مطلب بسیار جالبی است که پیشاپیش انتقادات وارد بر خودش را هم پاسخ میدهد!
اینک به مراتب اصلی در این بررسی ها نزدیک می شویم که مبین نگاه و نظارت دائم خداوند بر اعمال رسولان خویش و به ویژه پیامبر والا مقام اسلام است تا به فارغ شدگان و عبور کردگان از مسیر تعصب معلوم و مفهوم کند که فاصله ی میان انسان ناموخته و خام، با راه یافته ای خدا شناس و خالص، چنان که آیات پر تعداد بعدی حکایت می کند و گواهی می دهد، مستلزم طی چه مراتب مسلسلی از خود سازی است و از آن که طبیعت بشر، اگر پیامبر خدا هم باشد، متمایل و متوجه منافع شخصی است، پس به ویژه گذر از سطح آدمی امی و بدون تکلیف، به شاخص و نمونه و الگویی از اخلاق و آداب و گفتار و رفتار یک مومن مورد ستایش خداوند، که مسئولیت انتقال پیام الهی را هم بر گردن دارد، امری مندرج در طینت و طبیعت هیچ کس نیست و چنین پدیده ای روایت نشده که کسی بی هدایت خاص خداوند و بدون گذر از مدارج آموزش های ضرور و تصحیح پلکانی خویش، یکباره به مقامات وحدانی پریده و پذیرفته شده باشد و همه می دانیم که کسب این منزلت ها، لااقل و به عنوان ساده ترین پیش نیاز، به باز سازی ذهن، در خلوتی فارغ از امورات وسوسه انگیز دنیوی، نیازمند است و این اصل بریدن از خلق و دور شدن از روابط عادی و تعلقات این جهانی، از انزوا گزینی پیامبر خداوند در غار حرا، تا گوشه گیری سالیان دراز عابدی در انتظار مستجاب الدعوگی و ریاضت کشی منفرد یک جوکی و مرتاض هندی، که خواهان تصرف در اجزایی از علوم طبیعی و در اختیار گرفتن نفس و نیاز های خویش است، مصداق دارد.
اعجاب اصلی برای یک محقق و حتی قاری قرآن، چنان که پیش تر به اشاره آوردم، آن جا بروز می کند و وجه تامل انگیزی به خود می گیرد که می بینیم تذکرات الهی به پیامبر گزیده اش، در خفا و به صورت مکالمه ی پنهان صورت نگرفته است، قرآن مبارک روابط الهی با بنده ای امی و محمد نام را، که می باید تا مقام منتقل کننده ی وحی و مراد مومنین بالا کشیده شود، آشکارا در منظر عام کافر و مشرک و مومن، بدون هیچ رعایت ویژه ای قرار می دهد و در کم تر سوره ای از قرآن قدرتمند و قانع کننده است که به آیه و کلامی از این تذکرات الهی به پیامبر گرامی مزین نباشد. این آیات از جمله به خواهان آن تذکر می دهد که هیچ کس، حتی رسول گرامی اسلام، عالم به احوال و امورات و مقدرات غیب نیست، احاطه به آینده ندارد و دست رسی به اخبار غیب مختص بارگاه الهی است و مسلمان و غیر مسلمان فقط می توانند و مختارند که وجود عالمی به نام غیب را بپذیرند یا منکر شوند. اگر ما تابع اشارات موکد قرآن در این باره باشیم، پس قادر نخواهیم بود در تسلط بر عالم غیب، هیچ کس را شریک دستگاه الهی بیانگاریم و به دل خواه خویش، آدمیان را، در هر مرتبه ای که قرار دهیم، با علم خاص خداوند مربوط و شریک بگیریم.
اینک نخست بخشی از پیام های آموزشی خداوند به رسول اکرم را، با رعایت اختصار، مرور کنیم و سپس به نتیجه گیری نهایی از این مجموعه مقدمات مشغول شویم.
«یهود و نصاری از تو مگر به پیروی و پیوند با آن ها خشنود نخواهند شد، به آن ها بگو که هدایت مختص خداوند است و اگر پس از آگاهی هایی که گرفته ای، از هواها و خیالات آن ها پیروی کنی، از حمایت الهی محروم خواهی شد. (بقره، ۱۲۰)
اگر هر نشان و بینه ای برای صاحبان کتاب بیاوری، تابع قبله ی تو نخواهند شد، چنان که تو تابع قبله آن ها نمی شوی، و آنان به قبله ی یکدیگر هم رو نمی کنند و بدان که از پس این همه دانایی که بر تو فرستاده ایم اگر بخواهی از آرزوهای آنان تبعیت کنی در زمره ی ظالمین خواهی بود. (بقره، ۱۴۵)
حق از جانب خداست، دو دل مباش. (بقره، ۱۴۷)
ما بر تو کتابی بر حق فرستادیم تا بین مردم به میل و اراده ی خدا حکم کنی. مدافع خائنین نباش، نزد خدا استغفار کن، که آمرزنده ای مهربان است. (نساء، ۱۰۵ و ۱۰۶)
و اگر خدا از تو حمایت نمی کرد، گروهی تو را به گم راهی کشانده بودند. (نساء، ۱۱۳)
و اگر تکبر آنان را گران می بینی، اگر می توانی نقبی در زمین بزن و یا نردبانی به آسمان بگذار بل نشانه ای برای ارضای آنان به دست آوری و بدان که هدایت به اختیار خداوند است، پس در زمره ی جاهلان مباش. (انعام، ۳۵)
بگو خزائن الهی در اختیار من نیست، از غیب خبر ندارم، در زمره ی فرشتگان نیستم و از چیزی جز وحی الهی تبعیت نمی کنم. (انعام، ۵۰)
دوری کن از آنان که دین را بازیچه می پندارند و غره به دنیای خویش اند. (انعام، ۷۰)
پیرو وحی باش، خدایی جز او نیست و از مشرکین فاصله بگیر. (انعام، ۱۰۶)
اگر دنبال خلق الناس به راه افتی، تو را از مسیر خدا دور خواهند کرد. (انعام، ۱۱۶)
از هوی و خیالات آنان که آیات ما را تکذیب می کنند، آخرت را قبول ندارند و برای خداوند شریک قائل اند، پیروی مکن. (انعام، ۱۵۰)
عفو پیشه کن، به عرف فرمان بده، از جاهلین دور شو و اگر از سوی شیطان وسوسه شدی، به خدا پناه ببر که دانا و شنواست. (اعراف،۱۹۹ و ۲۰۰)
از ذکر پروردگارت، در درون خود و بدون هیاهو، صبح و شام، غافل مشو. (اعراف، ۲۰۵)
و اگر در صحت آن چه به تو وحی می فرستیم شک داری، از آنان که کتاب های پیشینیان را خوانده اند سئوال کن تا بر تو معلوم شود که این سخنان بر حق است، مردد مباش، و آیات الهی را انکار مکن که زیان خواهی دید. (یونس، ۹۴ و ۹۵)
مشرک مباش، با دل پاک به دین حق رو کن، به جز خدای یکتا را مپرست ورنه ستم کار خواهی بود. (یونس، ۱۰۵ و ۱۰۶)
صبور باش، از وحی تبعیت کن تا زمان قضاوت الهی فرارسد، که برترین حکم کننده است. (یونس، ۱۰۹)
پس تو و تابعین ات برابر دستور استقامت کنید، سرکش مباشید که خدا بر آن چه می کنید، ناظر است. (هود، ۱۱۲)
به آن چه بر کسانی بهره داده ایم، چشم مدوز، غم مخور و با مومنین بد خلقی مکن. (حجر، ۸۸)
این ها که بر تو وحی می شود، در زمره ی حکمت های الهی است، برای خدا همتا مگیر که سرانجام سرزنش شده و مطرود راهی جهنم خواهی شد. (اسراء، ۳۹)
چیزی نمانده بود که مطلبی جز وحی را بر ما ببندی، تا تو را دوست خود بگیرند. اگر ثبات قدم به تو نداده بودیم، مایل به آن ها شده بودی آن گاه در دنیا و آخرت عذاب مضاعف می چشیدی و از حمایت ما محروم می ماندی. (اسراء، ۷۳ و ۷۴ و ۷۵)
نمازت را نه با فریاد و نه به پچ پچه بخوان و صدایی میان این دو را برگزین. (اسراء، ۱۱۰)
کلمات آن چه را از کتاب خداوند بر تو وحی می فرستیم تغییر مده، که جز او پناهی نخواهی یافت... صبر داشته باش، چشم دنیا خواه را از آن ها که صبح و شام به ذکر پروردگارند، بر مگیر و به غافلی مدوز که به دنبال نفس خود می رود و اسراف می کند. (کهف، ۲۷ و ۲۸)
با آنان که شب و روز به یاد خداوندند، مدارا کن و به طلب زینت دنیا از آنان رو بر مگردان و به دنبال آنان مرو که قلبی غافل دارند، در پی خیالات خویش اند و کارشان تباه است. (کهف، ۲۸)
اگر از آنان اجری بطلبی، بدان که برترین اجر نزد خداوند و بالا ترین روزی دهنده است. (مومنون، ۷۲ و ۷۳)
مطیع کافران مشو و با آنان سخت ستیزه کن. (فرقان، ۵۲)
بر خدا شریک مگیر که عذاب خواهی شد و به نزدیکانت نیز توجه ده. (شعراء، ۲۱۳ و ۲۱۴)
این رحمتی بود که کتاب را بر تو فرستادیم، پس پشتیبان کفار مشو، از آیات نازل شده باز نمان، به جانب خدا رو کن، از مشرکین مباش و برای خدا شریک مگیر. (قصص، ۸۶ و ۸۷ و ۸۸)
مبادا بی ایمانان تو را از راه به در کنند، صبور باش و بدان که وعده ی الهی بر حق است. (روم، مکی)
ای پیامبر، راه خدا را برو، پیرو کافران و منافقین مباش، که خداوند دانا و حکیم است. تابع آیات وحی باش که خدا از آن چه می کنید، با خبر است و به خداوند تکیه کن که برای کار سازی کافی است. (احزاب، ۱ و ۲ و ۳)
از این پس زنی بر تو حلال نیست، هرچند که از زیبایی او به عجب افتی، مگر کسی که خود را به تو ببخشد. و بدان که خدا ناظر بر همه چیز است. (احزاب، ۵۲)
و به راستی که بر تو و بر پیامبران پیشین وحی فرستادیم که اگر مشرک شوند، سقوط خواهند کرد و زیان کار خواهند شد. (زمر، ۶۵)
امر دعوت را پیش ببر، برابر دستور استقامت کن، و از هوی و خیالات آنان پیروی مکن. (شوری، ۱۵)
از آیاتی که بر تو نازل می شود، یاری بجو و بدان که بر حقی. (زخرف، ۳۴)
تابع این دستورات باش و از خیالات نادانان پیروی مکن.(جاشیه، ۱۸ و ۱۹)
عجول مباش و مانند پیمبران پیشین صبر پیشه کن. ( احقاف، ۳۵)
پس بدان که خدایی جز خدای واحد نیست از گناه خود و آن مومنین زن و مرد استعفار کن که خداوند از زیر و روی شما با خبر است. (محمد، ۱۹)
دوری کن از کسی که خداوند را یاد نمی کند و جز دنیا را نمی طلبد. (نجم، ۲۹)
پایداری کن و منتظر دستور باش. (قلم، ۴۶)
بر حکم پروردگارت صبور باش و از هیچ کافر و گناه کاری تبعیت نکن. (انسان، ۲۴)
و اگر پیامبر از قول ما سخنانی به تاویل می گفت، با قدرت او را فرو می گرفتیم، سپس رگ دل اش را می شکافتیم و هیچ کس یارای جلوگیری نداشت. (حاقه، ۴۵ تا ۴۸)
این ها و بسیاری دیگر، نص صریح آیات الهی در قرآن کریم است و کلامی کسر و زیاده ندارد. این آیات هم غالبا و به جز چند استثنای قابل تردید، مکی است و معلوم می کند که زمان حضور پیامبر گرامی در مکه، به نوعی دوران آمادگی و آموزش و آزمایش بوده است. به آن چند آیه ای که با حروف سیاه برجسته شده، توجه کنید که به وضوح خطاب آمیخته با خشونت خداوند به پیامبر خاتم اش را نشان می دهد. غور در این آیات و آن چه در پی خواهد آمد، فاصله ی عظیم میان بارگاه الهی و عناوین آدمی را عرضه و معلوم می کند که انسان در مقیاسی نیست که به اشتراک و اعانت در امور ملکوت خوانده شود، خداوند مالک زمین و آسمان و تمام کائنات را نمی توان وام دار کسی دانست و مثلا مدعی شد که بنای پر عظمت عرش کبریایی و سراسر هستی را به حرمت و اعتبار این و آن بر پا کرده اند! شیفتگی، غالبا ما را از ادراک خالق یکتا غافل می کند و به گفتارهای پر خطا و گاه قرین کفر می کشاند.
«یسئلونک عن الساعة ایان مرسها. فیم انت من ذکریها. الی ربک منتهاها. از تو درباره ی زمان ظهور قیامت می پرسند. تو را چه به ذکر از موضوعی که به خداوند ختم می شود». (نازعات، ۴۲ و ۴۳ و ۴۴)
این خطاب و سخن گفتن خداوند با خاص ترین بنده ی خود، در عرصه ی آفرینش آدمی است، تا معلوم شود آن جا که گفت و گوی حوزه ی الهی است، پای هیچ بنده ای را بدان باز نمی کنند و حقوق دخالت در امور بارگاه کبریایی بر فرشتگان نیز مقرر نیست، چه رسد به این یا آن آدمی زاده، که با هزار مرحمت الهی، از عذاب دوزخ نجات داده خواهد شد. پس، از راه اسلام و خداشناسی خالص گذر کنیم، از فواصل میان مسلمین، با رد مطالب و مکتوبات و مندرجات مشکوک منتسب به قرون اولیه ی اسلام بکاهیم و جز خداوند و قرآن و پیامبر خاتم اش را نستاییم، که اصول دین ما بر آن ها استوار است. زیرا پیام زیر در آیات الهی معلوم می کند که پیامبران و رسولان خداوند نه فقط به هنگام حضور در عرصه ی دنیوی ابلاغ، بل در آخرت و در پیشگاه الهی نیز همانند هر بنده ی دیگر باز پرسی می شوند:
«فلنسئلن الذین ارسل الیهم و لنسئلن المرسلین. از آن ها که پیامبری برایشان فرستادیم و نیز از خود رسولان سئوال خواهیم کرد». (اعراف، ۶)
بزرگ است خدایی که مرکز و موازنه ی جهان هستی و والا مقام ترین مجری و مبلغ و معلم عدالت و برابری است. (ادامه دارد)
بازگشت به صفحه اسلام و شمشیر
1389/08/25 الساعه 11:17 ق.ظ
قد حان الوقت لاتناول المراتب الرئیسیة من هذا البحث، والذی تدل علی اشراف الله ومراقبته الدائمة علی اعمال رسله خاصة رسول الاسلام عالی الشأن، حتی یتبین للفارغین والعابرین طریق التطرف والتشدد ان آیات القرآن تشهد وتحکی بان الانسان الأمی وغیر المتعلم یستلزم له ان یمر بتسلسل او بتعبیر آخر بمراتب تسلسلیة من اصلاح النفس وتزکیتها حتی یصبح من البالغین طریق المعرفة الالهیة والمخلصین. وبما ان طبیعة البشر حتی وان کان مرسلا تمیل وتتوجه الی مصالحه الشخصیة فاذن العبور من مستوی انسان أمی وغیر مکلف الی معیار اسوة وقدوة من الاخلاق والآداب والکلام والسلوک حتی مؤمن محمود الله، والذی یتولی مسئولیة نقل الابلاغ الالهیة لم یکن امر مندرج فی طینة وطبیعة ای انسان، ولم نسمع بهذه الظاهرة ان احدا دون هدایة الله الخاصة ودون ان یتعدی المراحل التعلیمیة الضروریة والاصلاح بالتدرج ویصل مرة واحدة الی مقامات وحدانیة وانقبل فیها، ونعلم ان اکتساب هذه المنزلة بالحد الادنی تحتاج الی ابسط شرط مسبق ای تقویم الذهن فی فراغ من الامور الدنیویة الموسوسة، تصدق من عزلة النبی فی غار حراء حتی الاعتزال لمدة سنین طویلة لعابد ینتظر استجابة دعوته، والریاضة المنفردة للیوغانی الذی یطلب التدخل فی اجزاء من العلوم والأمور الطبیعیة والزام عنان نفسه وحاجاته.
وکما اشرت سابقاً ان الباحث وقاریء القرآن یستغرب ویندفع الی التأمل حین یری ان الانذارات والتذکرات الالهیة الی نبیه المختار لم تکن فی خفیة ومحاورة بینهما وان القرآن المبارک، یوضح العلاقات بین المتعال مع عبده الامی محمّد، الذی یعلی حتی مقام ناقل الوحی ومراد المؤمنین، فی منظر العام امام أعین الکافر والمشرک والمؤمن ودون رعایة خاصة. وقلما آیات القرآن المقنع لم تتزین بهذه التذکرات الالهیة الی نبیه الاکرم. تذکر هذه الآیات الی طلابها أنه لا احد یعلم باحوال وامور ومقدرات الغیب ولم یعلم بالمستقبل والغیب حتی النبی صلی الله علیه وسلم سوی العرش الهی، ویستطیع المسلمین وغیر المسلمین فقط ان یقبلوا بوجود عالم باسم عالم الغیب وهم مختارین ان یرفضوه. ان تابعنا اشارات القرآن المؤکدة حول هذا الموضوع، فلن نستطیع ان نشرک احدا فی الاشراف علی عالم الغیب مع الله، وان نجعل الناس فی ای مرتبة ومقام حسب رغبتنا نجعلهم شرکاء ومتعلقین بالعلم الخاص بالله.
بقره 120- بقره 145- بقره 147- نساء 106 و 105- نساء 113- انعام 35- انعام 50- انعام 70- انعام 106- انعام 116- انعام 150 – اعراف 199 و 200 و 205- یونس 94 و 95- و 105 و 106 – حجر 88- اسراء 39- و 73 و 74 و 75 و 110 و- کهف 27 و 28- مؤمنون 72- فرقان 52- شعراء 213 و 214- قصص 86 و 87 و88 – روم 60- احزاب 1 و 2 و 3 و 52 – زمر 65- شوری 15- زخرف 43- جاثیة 18- احقاف 35- محمد 19- نجم 29- حاقة 44-48- انسان 24
هذه النماذج مع نماذج اخری هم النصوص الصریح للآیات الهیة فی القرآن الکریم و لیس فیها کلام ناقصة وزیادة. هذه الآیات اغلبها سوی قلیل منها، من السور المکیة وتبین ان زمان حضور النبی الاکرم فی مکة المکرمة کان نوعا ما فترة لاستعداد وتعلیم وامتحان. انتبهوا الی آیات 39 من سورة الاسراء و 213 من سورة الشعراء و آیة 19 من سورة محمد الذی تبین بوضوح خطاب الله مع خاتم الانبیاء ممزوج بتجبر. الانغماس فی هذه الآیات والذی سنذکرها تالیا یبین الفرق الواضح بین العرش الالهی وعناوین البشری، وتبین ان الانسان لم یکن فی قیاس حتی یشارک ویتعاون فی الشئون الملکوتیة ولایستطیع ان نعتبر ملک السموات والارض مرهون لاحد، او مثلا نزعم ان بناء العرش الکبریایی والکیان اقامها باعتبار هذا العبد او ذاک! یغفلنا الانهماک بالفرع احیانا من الاعتناء بالخالق الواحد وتقربنا الی کلام ملیء بالاخطاء و قرین بالکفر احیانا.
یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا ﴿٤٢﴾ فِیمَ أَنتَ مِن ذِکْرَاهَا ﴿٤٣﴾ إِلَىٰ رَبِّکَ مُنتَهَاهَا ﴿٤٤﴾(النازعات)
هذا خطاب الله وکلامه مع اخص عباده امام الناس، حتی تبین ان مایکون فی حوزة حوار الله، لم یتدخل ای عبد فیه، و لم یسمح حتی للملائکة التدخل فی شئون العرش الکبریائی ، ناهیک عن هذا او ذاک الادنی الذی یحتاج بالف مرحمة و رأفة الهیة حتی یخلص من عذاب الجهنم. لذا علینا ان نعبر عن طریق الاسلام ومعرفة الله الخالصة ونخفض من الفواصل بین المسلمین، برفض المکتوبات والمندرجات المترددة الذی تنسب الی القرون البدائیة من الاسلام، ولم نحمد غیر الله والقرآن وخاتم انبیاءه، الذی اصول دیننا معتمدة علیهم. لان البلاغ فی هذه الآیة یبین ان الانبیاء والرسل لیس حین حضورهم فی ساحة الدنیا فحسب بل ایضا فی الآخرة وامام ربهم یسئلون مثل العباد الاخرین.
فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ ﴿٦﴾(الاعراف)
الله اکبر هو مرکز وموازنة الکیان واعلی مقام ومبلغ ومعلم العدالة والمساواة
ادرجت من قبل مسعود سنجری | طباعه | 0 الآرا