ارادتمند: گلی
مدیریت یادگیری توسط خود یادگیرنده: برای چه، چگونه، کی، کجا خود فرد مسئول است. او از دیگران یاد می گیرد، برای یادگیری از دیگران بهره می برد، در جامعه یادگیرنده یاد می گیرد و یاد می دهد ولی خود مسئول یادگیری خودش است.
چنین فردی اعتماد به نفس دارد و مسئولیت پذیر است.
یادگیری خودنظم جویی (self-directed learning) شیوه ای است که متناسب با یادگیری طبیعی انسان است. انسان همواره در حال یادگیری است و بدون اینکه دیگران به او تجویز کنند از وقایع روزمره اطراف از طریق حواس خود یاد می گیرد. این روش یادگیری متناسب با سرشت اوست. هنگامی که دیگران بصورت کنترل بیرونی بر این روند یادگیری روزمره او وارد می شوند فرآیند یادگیری را مختل می کنند. در نظر بگیرید چگونه با تاکید صریح بر نکات اخلاقی در خلال خواندن قصه ای می توان فرصت یادگیری را از کسی که قصه می خواند یا گوش می دهد گرفت.
از دیدگاهی دیگر بر اهمیت یادگیری خود نظم جویی می توان گفت جهان پرشتاب امروز و قدرت رسانه های امروزی در انتقال اطلاعات و دانش آن قدر پررنگ است که نمی توان منظر ماند تا دیگری فرصت یادگیری را برای ما ایجاد کند زیرا این فرصت همواره آماده بهره برداری است و کمتر معلمی می توان یافت که بر تکنولوژی های روز مسلط باشد. آیا یادگیرنده باید این فرصت هایی را که تکنولوژی برای یادگیری فراهم آورده نادیده بگیرد؟ آیا یادگیرنده می تواند یادگیری خود را در این رسانه ها مدیریت کند و چه، چگونه، کی، کجای یادگیری را خود برای خودش مشخص کند؟1- خود نظم جویی و فکور بودن:
(یادگیرندگان باید نحوه ی برنامه ریزی و پایش یادگیریشان، شیوه دست یابی به اهداف یادگیریشان و نحوه ی تصحیح خطاهایشان را بدانند.)
خود نظم جویی و فکور بودن مرحله ای بالاتر نسبت به مشارکت فعال، مشارکت اجتماعی، و معنا دار کردن یادگیری می باشد.
چرا که یادگیرنده بر اساس مراحل قبلی به مرحله ای از انگیزه، باور، اعتماد به نفس و شوق نسبت به یادگیری رسیده است که می تواند «نحوه ی برنامه ریزی و پایش یادگیریش، شیوه ی دست یابی به اهداف یادگیری و نحوه ی تصحیح خطاها را هم بداند و هم بتواند انجام دهد.»
توجه دوستان را به این نکته جلب می کنم که؛ خود نظم جویی و فکور بودن، از جنس «فعل» است و حکایت از نوعی رفتار و مهارت می کند، غفلت از این مطلب باعث خواهد شد تا تصور کنیم خود نظم جویی و فکور بودن از جنس دانش است و کفایت می کند که یادگیرنده صرفاً آن را بداند، در حالی که چنین نیست بلکه یادگیرنده باید دانسته هایش را «بداند» و «بتواند»، که بداند اشاره به سطوح بالای یادگیری دارد و بتواند اشاره به مهارت شدن آن دانسته است. از این رهگذر خود نظم جویی و فکور بودن:
- پدید آوری راهبردهای خاصی را در بر می گیرد که به یادگیرندگان کمک می کند فراگیریشان را ارزشیابی کنند،
- درک و فهمشان را وارسی کنند و
- خطاهایشان را در زمان مناسبی اصلاح کنند. و به تعبیری دیگر،
- توانایی که طی آن دانش آموز قادر به پایش یادگیری خود،
- درک زمان وقوع خطا، و
- آگاهی از شیوه ی رفع آن ها می باشد.
خود نظم جویی مستلزم؛
- تفکر، یعنی آگاه بودن از باورها و راهبردها است.
- تفکر را می توان از طریق بحث، مذاکره ها، نوشته ها، بعنی آن جا که کودکان برای بیان نظراتشان ترغیب می شوند و از آن ها ( نظراتشان ) دفاع می کنند پرورش داد.
- جنبه ی مهم دیگر تفکر، قادر بودن به تمیز ظواهر از واقعیت، باورهای عام از دانش علمی و غیره است.
حال با طرح سؤالاتی چند سعی می کنیم تا گامی عملیاتی تر نسبت تحقق بحث این هفته برداریم، پاسخ گویی به این سؤالات از جانب ما کمک خواهد کرد تا فعالیت هایمان نیز هماهنگ تر گردد.
- چگونه می توان اقدام به طراحی روش حل مسایل، طراحی آزمایش و خواندن کتاب در کلاس نمود؟
- چگونه می توان مهارت ارزشیابی نحوه ی بیان، مجادلات و حل مسایل از سوی سایرین، و نیز از سوی خودش، را به دانش آموزان یاد داد؟
- چگونه می توانیم به دانش آموزان بیاموزیم تا قادر به وارسی تفکرشان و پرسش سؤال هایی از خود درباره ی درک و فهمشان بشوند؟
- چگونه می توانیم شرایطی فراهم سازیم تا دانش آموز بتوان پاسخ این سؤالات را خودش بدهد: دلیل انجام کارم چیست؟ مطلوبیت کارم چقدر است؟ چه چیزی برای انجام دادن باقی می ماند؟
- چه کاری باید انجام دهیم تا یک دانش آموز قادر باشد، نسبت به دست آوردن آگاهی واقعی از خود در مقام یادگیرنده- ( خواندنم خوب است، اما نیاز دارم برای ریاضیاتم بیشتر کار کنم)، تنظم اهداف یادگیریش، اقدام نماید؟
- چگونه می توانیم در دانش آموز مهارت شناسایی راهبردهای اثر گذارتر را برای کاربرد با توجه به زمان مورد نیاز برای استفاده را ایجاد کنیم؟
با تشکر، رزاقی
در اینترنت به دنبال مقاله ای فارسی درباره یادگیری خود نظم جویی گشتم که یافته این جستجو پژوهشی با عنوان تأثیر مهارتهای حل مسئله بر یادگیری خودنظم جویی دانشآموزان می باشد که به پیوست تقدیم می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تاثیر مثبت آموزش مهارت های حل مسئله بر یادگیری خودنظم جویی دانش آموزان در طول زمان از پایداری مناسبی برخوردار است. منبع مقاله http://www.roshdmag.ir/article-fa-4928.html
حرکت از یادگیری "معلم-نظم ده" به "خود-نظم جو" برای بیشتر دانش آموزان بدون یاری معلم بدست نمی آید. معلم می تواند فرصتی فراهم کند تا دانش آموز در فعالیت های یادگیری مانند گفتگو، آزمایش و تحقیق، مستقل فکر کردن را در خود پرورش دهد تا براساس مشاهده خود، پرسش مطرح کند، دست به اکتشاف بزند، مسئله بسازد و حل کند و فعالیت های خلاقانه انجام دهد.
اگر فعالیتی به دانش آموز پیشنهاد شود تا در آن به جای اینکه در هر مرحله به او گفته شود که چه باید بکند، خود مدیریت اجرای آن را بدست گیرد مثلا طراحی آزمایش با خود او باشد، چگونگی نتیجه گیری و دست بندی نتایج را خود انتخاب کند، پرسش تحقیق او برخواسته از پرسشی باشد که در خلال مشاهده برایش بوجود آمده و چگونگی ارائه تحقیق را خود برگزیند، در خلال این فعالیت ها خود هدف تعریف می کند، برنامه ریزی و مدیریت می کند، در طی این مسیر استقلال را در یادگیری تجربه می کند و اعتماد به نفس در او تقویت می شود. که اینهاه همه گامی هایی است در جهت خود-نظم جویی.
معلم در این میان نقش رهبری را برعهده دارد. به نظر من رهبری این نیست که نگذارد یادگیرنده از اهدافی که برایش تعریف شده منحرف شود بلکه نقش رهبری این است که یادگیرنده را در دستیابی به هدفی که او برای خودش تعریف می کند یاری نماید.