![]() |
I've shared Untitled document |
همكاران گرامي متأسفانه، متني كه با عنوان «كافه را به هم ميريزيم» به نقل از سايت «بازار مجازي قطعه سازان ايران» به پيوست ايميل قبلي تقيم شده بود، به دلايل فني باز نميشود. به همين خاطر همان سند به نقل از همان سايت به شكل ديگري تقديم شده است. اميدواريم اين بار قابل خواندن باشد در هر حال اگر موفق به خواندن آن نشديد، براي مطالعهي آن ميتوانيد به سايت مذكور مراجعه فرماييد. با احترام گروه قطعهسازان مستقل انجمن جمعه 23 ارديبهشت ماه 1390
كالبدشكافي دو رويكرد: بررسي تطبيقي بيانيهي گروه «مستقلها» و «جمعي از»
22 ارديبهشت 1390
پنج شنبه 12 مه 2011 داود حسين
كمي بعد از انتشار نخستين بيانيهي اعلام مواضع «گروهي از قطعه سازان مستقل انجمن» در روز دوشنبه 19 ارديهشت ماه 1390، گروهي كه از مدتها قبل با امضاء «جمعي از قطعه سازان» بيانيههاي متعددي منتشر كرده بود، بيانيهي ديگري در دنياي مجازي صادر كرد كه در اين سايت نيز منتشر شده است.
حتي كسي كه هيچ شناختي از سوابق اين دو گروه نداشته باشد، كافي است با دقت متن اين دو بيانيه را بازخواني كند و بكوشد تا از لحن بيان و روش استدلال به كار رفته در متن اين دو بيانيهي كوتاه، با رويكرد اين دو گروه آشنا شود.
اين نوشته ميكوشد با بررسي اين دو بيانيه نشان دهد «جمعي از قطعه سازان» - به دلايلي كه اگر لازم باشد در تحليلهاي بعدي بايد مورد بررسي قرار بگيرد - تصميم دارند كه به اصطلاح «كافه را به هم بريزند» و عدهاي ديگر از اعضاء صنف را - كه لابد در گروه «مستقلها» مجتمع شدهاند- ارعاب كنند.
در جوامع پيشرفته كه اين مراحل پيش از مدرن را پشت سر گذاشتهاند، قواعد برخورد با افرادي كه بخواهند مجامع تصميمگيري انجمنها را به هم بريزند شناخته شده است. به نظر ميرسد اعضاء محترم صنف قطعه سازان نيز چارهاي جز توسل به همان روشها و همان قواعد نداشته باشند. اما اين، بحث بعدي است. فعلاً به مقايسهي اين دو بيانيه توجه كنيد:
«مستقلها» چه ميخواهند؟
«گروه قطعهسازان مستقل انجمن» در نخستين بيانيهي اعلام مواضع خود، «گروهي از مديران بعضي از بنگاههاي خودروسازي» را مخاطب قرار دادهاند و با لحن جدي اما محترمانه از آنان خواستهاند: به استقلال انجمن احترام بگذارند. آنان در بخش پاياني بيانيهي كوتاه خود مفهوم جديدي را به عنوان راهبرد خودشان معرفي كردهاند: «استقلال تعاملي»، و توضيح دادهاند كه «بر اساس اين راهبرد، ضمن حفظ استقلال انجمن، تعامل با خودروسازان در چارچوب منافع ملي ادامه خواهد يافت».
توجه داريد كه «تعامل با خودروسازان» در «چارچوب منافع ملي» مورد نظر گروه «مستقلها» است. به علاوه، آنجا كه خودروسازان را مخاطب قرار ميدهند، هرچند خواستهي آنان بسيار محترمانه، مشروع و قانوني است، اما با دقت، دامنهي شمول اين خطابه را به «گروهي از مديران بعضي از بنگاههاي خودروسازي» محدود كردهاند.
همين چند نكته را در نظر بگيرد و بعد به سراغ بيانيهي «جمعي از قطعه سازان» برويد. آنان چه ميخواهند؟
«جمعي از قطعه سازان» در پايان بيانيهي خود دو خواستهي مشخص را از گروه «مستقلها» مطرح كردهاند كه عيناً نقل ميشود:
اولاً: مواضع خود را در برابر اين هيأت مديره سنتي و قانون شكن براي اعضاء مشخص كنند.
دوماً: ليست افراد حاضر در گروه قطعه سازان مستقل خود را براي همه قطعه سازان اعلام نماييد، تا همه قطعه سازان بدانيم كه گروه قطعه سازان مستقل متشكل از چه كساني هستند!
«جمعي»ها در نخستين خواستهي خود هيأت مديرهي انجمن سازندگان قطعات و مجموعههاي خودرو را با صنفت كاملاً اهانت بار «قانون شكن» وصف كردهاند. در اين مورد يادآوري چند نكته ضروي است:
1. حتي اگر «جمعيها» واقعاً اعتقاد داشته باشند كه تمام اعضاء هيأت مديرهي انجمن «قانون شكن» هستند، اين اتهام در هيچ مرجع با صلاحيتي مطرح نشده و هيچ مرجع با صلاحيتي در مورد اين اتهام اهانت بار هنوز حكمي صادر نكرده است.
2. به علاوه، اعضاء هيأت مديره در مجمع قبلي انجمن و با رأي اكثريت اعضاء انتخاب شدهاند، در نتيجه، الصاق چنين انگ اهانت باري به برگزيدگان صنف، حتي اگر عدهاي عملكرد آنان را ضعيف و قانون شكنانه بدانند، اهانت به تمام اعضاء صنف است كه سه سال پيش به آنان رأي دادهاند و هنوز در هيچ مجمع قانونياي هيچ حكمي در مورد برگزيدگان خود صادر نكردهاند.
خواستهي بعدي «جمعيها» از خواستهي اولشان هم محشر تر است.
در حاليكه خودشان در طول چند ماه اخير چندين بيانيه صادر كردهاند كه فاقد نام و شناسنامه است، از گروه «مستقلها» خواستهاند تا «ليست افراد حاضر در گروه قطعه سازان مستقل را براي همه قطعه سازان اعلام نمايند!»
طبيعي است كه تقريباً تمام اعضاء صنف، هم «جمعي از قطعه سازان» را ميشناسند و هم به زودي «مستقلها» را خواهند شناخت. و اتفاقاً به نفع ارتقاء انجمن است كه اين دو گروه بتوانند در چارچوب قواعد عادلانهي انجمن داري، براي كسب نظر اكثريت اعضاء انجمن دست به رقابت سازنده بزنند. اما مقايسهي دو بيانيه اين دو گروه نشان ميدهد كه گروه «جمعي از قطعه سازان» دنبال به هم ريختن كافه است و نه جذب اكثريت آراء رأي دهندگان. آيا در مورد اين ارزيابي هنوز شك داريد؟ به ادعاهاي مطرح شده در بخش اول بيانيهي آنان توجه كنيد:
«جمعي از قطعه سازان» در بخش اول بيانيهي خود، بعد از تشريح مشتنج شدن مجمع انجمن در تاريخ 12 ارديبهشت ماه 1390، چند حكم قطعي صادر كرده است كه از يكي از آنها بوي «خون» به مشام ميرسد. بخوانيد:
«. . . و در نهايت منتهي به از دست رفتن اختيارات برگزاري مجمع به وسيلهي همين هيأت مديره گرديد. . . »
كساني كه در بيانيهي خود رسماً اعلام ميكنند كه هيأت مديرهي انجمن ديگر اختيار برگزاري مجمع را ندارد، با صراحت دارند اعلام ميكنند كه در واقع اين گروه ديگر اجازهي برگزاري هيچ مجمعي را نخواهند داد. آيا چنين رويكردي براي به هم زدن هر نوع گردهمآئي مسالمت آميز و محترمانه ناشناخته است؟ آيا هنوز ترديد داريد كه «جمعي از قطعهسازان» - به هر دليل - تصميم دارند «كافه را به هم بريزند»؟.
آيا اين گروه از قطعه سازان موفق خواهند شد ساير اعضاء محترم اين صنف را مرعوب كنند و با قلدري كافه را به هم بريزند؟
بايد منتظر ماند و ديد كه «مستقلها» چه ميكنند و اكثريت اعضاء انجمن جانب كدام يك از اين دو گروه را خواهند گرفت؟ بديهي است، سرخوردگي، خستگي و عقب كشيدن از معركه، خواستهي اصلي گروههاي اقليتي است كه از قانونمداري و شفافيت مناسبات اقتصادي وحشت دارند. . .