مطالب نوشته شده را خواندم و می خواستم عرض کنم که مفاهیم قابل آموزش به دانش آموزان را کتاب درسی آنها مشخص می کند.
نظر من این است که من معلم
باید مفاهیم را با زندگی کنونی دانش آموزان پیوند دهد که
ممکن است با چهارچوبی
که معمولاً کتاب مشخص کرده تطابق نداشته باشد و قبل از آموزش هر مفهوم لازم است از تجربیات قبلی دانش آموزان
اطلاعات داشته باشیم که این
اطلاعات را می توان از ساخت جدیدی که ارائه می دهد تا
حدودی مشخص کنیم.(چگونه می توان مفاهیم کتاب
درسی را با زندگی کنونی دانش آموز پیوند زد؟)
جایگاه دانش آموز، ویژگی های رشدی، میزان
تجربیات و شناخت او در روند تدریس مفاهیم کتاب درسی منطبق با زندگی کنونی او چه
وضعیتی خواهد داشت؟
در فضای ساختارگرا مشکلی از این موضوع وجود ندارد ولی
ابتدا معلم آرامشی از
بابت کتاب داشته باشد و مدرسه و اولیا از قبل توجیه شوند که مفهوم مهم است نه کتاب. تفکر منبعث
از تفکر ساختار گرا چه رابطه ای با آرامش معلم دارد؟
باز من فکر می کنم که انگیزه دانش آموز نسبت به یادگیری و دریافت یک مفهوم به طور کامل آنقدر برای او لذت بخش است که خود بعد از دریافت آن، کتاب را به عنوان عامل تثبیت یادگیری انجام می دهد.
در حالی که متأسفانه(چرا تأسف؟) چون کتاب محور قرار می گیرد مفهوم در قالب کتاب آموزش داده می شود و گاهی شاهد انجام اشتباه و یا عدم انجام کتاب مثلاً ریاضی می شود.
درباره توجه و مشاهده هم باید عرض کنم که هر مفهومی ابتدا توجه دانش اموز را به خود جلب کند تا از حواس خود استفاده کند که همین توجه هم مستلزم به کار گیری حواس است. بنابراین مفاهیم مورد آموزش باید برای دانش آموز جلب توجه کند یعنی همان فضایی که رغبت دانش آموز به یادگیری را برانگیزد. فضا مشاهده کردنی است یا توجه کردنی؟
آدم ها همه مفاهیمی که از طریق عینی(آیا عینی یعنی همان مشاهده نیست؟ که اگر این گونه باشد پس دانش آموز ابتدا مشاهده می کند و بعد توجه اش جلب می شود.) به انتزاعی رسیده باشد را بهتر به ذهن سپرده اند یعنی مفاهیم را ابتدا دیده، درک کنند و با آن رابطه برقرار کنند.
در جمله آقای رزاقی(جمله ی کتاب است نه آقای رزاقی) که روش تدریس باید به نحوه فرد آموزنده هم خوان باشد؛ آیا می توان گفت که در کلاس برای آموزش یک مفهوم می توان از روش های مختلفی استفاده کرد و صرفاً نگوییم مثلاً از فلان روش استفاده شده چون یادگیرندگان متفاوت اند بنابراین شیوه و روش یادگیری آنها هم متفاوت می شود؟برای پاسخ این سؤال ابتدا باید ببینیم تعریف شما از یادگیرنده و گروه سنی و دوره ی رشدی او چیست تا بعد نسبت به پاسخ اقدام شود. یعنی تلفیقی از روش های موجود حتی روشی که گاهی خود معلم می سازد. امکان دارد درباره سؤالهایی که مطرح شده بیشتر بحث شود. (اتفاقاً این فضا اساس شکل گیری اش برای همین است که بحث شود و دوستان دیدگاهایشان را بگویند.) مثلاً سؤال من درباره سؤال شما این است که آیا دانش آموز از شیوه یادگیری خود مطلع است؟ قدرت تصمیم گیری درباره آنچه یاد می گیرد را دارد؟
> این گونه باشد پس دانش آموز ابتدا مشاهده می کند و بعد توجه اش جلب می شود.)به انتزاعی رسیده باشد را بهتر