دوگانه ی «تبعیت» و «تفکر» - لزوم پویایی جامعه و نبستن فضای نقد و اندیشه ورزی

0 views
Skip to first unread message

seyyed sajjad mousavi

unread,
Aug 13, 2014, 3:35:54 AM8/13/14
to
سلام
به شخصه نسبت به رهبر عزیزم نه تنها علاقه بلکه تعصب دارم! دقیقا به دلیل همین علاقه به کشورم و نظام و رهبرم دوست دارم واقعیات را ببینم و نسبت به سرنوشت مسائل کشور حساس باشم و آنچه را می فهمم بگویم و به توجیه گر اشتباهات و کم کاری های مختلف تبدیل نشوم (که متاسفانه بعضی از حزب الهی ها این گونه شده اند). دلایلی هم برای این نوع عملکرد دارم:
1. یکی از مهمترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر درباره ی مسئولین است.
2. تبعیت و ولایت مداری با این نوع نگاه خردورزانه و نقادانه به امور تضادی ندارد.
3. اختلاف نظر و انتقاد و بحث باعث پویایی جامعه می شود و این پویایی پیشرفت جامعه را سرعت می بخشد و پایدار و متعادل می کند.

درباره ی "امر به معروف و نهی از منکر مسئولین" کلیپ صحبت های رهبری خیلی راهگشاست که پیوست کردم و از اینجا هم قابل دانلود است: دانلود کلیپ
«البته امر به معروف و نهی از منکر حوزه‌های گوناگونی دارد که باز مهمترینش حوزه مسؤولان است؛ یعنی شما باید ما را به معروف امر، و از منکر نهی کنید. مردم باید از مسؤولان، کارِ خوب را بخواهند؛ آن هم نه به صورت خواهش و تقاضا؛ بلکه باید از آنها بخواهند. این مهمترین حوزه است.»

برخی از دغدغه مندان کشور که دوست دارند ولایت مدارانه عمل کنند در هر بحثی فورا پای رهبری را به میان می کشند و به نوعی می خواهند با مطرح کردن نظر رهبری بحث را خاتمه دهند و فصل الخطاب را نظر ایشان بگذارند. حالا بنده از صحبت های خود ایشان می خواهم ببینم نگاه ایشان به این مسئله چیست:

1- چیزی که شاید یکی از نقطه اوج های نگاه رهبری باشد این نامه است:

2- این مطلب بعد از صحبت های دیدار دانشجویی امسال در سایت رهبری منتشر شده: دوگانه «تبعیت» و «تفکر»

3- دیدار دانشجویی 93 (متن کامل):
«این سؤال مطرح است - که مواضع سیاسى افراد دانشجو یا تشکلهاى دانشجویى چگونه باید منطبق با نظرات رهبرى باشد؟ که این سؤال در اینجا هم به یک شکلى مطرح شد. به‌‌نظر من این سؤال خیلى سؤال موجهى نیست؛ این‌‌جور نیست که همه‌‌ى مواضعى که آحاد مردم - از جمله دانشجویان که جزو قشرهاى پیشرو هستند - اتخاذ میکنند، بایستى الگوگرفته و برگردان نظراتى باشد که رهبرى ابراز میکند؛ نه، شما به‌‌عنوان یک انسان مسلمان، مؤمن، صاحب فکر، باید نگاه کنید، تکلیفتان را احساس کنید، تحلیل داشته باشید - که من حالا عرض خواهم کرد - نسبت به اشخاص، نسبت به جریانها، نسبت به سیاستها، نسبت به دولتها، موضع داشته باشید، نظر داشته باشید. این‌‌جور نیست که شما باید منتظر بمانید، ببینید که رهبرى درباره‌‌ى فلان شخص، یا فلان حرکت، یا فلان عمل، یا فلان سیاست چه موضعى اتخاذ میکند که بر اساس آن، شما هم موضع‌‌گیرى کنید؛ نه، اینکه کارها را قفل خواهد کرد. رهبرى وظایفى دارد، آن وظایف را اگر خداى متعال به او کمک کند و توفیق بدهد، عمل خواهد کرد؛ شما هم وظایفى دارید؛ به صحنه نگاه کنید، تصمیم‌‌گیرى کنید؛ منتها معیار عبارت باشد از تقوا؛ معیار، تقوا باشد. تقوا یعنى اسیر هواى نَفْس نشدن در جانب‌‌دارى و طرف‌‌دارى یا در مخالفت و معارضه، در انتقاد یا در تمجید؛ این را رعایت کنید. اگر این رعایت شد، هم انتقاد خوب است، هم جانب‌‌دارى و تمجید خوب است: از شخص، از دولت، از فلان جریان سیاسى؛ از فلان حادثه‌‌ى سیاسى؛ هیچ اشکالى ندارد. البته اگر در یک زمینه‌‌اى نظرى هم از سوى این حقیر ابراز شد، آن کسانى که حسنِ‌‌ظن دارند و این نظر را قبول دارند، ممکن است این هم یکى از عواملى باشد که در تشخیص آنها دخالت خواهد داشت؛ لکن این به معناى این نیست که وظیفه‌‌ى افراد در مورد موضع‌‌گیرى‌‌ها و در مورد اظهارنظرها ساقط بشود؛ نه، هرکسى نگاه کند [و وظیفه‌‌اش را انجام بدهد]. عرض کردم معیار این است که با رعایت تقوا باشد؛ یعنى بدون گرایش به هواى نَفْس؛ اگر انتقاد میکنیم، اگر طرف‌‌دارى و جانب‌‌دارى میکنیم، اگر یک حرکت را، یک سیاست را تأیید میکنیم یا اگر رد میکنیم، واقعاً از روى احساس وظیفه و تکلیف و بدون دخالت دادن اغراض نفسانى [باشد]؛ این هم یک نکته‌‌ى دیگر.»

4- همچنین ایشان در سال 89 در دیدار دانشجویی ماه رمضان فرموده اند (متن کامل):
«اولاً در بین این برادران و خواهران اختلاف نظرهائی وجود داشت که به نظر من این اختلاف نظرها بسیار شوق‌انگیز است؛ همین خوب است. نظرات گوناگونی در زمینه‌های واحدی مطرح میشود و هر نظری استدلالی دارد، طرفدارانی دارد؛ این عرصه‌ای است برای فکر کردن، ژرف‌گرائی و ژرف‌یابی کردن و به حقیقت رسیدن. نه اینکه حالا شما منتظر باشید که من درباره‌ی مواردی که محل اختلاف است یا از من سؤال شد - که این اختلاف نظر در دانشگاه وجود دارد - حتماً یک حرف قاطعی بزنم که همان بشود فصل‌الخطاب؛ نه، یک جاهائی البته فصل‌الخطاب لازم است، که رهبری یا مقامی که سخنش فصل‌الخطاب است، آنجا حرف بزند؛ اما این از آن موارد نیست؛ اینها مواردی است که اغلبش هیچ نیازی به فصل‌الخطاب ندارد. یک اختلاف نظری هم وجود دارد؛ خوب، باشد؛ چه عیب دارد؟ من آن روز به مسئولین کشور که اینجا بودند، در یک مورد خاصی گفتم خوب، اختلاف نظر هست؛ اما اختلاف نظر فاجعه که نیست. این اختلاف نظر چه عیب دارد؟ یک وقت بحث سر این است که این شلیک را به طرف دشمن بکنیم یا نکنیم؛ اینجا بله، اختلاف نظر مشکل درست میکند. اما یک وقت قضیه اینجوری نیست؛ در مسائلِ نظری است، مسائل دامنه‌دار اجتماعی است؛ این اختلاف نظرها به نظر من شوق‌انگیز است؛ برای من که اینجور است. شماها که جوانید، بیشتر از کسی در سنین پیریِ من باید از این نظرات مختلف و استدلالهای گوناگون به شوق بیائید.»

البته من اصلا نگشتم و اینها چیزهایی بودند که یا مستقیما گوش داده بودم یا از قبل دیده بودم و احتمالا اگر بگردید چیزهای بیشتری هم پیدا کنید.
بنابراین دیدیم که ایشان نه تنها این نوع نگاه به مسائل را نمی پسندند بلکه دقیقا عکس آن را از ما خواسته اند. یعنی ما به جای اینکه برای اثبات نظر شخصی مان از رهبری هزینه کنیم و نظرمان را به ایشان بچسبانیم و با همین کار راه نقد دیگران را به حرف خودمان ببندیم، بایستی نظرمان را به نقد دیگران بگذاریم و حتی اگر می دانیم وقتی یک حرفی از رهبری می خواهیم بزنیم که دیگران به آن نقد دارند، از طرف خودمان مطرح کنیم تا اگر هم نقد شد به عنوان نقد نظر رهبری نباشد و در واقع از خودمان برای رهبری هزینه کنیم.
در مجموع به نظرم برعکس ما که می خواهیم همه را به یک نظر برسانیم (که فکر می کنیم نظر رهبری ست)، رهبری از اختلاف نظر و بحث و آزاد اندیشی و بحث در جامعه نه تنها استقبال می کنند بلکه ما را به آن تشویق می کنند! (شبیه این اتفاق در انتخابات ها هم می افتاد و بحث به این سمت می رفت که رای رهبری چیست ولی ایشان این فضا را بستند و گفتند چه کار دارید به رای من؟! بروید خودتان فکر کنید، بحث کنید و رای بدهید!)
با تشکر از دوستانی که با حوصله مطالب را خواندند، من در بحث حضوری با رفقا "لزوم پویایی جامعه و نبستن فضای نقد و اندیشه ورزی با طرح نظر رهبری به عنوان فصل الخطاب" را از طرف خودم مطرح می کنم ولی اینجا برای اثبات نظرم از آقا هزینه کردم(!) ولی از مخاطبین این ایمیل خواهشمندم در صحبت های رهبری بگردند و صحبت هایی خلاف این مطلب را پیدا کنند و نقدهای خودشان را هم بفرمایند تا اختلاف نظرها بیشتر باز شود و حسابی نقد شود! همچنین اگر از نخبگان جامعه چیزی در تایید یا رد این مطلب دیده اید خوشحال می شوم اگر هم نمی خواهید به گروه بفرستید به ایمیل شخصی من بفرستید.
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages