[RIVER] شعر - سلطان مراد گلستانی - گویی نیست ، هست

20 views
Skip to first unread message

Mohammad Sadegh Allami

unread,
Apr 3, 2012, 4:15:44 AM4/3/12
to iranriver




دور، دور زور بازار است گویی نیست، هست

روز مردم چون شب تار است گویی نیست، هست

 

ملت لخت دهاتی از وظیفه بی خبر

همچو خر بر پشت او بار است گویی نیست، هست

 

مرد مظلومی که حق با اوست مجرم می شود

در محاکم رشوه در کار است گویی نیست، هست

 

باز شد وقت وکالت قصه‏ ای در گیر و دار

هرکجا دیگ پلو بار است گویی نیست، هست

 

لیک چون گردد وکیل و بر خر مسند سوار

کی به فکر ملت زار است گویی نیست، هست

 

از مرض داریم جسمی لاغر و زرد و نحیف

بهر ماها حیف بهدار است گویی نیست، هست

 

بچه‏ های ما همه ولگرد اندر کوچه‏ ها

بهر ما فرهنگ بیکار است گویی نیست، هست

 

منزلی بهر دهستان در نظر بگرفته ایم

بی کرایه دست دهدار است گویی نیست، هست

 

سلطان‏ مراد گلستانی








--
*********************************************************
یقین داشته باش کسانی که به دنبال واقعیت می گردند،
به آنچه می رسند شک می کنند.
آندره ژید
----------------------------------------------------------------------
 
برای مشاهده آرشیو مطالب به این آدرس مراجعه نمایید
http://groups.google.com/group/iranriver/topics?hl=fa_US
 
عضو اين گروه شويد و به دوستان خود معرفي کنيد. لينک عضويت
http://groups.google.com/group/iranriver/subscribe
 
معرفي مدير گروه - محمد صادق علامي
http://www.google.com/profiles/msadeghallami
 
فیس بوک محمد صادق علامی
facebook.com/msadeghallami
-----------------------------------------------------------------------
برای لغو ثبت نام در این گروه، یک ایمیل ارسال کنید به
iranriver+...@googlegroups.com
*********************************************************
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages