(ای پسر روح ) هر طيری را نظر بر آشيان استو هر بلبلی را مقصود جمال گل مگر طيور افئدهعباد که بترابفانی قانع شده از آشيان باقی دور ماندهاندو بگِلهای بعد توجّه نموده از گلهای قرب محرومگشتهاند * زهیحيرت و حسرت و افسوس و دريغکه بابريقی از امواج رفيق اعلی گذشتهاند و از افقابهی دور ماندهاند *