این صفحه، مخصوص کسانی است که برای نخستین بار وارد این وبلاگ می شوند و احتمالا نمی دانند چه خبر است؟ یا همه چیز را در یک جمله کوتاه می خواهند بخوانند، هلو، برو تو گلو! شاید هم کمی از شلوغی وبلاگ نگران شوند یا مثلا حال و حوصله گشتن در صفحات وبلاگ را نداشته باشند! در اینجا، چند نکته کلی برای راهنمایی در مورد محتوای وبلاگ، عرضه می شود.
وبلاگ دو بخش کاملا جداگانه دارد. اولی post های وبلاگ است، آرشیوی از کامنتهای جمع آوری شده از وبلاگی که لینک آن، در انتهای صفحه موجود است.
مطالب post ها، آخرین و جدید ترین موضوعات را شامل می شود
و به صورت طبقه بندی شده نیز قابل دسترسی است مانندقرآن کریم ، اقوام ساکن کشور ایران ، هخامنشیان و دیگر موضوعات
مشابه. در گوشه پایین سمت راست، فهرست موضوعی یادداشت ها را می بینید.
بخش دوم، مطالب اصلی است در صفحات مجزایی با محورهای نسبتا مستقل که در بالای وبلاگ، لیست شده اند و در 9 گروه قرار داده شده است بدین شرح:
پشت پرده گردانندگان فرقه های مذهبی،گروه های سیاسی- اجتماعی
تورات و انجیل؛ از وحی منزل الهی و هدایتگر تا انسان نوشته ضلالت
قرآن؛ تنها راهنمای هدایت،سعادت و تنها کتاب معتبر آسمانی حال حاضر
فرهنگ و تمدن ایران: دروغ های باستان شناسان و مورخان خارجی
فرهنگ و تمدن بشری ؛ بازیچه ی دست مثلا روشنفکران بین المللی
هویت ایرانی؛ تمسخر هویت هموطنان توسط بی وطنان بی هویت
پوریم؛پاشنه آشیل توطئه های جهانی، شاه کلید سوالات بی پاسخ انسانی
سیاست، حربه پشت پرده مزدوران خبیث برای دکوربندی دموکراتیک تبلیغی
مسایل متفرقه تاریخ و فرهنگ و ادب و سیاست ایران و مذاهب و ادیان
حال باید بر اساس علاقه مندی، انتخاب کرده و روی یکی از گزینه ها کلیک نمایید. در صفحه جدید، فهرست مقالات آن موضوع را مشاهده می کنید.
همچنین بخشی از نوشتجات خاص نیز به صورت :
______________________________________________________________
اسلام و شمشیر ترکی و فارسی قلم و نگارش کتیبه بیستون حمله اعراب آنوسی خاخام دانشگاه شیکاگو
______________________________________________________________
در زیر محورهای مطالب اصلی، فهرست شده اند. این نکات، پربازدید بوده و به همین دلیل مجزا شده اند.
اما اگر این راه را هم نمی خواهید، مختصر و مفید، در یک کلام و خلاصه همه مطالب را به صورت فشرده ترجیح می دهید، ذیلا عرضه می شود، در هر موردی هم که اسناد مربوطه را خواستید، می توانید به فهرست موضوعی یا لینک های متعدد مراجعه کنید.
در
حوزه تاریخ، یهودیان اسیر شده در بابل، با هم پیمان شدن با گروهی از جنگجویان
خونریز و وحشی و احتمالا اسلاوی تبار در شمال منطقه بین النهرین، در
قالب خیانت و توطئه یهودیان از درون و توحش جنگجویان اجیر شده از بیرون ( اسب
تروای یهودیان) ، به بابل و شهرهای منطقه خاورمیانه کنونی (محدوده عراق و ایران
کنونی) ، یورش برده و تمام ملت را، همگی و بدون هیچ استثنا و ترحمی، قتل عام کرده
اند و منطقه وسیع مورد نسل کشی، تا حوالی دو - سه قرن پیش، متروک و خالی از سکنه
بوده است. یهود، به این نسل کشی خود، عنوان عید پوریم PURIM داده و هر ساله جشن می
گیرد. نتیجه این نسل کشی، سکوت محض انسانی در منطقه است که هیچ بنی بشر و
جنبنده ای در این اقلیم زیست نکرده است تا یکی دو قرن اخیر. اسناد و دلایل اثباتی
این موضوع در بخش پوریم که لینک آن در بالا موجود است، قرار دارد.
به
دلایلی، یهودیان تصمیم می گیرند قتل عام خود را مخفی کنند و با ارسال گروه های
انسانی به منطقه پوریم زده از حدود سه - چهار قرن پیش، تحرک و پویایی زیستی آن را
بازگردانده و مناطق پوریم زده، به مرور از دو سه قرن پیش، شروع به جمعیت گیری می
کنند و گروهی نظامی که آن ها نیز به نام قاجاریه شناخته می شوند، به عنوان سرکرده
بخش ایرانی، به ایران ارسال می شود. بنابراین از فاصله پوریم در 2500
سال پیش تا دوران معروف به قاجار، منطقه ایران، به علت نسل کشی ایرانیان
در عید پوریم یهودیان، غیر مسکونی بوده است.
در
کنار شهر سازی های اولیه، مقداری نیز قصه و افسانه و شعر و داستان (مانند دیوان
های شعرا و متون ادبی نظم و نثر، شاهنامه، ... ) تولید می شود، چرا که مواد
اولیه و نیاز خاصی برای تولید نداشته و با چند نویسنده داستان پرداز، قابل تولید است
و به کمک ماموران فرهنگی تحت حمایت گماشتگان نظامی و قدرتمند خود، می توانسته اند
منتشر و تبلیغ سازند حال آنکه به علت سختی و صعوبت کار، قادر به تولید نمایه
های سازه و ساختمانی خاصی نبوده اند، به عنوان مثال، در کنار انبوه شاعران و
حکیمان و فیلسوفان، یک صدم آنها هم بناهای باستانی و کهن و قدیمی از دوران پوریم
تا قاجاریه، موجود نیست و در عین حال که حمله اعراب به ایران را ساخته اند، اما
دریغ از یک مسجد و حمام قدیمی. در کنار این اقدامات جاعلانه تاریخ ساز، بخشی دیگر
از گماشتگان، برای پر کردن خلا تمدنی این نسل کشی، پروژه انتساب هر گونه کشفیات
باستانی به دوران هخامنشی تا صفویه را اجرا می کنند و هر زمان یافته جدید باستانی
پیدا می شود، آن را به دوران خاصی منتسب می کنند، آن هم بدون ارائه هیچ دلیل
خاصی. بدین ترتیب، با ساخت روکشی از
تمدن نوظهور اما کهنه و قدیمی نمایانده، هم جنایت خود را مخفی کنند و هم منافع دیگر
خود را به دست آورند، مانند ساخت کشوری که در رفتار و عمل، تمایلات غیر اسلامی اما
در حرف، صاحب ادعاهای گزاف است و یا ادعای تمدن عظیم و دروازه تمدن را می نماید
اما قادر به معرفی یک معماری خاص ملی نیست، از همزیستی هزاران ساله اقوام
ساکن حرف می زند اما قادر به توضیح علت اختلافات تند قبیله ای و عدم اتحاد در طول
هزاران سال و کسب شناخت از همدیگر نیست، و قس علیهذا.
برای نمونه، بنای تخت جمشید، بر اساس مشاهدات عینی و گزارش رسمی سازمان نظام مهندسی (متن گزارش در همین وبلاگ موجود است) ، نیمه کاره بوده اما به دروغ، ادعاهای گزاف در مورد آن گفته می شود. پاسارگاد نیز در نیم قرن اخیر، طی پروسه ای که چندین مزدور و یهودی در آن شکست خوردند، سرانجام به دست دیوید آستروناخ (باز هم یهودی) ساخته شده است. این کارهای ننگ آور و خیانت بار در مورد تخت جمشید، پاسارگاد، ساسانیان، حمله اعراب به ایران، ساخت بنی امیه و بنی عباس و قیام خراسان و غیره، صورت گرفته است. اقدامات داخل کشور، هماهنگ با تلاشهای بزرگ یهودیان در سطح بین المللی به منظور اختفای نسل کشی یهودیان بوده که امروزه، عید پوریم خوانده و جشن گرفته می شود و مثلادانشگاه شیکاگو نیز بخشی از پروژه را به عهده داشته چنانچه اقدام به جعل و حک جدید کتیبه نموده است. نمونه ای از جل کتیبه، ساخت جاعلانه کتیبه بیستون در قرن اخیر و انتساب آن به داریوش در 2500 سال قبل است. هخامنشیان که احتمالا نام خود را از حاخام و خاخام (روحانی یهودی) گرفته است، نام مزدوران عامل نسل کشی است. اشکانیان در واقع گروهی از یونانیان بوده است که بعد از تخریب یونان به دست روم، به منطقه خالی از سکنه ایران و عراق فعلی وارد شده و زیستگاه موقت آنان بوده است.
در بحث تمدنی نیز گفته شده با توجه به نوساز بودن کشور و شهرها در طی یکی دو قرن اخیر، بنابراین شهرها نیز حداکثر هم همین حدود قدمت داشته و شهری مانند شیراز، برآمده در عهد جدید است و 6 یا 7 قرن پیش، نه این شهر وجود خارجی داشته و نه سعدی و حافظی در کار بوده و دیوان های این شاعران، ساخته هایی جدید است، خصوصا با توجه به لهجه متاخر آن و معاصر عصر مشروطه. ایضا یادداشت های قلم و نگارش نیز در تحکیم این موضوع وارد است و در وبلاگ اولترا امپریالیسمنیز مطالب کافی دال بر یدیش (داشتن اصالت یهودی) بودن زبان فارسی ( و نیز ترکی) موجود است.
در حوزه فرهنگ و ادبیات نیز عنوان شده است که زبان فارسی و ترکی و دیگر زبانهای محلی، زبانهای یدیش (توضیح در همین وبلاگ موجود است) هستند که یهودیان به عنوان پروژه ضد اسلامی خود، یکی از اینها را برجسته کرده و در عین حال، یک نزاع ساختگی بین متکلمین به دیگر زبان ها به راه انداخته اند (دعوای ترک و فارس، کرد و فارس و غیره) تا اهمیت و نفوذ زبان الهی عربی را کاهش بدهند و عربی را صرفا زبان یک عده وحشی آدم کش خونریز بی تمدن جلوه دهند.
در حوزه اعتقادات، بررسی قرآن به عنوان کتاب آسمانی و اعتبار و ارزش آن، احتمال تحریف شدگی آن، ارزیابی تورات و انجیل های کنونی در دسترس عموم و نفی آسمانی بودن آن ها و نونویسی های مکرر بعد از اختفای تورات و انجیل واقعی در مقابله با قرآن در زمان صدر اسلام. همچنین نفی جنگها و تاریخ و وقایع صدر اسلام تا دوران معاصر و تهمت توحش و شمشیر کشی به اسلام و پیامبر مکرم (ص) که خلاف نصوص آیات قرآن است. ارزیابی احادیث، روایات، کتاب های تاریخ اسلام، تاریخ صدر اسلام و وقایعی که گفته می شود رخداده است، بخشی دیگر از این بررسی هاست که کنار گذاشته می شود.
خوانندگان گرامی لازم است به مطلب آنوسیان نیز عنایت خاص داشته باشند. آنوسی کسی است که ادعای مسلمان بودن دارد ولی در واقع، یهودی است و مامور نفوذ در بین مسلمانان و اجرای نقشه های آنان با ظاهر اسلامی و غیر تردید آمیز. آنوسی، پیوسته آنوسی می زاید، بزرگ می شود و ماموریت خود را به انجام می رساند و یهودیان هم پس از انجام کار خود، نیازی به حفظ اسرار او نمی بینند چون باز هم در آرشیو خود دارند. در عمل، تمام این دروغها که تخت جمشید، سمبل و مظهر ایران است و کورش و داریوش و تصوراتی نظیر عظمت و گستردگی امپراطوری پارس و حمله اعراب و شاعران و شارحان و عالمان و حمله اعراب و مغول و ساخت فرقه های مختلف مذهبی و دینی و اختلاف افکنی بین مسلمانان و مسیحیان و جنگ افروزی ها و برادرکشی ها و غیره، محصول عمل متحدانه و یکدست آنوسیان و مارانوسیان (یهودیان متظاهر به مسیحیت) تحت مدیریت واحد بزرگترین خاخامهای یهود و به منظور اختفای نسل کشی ایرانیان قدیم است. در این مورد، می توانید مطالب مفصلی در همین وبلاگ بخوانید.
حداقل 4 فیلم مستند نیز تاکنون ساخته شده است که به پاسارگاد (مستند مجعولات مجلل) ، تخت جمشید (مستند تخت گاه هیچ کس) ، کتیبه بیستون (ابطال شناسنامه) و طوفان نوح(ع) می پردازد. در پایان نیز چند یادداشت سیاسی و مطالب متفرقه دیگر برای علاقه مندان، قرار داده شده است. در هر مورد از ادعاهای فوق، اسناد مرتبط، موجود بوده و قابل دسترسی است. اگر هم فکر می کنید کسی شما را دست انداخته که این حرفهای عجیب را می زند، اشکالی ندارد، پس حرفهای خنده دار ما را بخوانید و بخندید و شادی کنید! اما شاید هم در انتهای کار، متوجه شوید که در واقع هم شما را دست انداخته اند، اما نه از جانب ما، بلکه آنان که از ابتدای مدرسه، چنین دروغهایی را به ذهن خردسالان ما تزریق کرده اند بدون هیچ سند و مدرکی، و امروز هم هیچ پاسخی برای حتی یک سطر از این نوشته ها ندارند و هنوز هم همان دروغها را برای جوانان کشور، از تمام رسانه ها و با بودجه دولتی بیت المال، پخش می کنند. انتخاب با شماست.
این
صفحه ممکن است هر زمان، update شود و اطلاع رسانی هم نخواهد شد.
http://purpirar.blogsky.com/All-In-One-Page/
اسلام و شمشیر [3]
زمان ترک تعارفات فرا رسیده و بر صاحبان خرد فرض است تا شجاعانه، ستیزه ی آشکار با بی هویتی فرهنگی موجود و نبرد با ترتیبات و تنظیمات پوچ و بی پایه ای را، که اینک به باورهای ملی در زمینه هایی متنوع بدل شده، آغاز کنند و بی هراس از این همه مبتلا و مشغول به تکرار و تبلیغ و تلقین مطالبی موهوم درباره ی هویت و هستی و دین و دارایی تاریخی ما، با درک و دریافت عمیق از واقعیاتی، که از هنگام آغشته شدن به معجون جعلیات دانشگاه های کنیسه و کلیسایی غرب، مسخ و مذاب شده، با کوشندگانی همراه شوند که به صورت سپاهیانی منفرد و یا در مجموعه هایی کم شمار، به میدان جنگ با دروغ نویسی های مورخین، باستان شناسان، مراکز ایران شناسی کثیف و کهنه شیادانی عازم اند که صد سال است در فضا و فرصتی بلا منازع، علیه هستی و هویت مردم ما و علیه فرهنگ قرآنی مسلمین، عربده می کشند، دستگاه های رسمی و ملی و تبلیغاتی و رسانه ای کشور را تا هم امروز در اختیار دارند، کف بر لب، علیه این سپاه تازه رزم، با تمام توان به میدان آمده اند و بنا بر رسم و سنت دشمنان حقیقت، در این هجوم جدید و برای ایجاد ارعاب فرهنگی، بی شرمانه و به شیوه ی یهودیان فقط بر حجم دروغ پردازی های خود افزوده اند!
مرکز و میدان و مقصد اصلی ستیز این ماموران کلیسا وکنیسه- که هزار سال است از تلاش علیه اسلام و پیامبر بزرگوار وانمانده و هرگز همانند صد سال اخیر در یکه تازی بی رقیب موفق نبوده اند- آلودن فرهنگ ملی ما، به این تصور واهی، بی منطق، نامنطبق با واقع و شوونیستی است که گویا ایران از زمان ظهور اسلام به قهقرا می رود، مسلمین عقب مانده اند و به فرمان قرآن، جز ریختن خون در تاریخ آدمی اثری نداشته اند. چنان که هنوز شاهدیم کسان بسیاری آشکارا قوم عرب را، که پیامبر والا مقام از میان شان برخاسته، جاهلانی مطلق و محض می گویند، زبان عرب را، که گزینه ای الهی برای بیان قرآن است، تحقیر می کنند، آموزه های الهی آن کتاب مبین را وام دار نبوغ و نبوت پنهان دیگرانی از قماش سلمان فارسی دروغین می شمارند و تاسف بزرگ آن جاست که دسته ای از همین ها به قرآن شناسی رو کرده اند تا از طریق ترجمه و تفسیرهای دل خواه و تاویل ها و تحریف های منحرف کننده، مسیر کهنه ی یهودیان را همچنان باز نگه دارند، متن کبیر قرآن را به منویات و منظورهای قوم گرایانه ی خود بیالایند، از جایگاه و در جای خداوند، کتاب سرمدی او را چنان توضیح دهند که خداوند در قرآن پارسیان را بستاید، پیامبر به فارسی سخن بگوید و از این قبیل مضامین آلوده به کفر، که این جا و آن جا فراوان است. تاسف بزرگ تر این که همین سب کنندگان تمدن و توانایی های عرب و اسلام را، لمیده بر کرسی های استادی دانشگاه ها ملاقات می کنیم و طوماری از اسامی آن ها را در دست داریم که کلاس ها را علنا به تریبونی برای ستیزه با اسلام و قرآن تبدیل کرده اند!!! آیا آن ها به نبودن ناظری آگاه بر اعمال خود، در دستگاه فرهنگی این جمهوری، تا این اندازه واقف اند و یقین دارند؟!!
«یهودیان بسیار زیرک تر و مکارتر از این بوده اند که بخواهند در سیمای یهودیگری مبادرت به اجرای نقشه های شوم خود کنند.، از این رو عالم نمایان یهود با درآمدن به کسوت اسلام و جا زدن خود به عنوان مسلمانانی مقدس مآب، به نشر خرافات و ترهات خود در میان مسلمین پرداختند و با حسن ظنی که پاره ای از خلفا و حکام جور به آن ها داشتند، بازار دروغ پردازی های شان روز به روز رونق گرفت، از این فرصت مغتنم نهایت بهره را بردند و داستان های ساختگی خود را به نام تفسیر قرآن در میان مسلمانان پراکنده ساختند. اسراییلیات گسترها به همراهی سایر داستان سرایان و خرافه پردازان درباره ی زندگی پیامبران الهی افسانه های فراوانی ساختند به گونه ای که سرگذشت زندگی انبیای عظام را هاله ای از گزافه گویی ها و دروغ پردازی ها احاطه کرده و همین افسانه های بی اساس در صدر اسلام، میان مسلمین سینه به سینه می گشت، تا این که در قرن دوم هجری که نهضت تفسیر نویسی آغاز شد، همین داستان ها و حکایت های خرافی که میان مردم شیوع یافته بود و به دست افرادی مغرض یا ساده اندیش و بی احتیاط، به صورت حدیث درآمده و به پیامبر اسلام و صحابه ی جلیل القدر رسول خدا همچون علی و ابن عباس و مانند ایشان نسبت داده شده بود، به کتب تفسیری راه یافت و تفاسیر قرآن را مشحون از این خرافات و داستان های موهوم و موهون ساخت که سوگمندانه باید گفت این قبیل مجعولات تا این زمان نیز در میان بسیاری از تفاسیر جای گرفته و گاه از ناحیه ی برخی کج اندیشان تلقی به قبول شده است». (حمید محمد قاسمی، اسراییلیات و تاثیر آن بر داستان های انبیاء درتفاسیر قرآن، ص ۲)
گرچه به نظر می رسد که آقای قاسمی هنوز بر وسعت نفوذ اسراییلیات در فرهنگ عمومی و باورهای کنونی مسلمانان تا آن اندازه مشرف و مسلط نشده اند تا همچون استاد بزرگوار و بی مانند، علامه ی کبیر و شیخ عالی مقام، مرتضی عسکری، «۱۵۰ صحابه ی ساختگی» معرفی کنند و هنوز در این باورند که یهودیان بر مبنای موجودی سینه به سینه ی مسلمانان، در قرن دوم تفسیر قرآن نوشته اند و به این نقطه نرسیده اند که تمام ادعاهای وجود کتاب در جهان اسلام تا پیش از آغاز قرن چهارم یکسره جعل و در زمره ی تلقینات ابن ندیمی است و احتمالا اشراف ندارند که خط عرب تا پایان قرن سوم اقتدار و استحکام و امکان کتاب نویسی را تا آن حد نداشته است که نخستین قرآن های مدون و محکم و به صورت کتاب را تنها از اواخر قرن چهارم هجری سراغ کرده ایم و احتمالا هنوز به این یقین نرسیده اند که هیچ مکتوب پیش از قرن چهارم هجری را نمی توان بدون کارشناسی ناقدانه و بدون ظن جعل، به فهرست فرهنگ اسلامی وارد کرد، اما با این همه، تذکر ایشان در این باب که تفسیر نویسی بر قرآن مبین، تا هم امروز، ملهم و متاثر از موهومات و موهونات یهودیان و در کار پراکندن اباطیل آنان در پیکره ی کتاب عظیم خداوند است، از ظهور باب تازه ای از عقلانیت سخت گیر و دشمن شناسانه در تحقیقات اسلامی خبر می دهد، بابی که با این اشارات چراغ سان علامه ی عسگری به راه مسلمین گرفته و گشوده شده است:
«آن قدر در حدیث و سیره ی پیامبر، دروغ و افسانه های زننده انباشته شده است که با وجود آن ها پی بردن به اسلام صحیح در حد محال و وجود آن احادیث دروغ باعث آن است که اسلام بد آموخته شود». (مرتضی عسکری، ۱۵۰ صحابه ی ساختگی، ص ۲۲)
اینک به تعیین و یقین می توان نادرست بودن بسیاری از داده ها را درباره ی حوادث صدر اسلام به اثبات رساند و از طریق غور در مطالب کتاب هایی که در کار فرقه سازی و تفرقه افکنی میان مسلمین بوده است، معلوم کرد که نه فقط نویسندگان بسیاری از این کتب، یهودیان به سیمای متفکران اسلامی درآمده اند، بل بخش عمده ای از این اسامی و آثار مطلقا هویت تاریخی ندارند و همچون الفهرست ابن ندیم، در اصل و فرع ساخته ای از کارگاه های جدید در مکتب و صنعت جعل، در زیر زمین دانشگاه ها و موزه های کنیسه و کنیسه ای غرب و یا مستقیما در زمره ی سوغات و صنایع دستی اورشلیم اند، مصنوعاتی که تاکنون اصل آن ها به رویت هیچ کس نرسیده است.
«با آن چه از دروغ پردازی و افسانه سازی و انواع تحریف در احادیث سیف دیده ایم، احادیث او در متون اسلامی جای وسیعی برای خود باز نموده، در مدارک به اصطلاح معتبر اسلامی راه یافته و علمای بزرگ افسانه ها و احادیث او را با همه ریزه کاری های اش در کتب خود آورده اند. ما در این فصل برای نمودن این حقیقت تلخ و شگفت انگیز فهرست علمایی را که از سیف حدیث گرفته اند و همچنین فهرست کتب و مدارکی را که احادیث وی در آن ها راه یافته است، می آوریم». (مرتضی عسکری، ۱۵۰ صحابه ی ساختگی، ص ۱۰۰)
فهرستی را که علامه عسکری در ذیل این مقدمه می آورند، برای نقل در این وبلاگ، گرچه بسیار مطول است، اما از آن که ما را با کثرت و جامعیت و جلوه ی عام و وفور جعلیات در فرهنگ اسلامی، تا اندازه ای آشنا می کند و از جبروت نام های کلانی می کاهد که در گمان کسانی از استوانه های تدوین و تبلیغ و تحکیم فرهنگ اسلام اند، آن را به صورت مختصر شده، تنها با ذکر نام مولف و بدون اشاره به سال حیات و یا تالیفات آن ها در این جا می آورم تا کسانی را که به کتاب استاد عسکری دست رسی ندارند به کار آید و آنان که کتاب را می شناسند، شرح مفصل آن را در صفحه ی ۱۰۰ تا ۱۰۴ آن کتاب بیدار ساز خواهند یافت: «البغوی، ابن قانع، ابو علی بن السکن، ابن شاهین، ابن منده، ابونعیم، ابن عبدالبر، عبدالرحمان بن منده، ابن فتحون، ابوموسی، ابن اثیر، الذهبی، ابن حجر، ابوزکریا، ابوالشیخ، حمزة بن یوسف، ابونعیم، ابوبکر خطیب، ابن عساکر، ابن بدران، ابن حزم، سمعانی، مقدسی، ابن اثیر، رازی، ذهبی، ابن حجر، ابن الفقیه، حموی، عبدالرحمان، حمیری، ابومخنف، نصر بن مزاحم، شیخ مفید، ابن خیاط، بلاذری، طبری، ابن اثیر، ابن کثیر، ابن خلدون، سیوطی، ابن کلبی، ابن اعرابی، العسکری، غندجانی، ابونعیم، بلقینی، قلقشندی، اصبهانی، ابن بدرون، ابن منظور، زبیدی، ترمذی، النجیرمی، ابن حجر، متقی هندی، عقیلی، ابن جوزی و سیوطی.
این تقریبا تمامی نام های معتبر در معرفی فرهنگ و تاریخ و ادب اسلامی، تا قرن دهم هجری است که استاد عسکری آن ها را متابعین از جاعلین یهود معرفی می کند. ایشان در عین حال، شاعران ظاهرا بزرگ و نام داری چون مرزبانی، دارقطنی، ابوبکر خطیب، ابن ماکولا، رشاطی و ابن الدباغ را مخلوق ذهن سیف یهودی می شمارد و در پایان با افزودن جمله ی «و هزاران کتاب دیگر از مولفین متقدم و متاخر و مستشرقین و اسلام شناسان غربی» دفتر فرهنگ مجعولات اسلامی را به گونه ای می بندد که ما را موظف و مجاب می کند تا دست از رسم تعصب و تلقین بشوییم، به نو اندیشی حفاظت گرانه از اسلام، پرهیز از مکاشفات مهمل این مکتوبات و توسل مطلق و محض و منفرد به مطمئن و متین ترین سند این تنها دین الهی، یعنی قرآن عالی بیان روی آوریم.
اینک می خواهم بگویم که حتی فهرست استاد عسکری نیز نواقص خود را دارد که به آن خواهم پرداخت و بگویم که عرضه و ارائه کنندگان اطلاعات تاریخی و فرهنگی در آلودن اسلام به جدال و خون ریزی چه گونه استادانه و به گونه ای عمل کرده اند که اینک و در اثر ابتلا به ویروس دروغ سازی یهودیان، کافر کشی عام را، در زمره ی افتخارات مسلمین می انگاریم و بی اعتنا به توصیه های قرآن، گمان داریم که پیامبر خدا و یاران اش، دمی از ایام دعوت را، بی ضربه ی شمشیر برگزار نکرده اند، چنان که می گویند و می نویسند از زمان وفات پیامبر رفیع مرتبه تا پایان فتوحات اسلامی نیز، انتشار اسلام جز با توسل به تیغه ی شمشیر برگزار نشده است!!!
کار این بی اعتنایی جسورانه به آموزه های قرآنی، در روزگار ما، تا آن جا گسترش یافته است که در حکومت اسلامی، آشکارا و با ربحی مضاعف بر نرخ یهودیان، از مسلمین ربا می گیرند، در عین حال که قرآن مبارک شعر گویی و شعر خوانی را پیروی از رسم شیطان می شمارد، لجوجانه حتی کتاب خدا را هم به شعر در می آورند و بی توجه به فرمان الهی که تکلیف می کند، از زمانی معین، پیروان تورات و انجیل را مشرک و نجس بشماریم و از آن ها جزیه بگیریم، نه فقط به چند هزار یهودی و مسیحی در مجلس شورای اسلامی کرسی نمایندگی می دهند، بل با نام گذاری زردشتی بر چند هزار گبر دیگر، که در عرش انگلستان و با «تراب» یهودیان ساخته شده اند و دین و پیامبر و کتاب شان قلابی است، برای آن ها با عنوان ایرانیان کهن پیرو راست کرداری در مجلس مسلمین مسند می گذارند تا علاوه بر این همه کاغذ که در طلب کاری از مسلمین سیاه و این همه تبلیغات آزاد ضد اسلام که اعمال می کنند، فرصت استفاده از تریبون قانون گذاری و رسمی کشور را نیز از دست ندهند و اگر بهانه می آورند که در روزگار ما به جای تبعیت از فرامین قرآن، باید که فضای دموکراتیک جهانی را منظور کنیم، آن گاه بپرسید اگر به ازای چند هزار تابع اوستا و تورات و انجیل، در مجلس اسلامی یک کرسی و تریبون قرار می دهید، پس برای میلیون ها مسلمان ساکن آلمان و فرانسه و انگلستان و آمریکا در این دموکراسی قلابی و ادعایی، که چشم و گوش شما را از قرآن برگردانده است، چند کرسی پارلمانی مقرر است؟!!! و اگر بار دیگر بهانه بگیرند که خداوند در قرآن ما را به رعایت دیگران موظف شمرده، پس پاسخ بخواهید آن گاه که از این همه دستور موکد و مهم قرآنی اعراض می کنید و سر باز می زنید، اگر ریگی به کفش ندارید، چرا فقط رعایت حال یهودیان و گبران را از یاد نمی برید، واجب می شمارید و مشمول رعایت قرآنی قرار می دهید؟!!! (ادامه دارد)
بازگشت به صفحه اسلام و شمشیر
1389/08/25 الساعه 09:57 ق.ظ
حان الموعد لنترک المجاملة، واستوجب علی العقلاء و متفکرین ان یشنوا حربا علنیا ضد اللاهویة الثقافیة الموجودة ویحاربوا الترتیبات والتنظیمات التافهة واللااساس لها، التی تحولت الی معتقدات وطنیة فی المجالات المتنوعة، ولایخشون فی مواجهتهم المبتلین والمشغولین بتکرار وتبلیغ واملاء مواضیع وهمیة حول الهویة والکیان والدین وممتلکات التاریخیة، وبادراک معمق للحقائق الذی مسخت وذابت بعد ما تلطخت بمعجون من مزورات الجامعات الکنائس الغربیة، یرافقوا الجیوش المنفردة او المجماعات القلیلة للمحاربة ضد اکاذیب المؤرخین والآثاریین ومراکز معرفة ایران المقرفة والمحتالین القدماء الذی خلال مائة عام الاخیرة انفتح لهم المجال بلامنافس ان یصیحوا ضدنا وضد کیاننا وهویة شعوبنا والثقافة القرآنیة للمسلمین، والذین یسیطرون علی الاجهزة الوطنیة الرسمیة والاعلامیة ویحاربون هذا الجیش الحدیث بکل قواهم، وعلی اساس تقالید اعداء الحقائق یضیفوا علی اکاذیبهم ببذاءة وعلی منهج الیهود فی هذا الهجوم الحدیث بهدف ایجاد الرعب الثقافی!
الساحة والهدف الرئیسی لهؤلاء عملاء الکنائس الذین لم یتوقفوا من سعیهم ضد الاسلام والنبی الاکرم منذ الف عام ولم یتوفقوا هکذا فی الجولان بلامنافس اکثر من هذه قرن الاخیرة هو تدنیس ثقافتنا الوطنیة بهذا الخیال الواهی واللامعقول وغیر قابل الانطباق مع الواقع والشووینی الذی یزعم ان ایران منذ ظهور الاسلام تراجعت الی الوراء، وان المسلمین متأخرین وان القرآن اعطاهم الضوء الاخضر لاراقة الدماء علی مدی التاریخ. کما نشاهد الکثیر منهم لایزالوا یسموا العرب الذین نهض النبی من بینهم، بانهم مادون و جهلاء مطلق، ویستحقروا اللغة العربیة الذی اختارها الله لتعبیر القرآن، ویعتبروا تعالیم هذا الکتاب المبین مدیونة ومرهونة لنبوغ ونبوة مخفیة لآخرین مثل سلمان الفارسی الکذبة، وللاسف ان جماعة من بین هؤلاء التجأوا الی قراءة القرآن لکی من خلال ترجمته وتفسیره وتأویله کما یشاءوا وانحرافه یترکوا طریق الاسرائیلیات القدیم مفتوحا، یلوثوا نص القرآن بآمالهم القومیة وبمکانة الله ویظهروا کتابه السرمدی بشکل ان الله یمدح الفرس وان النبی یتکلم باللغة الفارسیة، ومن هذا المضامین القرینة بالکفر الذی توجد کثیرا هنا وهناک. والاسف ان هؤلاء الشاتمین للحضارة ومواهب العرب والاسلام الذی لدینا قائمه طویله من اسماءهم جالسین علی کراسی الجامعات، ویحولون صفوف الجامعة الی منبرا للمحاربة مع الاسلام والقرآن!!! ألم یکن هؤلاء واقفین ومدرکین بالیقین علی ان الاجهزة الثقافیة لهذه الحکومة لم تراقب و لم تشرف علی اعمالهم؟!!
«الیهود اذکی وامکر من ان یریدوا ینفذوا مخططاتهم المشؤومة بهیئة یهودیة. ولهذا علماء الیهود اکتسوا بکساء الاسلام ولفقوا انفسهم بظاهر المسلمین المدعین التهذیب، بادروا بنشر خرافاتهم بین المسلمین، واستغلوا حسن ظن بعض الخلفاء وحکام الجور بهم وسوق اکاذیبهم بات یزدهر یوما بعد یوم، ونشروا قصصهم المصنوعة باسم تفاسیر القرآن بین المسلمین. مروجین الاسرائیلیات برفقة عدد من الراوین وناشرین الخرافات، صاغوا اساطیر کثیرة حول حیاة انبیاء الله واحاطت سیرة حیاة الانبیاء العظام هالة من الکلام المزیف والاکاذیب وهذه الاساطیر التافهة انتقلت فی صدر الاسلام بین المسلمین حتی ان فی القرن الثانی الهجری، الذی ابتدءت نهضة کتابة التفاسیر، هذه الروایات والاساطیر الخرافیة التی انتشرت بین الناس واصبحت بشکل احادیث علی ید اشخاص مغرضین او ساذجین انتسبت الی النبی صلی الله علیه وصحابته جلیلی القدر مثل علی وابن عباس وامثالهم، دخلت الی التفاسیر وملئت تفاسیر القرآن بهذه الخرافات والقصص الوهمیةَ والذی یجب ان نقسم ان هذه المزورات حتی هذا الزمان توجد بین الکثیر من التفاسیر واحیاناً واجهت القبول من قبل بعض الخبثاء.»(حمید محمد قاسمی، الاسرائیلیات وتأثیرها علی قصص الانبیاء فی تفاسیر القرآن[1]، ص2)
یبدوا ان السید قاسمی لیس لدیه اشراف تام علی وسعة رسوخ الاسرائیلیات فی الثقافة العامة ومعتقدات المسلمین الحالیة حتی یعرف 150 صحابة مزیفه کما فعل الاستاذ الکریم واللامثیل له الشیخ مرتضی عسکری، ولا زال یعتقد ان الیهود کتبوا تفاسیر القرآن علی اساس نقل من فرد الی فرد بین المسلمین فی القرن الثانی، ولم یصل الی هذه النقطة ان کل المزاعم بتواجد الکتاب فی العالم الاسلامی حتی القرن الرابع کلها مزورة وفی زمرة املاءات ابن ندیمی، ویحتمل انه لیس لدیه علم علی ان الخط العرب حتی نهایة القرن الثالث لم یمتلک القوة واستحکام وامکانیة تألیف الکتب. حتی اننا نعرف القرآن المدون والمحکم بشکل الکتاب فی النصف الثانی من القرن الرابع الهجری، ویحتمل انه لم یؤمن ان لایستطیع ادخال ای مکتوب قبل القرن الرابع الهجری الی فهرس الثقافة الاسلامیة دون النقد ودون ظن التزویر والزیف به، مع کل هذا بتذکرته فی باب ان کتابة التفاسیر علی القرآن المبین حتی الیوم ملهم ومتأثر من الاوهام وموهومات الیهود وتمت فی مسار نشر اباطیلهم واکاذیبهم حول کتاب الله الکریم، یخبرنا عن ظهور باب حدیث من العقلانیة المتشددة ومعرفة العدو فی الابحاث الاسلامیة، الباب الذی ینیر طریق المسلمین مثل هذه اشارات العلامة عسکری.
«تراکمت اکاذیب واساطیر مقیتة فی الحدیث النبوی وسیرته، التی بوجودها یبدوا من المستحیل درک الاسلام الصحیح، ووجود هذه الاحادیث الکذب تسبب ان الاسلام یعرف بشکل خطأ » (مرتضی عسکری، 150 صحابة مزیفه، ص 22)
والان یستطیع اثبات عدم صحة اکثر و بل کل المعطیات حول احداث صدر الاسلام بالیقین ومن خلال الانغماس فی مواضیع کتب کانت آلیة التفرق بین المسلمین، یبین ان مؤلفین لهذه الکتب کانوا یهودیین فی هیئة مفکرین مسلمین، بل قسم هام من هذه الاسماء والآثار لیس لها هویة تاریخیة وثقافیة، بل مثل فهرس ابن الندیم، کانت فی الاساس صنیعة الورشات الجدیدة فی مکتب الصناعة والتزویر فی سرادیب جامعات ومتاحف کنائس الغرب او مباشرتا من تحف وصناعات الیدویة من اورشلیم، صناعات لم یری اصلها ای شخص لحد الان.
«مع کل ما رأیناه من اکاذیب واساطیر وانواع التحریف فی الاحادیث لکن لازالت احادیثه لها مکانة موسعة فی النصوص الاسلامیة، تسربت الی المستندات تعرف بمستندات اسلامیة معتبرة، وذکر العلماء الکبار اساطیره واحادیثه بکل تفاصیلها فی کتبهم. نذکر فی هذا القسم فهرس من الکتب والمستندات الذی تسربت احادیثه فیها والعلماء الذین ذکروا احادیث من سیف لاظهار هذه الحقیقة المرة والغریبة. (مرتضی عسکری، 150 صحابة مزیفه، ص 100)
الفهرس الذی یتلوا هذه المقدمة فی کتاب علامة عسکری مطول حتی لایستطیع ذکره فی هذا الکتاب، لکن بما ان هذه الاسماء تعرفنا علی کثرة وشمولیة وفور المزورات فی الثقافة الاسلامیة، وتقلص من جبروت اسماء هؤلاء الذین یعتبرهم البعض من اعمدة تدوین وتبلیغ وتعزیز الثقافة الاسلامیة، نذکرهم ملخصا وباسم المؤلف فقط دون الاشارة الی مولده او تألیفاته، حتی یستخدمها من لایحصلوا علی کتاب الاستاذ عسکری، والذی یعرفون الکتاب لیراجعوا الی صفحة 100 حتی 104 من هذا الکتاب المنبه:
« البغوی، ابن قانع، ابوعلی بن السکن، ابن شاهین، ابن منده، ابن عبدالبر، عبدالرحمن بن مده، ابن فتحون، ابوموسی، الذهبی، ابوزکریا، ابوالشیخ، حمزة بن یوسف، ابونعیم، ابوبکر خطیب، ابن عساکر، ابن بدران، ابن حزم، السمعانی، المقدسی، رازی، ابن الفقیه، حموی، عبدالرحمن، الحمیری، ابومخنف، نصر بن مزاحم، شیخ مفید، ابن خیاط، بلاذری، الطبری، ابن اثیر، ابن کثیر، ابن خلدون، ابن کلبی، ابن عرابی، العسکری، غندجانی، ابونعیم، بلقینی، قلقشندی، اصبهانی، ابن بدرون، ابن منظور، الزبیدی، ترمذی، النجیرمی، ابن حجر، متقی هندی، عقیلی، ابن جوزی وسیوطی"
هذه کل الاسماء المعتبرة فی تعریف الثقافة والتاریخ والادب الاسلامی حتی القرن العاشر الهجری، الذی یعرفهم الاستاذ عسکری تابعین لمزورین الیهود. کما یعرف شعراء شهیرین مثل مرزبانی، دارقطنی، ابوبکر الخطیب، ابن ماکولا، رشاطی، وابن الدباغ هم مخلوقین ذهن سیف الیهودی، وفی النهایة باضافة جملة " والآلاف من الکتب الاخری من المؤلفین المتقدمین والمتأخرین والمستشرقین" یغلق ملف المزورات فی الاسلام بشکل یلزمنا ویکلفنا بان نترک التطرف والاملاءات، ونتوجه الی الحداثة فی الفکر المحافظ علی الاسلام، والتجنب من المکاشفات المهملة لهذه المکتوبات والتوسل المطلق الی السند الاکثر وثوقا واطمئنانا لدین الموحدین ای القرآن الکریم.
واضیف ان فهرس الاستاذ عسکری ایضا فیه نقائص سأتناولها واقول ان المقدمین والمدلین بالمعلومات التاریخیة والثقافیة کیف قاموا باعمالهم لتدنیس الاسلام بالجدل والسفاکة بجدارة، حتی نتصور اثر تفشی فیروس صناعة الکاذیب الیهودیة ان قتل الکفار کان من فخر المسلمین بصورة عامة، ودون الانتباه الی وصایا القرآن نظن ان رسول الله واصحابه لم یعدوا یوما من ایام الدعوة دون ضرب السیف. وکما یقولوا ویکتبوا ان بعد وفاة النبی عالی الشأن صلی الله علیه وسلم حتی نهایة الفتوحات الاسلامیة، نشر الاسلام لم یتم الا باستخدام السیف!!!
عدم الانتباه المستهتر الی التعالیم القرآنیة، توسع فی زماننا حتی ان فی الحکومة الاسلامیة یأخذوا الرباء من المسلمین اکثر من الارباح الذی یأخذوها من الیهود، وفی حین ان القرآن یعتبر الشعر هو متابعة لتقالید الضالین، یحولون کتاب الله الی اشعار بعنادة، ودون الالتفات الی امر الله الذی یکلفنا منذ فترة معینة ان نعتبر تابعین التوراة والانجیل مشرکین و رجس تأخذ الجزیة منهم، فوضوا المقاعد فی مجلس الشوری الاسلامی الی الیهودیین والمسیحیین، وباطلاق تسمیة الزردشتیین علی آلاف الکفار الاخرین الذی صُنعوا فی عرش الشرکات البریطانیة الهندیة وبتراب الیهود، ودینهم وکتابهم مزور ودجل یفوضوا لهم مسند فی مجلس المسلمین باعتبارهم ایرانیین قدماء تابعین لحسن العمل، لکی بالاضافة الی کل الاوراق الذی یسودوها طلبا من المسلمین وکل الدعایات الذی یعملوها ضد الاسلام، لاتفوهم الفرصة ایضا لاستخدام مراکز التقنین الرسمی فی البلد، واذا اجابوا ان فی زماننا بدل التبعیة من اوامر الله یجب ان نهتم بفضاء دیموقراطی عالمی، یجب ان نسئلهم ازاء وجود کم الف من تابعین لاوستا والتوراة والانجیل توجب تفویض مقاعد لهم فی المجلس الاسلامی، فکم مقعد برلمانی خصصت للملایین من المسلمین فی المانیا وفرنسا وبریطانیا وامیرکا من هذه الدیموقراطیة المزیفة الذی عمیت اعینکم وصمت اذانکم من القرآن ؟!!! واذا تذرعوا ان القرآن اوصانا وکلفنا بمراعاة الآخرین، انا اسئل، من بین کل هذه الاوامر المؤکدة والهامة القرآنیة التی لم تراعونها، لماذا لم تنسوا فقط مراعاة الیهود والمجوس وتعتبروها واجبة ومشمولة فی الوصایا القرآنیة؟!!!
[1] - اسرائیلیات و آثارها علی قصص الانبیاء فی تفاسیر قرآنیة