با نام خداوند مهربان
سلام
برای ورود به پانزدهمین بحث، اسکن قسمت مربوط از کتاب راهنمای روش های نوین تدریس نوشته آقای دکتر محرم آقازاده به پیوست است. امید است با مشارکت همه شما دوستان بحث این هفته پیرامون قسمت اول مفهوم "نقش سوال های اساسی در یادگیری" را پی بگیریم.
پیروز باشید
ارادتمند، کارشناس
بعد از خواندن متن هفته پانزدهم به نظر می آید بعضی از پرسش هایی که در هفته چهاردهم به عنوان پرسش های اساسی مطرح کرده ام، پرسش های هدایت کننده هستند. مثلا پرسش "چگونه با مشاهده مواد می توانیم بفهمیم که آنها جامد، مایع و گاز هستند؟" پرسش هدایت کننده است ولی به نظر می آید "آیا دانستن اینکه مواد می توانند به حالت های جامد، مایع و گاز باشند مهم است؟ چرا؟" پرسشی اساسی است.
اهمیت ایجاد پرسش در ذهن یادگیرنده این است که دانش آموز بنا بر پرسشی که در ذهن دارد به کاوشگری می پردازد. این پرسش ها ایجاد انگیزه می کند ولی ارزشی فراتر از آن دارد. در این فرآیند او هم مهارت پژوهش را فرا می گیرد، هم به جواب پرسش خود یعنی دانش دست می یابد و مفهوم گسترش می یابد. یکی از ویژگی های سوالات اساسی این است که سلسله پرسش ایجاد می کند. در تدریس علوم تجربی فراهم کردن مشاهده ای که ایجاد پرسش کند قدم اول یادگیری است تا دانش آموزان را در فرآیند روش علمی قرار دهد.
به نظر شما آیا می توان از سوالات اساسی به عنوان مشاهده در تدریس علوم استفاده نمود؟
یا چون این گونه سوالات چرایی یادگیری مفهوم را در ذهن یادگیرنده روشن می کند تنها انگیزاننده است؟
یا از منظری دیگر سوالاتی واگرا و کلی ایجاد می کند و می تواند تمرکز دانش آموز را از مفاهیم درس دور کند؟