شیوه یادگیری دانش آموزان - مشارکت فعال

1,084 views
Skip to first unread message

s karshenas

unread,
Mar 20, 2012, 3:10:47 PM3/20/12
to learning...@googlegroups.com
با نام خداوند مهربان
سلام
اولین بحث از کتاب روش های یادگیری به پیوست است. خوب است با تمرکز بر مشارکت فعال بحث این هفته را پی بگیریم.

پیروز باشید
ارادتمند
کارشناس

Learning Methods-1.pdf

s karshenas

unread,
Mar 20, 2012, 3:16:25 PM3/20/12
to learning...@googlegroups.com
سلام
نوشته زیر از آقای رزاقی است و از آنجاییکه ایشان به مشهد رفته اند به من سپرده اند تا نوشته ایشان را ارسال کنم. امیدوارم ایشان در مسافرت هم بتوانند به اینترنت دسترسی پیدا کنند و به بحث بپیوندند.  
________________________________________________________________________________________

یاددهی – یادگیری به شیوه یادگیری دانش آموزان

پیش از این، معلم بود که نحوه ی تدریس را مشخص می کرد. ولی امروزه:

روش تدریس باید با نحوه ی یادگیری فرد آموزنده همخوان باشد.

یکی از نقش های مهم معلمان، غنی سازی فرآیند یاددهی و یادگیری می باشد.

دانش آموزان چگونه یاد می گیرند:

-        مشارکت فعال

-        مشارکت اجتماعی

-        فعالیت معنادار

-        خودنظم جویی و فکور بودن

-        سازمان دهی مجدد پیش دانسته

-        ارتباط دادن اطلاعات جدید به دانش پیشین

-        راهبردی بودن

1-      مشارکت فعال:

(یادگیری، مستلزم مشارکت فعّال و

سازنده ی یادگیرنده است.)

یادگیری در مدرسه، مستلزم

-        توجه،

-        مشاهده،

-        یادسپاری،

-        فهمیدن،

-        تنظیم هدف ها و

-        مسئولیت پذیری دانش آموزان است.

چنین فعالیت های شناختی بدون مشارکت و درگیری فعال یادگیرنده امکان پذیر نیست.

معلمان بنا به اشتیاق طبیعی (انگیزه) دانش آموزان باید در کشف و درک موضوعات جدید(و خلق یک موجود جدید بر اساس مفهوم) به آنان کمک کنند.

ایجاد محیط های یادگیری چالش انگیز که دانش آموزان را برای مشارکت فعال ترغیب کند، یکی از وظایف معلمان است.

چگونه می توانیم:؟ (در کلاس درس)

-         چگونه می توانیم به گونه ای در کلاس فعالیت کنیم که دانش آموزان برای مدتی طولانی صرفاً شنونده نباشند؟

-         چگونه می توانیم برای دانش آموزان فرصت فعالیت های عملی، نظیر: تجربه، آزمایشگاه و مشاهده را مهیا کنیم؟

-         چگونه می توانیم دانش آموزان را برای مشارکت در بحث های کلاسی و سایر فعالیت های همکاری ترغیب کنیم؟

-         چگونه می توانیم فرصت بازدیدهای مدرسه ای، از فضاهای داخل مدرسه، موزه ها، مراکز مرتبط با دروس را فراهم کنیم؟

-         چگونه می توانیم امکانی را فراهم سازیم تا دانش آموزان در یادگیری خود سهیم شوند؟ به این معنا که دانش آموزان اجازه داشته باشد، درباره ی آن چه یاد می گیرد و نیز درباره ی شیوه ی یادگیری خود، تصمیم بگیرد.

-         چگونه برای کمک به دانش آموزان، در فرآیند یادگیری، علائق و آرمان های آنان را هم مد نظر قرار بدهیم؟

mohamadreza razaghi

unread,
Mar 20, 2012, 3:22:55 PM3/20/12
to learning...@googlegroups.com
بله دریافت کردم و اتفاقا روی همان اسکن شما داشتم مطلب می نوشتم

2012/3/20 s karshenas <skarshe...@gmail.com>

s karshenas

unread,
Mar 22, 2012, 4:59:41 PM3/22/12
to learning...@googlegroups.com

به این فکر می کنم که چطور توجه و مشاهده در هم تنیده هستند. درجه بالای توجه را می توان غوطه وری در نظر گرفت. محیط یادگیری آنچنان یادگیرنده را درگیر می کند که او خودش را غرق محیط می بیند. خودش عنصری فعال در محیط است. مفهوم غوطه وری در بازی های کامپیوتری بسیار بکار گرفته می شود و برای بیشینه کردن توجه، محیط بگونه ای طراحی می شود که بیشترین تعداد حواس بازیکن با بالاترین درجه و با بیشترین زمان پایداری با بازی درگیر شود. بازی بدون تعامل بازیکن معنی ندارد. در سال های اخیر به این توجه کرده اند که چگونه از این قابلیت بازی برای یادگیری استفاده کنند و چگونه می توان چنین محیط فعالی برای یادگیری فراهم نمود. در نظر بگیرید یادگیری در چنین محیطی چقدر غنی خواهد بود. مشاهده، فعالیت یادگیرنده برای دریافت مفهوم است و فعالیت تنها دیدن و شنیدن نیست بلکه درگیر شدن بکار بستن تمام حواس است در بستری که یاددهنده بوجود می آورد.

علاوه بر درنظر گرفتن محیط یادگیری، خود مفهوم در جلب توجه یادگیرنده نقش مهمی دارد. مفهوم می تواند جذاب و یا دافع باشد. برای همین است که گفته می شود به کودکان آن مفاهیمی را آموزش دهید که هم اکنون بکارشان می آید یعنی در واقع مسئله کنونی آنهاست. اینکه بگوئیم باید مسائلی آموزش داده شود که بعدا به دردشان می خورد برای آنها جذابیتی ندارد و به ندرت باعث غرق شدن آنان در مفهوم می شود. 


On Tuesday, March 20, 2012 11:40:47 PM UTC+4:30, s karshenas wrote:
On Tuesday, March 20, 2012 11:40:47 PM UTC+4:30, s karshenas wrote:

mohamadreza razaghi

unread,
Mar 25, 2012, 4:33:07 AM3/25/12
to learning...@googlegroups.com

به نام خدای مهربان

مطلبی را خدمتتان در ارتباط با مطلبی که نوشته بودید دیروز شنبه از طریق کافی نت در گروه قرار دادم و نمی دانم مطالعه فرمودید یا خیر و سعی می کنم بخشی را نیز از این طریق خدمتتان تقدیم کنم.

1-    در این بحث اگر بتوانیم تقدم و تأخر توجه و مشاهده را نسبت به یکدیگر مشخص کنیم، کمک زیادی خواهد کرد به این که در کلاس درس از طریق ایجاد فضای مشاهده ی دانش آموز توجه او را به مفهوم معطوف کنیم یا این که توجه او به مفهوم می تواند باعث گردد که مشاهده کردن را انتخاب نماید؟

البته در مطلب جنابعالی و در بحث بازی کامپیوتری به نوعی توجه باعث می شود حواس (مشاهده) درگیر شود.

2-    اگر مفهوم را به عنوان یک متغییر مؤثر در نظر بگیریم (پاراگراف دوم نوشته اتان) در آموزش مفاهیم الزامی سیستم رسمی این راهبرد (یعنی غرقه سازی) چگونه عمل می کند؟

و البته که این بحث غرقه سازی و توجه از مباحث بسیار جالب و جذاب است که جا دارد مفصل راجع به آن بحث کنیم.

پایدار باشید و سربلند.

ارادتمند. رزاقی


2012/3/22 s karshenas <skarshe...@gmail.com>

شیوا کارشناس

unread,
Mar 25, 2012, 5:44:17 PM3/25/12
to learning...@googlegroups.com
به نام خدای مهربان
>>در کلاس درس از طریق ایجاد فضای مشاهده ی دانش آموز توجه او را به مفهوم معطوف کنیم یا این که توجه او به مفهوم می تواند باعث گردد که مشاهده کردن را انتخاب نماید؟
فکر می کنم برای ایجاد توجه در یادگیرنده باید ابتدا مفاهیمی درنظر گرفته شود که مربوط به زندگی کنونی اوست و با او به گونه ای با مفهوم درگیر است و اگر نیست باید پی ریزی آن را از قبل نمود. پس از انتخاب مفهوم باید آن را در قالبی عرضه کرد متناسب با رشد اوست. با بررسی مفهوم و اینکه بیشتر با کدام حواس درگیر است می توان مشاهده غنی فراهم نمود. این مشاهده بسیار مهم است زیرا پی ریز جلب انگیزه در دانش آموز برای توجه بیشتر به اطراف و همان گونه که گفتید می تواند منجر به این شود که او انتخاب کند که در جریان روزمره نیز مشاهده را پی بگیرد (پایداری در مشاهده). در واقع در جواب شما فکر می کنم در هم تنیده هستند. انتخاب مفهوم مورد توجه-ایجاد مشاهده-تقویت توجه-انتخاب ادامه دادن مشاهده و یافتن مفهوم
>>اگر مفهوم را به عنوان یک متغییر مؤثر در نظر بگیریم (پاراگراف دوم نوشته اتان) در آموزش مفاهیم الزامی سیستم رسمی این راهبرد (یعنی غرقه سازی) چگونه عمل می کند؟
اگر دریافته ایم که مفهوم کتاب درسی مورد توجه یادگیرنده نیست خوب است قبل از شروع یادگیری پیوندهای مفهوم با زندگی کنونی آنان را دریابیم و زمینه های توجه را پی بریزیم. باید در این زمینه بیشتر فکر کرد! 

s karshenas

unread,
Mar 25, 2012, 5:48:57 PM3/25/12
to learning...@googlegroups.com
به نام خدای مهربان
>>در کلاس درس از طریق ایجاد فضای مشاهده ی دانش آموز توجه او را به مفهوم معطوف کنیم یا این که توجه او به مفهوم می تواند باعث گردد که مشاهده کردن را انتخاب نماید؟
فکر می کنم برای ایجاد توجه در یادگیرنده باید ابتدا مفاهیمی درنظر گرفته شود که مربوط به زندگی کنونی اوست و با او به گونه ای با مفهوم درگیر است و اگر نیست باید پی ریزی آن را از قبل نمود. پس از انتخاب مفهوم باید آن را در قالبی عرضه کرد متناسب با رشد اوست. با بررسی مفهوم و اینکه بیشتر با کدام حواس درگیر است می توان مشاهده غنی فراهم نمود. این مشاهده بسیار مهم است زیرا پی ریز جلب انگیزه در دانش آموز برای توجه بیشتر به اطراف و همان گونه که گفتید می تواند منجر به این شود که او انتخاب کند که در جریان روزمره نیز مشاهده را پی بگیرد (پایداری در مشاهده). در واقع در جواب شما فکر می کنم در هم تنیده هستند. انتخاب مفهوم مورد توجه-ایجاد مشاهده-تقویت توجه-انتخاب ادامه دادن مشاهده و یافتن مفهوم
>>اگر مفهوم را به عنوان یک متغییر مؤثر در نظر بگیریم (پاراگراف دوم نوشته اتان) در آموزش مفاهیم الزامی سیستم رسمی این راهبرد (یعنی غرقه سازی) چگونه عمل می کند؟
اگر دریافته ایم که مفهوم کتاب درسی مورد توجه یادگیرنده نیست خوب است قبل از شروع یادگیری پیوندهای مفهوم با زندگی کنونی آنان را دریابیم و زمینه های توجه را پی بریزیم. باید در این زمینه بیشتر فکر کرد! 

On Sunday, March 25, 2012 1:03:07 PM UTC+4:30, mrr...@gmail.com wrote:

به نام خدای مهربان

مطلبی را خدمتتان در ارتباط با مطلبی که نوشته بودید دیروز شنبه از طریق کافی نت در گروه قرار دادم و نمی دانم مطالعه فرمودید یا خیر و سعی می کنم بخشی را نیز از این طریق خدمتتان تقدیم کنم.

1-    در این بحث اگر بتوانیم تقدم و تأخر توجه و مشاهده را نسبت به یکدیگر مشخص کنیم، کمک زیادی خواهد کرد به این که در کلاس درس از طریق ایجاد فضای مشاهده ی دانش آموز توجه او را به مفهوم معطوف کنیم یا این که توجه او به مفهوم می تواند باعث گردد که مشاهده کردن را انتخاب نماید؟

البته در مطلب جنابعالی و در بحث بازی کامپیوتری به نوعی توجه باعث می شود حواس (مشاهده) درگیر شود.

2-    اگر مفهوم را به عنوان یک متغییر مؤثر در نظر بگیریم (پاراگراف دوم نوشته اتان) در آموزش مفاهیم الزامی سیستم رسمی این راهبرد (یعنی غرقه سازی) چگونه عمل می کند؟

و البته که این بحث غرقه سازی و توجه از مباحث بسیار جالب و جذاب است که جا دارد مفصل راجع به آن بحث کنیم.

پایدار باشید و سربلند.

ارادتمند. رزاقی


2012/3/22 s karshenas

به این فکر می کنم که چطور توجه و مشاهده در هم تنیده هستند. درجه بالای توجه را می توان غوطه وری در نظر گرفت. محیط یادگیری آنچنان یادگیرنده را درگیر می کند که او خودش را غرق محیط می بیند. خودش عنصری فعال در محیط است. مفهوم غوطه وری در بازی های کامپیوتری بسیار بکار گرفته می شود و برای بیشینه کردن توجه، محیط بگونه ای طراحی می شود که بیشترین تعداد حواس بازیکن با بالاترین درجه و با بیشترین زمان پایداری با بازی درگیر شود. بازی بدون تعامل بازیکن معنی ندارد. در سال های اخیر به این توجه کرده اند که چگونه از این قابلیت بازی برای یادگیری استفاده کنند و چگونه می توان چنین محیط فعالی برای یادگیری فراهم نمود. در نظر بگیرید یادگیری در چنین محیطی چقدر غنی خواهد بود. مشاهده، فعالیت یادگیرنده برای دریافت مفهوم است و فعالیت تنها دیدن و شنیدن نیست بلکه درگیر شدن بکار بستن تمام حواس است در بستری که یاددهنده بوجود می آورد.

علاوه بر درنظر گرفتن محیط یادگیری، خود مفهوم در جلب توجه یادگیرنده نقش مهمی دارد. مفهوم می تواند جذاب و یا دافع باشد. برای همین است که گفته می شود به کودکان آن مفاهیمی را آموزش دهید که هم اکنون بکارشان می آید یعنی در واقع مسئله کنونی آنهاست. اینکه بگوئیم باید مسائلی آموزش داده شود که بعدا به دردشان می خورد برای آنها جذابیتی ندارد و به ندرت باعث غرق شدن آنان در مفهوم می شود. 

mrr...@gmail.com

unread,
Mar 26, 2012, 9:09:15 AM3/26/12
to learning...@googlegroups.com

به نام خدای مهربان

>>در کلاس درس از طریق ایجاد فضای مشاهده ی دانش آموز توجه او را به مفهوم معطوف کنیم یا این که توجه او به مفهوم می تواند باعث گردد که مشاهده کردن را انتخاب نماید؟

فکر می کنم برای ایجاد توجه در یادگیرنده باید ابتدا مفاهیمی درنظر گرفته شود که مربوط به زندگی کنونی اوست و با او به گونه ای با مفهوم درگیر است و اگر نیست باید پی ریزی آن را از قبل نمود. پس از انتخاب مفهوم باید آن را در قالبی عرضه کرد متناسب با رشد اوست. با بررسی مفهوم و اینکه بیشتر با کدام حواس درگیر است می توان مشاهده غنی فراهم نمود. این مشاهده بسیار مهم است زیرا پی ریز جلب انگیزه در دانش آموز برای توجه بیشتر به اطراف و همان گونه که گفتید می تواند منجر به این شود که او انتخاب کند که در جریان روزمره نیز مشاهده را پی بگیرد (پایداری در مشاهده). در واقع در جواب شما فکر می کنم در هم تنیده هستند. انتخاب مفهوم مورد توجه-ایجاد مشاهده-تقویت توجه-انتخاب ادامه دادن مشاهده و یافتن مفهوم

البته سؤال من هنوز به قوت خودش باقی است که اول باید توجه ایجاد کرد؟ یا می توان با ایجاد زمینه ی مشاهده ی دانش آموز توجه او را هم به همراه داشت؟

از مسایل مهم در بحث یادگیری همین است که توجه عامل مهم در یادگیری است ولی با این بحثی که در کتاب مطرح شده است توجه قبل از مشاهده آمده است و من بیشتر دنبال این هستم که چگونه می توان این مفهوم را عملیاتی کرد؟

حال سؤال را به گونه ای دیگر مطرح می کنیم:در کلاس درس در فضای ساختار گرا مفهوم باعث می شود تا دانش آموز توجه کند یا این که فضای مشاهده باعث چنین کاری می گردد؟ یعنی فکر نمی کنید فضای مشاهده مقدم بر مفهوم باشد؟ به عبارت دیگر اگر بتوانیم در کلاس فضایی ایجاد کنیم تا دانش آموز بتواند با دریافتی مستقیم به درک بهتر نسبت به مسأله یا مفهوم برسد.

در این فرض اصالت با حواس و دریافت دانش آموز است و طبیعی است با توجه به مفاهیم روانشناسی رشد دوره ی ابتدایی به دلیل اینکه این گروه به راحتی قادر به انتزاع نمی باشند بهتر است مفاهیم عینی تر ارایه گردد تا آن ها بتوانند با مشاهده به درک برسند و اگر بتوان چنین کاری را انجام داد آنگاه است که می توان شاهد بود که دانش آموز توجه را هم انجام داده است.

حال استفاده از زمینه های مرتبط با زندگی در بحث ارایه بسیار مهم و کارساز می باشد.

>>اگر مفهوم را به عنوان یک متغییر مؤثر در نظر بگیریم (پاراگراف دوم نوشته اتان) در آموزش مفاهیم الزامی سیستم رسمی این راهبرد (یعنی غرقه سازی) چگونه عمل می کند؟

اگر دریافته ایم که مفهوم کتاب درسی مورد توجه یادگیرنده نیست خوب است قبل از شروع یادگیری پیوندهای مفهوم با زندگی کنونی آنان را دریابیم و زمینه های توجه را پی بریزیم. باید در این زمینه بیشتر فکر کرد! 

همانگونه که در سؤال نیز مطرح شد بیشتر تحت تأثیر مفاهیم سیستم رسمی باید تصمیمی گرفت، و در اینجا این سؤال مطرح است  که قابلیت مرتبط شدن مفاهیم موجود در کتاب های درسی با مفاهیم زندگی چه مقدار است؟ آیا مفاهیم کتاب های درسی دارای چنین قابلیتی می باشد یا خیر؟

نکته ی بعدی هم این که برای تحقق چنین امری معلمان چه کاری باید انجام بدهند که البته این بحث را هم بگذاریم برای بعد. به هر جهت بحث غرقه سازی و توجه برای دانش آموزی که مفاهیم زندگی را به خوبی درک نکرده یا خانواده او را در این مفاهیم خیلی مشارکت نمی دهد، چگونه می توان با این بحث وی را به مرحله ی توجه نسبت به مفهوم رساند؟

mrr...@gmail.com

unread,
Mar 30, 2012, 4:14:11 PM3/30/12
to learning...@googlegroups.com

یاددهی – یادگیری به شیوه یادگیری دانش آموزان

پیش از این، معلم بود که نحوه ی تدریس را مشخص می کرد. ولی امروزه:

روش تدریس باید با نحوه ی یادگیری فرد آموزنده همخوان باشد.

یکی از نقش های مهم معلمان، غنی سازی فرآیند یاددهی و یادگیری می باشد.

با در نظر گرفتن عبارت فوق باید به چند نکته توجه داشت:

-       شفاف شدن جایگاه دانش آموز و مستقل شدن هویت او در فرآیند یاددهی یادگیری.

-       اصلی شدن جایگاه دانش آموز و محور قرار گرفتن او در فرآیند یاددهی یادگیری.

-       اصلی شدن قابلیت، استعداد و توانایی دانش آموز در فرآیند یاددهی یادگیری به استناد عبارت؛ « روش تدریس باید با نحوه ی یادگیری فرد آموزنده همخوان باشد.» چرا که این همخوانی یعنی همانا توجه به قابلیت، استعداد و توانایی دانش آموزان و لحاظ کردن آن در امر تدریس. و فکر می کنم به نوعی پاسخ سؤال سرکار خانم حلاجیان نیز در همین بخش مشخص می شود.

-       نقش مهندسی گونه ی معلم در تحقق فرآیند یاددهی یادگیری و خارج شدن معلم از موقعیتی که صرفاً نقش یک انتقال دهنده ی صرف را داشته است.

-       پویاتر و کارسازتر شدن نقش معلم در امر یاددهی یادگیری و پیرو آن ضرورت تقویت دانش و مهارت های لازم معلمی برای تحقق شیوه های نوین تدریس.

این نکات به عنوان مواردی است که کمک خواهد کرد تا یک معلم با چشم انداز روشن در این حرکت وارد شده و نقش اصلی خود را نیز با شایستگی ایفا نماید.

حال برای تحقق این فرایند لازم است گام هایی برداشته شود، اما باز قبل از بحث پیرامون این گام ها توجه اعضای محترم گروه را به نکات فوق الذکر جلب می نمایم.

1-     مشارکت فعال:

(یادگیری، مستلزم مشارکت فعّال و سازنده ی یادگیرنده است.)

با توجه به نکات فوق، عنصر اصلی در تحقق یادگیری عبارت است از یادگیرنده و یادگیرنده با ویژگی های بالا به شرطی می تواند ایفای نقش نماید که او خود در امر یاددهی یادگیری یک عنصر فعال و سازنده در نظر گرفته شود و این در نظر گرفته شدن باید حاوی نقش هایی کاملا عملیاتی و بیرونی باشد و نمی توان صرفاً با دادن نقش های شکلی الزام مشارکت فعال و سازنده ی یادگیرنده را پوشش داد.

این بخش امری کاملاً نگرشی است و تا زمانی که من به عنوان یک معلم دارای چنین باوری نباشم طبیعی است که شکل گیری مراحل بعدی برایم غیر ممکن خواهد بود.

خوب است در این بخش تعریفی از مشارکت فعال داشته باشیم.

مشارکت فعال: عبارت از وضعیتی است که طی آن یادگیرنده بر اساس یک انگیزه ی درونی با مفهوم از طریق توجه، مشاهده، به یاد سپردن، درک کردن، انتخاب و تنظیم هدف ها و تعیین مسئولیت برای خود، ارتباطی معنی دار و پیش برنده برقرار می کند به گونه ای که این ارتباط خود ساختی جدید در او ایجاد می نماید و نهایتاً تبدیل به دانش و تجربه ای جدید می گردد که خود زیربنایی برای ساخت های بعدی می شود. و همین فرایند است که باعث می گردد بدون نیاز به هیچ عامل کنترل و انگیزه ی بیرونی یک دانش آموز شوق به یادگیری را در خود تقویت نماید.

عبارات کلیدی دیگری که در تعریف مشارکت فعال با پرداختن به آن می توان داربست شکل گیری فرآیند یاددهی یادگیری را بر اساس آن بنا نمود عبارتند از:

-       مشاهده؛ وضعیتی است که یادگیرنده بر اساس یک انتخاب درونی و به صورت کاملاً ارادی با استفاده از یک یا چند حس(لامسه، بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی)خود نسبت به درک پدیده یا مفهومی که خود کشف کرده یا به او عرضه شده است اقدام می نماید. آن چه درمشاهده مهم است:

1-    انتخاب درونی یادگیرنده.

2-    ارادی بودن اقدام یادگیرنده.

3-    استفاده صحیح از حواس، یعنی حواسی که به کار برده می شود منطبق با مفهوم یا پدیده عرضه شده باشد.

4-    اقدام به موقع و منطبق پس از مشاهده؛ (پرسش، پاسخ، گفتگو، آزمایش، ... )

-       توجه؛ وضعیتی است که طی آن یادگیرنده بر اساس یک انتخاب درونی و به صورت کاملاً ارادی با درنظر گرفتن یافته های ناشی از مشاهده ی خود اقدام به بازیابی، کشف، و یا طراحی یک پروژه منطبق با مفهوم یا پدیده ی عرضه شده می کند.

در توجه به میزانی که انتخاب درونی عمیق تر و اراده قوی تر باشد یعنی یادگیرنده با  انگیزه ای قوی برای فرآیند های بعدی اقدام خواهد نمود. و شاید از بخش های بسیار کلیدی در امر شکل گیری مشارکت فعّال دانش آموزان می باشد.  

-       یاد سپردن؛ وقتی یادگیرنده توانسته از حواس استفاده کرده و از طریق بازیابی، کشف، و یا طراحی یک پروژه و یا ساخت جدید را منطبق با مفهوم نزد خود ایجاد کرده باشد، می گوییم یادسپاری صورت گرفته است. پشتوانه ی یک یادسپاری مؤثر و ماندگار همان انتخاب درونی ها و ارادی بودن عملکرد یادگیرنده در مشاهده و توجه می باشد. و طبیعی است انگیزه ی قوی او که اکنون به عنوان یک ضمانت مطمئن باعث شده تا او ساختی جدید تولید کند باعث خواهد شد تا همواره مفهوم را ذهن خود حفظ نموده و پرورش دهد.

-       درک کردن؛ وضعیتی است که یادگیرنده پس از یادسپاری مؤثر بین ساخت جدید و تجربه ها و دانش های قبلی پیوندی معنادار و عملیاتی برقرار می نماید. شاید اوج فرآیند ساختار گرایی در این بخش خود را نشان می دهد. درک کردن همان رفتاری است که طی آن یادگیرنده ی دانش جدید را با دانش های قبلی پیوند زده و چون محور این پیوند نیز خودش بوده از مشاهده ی کشف و یافته ی جدید لذت می برد و این لذت مانند اصل سینرژی باعث یک هم افزایی کارا می شود و آنقدر این جریان مؤثر است که حتی می تواند باعث شود او بین دروس هم پیوند برقرار کند.

-       انتخاب و تنظیم هدف ها؛ هر یادگیرنده ای پس از آن که خود به عنوان یک عنصر اصلی و مؤثر و بر اساس انتخاب های خودش و با انگیزه ی درونی به درک نایل شود، طبیعی است که قادر خواهد بود هدف انتخاب کند و حتی اولویت بندی و تنظیم اهداف را نیز برای تحقق ایده ها و رسیدن به مطلوب هایش، انجام دهد. توجه داشته باشیم در این تعاریف کلیه ی بخش هایی که در بالا به عنوان نکات اصلی آمده خود نمایی می نماید.

-       تعیین مسئولیت برای خود؛ در این بخش یادگیرنده ای که خود کشف کرده، خود ساخته، خود درک کرده، خود انتخاب هدف کرده، حال برای تحقق خواسته ها بدون دردسر و نیاز به ابزار و کنترلر های بیرونی قادر خواهد بود مسئولیت های خود را مشخص نموده و ضمانت اجرایی و پایبندی به آن نیز همانا نقش خودش در این فرآیند است. در این بخش بار دیگر لازم به تأکید است که در یاددهی – یادگیری به شیوه یادگیری دانش آموزان همانا توجه به جایگاه، نقش، هویت و استقلال دانش آموز جملگی مفاهیم کلیدی و محوری هستند که تحقق این رویکرد را ممکن می سازند و این رؤیای شیرین را عینی می سازند.

 

حال اگر این تعریف از مشارکت فعال با واژگان گلیدی مرتبط با آن را در کنار آن نکات نگرشی که ذکر شد قرار دهیم حال فکر می کنید پاسخ این سؤال چه چیزی می باشد:«چگونه می توان یک فعالیت شناختی با مشارکت و درگیری فعال یادگیرنده، طراحی نمود که فرآیند یاددهی یادگیری را به نحوی مطلوب محقق سازد؟»

در این میدان معلمان؛

-       بنا به اشتیاق طبیعی (انگیزه) دانش آموزان،

-        باید در کشف و درک موضوعات جدید(و خلق یک موجود جدید بر اساس مفهوم) به آنان کمک کنند.

کمک های یک معلم به؛

-        بروز اشتیاق طبیعی دانش آموز(انگیزه ی او)

-       اقدام به کشف یک موجود جدید توسط دانش آموز،

-       درک موضوعات جدید توسط دانش آموز،

-       ایجاد محیط های یادگیری چالش انگیز که دانش آموزان را برای مشارکت فعال ترغیب کند.

با در نظر گرفتن مطالب بیان شده آیا می توان از راهبردهای زیر برای شکل دهی به فرآیند «مشارکت فعّال دانش آموزان در یاددهی- یادگیری بهره جست؟

اگر پاسخ مثبت است چگونه؟

اگر پاسخ منفی چه راهبردهایی را شما پیشنهاد می دهید؟

-       چگونه می توانیم به گونه ای در کلاس فعالیت کنیم که دانش آموزان برای مدتی طولانی صرفاً شنونده نباشند؟

-       چگونه می توانیم برای دانش آموزان فرصت فعالیت های عملی، نظیر: تجربه، آزمایشگاه و مشاهده را مهیا کنیم؟

-       چگونه می توانیم دانش آموزان را برای مشارکت در بحث های کلاسی و سایر فعالیت های همکاری ترغیب کنیم؟

-       چگونه می توانیم فرصت بازدیدهای مدرسه ای، از فضاهای داخل مدرسه، موزه ها، مراکز مرتبط با دروس را فراهم کنیم؟

-       چگونه می توانیم امکانی را فراهم سازیم تا دانش آموزان در یادگیری خود سهیم شوند؟ به این معنا که دانش آموزان اجازه داشته باشد، درباره ی آن چه یاد می گیرد و نیز درباره ی شیوه ی یادگیری خود، تصمیم بگیرد.

-       چگونه برای کمک به دانش آموزان، در فرآیند یادگیری، علائق و آرمان های آنان را هم مد نظر قرار بدهیم؟

 

On Tuesday, March 20, 2012 11:40:47 PM UTC+4:30, s karshenas wrote:

s karshenas

unread,
Mar 31, 2012, 6:29:38 AM3/31/12
to learning...@googlegroups.com

*پیرامون این نوشته چند یادداشت به رنگ قرمز گذاشته ام که در ذیل تقدیم می شود*


مشارکت فعال: عبارت از وضعیتی است که طی آن یادگیرنده بر اساس یک انگیزه ی درونی با مفهوم از طریق توجه، مشاهده، به یاد سپردن، درک کردن،انتخاب و تنظیم هدف ها و تعیین مسئولیت برای خود، ارتباطی معنی دار و پیش برنده برقرار می کند به گونه ای که این ارتباط خود ساختی جدید در او ایجاد می نماید و نهایتاً تبدیل به دانش و تجربه ای جدید می گردد که خود زیربنایی برای ساخت های بعدی می شود. و همین فرایند است که باعث می گردد بدون نیاز به هیچ عامل کنترل و انگیزه ی بیرونی یک دانش آموز شوق به یادگیری را در خود تقویت نماید.

عبارات کلیدی دیگری که در تعریف مشارکت فعال با پرداختن به آن می توان داربست شکل گیری فرآیند یاددهی – یادگیری را بر اساس آن بنا نمود عبارتند از:

-       مشاهده؛ وضعیتی است که یادگیرنده بر اساس یک انتخاب درونی و به صورت کاملاً ارادی و آگاهانه با استفاده از یک یا چند حس(لامسه، بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی)خود نسبت به درک پدیده یا مفهومی که خود کشف کرده (اینجا منظور کشف در خلال مشاهده ی مساله یا مفهوم است) یا به او عرضه شده است اقدام می نماید. آن چه درمشاهده مهم است:

1-    انتخاب درونی یادگیرنده.

2-    ارادی بودن اقدام یادگیرنده.

3-    استفاده صحیح از حواس، یعنی حواسی که به کار برده می شود منطبق با مفهوم یا پدیده عرضه شده باشد.

4-    اقدام به موقع و منطبق پس از مشاهده؛ (پرسش، پاسخ، گفتگو، آزمایش، ... )

-       توجه؛ وضعیتی است که طی آن یادگیرنده بر اساس یک انتخاب درونی و به صورت کاملاً ارادی با درنظر گرفتن یافته های ناشی از مشاهده ی خود آنچنان از نظر ذهنی درگیر مفهوم می شود که اقدام به بازیابی و کشف مفهوم در محیط پیرامونش و یا طراحی یک پروژه منطبق با مفهوم یا پدیده ی عرضه شده می کند.

در توجه به میزانی که انتخاب درونی عمیق تر و اراده قوی تر باشد، یادگیرنده با  انگیزه ای قوی برای فرآیند های بعدی اقدام خواهد نمود. و شاید از بخش های بسیار کلیدی در امر شکل گیری مشارکت فعّال دانش آموزان می باشد.  

-       یاد سپردن؛ وقتی یادگیرنده توانست از حواس استفاده کند و از طریق بازیابی، کشف، و یا طراحی یک پروژه، ساخت جدیدی را منطبق با مفهوم نزد خود ایجاد کند، می گوییم یادسپاری صورت گرفته است. (در واقع یادسپاری آنچه در مورد مفهوم ساخته است و این است که باعث دوام مفهوم در ذهن یادگیرنده می کند.) پشتوانه ی یک یادسپاری مؤثر و ماندگار همان انتخاب درونی ها و ارادی بودن عملکرد یادگیرنده در مشاهده و توجه می باشد. و طبیعی است انگیزه ی قوی او که اکنون به عنوان یک ضمانت مطمئن باعث شده تا او ساختی جدید تولید کند باعث خواهد شد تا همواره مفهوم را ذهن خود حفظ نموده و پرورش دهد.

-       درک کردن؛ وضعیتی است که یادگیرنده پس از یادسپاری مؤثر بین ساخت جدید و تجربه ها و دانش های قبلی پیوندی معنادار و عملیاتی برقرار می نماید. شاید اوج فرآیند ساختار گرایی در این بخش خود را نشان می دهد. درک کردن همان رفتاری است که طی آن یادگیرنده، دانش جدید را با دانش های قبلی پیوند زده و چون محور این پیوند نیز خودش بوده از مشاهده ی کشف و یافته ی جدید لذت می برد و این لذت مانند اصل سینرژی باعث یک هم افزایی کارا می شود و آنقدر این جریان مؤثر است که حتی می تواند باعث شود او بین دروس هم پیوند برقرار کند. 

-       انتخاب و تنظیم هدف ها؛ هر یادگیرنده ای پس از آن که خود به عنوان یک عنصر اصلی و مؤثر و بر اساس انتخاب های خودش و با انگیزه ی درونی به درک نایل شد، طبیعی است که قادر خواهد بود هدف انتخاب کند و حتی اولویت بندی و تنظیم اهداف را نیز برای تحقق ایده ها و رسیدن به مطلوب هایش، انجام دهد. توجه داشته باشیم در این تعاریف کلیه ی بخش هایی که در بالا به عنوان نکات اصلی آمده خود نمایی می نماید. (یعنی یادگیرنده پس از اینکه به حدی از درک مفهوم رسید می تواند برای یادگیری بیشتر پیرامون مفهوم و گسترش مفهوم خود هدف گذاری کند. یعنی چه یادبگیرد، کی یاد بگیرد و چگونه یاد بگیرد را خودش تعیین کند، به مرور حتی ممکن است او به چنان مهارتی در فراشناخت دست یابد که آن مفهوم را به دیگر مفاهیم و دیگر موقعیت ها انتقال دهد)

-       تعیین مسئولیت برای خود؛ در این بخش یادگیرنده ای که خود کشف کرده، خود ساخته، خود درک کرده، خود انتخاب هدف کرده، حال برای تحقق خواسته ها بدون دردسر و نیاز به ابزار و کنترلر های بیرونی قادر خواهد بود مسئولیت های خود را مشخص نموده و ضمانت اجرایی و پایبندی به آن نیز همانا نقش خودش در این فرآیند است. (از آنجاییکه از همان اول یادگیری به انتخاب خود یادگیرنده بوده و همه کارها را ارادی و آگاهانه انجام داده است از ابتدا خود را در فرآیند یادگیری مسئول می دیده است. در اینجا به نظر می رسد منظور از مسئولیت، مسئولیت در قبال مفهوم است، مسئولیت نوعی کاربرد و بهره برداری از یافته هاست. و این جاست که دانش تبدیل به بینش می شود)


*و در حاشیه پرسش های نهایی*

-       چگونه می توانیم به گونه ای در کلاس فعالیت کنیم که دانش آموزان برای مدتی طولانی صرفاً شنونده نباشند؟

-       چگونه می توانیم برای دانش آموزان فرصت فعالیت های عملی، نظیر: تجربه، آزمایشگاه و مشاهده را مهیا کنیم؟

"فعالیت های عملی نظیر تجربه، آزمایشکاه و مشاهده برای حداکثر کردن مشارکت دانش آموزان باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟"

-       چگونه می توانیم دانش آموزان را برای مشارکت در بحث های کلاسی و سایر فعالیت های همکاری ترغیب کنیم؟

-       چگونه می توانیم فرصت بازدیدهای مدرسه ای، از فضاهای داخل مدرسه، موزه ها، مراکز مرتبط با دروس را فراهم کنیم؟

" فرصت بازدیدهای مدرسه ای، از فضاهای داخل مدرسه، موزه ها و مراکز مرتبط با دروس برای حداکثر کردن مشارکت دانش آموزان باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟"


noora sadighi

unread,
Apr 1, 2012, 1:18:11 PM4/1/12
to learning...@googlegroups.com
به نظر من پاسخ سوال اول و سوم در هم ادغام می شوند چون هر دو سوال به هم
مربوط و رابطه تنگاتنگی دارند . اینکه دانش آموز صرفاً شنونده نباشد یعنی
اینکه در بحث ها و فعالیت های کلاسی شرکت داشته باشد. این به مهارت معلم
بستگی دارد که چطور زمبنه لازم را برای مشارکت فعال دانش آموز فراهم کند.
ایجاد چنین فضایی نیاز به زمینه سازی های قبلی دارد یا بهتر بگویم قبل
از هر چیز باید به نکاتی معلم توجه داشته و آن ها را مد نظر قرار دهد: -
تبدیل محیط کلاس به محیط امن و آرام و شوق انگیز کردن فضای تدریس و کلاس
- (البته اینکه چطور کلاس را به چنین فضایی تبدیل کنیم خود بحث جداگانه ای دارد)
آگاهی معلمان از اهمیت قدرت ابراز وجود در موقعیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموز
- شناسایی علایق دانش آموز و استفاده از آن در تدریس
1- به کار بردن روش حل مسئله در فرآیند تدریس
2- سوق دادن دانش آموزان به سوی تحقیق و پژوهش و حتی گفتگو با افراد
متخصص درباره موضوع درسی
3- استفاده از محصولات صمعی و بصری در کلاس
4- در آمیختن درس با بازی و تفریح دانش آموزان
5- اجازه به دانش آموزان برای طرح پرسش خود در کلاس یا حین تدریس
6- طرح مطلب درسی به صورت پرسش های جالب و روشن که آن ها را به فعالیت
ذهنی و پویندگی سوق دهد. باید تلاش کرد تا در دانش آموز احساس نیاز به
دانستن مفهوم به وجود آید.
7- در زمینه برخی از دروس از جمله تاریخ و ادبیات و .. می توان دانش
آموزان را تشویق کنیم تا موضوع مورد نظر را به صورت نمایش در آورند.
8-در شرایط مقتضی از تشویق‌های کلامی استفاده کنیم.
9-تغییر برخی روال روتین در کلاس
10-یکی ازمراحل کاروحضوردرکلاس بعدازانجام تدریس ارزشیابی شفاهی ازدانش
آموزان است.که بهتر است از سوالات باز پاسخ استفاده شود چون سوالات بسته
پاسخ دانش آموز را وادار به حفظ کردن می کند اما سوالات بازپاسخ باعث می
شود دانش آموز مطلب رادرذهن بپروراندبعد آنرا به زبان خود بیان کند.او از
تجارب خود نیز در این زمینه کمک می گیرد.
مانیزبایدازبین جوابهای او سوالات دیگری مطرح کنیم که اونیز مجبور به
توضیحات بیشتری شود .البته.
برخی ازدانش اموزان باپرسشهای شفاهی میانه خوبی نداشته ودستپاچه می شوند
اما از طرفی پرسش شفاهی محاسنی هم دارد:مطالب تدریس شده درمدت زمان
کوتاهی مرور می شود.دانش آموزان نتیجه وبازخورد کار خود را به سرعت می
بینند بهتراست درهنگام پرسشهای شفاهی برای اینکه کلاس راازحالت کسلی
ویکنواختی دراوریم.
بسته های کوچکی مانندمکعب یاگوی های کوچک تهیه کرده ودرداخل هرکدام نوشته
ای قرارمیدهیم این نوشته ها می تواند::
1-معلم دوسوال ازشمابپرسد.
2-نماینده کلاس یک سوال مطرح کند.
3-یکی ازسخت ترین سوالات درس راازدوستت بپرس.
4-سوال راازدانش اموزی بپرسیدکه امروزاولین نفری بوده که اورادیدی.
5-جواب راروی تابلوبنویس.
6-نفربعدرابرای جواب دادن به سوال انتخاب کن.
7-به یک سوال دیگرپاسخ بده..
8-معلم درجلسه اینده مجدداازتوسوال می پرسد.
بعدازاین مرحله ازدانش آموز می خواهیم یک گوی راانتخاب کندوشانس
خودرابیازمایدوبه این ترتیب هم کلاس ازحالت یکنواختی خارج می شودوهم دانش
اموزان انگیزه لازم جهت پاسخگویی به درس راپیداخواهندکرد.

On 3/31/12, s karshenas <skarshe...@gmail.com> wrote:
>
>
> *پیرامون این نوشته چند یادداشت به رنگ قرمز گذاشته ام که در ذیل تقدیم می شود*
>
> مشارکت فعال: عبارت از وضعیتی است که طی آن یادگیرنده بر اساس یک انگیزه ی

> درونی با مفهوم از طریق *توجه*، *مشاهده*، به *یاد سپردن*، *درک کردن*،*انتخاب
> و تنظیم هدف ها* و *تعیین مسئولیت برای خود*، ارتباطی معنی دار و پیش برنده

> مفاهیم و دیگر موقعیت ها انتقال دهد)**

>> درونی با مفهوم از طریق *توجه*، *مشاهده*، به *یاد سپردن*، *درک کردن*،
>> *انتخاب
>> و تنظیم هدف ها* و *تعیین مسئولیت برای خود*، ارتباطی معنی دار و پیش برنده

>> - بنا به *اشتیاق طبیعی* (انگیزه) دانش آموزان،

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages