مناظره ي منبر و دار ، شعري از اُستاد شهريار
منبر از پشت شيشه ي مسجد
چشمش اُفتاد و ديد چوبه ي دار
عصبي گشت و غيضي و غضبي
بانگ بر زد كه اي خيانت كار
تو هم از اهل بيت ما بودي
سخت وحشي شدي و وحشت بار
نرده ي كعبه حرمتش كم بود؟
كه شُدي دار شحنه، شرم بدار
ما سرو كارمان به صلح و صلاح
تو به جُرم و جنايتت سر و كار
دار، بعد از سلام و عرض ادب
وز گناه نكرده استغفار
گفت ما نيز خادم شرعيم
صورت اخيار گير، يا اشرار
تو قلم مي زني و ما شمشير
غِلظت از ما قضاوت از سركار
تا نه فتوي دهند منبر و ميز
دار كي مي شود سر و سر دار
هر كجا پند و بند درماندند
نوبتِ دار مي رسد ناچار
منبري را كه گير و دارش نيست
همه از دور و بر كنند فرار
باز منبر فرو نمي آمد
همچنان بر خر ِ ستيزه سوار
عاقبت دار هم ز جا در رفت
رو به دَر تا كه بشنود ديوار
گفت اگر منبر تو منبر بود
كار مردم نمي كشيد به دار
--
*********************************************************
یقین داشته باش کسانی که به دنبال واقعیت می گردند،
به آنچه می رسند شک می کنند.
آندره ژید
----------------------------------------------------------------------
برای مشاهده آرشیو مطالب به این آدرس مراجعه نمایید
http://groups.google.com/group/iranriver/topics?hl=fa_US
عضو اين گروه شويد و به دوستان خود معرفي کنيد. لينک عضويت
http://groups.google.com/group/iranriver/subscribe
معرفي مدير گروه - محمد صادق علامي
http://www.google.com/profiles/msadeghallami
فیس بوک محمد صادق علامی
facebook.com/msadeghallami
-----------------------------------------------------------------------
برای لغو ثبت نام در این گروه، یک ایمیل ارسال کنید به
iranriver+...@googlegroups.com
*********************************************************