از بهشت و جهنم زورکی تا القاعده و داعش و طالبان منکر قرآن

11 views
Skip to first unread message

Mahyar Irani

unread,
Jun 16, 2014, 4:32:37 PM6/16/14
to simple_tes...@googlegroups.com

مطلب پیشین به طور اتفاقی هماهنگ با بحث روز بود که آیا بهشت و جهنم به اجبار، مجوز شرعی دارد یا نه؟ اگر بار دیگر بخوانید، متوجه خواهید شد که ضمنا لینک آن نیز در انتهای یادداشت وجود دارد. همچنین می توانید به این آیات مراجعه نمایید : لا اکراه فی الدین (در دین اجباری نیست) یا انک لا تهدی من احببت ولکن الله یهدی من یشاء (تو نمی توانی هر کسی که دوست داری هدایت کنی ولی خدا هر کس را بخواهد هدایت می کند) و آیات بسیار دیگر. البته این مطلب نیز در همین رابطه است که معلوم شود چگونه مدعیان تبلیغ اسلام، مبلغ تمنیات نفسانی و ضد قرآنی خود هستند و با ادعای سنت، بدعتی در می آورند به نام جهاد النکاح (انتساب فحشا به اسلام) تا معلوم شود حتی ذهن جنگجویان خط مقدمشان را چه مسایلی پرکرده است، تو گویی که کشورهای اسلامی دیگر، سالها با جوانان نابالغ و تازه بلوغ جنسی یافته جنگی را نداشته است.

 

 

اسلام و شمشیر [9]

 

یادداشت های «اسلام و شمشیر»، که به اجازه ی الهی، ممکن است بسیار هم مطول شود، در پی اثبات این است که حکایت شمشیر کشی های آغازین مسلمین، به روی یکدیگر، به روی کفار و بت پرستان مکه و مدینه و یهودیان و طبیعتا به روی مردمی که پس از رحلت پیامبر رحمت و معدلت، به اسلام پیوسته اند، مدارک قرآنی ندارد و غالب بل تمامی آن ها افسانه هایی است آمده در یک سلسله کتاب، که زمان تالیف و حضور تاریخی و فرهنگی مولفان آن ها فاقد سند اثباتی متقن است و امروز با عناوین کلی سیره و مغازی و فتوح و مجموعه هایی از روایات و احادیث معرفی می شوند.

این یادداشت ها در عین حال می خواهد بیان کند که در قرون متمادی، مسئولین عقیدتی مسلمین، در هر رده که بوده اند، نه فقط مجدانه به ارزیابی صحت وسقم داده ها وادعاهای این کتاب ها ورود نکرده اند، بل تا آن جا که در دسترس است، در هزاره ی اخیر، فرهنگ اسلامی جز به تایید این گونه نوشته ها تظاهر نداشته و تقریبا تمامی مفسرین و مترجمین جز در جهت تمدید و مدد به مطالب این محصولات بی صاحب سخنی نگفته و ننوشته اند! این یادداشت ها فقط از مسیر باز خوانی بیانات قرآن، در عین حال به دنبال اشاره و انتشار این مدخل است که قرآن عظیم، در تمام امور، صریح تر و امین تر از آن است که نیازمند تفسیر و تعبیر بدانیم و با برجسته کردن مکالمات و مخاطبات الهی، با گزیده ترین پیامبرش، محمد ستوده، صلوات الله، توجه می دهد که اگر خداوند حتی بدون رعایت کم ترین ملاحظه ای نسبت به موقعیت رسول اکرم، که در میان منکران و دشمنان احاطه شده بود، در دفعات مکرر و متعدد و به صورتی محکم و مسلم، به رسول خود تذکر اصلاح و حتی وعده ی عذاب و عقاب می دهد، پس این کتابی نیست که دست آویز حمایت از دست نوشته های آدمیان ناشناسی قرار دهیم که قصد کلی آلودن دین مشفقانه ی اسلام به تجاوز و خون ریزی و تخریب و بی ترحمی داشته اند و بدون استثنا و تمامی آن ها تدارک ابزار و آمپولی است که قوم یهود برای تزریق اسراییلیات خود در رگ مسلمین فراهم کرده اند و برای پذیرش این تردید و رد کلی و عمومی و دربست و بدون استثنای این مکتوبات، کافی است به آن دلیل فنی پیش گفته توجه کنیم که خط عرب در سال هایی که از تالیف این کتاب ها و حضور این مولفین خبر می دهند هنوز استعداد عرضه ی هیچ متنی، حتی قرآن را، به صورت کتاب در جهان اسلام نداشته است.

«ما کان علی النبی من حرج فیما فرض الله له سنة الله فی الذین خلوا من قبل و کان امر الله قدرا مقدورا. الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الا الله و کفی بالله حسیبا. پیغمبر در امری که خدا بر او مقرر فرموده (ازدواج با زینب) مسئولیتی ندارد. رویه ی الهی در بین اقوام گذشته نیز همین بوده و امر خدا مقدر و واجب الاجراست. نیت خدا درباره ی کسانی که امر او را ابلاغ می کنند همین است که استثنائات و مزیاتی در توسعه ی امر نکاح و حلال بودن بعضی از امور حرام درباره ی انبیاء و مأموران خود که فقط از او می ترسند و از احدی بیم و باک ندارند مقرر می دارد و تنها خدا برای حساب اعمال خلق و مراقبت کار آن ها کافی است». (احزاب، ۳۸ و ۳۹، خلیل الله صبری، طبقات آیات ص ۸۶)

ملاحظه کنید یکی از آیات روشن الهی در باب فرض رعایت هایی در سنت و دستورات خداوند برای انبیاء، در ترجمه ی فارسی به چه صورتی در آمده و چه گونه تعبیر شده است!!! این حکم عام و آموزنده، در این جا به اجازه ی ازدواجی محدود شده و سرانجام به آن حد از برچسب و بهتان به قرآن رسیده است که با افزودن سطوری بر آیه، مدعی شود خداوند درباره ی انبیاء خود قائل به اختصاصات و استثنائاتی بوده که در حد عدم رعایت محرمات نیز مجاز بوده اند و از آن که کلامی از این برداشت سخیفانه و سبک و حتی کافرانه در متن و بطن مبارک آیه نیست، پس بپذیرید که مفسرین و مترجمین قرآن، گاه در کنار نص صحیح و صریح کتاب خداوند، برای منظورهای معینی که غالبا تایید تدارکات کتاب های سیره و مغازی و فتوح پیش گفته است، از خود، به نام باری تعالی، آیه نازل کرده و به قرآن مبارک افزوده اند!!!

یادداشت های «اسلام و شمشیر»، با عرضه ی مستقیم و بدون پیرایه های معمول در آیات قرآن، توجه می دهد که اگر خداوند در قرآن مبین چهره ی پیامبر گزیده اش را نیاراسته، او را خاص و بی خطا نگفته و در بیان لغزش های کوچک و بزرگ رسول خود بی گذشت و حتی سخت گیر و حساب رس بوده، پس این چه مصیبتی است که گریبان مسلمین را به صورت باور حواشی افزوده بر این تنها متن اصلی و قابل ارائه و صحیح دین اسلام، گرفته است؟ و اگر خداوند با فشار و تذکر و ترنم آیات فصیح و فراوان، رسول خود را به دوری از انحراف می خواند، پس این صداقت و صراحت قرآن در بیان هدایت های رسول معلوم می کند که آدمی در مرتبه ی یک بشر عادی و حتی امی هم، با تبعیت از دستورات الهی و با حمایت او، قادر است تا مقام عالی جاه ترین پیامبر خدا صعود کند. ما از طریق دنبال کردن آیاتی که در آن ها خداوند به پیامبرش در درجات متفاوت هشدار و اخطار می دهد، لااقل می آموزیم که کسی معصوم بالفطره و بی نیاز از ستیز با نا به سامانی های پیچ در پیچ زندگی، در زمینه های اقتصاد و اخلاق، به دنیا نمی آید و حتی با مراقبت و هدایت مستمر خداوند، این انسان ظلوم و جهول قادر نیست که مطلقا از آسیب ها و انحرافات مصون بماند و وعده ی مکرر بخشش، در مکالمات الهی در قرآن، سببی جز این شناخت الهی از بطن و متن زندگی این جهانی انسان ندارد.

«ربکم اعلم بما فی نفوسکم ان تکونوا صالحین فانه للاوابین غفورا. خداوند ازباطن شما آگاه است و اگر نیکوکار شوید، پس نسبت به توبه کاران مرحمت خواهد داشت». (اسراء ۲۵)

اکنون به گفت و گوی خویش باز آیم و از پس ارائه ی آیاتی که رسول را فقط مامور ابلاغ می شناخت، آیاتی را اضافه و برجسته کنم که خداوند پیامبرش را می خواند تا در پی تاثیر آیات قرآن بر مردم اطراف خویش نباشد و او را در یک سلسله از تاکیدات فراوان، از تظاهر به وکالت و نیابت از سوی خداوند برای بازپرسی عقیدتی مردم، از مومن و مشرک، برحذر می دارد! آن چه در سطور بعد این بررسی ها می آید خردمند را به این تامل می خواند که از مسیر این فرمایشات الهی به اوضاع اجتماعی عصر و حوزه ی تولد اسلام پی ببرد و اسیر تلقیناتی نباشد و نشود، که به طور معمول، از درون کوزه ی همان کتاب های پیش گفته ی بی اعتبار بیرون می تراود.

«لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لاانفصام لها و الله سمیع علیم. اجباری در دین نیست راه و گمراهی بیان می شود آن کس که از سرکشی دست کشید و به خداوند گرایید، تکیه گاهی مطمئن و استوار گزیده است و خداوند شنوای داناست». ( بقره، ۲۵۶).

یادداشت های اسلام و شمشیر، با ارائه ی ادله ی کافی از قرآن، در پی آن است تا ثابت کند این پیام واضح الهی در گزینش آزادانه ی دین، تا پایان نزول آخرین آیه ی قرآن، به قدر لغتی معارض ندارد و آن گاه که مباحث و مبانی اصلی و پایانی این سطور را عرضه کردم، شاید کسانی به این اندیشه مایل شوند که رسیدن به مسند پیشگامی و اجتهاد در اسلام، موکول و مکفی به حل مشکلات و مبطلات نماز و آداب طهارت و طلاق نیست و دعوت عام به پیراستن فرهنگ اسلامی از انبوه تلقینات یهودیان و تبلیغ اسرائیلیات، به خصوص در واویلای امروز، نخستین وظیفه ی آن معمر و مجتهدی است که بخواهد قدر قسم خداوند به «عصر» را رعایت کند. اگر می پذیریم و مدعی می شویم که آیه ی بالا در مدینه نازل شده، و همان کتاب ها، حضور پیامبر گرامی در مدینه را، با آغاز شمشیر کشی های ایشان مقارن کرده اند، در این صورت نمی گویند که پیامبر بزرگوار نخستین ناقض آیات الهی بوده است؟!!!

«هرکس از رسول اطاعت کند، در حقیقت از من اطاعت کرده است، و اگر سرپیچید، تو را بر او نگهبان نکرده ایم. (نساء، ۸۰)

اگر خداوند اراده داشت، مشرکی نبود، و ما تو را بر کسی نگهبان نکرده ایم و تو بر آن ها وکالت نداری. (انعام، ۱۰۷)

اگر خدا اراده می کرد مردم سراسر زمین ایمان می آوردند و تو می خواهی که به زور و اکراه مومن بسازی؟ (یونس، ۹۹)

پروردگار بر احوال همه آگاه است می داند چه کسی را عذاب و بر چه کسی رحمت کند. و ما تو را به وکالت کسی نفرساده ایم. (اسراء، ۵۴)

ما از طریق تو این کتاب بر حق را برای مردم فرستاده ایم. اگر کسی هدایت شد خود را رهانده و اگر گمراه ماند ضلالت به او بر می گردد و تو بر کسی وکیل نیستی. (زمر، ۴۱)

کار کسانی که جز خدا را می پرستند با ماست و تو وکیل آن ها نیستی. (شوری، ۶)

من از روی بسیاری از آیات مشابه عبور کرده ام، که با همین زبان نه چندان نرم، پیامبر را از دخالت در امور دیگران و در کار خداوند نهی کرده است. چنان که آیه ی ۸۰ سوره ی مبارکه ی نساء که در نمونه آیات بالا خوانده شد، عتابی است تا رسول الله اطاعت از آیات الهی را به حساب اطاعت از خود نگذارد. این ها نشانه ی اقتدار و تسلط و علم و آگاهی و علامت استحکام مهاری است که در باب تمامی امور عالم به دست خداوند است. آنان که قرآن را نه برای کسب ثواب در ایامی معین، بل برای تربیت خویش و اجابت فرمان الهی برای حضور فداکارانه در پهنه ی پرورش آدمی می خوانند، نیک دریافته اند که خداوند، اگر بر مبنای شناسایی ذات لایزال او در قرآن کریم قضاوت کنیم، هرگز پیامبر خود را مجاز نمی داشت تا بر قول کتاب های مشکوک و مملو از اسراییلیات، در موضوع مغازی و سیره و غیره، به قصد کسب غنائم، کنار چاه های آب صحاری کمین بنشیند و کاروان های عبوری را غارت و کشتار کند. (ادامه دارد) 

یادداشت قبلی 

بازگشت به صفحه اسلام و شمشیر 

یادداشت بعدی 

 

 

 

الاسلام و السیف 9

1389/08/25 الساعه 11:13 ق.ظ

یسعی کتاب الاسلام والسیف لیثبت ان حکایات السیف وضرب السیف فی بدایة شروق الاسلام بین المسلمین بعضهم البعض وبین کفار مکة والمدینة والیهود، وبالطبع بین الناس الذی بعد رحلة نبی الرحمة والعدالة کانوا فی مسار الدعوة الی الاسلام، لم یکن علی اساس شواهد قرآنیة واغلبها بل جمیعها جاءت بشکل اساطیر فی سلسلة کتب، الذی زمان کتابتها وحضور مؤلفیها التاریخی والثقافی یفتقر لمستندات متقنة لاثباتها والیوم تعرف بعناوین اجمالیة مثل السیرة والمغازی والفتوح ومجموعات من الروایات والاحادیث. ایضا یسعی هذا الکتاب لیقول ان فی القرون المتمادیة، المسئولین فی الدول الاسلامیة فی مجال العقائدی فی ای مرتبة کانوا لم یبادروا بتقییم صحة وسقم معطیات ومزاعم هذه الکتب بجد، بل فی الالفیة الاخیرة کانت الثقافة الاسلامیة لم تتباهی سوی بتأیید هذه الکتب وکل المفسرین والمترجمین تقریبا لم یقولوا ولم یکتبوا سوی فی مسار تمدید هذه المواضیع ومددها! هذا الکتاب من خلال قراءة بیانات القرآنیه یسعی لنشر هذا المدخل ان القرآن العظیم، صریح وامین فی کل الامور حتی انه غنی عن التفسیر والتعبیر وباظهار محاورات ومحادثات الله مع نبیه المختار، محمد المحمود صلوات الله وسلامه علیه یوجه اذا کان الله دون ای مراعاة لمکانة النبی الاکرم الذی کان محیط بالمنکرین والاعداء مرات عدیدة وبشکل محکم وبداهی قام بتذکرته بالاصلاح وحتی انذر من العقاب والعذاب، اذن لم یکن کتابا ذریعة لدعم کتب البشر المجهولین الذین کانوا یقصدون تلویث دین الاسلام المشفق بالاعتداء والسفاکة والتخریب وعدم الرحمة ودون استثناء کلها کانت فی اعداد آلیة لزرع الاسرائیلیات فی عقول المسلمین ولقبول هذا التردد والرفض العام و شامل و دون استثناء لهذه المکتوبات یکفی ان ننتبه الی ان الخط العرب فی السنوات التی ألفت هذه الکتب وحضور هؤلاء المؤلفین لم یکن مستعد لتقدیم ای کتاب حتی القرآن الکریم فی العالم الاسلامی.

مَا کَانَ عَلَى النَّبِیِّ مِنْ حَرَجٍ فِیمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَکَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَقْدُورًا (٣٨)الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلا اللَّهَ وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا (٣٩) احزاب 38 و 39  

لم یتحمل النبی مسئولیة ما أمر الله به (الزواج مع زینب). سنة الله فی الذین خلوا من قبل وکان امر الله قدرا مقدورا. نیة الله حول الذین یبلغون رسالاته بانه یقرر لهم استثناءات ومزایا فی توسیع أمر النکاح ویحلل بعض المحرمات للانبیاء الذین یخشونه ولا یخشون احدا الا الله وکفی بالله حسیبا. (احزاب، 38 و 39، خلیل الله صبری، طبقات الآیات ص 86)

لاحظوا ان احد من الآیات الصریحة فی مجال مراعاة سنة الله واوامره للانبیاء کیف تغیرت حین ترجمتها الفارسیة وکیف عبروا عنها!!! یتحدد هذا الحکم العام والتعلیمی والمرشد وینحصر بالسماح بالزواج واخیرا یصل الی هذا حد من البهتان علی القرآن حیث باضافة سطور علی الآیة تزعم ان الله یجیز استثناءات وممیزات فی حد عدم رعایة المحرمات لانبیاءه، وبما انه لم یوجد ای کلام حول هذا الاستنتاج السخیف والتافه فی نص الآیة المبارکة، فاقبلوا ان مفسرین القرآن ومترجمیه لاغراض خاصة منها تأیید اعداد کتب السیرة والمغازی والفتوح نزلوا من انفسهم آیات باسم الباری عز و جل واضافوها الی القرآن المبارک!!!

یؤکد کتاب الاسلام والسیف بتقدیم مباشر ودون تعدیل فی آیات القرآن علی هذا الامر ان الله فی قرآنه المبین ان لم یزین صورة نبیه المختار ولم یعرفه بشکل خاص و کان لم یرتکب خطأ، وکان لم یتجاوز عن زلاته الصغیرة والکبیرة و بالعکس کان شدید الحساب معه. فما هی المصیبة التی ابتلی بها المسلمین الیوم بقبول الهوامش التی أضیفت علی النص الصحیح والصریح والاعتقاد بها ؟ وان کان الله یدعوا نبیه بتحکم وتذکرة فی آیات فصیحة وکثیرة للابتعاد عن الزلات، فإذن یبین هذا الصدق وصراحة القرآن فی التعبیر حول هدایة الرسول، ان الانسان فی مقام انسان عادی وأمی یستطیع ان یرتقی الی مقام و درجات اعلی، و اوجه رسول الله باتباعه الاوامر الالهیة وبحمایته. ونحن بمتابعة الآیات التی ینذر الله بها نبیه ویحذره بدرجات مختلفة نتعلم ان لم یخلق احد معصوم بفطرته وغنی عن محاربة سلبیات الحیاة المعقدة فی المجالات الاقتصادیة والسیاسیة والاخلاقیة، ولایستطیع الانسان الظلوم والجهول حتی بمراقبة وهدایة مستمرة من الله ان یصان کلیا عن الانحرافات، ولم تکن وعود الله المکررة بالعفو والمغفرة فی القرآن سوی دلیلا علی معرفة الله واشرافه علی حیاة الانسان.

رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِی نُفُوسِکُمْ إِنْ تَکُونُوا صَالِحِینَ فَإِنَّهُ کَانَ لِلأوَّابِینَ غَفُورًا (٢٥) اسراء

اعود الی کلامی وبعد تقدیم آیات تعرف النبی بانه مأمور ابلاغ الآیات فقط ، اذکر وابرز آیات یدعوا الله فیها نبیه ان لا یبحث عن مدی تأثیر آیات القرآن علی الناس، ویحذره فی سلسلة من التأکیدات المکررة من التظاهر بأنه وکیل ونائب من قبل الله عن تفتیش العقائد من المؤمن والمشرک! ما تأتی فی السطور التالیة من هذا البحث تدعوا اولی الالباب الی التأمل ان یدرکوا ویتعرفوا علی الاوضاع الاجتماعیة لعصر شروق الاسلام من خلال الاوامر الالهیة، ولم یکونوا اسراء املاءات تفیض من وعاء الکتب السابقة الذکر اللاقیمة والاعتبار لها.

لا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (٢٥٦) بقره

یسعی کتاب الاسلام والسیف ان یثبت بتقدیم ادلة مکفیة من القرآن ان هذا الابلاغ الالهی الواضح لم یتعارض بکلمة واحدة فی اختیار حر للدین حتی نزول آخر الآیات القرآنیة، وبعدما اقدم المبادیء الرئیسیة والنهائیة من هذه السطور لربما یمیل اشخاص الی هذه الفکرة ان الوصول الی مسند الاجتهاد فی الاسلام لم یکن مشروط ولم یکتفی بحل مشاکل ومبطلات الصلاة وآداب الطهارة والطلاق، وان الدعوة العامة الی تطهیر الثقافة الاسلامیة من الاملاءات الیهودیة وتبلیغ الاسرائیلیات خاصة فی محن و ویلات الیوم هی اول مهمة المعمر والمعمم والمجتهد الذی یرید ان یراعی قدر قسم الله "والعصر". ان قبلنا ان الآیات التی ذکرناها نزلت فی مکة، وان هذه الکتب تعتبر حضور النبی الاکرم فی المدینة ببدایة حروبه، الم یریدوا لیعبروا هولا بالتلمیح ان النبی المکرم کان اول من نقض الآیات الالهیة.

مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا (٨٠) النساء

وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکُوا وَمَا جَعَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا وَمَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ (١٠٧) انعام

وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ لآمَنَ مَنْ فِی الأرْضِ کُلُّهُمْ جَمِیعًا أَفَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ (٩٩) یونس

رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِکُمْ إِنْ یَشَأْ یَرْحَمْکُمْ أَوْ إِنْ یَشَأْ یُعَذِّبْکُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ وَکِیلا (٥٤) اسراء

إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا وَمَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ (٤١) زمر

وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَولِیَاءَ اللَّهُ حَفِیظٌ عَلَیْهِمْ وَمَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ (٦) شوری

فإنی تجاوزت الکثیر من الآیات المشابهة التی تنهی النبی من التدخل فی شئون الآخرین بلغة لم تکن لینة، کما ان آیة 80 من سورة المبارکة النساء تعاتب رسول الله لکی لایعتبر طاعة الآیات الالهیة طاعة له. هذه دلالات سیطرة وهیمنة وعلم وقوة اشراف الله علی کل شئون العالم. الذین یقرأون القرآن لتربیة انفسهم واجابة للاوامر الالهیة وللتضحیة والعمل فی ساحة تعلیم البشر ولیس لکسب المثوبة فی ایام خاصة، ادرکوا جیدا ان الله لم یکن یسمح لنبیه ان یکون قاطع الطرق وینهب ویسلب القوافل العابرة حسب ماتقول الکتب المشکوکة والملیئة بالاسرائیلیات.

ادرجت من قبل مسعود سنجری | طباعه | 0 الآرا

 

Previous

List

Next

 






note9.pdf
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages