نظرات دوستان و چند پرسش و پاسخ درباره مطلب خدا را بد معرفی نکنیم. او زود می بخشد.‎

3 views
Skip to first unread message

mighatemehr gorooh

unread,
Dec 30, 2011, 5:11:30 PM12/30/11
to


عضویت رایگان در گروه  |  درباره ی گروه اینترنتی «میقات مهر» 
|   پایگاه اینترنتی میقات مهر
_____________________________________________________

نظرات دوستان و چند پرسش و پاسخ درباره مطلب

خدا را بد معرفی نکنیم. او زود می بخشد.

======================================================

نظر یکی از دوستان (آقا ابوالفضل): rahgoza...@gmail.com

سلام.
مطلب بسیار امیدوار کننده ای بود. فقط یک چیزی...
شما چرا به هیچ آیه و یا حدیثی (با ذکر منبع) ارجاع نکرده اید که صرف
پشیمانی از گناه اصل گناه بخشیده می شود؟ من هنوز قانع نشده ام چون فقط
از زبان خودتان گفته اید و نه از زبان معصوم.
اینکه توبه حر پذیرفته شد بخاطر آن بود که رفت و جان داد و توبه اش عملی
بود. حالا اگر حر پشیمان می شد و از صحنه کربلا فرار می کرد آیا باز هم
توبه اش پذیرفته می شد؟
من هنوز هم معتقدم که توبه باید زبانی و قلبی و عملی باشد. اصولا توبه
زبانی معنی ندارد. توبه قلبی هم بدون عمل معنی ندارد. مثلا فردی گناه می
کند ولی قلبا از گناه خودش ناراضی است ولی می گوید که نفس بر من غلبه
دارد. خوب این حرف غیر قابل قبول است. گمانم توبه تنها زمانی پذیرفته می
شود که عملی باشد یعنی طرف دیگر به سراغ آن گناه نرود تازه می شود اول
توبه. و مراحل بعد نیز جبران گذشته است.
خوشحال می شوم اگر این نظرم درست نباشد و با آیات و روایات خلافش اثبات شود.
مطلب امیدوار کننده ای بود متشکرم.

======================================================

پاسخ نویسنده مطلب:

سلام برادر


آفرین که پیگیر شدید.

این هم حدیثی از معتبرترین کتاب شیعه:
الكافي (ط - الإسلامية)

َ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع‏ كَفَى‏ بِالنَّدَمِ‏ تَوْبَة
امام صادق علیه السلام فرمودند: برای توبه، پشیمانی کافی است. (كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2 ؛ ص426، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.)

در تفسیر آن آیه سوره مبارکه زمر که ارجاع داده بودم، نیز منابعی ذکر شده بود.

جبران گناه، توبه نیست بلکه ادامه ی توبه و بخشش الهی است. توبه ای قبول نیست که واقعا شخص هیچ پشیمانی نداشته باشد.

التایب من الذنب و یفعله کالمستهزء بربه
توبه ای را غیر قابل قبول دانسته که همزمان با فعل گناه همراه باشد وگرنه اگر کسی توبه اش را بعدا بشکند، دلیل بر این نیست که توبه اش قبول نبوده یا توبه بعدی اش قبول نخواهد شد.

وسایل الشیعه، ج 16، ص 78، باب وجوب اخلاص التوبه و شروطها ـ بحار الانوار، ج 6، ص 27، باب 20 التوبه و انواعها و شرائطها. تحف العقول، ص 196، :

در حدیثی جناب کمیل بن زیاد از استغفار سؤال می کند امام(ع) می فرماید: یک حرکت دادن(تحریک) دارد و یک حقیقت. تحریک آن جنباندن لبها و زبان است که  به دنبال آن حقیقت، می خواهد استغفار را تبعیت کند. جناب کمیل سؤال می کند که «ماالحقیقه؟» یعنی حقیقت استغفار کدام است؟ امام می فرماید: حقیقت استغفار آن است که قلباً آن را تصدیق کند [و فقط زبانی نباشد] و اراده کند که دیگر به سوی آن گناهی که از آن استغفار کرده است، بازگشت ننماید. (قلت مَا الْحَقِیقَةُ قَالَ تَصْدِیقٌ فِی الْقَلْبِ وَ إِضْمَارُ أَنُْ لَا یَعُودَ إِلَی الذَّنْبِ الَّذِی اسْتَغْفَرَ مِنْه‏)

مشاهده می کنید که توبه معلق بر جبران نیست.

بازهم موردی بود در خدمتم

======================================================

نظر آقا ابوالفضل نسبت به پاسخ نویسنده:


سلام

از حدیثی که ذکر کردید و توضیحات داده شده خیلی ممنونم. قانع شدم. بله
اینطور که پیداست حق با شماست و من از این بابت بسیار خوشحالم. از مطلب
بسیار امیدوار کننده تان ممنونم. از اینکه شماره تان را دادید سپاسگزاری
میکنم. انشا الله اگر در مسائل دینی شبهه ای ایجاد شد مزاحمتان می شوم.

در پناه خدا


======================================================

نظر آقا سید وحید: (svha...@gmail.com)


سلام
خدا قوت
با جزئیات مطلب شما مشکلی ندارم و تا جایی که متوجه شده ام بخشی از آیات و روایات در این زمینه را ذکر نموده اید.
اما آنچه که در مورد کلیت مبحث دارای اشکال می دانم، ناقص مطرح نمودن این بحث اعتقادی است که خود اشکال زا می باشد.
بنده به همراه گروهی از دوستان، طی یک کار مطالعاتی میدانی از گفتگو با جوانان معمولی سطح جامعه نکات بسیار مهمی در مورد دیدگاه های اعتقادیشان یافتیم که یکی از نکات مهم آن در زمینه توبه و بخشش خداوند این بود که اکثر جوانان خداوند را بسیار بسیار بخشنده می دانند که تقریبا همه را می بخشد. در نظر بسیاری از این افراد، خداوند بسیار بخشنده تر از آن است که بر گناهان ما(که همگی کوچک پنداشته می شوند) خرده بگیرد و عذابی متوجه ما کند.
می دانید چه نکته ای را در مطلبتان بسیار مغفول داشته اید؟
آنکه
1.    اولا «بدترین گناه»، گناهیست که آنرا کوچک بشماریم چرا که مخالفت با خداوند عظیم را مرتکب شده ایم،
2.    دوما توبه به شرط تصمیم و تلاش جدی برای عدم تکرار گناه قبلی است و
3.    سوما بدانیم که پس از هر گناهی ممکن است فرصتی برای توبه نداشته باشیم و هزاران سال در عذاب گناهی که آنرا کوچک شمرده ایم سپری کنیم
4.    و چهارماً توصیف درست پاداش و عذاب از لحظه قبض روح تا صحرای محشر و پس از آن در طبقه اول جهنم برای مسلمانان گناهکار.
باید بدانید که همانگونه که توصیف غلط توبه باعث تداوم برخی گناه در برخی افراد گردیده، توصیف ناقص شرایط توبه و توصیف غلط و ناقص از بخشندگی خداوند در مقابل گناهان نیز باعث گردیده تا بسیاری با تصور بخشش خدا به گناهان خود ادامه دهند و بنده فکر می کند دسته دوم بسیار بیشتر از دسته اول هستند. می توانید تحقیق کنید.

عذرخواهم از زبان تند انتقادی خود
با تشکر فراوان از زحمت شما
خدا خیررتان دهد.
خدا قوت


======================================================


نظر نویسنده (حجت):

با عرض سلام خدمت آقا سید وحید عزیز
از اینکه وقت شریف خود را به این موضوع مهم اختصاص دادید، بسیار سپاسگزارم.
از تأخیر خود پوزش می‌طلبم.
از نکات زیبایتان سپاسگزارم و با همه ی آن نکات موافقم و به آن ها معتقدم. علت آنکه در متن اصلی به این نکات اشاره نکرده بودم این بود که تمرکز موضوع بر روی بخشش در صورت توبه بود و نه بخشش در روز قیامت (برای کسی که توبه نکرده است)
البته درک می کنم که حضرتعالی به خاطر اینکه بحث بخشش به سبب توبه، ذهنیت غلطی نسبت به بحث بخشش در قیامت ایجاد نکند لازم دانسته بودید این دو بحث در کنار هم آید.
بنده هم به این لزوم معتقدم و مفتخرم خدمتتان عرض کنم که در لینکی که در آن پست به (اثبات اینکه با توبه هیچ گناهی نابخشودنی نیست) ارجاع داده بودم، چنین بیان شده بود:

مقدمه تنظیم کننده(حاجی کاظم): برخی تصور می کنند ممکن است به خاطر بزرگی گناهانشان، مورد بخشش خدای بزرگ قرار نگیرند. دلایل کافی داریم بر اینکه هیچ و هیچ گناهی وجود ندارد که نابخشودنی باشد. حتی در مورد حق الناس هم بلافاصله با توبه، گناه بخشیده می شود اما برای اینکه این بخشش باقی بماند، باید علاوه بر توبه، جبران کند. (مالی، آبرویی و ...) بازهم  اگر توان و امکان هیچ گونه جبرانی نداشته باشد، برای آن شخص دعا کند و صدقه دهد، خداوند روز قیامت از طرف او جبران می کند. البته همیشه یادمان هست که به خاطر گناه حتی یک لحظه هم توبه را عقب نمی اندازیم. زیرا اولا شاید دیگر طبع و قلبمان حس توبه پیدا نکند و ثانیا هر لحظه ممکن است جرس فریاد بردارد که بربندید محمل ها و فرصت دنیایی ما تمام شود. و یادمان باشد که واگذار کردن حتی یک گناه کوچک هم به قیامتی که پنجاه ایستگاه برای بررسی وجود ما وجود دارد که متوسط توقف در هر کدام هزار سال است.  به نظر می رسد عاقلانه اندیشیدن، اجازه تاخیر توبه نمی دهد.

مشاهده می فرمایید که در این موضوع باهم هم عقیده هستیم و علت آنکه اینگونه بر بنده خرده گرفتید، آن بود که لینک مذکور را مشاهده نفرموده بودید. البته توضیحات حضرتعالی این اشتباه حقیر را روشن کرد که باید آن توضیحات را در متن اصلی می آوردم تا به فرمایش شما، این دو قسمت مکمل هم باشند.
راجع به تصویر استفاده شده در پست هم به نظرم می رسد که زیر سن بلوغ باشند و ظاهرا خداوند برای این سنین، کشش شهوانی قرار نداده است.

چه کنم که آقایان اینقدر زیبا مناجات نمی کنند وگرنه حتما در این مورد تجدید نظر می کردم. بازهم شرعا و عقلا اگر دلایلی مورد نظر حضرتعالی باشد استفاده می کنم.

فقط می ماند یک نکته: به نظر بنده، خداوند در قیامت هم بخشنده و مهربان است اما اینکه عذاب را از عده ای بر نمی دارد، به علت ذات سوزنده وجود انسان گناهکار است و نه اینکه خداوند نخواهد بنده خویش را ببخشاید. به فرمایش بزرگان، اگر جهنمی را به بهشت هم برند، مانند قطعه ای از آتش خواهد بود که در باغی سرسبز گذاشته باشند. نظر حقیر این است که بخشش خداوند را که بزرگ است، بزرگ بیان کنیم و آثار ویرانگر گناه را که ویرانگر است، با تامل و تفکر و استفاده از وحی، به تصویر کشیم. اینگونه انسان مهذب خواهد شد.

بازهم از تذکر به جای شما سپاسگزارم.
بسیار کمک بزرگی برای بنده بود.
آرزوی الهی شدن روزافزون برایتان دارم.
خدانگهدار

======================================================

نظر آقای رضاییان (http://soozesokhan.blogfa.com)

سلام. شاید این از رجای بسیار ماست. من خودم همیشه وقتی از گناهی رو به
توبه می برم اینگونه بیان می کنم که: خدای این رحمت تو و این زود بخشیدنت
مرا گستاخ کرده است.
لذا یادم نمی رود یم بار هم چنین شعری سرودم:
" مرا چه غم ز گناهان که چون تویی دارم "
مطمئنم که این از همین رجای بسیار زیاد ماست. ما آن قدری که رجا داریم
خوف از خدا نداریم... چون راحت گناه می کنیم و راحت توبه

===================================

نظر نویسنده (حجت):


سلام برادر
اینکه مطلب که ما در رعایت تعادل خوف و رجا دچار افراط یا تفریط هستیم، نکته خوبی است که جای خود قابل بررسی می باشد اما مطلب حقیر، مطلب اعتقادی بود. نص روایات بود. حکم کلامی بود که با توجه به صفات الهی قابل حصول است.

بنده دغدغه شما را درک می کنم اما اگر باید یادمان باشد که خداوند جابر است، قادر است و تواب است.

===================================

نظر دوست عزیزم آقای علی نیک بخت (http://www.kholoud.blogfa.com):

سلام
مطلبت برای من خوب بود. چند روز پیش چو افتاد سلمان رشدی ترور شده
من طبق معمول یاد یک تقابل قدیمی افتادم دهه 60 که سلمان رشدی آن حرف ها رو بر علیه پیغمبر ثبت کرد جمهوری اسلامی در راس آن امام خمینی برخوری شلاقی کردند که برای من این روزها تعجب برانگیز است.آقای خامنه ای در خطبه های نماز جمعه تهران گفتند که اگر توبه کند بخشوده خواهد شد.طبق سند های تاریخی همان روز بعد ظهر امام پیام دادند اگر 7 بار با آب زمزم و کوثرو... پاک نمیشود که نمی شود!!!
حالا فرضاً اگر توبه کند خدا میپذیرد؟

========================

نظر نویسنده (حجت):



تا آنجایی که من می فهمم، طبق این مبانی، واقعا اگر توبه کند و پشیمان شود، توبه اش قبول است.
البته شاید توبه کردنش، حکم او را تغییر ندهد.

بازهم این را بگویم که بنده بخش هایی از آیات شیطانی را بررسی کرده ام. از شخصیت سلمان رشدی بر می آید که گرایشاتش به این راحتی ها به او امکان توبه نمی دهد.

شاید هم باید بیشتر مطالعه و بررسی کنیم.

این را هم بگویم که حکم ارتداد، برای کسی که از عقایدش برگردد نیست. برای کسی است که برگردد و شروع به تخریب معنوی مسلمین کند.

===================================

نظر برادر عزیزم آقای حق زاده
با سلام
در مورد سلمان رشدی که مطرح شد ، خداوند که توبه بندگانش را می پذیرد پس دلیل حکم امام خمینی برای سلمان رشدی چه بود ؟ در حالیکه وقتی پیامبر مکه را فتح کردند به ابوسفیان که از مخالفان سرسخت پیامبر بودند و بر علیه ایشان اقدامات تخریبی متعددی مرتکب می شدند امان دادند نه تنها امان دادند بلکه خانه ایشان را مانند مسجد الحرام ، خانه امن اعلام کردند و هر کس به خانه ابوسفیان می رفت در امان بود؟؟؟

===============================
پاسخ حجت:

سلام برادر
حکم ارتداد، چند شرط دارد.
شامل کسى می شود که از دین خارج شده و این خروج رابه صورت علنی ابراز و اظهار می دارد اما اگر قبلا مسلمان نبوده و ارتداد خود را ابراز و اظهار نکرده است مجازات نمی شود. زیرا اعتقاد یک امر قلبی است. بنابراین، مجازات مرتد به دلیل جرم و گناه اجتماعى اوست نه عقیده ‏ى شخصى وى.

آنان در معنای مرتد قید حجود را آورده اند.[3]
جاحد کسی است که با وجود علم به حقانیت (یا لااقل شک در آن) با وجود اتمام حجت، باز انکار می کند.[4] پس در ارتداد اظهار کفر یا شعار شرک، جحد یعنی چیزی که قلباً قبولش دارد ولی انکارش می کند، لازم است. حال اگر کسی مطلبی را که با استدلال علمی و از سر عقیده قلبی به آن رسیده باشد، جحد نیست و در زمرة مرتدان قرار نمی گیرد.[5]


[3] احکام مرتد از دیدگاه اسلام و حقوق بشر، ج 9، ص 171، به نقل از احکام مرتد، همان، 253.
[4] احکام مرتد در اسلام، همان، ص 228 و 281.
[5] همان، ص 254.

بنابراین شامل ابوسفیان نمی شود.

حکم جزایى مرتد این است که: مرتد فطرى اگر مرد باشد کشته مى‏شود و توبه‏ى او نزد قاضى قبول نمى‏شود، اما اگر مرد مرتد ملّى باشد نخست دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه کرد آزاد مى‏شود، و الّا کشته مى‏شود. زن مرتد، چه فطرى باشد چه ملّى، کشته نمى‏شود، بلکه دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه کرد آزاد مى‏شود، و الّا در زندان باقى مى‏ماند.

مرتد فطرى، کسى است که پدر یا مادرش در هنگام انعقاد نطفه‏اش مسلمان بوده‏اند و خودش پس از بلوغ، اظهار اسلام کرده، و سپس از اسلام خارج شده است.

مرتد ملّى کسى است که پدر و مادرش هنگام انعقاد نطفه‏ ى او کافر بوده ‏اند، و او پس از بلوغ، اظهار کفر کرده و سپس اسلام آورده، و مجدداً کافر شده است.


البته در آینده بحث مفصل و مهمی درباره فلسفه حکم ارتداد خواهیم داشت. صبور باشید.


===============================

داستان توبه مرد راهزن از زبان امام سجاد علیه السلام

على بن الحسين صلوات اللَّه عليهما فرمود:

مردى با خانواده‏اش مسافرت دريا كرد، كشتى آنها شكست و از كسانى كه در كشتى بودند، جز زن آن مرد نجات نيافت، او بر تخته پاره‏ئى از الواح كشتى نشست تا بيكى از جزيره‏هاى آن دريا پناهنده شد، در آن جزيره مردى راهزن بود كه همه پرده‏ هاى‏حرمت خدا را دريده بود، ناگاه ديد آن زن بالاى سرش ايستاده است، سر بسوى او بلند كرد و گفت:

تو انسانى يا جنى؟ گفت: انسانم، بی آنكه با او سخنى گويد، با او چنان نشست كه مرد با همسرش مينشيند، چون آماده نزديكى با او شد، زن لرزان و پريشان گشت،
به او گفت: چرا پريشان گشتى؟

زن گفت: از اين ميترسم- و با دست اشاره بآسمان كرد-

مرد گفت: مگر چنين كارى كرده‏ئى؟ (زنا داده‏ئى؟) زن گفت: نه، بعزت خدا سوگند.

مرد گفت: تو از خدا چنين ميترسى، در صورتى كه چنين كارى نكرده‏ئى و من ترا مجبور ميكنم، بخدا كه من بپريشانى و ترس از تو سزاوارترم، سپس كارى نكرده برخاست و بسوى خانواده‏اش رفت و همواره بفكر توبه و بازگشت بود.

روزى در اثناء راه براهبى برخورد و آفتاب داغ بر سر آنها ميتابيد، راهب بجوان گفت: دعا كن تا خدا ابرى بر سر ما آرد كه آفتاب ما را ميسوزاند، جوان گفت: من براى خود نزد خدا كار نيكى نمى‏بينم تا جرأت كنم. چيزى از او بخواهم.

راهب گفت: پس من دعا ميكنم و تو آمين بگو. گفت: آرى خوبست، راهب دعا ميكرد و جوان آمين ميگفت بزودى ابرى بر سر آنها سايه انداخت.

هر دو پاره‏ اى از روز را زيرش راه رفتند تا سر دو راهى رسيدند جوان از يك راه و راهب از راه ديگر رفت، و ابر همراه جوان شد.

راهب گفت: تو بهتر از منى. دعا بخاطر تو مستجاب شد نه بخاطر من، گزارش خود را بمن بگو، جوان داستان آن زن را بيان كرد. راهب گفت چون ترس از خدا ترا گرفت، گناهان گذشته‏ات‏ آمرزيده شد، اكنون مواظب باش كه در آينده چگونه باشى.

این داستان در معتبرترین کتب شیعه و به نقل از امام آمده است:

أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏3، ص: 113

توضیح علامه مجلسی درباره این حدیث در بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏67، ص: 362

 اين حديث شريف دلالت بر اين دارد كه ترك گناه كبيره در صورتى كه انسان قدرت انجام و ارتكاب آن را داشته باشد فقط از لحاظ ترس و خوف الهى از او دست بردارد باعث بخشودگى همه گناهان گذشته مى‏شود حتى اگر حق الناس باشد چون اين جوان شغلش راهزنى و غارت اموال مردم بود گر چه احتمال دارد كه اين بخشش و آمرزش گناه از جهت خوف و ترسى است كه همراه توبه و مراجعه بمردم براى پرداخت اموال و جبران حقوق آنان بوده است همان طورى كه از ذيل حديث استفاده مى‏شود



اصل مطلب را مجدد آورده ایم:

خدا را بد معرفی نکنیم. او زود می بخشد.

به قلم: حجت الله حاجی کاظم

می خواهیم نکاتی را پیرامون توبه بیان کنیم که بیان نادرست آن بسیار موجب اشتباه شده است.

خودتان خواهید دید که موضوع مهمی است. خواهش می کنم تا پایان بحث صبور باشید.


متاسفانه برخی به خاطر بی اطلاعی خود، آنقدر فضا را مه آلود کرده اند که گزاره های واضحی، تبدیل به ابهام شده است.

اگر کسی از دوستان نقدی به این مطلب داشتند، حتما خوشحال می شوم به بخش نظرات در آدرس ذیل ارسال نمایند تا بحث ادامه یابد.

1- ما اعتقاد قطعی داریم که با توبه، خداوند بزرگ بدون هیچ فاصله و معطلی انسان را می بخشد.

2- ما باور قطعی داریم که توبه همین پشیمان شدن معمولی است که من و شما می شناسیم و نیز ابراز آن.

3- ما باور قطعی داریم که با توبه همه و همه ی گناهان بخشیده می شود. حتی غیبتی که ترسیده اند حلالیت بگیرند تا مبادا دشمنی بیشتر شود، حتی حق الناسی که نتوانسته اند حق مردم را به او برگردانند. حتی گناهان فاحشی که به خاطر شهوت ها برای کسیی پیش آمده. حتی قتل نفس. حتی اگر این گناهان صدها بار تکرار شده باشد. حتی استعمال به مواد مخدری که جسم را به مرگ حتمی کشانده است. حتی گناهی که حد دارد اما با لطف خدا کسی از آن باخبر نشده است یا کسی هم اگر با خبر شده، با درایت کافی تصمیم گرفته عیب پوشی کند.

doa.jpg

4- ما باور قطعی داریم که توبه اولا برای هیچ کس هم غیر ممکن نیست. ثانیا به خودی خود سخت نیست. تنها از آن جهت گاهی سخت است که کسی گرایش هایش عوض شده و به سختی می تواند خود را درباره بازگشت به فطرت الهی اش قانع کند. اما وقتی گرایش های زیبا را با اندکی تامل پیدا کند، مورد عفو الهی قرار می گیرد.

5- قبول داریم که گناه در روح انسان تاثیرات عمیقا بدی می گذارد اما باور قطعی داریم خداوند با پشیمانی گناهکار، همه چیز را جبران می کند. به قول آیت الله جوادی، اینکه یبدل الله سیئاتهم حسنات، یعنی گناه را پاک می کند و به جایش تلاوت قرآن می نویسد.

مطمئن هستم برای برخی دوستان شبهاتی ایجاد شده است.

مطمئن هستم تعجب کرده اند.

مطمئن هستم شما هم شنیده بودید خدا حق الله را می بخشد اما از حق الناس نمی گذرد.

سعی می کنیم چند مورد از این شبهه ها را پاسخ دهیم. موارد دیگر را می توانید در نظرات وبلاگ (میقات مهر) بیان کنید.

اثبات برخی حرف هایمان:

1- در اثبات تعدادی از ادعاها، تنها به یک منبع ارجاع می دهیم. تفاسیر ذیل آیه 53 سوره مبارکه زمر که بخشی از تفسیر نمونه را در پست ذیل آورده بودیم:

2- بنده در مشاوره ها، بسیار دیده ام کسانی را که به گناهان زیادی گرفتار بودند و فقط به این خاطر که فکر می کردند خداوند توبه آنان را سخت می پذیرد، آن گناه را ادامه داده بودند. در حالی که هیچ گاه خداوند اجازه نمی دهد راه برای کسی مسدود شود. وگرنه هیچ دلیلی ندارد خداوند او را در دنیا نگه دارد. اینکه سیدالشهدا علیه السلام روز عاشورا دعوت به توبه می کند، به این خاطر نیز هست که اگر تک تک آن قاتلان توبه می کردند، راه برای بخشش باز بود. گناه خود حر کم نبود اما دیدیم چه زیبا بازگشت. مطمئنم نمی گویید که حر از اول خوب بود و این ها صحنه سازی بود.

فقط می خواستم بگویم اظهار نظرهای کارشناسی نشده برخی از ماست که موجب شده گناهانی ادامه یابد.

پاسخ به چند شبهه مهم:

1- اگر این طور است پس چرا زمانی که فرعون در دریا غرق می شد و گفت به خدایی که بنی اسرائیل به او ایمان آوردند، ایمان آوردم، ندا آمد که آیا الان ایمان آوردی؟ و از آیات بعدش استفاده می شود که توبه فرعون قبول نشد؟

پاسخ اینکه ما معتقدیم فرعون مرگ را به چشم دیده بود و از مرز دنیا عبور کرده بود وگرنه توبه فرعون نیز قابل پذیرش بود.

2- پس حق الناس چه می شود؟

پاسخ اینکه اگر کسی حق مردم گردنش است باید تمام تلاشش را برای جبران به کار ببندد و اگر چنین نکند، بازهم گناه کرده است. البته جایی که حلالیت طلبیدن موجب دشمنی بزرگتری است، گردنش ساقط است.

حال آمدیم و کسی قبل از آنکه بتواند جبران کند از دنیا رفت و کسی هم برایش جبران نکرد، مطابق روایت، روز قیامت خداوند طلبکار او را راضی خواهد کرد.

3- پس چرا برای برخی گناهان مثل عمدی خوردن روزه و ... کفاره می بندند؟ اگر کفاره را نتوانست ادا کند چه؟

پاسخ اینکه کفارات گناهان به منظور سرعت در جبران اثرات گناهان شخص وضع شده اما توجه داشته باشیم با توبه گناه بخشیده می شود. حال فرد باید شروع به انجام کفاره ها نماید. مثلا کسی که 20سال روزه خود را عمدا خورده، 20*30*60=36000 روز روزه باید به عنوان کفاره بگیرد. حال وقتی توبه کرد و شروع به گرفتن کفاره ها نمود، گناهانش قطعا بخشیده شده. اگر فرصت نکرد در باقی عمر خویش روزه ها را بگیرد، وصیت می کند برایش بگیرند و اگر این هم ممکن نبود، فقها می گویند اگر هیچ مقدارش هم نتوانست جبران کند، خداوند می گذرد.

4- اینکه برای گناهانی حدودی را تعیین کرده اند، برای بخشش آنان لزومی به اجرای آن حدود است؟ مثلا جوان مجردی که زنا کرده و حد او شلاق است اگر شلاق نخورده باشد، خدا توبه اش را می پذیرد؟

پاسخ اینکه هیچ کس نباید به خاطر گناهانی که حد الهی دارد به دادگاه مراجعه کند. حدود تنها برای این است که اگر گناهی علنی شد و مثلا 4 نفر دیدند کسی زنا کرده است و در کمال تاسف نپوشاندند و آمدند با صراحت نزد حاکم شرع شهادت دادند، برای حفظ حیات معنوی جامعه حد اجرا می شود. هرچند این حد به ارتقاء درجه گناهکار کمک می کند، اما دلیل بر آن نیست که اگر نباشد، گناه آمرزیده نشود.

5- در مورد روایتی که شرایط توبه را 6 شرط می داند چه می گویید؟

پاسخ اینکه ما تنها پشیمانی و ابراز آن به خداوند را در تعریف توبه می دانیم. بقیه یا حقوقی است که به هرحال گردن شخص بوده و مثل سایر تکالیف باید، تاجای ممکن و بر مبنای فقه جبران کند و اگر نتوانست، هیچ چیزی گردنش نیست و بعضی شرایط هم تنها موجب ارتقاء درجه می شود و ارتباطی به بخشش خداوند ندارد.

بازهم نظراتتان را بفرمایید تا شبهات دیگر را هم بررسی کنیم.

خواهش می کنم بیاییم خدای بزرگ را آن گونه که هست معرفی کنیم.

parvane.jpg



----------------------------------------------------------------------------
اگر احتمال می دهید برخی از حرف های این گروه برای دوستانتان نیز مفید است،
این ایمیل را به رسم ادای دوستی، به آنان نیز ارسال فرمایید.

-----------------------------------------------------------------------------


SubLOGO 3c.jpg

126.gifروش عضویت سریع:


کافیه از صفحه ایمیل خودتون، به آدرس

mighate-meh...@googlegroups.com

یه ایمیل خالی بفرستین. 

ozviat2.jpg

بعد از یکی دو دقیقه ایمیل خوش آمد گویی براتون ارسال می شه.

البته فرقی نمی کنه ایمیل شما گوگل، یاهو یا هر چی دیگه باشه.



----------------------------------------------------------------------------------------------------
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟               سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟
برایش صادقانه می نویسم:                        برای او که باید باشد و نیست.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
از توجهتان سپاسگزارم
-----------------------------
حجت الله حاجی کاظم

H.Haj...@Gmail.com
http://www.mighatemehr.ir
0919-97-100-96
---------------------------------
126.gif
SubLOGO 3c.jpg
ozviat2.jpg
parvane.jpg
doa.jpg
mighatemehr google group.jpg
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages