کارکرد پنهان و آشکار (Manifest and Latent Function)؛ کارکردهای آشکار آنهاییاند که با قصد قبلی صورت میگیرند، در حالیکه کارکردهای پنهان بدون قصد قبلی انجام میگیرند. برای مثال در آمریکا، کارکرد آشکار بردهداری، افزایش بازدهی اقتصادی جنوب بود، اما کارکرد پنهان آن ایجاد یک طبقه محروم بود که برای افزایش منزلت اجتماعی سفیدپوستان جنوب، از غنی گرفته تا فقیر، کار میکردند. گیدنز به تعبیری دیگر تمایز کارکرد آشکار و پنهان را از دید مرتن چنین بیان میدارد: کارکرد آشکار کارکردهایی هستند که برای شرکتکنندگان در نوع ویژهای از فعالیت اجتماعی شناخته شده و مورد انتظار است. کارکردهای پنهان نتایج آن فعالیت هستند که شرکتکنندگان از آن آگاه نیستند.
مرتن این نکته را آشکار کرد که پیامدهای پیشبینینشده و کارکردهای پنهان، یکی نیستند. یک کارکرد پنهان هرچند که نوعی پیامد پیشبینینشده است، اما پیامدی است که برای یک نظام معین خاصیت کارکردی دارد. پیامدهای پیشبینی نشده دو نوع دیگر نیز دارد: «نوعی که برای یک نظام معین، کژکارکرد آشکار و پنهان دارد» و «نوعی که خاصیتی برای نظام ندارد، یعنی نه تأثیر کارکردی بر آن میگذارد و نه تأثیر کژکارکردی، در واقع پیامدهای فاقد کارکردند.»