پوریا پورسرخ در مصاحبه با ما:وقتی بچه بودم به مسجدسلیمان آمدم

21 views
Skip to first unread message

mismycity

unread,
Jun 15, 2010, 4:34:34 AM6/15/10
to مسجدسلیمان
نسیم : پوریا پورسرخ رو همه می شناسند ولی برای آشنایی بیشتر خوانندگان
کمی بیشتر توضیح دهید ؟ پوریا پورسرخ متولد ۴ صبح روز چهارم تیرماه ۱۳۵۶
در محله جردن تهران متولد شدم ، فرزند اول خانواده ام ، دو خواهر و یک
برادر کوچکتر از خودم دارم ، که هر سه نفر آنها تحصیلات عالیه دارند .
مادرم معلم زبان است و پدرم بازنشسته شرکت نفت ، و باید بگم به خانواده
ام خیلی می بالم و خیلی دوستشون دارم.
نسیم : کمی از دوران کودکی ات بگو ؟ من در کودکی بسیار شیطون بودم ، با
این وجود درس هام عالی بود و به سادگی وارد دانشگاه شدم . از آنجا که
پدرم در شرکت نفت بود ، دوران دبستان را در شهرهای مختلف جنوب بودم .
دوران راهنمایی را در مدرسه شهید باهنر تهران و دوره متوسط را در
دبیرستان رازی گذرانده ام .
نسیم : مدرک تحصیلی ؟ در سال ۱۳۷۴ یک بار در کنکور تجربی شرکت کردم و
قبول شدم. اما حرف و حدیث ها تازه شروع شد . با اینکه من خیلی درس خوان
بودم خیلی ها شرکت کردن من در کنکور تجربی را به خاطر ضعف در درسها ریاضی
و فیزیک می دانستند به اصرار خانواده در کنکور ریاضی هم شرکت کردم . و
توانستم با رتبه ای بهتر قبول شوم . البته باید بگم پدر و مادرم به شدت
مخالف ادامه تحصیلم در رشته مهندسی کشاورزی بودند.
نسیم : پس درس خوان و سر به زیر بودی ؟ نه ، با وجود اینکه درسخوان
بودم ، ولی به هیچ وجه بچه آرام و سر به زیر نبودم تا آنجا که عالم و آدم
را از دست خود عاصی کرده بودم. و درس خوان بودنم مانع از برخورد اولیای
مدرسه می شد. به غیر از جغرافیا و انضباط ، همه نمره هایم در حد عالی
بودند ، در تمام دوران تحصیلیم از جغرافیا گریزان بودم و حتی یک بار
مجبور شدم با تک ماده قبول شوم . با وجود آن همیشه در درس هایی مثل
فیزیک ، ریاضی ، شیمی ، مثلثات و هندسه ۲۰ می گرفتم و کمترین نمره های
کارنامه ام همان نمره های انضباط و جغرافیا بود.
نسیم : چطور شد وارد دنیای بازیگری شدی ؟ همزمان با ورودم به مقطع دکترا
پیشنهاد بازی در سریال تلویزیونی « فرار بزرگ » را پذیرفتم و با این کار
وارد حرفه بازیگری شدم. شروع کار حرفه ایم از سال ۱۳۸۴ و با سریال وفا
بود.
در سریال وفا شخصیت ژوبین پناهی برای من یک شانس بزرگ بود. بخاطر سریال
وفا چندین ماه درگیر این پروژه بودم و حتی ۲ ماه را در لبنان سپری کردم .
با سریال وفا زندگی من وارد مرحله تازه ای شد . البته این اتفاق فرخنده
باعث شد فعالیت های تحصیلی ام ، مختل شود .
نسیم : گفتی بخاطر شغل پدرت در شهرهای مختلف جنوب و خوزستان بودی ؟ بله ،
البته این مال قدیم ها است ، آن وقتها خیلی بچه بودم .
نسیم : با توجه به اینکه پدرت کارمند شرکت نفت بود آیا تا کنون در
شهرستان نفت خیز مسجدسلیمان حضور پیدا کردی ؟ اتفاقاً یکی از شهرهای
انتقالی کار پدرم مسجدسلیمان بود و حتی چند ماهی در این شهر نفت خیز
زندگی کردیم و اما بدلیل بعضی شرایط نتوانستیم آنجا زندگی کنیم . البته
پدرم هنوز چند دوست خوب در مسجدسلیمان دارد .
نسیم : چه خاطره ای از مسجدسلیمان و یا خوزستانی به یاد داری ؟ خوب من
وقتی بچه بودم همراه خانواده ام به مسجدسلیمان آمدم و چیزی به آن صورت به
یادم نمی آید.
نسیم : چقدر با فرهنگ مردم خوزستان آشنایی و بنظرت مردم خوزستان چطور
آدمهایی هستند ؟ من در خوزستان زیاد نبودم ولی بخوبی با مردم و آثار آنها
آشنا هستم.
بسیار خونگرم و مهربانند ، هنرمندان آنها خلاق و با درایتند در واقع در
همه زمینه ها افراد برجسته خوزستانی در کشور تاثیر گذارند . من هم به
شخصه دوست شون دارم با خیلی از آنها دوستم .
نسیم : آیا تا به حال شده برای اینکه به ثروت و یا قدرتی باقی بمانی یا
بررسی پا روی اصول و مرام خودت بگذاری ؟ ( کمی مکث )
شما می توانید از دوستان نزدیک ام بپرسید ، من نیازی به پول و پست و مقام
ندارم ، برای هر چیزی که بدست آوردم تلاش کردم. سلامتی و در کنار خانواده
بودن توی زندگی مهمترین چیزه برام. تا بحال برای بدست آوردن چیزی به کسی
التماس یا اینکه همرنگ جماعت نشدم ، سعی کردم با تلاش بدست بیاورم . و
اگر به چیزی رسیدم خدا می داند حقم بود و براش تلاش کردم و البته در این
راه خانواده ام خیلی برام زحمت کشیدن .
نسیم : فکر می کنی چهره و فیزیک تاثیری در پیشرفت بازیگریت داشته ؟ البته
فکر می کنم تاثیر داشته ، در کنار چهره استعداد نیز ارزیابی می شود. ولی
در سینما چهره و فرم بدنی یک بازیگر بسیار مهم است .
نسیم : به نوع لباس پوشیدن و تیپت چقدر حساسیت داری ؟ راستش را بخواهی به
نظرم لباس یک قضیه شخصی است و هر کس حق انتخاب دارد. البته تا جایی که
تبدیل به ناهنجاری اجتماعی نشود. من ترجیح می دهم در مورد تیپ و سلیقه
لباس پوشیدن دیگران نظرند هم و دخالت نکنم . اصولاً تا چیزی نپرسند ، نظر
نمی دهم ، لباس معرف شخصیت آدم است. پس معلوم است که خودم روی آن حساسیت
زیادی دارم. سلیقه ام نسبت به فصل متغیر است . در فصل سرد لباس مشکی و
آبی را می پسندم . برای فصل گرم هم صورتی روشن را ترجیح می دهم . دوست
دارم لباسهایم اسپرت باشد تا کلاسیک .من رنگ جیغ را نمی پسندم نه برای
لباس و نه برای کفش.
نسیم : از بین نقش هایی که بازی کردی کدام نقشت را از همه بیشتر دوست
داری ؟ خوب من همه کارهایم را دوست دارم و براشون زحمت کشیدم بازی در
فیلم وفا ، صاحبدلان ، روز سوم ، رستگاران و … ، ولی نقش کاوه را در
سریال رستگاران از همه بیشتر دوست دارم . این شخصیت به عنوان یکی از نقش
های اصلی ، همواره در قالب تصویر نیست . جاهایی که باید حضور دارد و در
زمان هایی که لازم نیست ،دیده نمی شود . در واقع همه چیز در آن به
اندازه است .
نسیم : اگه یکی پیدا بشه از کل بازیات ایراد بگیرد ؟ از ته دل می پذیرم و
از او می خواهم ضعفهایم را توضیح دهد . تا در آینده آنها را رفع کنم .
البته اگر نقد منصفانه باشد.
نسیم : در بازیگری دنبال چی می گردی ؟ آرامش و لذت روحی
نسیم : بیشتر وقت زندگیت رو با کی می گذرونی ؟ با خانواده ام و دوستان
ام .
نسیم : کار با کدام کارگردان ایرانی رو بیشتر دوست داری ؟
همه کارگردانهای ایران برای من محترم اند و دوستشون دارم ، ولی بیشترین
کار هایم با آقای لطیفی و مقدم بوده و خیلی از همکاری باهاشون خوشحالم و
خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم.
اولین شکست : به استعداد خودم اطمینان دارم ، تا بحال شکست را تجربه
نکردم .
خدا : در همین نزدیکی هاست .
نوروز : تولد زمین ، سیزده روز دید و بازدید …
دروغ ۱۳ : بچه تهرون دروغ نمی گه
ناگفته ها : از خانواده ام که زحمات زیادی برایم کشیدن تشکر می کنم.
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages