لوبیای سحر آمیز عاشق و معشوق
$$$اولین فرد باشید$$$
روش كاشت:برچسب زير گلدان را برداريد،لوبياي سحر آميز خود را بصورت افقي و بطوري كه محور زير لبه آن به سمت پايين قرار گيرد به اندازه يك بند انگشت داخل خاك بكاريد گلدان را در جاي معتدل و آفتابگير نگه داريد و روزي يك مرتبه و هردفعه به اندازه يك قاشق غذاخوري آن را آبياري كنيد.بعداز 4 الي 5 روز لوبياي شما سر از خاك بيرون آورده و شروع به رشد مي كند و پيغام خود را بر روي آن خواهيد ديد.
لوبيا را در گلدان ميکاريد ، آبياري ميکنيد ، پس از گذشت 5 روز لوبياي جادويي شما سر از خاک در آورده و پيغام عاشقانه خود را روي آن خواهيد ديد !!!!!! پيغام ها از اين قرارند : I love you , Miss you , Kiss you , Only you , Happy Brithday.
اول بخر بعد متن زیر را مطالعه بکن.
بخر،پشیمون نمی شی.
حالا داستان واقعی جک و لوبیای سحر آمیز را با هم می خوانیم(جنبه طنز دارد):
(بی جنبه ها نخونن)
ماجرای حقیقی جک و لوبیای سحر آمیز روزی روزگاری در دور دست ها ، در آن مکان که تلاجن شب و روز بیدار بودند ، جک و مادر بزرگ خویش در کلبه ای بس فقیرانه زندگی می کردند . ساده برایتان عرض نمایم ، جک و مادربزرگش از بدبخت ترین و بیچاره ترین مردمان روستای خویش بودند طوری که شب ها شام شان عبارت بود از مورچه و آب که به آن سوپ مورچه نیز می گفتند . جک و مادربزرگش از مال دنیا فقط و فقط گاوی داشتند شیر ده که فی الکل الیوم فقط یک لیوان شیر می داد و بس . مادر بزرگ روزی رو به جک چنینی ابراز داشت : " ای جک عزیز ، در وضعیت بسیار بدی قرار داریم و می دانی که زندگیمان رو به نابودیست . این گاو را بستان و به کشتار گاه ببر و وی را بفروش و با پول آن مقداری نان و گوشت تهیه کن و باقی مانده را به بانک پارسیان برده و در حساب بلند مدت ، با سود مـــاهـــــیانه 17 % بگذار ، باشد که پولدار شویم . " جک از خدا بی خبر گاو را گرفت و به سوی کشتارگاه روانه شد . در راه پیرمردی در لباس خزیده را دید . از کنار ایشان رد می شد
ناگهان از ابر ها گذر کرد و به دنیایی جدید رسید . از ساقه ی لوبیا خود را به سوی زمین آن جهان پرت کرد و در دوردست ها (همانجا که تلاجن بیدار بودند) قصری دید که شکوه و عظمتش همانند هزاران قصر بود . دوان دوان به سوی قصر رفت . ناگهان در قصر بگشوده شد و غولی عریض و طویل به بیرون جست. صدایش همچو خرس بیابان و دندانش هایش همچون ببر کوهستان. جک که در قصر را باز دید خود را در آن انداخت و وارد گشت . غول کوچکتری دید که جنس مونث بود . غول ماده ناگهان برگشت و جک را دید و فریادی کوتاه کشید : " ای جوانک اینجا چه می کنی ؟ تا چند ساعت دیگر آقا غوله سر می رسد و اگر تو را ببیند دهانت را آسفالت می کند . بدو و قایم شو تا من برای آقا غوله غذا طبخ نمایم " جک به درون یکی از اتاق ها رفت که اتفاقا اتاق آقا غوله بود . به روی میز آقا غوله جست و 3 دید که از تعجب شاخ در آورد : · گوشی همراه با سیم کارت ایرانسل با شارژی معادل 2 میلیون تومان · دستگاهی که با زدن یک دکمه از توی آن شارژ 2 هزار تومانی در می آمد · کیسه ا
جهت كسب اطلاعات كاملتر و ارتباط با فروشنده، مشخصات خود را در فرم زیر وارد نموده و دکمه ثبت سفارش را کلیک کنید تا مشخصات فروشنده به شما نشان داده شود. سپس شما می توانید با فروشنده مربوطه از طریق ایمیل یا تلفن تماس ارتباط برقرار کنید و راهنمایی کامل را درباره مشخصات محصول و نحوه دریافت آن دریافت کنید.
با تشکر