با نام خداوند مهربان
سلام
برای ورود به پنجمین بحث، اسکن قسمت مربوط از کتاب راهنمای روش های نوین تدریس نوشته آقای دکتر محرم آقازاده به پیوست است. امید است با مشارکت همه شما دوستان بحث این هفته پیرامون مفهوم " سازمان دهی مجدد پیش دانسته ها" در فرآیند یاددهی-یادگیری را پی بگیریم.
پیروز باشید
ارادتمند، کارشناس
1- سازمان دهی مجدد پیش دانسته:
(برخی وقت ها، پیش دانسته می تواند در قالب شیوه ی یادگیری چیز جدیدی ظاهر شود.
- دانش آموز باید چگونگی حل ناسازگاری های درونی و سازمان دهی مجدد مفاهیم موجود را برای هنگامی که ضرورت دارند بیاموزند.)
- دانش آموزان بر اساس دانسته های قبلی که معلوم نیست چه مقدار کامل است، میزان صحت آن مشخص نیست، منبع دریافت نامعلوم است، ... در کلاس درس حاضر می شود.
- از سخت ترین کارها انتقال مطالبی است که با پیش دانسته های دانش آموز در تضاد باشد و به عبارتی دانش آموز پیش دانسته هایی دارد که به دلیل نقص و ناهماهنگی و عدم کیفیت باعث می شود تا وی مطالب معلم را به راحتی دریافت ننماید. در این جا سازماندهی کردن مجدد این پیش دانسته ها یعنی توجه و کشف و مشخص کردن آن ها و سپس ارتباط دادن آن با مفاهیم درسی است که همان گونه که در ابتدا مطرح شد از سخت ترین بخش های کار تدریس می باشد.
این چهار سؤال کمک شایانی در بسط بیشتر بحث خواهد کرد.
پیش دانسته ها چیست؟
ویژگی پیش دانسته ها چیست؟
پیش دانسته ها چگونه باید باشد تا دانش آموز بتواند از آن ها بهره برداری کند؟
نقش یک معلم در ساخت سازی پیش دانسته ها توسط دانش آموز چیست؟
شاید بررسی و ارایه پاسخ به این سؤالات گامی مهم در جهت تعمیق بیشتر این بحث باشد.
چگونه می توانیم:؟
- چگونه می توانیم به دانش آموز کمک کنیم تا بتواند تعارض بین درک و فهم اطلاعات معارض با شهود را به سهولت برطرف نماید؟
- چگونه می توانیم آگاه شویم که دانش آموزان چه باورهای قبلی و در ک و فهم ناقصی دارند و با کدام بخش از تدریس در تعارض است؟
- چگونه می توانیم شرایطی را ایجاد کنیم تا دانش آموزان باورهای قبلی خود را بیان و همچنین یافته ها و باورهای جایگزین و توضیحات مورد نیاز را نیز ابراز نمایند؟
- چگونه می توانیم بر مبنای ایده های موجود دانش آموزان کار را شروع نموده و به تدریج آن ها را به درک و فهم روشن تر و پخته تر راهنمایی کنیم؟
- چگونه می توانیم با ایجاد زمینه های فعالیت آزمایشگاهی و کارگاهی و گروهی امکانی را فراهم ساخت تا دانش آموزان با مشاهدات خود به نادرستی باورهایشان پی ببرند؟
با تشکر و سپاس. رزاقی
به نام خدا
باسلام بر دوستان ضمن خواندن آخرین مطلب پبرامون بحث این هفته حرف هایی در مورد سوالات ذکر شده به نظرم رسید از این قرار: پیش دانسته ها چیست؟ ویژگی پیش دانسته چیست؟ پیش دانسته ها چگونه باید باشد تا دانش آموز از آنها بهره برداری کند؟ نقش معلم در ساخت سازی پیش دانسته توسط دانش آموز چیست؟ چون سوالات از نظر من پیوستگی دارند در ضمن هم نظرم را می گویم. پیش دانسته ها شامل یک سری اطلاعاتی هستند که دانش آموز به طور رسمی و آموزشی از طریق مدرسه دریافت نکرده و از اسمش هم معلومه که پیش از ورود به کلاس درس در ذهن دانش آموز شکل گرفته.که عموماً در خصوص درس هایی چون ریاضی و علوم کمتر است مگر این که دانش آموز قبلاً مطالعات در این خصوص داشته یا کلاسی رفته که این صورت مطلوب است چون از آموخته هاش در خصوص درس مدرسه هم استفاده می کند وکاربردی است . ولی سختی پیش دانسته ها زمانی بیش تر خودش را می شناساند که درخصوص درس هایی مطرح شود که علاوه بر این که در مدرسه مورد بحث قرار می گیرد در بین عموم افراد جامعه هم از حیث گفت و گو وجود داشته باشد . در این دروس است که ذهن دانش آموز از قبل اطلاعاتی را دریافت کرده که معلوم هم نیست چقدر صحت داشته باشد و علمی بحث شده باشد وتازه اگر این اطلاعات را از منبعی که نسبت به آن اعتماد بالایی دارد و یا این که پیوستگی زیادی دارد(درست مثل خانواده ، گروه هم سالان ،دیگری های مهم ونوعی که برای فرد به شدت حائز اهمیت هستند و او از آنها تبعیّت می کندو حتی برنامه های تلویزیون) گرفته باشد آن وقت است که به نظرم برای معلم و خود دانش آموز از منظر یادگیری دشواری سختی درست می کند.
از ویژگی های پیش دانسته هاست که چون برای اولین بارو از سوی کسانی که تاثیر زیادی بر او دارند برای اومطرح شده و او فهمیده احتمالا می بایست خوش هم در ذهنش نشسته باشه به علاوه که او شکی هم در خصوص صحت مطالب به خودش راه نمی دهد و این دومین ویژگی پیش دانسته هاست.به علاوه پیش دانسته ها می توانند پر از نواقص باشند و تازه یک معلم خیلی باید مراقب این باشد که پیش دانسته های دانش آموزان را په دانسته و چه ندانسته به چالش مستقیم نکشاند و حتی تحقیر نکند چون در این صورت در ذهن دانش آموز جبهه گیری نسبت به این موضوع پیش میاد و آمادگی او را برای درک مطلب درس پائین میاورد.و هر چه که معلم رشته کند از اول برای او پنبه است.
و به نظرم هنر یک معلم این است که جو کلاس ، نوع پرسش هایی که مطرح می کند ، و نوع برخورد او در خصوص پیش دانسته ها مبنی بر این باشد که خود دانش آموز به این صرافت بیفتد که راستی نکنه اینی که من فکر می کنم درست نیست و آقا معلم درست می گه ؟ یا اصلاً شاید در نگاه اول به این فکر کند که این معلم ما بنده ی خدا انگار نمی داند که چی می گوید ،این مطلب در اصل که این طور نیست!!! و هیچ اشکالی هم نداره چون وقتی او این را بگوید یعنی آمادگی پیدا می کند برای این که بخواهد نظر خودش رو در مورد مطلب درسی بگویدو اتفاقا معلم خوب در این جا به جای تقبیح این کار دانش آموز سعی می کند به حرف های او هم خوب گوش بدهد وهم این که اظهار نقد در جا هم نکندبی زحمت، که آقای دانش آموز همینی که من می گم درسته وشما درستش رو نمی دونید!!!!
حالا که این را گفتم یک نمونه ی عینی هم در دانشگاه بگم که ما یک استادی داریم که به شدت دوست داره ماها اظهار نظر کنیم و تازه وقتی ما هم اظهار نظر می کنیم لطف می فرمایند و با آواز بلند برای ما می خوانند که «پسته ی بی مغز چون دهان باز کند رسوا شود »!!!! و این به این دلیل است که ما پیش دانسته هایی متفاوت با این استاد داریم که او به این مورد در خصوص ما توجه نمی کند و همه ی ما را یک جا سر کلاس پسته می کند!!!
و فکر می کنم که این بهتر است که یک معلم به این فکر کند که بالاخره این پیش دانسته ها درذهن دانش آموز می بایست تصحیح شود تا هم دانش آموز درس را یاد گرفته و هم ذهنیّتی درست ومطابق با واقعیات علمی داشته باشد نه این که پیش فرض های نه چندان دقیق که این هم جز با توجه ویژه ی او به شخصِت دانش آموز ، ویژگی های او ، ومهم تر این که تسلط بر پیش دانسته های او تا بداند چیست و کجایش با مطلب درس جور در نمی آید و نیازمند تصحیح است .و در نهایت چیزی که فراموش نشود نقش هدایت گری معلم است به این که دانش آموز را به نحوی ترقیب کند که خودش در پی ترمیم ساختار شکل گرفته ی ذهنی اش برآید اگر نه که به زور نمره هم نیست ،چرا که نمونه اش را زیاد دیده و می دانید و هم چنین هم می دانیم که تغییری که درونی است تغییر است اگر نه که گاهی تزویر است.
.ممنون از این که حوصله کرده و می خوانید هم چنین از آقای رزاقی هم بسیار سپاسگزارم بابت سوالات رهنمون گرشان.
|
پیش دانسته ها چیست؟
پیش دانسته یعنی چیزهایی که یادگیرنده پیرامون مفهوم مورد تدریس قبل از شروع تدریس می داند که می تواند شامل (1) اطلاعاتی باشد که از اطراف برگرفته است (شامل همه چیز اعم از یادگیری های رسمی و غیر رسمی) و هنوز پردازش نشده و بصورت دانش درنیامده و یا اینکه شامل (2) دانشی باشد که یادگیرنده در شرایط یادگیری گوناگون برای خود ساخته است.
اگر پیش دانسته از جنس دوم یعنی دانشی باشد، از منظر ساختگرایی پیش دانسته غلط نداریم و آن پیش دانسته نشان دهنده ساخت دانش پیرامون آن مفهوم در ذهن یادگیرنده است و خود مرحله ای از تکمیل آن مفهوم در نزد اوست. در این حالت یادگیرنده می تواند دانش خود را تحلیل کند و اگر مجال یابد و معلم به او فرصت گفتگو دهد در یک محیط یادگیری سالم دانش خود را در معرض نقد دیگران بگذارد و دانش خود را از نو بسازد. در این رویکرد اگرچه دانش غلط وجود ندارد ولی افراد با آزادمنشی خود را در معرض یادگیری مجدد قرار می دهند.
“The illiterates of the 21st century will not be those who cannot read and write but those who cannot learn, unlearn, and relearn”- Alvin Toffler
ولی اگر پیش دانسته از جنس اول یعنی اطلاعات پردازش نشده باشد اگر او به منبع دریافت اطلاعات اعتماد کامل یا بهتر است بگوییم تعصب داشته باشد چون نمی تواند آن ها را تحلیل کند بنابراین ممکن است راه یادگیری را بر خود ببندد و قادر به یادگیری مجدد نباشد.
این نوشته برای کسانی که به رویکردهای رفتاری و شناختی آشنا هستند واضح است ولی در رفتارهای روزانه ما چیزهایی سر می زند که عموما نشان می دهد هنوز بر باور شناختی نرسیده ایم. یک امتحان کنید.یافته ای از خود را به اطرافیان بگویید و یا اینکه مطلبی را از خودتان بسازید و بگویید، اولین سوالی که معمولا می پرسند این است که از کجا شنیدی اگر حتی بگویید از یک شخصی در تاکسی، دیگران معمولا بهتر از شما قبول می کنند تا بگویید من خودم این طور فکر می کنم یا خودم به این نتیجه رسیده ام!