matlebe ba hal,مطالب با حال و متنوع

0 views
Skip to first unread message

saha 1

unread,
May 15, 2011, 1:07:05 AM5/15/11
to
ناپلئون و مرد پوست فروش !
هنگام حمله ی ناپلون به روسیه دستهای از سربازان او در مرکز شهر کوچکی از آن سرزمین همیشه برف در حال جنگ بودند. ناپلون به طور اتفاقی از سواران خود جدا میافتد و گروهی از قزاقان روسی رد او را میگیرند و در خیابانهای پر پیچ و خم شهر به تعقیب او میپردازند. ناپلون که جان خود را در خطر میبیند پا به فرار میگذارد و سر انجام در کوچهای سراسیمه وارد یک دکان پوست فروشی میشود. او با مشاهدهی پوست فروش ملتمسانه و با نفسهای بریده بریده فریاد میزند: "کمکم کن، جانم را نجات بده کجا میتوانم پنهان شوم؟"

برای ادامه مقاله لطفاً اینجا کلیک کنید


مطالب جدید و خواندنی دیگر وبلاگ ما



شکار لحظه ها (عکس

نکاتی مفید برای افزایش تمركز

اسمش را نیار، خودش را بیار
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages