You do not have permission to delete messages in this group
Copy link
Report message
Show original message
Either email addresses are anonymous for this group or you need the view member email addresses permission to view the original message
to
ناپلئون و مرد پوست فروش ! هنگام حمله ی ناپلون به
روسیه دستهای از سربازان او در مرکز شهر
کوچکی از آن سرزمین همیشه برف در حال
جنگ بودند. ناپلون به طور
اتفاقی از سواران خود جدا میافتد و
گروهی از قزاقان روسی رد او را میگیرند و
در خیابانهای پر پیچ و خم شهر به
تعقیب او میپردازند. ناپلون
که جان خود را در خطر میبیند پا به
فرار میگذارد و سر انجام در
کوچهای سراسیمه وارد یک دکان پوست
فروشی میشود. او با مشاهدهی پوست
فروش ملتمسانه و با نفسهای بریده
بریده فریاد میزند: "کمکم کن، جانم
را نجات بده کجا میتوانم پنهان شوم؟"