
تحقیقات نشان میدهد، انسانها به محض احساس خستگی، قبل از هر چیز با خود مرور میکنند که آیا شبهای قبل به اندازهی کافی خوابیدهاند یا خیر. اما کارهای کوچک زیادی وجود دارد که انجام دادن یا انجام ندادن آنها میتواند خستگی بیشتر یا کمتری را در طول روز برای ما به همراه بیاورد.

وقتی خسته هستیم کمتر نرمش میکنیم و فکر می کنیم با کم کردن فعالیت فیزیکی، ته ماندهی انرژی خود را ذخیره کردهایم! بر اساس تحقیقی که در دانشگاه جورجیا انجام شده است، نرمش هفتگی فقط در حد سه روز در هفته و هر روز بیست دقیقه، میتواند پس از یک ماه و نیم، احساس خستگی را کمتر کرده و احساس انرژی داشتن را در هر یک از ما ایجاد کند. نرمش منظم با رساندن اکسیژن و مواد غذایی به بافتها، زمینه کاهش خستگی را فراهم میکند.
ما به اندازهی کافی آب نمینوشیم. از دست دادن بخشی از آب بدن، حتی در حد ۲٪، میتواند تاثیر محسوس روی سطح خستگی ما داشته باشد (تحقیق آمی گودسن).
بر اساس گزارش گودسن، کاهش آب بدن، موجب کاهش حجم خون و افزایش غلظت آن
میشود که به تبع آن، کارایی قلب در پمپاژ خون کاهش مییابد. طبیعی است که
در این حالت اکسیژن و مواد غذایی به اندازهی قبل به اندامها و بافتها
نمیرسند. گودسن در تحقیقات خود پیشنهاد میکند هر کس به ازاء هر کیلوگرم
وزن خود، در طول روز مناسب است ۳۰ سی سی آب بنوشد. به عبارتی فردی با وزن
۵۰ کیلوگرم، باید یک و نیم لیتر آب در روز بنوشد.
گاهی به اندازهی کافی، آهن به بدن ما نمیرسد. کمبود
آهن میتواند احساس لختی و خستگی، ضعف و عدم تمرکز را ایجاد کند. همچنین
کسانی که کمبود آهن دارند، زودتر ممکن است عصبانی شوند. دلیل این امر هم،
مانند بسیاری از موارد دیگر، به دلیل کاهش اکسیژنی است که به ماهیچهها و
سلولها میرسد. طبیعی است که کمبود آهن ممکن است به خاطر رژیم غذایی
نامناسب یا به خاطر بیماریهای مختلف باشد که در حالت دوم، بررسی و نظر
پزشک لازم خواهد بود.
کمالگرایی میتواند دلیلی برای احساس خستگی دائمی باشد.
کسانی که کمالگرا بوده و تلاش میکنند هر کاری را به بهترین شیوه قابل
تصور انجام دهند (که معمولاً هم امکانپذیر نیست) انرژی و وقت بیشتری را
صرف کار میکنند و این میتواند برای آنها خستگی دائمی به همراه داشته
باشد. دانشمندان ضمن تاکید بر اهمیت انتخاب هدفهای چالشبرانگیز،
توصیه میکنند که اهداف غیرقابل دسترس نداشته باشیم. یکی از راههای
مناسب، تعیین محدودیت زمانی برای هر کار یا پروژه است. اگر شما روی جزئیات
گزارشی که مینویسید حساس هستید و بارها آن را مرور میکنید، شاید راه
مناسب این باشد که با خود بگویید من تحت هر شرایطی، بیشتر از ۲ ساعت برای
این گزارش وقت نخواهم گذاشت.
نگرانیهای بیهوده میتواند عامل مهمی برای خستگی باشد.
اگر هر فریاد مدیرتان، برای شما خطر اخراج را تداعی میکند، اگر هر شب
منتظر هستید که داعش به ایران حمله میکند یا نه، اگر هر روز صبح خیابان را
نگاه میکنید تا ببینید بالاخره ماشینتان را دزدیدند یا این کار را قرار
است در روزهای آتی انجام دهند، اگر هر روز نگران تصادف فرزند خود در مسیر
خانه به مدرسه هستید، قطعاً این اضطراب دائمی شما را خسته و فرسوده خواهد
کرد. بیرون رفتن از خانه، کمی نرمش کردن، اجتناب از خواندن اخبار حوادث و
سوانح (که بر خلاف تصور برخی که آنها را آگاهی بخش میدانند، کارکردهای
منفی آنها خیلی بیشتر است) و مطرح کردن دغدغهها با سایر دوستان، میتواند
در کاهش این نگرانیها موثر باشد.
نخوردن صبحانه میتواند باعث خستگی شود. بعضی
از ما احساس میکنیم که شامی که شب خوردهایم، ذخیره شده تا انرژی صبح ما
را تامین کند. در حالی که غذای شب، انرژی کار کردن قلب و خونرسانی به بدن
در طول مدت خواب را تامین کرده و صبح هنگام، نیازمند انرژی و سوخت تازهای
برای بدن خود هستیم. طبیعی است که هر یک از ما، بر اساس ذائقه خود، نوع
متفاوتی از صبحانه را انتخاب میکنیم. اما به هر حال، شیر کم چرب، میوه جات
و سایر غذاهای سالم، میتوانند گزینههای خوبی برای راه انداختن جدی تری
سیستم متابولیسم باشند.
عادتهای کاری نادرست هم میتوانند منشاء جدی خستگی باشند.
دفتر کار شلوغ، قدرت تمرکز و همینطور پردازش اطلاعات را از مغز ما
میگیرد. کار کردن در روزهای تعطیل، چک کردن ایمیلها در کافی شاپ و زمانی
که قرار بوده صرف استراحت شود، پاسخ دادن به تلفن در تمام ساعات شبانه روز،
نمونه دیگری از عادات نادرستی هستند که فرصت استراحت را از بدن و مغز
میگیرند. تغییر ساعت خواب در روزهای تعطیل هم میتواند
موجب بروز خستگی شود. دیر خوابیدنها و دیر بیدار شدن، عادت زمانی بدن را
به هم میریزد و یکی دو روز زمان لازم خواهد بود تا بدن دوباره به ساعات
کار هفته عادت کند. قطعاً روزهای تعطیل نیازمند خواب و استراحت هستیم، اما
شب بیداریهای طولانی میتواند تاثیر واقعاً نامطلوبی داشته باشد.
وابستگی بسیار زیاد به کافئین هم میتواند تبعات نامطلوبی داشته باشد.
استفاده متعادل از کافئین بد نیست. روزانه سه فنجان قهوه، مشکل خاصی در
روند زندگی ایجاد نمیکند. اما اگر در تمام مدت روز از کافئین برای حفظ
هوشیاری خود استفاده میکنید، مجبور خواهید بود هزینههای متعددی را به
صورت خستگی و بیخوابی بپردازید. کافئین، مانع کارکرد درست آدنوزین میشود.
مادهای که با انباشته شدنش، ما خوابالوده میشویم. نیمه عمر قهوه بالاست.
حتی قهوهای که شش ساعت قبل از خواب خورده میشود، روی کیفیت خواب تاثیر
میگذارد. مصرف قهوه را در بعد از ظهر هر روز متوقف کنید و اثرات
شگفتانگیز آن را ببینید.
موبایل و تبلت و لپتاپ، وسایل خوبی برای همبستری نیستند!
ملاتونین هورمونی است که سیکل خواب و بیداری ما را تنظیم میکند. خیره شدن
به صفحهی موبایل و لپ تاپ و تبلت و خواندن آخرین ایمیلها و آخرین
عکسهای اینتساگرام و خبرهای روزانه و …، روی سطح ملاتونین تاثیر میگذارد.
البته تحقیقات نشان میدهد که حساسیت انسانها به نور صفحات نمایش ابزارهای
دیجیتال از فردی به فرد دیگر متفاوت است. اما ایدهی بدی نیست که از بردن
این وسایل به رختخواب اجتناب کنید! اگر ترک این عادت خود موجب «بیماری»
میشود، لااقل صفحهی نمایش این وسایل را با فاصلهای بیش از ۳۰ سانتیمتر
نسبت به چشم خود نگه دارید.
آنچه خواندید خلاصهای از گزارشی بود که اخیراً نشریه تایم منتشر کرده است
چند نکته اضافه می کنم:
یکی از عواملی که می تواند ایجاد خستگی کند، توجه زیاد به اتفاقات گذشته،
بهمراه درد و رنج و خشم است. افکار منفی باعث می شوند مغز ماده آرامبخشی
برای متعادل کردن بدن ترشح کند. بعضی از افراد به مرور زمان به آن ماده
آرامبخش معتاد شده و خود به سراغ خاطرات تلخ قدیمی می روند تا از لذت آن
ماده آرامبخش بهره مند شوند.
آیا تونستم منظورم رو درست برسونم؟
یک عامل دیگه داشتن وسواس نسبت به درستکار بودن خود و افراد دیگر است. اگر
مرتبا داریم چک می کنیم که آیا دیگران آنقدر که ما انتظار داریم درستکار
هستند یا نه و بعد در موردش حرص می خوریم، واقعیتش فقط داریم خودمان را
خسته میکنیم!
خب دیگران خود را مسئول نمی دانند که بر اساس خط کش کمال گرایانه ما عمل کنند.
تغییر مکانیزم اندیشه و بهبود مهارتهای فردی با توجه به راه حلهایی که علم
روانشناسی ارائه می دهد، کمک بسیار زیادی می کند. این تغییر نمی تواند
معجزه آسا و بسرعت اتفاق بیافتد و صبر و پایداری زیادی نیاز دارد. یک نکته
اینکه در هنگام مطالعه مطالب روانشناسی دنبال این نباشید که این مطلب چقدر
بدرد فلانی می خورد، بدنبال این باشید که کدام نکته در مطلب بدرد شما می
خورد.
جسارتا مطلبی که در مورد آب ذکر شده برای تمام بدن ها صادق نیست و یک پزشک
طب سنتی حاذق می تواند تشخیص دهد که چقدر آب برای یک بدن نیاز است.
بهتر است ورزش را از حالت سبک شروع کنید، اما پس از مدتی مناسب (بسته به
شرایط بدنی تان) آنرا به حدی برسانید که در اثر ورزش عرق کنید. اینکار
مستلزم اینست که برای مدتی بیش از ۲۰ دقیقه، ضربان قلب شما بالا بماند. می
دانم این برای افراد کتابخوان این سایت کار شاقی محسوب می شود! اما واقعیتش
تا عرق نکنید سم ها از بدن شما خارج نمی شوند.
چند راهکار دیگه:
خوشحال باشید. نکته اینکه اهل تفکر بدشان نمی آید در لاک غمگینی خود فرو بروند.
خودتان باشید و نقش بازی نکنید.
به دیگران محبت کنید و بگذارید آنها به شما محبت کنند.
خب قبل از اینکه حوصله تان سر برود، آخرین نکته را بگویم و آن اینکه، حذف نان و برنج از نهار و شام، تاثیرش برای من باور نکردنی بود.
بهترین دعایم برایتان:
خسته نباشید!
.