هجر : دور کردن ) و آه از این منع کردن و شکنجه دادن ( حجر : با فتح ح به معنای منع کردن و شکنجه )

گاهی ما انسان ها می پنداریم قانون no pain no gain یا نابرده رنج گنج میسر نمی شود را دور بزنیم .
زهی خیال باطل . سارقین بانک می پندارند با یک نقشه هوشمندانه یک شبه ره صدساله را طی خواهند کرد . ولی کارمای دزدی از همان لحظه ارتکاب شروع می شود . از ان لحظه به بعد از سایه خودشان هم می هراسند . به یاد دارم پوارو می گفت گناهان قدیمی سایه های بلندی دارند !حتی یابنده گنج هم از لحظه یافتن ان باید در پی پنهان کردن ان و امنیت جانی خود باشد . حتی یک فرد زیبارو هم بهای زیباییش را با در معرض سوئ استفاده بودن و با رنج مشاهده زوال ان می پردازد .
مکبث پس از به قتل رساندن شاه میگوید :
I wish when it was done , it was done ولی افسوس اگر دستان خون الودم را با اب هفت دریا بشویم هفت دریا شنگرفی خواهد شد ولی دستان من پاک نخواهد شد !
بسیاری از مردم در رنج و اندوه روزگار میگذرانند چون خیال میکنند دنیا پر از هرج و مرج است و هرکس هر چه کرد کرد و دائم می نالند که فلان کس مال مردم را خورد و هیچ گزندی ندید یا کسی ادمیی را از هستی ساقط کرد و اب از دماغش نیامد .!
زهی ساده لوحی !!
وقتی از انان می پرسم از کجا میدانی که هیچ گزندی ندید میگویند بهترین امکانات در اختیارش است و سفر خارج و بساط عیشش هم به راه ! گیر هم که نیفتاد !
شگفتا !
حقیقتا نمیدانم به اینان چه بگویم !
ایا ما امده ایم که خوب بخوریم و خوب بپوشیم و عیش و عشرت کنیم و بعد هم خداحافظ !
ایا گمان نمی کنید با هر نادرستی که در حق مردم انجام میدهیم قدری از درجه انسانی نزول می کنیم !
بهایم هم که عیش و عشرتشان را در حد کمال به جا می اورند . پس خط فصل ما و انها کجاست !

تفسیر عرفانی
1.شب وصال است و دوره ی فراق به پایان رسیده و این شب تا سپیده دم سرشار از آرامش و سلامتی است شبی که عاشق به وصال معشوق می رسد شبی سرشار از آرامش و زیبایی است.(اشاره ی به آیه 5 سوره ی قدر).
2.ای دل!در کار عشق محکم و استوار باش که در این راه هیچ کاری بی اجر و پاداش نیست.
3.ای یار!حتی اگر با دوری و جدایی و منع کردن از دیدار خود مرا بیازاری من از این رندی و لاابالی گری که شیوه ی عاشقان و آزادگان است دست بر نخواهم داشت.عاشق واقعی از سختی ها و آزارها نمی هراسد.
4.ای صبح تابان و روشن وصل!به خاطر خدا طلوع کن که شب هجران را بسیار تاریک می بینم.
5.عاشق و شیدا شدم و دلم از دست رفت اما روی زیبای معشوق را ندیدم.فریاد از ستم بی وفایی و از زجر فراق که بر من روا می دارد.عاشق همیشه در رنج و عذاب دوری از معشوق خواهد سوخت.
6.ای حافظ!اگر خواهان مهر و وفا هستی جفای معشوق را تحمل کن.به درستی که در تجارت سود و زیان هر دو وجود دارد.عاشق دوری از معشوق و سختی های این راه را عاشقانه باید بپذیرد.
منبع مقاله :
باقریان موحد رضا (1390) شرح عرفانی دیوان حافظ بر اساس نسخه دکتر قاسم غنی و محمد قزوینی قم: کومه چاپ اول

با عرض سلام و ادای احترام و رخصت از اهل ادب و دانش و فضیلت ضمن سپاس با نظر روفیای گرامی موافقم و از باب یادآوری بیت های پایانی غزلی از شیخ اجل سعدی شیرازی را بازنویسی و تقدیم میکنم:
جور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوست
گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند
غم دل با تو نگویم که تو در راحت نفس
نشناسی که جگرسوختگان در المند
تو سبکبار قوی حال کجا دریابی
که ضعیفان غمت بارکشان ستمند
سعدیا عاشق صادق ز بلا نگریزد
سست عهدان ارادت ز ملامت برمند

فقط من یه چیز رو راجع بهش متوجه نمیشم اینکه چرا حافظ در بیت اول گفته شب هجر است و نسبت بهش ابراز خوشحالی کرده ولی در بیت چهار میگه این شب رو تاریک می بینه. بعد تو بیت پنجم از فراق گله میکنه

دوست عزیز در بیت مطلع آمده شب وصل است و طی شد نامه هجر یعنی فراق و دوری به سر آمد و شب وصال و دیدار رسید شاید شما با شعر یا غزل دیگری اشتباه گرفتید یا جای هجر و وصل را در خوانش و ذهن خود تغییر دادید

الآن که نوشته ی خودم رو خوندم دیدم که بد و بی دقت نوشته بودمش که همینجا عذرخواهی می کنم. در واقع منظور سوال من اینه که شاعر در بیت اول اظهار داره که دوران فراق و هجران به سر رسیده و قرار است تا طلوع فجر از این موضوع لذت ببرد. ولی در بیت چهار با حالت دعا خواهش و تمنا می کند که شب هجر هرچه زودتر به پایان برسد. این برای من یک تناقض به نظر میرسد (کماکان)

احتمال داره برخی از کلمات در طول تاریخ و زمان جمع آوری به دلایل مختلف از جمله اشتباه شنیداری و ..... تغییر یافته و عوض شده یعنی در بیت اول شاعر شب قدر سروده و اطرافیان شب وصل شنیده باشند دوم اینکه در اکثر غزلیات حافظ انسجام موضوع و مضمون وجود ندارد که یکی از ویژگی های شاعر بیتی عاشقانه است بیتی دیگر از همان غزل نقد اجتماعی و مقابله با زهد ریایی و دو رویی و بیتی دیگر جهان بینی خود شاعر یا نصحیت و پندی به مخاطب و ارتباط معنایی بین ابیات وجود ندارد و کمتر شاهد انسجام و ارتباط موضوعی بین ابیات هستیم و اکثراً هر بیتی معنی و مضمون مستقلی دارد

59fb9ae87f
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages