شانزدهم آبان ۱۳۸۸ برابر با هفتم نوامبر ۲۰۰۹ .................................................... سانسور اینترنت را با کامپیوتر خودتان در هم بشکنید لازم به ذکر است خبرهای ارسالی دلیل بر دیدگاه نظری فرستنده ایمیل نمی باشد و فقط جنبه خبر رسانی دارد حضور مستقل طبقه کارگر در این جنبش با شعارها و اشکال مبارزه مختص و ویژه این طبقه، از جمله اعتصاب عمومی سیاسیست که میتواند، توازن قوا را یکسره به نفع
تودههای مردم ایران بر هم زند و همه شرایط عینی و ذهنی برای برپایی قیام تودهای و به گور سپردن جمهوری اسلامی را فراهم سازد. راهی جز این، برای پیروزی قطعی مردم ایران وجود ندارد. زنده باد انقلاب ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ نود و يكمين سالگرد انقلاب كبير اكتبر بر تمامي كمونيست ها و كارگران جهان مبارك .................................................... بخش نظرات و دیدگاها را در پایین صفحه ملاحظه کنید ٭ طبقات اجتماعی؛ لازم و زايد ٭
پردههايي از يك نسلكشي شقاوت آميز ٭ بيانيۀ سازمان فدائيان (اقليت) در ارتباط با تظاهرات اعتراضی مردم در روز ١٣ آبان ٭ قسمت سی و هشتم ماتریالیسم دیالکتیک ٭ ستاره در اوین گزارش از جلوی زندان اوين – 14 آبان از نشریه بذر .................................................... دانلود کتاب لینک کتابخانه ها را در پایین صفحه ملاحظه کنید .................................................... ترانههای کوچک غربتافزودن هجرانیکهايم و کجاييم چه
ميگوييم و در چه کاريم؟ پاسخي کو؟ به انتظار ِ پاسخي عصب ميکِشيی و به لطمهی پژواکي کوهوار درهمميشکنيم. آذر ِ ۱۳۵۷ لندن .......................... ترانههای کوچک غربتافزودن هجرانیشب ِ «ايرانشهر» جهان را بنگر سراسر که به رخت ِ رخوت ِ خواب ِ خراب ِ خود از خويش بيگانه است. و ما را بنگر بيدار که هُشيواران ِ غم ِ خويشايم. خشمآگين و پرخاشگر از اندوه ِ تلخ ِ خويش پاسداری ميکنيم، نگهبان ِ عبوس ِ رنج ِ خويشايم تا از قاب ِ سياه ِ وظيفهيي که بر گِرد
ِ آن کشيدهايم خطا نکند. و جهان را بنگر جهان را در رخوت ِ معصومانهی خواباش که از خويش چه بيگانه است! □ ماه ميگذرد در انتهای مدار ِ سردش. ما ماندهايم و روز نميآيد. ۲۳ آذر ِ ۱۳۵۷ لندن .................................................... گفتگویی با بهرام رحمانی درباره ارزیابی از وضعیت کنونی رژیم و اهمیت روز ۱۳ آبان در جنبش اعتراضی
مردم
گفتگویی با جابر کلیبی در بررسی از جنبش اعتراضی با رایو پارس
گفتگویی با جابر کلیبی در بررسی از جنبش اعتراضی با رایو پارس
بسيجي حيا كن مفت خوري را رها كن - تهران 13 آبان
فتح سنگر توسط مردم تهران 13 آبان
فلج شدن 15 کودک کار ....................................................
در دفاع از آزادی اندیشه و بیان بزرگداشت چهلمین سالگرد برپائی کانون نویسندگان ایران همزمان با برگزاری کنگره کانون نویسندگان ایران(در تبعید) و انجمن
قلم ایران(در تبعید) در استکهلم - سوئد با سخن: نعمت آزرم: (تاریخچه برپائی کانون نویسندگان در ایران و در تبعید) فریدون گیلانی: (مبارزات کانون نویسندگان در زمان شاه) عباس سماکار: (مبارزات کانون نویسندگان در جمهوری اسلامی و در تبعید) با شعر و سخن :شاعران و نویسندگان شرکت کننده در کنگره کانون و انجمن
قلم ایران (در تبعید) مکان: استکهلم، ABF Sundbyberg, Esplanaden, 3 C زمان: شنبه 7 نوامبر 2009، ساعت 18 تا 21 ورود برای همگان آزاد است.. تلفن تماس: 0707474336 برگزار کننده: کانون نویسندگان ایران (در
تبعید) .................................................... شانزده آبان 1358: شورای امنیت سازمان ملل خواستار آزادی فوری گروگان های آمریكایی شد. .................................................... فیلتر شکن (ورژن جدید) دانلود کنید http://d.yimg.com/kq/groups/17914563/912151036/name/A.n.t.i.+f.ilt...er.rar .................................................... فارسی ساز آفیس 2007 منتشر شد! Microsoft Office Language Interface Pack 2007 مایکروسافت
بسته نرمافزاری خود را برای فارسی کردن آفیس ۲۰۰۷ ارائه داد. این پک نرمافزاری ۱۴ مگابایتی تمام آن چیزی است که ما فارسی زبانها به دنبال آن میگشتیم. برنامه واژه پرداز Word که سالهاست در ایران و سایر نقاط به عنوان بهترین برنامه جهت تایپ نامه و اسناد بکار میرود، این بار از طرف خود مایکروسافت بسته نرم افزاری فارسی ساز آفیس ۲۰۰۷ ارائه شد. البته این اولین برنامه فارسی نیست که توسط مایکروسافت ارائه می شود. حدود ۵ سال پیش مایکروسافت در اقدامی مشابه، فارسی ساز برنامه آفیس ۲۰۰۳ را ارائه کرده بود که مورد استقبال بسیاری از فارسی
زبانان واقع شد. از نکات بارز و جالب این فارسی ساز علاوه بر فارسی شدن تمامی بخشها و منوهای آفیس ۲۰۰۷ به زبان فارسی، اضافه شدن غلط گیر فارسی (Spellcheck) است. امکانی که بی شک مورد نیاز بسیاری از فارسی زبانان خواهد بود. فارسی ساز Office 2007 نیز به صورت رسمی و با نام Microsoft Office Language Interface Pack 2007 به صورت کاملاً رایگان از طرف شرکت مایکروسافت از هم اکنون قابل دریافت است.
پس از دریافت بسته فارسی ساز ۱۴ مگابایتی و نصب آن برای فعال شدن فارسی ساز مراحل زیر را انجام دهید: وارد منوی Start ویندوز شوید وسپس به ترتیب وارد زبانههای All Programs و بعد Microsoft Office شوید و سپس زبانهی Microsoft Office Tools را برگزینید و بر روی Microsoft Office 2007 Language Settings کلیک کنید . حالا میبایست در زبانهی Display Language زبان Persian را مشاهده کنید. زبان فارسی را به لیست موجود اضافه کرده و Persian را زبان اصلی (Primary) قرار دهید. حالا وارد Office 2007 شوید و از محیط کاملا فارسی و غلط گیر فارسی آن
لذت ببرید.
بسته فارسی ساز فوق محیط برنامههای زیر را به طور کامل فارسی میکند: MICROSOFT WORD 2007 MICROSOFT OUTLOOK 2007 MICROSOFT EXCEL 2007 MICROSOFT POWERPOINT دانلود کنید http://rapidshare.com/files/298567576/LanguageInterfacePack.exe .................................................... حکم اعدام برای زندانبان زندان رجایی شهر کرج زندانبان زندان رجایی شهر کرج در حالی به اتهام ورود مواد مخدر به زندان محکوم به اعدام شده که تاکنون مدعی شده، اطلاعی از محتوای
کتاب هایی که كراك و ترياك در آنها جاسازی شده بوده اطلاعی نداشته است. ایلنا: زندانبان زندان رجایی شهر کرج در حالی به اتهام ورود مواد مخدر به زندان محکوم به اعدام شده که تاکنون مدعی شده، اطلاعی از محتوای کتاب هایی که مواد در آنها جاسازی شده بوده اطلاعی نداشته است. به گزارش خبرنگار ایلنا، علیرضا ملک زاده یکی از کارمندان زندان رجایی شهر کرج به موجب حکم شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی کرج که بیستم بهمن ماه سال 86 صادر شد، به جرم وارد کردن مقدار 485 گرم هروئین فشرده(کراک) و 395 گرم تریاک به داخل زندان مستند به ماده 8 و بند 2 ماده 5 ناظر به ماده
12 قانون مواد مخدر به اتهام وارد کردن کراک به داخل زندان به اعدام و از بابت وارد کردن تریاک به داخل زندان به پرداخت 15 میلیون ریال جریمه نقدی و تحمل 74 ضربه شلاق محکوم شده است. علیرضا که سالها در زندان مشغول به کار بوده و به دلیل حسن اخلاق و رفتار در طول مدت خدمت، چندین لوح تقدیر دریافت کرده است، درحالیکه قصد خیر داشت با درخواست یکی از زندانیان، دو جلد کتاب مذهبی زیارت عاشورا را از شخصی که تاکنون شناسایی نشده، به داخل زندان آورد. روز دوازدهم آبان ماه سال 86 هنگاهی که علیرضا قصد ورود به زندان را داشت، نگهبانان زندان پس از بازرسی، جلد
کتاب ها را شکافته و متوجه شدند که مقداری کراک و تریاک در جلد کتابها، بدون اینکه علیرضا اطلاعی از محتوای آن داشته باشد جاسازی شده است. دلیل این بازرسی نیز گزارش اولیه حفاظت زندان است که طبق مستندات پرونده اعلام کرده است: « در تاريخ 11 آبانماه سال 86شایعه شد، یکی از پرسنل به نام «علیرضا-م»که در اندرزگاه به کار مشغول است قصد وارد کردن مقادیر متنابهی مواد مخدر به داخل زندان را دارد و این اقدام به احتمال قریب در تاریخ 12آبانماه همان سال رخ ميدهد. وی را به بهانه تکمیل فرم خلاصه اطلاعات پرسنلی به حفاظت زندان هدایت و بعد از بازرسی داخل
دو جلد کتاب با عناوین ترجمه و شرح نهج البلاغه و فرهنگ عاشورا مقداری کراك و تریاک که به صورت ماهرانه جاسازی شده بود کشف و ضبط شد.» به گفته وکیل مدافع این متهم تاکنون مشخص نشده که چگونه چنین رخدادی از قبل شایعه شده و شایعه کننده یا کنندگان چه افرادی بوده اند و اگر واقعآ شایعه ای در سطح زندان پیچیده باشد علیرضا از آن خبردار می شد. به همین دلیل محرز است که توطئهای علیه علیرضا برنامهریزی شده و توطئه کنندگان از این طریق و با استفاده از حسن نیت علیرضا، از بیرون زندان مواد مخدر را داخل جلد کتاب کرده و به علیرضا داده اند و از طرف دیگر
مسئولان زندان را نیز از این موضوع آگاه کرده اند، در غیر این صورت هیچ کدام از نگهبانان شکی به کتاب ها نمی کردند تا بخواهند آنها را بازرسی کنند. وکیل مدافع متهم با بیان اینکه دلایل صدور حکم اعدام برای این متهم محکمهپسند نیستند، ادامه داد: درست در همان تاریخی که شایعه شده بود، قرار است موادی به زندان وارد شود، کتابها از علیرضا اخذ و موادی که علیرضا کوچکترین اطلاعی از آنها نداشته کشف شد. علی زندی فردی که زندانبان کتابها را برای او آورده بود، در بازجویی بیست و هفتم آبان ماه سال 86 صراحتآ اعلام کرده بود: « من حدود 2 هفته پیش دو جلد
کتاب را گفتم عليرضا-م بیاورد؛ اما حقیقت را به وی نگفتم و کسی که خارج از زندان مواد را در کتاب به عليرضا داد نمی شناسم و فقط مهران-م را می شناسم.» او پیش از این نیز گفته بود: من قبول دارم هر دو کتاب را من سفارش داده بودم و عليرضا خبری از مواد مخدر نداشت و اولین بارش بود برایم چیزی می آورد.» علی-ز بارها با نوشتن نامههای مختلف نسبت به این موضوع که موادهای داخل کتاب متعلق به وی بوده و علیرضا از محتوای آن اطلاعی نداشته است اقرار کرده است. بر اساس این گزارش، «علیرضا-م»در آستانه اعدام قرار دارد. .................................................... تجمع اعتراضی خانواده های دستگیر شدگان 13 آبان با پلاکارد در مقابل دادگاهع انقلاب فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از مقابل دادگاه انقلاب ده ها نفر از خانواده های دستگیر شدگان 13 آبان از صبح امروز در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند و خواستار آزادی فوری عزیزان خود هستند. خانواده های دستگیر شدگان 13 آبان حوالی ساعت 09:00 تجمع اعتراضی خود را آغاز کردند. تا ساعت 09:35 تعداد خانواده ها به بیش از 140 نفر تخمین زده می شد و هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود.علاوه بر خانواده ها مردم برای حمایت از
آنها به جمع خانواده ها می پیوندن. تعدادی از خانواده ها و بخصوص مادران با در دست داشتن دست نوشته هایی که بر آن نوشته شده:«خواهان آزادی فوری عزیزنمان هستیم» در مقابل دادگاه انقلاب ایستاده اند .تعداد زیادی از آنها هنوز از وضعیت و شرایط و محل نگهداری عزیزان خود بی خبر هستند . در بین دستگیر شدگان تعداد زیادی از دختران و زنان جوانی که سنین آنها بین 20 تا 30 ساله هستند و خانواده های آنها از محل بازداشت و شرایط آنها هیچ خبری در دست ندارند و تا به حال با خانواده های خود تماسی نداشته اند. خانواده ها از بی خبری عزیزانشان سخت خشمگین
هستند و با تاکید بر این که ما به وعده ها توجهی نخواهیم کرد و عزیزانمان باید بی قید و شرط و فوری آزاد شوند. نیروهای سرکوبگر انتظامی، لباس شخصی و حراست دادگاه انقلاب با مشاهدۀ پلاکاردها بسوی خانواده ها هجوم بردن و با برخورد وحشیانه و غیر انسانی و اهانت سعی داشتند که دست نوشته ها را از دست آنها بگیرند.دست نوشته در دست مادران است و آنها به نیروهای سرکوبگر اجازه چنین کاری را نمی دهند.نیروهای سرکوبگر وقتی که با خشم خانواده ها مواجه شدند سعی در آرام کردن خانواده ها و دادن وعده پرداختند.ولی خانواده می گفتند ما هیچ وعده ای را نمی پذیریم و
باید عزیزانمان را آزاد کنید. .................................................... گزارشي از قطعه 257 بهشت زهرا محل دفن شهدای جنبش مردمی در تظاهرات گسترده 13آبان اعلام شده بود كه روز پنجشنبه مردم برای همبستگی با خانواده ندا به بهشت زهرا مراجعه کنند . روز پنجشنبه ازساعت 14 در بهشت زهرا در قطع 257 محل دفن شهداي جنبش مردمي غوغایی برپا بود در سر هر قبری بیش از 10 نفر ایستاده بودند اماحضور مردم عادی بر سر قبر کسانی که اصلا نمی شناختند بسیار دیدنی بود. از ساعت 14 مامورین نیروی انتظامی به همراه حد اقل 10 ون و 5خودروی سواری نیروی
انتظامی و بیش از 20 موتور سوار خودفروش بسیجی و تعداد زیادی از لباس شخصی ها درمحل حاضرشدند . فيلم برداران حكومتي ازهرکس که بر سر قبر شهدا می رفت فيلم برداري ميكردند, قبر ندا از گلهای رنگارنگ پر بود, اما دركمال تاسف قبر این نماد جنبش مردمي توسط مزدوران حكومتي خرد شده بود , علي رغم اين موضوع همه کسانی که در قطعه 257 حاضر می شدند پرسان پرسان به سمت این قبر می رفتند و با نثار فاتحه یادش را گرامی میداشتند .مامورين مزد بگير حكومتي مثل سوسک های کثیف در بین مردم می لولیدند و تصاویر حاضرین در بهشت زهرا را برمیداشتند. سر قبر همه شهدا با گل
پوشیده شده بود, هر کس که به صورت عادی تصویر برداری می کرد دوربینش با شدت و بی احترامی هرچه بیشتر توسط مامورين ضبط می شد. دوربين هاي موبايل زير دست وپاي مامورين له ميشد و نيروي انتظامي هم ازاين كارحمايت ميكرد. مردمي كه شاهد خرد شدن قبرندا و همچنين رفتارهاي سركوبگرانه ماموران شده بودند تنها بر تنفروانزجارشان براين حكومت مستبد افزوده ميگرديد . .................................................... صبح امروز چهار نفر در کرمان اعدام شدند به گزارش خبرگزاری فارس،صبح امروز شنبه ۱۶ آبان چهار نفر در زندان کرمان به دار آویخته شدند
. بنابراين گزارش «مرتضي ـ ي» به جرم مشاركت در نگهداري و حمل 60 كيلوگرم ترياك، «اكبر ـ ج» به جرم نگهداري 490 كيلوگرم ترياك و 50 كيلوگرم حشيش، «مهدي ـ ب» به جرم حمل سه كيلو و 700 گرم هروئين و پنج كيلو و 700 گرم كراك و «عليرضا ـ س» به جرم مشاركت در حمل مسلحانه 830 كيلو و 900 گرم ترياك .به حكم دادگاه انقلاب به اعدام محكوم و پس از تاييد ديوانعالي كشور و مخالفت كميسيون عفو استان، در زندان كرمان به دار آويخته شدند. سن هیچیک از این افراد در گزارش اعلام نشده است. .................................................... به منظور اجراي حكم دادگاه صورت گرفت:
بازداشت 2 نفر از كارگران هفتتپه 2نفر از كارگران كارخانه نيشكر هفتتپه براي سپري كردن دوره محكوميت خود بازداشت شدند؛ در روز پنجشنبه اين كارگران ابتدا از سوي حراست شركت احضار و سپس توسط ماموران بازداشت شدند. ايلنا: روز گذشته، 2نفر از كارگران كارخانه نيشكر هفتتپه براي سپري كردن دوره محكوميت خود بازداشت شدند. رضا رخشان از اعضاي سنديكاي كارگران نيشكر هفتتپه در گفتگو با ايلنا، گفت: در روز پنجشنبه 14 آبان، ماموران نيروي انتظامي به كارخانه نيشكر هفتتپه مراجعه كردند تا طبق راي دادگاه تجديد نظر، 2 نفر از كارگران اين
كارخانه را بازداشت كنند. وي با يادآوري اينكه پيشتر در اين دادگاه محكوميت 5 نفر از كارگران هفتتپه در رابطه با اعتراضهاي كارگري تاييد شده بود؛ گفت: براساس اين راي فريدون نيكوفر و جليل احمدي از كارگران نيشكر هفتتپه و از اعضاي سنديكاي كارگري اين كارخانه به جرم تبليغ عيله نظام به تحمل يك سال حبس(6 ماه تعزيري و تعليلقي) محكوم شده بودند. اين فعال كارگري ادر خصوص نحوه بازداشت اين كارگران گفت: در روز پنجشنبه اين كارگران ابتدا از سوي حراست شركت احضار و سپس توسط ماموران بازداشت شدند. رخشان با بيان اينكه در مجموع تاكنون براي 5 نفر از
كارگران نيشكر هفتتپه حكم حبس صادر شدهاست؛ گفت: ممكن است بازداشت 2نفر ديگر از اين پنج كارگر در هفته پيشرو صورت گيرد. اين عضو سنديكاي هفتتپه بابيان اينكه عدم به موقع پرداخت مطالبات كارگران و نابسامان شدن وضعيت توليد باعث اعتراضهاي كارگران نيشكر هفتتپه بودهاست نسبت به آراي صادره اعتراض كرد. كارخانه نيشكرهفتتپه در 2 سال گذشته، در جريان بحراني شدن صنايع قند و شكر ايران صحنه اعتراضهاي گسترده كارگري بود. .................................................... کارگران ایران خودرو: بازداشت کارگران هفت تپه را محکوم کرده
و خواهان آزادی فوری و پایان دادن به سرکوب و اختناق بر کارگران می باشیم جمعی از کارگران ایران خودرو .................................................... دراعتراض به 8ماه مطالبات معوق؛ كارگران كارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران تجمع كردند كارگران اين كارخانه ميگويند، چندي پيش هياتي از اعضاي كميسيون اجتماعي مجلس دربازديد از اين كارخانه به آنها وعده پيگيري و رسيدگي داده بودند. ايلنا: درحاليكه مطالبات معوقهكارگران صنايع مخابراتي راه دور ايران درآستانه هشت
ماهه شدن قرار دارد،اين كارگران مدعي هستند كه كارفرماي موقت آنها ماهانه بابت اداره كارخانه حقوق و مزاياي خود را به موقع دريافت ميكند. بهگزارش خبرنگار ايلنا، جمعي از كارگران كارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران صبح امروزدر اعتراض به پرداخت به پرداخت 8 ماه مطالبات معوق خود و نيز توقف فعاليت كارخانه براي چندمين مرتبه در محل كارخانه تجمع كردند. برگزاري اين تجمع آرام در حالي صورت گرفته كه به گفته كارگران، مسوولان اداري استان از آنها خواستهاند تا از هرگونه تجمع و يا حركت اعتراضي ديگر در بيرونكارخانه خودداري كنند. يكي از
كارگران گفت: از بعد سفر رئيسجمهور به استان فارس كه در ارديبهشتماه انجام شد، ادارهكارخانه بطور موقت به هياتي مركب از سه نفر محول شد، اما تاكنون اين هيات بدون آنكه هيچ اقدامي درجهت راهاندازي مجددكارخانه و يا پرداخت مطالبات كارگران انجام داده باشد ماهانه حقوق و مزاياي خود را بطوركامل دريافت كرده است. كارخانه ITI كه در زمينه توليد كارتهاي سوخت فعاليت داشته است از بعد خصوصيسازي درسالهاي نخستين دهه80 دچار بحران شده است. كارگران اين كارخانه ميگويند، چندي پيش هياتي از اعضاي كميسيون اجتماعي مجلس دربازديد از اين كارخانه به
آنها وعده پيگيري و رسيدگي داده بودند. .................................................... دستگيرى دانشجويان فعال بنا بر اخبار دريافتي امين وطانى دانشجوى مهندسى شيمى دانشگاه صنعتى شريف روز دوشنبه11آبان در مقابل منزلش بازداشت شد. فرزاد اسلامى دانشجوى رشته حقوقدانشگاه آزاد تهران مركز صبح روز 13آبان پس از تفتيش منزل و ضبط وسايل شخصي اش بازداشت شد. على اسداللهى، دانشجو در تظاهرات سيزدهم آبان توسط نيروهاى لباس شخصى دستگير شد. .................................................... بيخبري از وضعيت 5 دانشجوي دانشگاه
تفرش كميته گزارشگران حقوق بشر: حميد عظيمي، سعيد قاسمي، محمد اسعدي، کوروش يکا، علي مطلبي دانشجويان دانشگاه تفرش در شب 12 آبان از درون خوابگاه توسط نيروهاي امنيتي وابسته به سازمان اطلاعات اراک دستگير شدند و تا به حال هيچ خبري از وضعيت ايشان در دست نيست. در پي اين حادثه دانشجويان دانشگاه تفرش با تحصن آرام جلوي سلف اين دانشگاه از خوردن غذا خودداري کرده و اعتراض خود را نشان دادند. در اين تجمع تعدادي از دانشجويان بسيجي با شعارهاي مرگ بر آمريکا و مرگ بر اسرائيل به دانشجويان حمله كردند که دانشجويان با شعار "دانشجوي زنداني
آزاد بايد گردد"، آنها را از تجمع خود دور كردند. .................................................... زنان و دختران اسیر شده در 13 آبان را مخفیانه به بازداشتگاه مخوف خورین ورامین منتقل کرده اند jomhoriyat.wordpress : بر اساس اطلاعات موثق دستگیری زنان و دختران جنبش سبز در راهپیمایی 13 آبان ، یک برنامه از قبل حساب شده از سوی کودتاچیان جنایتکار بوده است . نیروی انتظامی در برابر دستگیری زنان و سایر دستگیر شدگان از هم اکنون از خود سلب مسئولیت کرده است و این نشان می دهد که نیروهای امنیتی وابسته به سپاه و بسیج کودتا طرحی خطرناک را به اجرا
گذاشته اند . این تکذیب خطرناک و هشدار دهنده در حالی صورت می گیرد که بر اساس شواهد موجود و پی گیریهای انجام شده صدها تن در جریان تظاهرات 13 آبان بازداشت شده اند که اکثریت آنان را زنان و دختران تشکیل می دهند . اطلاعات موثق همچنین نشان می دهد که تقریبا تمامی زنان و دختران دستگیر شده را به زندان مخوف و بدون کنترل خورین در اطراف ورامین منتقل نموده اند که هشداری است برای رخ دادن اتفاقی هولناک تر از جنایات کهریزک! در همین راستا کودتا چیان تعدادی از زندانیان عادی بازداشتگاه خورین را به زندان اوین منتقل کرده اند ، تا این گمان به وجود آید که
منتقل شدگان به اوین دستگیر شدگان 13 ابان بوده اند در حالی که اطلاعات ما نشان می دهد محل نگهداری زنان و دختران دستگیر شده ، بازداشتگاه مخوف خورین ورامین است ! باید برای اطلاع رسانی به موقع و نجات این قهرمانان جنبش به اقدامی عاجل و گسترده در سطح داخلی و بین المللی دست زد . .................................................... مجله تايم: موتورمحرك جديد وعجيب دانشجويان ايراني مجله تايم آمريكا :جوانان و دانشجويان يك موتور محرك جديد و عجيب پيدا كردهاند؛ آنها ديگر انگيزهيى براى پيوستن به تظاهرات حمايت از حكومت ندارند اما در عوض به
اعتراضات ضدحكومتى مىپيوندند. مخالفان كه از حق راهپيمايى در خيابانها محروم شده از مناسبتهاى حكومتى استفاده مىكنند و به خيابانها مىآيند. اين تاكتيك اعتراضى همراه با كولى گرفتن درست بعد از انتخابات مورد منازعه 12ژوئن (22خرداد) شروع شد. چند هفته بعد، يك جمعيت بزرگ كه شمار آن به دهها هزار نفر رسيد، بهطور مؤثرى تجمعات روز قدس در سراسر كشور را مصادره كرد و شعارهاى مرگ بر اسراييل را با شعار نه غزه، نه لبنان جانم فداى ايران! و شعار مرگ بر روسيه جايگزين نمود. روز چهارشنبه مردم در ميدان ولىعصر وهفت تير تجمع كردند و شعار مرگ بر ديكتاتور
و ”تا احمدىنژاده هر روز همين بساطه“ سر دادند. اين تظاهرات مورد حمله نيروى لباس شخصى و نيروهاى امنيتى قرار گرفت. آنچه اين وضعيت، بيان مىكند معماى ويژهيى است كه اين رژيم در حال حاضر با آن مواجه است. جمهورى اسلامى در فرم فعلى نمىتواند بدون ويترين نمايشى مناسبتهاى ضد غربى عرض اندام كند. در عينحال اين رژيم با برگزارى اين مناسبتها و ترويج و تبليغ آنها خود را در معرض برگزارى ضدتظاهراتى قرار مىدهد كه زيراب قدرت حكومت را به آرامى مىزند. روز چهارشنبه، صداى سخنرانى اصلى در تجمع مقابل سفارت آمريكا بهطور كامل توسط شعارهاى
اعتراضات نزديك به اين محل، پوشانده شد. بدتر از اين براى دولت اين بود كه؛ شعار اين اعتراضات از تلويزيون دولتى كه تجمع حامى دولت در مقابل سفارت را پخش زنده مىكرد نيز، بهطور سراسرى پخش شد. در اين فضا، شمار اعتراض كنندگان كه شركت كردند كمتر از اين واقعيت اهميت دارد كه؛ اين اعتراضات بهصورتى منظم در مقابل دانشگاهها برگزار مىشود و اين كاريست كه تا چند ماه قبل غيرقابل تصور بود. … تعطيلات، مانورها، شعارها و ساختارى كه جمهورى اسلامى را شكل داده بنظر مىرسد براى اعتراضات اين روزها يك زرادخانه از مهمات به ارمغان آورده است تا آنها
را عليه دولتى به كار بگيرند كه بهطور فزاينده، اشتباهات رژيم شاه را كه سه دهه قبل سرنگون شد تكرار مىكند. .................................................... طلبكارى احمقانه ”ايرنا ” از رسانه هاى جهان مجله تايم آمريكا : در حالى كه نيروهاى امنيتى و بسيجيان با گاز اشك آور به تظاهر كنندگان 13آبان حمله ور شدند، خبرگزارى رسمى رژيم ايران، ايرنا رسانه هاى جهانى را به انتقاد گرفته كه چرا تنها بهدنبال ناآراميها و ماجراهاى خنده دار هستند و راهپيمايى دولتى اين روز پوشش نداده اند. خبرنگار تايم كه در محل تظاهرات بوده، مى گويد: صدها
اتوبوس پارك شده اطراف ساختمان سفارت در خيابان طالقانى را ديده كه تظاهر كنندگان طرفدار دولت با آن به محل سفارت آورده شده اند. آيا خبرگزارى رسمى رژيم ايران هنوز اصرار دارد كه اين خبر گزارش شود. .................................................... حمله مردم خشمگين به فرمانداري بندرعباس در حالي كه مردم بندرعباس سه شب گذشته( 12 آبان ) را در خيابان و از ترس شايعه زلزله تا صبح بيدار بودند طاقت شان تمام شد و با حمله به فرمانداري در ساعت 3 و 15 دقيقه خواستار پاسخ گويي مسولين شدند. .................................................... شرط خامنه ای
برای حلال وحرام بودن نگهداری ماهواره سایت شیعهنیوز استفتای ذیل و خامنهای را در مورد استفاده از ماهواره منتشر كرد: آیا خرید و نگهدارى و استفاده از دستگاه گیرنده برنامههاى تلویزیونى از ماهواره جایز است؟ و اگر دستگاه گیرنده مجانى به دست انسان برسد چه حكمى دارد؟ دستگاه آنتن ماهوارهاى از این جهت كه صرفا وسیلهاى براى دریافت برنامههاى تلویزیونى است كه هم برنامههاى حلال دارد و هم برنامههاى حرام، حكم آلات مشترك را دارد. لذا خرید و فروش و نگهدارى آن براى استفاده در امور حرام، حرام است و براى استفادههاى
حلال جایز است. ولى چون این وسیله براى كسى كه آن را در اختیار دارد زمینه دریافت برنامههاى حرام را كاملا فراهم مىكند و گاهى نگهدارى آن مفاسد دیگرى را نیز در بر دارد، خرید و نگهدارى آن جایز نیست مگر براى كسى كه به خودش مطمئن است كه استفاده حرام از آن نمىكند و بر تهیه و نگهدارى آن در خانهاش مفسدهاى هم مترتّب نمىشود. لكن اگر قانونى در این مورد وجود داشته باشد باید مراعات گردد. .................................................... "گزارشگران بدون مرز" از دستگيري روزنامهنگاران انتقاد کرد وضعيت امنيتي روزنامهنگاران و
خبرنگاران در ايران بازهم بدتر شده است. سازمان 'گزارشگران بدون مرز' در بيانيهاي تازه گفته است که در روزهاي گذشته عده بيشتري از نويسندگان رسانههاي چاپي و اينترنتي دستگير شدهاند. در بيانيهي اين سازمان مدافع آزادي بيان از دستگيري فرهاد پولادي (گزارشگر خبرگزاري فرانسه)، نفيسه زارع کهن، حسن اسدي زيدآبادي، نگار سايه و هادي حيدري (طراح) نام برده شده است. .................................................... دیده بان حقوق بشر : سرپوش گذاشتن برتجاوزجنسی در زندان های ایران قوه قضاییه اسناد مربوط به شکنجه را نادیده گرفت
(نیویورک- 6 نوامبر 2009)- دیده بان حقوق بشر امروز از قوه قضاییه ایران خواست که سریعا به تحقیق درخصوص پرونده های تجاوزجنسی در زندان بپردازد به جای انکه بر چنین جنایاتی سرپوش بگذارد. دیده بان حقوق بشر سه مورد تجاوزجنسی در زندان های ایران درباره کسانی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری 12 ژوپن دستگیر شده بودند را مستند کرده است. در آخرین مورد، پزشکی قانونی جراحات متعددی که بر روی بدن فعال سیاسی جوان ابراهیم مهتری در نتیجه شکنجه و بدرفتاری که با اظهارات وی درخصوص آزارواذیت جنسی همخوانی دارد را تایید کرده است. اما مقامات قوه قضاییه
از اینکه تحقیقات بیشتری را روی این پرونده صورت بدهند خودداری کرده و به جای آن به مهتری وخانواده اش گفته اند که اگر درخصوص این آزار واذیت ها صحبت کنند با تبعات سختی مواجه خواهند شد. سارا لی ویتسون مدیربخش خاورمیانه وشمال آفریقای دیده بان حقوق بشر دراین زمینه گفت: "این خجالت آور است که دولت ایران چشمان خود را بر روی شواهد رسمی درخصوص آزار وآذیت شدیدجنسی روی زندانیان که توسط مسوولان زندان صورت گرفته می بندند. " مهتری 27 ساله، ابتدا در تاریخ 26 ژوییه دستگیر ودر تاریخ اول اگوست آزاد شد. در تاریخ 19 اگوست چندین مامورامنیتی که به
اعتقاد مهتری وخانواده اش از اعضای سپاه پاسداران بودند وی را از محل کارش ربودند و بعد به مکانی در شرق تهران منتقل کردند. او به دیده بان حقوق بشر گفت که در جریان بازداشت به شدت مورد ضرب وشتم قرار گرفته است و با باتون مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. به گفته وی در تاریخ 24 اگوست کسانی که وی را دستگیر کرده بودند در نقطه ای در تهران او را درحالی که دستان و پاهایش بسته و نیمه هوش بود رها کردند. خانواده ای که او را یافتند به یک بیمارستان منتقل کردند. پزشکی قانونی که وابسته به قوه قضاییه است روز بعد مهتری را معاینه کرد. این گزارش که
نسخه ای از ان در اختیار دیده بان حقوق بشر قرارداده شده به موارد زیر روی بدن مهتری اشاره می کند: 1- سیاه شدگی وتورم زیر چشم راست، 2- کبودی وتورم زیر چشم چپ، 3- ساییدگی در سمت چپ ناحیه پس سری 4- خراشیدگی (حارصه) ساعد راست بازوی راست وچپ، 5- ساییدگی عمیق (دامیه) به طور دور تا دور مچ دست وپای راست وچپ که می تواند در اثر تماس با جسم سخت قابل انعطاف نظیر طناب حادث شده باشد.، 6- دو ناحیه جراحت (حارصه) جداگانه خلف ساق پای راست، 7- خراشیدگی گونه چپ، 8- سوختگی درجه دو سطحی مدور در نایه مچ، 9- کبودی در هر دو طرف باسن وناحیه خارجی مقعد مشهود است که در
اثر اصابت جسم سخت ضایعات (یک تا هفت و 9) حادث و جسم داغ ضایعات بند 8 حادث شده اند ضمنا جراحات موازی ومتعدد وسطحی در ناحیه خلف ران راست وناحیه باسن راست وچپ مشهود است. گزارش همچنین اشاره می کند که مهتری از دردمقعدی شکایت می کند. مهتری به دیده بان حقوق بشر گفت که به محض اینکه مقامات بیمارستان متوجه شدند که او تازه از زندان آزاد شده تلاش کردند گزارش پزشک قانونی را از بین ببرند اما یکی از نزدیکانش موفق شد هنگامی که از بیمارستان دیدن می کرد یک کپی از ان بگیرد. دومین فرد ابراهیم شریفی 24 ساله است که در تاریخ 23 ژوئن دستیگر شد. او به
دیده بان حقوق بشر گفت که در زندان زمانی که دستان، چشمان و پاهایش بسته بوده است مورد تجاوز قرارگرفته است. او همچنین گفت به دلیل تالمات ناشی از این واقعه بعد از آزادی از زندان چندین بار تا آستانه خودکشی پیش رفته است. او اضافه کرد که مقامات قوه قضاییه از اینکه شکایت او را بپذیرند خودداری کرده اند و به جای آن به او گفته اند که اگر درمورد اتفاقاتی که برایش رخ داده صحبت کند خانواده با خطر مواجه خواهند شد. سومین مورد پرونده های تجاوز مریم صبری 21 ساله است که در تاریخ 30 جولای در جریان مراسم چهلم نداآقاسلطان در بهشت زهرا دستگیر شد. صبری
بعد از آن دستگیر شد که عکسی از وی روی وب سایتی نزدیک به سپاه پاسداران که عکس هایی از تظاهر کنندگان را برای شناسایی شان روی وب سایت خود قرار می داد منتشر شد. صبری می گوید که وی چهار بار پیاپی توسط زندانبانان مورد تجاوز قرار گرفت. درتاریخ 9 اگوست، در نامه ای که مهدی کروبی کاندیدای معترض ریاست جمهوری در روزنامه اعتماد ملی منتشر کرد نوشت که برخی از زندانیان اعلام کرده اند که توسط برخی مقامات زندان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند و دچار ناراحتی و آسیب دستگاه تناسلی شده اند. مهتری تنها موردی است که مدارک پزشکی قانونی و رسمی از
جراحاتی که بر روی بدن وی وجود دارد، اظهاراتش در خصوص تجاوز با باتوم را نیز تایید می کند. برخی منابع نزدیک به مهدی کروبی که کمیته ای را برای تحقیق در خصوص وضعیت زندانیان سیاسی که بعد از انتخابات دستگیر شده اند تشکیل داده گفتند که مقامات قوه قضاییه به کروبی گفته اند که تجاوز با باتوم که توسط پزشکی قانونی نیز مستند شده محرز است اما هویت کسانی که چنین اقدامی را مرتکب شده اند نامشخص است. آنها گفتند که مقامات قوه قضاییه از کروبی پرسیده اند که چطور پدر مهتری توانسته است که از بدن پسرش عکس بگیرد که زخم های بدن او را مستند کند تا
به این وسیله با شک کردن به پرونده وی گفته های او را بی اعتبار جلوه دهند. سارالی ویتسون در این زمینه گفت: "مدارک رسمی و تصاویری که در خصوص شکنجه مهتری وجود دارند خود بهترین گواه بر آنچه بر وی رفته است می باشند. " مهتری درحال حاضر در خارج از ایران به سر می برد. بعد از اینکه وی کشور را ترک کرد مقامات امنیتی دو بار به خانه پدر وی حمله کردند. در جریان دومین حمله به خانه پدر وی آنها او را تهدید کردند که اگر درخصوص آنچه بر پسرش رفته صحبت کند وی را نیز دستگیر خواهند کرد. ممنوعیت علیه شکنجه یکی از اجزای مطلق قانون بین المللی است و
مقامات ملزم هستند کسانی را که مسوول چنین اقداماتی هستند را مورد تحقیق وتفحص و تحت تعقیت قانونی قرار دهند. کمیته حقوق بشر که مسوول تفسیر کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی وسیاسی است - کنوانسیونی که ایران یکی از اعضای ان است- گفته است که شکایت های مربوط به بدرفتاری باید به صورت موثری توسط مقاماتی که اختیارات متناسب دارند مورد تحقیق قراربگیرد و آنهاییکه مقصر شناخته می شوند باید برای کاری که کرده اند مسوول باشند و افراد قربانی باید به نحو مناسب دلجویی شود از جمله اینکه خسارات به وجود آمده را برایشان به نحوی جبران کنند. زمینه:
درتاریخ 10 اگوست، علی لاریجانی رییس مجلس ایران کمیته مخصوصی را برای اظهارات کروبی معرفی کند تا شواهد مربوط به وضعیت جسمی کسانی را که در اتفاقات پس از انتخابات دستگیر شدند را مورد بررسی قرار دهند. درتاریخ 12 اگوست، لاریجانی از طرف کمیته اعلام کرد که ادعاهای کروبی کاملا کذب است و اینکه بررسی دقیق وضعیت زندان های کهریزک و اوین نشان می دهد که هیچ موردی از آزار واذیت جسمی وتجاوز یافت نشده است. درتاریخ 29 اگوست، صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه ایران و بردار رییس مجلس کمیته ای را برای برررسی وضعیت کسانی که در جریان تحولات بعد از
انتخابات دستگیر شده بود منصوب کرد. این کمیته شامل ابراهیم رییسی معاون اول قوه قضاییه، غلامحسین اژه ای دادستان کل کشور و علی خلفی رییس دفتر رییس قوه قضاییه بود. در گزارش خود به صادق لاریجانی در 12 سپتامبر، کمیته نوشت که آنها هیچ شاهدی از تجاوز روی مواردی که کروبی ادعا کرده نیافته اند و همه مدارک و ادعاهای وی همگی ساختگی هستند وبه منظور انحراف افکار عمومی طراحی شده اند. کمیته همچنین خواستار عمل قضایی برعلیه کسانی که از طربق تبلیغ ادعاهای غلط و اتهام پراکنی شهرت و اعتبار دولت و بخش هایی از ان را خراب کرده اند
شد. سارالی ویتسون در این زمینه گفت: "مدارک رسمی و تصاویری که در خصوص شکنجه مهتری وجود دارند خود بهترین گواه بر آنچه بر وی رفته است می باشند. " برای مشاهده گزارش های دیده بان حقوق بشر در مورد ایران به لینک زیر مراجعه کنید: http://www.hrw.org/middle-eastn-africa/iran برای اطلاعات بیشتر با افراد زیر تماس بگیرید: در نیویورک سارالی ویتسون (انگلیسی): 1230-216-212-1+ یا تلفن همراه: 0172-362-718-1+ درلندن: تام پورتپوس: 2766-7713-20-44+ یا تلفن همراه: 4982-8398-79-44+
.................................................... پرونده سازی جدید بازجویان وزارت اطلاعات علیه یک زندانی سیاسی
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج،زندانی سیاسی علی صارمی روز چهارشنبه از زندان کرج به شعبۀ 3 بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب برده شد و علیه او پرونده جدیدی گشوده شد. زندانی سیاسی علی صارمی 62 ساله و از دستگیر شدگان مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 ،روز چهارشنبه 13 آبان از زندان گوهردشت کرج به شعبۀ 3 بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب برده شد و توسط فردی بنام مجد رئیس این شعبه پرونده جدیدی علیه او گشود شد و اتهامات واهی مانند توهین به ائمه و
مقامات جمهوری اسلامی نسبت داده شد.بزرگ نیا شکنجه گر و رئیس بند 350 برای پرونده سازی علیه زندانی سیاسی علی صارمی اقدام به جمع آوری امضاء از مهاجمین به سلول آنها بخصوص امضای آخوند روغنی و مسلم نجف آبادی و سایر زندانیان عادی تحریک و تطمیع شده نمود که مجدی به آن استناد می کند. این پرونده سازی در پی یورش سازمان یافته که توسط وزارت اطلاعات و رئیس زندان زندان اوین طراحی شده بود و تحت نظارت بزرگ نیا رئیس بند 350 و شکنجه گر معروف زندان اوین به اجرا در آمد.این یورش 22 مهرماه توسط آخوندی بنام روغنی که به جرم فساد اخلاق و کلاهبرداری و مسلم نجف
آبادی از زندانیان عادی و خطرناک همراه با 150 نفر زندانی تحریک و تطمیع شده بسوی سلول زندانیان سیاسی صورت گرفت.سپس در ادامۀ این طرح غیر انسانی زندانیان سیاسی اسیر را به سلولهای انفرادی منتقل کردند و چندین روز تحت شرایط سخت در این سلولها قرار دادند.در آخر زندانی سیاسی علی صارمی که بیش از 26 ماه بلاتکلیفی در زندان اوین بسر می برد و بدون محکومیت و بر خلاف قوانین خود این رژیم به زندان گوهردشت کرج تبعید کردند. .................................................... صادق زيبا کلام : اگر عوامل اعتراضات دستگير شدهاند چرا معترضان بازهم به
خيابان مىآيند حيات نو، مونا رجبى - جنبش مردمى گسترده اى که در ماههاى اخير شکل گرفت،باعث شدکه جمهورى اسلامى متفاوت ترين مراسم 13 آبان را تجربه کند دراين زمينه باصادق زيبا کلام گفت وگو کرديم که درپى مى آيد: با وجود هشدارهاى مقامات انتظامى وامنيتى دربرخوردباهرگونه تجمع غيرقانونى درروز13آبان حضور مردم معترض رادراين راهپيمايى چطور تحليل مى کنيد؟ گذشته از برگزارى تجمعات غيررسمى در راهپيمايى روز 13 آبان و برخورد خشونتآميز نيروى انتظامى و لباس شخصىها بااين مردم معترض، مهمترين نکته قابل تأمل شکست نظريههاى جناح
پيروز در انتخابات رياست جمهورى است. چرا که آنها در طول مدت چهار ماه گذشته از هرگونه راهپيمايى اعتراضآميز باعنوان فتنه و آشوب نام بردند و در تحليلهاى خود تاکيد مىکردند که اين اعتراضات يک حرکت سازمان يافته از سوى آمريکا ،انگليس ومخالفان نظام است که با هدف برپايى انقلاب مخملى ايجاد شده است وبرهمين مبنا بسيارى از چهرههاى شاخص سياسى اصلاحطلب را به بهانه نقش داشتن در اين فتنه بازداشت کردند و گفتند با اين اقدام توطئه را سرکوب وچشم فتنه راکورکرديم. اما اکنون مىبينيم با توجه به اينکه سران توطئه و گردانندگان انقلاب مخملى در
بازداشت به سر مىبرند و هيچ ارتباطى با بيرون به جز ملاقاتهاى چند دقيقهاى با خانوادههاى خود ندارند، موج اعتراضات مردمى همچنان ادامه دارد و در راهپيمايىهاى روز قدس و 13 آبان با وجود اينکه مىدانستند مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار مىگيرند همان طور که اين اتفاق رخ داد باز هم به خيابانها آمدندو حال سوال اينجاست که با توجه به گفته هاى مسئولان که معتقدند همه عوامل فتنه و توطئه شناسايى و دستگير شدند چگونه است که ما هنوز شاهد حضور اين مردم معترض در خيابانها هستيم. شما چه تعريفى ازاين حضور اعتراضى داريد ؟ چون هنوز برخى مسئولان
کشور صداى اين معترضان را نمىشنوندو واقعيت وجودى آنها را منکر مىشوند وبدتر ازهمه آنها را عامل مزدور و بيگانه مىخوانند، معتقدم تا زمانى که پاسخى درست ومنطقى به آنها داده نشود اين اعتراضها در قالب تجمعات خيابانى ادامه خواهد داشت. شما فکر نمىکنيد به همان اندازه که اختلاف سياسى تشديد مىشود شاهد افزايش دو دستگى در بين مردم هستيم؟ قطعا همين طور است چنانچه ما شاهد دو نوع حضور متفاوت مردم در راهپيمايىهاى روز قدس و 13 آبان بوديم ودرچنين شرايطى براى جلوگيرى از عميقتر شدن اين شکاف در بين مردم بايد در سطح بالاى نظام يک تلاش
جدى در جهت آشتى ملى صورت گيرد تا مردم هم از اين حالت که نسبت به يکديگر پيدا کردهاند رها شوند. يعنى شما معتقديد اول بايد وحدت ملى در سطح بالاى نظام صورت بگيرد تا آشتى در بين مردم برقرار شود؟ برخى مسئولان هنوز اين شکاف را نپذيرفتهاند و به بخشى از مردم به ديد اغتشاشگر و آشوبگر مىنگرند و تا زمانى که چنين نگاهى در بين برخى مسئولان نظام وجود داشته باشد نه تنها وحدت ملى که از چندى پيش طرحهايى در اين زمينه تدوين شده است به نتيجه نمى رسد بلکه شکاف ودودستگى در بين آنها تشديد مىشود و براى جلوگيرى از وقوع چنين فاجعهاى بايد چهرههاى
معتدل و آيندهنگر نظام در وهله اول خود در جهت وحدت ملى حرکت کنند. به نظر مىرسد اراده قوى در راستاى وحدت ملى وجود ندارد. راهپيمايى 13آبان نشان داد مردم در مقابل بى اعتنايى ها، تهديدهاوانگ ارتباط با اجنبى ساکت نمى نشينند وازهمين رواگر مسئولان نظام بدون توجه به وحدت ملى وتنش زدايى پيش روندوزخم هاى به وجودآمده را التيام نبخشد وهمچنان شاهد ادامه برخورد تند و خشن نيروهاى انتظامى و امنيتى با مردم باشيم، آنها نارضاينى خود را نشان خواهند داد چون آنها جز آتشى درزيرخاکستر نيستند. .................................................... فرمانده
انتظامی تهران : 109نفر در 13آبان دستگیر شدند فرمانده انتظامی تهران بزرگ از دستگیری 109 نفر در حاشیه مراسم روز 13 آبان در شهر تهران خبر داد. سردار عزیزالله رجب زاده در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این خبر گفت: از میان دستگیر شدگان 47 نفر با قرار كفالت آزاد شده اند و 62 نفر از متهمان پس از تشكیل پرونده به مقامات قضایی تحویل و روانه زندان شده اند. این مقام ارشد در نیروی انتظامی تهران در ادامه افزود: 43 نفر از این افراد مرد و 19 نفر دیگر زن هستند. در حاشیه برگزاری مراسم روز 13 آبان عده ای دست به تجمعات غیرقانونی در خیابانهای
اطراف محل برگزاری این مراسم كرده بودند كه با برخورد پلیس و ماموران امنیتی مواجه شدند ..................... ثبت دست کم 400 مورد بازداشت شده روز 13 آبان در زندان اوین مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران جمعه ، 15 آبان 1388 دست کم 400 شهروند بازداشت شده در اعتراضات روز 13 آبان ماه تهران به زندان اوین منتقل شده اند. ....................... فرمانده ناجا تهران: تجمعكنندگان غیرقانونی در مراسم روز 13 آبان به 4هزار نفر هم نرسید! (معلوم نيست در يک شهر 12 ميليونی چرا به اين تعداد اندک مجوز راهپمایی داده نميشود) فرمانده انتظامی
تهران بزرگ اعلام كرد: پلیس روز 13 آبان به آشوبگران فرصت عرض اندام نداد و تعدادی از آنان را دستگیر كرد -------------------- گزارش تلویزیونهای آلمان، اتریش و سوئیس از تظاهرات 13 آبان شهرزادنیوز: تظاهرات مردم به مناسبت 13 آبان، روز اشغال سفارت ایالات متحده در تهران، بازتاب گستردهای در رسانههای خارجی داشت.... در محوطه دانشگاه تهران حدود 2000 دانشجو در مقابل نیروهای امنیتی صف کشیده بودند. کانال اول تلویزیون آلمان..... ....................... اطلاعيه مطبوعاتي دوشنبه ١٤ آبان ١٣٨٨ در کمتر از ١٥٠ روز در ایران ١٠٠ روزنامهنگار بازداشت
شدهاند... .................................................... فیلتر تارنمای خبرگزاری هرانا / آدرس جدید فعالان حقوق بشر در ایران هر چند که فيلترينگ اينترنتي براساس تعريفي از ناهجاريها و شاخصه هاي غيراخلاقي در بعضي کشورها اعمال ميگردد به طريقي که با محدود نمودن و يا مسدود نمودن، روند دسترسي کاربران را مختل مي نمايند. اما در کشور ايران تنها درصد ناچيزي از فيلترينگ اعمالي را سايتهاي غيراخلاقي و مستهجن در بر ميگرد و غالباً فيلترينگ در ايران در جهت مقابله با اصل آزادي بيان ، گردش آزاد اخبار و دسترسي به اطلاعات در جريان است
. در تداوم اعمال محدوديتهاي گردش آزاد اخبار و اطلاعات و سياستهاي دولت ايران که آن را در زمره "دشمنان اينترنت" درآورده است ، دسترسی به وب سایت خبرگزاری هرانا طی روزهای 13 و 14 آبان ماه با اعمال فیلتر هر دو دامنه آن از سوی کمیته فیلترینگ در اکثر نقاط کشور مختل شد. برای حل این مشکل از کاربران محترم تقاضا می شود از آدرس جدید و بدون فیلتر خبرگزاری (www.hranews.org) استفاده نمایند. ................................................... گزارشی تکاندهنده از خود سوزی در
زاهدان سایت تابناک: فریادهای مردی جوان به نام «محمدرضا - ش» که آتش از سراپای وجودش زبانه می کشید در خیابان خرمشهر - میلان 16 - زاهدان ، لرزه بر جان مردم انداخت. سپس شعله های سرکش با تلاش همسایگان و کمک رسانان ایستگاه شماره 3 آتش نشانی ، مهار شد اما خستگی بر تن آنان ماند ؛ چون ««محمدرضا» زنده زنده در خانه اش سوخته بود. با مرگ دلخراش این مرد ، بازپرس کشیک و پلیس برای افشای راز خودسوزی او به قربانگاه رفتند و جنازه به پزشکی قانونی فرستاده شد. گزارش ایسکانیوز می افزاید ، پیش از این ، پسر 21 ساله ای به نام «عبدالسلام.غ» در خیابان
امام خمینی - کوی بذر میلان یکم - زاهدان ، خودسوزی کرد و جان سپرد. همچنین دختر 13 ساله ای به نام «فتانه» در کوی میلان 33 خیابان «مجدیه» زاهدان به شیوه مشابه به استقبال مرگ رفت. از سوی دیگر ، زنی به نام «عایشه» که در کوی میلان 51 خیابان «آزادی» زاهدان خودسوزی کرده بود تسلیم مرگ شد. .................................................... ساوه؛ آقای شعار: مرگ بر آمريكا/دانش آموزان: نه تايد داريم نه ريكا روز 13 آبان ساوه در خيابان انقلاب دانش آموزان پسر را براي تظاهرات حكومتي آورده بودند دختران بسيجي سعي داشتند با شعار \"مرگ بر
امريكا\" دانش آموزان را با خود همراه كنند كه دانش آموزان پسر با حركتي جالب مي گفتند \"نه تايد داريم نه ريكا\". اين حركت دانش آموزان با خنده عده اي مردم مواجه شده بود و نشان از آن دارد كه جنبش در حال فراگير شدن است. به اميد آزادي.
.................................................... یک سازمان بین المللی اسناد مربوط به تجاوز در زندانها را منتشر کرد آسوشیتدپرس – قاهره / یک گروه بین المللی مدافع حقوق بشر میگوید، اسناد مربوط به تجاوز به سه زندانی را که طی اعتراضات اخیر در ایران بازداشت شده اند را روز جمعه منتشر کرده است. سازمان دیده بان حقوق بشر ، قوه قضائیه ایران را به سرپوش گذاشتن بر اسناد و مدارک مربوط به این تجاوزات و عدم پیگرد مسئولین این پرونده متهم کرده است . سازمان دیده بان حقوق بشر ، مستقر در نیویورک میگوید ، این مدارک
و اسناد مورد تأیید اداره کارشناسی پزشکی قرار گرفته است که قوه قضائیه ایران با بی توجهی به آن درصدد سرپوش گذاشتن بر این تجاوزات است ، تا جائی که افراد زندانی شده و خانواده های آنان را مورد تهدید قرار است در مورد این تجاوزها و مدارک آن صحبت نکنند. .................................................... خامنهای و سران نظامی و سیاسی نهادهای تحت امرش، گویا هنوز باور نکردهاند که از خرداد ماه سال جاری، اتفاق جدیدی در ایران رخ داده است، وضعیت سیاسی جامعه تغییر کرده است، بحران سیاسی نوینی پدید آمده است و بالنتیجه، مردم دیگر همان نیستند که پیش از این
بودند. آنها گویا هنوز باور نکردهاند که دوران جدیدی در زندگی سیاسی و مبارزاتی مردم ایران آغاز شده است که ویژگی آن رویآوری به مبارزات مستقیم، علنی و تودهای علیه نظم موجود و برای دگرگونی آن است. وقتی که اوضاع سیاسی به درجهای تغییر میکند که توده مردم، ترس از سرکوب نیروهای نظامی رژیم دیکتاتوری را به کنار مینهند، بدون هراس از مرگ به نبرد با رژیمی سر تا پا مسلح و بیرحم بر میخیزند، وقتی که شعار مرگ یا آزادی، عملا رهنمون عمل تودههای میلیونی مردم میشود، آنگاه مستبدین هر آنچه هم که کودن هستند، باید فهمیده باشند که دیگر
جایی برای ماندن آنها نیست و هیچ تهدید و سرکوبی نجات دهنده آنها نخواهد بود. اما گویا سران سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی کودنتر از آن هستند که این حقیقت ساده را فهمیده باشند. لذا هنوز بر این پندارند با سرکوب و کشتار میتوانند خودشان و نظام دینی استبدادیشان را نجات دهند و هنوز بر این پندارند که با تهدید و سرکوب میتوانند مانع از رویآوری مردم به مبارزه شوند. از همین روست که در این هفته نیز بار دیگر سران ارگانها و نهادهای سرکوب جمهوری اسلامی با صدور اطلاعیهها و مصاحبههای مطبوعاتی، مردم را تهدید کردند که چنانچه در ١٣
آبان، به خیابانها بیایند، تظاهرات برپا کنند و علیه جمهوری اسلامی و سران آن شعار بدهند، سرکوب میشوند. سپاه پاسداران رژیم ارتجاعی اسلامی با صدور بیانیهای، اعتراضات و مبارزات مردم ایران را جنگ نرم قدرتهای زورگوی تحت سیطره آمریکا نامید و تهدید کرد، به مقابله با آن دست خواهد زد. رئیس پلیس امنیت عمومی رژیم اعلام کرد: اجازه برپایی تجمع غیرقانونی را نمیدهیم. او افزود: پلیس با همه توان و ظرفیت خود حضور خواهد یافت و با هر گونه تجمع و اقدامی که اخلال در نظم باشد برخورد خواهد کرد. فرماندهی انتظامی تهران بزرگ هشدار داد با کسانی که قصد
بینظمی داشته باشند، با قاطعیت برخورد خواهد شد. دادسرای عمومی ضد انقلاب اسلامی تهران از پلیس خواست که علیه کسانی که در ١٣ آبان میخواهند "در نظم عمومی اختلال ایجاد کنند" اقدام نماید و آنها را دستگیر و به دادسرا معرفی کند. از نمونه این اطلاعیهها، دیگر نهادهای سرکوب رژیم نیز صادر کردند. با این همه، مردم مبارز، کمترین اهمیتی به این تهدیدات ندادند و روز چهارشنبه ١٣ آبان به خیابانها آمدند و با تظاهرات و سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنهای، تمام دستگاه سرکوب رژیم استبدادی جمهوری اسلامی را تحقیر کردند و پوشالی
بودنشان را نشان دادند. در حالی که در تعدادی از خیابانهای تهران قدم به قدم نیروهای سرکوب نظامی به صف شده بودند، حتی توقف قطارهای مترو در برخی ایستگاهها به حالت تعطیل درآمده بود، تا مردم نتوانند در مراکز تجمع حضور یابند، اما هزاران تن از مردم تهران، خیابانهای منطقه وسیعی از تهران را به عرصه تظاهرات خود تبدیل کردند. نیروهای نظامی رژیم، با وحشیگری تمام با مردم مقابله کردند، اما نتوانستند، تظاهرات مردم را متوقف سازند. این تظاهرات تا شب ادامه یافت. در برخی از شهرهای دیگر از جمله در اصفهان، شیراز، رشت نیز تظاهرات مردم قابل
ملاحظه بود. شعار اصلی مردم در ١٣ آبان، مرگ بر دیکتاتور بود. مردم تهران عکسهای خامنهای را لگدمال کردند و به آتش کشیدند. در بسیاری از دانشگاههای کشور، نه فقط در تهران، بلکه در اهواز، قزوین، مشهد، همدان و شهرهای دیگر، دانشجویان با تعطیل دانشگاهها تظاهرات کردند و علیه جمهوری اسلامی و سران آن شعار دادند. برپایی تظاهرات مردم مخالف جمهوری اسلامی در ١٣ آبان، باردیگر نشان داد که دیگر هیچ تهدید و سرکوبی نمیتواند مانع از ادامه تظاهرات تودهای مردم علیه رژیم گردد. در حالی که تظاهرات ١٣ آبان به پایان رسیده است، مردم ایران از هم
اکنون خود را برای برپایی تظاهراتی دیگر در ١٦ آذر، روز دانشجو آماده میکنند. این در حالیست که در جبهه دیگری از مبارزات مردم علیه نظم ستمگر حاکم بر ایران، کارگران پیوسته درگیر اعتصاب، تجمعات و راهپیماییهای خیابانی هستند. پیوستن این جویبارهای مبارزات عظیم مردم ایران به یکدیگر، نقشی سرنوشتساز و تعیینکننده در پیروزی بر ارتجاع حاکم و سرنگونی جمهوری اسلامی خواهد داشت. چرا که جنبش عمومی مردم و تظاهرات تودهای، هر آنچه هم که ضربات جدی و پی در پی به رژیم وارد آورد، برای سرنگونی آن کافی نیست. حضور مستقل طبقه کارگر در این جنبش با
شعارها و اشکال مبارزه مختص و ویژه این طبقه، از جمله اعتصاب عمومی سیاسیست که میتواند، توازن قوا را یکسره به نفع تودههای مردم ایران بر هم زند و همه شرایط عینی و ذهنی برای برپایی قیام تودهای و به گور سپردن جمهوری اسلامی را فراهم سازد. راهی جز این، برای پیروزی قطعی مردم ایران وجود ندارد. http://www.radioshora.org/ .................................................... احضار و بازداشت فریدون نیکوفردوجلیل احمدی روز پنج شنبه 14آبان ماه ساعت 11حراست
شرکت نیشکرهفت تپه آقایان فریدون نیکوفردوجلیل احمدی رااحضارکرد که بعدازمراجعت, نامبردگان توسط نیروی انتظامی بازداشت شده وپس ازآن روانه زندان خواهند شد ,این بازداشت درراستای اجرای حکمیست که برعلیه 5تن ازاعضای هیئت مدیره سندیکا به نامهای فریدون نیکوفرد, علی نجاتی ,جلیل احمدی,قربان علیپور ومحمد حیدری مهر صادرشده است .لازم بذکراست که آنها به شش ماه حبس تعلیقی وشش ماه حبس تعزیری محکوم شده اند. ....................................................
وقتی که یک حکومت با بحرانی همه جانبه رو به رو میگردد، این بحران بر تمام اجزاء دستگاه دولتی، تاثیر میگذارد، کارکردهای آنها را پر تنش و گاه به کلی مختل میسازد. در جمهوری اسلامی، ظاهرا قوای مجریه، مقننه و قضائیه، در دست یک جناح است که بی چون و چرا خود را مطیع و فرمانبردار دیکتاتور بزرگ، ولی فقیه میداند. لذا چنین به نظر میرسد که قاعدتا نباید کشمکش و درگیری شدیدی، میان آنها وجود داشته باشد. اما در شرایطی که جمهوری اسلامی با یک بحران عمیق رو به روست، حتی سلطه انحصاری یک جناح بر
ارگانها و نهادهای دستگاه دولتی نمیتواند مانع از بروز تضادها، اختلافات و کشمکشهای علنی میان این اجزاء دستگاه دولتی باشد. در این هفته، نزاع میان دستگاه اجرایی و مقننه رژیم بار دیگر بر سر حیطه اختیارات هر یک بالا گرفت و به جدال لفظی متقابل اعضای کابینه و مجلسیان، در درون مجلس ارتجاع انجامید. روز سهشنبه این هفته، احمدینژاد و گروهی از همراهانش، بیآن که خبری داده باشند، سراسیمه وارد مجلس شدند. اوضاع متشنج و جلسه مختل شد که چه اتفاقی رخ داده است!! احمدینژاد خطاب به رئیس مجلس، گفت آمدهام صحبت کنم. رئیس مجلس که جا خورده
بود، پاسخ داد: نمیشود. چرا که میبایستی از قبل اعلام میشد تا وقت معینی به آن اختصاص داده شود. آنگونه که ما از حواشی بحثها دریافتیم وی میخواست با این موضعگیری، به زبان بیزبانی به احمدینژاد بفهماند که اینجا طویله نیست که سرت را پایین انداختهای و وارد آن شدهای. البته این نکته محل تردید است که واقعا طویله هست یا نه؟ چون نه رئیس جمهور، رژیم اسلامی شباهتی به روسای جمهور بسیاری از کشورهای دیگر دارد و نه مجلس، شبیه مجالس دیگر است. بگذریم. احمدینژاد هم پایاش را کرد توی یک کفش، که نه خیر! من رئیس جمهورام و هر وقت دلم
خواست میتوانم بیایم و سخنرانی کنم. جدال لفظی بالا گرفت. لاریجانی گفت: "دولت ۵ دقیقه اجازه اظهار نظر دارد." احمدینژاد پاسخ داد: "من بر اساس قانون اساسی به عنوان رئیس جمهور هر وقت بخواهم میتوانم صحبت کنم." لاریجانی مجددا گفت: "طبق قوانین، این درخواست باید کتبا و پیش از طرح موضوع، به مجلس داده شود تا در برنامه قرار گیرد." احمدینژاد، اما ول کن نبود. هیئت رئیسه مجلس هم که دید کم کم دارد اوضاع به هم میریزد و میرود که به یک رسوایی دیگر برای رژیم و ارگانهای آن تبدیل شود، عقبنشینی کرد و به احمدینژاد اجازه داد، خارج از آئیننامه
و قوانین خود مجلس، پشت تریبون قرار گیرد و حرفهایش را بزند. اما اصل دعوا بر سر چیست که کار به این کشمکش و جدال کشید. نزاع بر سر یک صندوق پول صدها تریلیون تومانیست و این که کدام ارگان و نهاد رژیم حاکم بر سرنوشت آن است. احمدینژاد می گوید تمام پولی را که از بابت گران شدن کالاها و حذف یارانهها به دست میآید، باید در صندوقی به نام هدفمند سازی یارانهها گذاشت و کلید آن را هم به وی داد که هر طور صلاح دانست، خرج کند. مجلسیان، اما میگویند، این همه پول را به تنهایی به دست تو نمیدهیم، بلکه این پول باید به خزانه دولت واریز شود و ما تصمیم
بگیریم که چگونه خرج شود. ناگفته نماند که هر دو طرف هم پای مردم را به میان کشیدهاند و میگویند، منافع مردم را مد نظر قرار دادهاند. در هر حال، مجلس با تصویب ماده ١٣، "لایحه هدفمند سازی یارانهها" تشکیل صندوق پیشنهادی احمدینژاد را رد کرد و احمدینژاد آمده بود که جلوی آن را بگیرد. لذا احمدینژاد پس از آن که بالاخره توانست وقتی حدود ٢٠ دقیقه برای سخنرانیاش بگیرد، گفت: "اختیارات دولت در این لایحه نکته مهمیست. چه طور این دولت با بیاختیاری مطلق میتواند زیر بار این کار عظیم برود. ممکن است با اجرای این طرح در بخشهایی از بازار
نابسامانی به وجود آید و دولت باید این انعطاف را داشته باشد که بلافاصله وارد شود. اگر این کار سنگین را به بودجه سالانه ببندید، این کار امکانپذیر نیست." احمدینژاد افزود، حالا اگر صندوق نمیشود، "باید یک حسابی باشد تا دولت بتواند نسبت به آن تصمیم بگیرد." وی سرانجام گفت: "ما در دولت بحث کردیم و تصمیم گرفتیم و این تصمیم را من به رئیس مجلس میدهم، اگر این لایحه در بودجه سالانه برود، ما لایحه را پس میگیریم، اگر نشود معذوریم، چون در حال حرکت به سمت دره هستیم و مجبورم این نامه (منظورش، نامه پس گرفتن لایحه) را تقدیم کنم." در این لحظه صدای
مخالفت با پیشنهاد احمدینژاد از هر سو بلند شد. رئیس مجلس هم گفت: نگرانی دولت را درک میکنیم، اما صندوق ذخیره ارزی و این که چیزی از آن برداشته شود، خلاف قانون است و قبول نداریم. توکلی رئیس مرکز پژوهشهای مجلس گفت: رئیس جمهور بر خلاف قانون سخنرانی کرده و خواستههای نامعقول از مجلس دارد. یک عضو کمیسیون آموزش، احمدینژاد را به التهاب آفرینی متهم کرد و الی آخر. از قرار معلوم، دیکتاتور اعظم هم، رئیس دفترش را فرستاده بود که به نحوی سر و ته قضیه را هم بیاورند که آن هم نشد. بنابراین، حالا همه ماندهاند که بالاخره چه باید کرد. لایحه به
اصطلاح هدفمندسازی وسط زمین و هوا مانده است. ١٧٤ نفری که پیشنهاد احمدینژاد را رد کردند، میگویند، مسئله راه حل قانونی ندارد. پس گرفتن لایحه نه عملیست و نه کاری ساده. پذیرش پیشنهاد دولت هم ممکن نیست، تنها راهی که باقی میماند، فرا قانونیست، دستور رئیس کل آنهاست. حالا همه منتظرند که به بینند خامنهای چه دستوری برای آنها صادر میکند. به این میگویند، یک رژیم دیکتاتوری دینی سر تا پا فرو رفته در بحران. http://www.radioshora.org/ ....................................................
هفته گذشته، خامنهای پامنبریهای خود را به صحنه فرستاد تا از طریق سخنرانیها و مصاحبههایشان، اعلام کنند که وی مخالف مذاکرات و برقراری رابطه رسمی با آمریکا و مخالف توافقات بر سر مسئله هستهای، در کنفرانس ژنو است. در این هفته، اما خود وی به صحنه آمد، تا این اظهارات را تائید کند. لذا وی در جلسهای که به مناسبت ١٣ آبان سازمان داده بود، سخنرانی کرد و آن گروهای درونی هیات حاکمه را که خواستار مذاکره و نزدیکی به آمریکا هستند مورد حمله قرار داد. خامنهای بدون آن که نامی از آنها ببرد، اما
قطعا منظورش گروههای موسوم به اصلاحطلب، و نیز احمدینژاد و گروه وابسته به او بود، آنها را به کودکانی تشبیه کرد که فریب لبخندهای آمریکا را خوردهاند. او پس از آن که گفت: "هر گاه آمریکاییها لبخند ظاهری زدهاند، پس از دقت و بررسی مشخص شده، خنجری نیز در پشت خود مخفی کردهاند" افزود: "اگر مسئولان کشور، با هوش، مجرب، پخته و دل در گرو منافع ملت داشته باشند، فریب این لبخندها را نخواهند خورد." اگر "فریب چنین لبخندهایی را بخورند یا باید سادهلوح و یا غرق در هوی و هوس باشند که بخواهند با دشمن سازش کنند." وی سپس غیر مستقیم مذاکرات و
توافقات ژنو را نیز نفی کرد و گفت: "آمریکاییها از یک طرف صحبت از مذاکره میکنند، اما از طرف دیگر به تهدیدهای خود ادامه میدهند و میگویند مذاکره باید به نتیجه مورد نظر ما برسد و اگر نرسد، فلان کار را خواهیم کرد." این اظهارات خامنهای البته در وهله نخست، تمام تلاش احمدینژاد را برای کنار آمدن با دولت آمریکا، مختومه اعلام کرد و در عین حال تلاشهای هیئت اعزامی وی را به ژنو برای حصول به نوعی توافق خنثا و بیاثر کرد. آنهایی هم که تا کنون نفهمیده بودند امثال احمدینژاد در جمهوری اسلامی کارهای نیستند و جز مجریان ولیفقیه نیستند،
آنها هم فهمیدند که در ایران تنها یک نفر است که در مورد تمام مسایل مهم کشور تصمیم میگیرد و آن را به دیگران دیکته میکند. خامنهای اما در رأس یک دولت دینی اسلامی قرار گرفته که وظیفه خود را توسعه اسلامگرایی، حمایت از گروهها و دولتهای دینی و تلاش برای استقرار دولتهایی از نمونه خود، لااقل در منطقه خاورمیانه قرار داده است. لذا تلاش برای کسب هژمونی و برتری منطقهای و لاجرم توسعهطلبی جزء ذاتی سیاست خارجی آن است. از اینرو به ناگزیر با قدرتهای هژمونیطلب و توسعهطلب دیگر در تضاد و کشمکش دائم قرار میگیرد، یک چنین دولتی نه
فقط برای توجیه سیاستهای ارتجاعی داخلی خود و مقابله با نارضایتی و اعتراض مردم، به یک دشمن دائمی نیاز دارد، بلکه به خاطر گسترش نفوذ خود در میان تودههای مردم منطقه که شدیدا با امپریالیسم آمریکا و سیاستهای توسعهطلبانه و جنگطلبانه آن در خاورمیانه مخالفاند، دوچندان، نیازمند چنین دشمنی است. از اینروست که خامنهای به عنوان نماینده واقعی این دولت، مخالفت شدید خود را حتا با مذاکراتی که اخیرا میان نمایندگان احمدینژاد و دولت آمریکا صورت گرفت ابراز میدارد. اما این همه، مانع از آن نمیگردد که دولت آمریکا پی در پی پیامهای
صمیمانه فدایت شوم به جمهوری اسلامی و سران مرتجع آن بفرستد. چرا که اولا- دولت آمریکا تضاد لاینحلی میان خود و جمهوری اسلامی به عنوان یک دولت مذهبی نمیبیند، همانگونه که در مورد دولتهایی مثل عربستان سعودی چنین است. ثانیا- یک قدرت رو به زوال اقتصادی، سیاسی و نظامیست و این را به خوبی در عراق و افغانستان نشان داده است. لذا جای تعجب نبود که در پی سخنرانی خامنهای، رئیس جمهور آمریکا بار دیگر پیام مودت و دوستی برای سران جمهوری اسلامی بفرستد و "خواستار برقراری روابط با جمهوری اسلامی" و احترام به آن گردد. این هم درس دیگریست برای
آنهایی که از روی ناآگاهی تصورات دیگری در مورد دولت آمریکا دارند. http://www.radioshora.org/ .................................................... مديران مدارس حقوق كودكان را بهرسميت نميشناسند ایلنا: عضو هيات مديره انجمن حمايت از حقوق كودكان ايران گفت: متاسفانه در حال حاضر تمام مدارس كشور كودكان را در مدارس با حق و حقوق خود آشنا نميكند و هيچ فوقبرنامهاي در اين زمينه ندارند. طاهره پژوهش در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، تاكيد كرد: آموزش حقوق
كودك و آشنايي كودكان با حق و حقوقشان بايد در صدر تمام آموزشها قرار گيرد. او با بيان اينكه در سر و سامان دادن به فرهنگ جامعه در اين زمينه دچار مشكلات اساسي هستيم افزود: در حال حاضر هيچ يك از انجمنهايي كه در زمينه حق و حقوق كودكان فعال هستند، اجازه ندارند كه وارد مدارس شده و حتي پيشنهادات كارشناسي خود را ارائه دهند. عضو هيات مديره انجمن حمايت از حقوق كودكان ادامه داد: اگر كودكان با بسياري از حق و حقوق خود آشنا شوند توانايي نه گفتن به بسياري از مسائل از جمله سيگار، مواد مخدر، مقابله با خشونت و قلدري را ياد ميگيرند. به گفته
پژوهش وقتي دولت در سال 73 پيماننامه حقوق كودك را پذيرفته، وظيفه دارد تا كودكان و نوجوانان ايراني و حتي تمام مردم را با حق و حقوق خود آشنا سازند. او با انتقاد از سيستم بسته حاكم بر مدارس عنوان كرد: در حال حاضر مديران مدارس آشنا كردن كودكان و نوجوانان به حق و حقوقشان را به رسميت نشناخته و منافع عالي كودك را مد نظر قرار نميدهند به اين ترتيب تبعيضهاي گونان از محلي به نام خانواده و سپس مدارس شروع ميشود. .................................................... از اين پس نهاد دولتي برخوردكننده با كودكان، به مردم معرفي ميشود
ایلنا: مديركل بهزيستي استان تهران گفت:تاكنون تمام اقداماتي كه در زمينه ساماندهي كودكان خياباني صورت گرفته قصوراتي داشته كه طي مكاتباتي با برخي از دستگاهها اعلام كرديم كه اگر آن دستگاه فوق بر اساس دستورات بهزيستي عمل نكند بسياري از مشكلات موجود، عدم همكاريها و نام متخلفان در اين زمينه را به اطلاع عموم مردم و رسانهها ميرساند. ظاهر رستمي مديركل بهزيستي استان تهران در گفتوگو با خبرنگار ايلنا از امضاي يك تفاهمنامه با شهرداري تهران تا پايان هفته جاري خبر داد و تاكيد كرد:مطابق با اين تفاهمنامه، كه در مورد كودكان خيابان
بوده شهرداري تهران موظف به جمعآوري كودكان و بهزيستي مسئول ساماندهي كودكان خياباني است. او افزود: طبق تصويبنامه هيات وزيران نيز ، دادگستري، اداره كار و امور اجتماعي، خدمات درماني و وزارت بهداشت در كار جمعآوري و ساماندهي كودكان كار و خيابان بايد با بهزيستي همكاري كنند. مديركل بهزيستي استان تهران در پاسخ به سئوال خبرنگار ايلنا مبني بر آنكه كار جمعآوري و ساماندهي كودكان خياباني در گذشته هم صورت گرفته و اين عمليات موفقيتآميز نبوده تصريح كرد: تاكنون تمام اقداماتي كه در زمينه ساماندهي كودكان خيابان صورت گرفته به دليل نقص
مقررات به طور كامل انجام نشده و در اين زمينه قصوراتي شده است. رستمي ادامه داد: مكاتباتي با برخي از دستگاهها انجام داديم و در آن مكاتبه نام يكي از دستگاههاي دولتي را كه در اين زمينه تخلف داشته مطرح و اعلام كرديم كه اگر بر اساس دستورات بهزيستي عمل نكنند بسياري از مشكلات موجود ، عدم همكاري در اين زمينه و نام خطا كننده را به اطلاع عموم مردم و رسانهها ميرسانيم . او افزود: در اين مكاتبه به دستگاهي كه به روشني قصوراتي را داشته اخطار داديم كه اگر به وظيفهاش عمل نكند موضوع با جديت بيشتري پيگيري مي شود . مديركل بهزيستي استان
تهران با بيان اينكه اقدامات مربوط به ساماندهي كودكان خياباني با پاسكاري مسئولان مرتفع نميشوند، تصريح كرد: مسئولان اجرايي استانها بايد صادقانه دور يك ميز جمع شده و دستگاههاي خود را مبرا از تخلف ندانند و تا زماني كه مسئولان و دستگاهها تخلفات را به گردن ديگران مياندازند كودكان كار ساماندهي نميشوند. .................................................... فضای متشنج دیدار لاریجانی با معاون رییس جمهور عراق متهم شدن ایران به تحریک فرقه گرایی العربیه : طارق الهاشمی معاون سنی رییس جمهور عراق، فضای دیدار خود با علی
لاریجانی رییس مجلس شورای ایران را که شامگاه پنجشنبه 5-11-2009 صورت گرفت، متشنج و آزار دهنده توصیف کرد. طارق هاشمی با اعلام این خبر به خبرگزاری مستقل "اصوات العراق" گفت من از لاریجانی خواستم توضیحاتی درباره سیاست های کشورش در قبال عراق ارائه کند، از جمله در خصوص بستن 42 رودخانه ایی که از ایران به عراق سرازیر می شوند، تعرضات ایران به میدان های نفتی مشترک وهمچنین آب های منطقه ای عراق که منجر به کمبود شدید آب شط العرب شده است. هاشمی در این مصاحبه افزود، اسناد وگزارشهای دولتی در این موارد را به لاریجانی ارائه نموده است اما وی همه این مدارک
را رد کرده است. طارق هاشمی در ادامه گفت :"من به لاریجانی گفتم سیاست های مداخله جویانه ایران در امور داخلی عراق از جمله دخالت این کشور در مسائل امنیتی وسیاسی عراق موجب شده است تا بسیاری از عراقی هایی که قبلا خواهان عادی سازی روابط با ایران بودند، موضع خود را تغییر دهند." تحریک فرقه گرایی از سوی دیگر یکی از نمایندگان پارلمان عراق، ایران را به ایجاد تشکلهای فرقه ای در کشورش متهم کرد. فلاح زیدان نماینده جبهه گفتگوی ملی عراق در گفتگو با رادیو سوا، ایران را به تلاش برای یکپارچه کردن احزاب و گروههای شیعه عراق در یک فهرست انتخاباتی
واحد فرقه ای متهم کرد. وی افزود ایران بطور آشکار در امور داخلی عراق مداخله می کند و می خواهد همچون سال 2005 با ایجاد تشکلهای فرقه ای در عراق ما را به پله اول بازگرداند و ما در جبهه گفتگوی ملی قاطعانه با این مداخله مخالفیم. این اتهامات همزمان با دیدار علی لاریجانی رییس پارلمان ایران وهیات همراه وی از عراق و دیدار آنها از پارلمان این کشور و مقر احزاب و تشکلهای عراقی صورت می گیرد. از سوی دیگر نمایندگان ائتلاف شیعی عراق در پارلمان این کشور این اتهامات را بی پایه و اساس قلمداد کرده و آنها را به شدت رد
کردند. .................................................... رئيس كانون معلولين توانا در گفتوگو با دولت از عمل به كنوانسيون حقوق معلولان خودداري ميكند ايلنا: تنها 15 درصد از قانون جامع حمايت از معلولان اجرا شده است/ قوانين عملا بياستفاده مانده است و مسئولان آن را پشت گوش مياندازند. رئيس كانون معلولين توانا گفت: حال كه پنج سال از امضاي قانون جامع حمايت از معلولان سپري ميشود تنها 15درصد از اين قانون در كشور عملي شده است. سيد محمد موسوي در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، با اشاره به پيماننامه حمايت از حقوق معلولان،
تاكيد كرد: برايآنكه سازمان ملل دولتهاي همپيمان را موظف به رعايت حقوق معلولان كند، پيماننامهاي مطرح كرد اما دولت همچنان تا پايان سال 87 آن را امضا نكرده بود كه مجلس لزوم امضاي آن ازسوي دولت را به تصويب رساند، اما با وجود آنكه اين مصوبه به امضاي دولت رسيد، اما دولت به مفاد اين كنوانسيون بياعتنا بوده و باوجود پذيرش، از عمل به آن خودداري ميكند. رئيس كانون معلولين توانا در اين ارتباط گفت: مطابق با اين پيماننامه و قوانين آن به دولتها از جمله دولت ايران پيشنهاد ميشود، بايد براي پيگيري حقوق معلولان، قشر معلول نيز دخيل
بوده و در اين زمينه با دولت همكاري كنند تا به اين وسيله واقعيتها به گوش مسئولان رسيده و طرحها پيگيري شود، اما دولت خود را نسبت به اين الزامات موظف ندانسته و قشر معلول در دولت و مجلس هيچ حامياي ندارد. موسوي ادامه داد: در حال حاضر با اينكه پنج سال از تصويب قانون جامع حمايت از معلولان و پيوستن ايران به اين كنوانسيون جهاني ميگذرد، اما تنها 15درصد از اين قوانين اجرايي شده است. او با اعلام اينكه جامعه معلول حق دارند كه از فرصتهاي برابر در ميان ساير افراد جامعه برخوردار باشند، عنوان كرد: بحث اصلي ما و ساير انجمنهاي حمايتي از
معلولان، عمل به قوانين و اجرا شدن آن است و اگرچه قانوني براي الزام به حمايت از معلولان وجود دارد اما اين قوانين عملا بياستفاده مانده است و مسئولان آن را پشت گوش مياندازند. رئيس كانون معلولين توانا افزود: خواهان تغيير نگرشها در جامعه نسبت به جامعه معلول هستيم و معتقديم جامعه ما نگرش صحيحي به جامعه معلول ندارند. .................................................... مدیر کل دفتر سرمایهگذاریهای خارجی خبر داد: سرمايه گذاري112ميليون دلاري يك شركت اروپايي در ايران ثبت ارزش خدمات ارائه شده توسط سرمایهگذار اروپایی در
طرح هرمزال، اصلاح مجوز شرکت اروپایی در طرح تولید خمیر مایه و همچنین درخواست سرمایهگذاری شرکت اروپایی برای آغاز فاز مطالعاتی طرح قطار سریع السیر تهران –مشهد است. ایلنا: مدیر کل دفتر سرمایهگذاریهای خارجی از تصويب درخواست سرمایهگذاری خارجی شرکت اروپایی به منظور تولید مقوای چندلایه با سرمایه ورودی112میلیون دلار خبرداد. به گزارش ايلنا به نقل از روابط عمومی سازمان سرمایهگذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران، سامان قاسمی اظهار داشت: این طرح در جلسه هیات سرمایهگذاری خارجی که در محل سازمان سرمایهگذاری و کمکهای
اقتصادی و فنی ایران برگزار شد، به تصویب رسید. وي افزود: از طرحهای دیگر مصوب این جلسه، درخواست سرمایهگذاری شرکتهای اروپایی در طرح احداث مجموعه تجاری و توریستی و تولید قطعات صنعتی خودرو و همچنین شرکتهای آسیایی برای ارائه خدمات فنی و مهندسی در پروژههای ساختمانی و تولید مخازن و لولههای GRP نیز به تصویب رسید. مدیر کل دفتر سرمایهگذاریهای خارجی، در ادامه با اشاره به اصلاحیه مجوز سرمایهگذاری شرکتهای آسیایی در زمینه تولید قوطی و آبمیوه خاطر نشان کرد: در این نشست مجوز انتقال سود شرکتهای اروپایی در طرح تولید لولههای
خرطومی فشار قوی و لولههای پلاستیکی مطرح شد، که با آن موافقت شد. وی با بیان اینکه تمدید اعتبار مجوز سرمایهگذاری خارجی سرمایهگذار آسیایی در طرح تولید انواع گل و گیاه زینتی و میوه دار نیز مورد تصویب قرار گرفت، اضافه کرد: ثبت ارزش خدمات ارائه شده توسط سرمایهگذار اروپایی در طرح هرمزال، اصلاح مجوز شرکت اروپایی در طرح تولید خمیر مایه و همچنین درخواست سرمایهگذاری شرکت اروپایی برای آغاز فاز مطالعاتی طرح قطار سریع السیر تهران –مشهد از دیگر مصوبات این نشست بود. .................................................... رکود تورمی در
انتظار شهروندان ايرانی روزنامه اعتماد: جبهه مشارکت با صدور بيانيه يي نسبت به وضعيت اقتصاد ايران که منجر به افزايش رکود تورمي مي شود، هشدار داد. به گزارش نوروز، جبهه مشارکت با اشاره به اينکه نتيجه تداوم سياست هاي اقتصادي دولت آثار زيانباري را متوجه شهروندان خواهد کرد، تصريح کرد؛ انتشار گزارش نماگرهاي اقتصادي سه ماهه چهارم سال 87 بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران امکان ارزيابي عملکرد اقتصادي کشور را در اين سال براي اهل نظر فراهم آورده است. آمار و ارقام منتشره حاکي از وضعيت ناگوار اداره اقتصاد ايران توسط دولت نهم است. اين
گزارش نشان مي دهد اقتصاد ايران به رغم برخورداري از درآمد 8/81 ميليارد دلاري حاصل از صادرات نفت و گاز، 7/18 ميليارد دلار صادرات غيرنفتي و واردات 5/68 ميليارد دلاري، نرخ رشد اقتصادي اش در شش ماهه اول سال 87 برابر 8/2 درصد (يکي از پايين ترين نرخ هاي رشد در دهه اخير) بوده است و به احتمال قوي در کل اين سال نيز همين حدود خواهد بود. نرخ تورم در سال 87 برابر 4/25 درصد و نرخ بيکاري4/10 درصد اعلام شده است که حاکي از دامن گير شدن وضعيت «رکود تورمي» در اقتصاد ايران است و هرچند جاي ارقام مربوط به تشکيل سرمايه ثابت ناخالص به تفکيک بخش خصوصي و دولتي در اين گزارش
خالي است اما نرخ رشد کل سرمايه گذاري در شش ماهه اول سال 87 رقم 9 درصد را نشان مي دهد که عدم تناسب آن را با ظرفيت و توانمندي هاي اقتصاد ايران و پاسخگويي به نيازهاي موجود جامعه به لحاظ اشتغال و توليد و درآمد روشن است. اينک بايد از مسوولان اجرايي پرسيد که چرا اقتصاد ايران در سال چهارم اوج درآمد نفتي اش و به رغم برخورداري از حدود 300 ميليارد دلار در اين چهار سال به چنين وضعي گرفتار آمده است؟ هدفمند کردن يارانه ها؛ جناح حاکم پس از در اختيار گرفتن مجلس هفتم و دولت نهم که با شعار «تثبيت قيمت ها» قانون برنامه چهارم توسعه را به چالش کشيده و سياست
هاي اصلاح اقتصادي دولت خاتمي را زير سوال برد، با گذشت زمان و در مواجهه با واقعيت هاي اقتصادي کشور در ميانه راه با تبليغات فراوان به ارائه طرح «هدفمند کردن يارانه ها»،که محتواي اصلي اش «آزادسازي قيمت حامل هاي انرژي» است، پرداخت اما به دلايل شرايط محيطي و در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري تصويب لايحه دولت در اين باره تا مهرماه سال جاري در مجلس به تاخير افتاد و هم اکنون با قانوني شدن اين طرح به نظر مي رسد جناح حاکم در پي اجراي آن باشد. با توجه به مجموع شرايط کنوني مي توان گفت اجراي اين طرح که در شرايط مطلوب مي توانست راهگشاي اقتصاد
ايران به سوي افق هاي تازه باشد، به لحاظ زمان، مجريان و بستر اجرايي در بدترين شرايط ممکن قرار دارد. .................................................... با فقر نمى توان كشور را اداره كرد روزنامه ابرار: آيت الله جوادى آملى گفت: اگر اقتصاد مملكت آسيب ببيند دين نيز در جامعه دچار آسيب خواهد شد. به گزارش خبرگزارى مهر، آيت الله عبدالله جوادى آملى ظهر پنج شنبه در ديدار رئيس سازمان امور مالياتى كشور افزود:فرهنگ مردم را اعتقاد آنان مى سازد و نگهبان اعتقاد مردم، اقتصاد است،توقع نداشته باشيد كه همه مثل سلمان و اباذر و كسانى كه در شعب ابى
طالب (ع) بودند، باشند. وى با بيان اينكه كسانى كه از سلطنت شكم بيرون نيامده اند هرگز نمى توانند با استكبار مبارزه كنند، ادامه دادند: به بركت رهبرى امام (ره) و خونهاى پاك شهدا، اعتقاد جاى اقتصاد را در ميان مردم گرفت، اما اگر خداى نكرده مردم فشار اقتصادى ببينند، در ديندارى آنان مشكل ايجادمى شود. آيت الله جوادى آملى اظهار داشت: با آرزو و آرمان و توقع نمى شود كشور را اداره كرد، اگر مى خواهيم كشور را اداره كنيم بايد ديد در چه فضا و فازى زندگى مى كنيم و در اين ميان كسى كه زمان و زمينش را نشناسد، مدير نيست. وى با بيان اينكه با فقر نيز نمى شود
كشور را اداره كرد، تصريح كرد: اين سفرهاى استانى دولت بركات فراوانى از قبيل درك درد مردم دارد و اين غير از آن است كه پشت ميز بنشينند و ماليات بخواهند بايد ديد چه خدمتى داده ايم و توليد چگونه بوده است. وى در ادامه افزود: اگر كسى سنگى به بدنش بخورد و احساس درد نكند معلوم است كه يا خواب است يا حسى نسبت به درد ندارد، حال اگر چند كارگر را اخراج كردند، ما نيز بايد اين درد را حس كنيم. آيت الله جوادى آملى بابيان اينكه اين كپر نشينيان و كارگران پاره تن ما هستند، اظهار داشتند: بعضى از كارگران كه حقوقى كمتر از ۳۰۰ هزار تومان داشته اند اخراج شده اند
و اينها توان پرداخت اقساط وام هاى دريافتى را ندارد، چگونه مى توانند، ماليات بدهند؟ وى در بخش ديگرى از سخنان خود با بيان اينكه بين درآمد و سرمايه بايد يك فرق جوهرى قائل شد، اظهار داشت: اگر كاسبى درآمدى كسب مى كند و بر اساس همان درآمد هزينه مى نمايد، روزى از سرمايه جهت تأمين زندگى هزينه كند، اين آغاز ورشكستگى اوست. وى افزود: سرمايه عظيمى به نام نفت در داخل كشور است، اگر روزى به جايى برسيم كه نفت بفروشيم و كشور را اداره كنيم، ورشكست مى شويم كه در اين صورت نسل بعد همه نفرين ها را متوجه ما مى كند كه چرا شما سرمايه را فروختيد، مگر آدم عاقل
نفت مى فروشد تا كشور را اداره كند. آيت الله جوادى آملى با بيان اينكه با نفت به عنوان سرمايه نمى شود كشور را اداره كرد، اظهار داشت: يك وقت نفت فروخته مى شود تا كارخانه ايجاد يا سدى ساخته و انرژى توليد شود، اين تبديل سرمايه به سرمايه است، اما اگر نفت فروخته شود و در قبال آن برنج و موز و ... وارد شود، اين تبديل سرمايه به درآمد است. وى با بيان اينكه يك كشور اسلامى تفكر اقتصادى اش هم اسلامى خواهد بود، گفت: براساس روايتى از امام على (ع) ملتى كه خاك و آب به اندازه كافى دارد اگر بخواهد مواد غذايى وارد كند خدا او را از رحمت دور كرده است. استاد درس
خارج حوزه افزود: آدم عاقلى كه سرمايه اى مثل خاك و آب دارد اگر از كشور ديگر مواد غذايى وارد كند، معلوم مى شود بى عرضه است. آيت الله جوادى آملى با بيان اينكه به اندازه كافى آب و خاك داريم، اما مديريت مى خواهد، اظهار داشت: جهنم فقط براى آدم شرابخوار نيست براى آدم بى عرضه هم هست. وى در ادامه خطاب به رئيس سازمان امور مالياتى كشور گفت: برويد واردات و صادرات را در گمرگ ها مقايسه كنيد، شناسنامه ما در گمرگ است اينكه ما از صادرات خبر مى دهيم، اما از واردات هيچ نمى گوييم، كار درستى نيست. وى با تأكيد بر پيروى عملى از سيره اهل بيت (ع) خاطرنشان كرد:
ممكن است در روز شهادت امام على (ع) لباس مشكى هم بپوشيم ولى على بن ابى طالب (ع) را بايد در نهج البلاغه و نظام اقتصاديش جستجو كرد در اين صورت پيرو عملى آن حضرت هستيم. آيت الله جوادى آملى در بخش ديگرى از سخنان خود اظهار داشت: ممكن است بخشى در اثر حجب و انفعال طبيعى و حيا و قناعت كپر نشينى را امضا كنند، اما خداوند اين را امضا نمى كند. وى با بيان اينكه سفرهاى استانى از بركات نظام است،گفتند: وظيفه ما اين است كه سرى به اين مناطق بزنيم تا از نزديك مشكلات را لمس كنيم، چون هنوز كم نيستند عزيزانى كه شهيد داده اند، اما كپر نشينند. آيت الله جوادى آملى
در بخش ديگرى از سخنان خود به اهميت ماليات در اداره كشور اشاره كرده و گفت: كشور را ماليات اداره مى كند، سازمان امور مالياتى سهم تعيين كننده اى در اداره مملكت دارد، آن كسانى كه دارند مملكت را مى گردانند بايد با شما در پرداخت تسهيلات بانكى، سركشى به مراكز توليدى، جلوگيرى از واردات و تكميل صادرات هماهنگ عمل كنند. در ابتداى اين ديدار، على عسكرى، رئيس سازمان امور مالياتى كشور به ارائه گزارشى از وضعيت درآمدهاى مالياتى كشور پرداخت و گفت: فقط هشت درصد از درآمد ناخالص ملى از محل درآمدهاى مالياتى است. .................................................... افزايش قيمت تخم مرغ، قند و شکر در تهران روزنامه ابتکار: علي رغم ابراز ترديد معاون وزير بازرگاني، قيمت تخم مرغ و قند و شکر در شهر تهران با افزايش 20تا 30 درصدي همراه بوده است.طي ماه گذشته قيمت تخم مرغ با افزايش 30 درصدي از هر عدد 100 تومان به 130 تومان افزايش يافت و اين در حاليست که محمدعلي ضيغمي معاون وزير بازرگاني در پاسخ به سوالي در خصوص برخي گزارشها مبني بر افزايش قيمت 20 درصدي در برخي کالاها به دليل انتظار تورمي طرح هدفمند کردن يارانه ها مي گويد: " طبق بانک اطلاعات قيمتي که ما داريم اين 20 درصد را تاييد نمي کنيم، ضمن
اينکه آمار قيمت و افزايش آن به بانک اطلاعات قيمت به صورت کشوري اعلام مي شود، يعني شايد در شهر تهران شاهد افزايش قيمت کالاي خاصي باشيم ولي اين بدان معنا نيست که اين کالا در کل کشور گران شده است چرا که کل ايران تهران نيست و حتي آمار تورم هم که توسط بانک مرکزي اعلام مي شود به صورت کشوري است و طبق اعلام رسمي روند تورم کاهشي است." اما با تمام اين تفاسير کارشناسان سازمان حمايت افزايش 14 درصدي قيمت تخم مرغ نسبت به ارديبهشت ماه سال جاري را تاييد مي کنند. بنابر گزارش فارس، قيمت شکر بسته بندي شده 900 گرمي با افزايش 30 تا 35 درصدي به هر بسته هزار تومان
رسيده است در حاليکه در يک ماه گذشته اين کالاي استراتژيک به قيمت هر کيلوگرم 650تومان عرضه مي شد. در حال حاظر قيمت هر کيلوگرم قند شکسته با 20درصد افزايش به هزار و200 تومان رسيده است. .................................................... مواد مخدر کشنده کراک فقط در ایران توزیع می شود روزنامه خراسان: رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا گفت: کراک فقط در ایران توزیع می شود همچنین مدیر کل امور اجرایی ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری گفت: تریاک رتبه نخست مصرف موادمخدر توسط معتادان کشور را دارد. مسعود زاهدیان در گفتگو با خبرنگار مهر در
شهرکرد اظهار داشت: گرایش اقشار جامعه به خصوص جوانان برای مصرف مواد مخدر صنعتی از قبیل، شیشه، کراک، کریستال و... زنگ خطری برای کشور است. وی افزود: در حال حاضر بالاترین مصرف مواد مخدر تریاک، کراک وشیشه به دلیل سهولت در مصرف و قیمت پایین تر، مواد مخدر مصرفی بعدی در کشور است. زاهدیان به گرایش مصرف مواد مخدر صنعتی در کشور اشاره کرد و عنوان کرد: علت اصلی استفاده از این مواد تبلیغات سوء شبکه های قاچاق در مورد تاثیر مصرف این مواد بر روی شادابی، جوان ماندن، لاغری و ... است. وی با بیان اینکه مصرف مواد مخدر صنعتی از قبیل شیشه، قرص های اکستازی، مواد
نیروزای بدن سازی و ... بخشی از موادی هستند که اثرات مخدری و روانگردانی دارند و قاچاقچیان مواد مخدر این را کذب می دانند، خاطر نشان کرد: اطلاعات علمی و پژوهشهای ما نشان داده اثرات مواد مصرفی صنعتی بعد از یک مدت مخرب ترین تاثیرات رابرای فرد به دنبال دارد. کراک فقط در ایران توزیع می شود همچنین به گزارش واحد مرکزی خبر سرتیپ حسین آبادی افزود: در نشست هایی که با رؤسای پلیس مبارزه با مواد مخدر کشورهای مختلف داشتیم ، آن ها از وجود کراک ابراز بی اطلاعی می کردند . وی با بیان این که ماده مخدر کراک از مرزهای شرقی به ویژه از افغانستان وارد
ایران می شود، گفت: آمار نشان می دهد معتادان به تریاک نیز به مصرف کراک روی آورده اند. رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا گفت: امسال حدود 9 تن ماده مخدر کراک در کشور کشف شده است.حسین آبادی گفت: این ماده مخدر پارسال در 20 استان کشور پیدا می شد اما امسال در همه استان ها وجود دارد . رئیس پلیس مبارزه با موادمخدر ناجا با اشاره به آثار مخرب موادمخدر و به ویژه کراک گفت: قاچاق ماده مخدر کراک به کشور با توطئه دشمنان صورت می گیرد و همه به ویژه خانواده ها باید مراقب باشند. .................................................... از بربری ٦٠٠ تومانی تا سنگك ٢
هزار تومانی ایسنا: پس از اعلام نرخهاي جديد نانهاي سنتي، هرچند افزايشي در قيمت اين نانها لحاظ شد اما شواهد نشان ميدهد اين افزايش بيش از ميزان اعلام شده است. در اين شرايط در حالي كه مثلا نان سنتي سنگك در برخي نقاط تهران تا قيمت دو هزار تومان هم به دست مردم ميرسد، هنوز خبري از برخورد قاطع با متخلفان نيست و يك مقام مسئول وزارت بازرگاني نيز اعلام كرده كه پس از اعلام نرخ نهايي اين نانها توسط كارشناسان در حوزههاي تخصصي، با افزايش قيمت خارج از عرف كارشناسي برخورد خواهد شد. روزگاري شايد وجود نان به جاي برنج بر سر
سفرهها باعث كسر شان خانواده ميزبان در مقابل ميهمان بود. آن زمان تصور خيليها اين بود كه برنج براي خانوادههاي با وضعيت معيشتي بهتر است و تنها نانهاي سنتي با قيمتهاي ارزانشان ميتوانستند سفرههاي خانوادههاي با بضاعت كمتر را پر كنند. اما اين روزها ديگر شرايط فرق كرده، ديگر نان دو هزار توماني در مقابل برنجهاي با قيمت كمتر از دو هزار تومان به دست مردم ميرسد و انگار ديگر وجود نان بر سر سفرهها نشان از وضعيت معيشت مناسب خانوادهها دارد! البته اگر نان آنقدر كيفيت داشته باشد كه بتواند خود مانند يك وعده غذايي عمل كند و
يا حتي ديگر اضافات و دور ريز نداشته باشد خريد با قيمت بالا را ميتوان توجيه كرد اما اگر قيمت بالا برود ولي كيفيت همان باشد چه خواهد شد؟ از سه نوع نان سنتي بربري، سنگك و لواش، براي دو نوع آن مدتي پيش نرخهاي جديدي اعلام شد كه با وجود اين، مشاهدات در سطح شهر تهران نشان ميدهد اين افزايش خيلي بيشتر از آنچه اعلام شده است. اعلام اين نرخها نيز به گفته خيلي از مقامات وزارت بازرگاني برعهده استانداري تهران است كه البته استانداري نيز چند روز قبل اين كار را انجام و نرخهاي جديدي را اعلام كرد. به گفته معاون برنامهريزي استانداري
تهران كه خبر از افزايش قيمت 50 درصدي نان لواش ميداد، در بخش نان سنگك نه تنها افزايش قيمتي نداشته بلكه حتي قيمت آن كاهش نيز داشته است. وي در اين مورد اعلام كرده بود: «نان سنگك از 450 تا 500 گرم به 800 گرم افزايش يافته ولي قيمت آن از 200 تومان به 175 تومان كاهش يافته است.» كيارشي همچنين در مورد نانواييهاي آزادپز اعلام كرده بود: «اين نانواييها با آرد آزاد و غير يارانهاي به قيمت 400 تومان و با قيمت آزاد به متقاضياني كه مايلند نان را با كيفيت برتري دريافت كنند عرضه ميكند.» با وجود اين، در همان گفتههاي او عنوان شده كه نان سنگك در
نانواييهاي آزادپز در شهر تهران 500 تومان به مردم عرضه ميشود. اين سخنان او بيان كننده اين است كه قيمت هر نان سنگك با آرد يارانهاي بايد 175 تومان و با آرد آزاد 400 يا 500 تومان باشد اما آيا واقعا در سطح شهر قيمتها همين است؟ نان سنگك در مناطقي مانند شهرك غرب دو هزار تومان، پاسداران(اطراف ميدان هروي) هزار تومان و سعادت آباد 700 تومان است كه به طور قطع نشاندهنده تخلف در برخي نانواييهاي آزادپز است. اما اين تخلف تنها در اين نانواييها نيست، بلكه در نانواييهاي با آرد يارانهاي نيز به چشم ميخورد. در برخي از اين نانواييها كه قبل
از اين نان سنگك با قيمت 200 تومان عرضه ميشد با اعلام نرخ جديد، ديگر اين قيمت كاهش نيافته است. نانواييهايي در خيابانهاي وليعصر(بالاتر از چهارراه مختاري)، شريعتي(خيابان مروي) و حوالي انقلاب از جمله اين نانواييها هستند. جداي از اين، نانواييهايي در اطراف خيابان پيروزي و شهرك اميد نيز قيمت نان سنگك با آرد يارانهاي را افزايش داده و با قيمت به ترتيب 250 و 350 تومان عرضه ميكنند. البته در نانوايي در بيست متري جواديه نيز اين نان سنگك با كيفيتي كمي پايينتر با قيمت 150 تومان به دست مردم ميرسد. در بخش نان لواش نيز كه معاون
استانداري تهران اعلام كرده بود، در قبال افزايش 80 درصدي كيفيت اين نان50 درصد بر قيمت آن افزوده شده و از 20 تومان به 30 تومان رسيده، وضعيت حداقل از نان سنگك بهتر است. نان لواش در ابتداي كارگر جنوبي، 20 متري جواديه، خيابان شريعتي، سعادتآباد و شهرك اميد با همان نرخ اعلام شده 30 تومان به دست مردم ميرسد. البته تخلفهايي هم در دو نانوايي يكي در اطراف سه راه ضرابخانه و ديگري در محله عبدلآباد صورت ميگيرد كه در اولي 35 و در ديگري33 تومان به فروش ميرسد. نان بربري نيز تنها نان سنتي است كه معاون استانداري تهران خبري در مورد قيمت آن نداد و
از مشاهدات در سطح شهر نيز نميتوان به قيمت واحدي در مورد آن رسيد. نان بربري در چهار راه مختاري، خيابانهاي آذربايجان و شريعتي و محله عبدلآباد با قيمت150 تومان و در نهرفيروزآباد جواديه و پاسداران200 تومان، سعادتآباد250 تومان، شهرك غرب 300 تومان، شهرك اميد 500 تومان و اطراف ميدان كتابي 600 تومان به دست مردم ميرسد. اين مسئله قيمت نانهاي سنتي و بهخصوص عرضه نان سنگك دو هزار توماني بحثي است كه در نشست اخير معاون وزير بازرگاني (رييس سازمان حمايت مصرفكنندگان و توليدكنندگان) از سوي خبرنگاران مطرح شد و معاون وزير معاون بازرسي و
رسيدگي به تخلفات سازمان حمايت مصرفكنندگان و توليدكنندگان را مامور پيگيري اين امر كرد. جواد تقوي، در اين مورد گفت: «هرچند دوستان قيمتها را اعلام كردند اما اين قيمتها بر مبناي آرد مصرفي، وزن نان و اضافاتي كه به آن ميشود، است.» معاون سازمان حمايت مصرفكنندگان و توليدكنندگان ادامه داد: «آنچه ما و كارشناسان از منظر نظارتي برعهده داريم اين است كه آن آناليز را بازنگري كنيم و اگر جايي از اين آناليز دچار اشكال و افزايش قيمت خارج از عرف كارشناسي است با آن برخورد شود.» تقوي تصريح كرد: «اين براي هم نان سنتي يارانهاي و هم نان
غيريارانهاي حادث خواهد شد.» به گفته معاون سازمان حمايت مصرفكنندگان و توليدكنندگان در واقع جايگاه نظارتي اين سازمان اين است كه قيمتها را كنترل كند و اگر تخلفي را مشاهده كرد با آن برخورد شود. وي در پايان يادآور شد: «هماكنون در حوزه كارشناسي و در حوزههاي تخصصي اين كار كارشناسي را انجام ميدهند و بزودي حتما نرخ نهايي را اعلام ميكنند.» اين سخنان نيز به منزله آن است كه هرگونه برخورد با گرانفروشي توسط مسئولان وزارت بازرگاني در نانهاي سنتي كه ديگر دو هفتهاي از زمان اعلام رسمي اين افزايش و به تبع آن شروع افزايشهاي
بيشتر از نرخ اعلام شده ميگذرد در انتظار نهايي شدن كار كارشناسي متخصصان اين وزارتخانه است و معلوم نيست كه مابهالتفاوت اين نرخها با نرخهايي كه اعلام خواهند شد به جيب مردم بازميگردد يا نه؟ .................................................... آتشسوزی در بازار تبریز و بازار داغ شایعات دویچه وله خسارتها و اختلافنظرها بازاریان تبریز در سالهای گذشته ۲ میلیارد تومان صرف مرمت بازار کردنددر آتشسوزی بازار تبریز حدود ۱۰۰ مغازه و حجره آسیب دیدند. منابع رسمی اندکی پس از خاموشی آتش، خسارت وارده به بازاریان
را حدود ۳۰۰ میلیون تومان برآورد کردند. اما اکثر بازاریان این برآورد را واقعبینانه نمیدانند. پاک مهر در این مورد میگوید: «خود بازاریان این برآوردها را کم میدانند و به آمار و اطلاعاتی که از سوی مسئولان منتشر میشود اعتماد ندارند». .................................................... رییس جمهور روسیه : تحریم ایران درصورت عدم پیشرفت در حل مسئله هسته ای امکان دارد خبرگزاری «ریا نووستی» : "دمیتری مدودف" رییس جمهور روسیه اعلام کرد که در صورتیکه پیشرفتی در حل مسئله هسته ای ایران رخ ندهد تحریمات علیه این کشور امکان پذیر
است. وی طی مصاحبه ای با مجله آلمانی "اشپیگل" گفت: من نمی خواهم که همه چیز (در روابط میان جامعه جهانی و ایران) به اتخاذ تحریمات حقوقی-بین المللی منجر شود چرا که تحریمات اغلب راهی به سمتی بسیار دشوار و خطرناک است. اما اگر پیشرفتی در آینده رخ ندهد، هیچکس این سناریو را حذف نمی کند. در همین حال وی تاکید کردکه اگر توافقاتی در خصوص برنامه غنی سازی اورانیوم و استفاده آن در ایران در اهداف صلح آمیز بعمل آید، روسیه با اشتیاق در آنها شرکت خواهد کرد. رییس جمهور روسیه همچنین تاکید کرد که بلندپروازی های هسته ای ایران می تواند در چارچوب برنامه صلح
آمیز اتمی تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی تحقق یابند. آژانس بین المللی انرژی اتمی در دیدار روز 21 اکتبر در وین که با حضور کشورهای ایران، فرانسه، روسیه و آمریکا برگزار شد، بسته پیشنهادی را ارائه داد که بر اساس آن نحوه ارائه سوخت هسته ای برای راکتور تحقیقاتی تهران در نظر گرفته شده است. مسکو، پاریس و واشنگتن روز 23 اکتبر برای تایید پیشنهادات آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام آمادگی نموده بودند. بر اساس اطلاع منابع آگاه در پیشنویس توافقنامه چنین در نظر گرفته شده است که ماده اولیه برای عرضه سوخت به ایران 1,2 تن اورانیوم با غنای
پایین باشد که در مرکز غنی سازی نطنز بدست آمده است، این اورانیوم در روسیه بطور تکمیلی غنی می شود و سپس در فرانسه میله های سوختی آماده می شوند. این بدین دلیل است که رآکتور در تهران توسط متخصصین آرژانتینی بر اساس فناوری های فرانسوی ساخته شده که سوخت آن را در حال حاضر تنها در فرانسه می توان تولید کرد. بر اساس آخرین گزارشات رسانه های گروهی ایران، تهران با مفاد کل پیشنهادات آژانس بین المللی انرژی اتمی موافق است اما یک سری تغییراتی در آن اعمال نموده است. روز پنجشنبه 29 اکتبر آژانس اتمی سازمان ملل متحد اعلام کرد که آژانس بین المللی انرژی
اتمی پاسخ اولیه ایران را نسبت به پیشنهاد خود دریافت نموده است. البته محتوای این پاسخ منتشر نشد. .................................................... خشم حزبالله لبنان از انتشار خاطرات "آنه فرانک" به زبان عربی شهرزادنیوز: تلویزیون "المنار"، وابسته به حزبالله لبنان، خواهان مجازات کسانی شد که کتاب خاطرات "آنه فرانک"، قربانی نازیهای آلمانی، را به زبان عربی در لبنان پخش میکنند. نعیم ال کلعانی، عضو "کمیته تحریم کالاهای صهیونیستی"، پخش خاطرات این دختر یهودی را، که طی دو سال زندگی مخفی در هلند به صورت یادداشتهای روزانه
نوشته شده "جنایتی عظیم" نامیده، که میتواند ترحم مردم را نسبت به یهودیان برانگیزد. روزنامه مترقی "ها آرتس" در رابطه با خشم حزباللهیهای لبنان نوشت که این کتاب سالهاست به زبان انگلیسی و عربی منتشر شده و علت خشم آنها روشن نیست. کتاب یادادشت های آنه فرانک اخیرا ً از سوی نهادی به نام "پروژه علاالدین" در پاریس، به زبان های عربی و فارسی منتشر شده است. آنه فرانک، پس از دو سال زندگی مخفی در یک اتاق زیر شیروانی در هلند، توسط مأموران امنیتی آلمان هیتلری بازداشت شد و در اردوگاه مرگ بلزن- برگن، در سن 15 سالگی، جان
باخت. .................................................... واشنگتن پست نوشت : برنامه هستهای، سرپوشی بر اعتراضهای داخلی ایران مردمک : روزنامه واشنگتن پست نوشت: رژیم جمهوری اسلامی ایران تلاش میکند پس لرزههای پس از انتخابات را مهار کند و مخالفان دموکرات را سرکوب میکند. این روزنامه نوشت: دولت محمود احمدینژاد و متحدانش برای تحکیم قدرت، از موضوع هستهای به عنوان ابزاری برای سرپوش گذاشتن بر انتقادهای داخلی بهرهبرداری میکنند. واشنگتن پست درتوضیح این مطلب تاکید کرد که ایران در ماههای اخیر توافقهای هستهای
را پذیرفت، بعد این توافقها را رد کرد و سپس خود پیشنهادهای مخالف با توافقها را مطرح کرد. این روزنامه توصیه کرد که آمریکا و متحدانش در نحوه برخورد با این ترفند دیپلماتیک ایران که برای سرکوب نارضایتی داخلی است، مصمم عمل کنند و مسئولیتهای اخلاقی را باتوجه به سیستم پیچیده حاکم بر ایران مورد توجه قرار دهند. تقویت سپاه و بسیج واشنگتن پست در توضیح ترفند دیپلماتیک جدید در ایران به نقش سپاه پرداخته و مینویسد: ساختار و جهتگیری سپاه بهطرز قابل توجهی درحال تغییر است. براساس این گزارش، رژیم تهران زیرساختاری را برای سرکوب
راهاندازی کرده است و دراین میان نیروهای سپاه و بسیج ادغام شدهاند تا توطئههای خیالی ستون پنجم (نامرئی) را نابود کنند. واشنگتن پست نوشت: برهمین اساس بود که محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه، اعلام کرد که تغییرات ساختاری سپاه «بخشهای فرهنگی و مبارزه با جنگ نرم» را هدف گرفته است. این روزنامه، انتصاب محمدرضا نقدی به سمت رییس و فرمانده سازمان بسیج مستضعفان و حسین طائب به سمت معاون اطلاعات کل سپاه را در راستای تقویت زیرساختار سپاه و بسیج، ارزیابی کرد. واشنگتن پست نوشت: نقدی و طائب در شکنجه و ترور مخالفان در داخل و خارج از کشور و
زندانیکردن روزنامهنگاران و سیاستمداران اصلاحطلب، نقش داشتهاند. روشهای پاکسازی واشنگتن پست نوشت: ویژگی عجیب نسل جوانتر اصولگرایان ایران تا جایی است که آنان نخستین سالهای 1980 (دهه 1360) را آرزو میکنند. به نوشته واشنگتن پست، بسیاری از ناظران واقعگرا نخستین سالهای 1980 ایران را زمان حمله خارجی، تجزیهطلبی قومی و تفرقه اجتماعی میدانند اما احمدی نژاد، نیروهای امنیتی و بسیاری از سیاستمداران، آن سالها را دورهای میدانند که ایران با ایثار و ایستادگی، خود را از بندها نجات داد. این روزنامه نوشت: جمهوری اسلامی
ایران تحت لوای «جمهوری تقوا» برای مقابله با سکولاریسم و لیبرالیسم، با توسل به ترور، خشونت و انقلاب فرهنگی موفق شد کشور را پاکسازی کند. این روزنامه تاکید کرد که تدابیر مشابه در ماههای اخیر هم در ایران اجرا شده است تا جایی که مهدی کروبی و میرحسین موسوی، نامزدهای انتخابات، تهدید به بازداشت شدهاند، دانشگاهها هدف «پاکسازی» تبلیغاتی قرار گرفته و فعالان جامعه مدنی به زندان محکوم شدهاند. واشنگتن پست نوشت «طرفداران بیتجربه آیتالله خامنهای، رهبر عالی ایران هم ماشین دولتی برای پاکسازی بیرحمانه را به راه
انداختهاند.» تلاش برای بقا این روزنامه نوشت: رژیم ایران برای بقای قدرت تلاش میکند و در این میان در مسیرهای متضاد در حرکت است. تشکیلات روحانی ایران از یک سو منتقدان را عامل غرب میداند و ازسوی دیگر همزمان خواستار برقراری ارتباط با قدرتهای خارجی هستند. به نوشته واشنگتن پست، دولتمردان حکومت دینی ایران از رویدادهای پس از انتخابات مطالب زیادی آموختهاند و میدانند که در دوره ارتباطات الکترونیکی ، کتک زدن معترضان و حمله به خوابگاههای دانشگاهها از چشم بینالملل دور نمیماند. سران حکومت ایران میدانند که
اقدامات ناخوشایندشان موجب درخواستهای بینالملل برای تحریم هرچه بیشتر این حکومت دینی منزوی خواهد شد. دولت ایران برای خنثی کردن این درخواستهای تحریم، روند گفتوگوهای هستهای را طولانی و بینتیجه میسازد تا غرب را از انتقاد بابت سرکوب حقوق بشر در داخل، بازدارد. اشتباه غرب واشنگتن پست در بخش آخر این مقاله تحلیلی مینویسد: معامله با ایران همیشه با خطرات اخلاقی پیچیده همراه بوده و دراین میان اشتباه همیشگی غرب این بوده که موضوع هستهای را بالاتر از دیگر نگرانیها قرار داده است. مشکل ایران به فعالیتهای هستهای
غیرقانونی محدود نمیشود و دراین میان این موضوع درک نمیشود که چرا آمریکا و دیگر کشورها درگیر بررسی معاملات هستهای با رژیمی هستند که با سازمانهای تروریستی ارتباطش را حفظ کرده و به سرکوب داخلی ادامه میدهد. مقامهای غربی باید هوشیار باشند و به ایران تفهیم کنند که موضوع هستهای تنها موضوع مورد اختلاف با غرب نیست. تندروهای ایران باید بدانند که اگر به سرکوب معترضان ادامه دهند، بهای این اقدام میتواند حذف این کشور از مذاکره با غرب باشد. .................................................... ديلى تلگراف:درايران از گلوله
جنگى عليه تظاهر كنندگان استفاده كردند ديلى تلگراف: مأموران حكومت ايران، از گلوله واقعى عليه تظاهر كنندگان استفاده كردند و چندين تن را مجروح نمودند. شاهدان ابتدا گفتند كه نيروهاى امنيتى از باتون استفاده كردند تا تظاهركنندگانى را كه عليه دولت در ميدان مركزى پايتخت راهپيمايى مىكردند پراكنده كنند. تظاهر كنندگان كه شعار ”مرگ بر ديكتاتور“ سر مىدادند از متفرق شدن امتناع مىكردند دهها تن از آنها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. .................................................... وزارت خارجه روسيه اعلام كرد: اميدواريم مذاكرات
هستهاي با واشنگتن بهزودي نهايي شود سخنگوي وزارت خارجه روسيه با اشاره به برگزاري دور هشتم گفتوگوهاي هستهاي مسكوـواشنگتن در ژنو گفت: «امیدواریم که این دور پایانی باشد و تا 5 دسامبر پیمان جدید مورد موافقت قرار گیرد.» ايلنا: وزارت خارجه روسيه اعلام كرد كه مسكو اميدوار است كه گفتوگوها روسيه و آمريكا درباره پيمان جدید کاهش تسلیحات استراتژیک (START) به زودي نهايي شود. به گزارش ايلنا به نقل از خبرگزاری ریانووستی، «آندره نسترنکو»، سخنگوی وزارت خارجه روسیه اعلام کرد که مسکو امیدوار است مذاکرات روسیهـآمریکا در امور
تنظیم پیمان جدید کاهش تسلیحات استراتژیکی موسوم به «استارت» که قرار است از روز 9 نوامبر آغاز شود، دوره نهایی این مذاکرات باشد. نسترنکو در کنفرانسی مطبوعاتی در مسکو اعلام کرد: «مذاکرات روسیهـآمریکا درباره پیمان استارت عملا بدون وقفه ادامه دارد.» بنا بر اين گزارش، دوشنبه 9 نوامبر قرار است دور جدید مذاکرات (دور هشتم) مسكوـواشنگتن در ژنو آغاز شود. سخنگوي وزارت خارجه روسيه گفت: «امیدواریم که این دور پایانی باشد و تا 5 دسامبر پیمان جدید مورد موافقت قرار گیرد.» مهلت پیمان استارتـ1 که در سال 1991 ميلادي ميان دو كشور به امضا
رسیده بود 5 دسامبر به اتمام میرسد. .................................................... گزارش اشپیگل روابط ایران و سوریه قربانی معامله اتمی می شود؟ توقیف یک کشتی توسط نیروهای اسرائیلی در دریای مدیترانه و اعلام کشف حجم زیادی سلاح جاسازی شده ساخت ایران دراین کشی انعکاس وسیعی در مطبوعات و تلویزیون های جهان داشت. بویژه که تصاویر کشتی و سلاح ها توسط اسرائیل دراختیار این رسانه ها قرار گرفت. اسرائیل مدعی است که این کشتی قصد کناره گرفتن در یکی از بنادر سوریه و سپس حمل سلاح های آن از طریق خاک سوریه به لبنان و
رساندن به دست حزب الله این کشور را داشته است. سید حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان اعلام داشت که روحش از این ماجرا خبر نداشته و در ایران هم طبیعی بود که هر نوع رابطه ای با این ماجرا تکذیب شود. نه تکذیب مقامات جمهوری اسلامی بُرد وسیعی داشت و نه انکار سید حسن نصرالله. دراین میان آن که توانست تبلیغات وسیعی را علیه ایران سازمان بدهد اسرائیل بود. دولتی که خود بزرگترین متهم 5 دهه جنایت و تجاوز در منطقه خاورمیانه است و به یمن سیاست های ماجراجویانه احمدی نژاد و علی خامنه ای، طی چند سال اخیر توانسته اعراب منطقه را از ایران ترسانده و دور خود جمع
کند. همزمان با انتشار اخبار مربوط به این کشتی، هفته نامه آلمانی اشپیگل نیز با انتشار گزارشی مدعی شد روابط ایران و سوریه در پی مانورهای سیاسی و دیپلماتیک اخیر سوریه با غرب رو به وخامت گذاشته است . در این گزارش آمده است که سوریه برای نزدیکی به غرب، پس از بمباران پایگاه اتمی اش توسط اسرائیل، مدارک مربوط به اروانیومی که از ایران دریافت داشته بود را می خواهد در اختیار کشورهای غربی قرار دهد. این امر با اعتراض ایران و کره شمالی روبرو شد. آنها سوریه را تهدید کردند که در صورت ادامه این همکاری و لو رفتن اطلاعات مربوط به آن، در روابط خود با
سوریه تجدید نظر خواهند کرد. اشپیگل مدعی است که ایران پیش از بمباران پایگاه اتمی سوریه در سپتامبر 2007 توسط نیروی هوایی اسراییلی، از سوریه خواسته بود تا اورانیومی را که ایران در اختیار دمشق قرار داده را به ایران بازگرداند، اما بشار اسد در دو سال گذشته از این کار اجتناب کرده و دیپلمات های غربی در هفته های اخیر اطلاع داده اند که احتمالا بشار اسد می خواهد تا مواد هسته ای خود را همانند لیبی در اختیار غرب قرار دهد. ایران نامه ای اعتراضی دراین باره برای بشار اسد فرستاده است. نامه را " سعید جلیلی " دبیر شورای عالی امنیت ملی
ایران به نمایندگی از سوی رهبر جمهوری اسلامی برای بشار اسد فرستاده است.
(ظاهرا سفر هفته گذشته وزیر خارجه سوریه به تهران نیز در همین ارتباط بوده است) .................................................... در این هفته خبری انتشار یافت مبنی بر "استقرار دائمی روحانیون در مدارس کشور" معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش که خبر لشکرکشی واحدهای تحمیق معنوی مردم را به مدارس اعلام میکرد، گفت: در حال تعریف استقرار دائمی روحانیون در مدارس کشور هستیم تا بتوانیم ساز و کار آن را به طور دقیق و مشخص تعریف کنیم. خبرگزاری دولتی ایسنا که این خبر را انتشار داد، افزود: که مجموعه فرهنگی "آیندهسازان" هم
٣٠٠ طلبه مرد و ١٠٠ طلبه زن را تربیت کرده که به مدارس اعزام شوند. معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش گفت شمار روحانیونی که به مدارس اعزام میشوند، خیلی بیشتر از این حرفهاست. "دفتر ستاد همکاری وزارت آموزش و پرورش و حوزه علمیه" در مورد این طرح گفته است، که "به زودی این طرح در مدارس به مرحله اجرا در خواهد آمد، تا روحانیون هم بتوانند همانند سایر مربیان مدارس" برنامههای خود را پیش برند. چند ماه قبل نیز اعلام شده بود که وزارت آموزش و پرورش قصد دارد، اداره چندین هزار مدرسه را به حوزه علمیه واگذار کند، دقیقا روشن نیست که آیا طرح استقرار
دائمی آخوندها در مدارس، بخشی از همان سیاست است، یا طرح مجزاییست. در هر حال، آنچه که روشن است، جمهوری اسلامی که از هر سو زیر ضربات مبارزات مردم ایران قرار گرفته است، در این خیال است که با اسلامی کردن هر چه بیشتر مدارس، افزایش نقش دستگاههای خرافات مذهبی در مدارس و مواد درسی، بر افکار دانشآموزان تاثیر بگذارد و در عین حال از حضور آخوندها در مدارس، به عنوان وسیلهای برای تشدید اختناق و جاسوسی علیه معلمان و دانشآموزان استفاده کند. اما تجربه ٣٠ سال اقدامات مخرب و ارتجاعی جمهوری اسلامی در مراکز آموزشی کشور، نشان داده است، که
از این اقدامات چیزی جز شکست عاید رژیم نخواهد شد. البته تردیدی نیست که اشاعه خرافات مذهبی در مدارس، آغشته کردن علوم و مواد درسی به آموزههای خرافاتی عهد عتیق، تشدید اختناق و گسترش شبکههای اطلاعاتی و پلیسی در مدارس، به نزول هر چه بیشتر سطح آموزش در مراکز آموزشی و علمی کشور میانجامد. اما این نیز بلاتردید است که اکثریت بزرگ مردم ایران از کوچک و بزرگ، دیگر در دام اقدامات ارتجاعی رژیم گرفتار نخواهند شد. مخالفت و مبارزه عمومی مردم علیه جمهوری اسلامی، به ویژه مخالفت پیگیرانه دانشجویان در سراسر کشور با دولت دینی جمهوری اسلامی به
وضوح این حقیقت را نشان میدهد. این مبارزات نشان میدهند که مردم ایران ضد دولت دینی هستند. آنها برای برافکندن جمهوری اسلامی و استقرار دولتی مبارزه میکنند که در آن دین و دولت کاملا از یکدیگر جدا باشند. دین امر خصوصی مردم باشد و هیچ دین و مذهبی مورد توجه دولت قرار نگیرد. هر گونه امتیاز برای یک مذهب خاص ملغا گردد. هیچ کمکی از بودجه دولت به نهادهای مذهبی نشود. مدارس و آموزشگاهها مطلقا غیر مذهبی گردند. مذهب و دستگاه روحانیت مطلقا هیچ دخالتی در امور مدارس و برنامههای درسی و مواد آموزشی نداشته باشند و بالاخره تدریس امور دینی و
انجام مراسم مذهبی در مدارس موقوف گردد. جمهوری اسلامی اما، دقیقا در شرایطی که مردم ایران آشکارا در تظاهراتهای خود، شعار جدایی دین از دولت را سر میدهند، میخواهد، مدارس را بیشتر مذهبی کند و آخوندهای مرتجع را دائم در مدارس مستقر سازد. اما تردیدی نیست که حتا پیش از آن که مردم ایران، این رژیم مذهبی را براندازند، دانشآموزان مدارس و معلمان مبارز، مرتجعین را از مدارس فراری خواهند داد.
http://www.radioshora.org/ .................................................... نخستین شمارۀ نشریۀ "کمونیست"، نشریۀ جدید مارکسیستی مراکش سردبیر نشریه، این گونه آغاز می کند که: «نشریۀ "کمونیست"1، پیش از هر چیز ارگانِ اتحاد عمل کمونیستی2 (CLA) می باشد، امّا هم زمان، صدای تمامی آن هاییست که صدایی ندارند؛ یعنی: کارگران این کشور و فعّالین جوان. هم چنین، این نشریه، محلّی است برای بحث میان سوسیالیست های انقلابی و فعّالین سازمان های چپ مانند راه دموکراتیک،
حزب متحد سوسیالیست و سایر احزاب، بر سر مسائل تئوریک و پراتیک مرتبط با گذار سوسیالیستی جامعه در مراکش و جهان ». به علاوه، این نشریه "از تمامی کسانی که با عقاید، اصول و وابستگی های بین المللی ما موافق هستند، دعوت به عمل می آورد تا در مبارزه و دفاع از چشم انداز مارکسیستی در سازمان های خود به ما بپیوندند." نخستین شمارۀ نشریه، دربرگیرندۀ مقالاتی پیرامون کنفرانس مربوط به بنیان گذاری اتحاد عمل کمونیستی و خلاصه ای از مباحثاتی در مورد چشم انداز سیاسی و اقتصادی مراکش و خاورمیانه می باشد. مقالۀ بعدی، تاریخ CLA را از زمان شکل گیری آن تاکنون،
ادامه می دهد و سپس گزارشی از شرکت یک رفیق مراکشی در کنفرانس جهانی گرایش بین المللی مارکسیستی (IMT) آمده است. هم چنین، نشریۀ "کمونیست" نامۀ تبریک الن وودز را به مناسبت پیوستن مارکسیست های مراکشی به سازمان گرایش بین المللی مارکسیستی به چاپ رسانیده است. آخرین مقاله نیز به دفاع از انقلاب اکتبر می پردازد. با انتشار این نشریه، مارکسیست ها گامی نو در تقویت پایه های خود میان فعّالین چپ و به خصوص آن دسته از افرادی که پیش از این به عنوان "رهبران اصلی" جوان، موج عظیم تظاهرات خودجوش علیه حملۀ اسرائیل به غزّه را در آغاز سال سازمان دهی کرده اند،
برداشته اند. وب سایت Marxy.com تاکنون به خاطر سال ها کار سیستماتیک و مصمّم، به راهنمایی واقعی برای فعّالین چپ گرا در جهان عرب تبدیل شده است. این نشریه، در کنار جزواتِ بسیاری که به وسیلۀ رفقای ما تهیه گردیده است، به ما فرصت های عظیمی جهت ساختن نیرویی جدّی در میان طبقۀ کارگر و جوانان مراکش خواهد داد. زنده باد نشریۀ "کمونیست". زنده باد گرایش بین المللی مارکسیستی (IMT) دانلود نشریۀ "کمونیست" (به زبان عربی) http://www.marxist.com/pdf/communisme-1.pdf .................................................... برنامهای از رادیو دمکراسی شورایی
شاد و پیروز باشید شماره پیام گیر رادیو: ۰۰۳۳ ۹ ۵۴ ۹۱ ۶۷ ۸۹ آدرس تماس با راديو: in...@radioshora.org زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم
برنامه رادیو ۱۵ آبان ماه ( در فرمت MP3) http://www.radioshora.org/mp3/15aban.MP3
برنامه رادیو ۱۴ آبان ماه ( در فرمت MP3) http://www.radioshora.org/mp3/14aban.MP3 http://www.4shared.com/file/147231230/180ebf34/14aban.html برنامه رادیو ۱۲ آبان ماه http://www.radioshora.org/mp3/12aban.MP3 ....................................................
ترانه سرودهای انقلابی
ترانه سرودهای انقلابی و پيشرو، موسيقی خلقها
دانلود کنید
http://www.geocities.com/fedaian/music/music.html .................................................... دانلود کتاب ............ ... کار
شماره٥٦۰
شماره٥٦۰
http://d.yimg.com/kq/groups/14892926/530539014/name/kar560.pdf http://www.4shared.com/file/144555847/e8737154/kar560.html شماره۵۵۹ http://d.yimg.com/kq/groups/14892926/1504489721/name/kar559.pdf نشریه ارگان سازمان فدائیان (اقلیت) پیدایش و تکامل طبقه کارگر (از آغاز تا ۱۹۱۷)
نویسنده: جلال سامانی؛ انتشارات: پژوهنده؛ چاپ نخست: ۱۳۸۰ دوران شكلگيرى طبقه كارگر ۱ - مرحله آغازین پيدایش سرمايهدارى طبقه كارگر به عنوان يك طبقه اجتماعى زاييده شيوه توليد سرمايهداريست. از اينرو دوران پيدايش و شكلگيرى پرولتاريا به ايامى بازمىگردد كه مناسبات سرمايهدارى آغاز به پيدايش نهادند. اين مناسبات در بطن جامعه فئودالى شكل گرفتند و در واپسين مرحله از تكامل اين جامعه هنگامى كه شالودههاى نظم فئودالى متزلزل شده اما هنوز مسلط است، با نيرويى مقاومتناپذير سر برآوردند و گسترش
يافتند. اين جاست كه به همراه توليد سرمايهدارى و شكل نوين استثمارش تودههاى كارگر بر پهنه تاريخ جهانى ظاهر شدند... http://www.geocities.com/fedaian/publication/pdf/movement.pdf
پیدایش و تکامل طبقه کارگر (از آغاز تا ۱۹۱۷)
نویسنده: جلال سامانی؛ انتشارات: پژوهنده؛ چاپ نخست: ۱۳۸۰
دوران شكلگيرى طبقه كارگر
۱ - مرحله آغازین پيدایش سرمايهدارى
طبقه كارگر به عنوان يك طبقه اجتماعى زاييده شيوه توليد سرمايهداريست. از اينرو دوران پيدايش و شكلگيرى پرولتاريا به ايامى بازمىگردد كه مناسبات سرمايهدارى آغاز به پيدايش نهادند. اين مناسبات در بطن جامعه فئودالى شكل گرفتند و در واپسين مرحله از تكامل اين جامعه هنگامى كه شالودههاى نظم فئودالى متزلزل شده اما هنوز مسلط است، با نيرويى مقاومتناپذير سر برآوردند و گسترش يافتند. اين جاست كه به همراه توليد سرمايهدارى و شكل نوين
استثمارش تودههاى كارگر بر پهنه تاريخ جهانى ظاهر شدند...
http://www.geocities.com/fedaian/publication/pdf/movement.pdf
مبارزه طبقاتی و رهایی زنان
نویسنده: تونی کلیف؛ ترجمه و نشر: نشریه کار، سازمان فدائیان ا(اقلیت)
مقدمه
متن زیر ترجمه بخشهایی از کتاب "مبارزه طبقاتی و رهایی زنان، از ۱۶۳۰ تاکنون" نوشته تونی کلیف است. در این کتاب که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد، تونی کلیف به مرور تاریخ مبارزات زنان برای رهایی میپردازد...
http://www.geocities.com/fedaian/women/pdf/women_clif.pdf
اصول کمونيسم - اثر: فريدريش انگلس
http://www.geocities.com/fedaian/publication/pdf/principles_of_communism.pdf
....................................................
لینک کتابخانه ها
.....................................................
آرشیو مارکسیستها در اینترنت
http://wwwmarxists.org/farsi/index.htm
ادبستان کاوه آهنگر
http://www.adabestanekave.com/
تبرستان
http://www.tabarestan.info/book/index.html
کتاب فارسی
http://www.ketabfarsi.org/
کتابهای رایگان فارسی
http://www.ariaye.com/ketab/ketabrayagan.html
کتابخانه گلشن
http://www.golshan.com/
آرشیو اسناد اپوزیسیون
http://www.iran-archive.com/
کتابخانه سیار مائوئیستی
http://ketabmlm.blogfa.com/ .................................................... بخش نظرات و دیدگاها ....................................................
طبقات اجتماعی؛ لازم و زايد فريدريش انگلس
اين سؤال غالبا مطرح ميشود که وجود طبقات مختلف جامعه تا چه حد مفيد و يا حتی لازم است؟ پاسخ به اين سؤال طبعا برای هر دوره تاريخی متفاوت است. بيشک زمانی بود که اشرافيت ناحيهای يک رکن اجتناب ناپذير و ضروری جامعه را تشکيل ميداد. اما اين به گذشتههای بسيار بسيار دور برميگردد. سپس زمانی فرا رسيد که يک طبقه متوسط سرمايهدار، يا بقول فرانسويان "بورژوازی"، با ضرورتی به همان اندازه اجتناب ناپذير سر برآورد، عليه اشرافيت ناحيهای به مبارزه برخاست، قدرت سياسی آن را در هم شکست، و بنوبه خود (قدرت) غالب اقتصادی و
سياسی شد. اما از زمان پيدايش طبقات، هرگز نشده است که جامعه از وجود يک طبقه کارگر بینياز باشد. (هر چند) اسم، يعنی جايگاه اجتماعی اين طبقه عوض شده است؛ سِرفها[١] جای بردهها را گرفتند، و سپس جای خود را به کارگران آزاد سپردند - آزاد، يعنی آزاد از بندگی ولی در عين حال آزاد از هرگونه مايملکی در اين دنيا بجز نيروی کار خويش. اما قضيه روشن است؛ عليرغم هر تغييری که در صفوف بالايیها و غيرتوليدکنندگان جامعه پديد آمد، جامعه نميتوانست بدون وجود يک طبقه توليدکننده به حيات خود ادامه دهد. پس وجود چنين طبقهای تحت هر شرايطی لازم است، هر چند که
بايد زمانی فرارسد که اين ديگر يک طبقه نباشد، بلکه تمام جامعه را شامل شود. باری، وجود هر يک از اين سه طبقه در حال حاضر چه ضرورتی دارد؟
درباره اشرافيت زميندار حداقلی که ميتوان گفت اين است که در انگلستان وجودش از لحاظ اقتصادی بيفايده است، و در ايرلند و اسکاتلند با گرايشات سکنهزدايی خود حکم عَدویِ سبب خير را پيدا کرده است. فرستادن مردم به آنسوی اقيانوس (اطلس) يا به کام گرسنگی، و آوردن گوسفند و گوزن بجای آنها - اين تمام هنری است که ملاکين ايرلند و اسکاتلند ميتوانند مدعی داشتنش شوند[٢]. بگذار قدرت رقابت آمريکاييان در زمينه مواد غذايی گياهی و حيوانی کمی بيشتر شود، آنوقت اشرافيت زميندار انگليسی، دستکم آنهايی که پشتشان به مستغلات
شهریشان گرم است و وُسعشان ميرسد، هم همان کار را خواهند کرد. القصّه، رقابت آمريکايی در زمينه مواد غذايی بزودی ما را نجات خواهد داد. و ما نَفَسِ راحتی خواهيم کشيد - چرا که عملکرد سياسی اين اشراف (در حال حاضر)، در مجلس عوام و اعيان هر دو، يک دردسر تمام معنا برای همه ملت است.
اما طبقه متوسط سرمايهدار، طبقه روشن و ليبرالی که امپراتوری مستعمراتی بريتانيا را بنيان گذارد و آزادی (نوع) انگليسی را برقرار کرد، چطور؟ - طبقهای که اصلاح پارلمانی ١٨٣١ را به اجراء گذاشت[٣]، "قوانين غلّه" را لغو کرد[٤]، و مالياتها را يکی پس از ديگری کاهش داد؛ طبقهای که صنايع غولپيکر، ناوگان عظيم تجاری، و سيستم همواره در حال گسترش راهآهن انگلستان را بوجود آورد و کنترل آنها را هنوز بدست دارد. وجود چنين طبقهای حتما بايد دستکم به اندازه طبقه کارگری که اداره و از پيشرفتی به پيشرفت ديگر هدايت
ميکند، لازم باشد.
کار اقتصادیای که طبقه متوسط سرمايهدار انجام داده است به يقين اين بوده که نظام نوين صنايع بخاری و وسايل ارتباطی بخاری را بوجود آورد، و هر مانع اقتصادی و سياسی را که بخواهد رشد آن نظام را کُند يا سدّ کند در هم بکوبد. بیشک تا وقتی که طبقه متوسط سرمايهدار چنين کارکردی داشت، تحت شرايط آن روز طبقه لازمی بود. اما آيا هنوز هم چنين است؟ آيا هنوز هم آن کار اساسی و ضروريش يعنی اداره کردن و رشد دادن توليد اجتماعی برای نفع کل جامعه بطور کلی را انجام ميدهد؟ بگذاريد ببينيم.
از وسايل ارتباطی شروع کنيم. در اينجا تلگراف را ميبينيم که در دست دولت است. راهآهن و بخش بزرگی از کشتيهای بخاری اقيانوسپيما در مالکيت نه افراد سرمايهدار که اداره بنگاه خود را در دست دارند، بلکه درمالکيت شرکتهای سهامیای قرار دارد که ادارهشان بدست کارکنان مواجب بگير، يعنی در دست مستخدمينی است که از لحاظ موقعيت در اساس موقعيت کارگران ارشد با دستمزد بهتر را دارند. و اما مديران و سهامداران؛ اين دو گروه هر دو خوب ميدانند که گروه اول هر چه کمتر در امر اداره بنگاه، و گروه دوم هر چه کمتر در امر نظارت
دخالت کند، برای بنگاه بهتر است. يک نظارت سرسری و اغلب تشريفاتی، الحق تنها کاری است که برای مالکين سرمايهدار اين مؤسسات باقی مانده. بدين ترتيب ميبينيم که برای مالکين سرمايهدار اين مؤسسات عظيم کاری جز اين نمانده است که هر شش ماه يکبار قبوض سود سهام خود را نقد کنند. نقش اجتماعی سرمايهدار در اينجا به مستخدمين مزدبگير انتقال يافته است، اما او همچنان پول کارهايی را که انجام نميدهد، بشکل سود سهامش بجيب ميزند.
اما برای سرمايهداری که وسعت بنگاههای مورد بحث از کار اداره آن "بازنشسته"اش کرده، هنوز کاری باقی مانده است؛ خريد و فروش سهام در بورس. سرمايهداران "بازنشسته" يا در واقع فلسفه وجودی خود را از دست داده ما، از سر بيکاری به اين معبد زر ميروند و تا رمق دارند قمار ميکنند. آنها با اين نيّت حساب شده به بورس ميروند که پول بجيب بزنند، پولی که (پيش از اين) تظاهر ميکردند با کار خود درميآورند؛ هرچند، آنها مدعیاند که سرچشمه هر دارايی کار و پسانداز است - سرچشمهاش شايد، ولی سرانجامش يقيناً اين نيست. چه
مُزوّرانه است بستن اجباری قمارخانههای کوچک، در حالی که جامعه سرمايهداری ما بدون يک قمارخانه عظيم بعنوان مرکز اين جامعه، که در آن ميليون ميليون بُرد و باخت ميشود، امورش نميگذرد! در اينجا وجود سرمايهدارِ "بازنشسته"ِ سهامدار، الحق ديگر نه تنها زائد بلکه مزاحم به تمام معناست.
آنچه اکنون در مورد راهآهن و کشتیهای بخاری واقعيت دارد هر روز بيش از روز پيش در مورد همه مؤسسات صنعتی و تجاری واقعيت مييابد. "شناور کردن" - يعنی تبديل بنگاههای بزرگ خصوصی به شرکتهای سهامی با مسئوليت محدود - متجاوز از ده سال است در دستور کار (طبقه سرمايهدار) قرار دارد. از انبارهای بزرگ مرکز تجاری شهر منچستر گرفته تا کارخانههای فولاد و معادن ذغال سنگ ويلز و شمال (انگلستان) و کارخانههای لانکاشاير، همه چيز در حال شناور شدن بوده يا اکنون هست. در سراسر اولدهام Oldham بندرت کارخانه ريسندگیای در دست
افراد خصوصی باقی مانده است؛ خير، حتی خردهفروشان هم بيش از پيش جای خود را به "فروشگاههای تعاونی" ميسپارند - که اکثريت عظيمشان تنها اسماً تعاونیاند؛ اما در اين باره در فرصتی ديگر صحبت خواهيم کرد. به اين ترتيب ميبينيم که خودِ رشدِ نظامِ توليدِ سرمايهدارانه باعث ميشود سرمايهدار فلسفه وجودی خود را از دست بدهد، درست مثل دستگاه بافندگی بخاری که آمد و فلسفه وجودی بافندهای را که با دستگاه بافندگیِ دستی کار ميکرد، از ميان بُرد. با اين تفاوت که بافنده دستی محکوم به مرگ تدريجی از گرسنگی است، و سرمايهدار عاری از فلسفه وجودی، محکوم به
مرگ تدريجی از پُرخوری. اين دو بطور کلی در يک نقطه اشتراک دارند، و آن اينکه هيچکدام نميدانند با وجود خود چه بکنند. پس نتيجه اين است: توسعه اقتصادی جامعه حَیّ و حاضر ما گرايش به تمرکز دادن بيش از پيش توليد، به اجتماعی کردن بيش از پيش توليد در واحدهای عظيمی که اداره آنها از عهده افراد سرمايهدار خارج است، دارد. تمام اباطيلی که در مورد "نظارت ارباب (سرمايهدار)" و عجايبی که ميآفريند گفته ميشود، همينکه بنگاهی به اندازه معيّنی رشد کرد، تبديل به مزخرفات صِرف ميشود. تصورش را بکنيد: "نظارت ارباب"ِ راهآهن لندن و راهآهن شمال غرب! اما آنچه
ارباب نميتواند انجام دهد، کارگر، مستخدمين مزدبگير شرکت، ميتوانند و با موفقيت هم ميتوانند انجام دهند. بدين ترتيب سرمايهدار ديگر نميتواند ادعا کند که سود "مزد نظارت" است، چرا که او (ديگر) نظارتی نميکند. وقتی مدافعين سرمايه ميخواهند اين عبارت توخالی را در گوشمان فرو کنند اين نکته يادمان باشد. ما، در شماره هفته گذشته، سعی کرديم نشان دهيم که طبقه سرمايهدار از اداره سيستم توليدی عظيم اين کشور نيز ناتوان است. سعی کرديم نشان دهيم که اين طبقه توليد را چنان گسترش داده است که از يک طرف بطور ادواری بازارها را از محصول اشباع ميکند، و از
طرف ديگر از محافظت آنها در برابر رقابت خارجی بيش از پيش عاجز ميماند. پس درمييابيم که ما نه تنها ميتوانيم صنايع عظيم کشور را بدون دخالت طبقه سرمايهدار بخوبی اداره کنيم، بلکه دخالت آنها بيش از پيش بصورت عاملی مزاحم درميآيد. باز هم خطاب ما به آنها اين است: "کنار بايستيد! به طبقه کارگر فرصت امتحان بدهيد". ليبر استاندارد (پرچم کارگر) - ٦ اوت ١٨٨١ -------------------------------------------------------------------------------- زيرنويسها [١] سِرف serf - "رعيت" را در نظام فئودالی اروپا "سِرف" ميخواندند. سِرفها بر خلاف رعايا، وابسته به زمين اربابی بودند و حق ترک آن را
نداشتند، هر چند در نظام فئودالی شرق هم رعايا در عمل از اين حق محروم بودند. م. [٢] اشاره انگلس به پويه باصطلاح "پاکسازی" اراضی مرزوعی ايرلند و شمال اسکاتلند از زارعين اجارهدار و کارگران کشاورزی در قرن نوزدهم است. اين پويه که به آوارگی و خانهخرابی دهها هزار خانوار کشاورز انجاميد - و مارکس آن را "تروريسم بيرحمانه" خوانده است - جزئی از کل پويه باصطلاح انباشت اوليه بود، پويهای که، بقول مارکس در کتاب سرمايه، "دشت را به تصرف کشاورزی سرمايهدارانه درآورد، زمين را در سرمايه ادغام کرد، و ذخيره لازم پرولترهای آزاد و بيحقوق را برای صنايع
شهری بوجود آورد". م.
[٣] اشاره به اصلاحات انتخاباتی است که در ١٨٣١ به تصويب مجلس عوام و در ژوئن ١٨٣٢ به تصويب مجلس اعيان انگلستان رسيد. اين اصلاحات جهتگيری خلاف انحصار سياسی اشرافيت اراضی و مالی داشت و پارلمان را بر روی بورژوازی صنعتی گشود. پرولتاريا و خرده بورژوازی، يعنی نيروهای اصلی مبارزه برای اين اصلاحات، فريب بورژوازی ليبرال را خوردند و به حق رأی دست نيافتند - يادداشت ويراستار نشر پروگرس، مسکو.
[٤] قوانين غلّه Corn Laws - سلسله قوانينی که تجارت بينالمللی غلّه و بخصوص واردات غلّه به اين کشور را در قرن هيجدهم و نيمه اول قرن نوزدهم کنترل ميکرد. تعرفههايی که بمنظور حمايت از اشراف زميندار بر واردات غلّه بسته ميشد محصول داخلی را در مقابل رقابت غلّه ارزان خارجی حفظ ميکرد، و بخصوص مانع تنزّل قيمت نان يعنی قوت اصلی طبقه کارگر، و در نتيجه مانع تنزل دستمزدها ميشد. بورژوازی صنعتی انگلستان مبارزهای طولانی را عليه اين قوانين، و در واقع عليه اشرافيت زميندار، به پيش برد و سرانجام در سال ١٨٤٦ موفق به لغو
آنها شد. با الغای اين قوانين دوران موسوم به "تجارت آزاد" آغاز گرديد. م. .................................................... قسمت ششم پردههايي از يك نسلكشي شقاوت آميز
اطلاعات زيادي نسبت به ارتش آزاديبخش و روابط و مناسبات آن به دست آورده بوديم. مثلاً خبردار شده بوديم آن چنان كه ما ابتدا خيال ميكرديم، رزمندگان ارتش به لحاظ امكانات و مواد غذايي در مضيقه نيستند، بلكه از بالاترين كيفيتها نيز برخوردار هستند. اين موجب شد كه ما هم در رابطه با خريد از فروشگاه كه تا آن موقع تحريم بود، تجديدنظر كنيم و با خريد بعضي مواد غذايي، ضعفي را كه بيشتر بچه ها به خاطر كمبود مواد غذايي دچارش بودند، علاج كنيم. اما از آن پس اين رژيم بود كه ديگر ليست خريد از فروشگاه را نمي پذيرفت و
عملاً جز در مواقعي خاص، آنهم براي حل مسائل خودش، جنسي نميآورد. نميدانم در آن روزها (پاييز و زمستان 66) در درون دژخيمان و زندانبانان چه ميگذشت. ولي آنچه در چهرههايشان موج ميزد اين بود كه نميدانند ديگر چه كاري كنند. چون از هيچ شيوه و ترفندي پاسخ نگرفته بودند. آنها به راستي نميدانستند با زندانياني كه روز به روز مقاومتر ميشدند و روحيههايشان بالا و بالاترميرفت، چگونه برخورد كنند؟ بههرحال، به نظر ميرسيد كه پس از مدتها بحث و فحص، رژيم به اين نتيجه رسيده است كه بايستي زندانيان را (شايد براي روز مبادا) طبقهبندي كند. داوود لشكري، مسئول
انتظامات زندان گوهردشت و عامل اصلي و علني شكنجه در اين زندان، مأمور رسيدگي به وضعيت كلي زندانيان شد. او ميبايست تعدادي افراد منفعل را جداكرده و به بند1 منتقل كند وبقيه راهم بهطور نسبي طبقهبندي كند. در ضمن زندانيان غيرمجاهد هم جدا، و دستهبندي ميشدند. او براي انجام اين كار ميزي در پشت بند گذاشت. زندانيان را يكييكي صدا ميزد. زندانيان ميآمدند و باچشمبند روي صندلي مقابل او مينشستند و لشكري از آنها بازجوئي ميكرد. او سعي ميكرد در برخوردهايش موضعي جديد و متفاوت با يك پاسدار لمپن و شكنجهگر داشته باشد و بهاصطلاح «اطلاعاتي»، يعني با ظاهري
محترمانه، برخورد كند. اما در عمل، خيلي زود يادش ميرفت و پس از يكي دو سؤال، بهطور بلاهتباري به همان رفتار هميشگي خود برميگشت. پاسدار لشكري پس از آنكه نام و نام خانوادگي را ميپرسيد، از مورد اتهام سؤال ميكرد. ولي هر كس هرچه ميگفت ادامه نميداد. چون وقت نداشت با هر كسي برسر اتهام يك ساعت بجنگد. بعد ميزان محكوميت را ميپرسيد و دست آخر سؤال ميكرد آيا حاضر به نوشتن انزجارنامه يا شركت در مصاحبهٌ ويدئويي هستي يا نه؟ و نظرت راجع به سازمان چيست؟ بچهها عموماً به اين سؤال اين طور جواب ميدادند كه نظري نداريم يا رژيم را قبول نداريم… اسم زندانيان
روي يك ورقه نوشته شده بود و ما از يك زاويه چشمبند ميتوانستيم ببينيم كه لشكري در مقابل اسم افراد و در پاسخ به هر سؤال، علامت مثبت و منفي ميزند. آخر سر هم نظر خود را در چند كلمه راجع به آن فرد مينويسد. لشكري در اين كار بهقدري ناشيگري و كمظرفيتي نشان داد كه تا مدتها سوژهٌ خنده ما شده بود. مثلاً در مورد خود من، پس از اينكه مشخصاتم را گفتم، اتهام را پرسيد، گفتم هواداري، زير لب فحشي داد و تهديد كرد. بعد گفت حاضري مصاحبه كني؟ گفتم براي چي؟ گفت: "من ميگم!" بياختيار خندهام گرفت وگفتم 3ـ4سال ديگر از مدت محكوميت من باقي مانده، هر وقت
محكوميتم تمام شد، جواب ميدهم… كه ناگهان افسار پاره كرد و از پشت ميزش كابلي را برداشت و محكم برسروروي من كوبيد. درحاليكه عربده ميكشيد، گفت: "فكر كردي. پس از 10 سال آزاد ميشوي!" و در آخر، در ستون نظريه نوشت: "خيلي عوضيه!" اكثر جملههايي كه مينوشت، شبيه همين بود. مثل: يكدنده، شوت، وضعش خرابه، منفعل، پررو، سرموضع! و براي يكي از بچههاي مقاوم كه سعي كرده بود او را دست بيندازد، نوشته بود: "از بيخ بريده!" و او را به بند1 كه مخصوص بريدهها بود، منتقل كرد. در هر حال پس از خاتمهٌ برخوردها، زندانيان غيرمجاهد را از ما جدا كردند وتعداد كمي هم به بند1
منتقل شدند. در اين ميان هيچ برخوردي با زندانيان فرعي مقابل هشت نشد و در اين جابهجائي و طبقهبندي، آنها وارد نشدند. روز 28بهمن 66، حدود 270 زنداني بند3 اوين به گوهردشت منتقل شدند. اين زندانيان همانهايي بودند كه قبلاً در سالن3 و سالن5 دست به حركتهاي اعتراضي زده بودند. همچنين در خرداد67، زندانيان مليكش را هم به گوهردشت انتقال دادند. اكثر اينها دستگيريهاي سال59 بودند كه مدتها پيش حكمشان تمام شده بود. اما به دليل نپذيرفتن ضوابط دادستاني، مصاحبه نكردن يا ننوشتن انزجارنامه همچنان در زندان مانده بودند. اين جابهجائيها را جز با استيصال رژيم يا
در پيش بودن توطئهيي نميشد توضيح داد. زندانيان اوين همچنان به اعتراضات خود ادامه ميدادند. و در آخرين درگيريشان با پاسداران 3روز اعتصاب غذا كردند. در نتيجه با شديدترين عكسالعمل زندانبان و با تهديد و فشار و شكنجه از اوين به گوهردشت منتقل شدند. آنها به محض رسيدن به گوهردشت، با دقت و شدت مورد بازرسي قرار گرفتند. در اين ميان طرحي كه زندانيان اوين به منظور هماهنگي بيشتر بين زندانيان مليكش و زندانيان بند3 تنظيم كرده بودند لو رفت. پس از چند روز، كه آنها را در انفرادي نگهداشتند، به فرعي بندهاي مختلف منتقل كردند. در اين نقل و انتقال،
زندانيان مليكش را در يك بند جمع كردند. در خرداد67 درحالي كه رژيم همچنان به سركوبش ادامه ميداد، تعدادي از زندانيان بند را، كه همراه با زندانيان ساير بندها شمارشان به 150 نفر ميرسيد، به اوين منتقل كردند. آنها طبق نظر داوود لشكري از بقيه جدا و منتقل شدند. در ميان آنها محكومين به حبس ابد هم به اوين منتقل شدند. در ضمن تعدادي از زندانيان محكوميتشان تقليل پيدا كرده و بهاصطلاح عفو خورده بودند. احكام قبليشان مجدداً به آنها ابلاغ شد و بهطور رسمي عفوهاي داده شد كانلميكن اعلام گرديد. دژخميان همراه با انتقال، شديدترين فشارها را
هم به اين افراد اعمال ميكردند. ما نميتوانستيم علت اين انتقال را بفهميم. زيرا درتركيبي كه انتخاب شده بود، هيچ چيز خاصي بهچشم نميخورد. مثلاً اگر معيار حساسيت بود، افراد بسيار حساستري هم بودند كه جابهجا نشدند. فقط ميدانستيم اين كار آغاز مرحلهٌ جديدي از سركوب است. سركوبي كه از 7سال قبل شروع شده و به طور مستمر پيچيدهتر و شديدتر ميشد. نميدانم چرا، اما احساس مشتركي كه داشتيم اينبار وداع با ياران برايمان سخت و سنگين بود. بدون اينكه دليل و تحليل مشخصي داشته باشيم، از هم ميپرسيديم، آيا باز هم همديگر را ميبينيم؟ و… با وجودي كه براي هيچكس ديگر
ترسي از كابل و شكنجه وجود نداشت، ولي در خفا بچهها بهخاطر اين انتقال اشك ميريختند. من مجاهد شهيد حميد لاجوردي را كه موقع خداحافظي گريه ميكرد، در آغوش گرفتم. درحاليكه التهاب درون خودم را پنهان ميكردم، سعي كردم با او شوخي كنم و بخندانمش… او گفت در اين 7سال، 70بار جابهجا شدهايم، ولي نميدانم چرا اين دفعه نگرانم… از آن 150 نفر فقط 7 نفر زنده ماندند و 143 نفرشان در جريان قتلعام اعدام شدند. سيزده گزارش مستند گزارش اول: بعدازظهر روز چهارشنبه 5مرداد اولين دسته از بچهها را در اوين به دادگاه ويژه ميبرند . كارشان تا ساعت 10شب ادامه مييابد.
همهٌ آنها كساني بودند كه هنوز پروندهشان تعيين تكليف نشده در سلولهاي انفرادي ساختمان موسوم به آسايشگاه بودند. هيأت عفو همهٌ آنها را با حكم اعدام تعيينتكليف كرد. در روز شنبه 8مرداد 67 اين هيأت به زندان گوهردشت ميآيد و 20نفر از بچهها را به اعدام محكوم ميكند. حكم را در همان روز اجرا ميكنند. شيوهٌ برخوردشان اين طور بود كه: اول رئيس زندان با تكتك نفرات برخورد ميكرد. ابتدا اتهام را ميپرسيد. كساني كه ميگفتند: «مجاهدين»، سؤال ديگري نميكرد و از ضرب و شتم هم خبري نبود. گهگاه ميپرسيد آيا حاضري تقاضاي عفو بكني؟ همه قاطعانه ميگفتند: «خير!»، اما از
كساني كه اتهامشان را «منافقين»ذكر ميكردند، ميپرسيد حاضري مصاحبه كني؟ جواب همه به اين سؤال منفي بود. بعد ميپرسيد حاضري انزجارنامه بدهي؟ حاضري تقاضاي عفو كني؟ و خلاصه از برخورد هرنفر، موضع او را مشخص ميكرد كه ديگر در دادگاه معطل نشوند. بعد از آن فرد را به دادگاه ميبردند. در شب جمعه 7مرداد، همهٌ ما را از بند بيرون كشيدند و همين سؤال و جوابها را كردند. متحير بوديم كه چرا اين سؤالها را ميكنند و چرا ديگر از ضرب و شتم خبري نيست؟ صبح روز 8مرداد از ساعت7 صبح ما را بيرون بردند. همهمان را كنار دفتر داديار زندان در راهرو رديف كردند. در
صحبتهاي خودشان ميگفتند: «هيأت عفو». من نگاهي به اطراف كرده و ديدم دو پاسدار مسلح به مسلسل يوزي در راهرو كنار در دادگاه ايستادهاند. تعجب كردم. زيرا هيچگاه سابقه نداشت كه در داخل ساختمان زندان پاسدار مسلح ظاهر شود. ناصريان، رئيس زندان، ميآمد و تكتك بچهها را بلند كرده و داخل اتاق ميبرد. چند دقيقه بعد او را بيرون آورده و به محل ديگري ميفرستاد. در راهرو اصلي كنار يكي از بچهها نشستم. بلافاصله سر حرف با او باز شد. پرسيد: «چه خبر است؟». گفتم: «نميدانم، اما هرچه هست عفو نيست دروغ ميگويند». او گفت: «ميخواهند زهرچشم بگيرند». بعد گفت: «ميداني كه
در اينجا 20نفر از بچهها رادار زدند؟». پرسيدم: «چه كساني بودهاند؟». گفت: «همهٌ بچههاي مشهد به اضافه چند نفر ديگر». به او گفتم: «اينها را كه در اتاق ديدي يكي دادستان و ديگري حاكم شرع است. درواقع اين يك دادگاه است و ميخواهند همهٌ ما را اعدام كنند». اوگفت: «نه! آنها نميتوانند بيخودي اينهمه آدم را اعدام كنند!».از زير چشمبند نگاهي به اطراف كردم. بچههاي همبند خودم و بسياري از بچههاي آشنا را ديدم. آنها بيخبر ايستاده يا نشسته بودند. گاهي به پاسدار ميگفتند: «خسته شدهايم چرا ما را به بندمان برنميگردانيد؟». پاسدار هم ميگفت: «كمي حوصله داشته
باشيد، دارند عفو ميدهند!». يكي از بچهها بهنام «حجت جزع سركرده» در دادگاه به نيري ميگويد: «من عفو نميخواهم بگوييد مرا به بند بفرستند!» نيري با خنده ميگويد: «ناراحت نباش!» و رو به رئيس زندان كرده و ميگويد: «آقا را ببريد به بندشان!» و بعد همه با هم ميخندند. ساعت 9 شب بود كه آمدند تعداد زيادي اسم خواندند. اما اسم مرا نخواندند. چند نفر از بچهها يواشكي گفتند: «ما رفتيم». بعد از آن رئيس زندان آمد و نفراتي را كه باقي مانده بودند به خط كرد و همه را در سلولهاي انفرادي انداخت. فرداي آنروز خبري نشد. تا اينكه روز 17مرداد دوباره مرا از سلول بيرون
بردند. آن روز از ساعت 7صبح تا 12شب يكسره در راهرو بودم، دو روز قبل از آن يكي از بندها كه از نظر رژيم بند منفعلها بود و رژيم مثلا كاري به كارشان نداشت در اعتراض به محل زندگيشان از گرفتن غذا امتناع ميكنند. داوود لشكري،معاون زندان، به بند ميرود و ميگويد: «غذايتان را بگيريد و آدم باشيد». اما آنها قبول نميكنند. بعدازظهر به بند آنها ميروند. آنها از همه جا بيخبر، گويي كه هيچ اتفاقي نيفتاده، كار خود را ميكردند. رئيس زندان ميگويد: «هر كس كه به بودن در اينجا اعتراض دارد بيايد بيرون». تعدادي، كه همگي هم هوادار مجاهدين نبودند، بيرون ميروند. رئيس
زندان افراد ساير گروهها را برميگرداند به داخل بند و ميگويد شما برويد با شما كاري نداريم. بقيه را به دادگاه ميبرند. از ميان آنها تعدادي را اعدام كردند. اسامي برخيشان را كه بهياد دارم عبارت بودند از مجاهدين شهيد: ناصر صابربچهمير، جعفر تجدد، احمد نعلبندي … بعد از اين وقايع اكثر بچهها فهميده بودند موضوع از چه قراراست. هر چند بچهها آماده بودند و هيچ گاه درپذيرش مرگ دريغ نداشتند؛ اما باز هم نميتوانستيم باور كنيم. يكي از بچهها بهنام ابراهيم اكبريصفت، تنها يكهفته به حكمش باقي بود. او ميگفت مرا نميتوانند كاري كنند، چون فقط يك هفته به حكمم
باقي است. او نميدانست مليكشها را هم دارند اعدام ميكنند. من روز 17مرداد در راهرو مرگ نبودم (قسمت دوم راهروي اصلي زندان كه به محل اعدام ميرفت، بين بچهها بهنام راهرو مرگ معروف شد) نميدانم در آنجا چه گذشته بود. اما اينطرف راهرو را ميديدم كه چه خبر بود. پاسداري را ديدم كه يك كيسه پلاستيكي پر از پول پاره شده در دست داشت. به پاسدار ديگر ميگفت: «آنها تمام پولهايشان را پاره ميكنند كه ما برنداريم». معلوم بود بچهها در دقايق آخر اين كار را كردهاند. رئيس زندان به يكي از پاسدارها بهنام فرج ميگفت:« برو هر كس را كه ميشناسي بياور (منظور اين بود كه افرادي
را كه ميشناسي بياور تا بهسرعت حكم اعدامشان صادر شود) فرج ميگفت: من «همهٌ اينها را ميشناسم!». منظورش اين بودكه رأي به اعدام همه ميدهم. پاسدار ديگري را ديدم كه از سر شب به رئيس زندان التماس ميكرد و ميگفت: «زنم دارد ميميرد. ترا به خدا بگذار دو ساعت بروم ببينيم چه خبر است؟». و رئيس زندان اجازه نميداد. از روزي كه قتلعامها را شروع كرده بودند در زندان را بسته و حالت فوقالعاده اعلام كردند. هيچ پاسداري حق نداشت به خانه برود. تمام خطوط تلفن بهجز يك خط قطع بود. آن شب ساعت12، كارشان را تعطيل كردند ناصريان رئيس زندان از شادي در پوست خودش
نميگنجيد. آخر شب ما را به سلول انفرادي برگرداندند. اعدامتان ميكنيم كه ديگر نتوانيد برويد پيش رجوي روز 18مرداد رئيس زندان به بند آمد. در سلول را باز كرد و به من گفت: «آيا حاضري همكاري كني؟». خنديدم و گفتم؟«كدام همكاري؟». گفت: «بايد كد راديويي فرعي7 (بندمان را ميگفت)، تمام پيامهايي را كه از راديو براي فرعي 7 فرستاده شده، بهعلاوه نحوهٌ تماس مادرت با سازمان را بگويي». با خنده گفتم: «خيالاتي شدهيي! چنين خبرهايي نبوده!» از خندهٌ من بهشدت عصباني شده بود. گفت: «بگذار به تو بگويم، داريم همه را اعدام ميكنيم، تمام نفرات فرعي7 را اعدام كردهايم،
داغتان را به دل رهبرتان ميگذاريم». گفتم: «من نميفهمم اعدام من چه ربطي به كس ديگر دارد!» گفت: «خودت را به آن راه نزن! خوب هم ميداني! ما شما را آزاد كرديم فرار كرديد رفتيد عراق پيش رجوي، حالا دارتان ميزنيم، تا ديگر نتوانيد برويد!» روز 21مرداد، جمعه بود. آنها از ساعت 7صبح تا 1بعدازظهر مشغول كارشان بودند. آخوند اسماعيل شوشتري هم آمده بود آنجا. آنروز براي اولينبار شنيدم كه پاسدار حميد عباسي كه معاون داديار بود به بچههايي كه براي اعدام ميبردند، ميگفت: «برويد عاشوراي مجاهدين است. زود باشيد!». روز بعد ساعت7 صبح كارشان را شروع كردند. يكي از
بچههاي غير مجاهد را آن روز ديدم. 7سال بود او را نديده بودم. او را به دادگاه برده و ازش خواسته بودند همهٌ جريانهاي ماركسيستي را محكوم كند. او نپذيرفته بود . به او ميگويند: «داريم اعدام ميكنيم، اگر قبول نكني تو را هم اعدام ميكنيم». او باور نميكرده، دستش را ميگيرند و به محل آمفيتئاتر زندان كه به آن حسينيه ميگفتند ميبرند و چشمبندش را برميدارند. وقتي كه ميبيند 8نفر از بچهها از طنابدار آويزانند، ديگر باور ميكند و هرچه ميگويند قبول ميكند. مشابه همين جريان در اوين هم اتفاق افتاده بود. يكي از هواداران سازمان اهل يك روستاي دورافتاده بود. به
او اصرار ميكنند كه سازمان را محكوم كند. او زيربار نميرود. به او ميگويند همهٌ دوستانت را اعدام كردهايم، اگر قبول نكني ترا هم اعدام ميكنيم. باز هم باور نميكند. تا اينكه او را به زيرزمين محل موسوم به 209 ميبرند و چشمبندش را بالا ميزنند. وي از ديدن جنازههاي بهدار آويختهٌ بچهها آنچنان شوكه شده و وحشت كرده بود كه تا 6ماه بعد از آن جرأت نميكرد لب باز كند و بگويد چه ديده است؟ در همين روزها كه ديگر همه فهميده بودند داستان عفو دروغي بيش نيست، رئيس زندان به بند انفرادي آمد و وسط بند عربده كشيد: «ما ديگر زنداني نخواهيم داشت. اين حكم امام است.
زنداني يا "سر موضع" است كه اعدام ميكنيم يا "بريده" كه آزاد ميكنيم. ديگر كسي را در زندان نگه نميداريم». بعدها پاسدار حميد عباسي همين حرف را به صورت صريحتري به ما گفت: «ما اگر ميخواستيم حكم امام را اجرا كنيم بايد ميليونها نفر را ميگرفتيم و اعدام ميكرديم. زيرا او گفته بود: هر كس راديو مجاهد گوش ميكند بايد اعدام شود». گويا در همان زمان آخوند صانعي هم به اين حرف در نمازجمعه اشاره كرده بود. باز ميگردم به روز 22مرداد در گوهردشت. تعدادي بچههاي آشنا آنجا بودند. اولين نفر حسين نياكان بود. پرسيدم چه خبر؟ گفت: «چيزي قبول نكردم. گمان ميكنم
حكمم صادر شده باشد». گفتم: «از بچهها چه خبر؟»گفت: «فرعي ما را تمام كردند، همه را اعدام كردند! (آنها حدود 20نفر بودند) و من آخرين نفر هستم». بعد پرسيد: «شنيدهاي كه بچهها تا همدان آمدهاند؟» گفتم: «بله شنيدهام، اما فكر ميكنم دروغ است. اگر بچهها تا همدان آمده بودند، رژيم جرأت نميكرد اين جنايتها را بكند». داريوش حنيفهپورزيبا، كه خودش اين خبر را از پاسداري شنيده بود، همانجا نشسته بود. او هم گفت: «بايد دروغ باشد، راست ميگويي! اگر بچهها تا همدان آمده بودند اينها بهجاي اعدام ما، داشتند فرار ميكردند». موقعي كه صحبت ميكرديم هيچ پاسداري در آنجا
نبود. داريوش مواظب بود كه اگر پاسداري آمد خبرمان كند. غلامرضا كياكجوري روبهرويم نشسته بود. به او گفتم: «غلام تو چه كار كردي؟». گفت «امروز حرفم را پس گرفتم!». او چند روز قبل از آن دادگاه رفته و چون فكر ميكرد واقعاً ميخواهند عفو بدهند، شرايط رژيم را پذيرفته بود. بعد اضافه كرد: «آنروز خيال كردم واقعاً عفو در كار است، بعد بچهها گفتند كه همه را اعدام كردهاند و قضيه درست برعكس است. امروز رفتم دادگاه، پرسيدند اتهامت چيست؟ گفتم: "هوادار مجاهدين خلق" هستم! گفتند مگر تو قبول نكرده بودي مصاحبه كني؟ گفتم چرا ولي حرفم را پس ميگيرم! اشتباه كردهام!
حالا هوادار مجاهدين خلق هستم!» داريوش پرسيد: «چرا اين كار را كردي؟»جواب داد: «بابا وقتي كه همه را اعدام كردهاند، اگر من زنده بمانم، زندگي مثل جهنم ميشود!». در سال65 غلام گفته بود: «مسعود آمده عراق، امسال كار رژيم تمام است!» و از حرف خود كوتاه نميآمد. سال65 كه تمام شد غلام ميگفت «كار رژيم تمام شده و از اين به بعد هر روز كه باقي بماند، دارد "ملي" ميكشد». بعد بلند بلندخنديد. آنقدر بلند ميخنديد كه وقتي داريوش سوت زد پاسدار آمده متوجه نشد. پاسدار او را، درحاليكه قهقهه ميزد، ديد. آمد بالاي سرش. پرسيد چرا ميخندي؟ غلام گفت«به تو چه!» پاسدار او
را با لگد زد و گفت: «اينجا چه چيز خندهداري هست كه تو داري ميخندي؟» و غلام باز هم خنديد و گفت «بهتو چه!». بالاخره پاسدار رفت. حسين نياكان به او گفت: «غلام موقع اعدام نخند، چون عزرائيل فكر ميكند او را سر كار گذاشتهاي!». غلام گفت: «بابا اين حرفها را ول كنيد يك چيزي بخوانيد صفا كنيم!». به من گفت: «چيزي بخوان!». گفتم: «من قرآن بلدم اگر ميخواهي بخوانم؟» بچهها گفتند: بخوان! و من هم خواندم: «الذين قالوا لاخوانهم و اقعدوا لواطاعونا ماقتلوا قل فادرؤاعن انفسكم الموت ان كنتم صادقين ».(كساني كه بر جاي خود نشستند و به برادرانشان گفتند كه اگر سخن ما را
گوش ميكردند، كشته نميشدند، بگو اگر راست ميگوييد مرگ را از خودتان دور كنيد). تمام كه شد بچهها به حسين نياكان گفتند: «تو بخوان!» حسين قسمتي از سرود آزادي راخواند و بعد چندبار تكرار كرد: «اي آزادي نور خود را برخاك گور ما،بعد از ما، ميافشان!» تمام كه شد غلام گفت: «اين نور آزادي چه جور نوري است. مثل خورشيد است؟». حسين نياكان گفت: «من نديدهام، نميدانم!» همهٌ بچههايي كه نزديك بودند ميخنديدند. دوباره غلام گفت: «اگر نور آزادي به قبر ما بتابد چه ميشود؟». بعد به داريوش گفتيم: «تو هم چيزي بخوان». داريوش خواند: «الااي صبح آزادي، اگر خورشيد تو سر
ميكشد از لجههاي خون …» تمام كه شد حسين گفت: «دلم را آتش زدي! ياد زخمهاي بدن بچهها افتادم». خيليها همين اواخر آنقدر كتك خورده بودند كه بدنشان زخمي و كبود بود. صحنهٌ عجيبي بود. انگار كه در سلول نشستهايم و داريم در يك حالت عادي حرف ميزنيم. بچهها با هم شوخي ميكردند. آنقدر خنديديم كه مدتها بود آنچنان سرحال نيامده بوديم. بعضي از بچهها با خود زمزمه ميكردند: «رسيده سحر، به خرمن شب، كشيده شرر». يا: «مرگ دانه در ميان خاك…» ساعت 9شب بود. آمدند تعدادي اسم خواندند. اغلب بچههايي كه آنجا نشسته بودند، رفتند. تعدادي را كه باقي مانده بوديم به سلول
برگرداندند. پس از آن رژيم آخرين تيرش را هم رها كرد. قبلاً توضيح بدهم كه رژيم دراولين يورش براي قتلعام، تعدادي را اصلاً به دادگاه نبرد. تعدادي را هم بعد از اولين دادگاه به محلهاي جمعي فرستاد (سلولهاي 15 تا 20نفره در بسته يا فرعيها). اما تعدادي را هم تا آخر در سلول انفرادي نگه داشت. درروزهاي بعد خط تصفيه نهايي و تكميل قتلعام را رفتند. پاسدارها چند نفري به سلول ميريختند و زنداني را زير كتك ميگرفتند و ميگفتند بايد به مسعود و مريم اهانت كنيد. اين چيزي بود كه هيچكس حتي بعداً هم حاضر نبود دربارهٌ آن صحبت كند. بعضي بچهها ميگفتند مثل جانكندن
بود! و اين تعبير دقيقي است. اكنون پس از ساليان ميفهمم چرا چنان حالت و احساسي داشتهام. ما در آن سالها همواره از چيزي تغذيه ميشديم كه خودمان هيچگاه بهدرستي آنرا درك نميكرديم و قدر نميدانستيم. درحاليكه رژيم خيلي بهتر و بيشتر از خود ما از اين واقعيت اطلاع داشت. و گاه نيز آشكارا آن را از زبان شكنجهگران و بازجويان و مقامهاي رژيم ميشنيديم. در سال64 وقتي زير بازجويي بودم، يكروز بازجو از من سؤال كرد: «چرا دوباره دنبال سازمان رفتي؟» من جوابي دادم كه بهشدت عصباني شد. بعد از اينكه با مشت و لگد عقدهاش را خالي كرد، گفت: «ما ميدانيم كه شما فريب رجوي
را ميخوريد، هيچكس مثل او نميتواند شما را تحريك كند». شبيه اين گفته را بسياري از زندانيان ديگر هم شنيدهاند. آن بازجوي ديگر در سال66 در كميتهٌ مشترك به بچهها گفته بود: «شما تقصير نداريد، اين مسعود آدم را جادو ميكند! من خودم هر وقت صحبتهاي او را گوش ميكنم حتماً بايد دو تا نوار خميني گوش كنم تا اثرش را خنثي كند. اگر نوار خميني گوش نكنم من هم تا مدتي ديگر هوادار سازمان خواهم شد». اينها گواهي بازجوها يعني پليدترين و جنايتكارترين عناصر رژيم بود. در اواخر شهريور از انفرادي بيرون آمده و به بند رفتيم. تازه عمق فاجعه برايمان بيشتر روشن شد. تا آن
موقع هيچكس بهدرستي نميدانست كه چه تعداد از بچهها به شهادت رسيدهاند. وقتي كه از بندهاي مختلف در يكجا جمع شديم و تمام بندها در يك بند خلاصه شد، تازه معلوم شد چه خبر بوده است. هركس، از شهيدانبندي كه بود، چيزي ميگفت. يكبار اسم بيش از 700 شهيد را فقط در گوهردشت جمع كرديم. البته تعداد ديگري هم بودند كه نه آمار آنها را درست ميدانستيم و نه آنها راميشناختيم. مثل بند تبعيديهاي كرمانشاهي. يابندي كه روبهروي ما بود. اما امكان برقراري تماس وجود نداشت و ما آنها را نميشناختيم. اواسط مهرماه، 16نفر را صدا كردند. من خودم يكي از آنها بودم. ما را به سلول
انفرادي برده و بدون هيچ توضيحي در سلول را بسته و رفتند. فرداي آن روز رئيس زندان به بند آمد. در سلول مرا كه باز كرد من رويم را برگرداندم. كمي فحاشي و تهديد كرد و رفت. سلول بغلي را باز كرد. يكي از بچهها پرسيد: «چرا ما را اينجا آوردهايد؟» گفت: «آوردهايم اعدامتان كنيم. تو اگر همكاري كني ممكن است زندهات بگذاريم». او گفت: «من هيچ چيز ندارم كه به شما بگويم». چند سلول بعد يكي از او پرسيد: «چرا ما را به اينجا آوردهيي؟» گفت: «براي اينكه هيأت دوباره تشكيل شده و ميخواهيم اعدامتان كنيم». از توي سلول صدايش را ميشنيدم كه پرسيد: «به چه جرمي
ميخواهيد اعدام كنيد؟» ناصريان جواب داد: «هيچ جرمي! مگر آن رفقايتان كه اعدام كرديم جرمي مرتكب شده بودند؟ آنها هم مثل شما بودند. ولي ما دوست داريم شما را اعدام كنيم». حدود 2ماه بعد از انفرادي بيرون آمديم بدون اينكه برخورد ديگري با ما داشته باشند. روحيه خانوادههاي مجاهد، بعد از قتلعامها ديماه همان سال بالاخره پس از 5ماه به ملاقات رفتيم. صحنهٌ بسيار تكاندهندهيي بود. خانوادهها با روحيهيي باورنكردني به ديدن ماآمده بودند. ملاقاتي من، پدر و مادرم بودند. رژيم آنها را چندينبار بين گوهردشت و اوين سردوانده بود. آن روز آنها در نااميدي
مطلق به گوهردشت آمده بودند كه اتفاقا ملاقات داده شد. وقتي ارتباط گوشيها وصل شد. پدرم درحاليكه نگاه عميقي ميكرد گفت: «هنوز هم خنده برلب داري؟». گفتم:« اگر نخندم پس چه كنم؟». گفت: «ميداني حسن چه شد؟». حسن برادرم بود كه در جريان قتلعام در اوين بهدار آويخته شده بود . گفتم آري. گفت: «ما هم به خواست خدا و خواست خودش راضي هستيم». يكي ديگر از بچهها كه دو برادرش را اعدام كرده بودند به ملاقات رفت. او براي همدردي با مادرش سعي كرد نخندد. اما مادرش با تحكم به او گفت: «خجالت بكش، خودت را جمع كن! برادرانت شهيد شدهاند، اينكه عزا ندارد!». و او از نهيب
مادر دلاورش خود را جمع و جور كرد. بعدها با برخي از مادران شهيدان برخورد داشتم. آنها برايم تعريف كردند كه وقتي به اوين مراجعه ميكردند با هم قرار گذاشته بودند كه هركدامشان خبر اعدام فرزندش را ميشنود جلو مزدوران رژيم گريه و يا اظهار ناراحتي نكند. وقتي مادري پس از شنيدن خبر شهادت فرزندش ميگفت: «خدايا شكر!» مزدوران رژيم را ديوانه ميكرد. پس از آن يك شب همهمان را بيرون كشيدند. تا نيمهٌشب تكتك ما زير سؤال و جواب بوديم. پاسدار داوود لشكري يك ليست گذاشته بود جلوش و ميپرسيد: «آيا حاضري در يك راهپيمايي شركت كني؟». بعد هم به تناسب پاسخي كه هر نفر
ميداد جلو اسمش يك چيزي مينوشت. ادامه دارد .................................................... بيانيۀ سازمان فدائيان (اقليت) در ارتباط با تظاهرات اعتراضی مردم در روز ١٣ آبان ضربه دیگری بر پیکر استبداد تهدیدهای چند روز گذشته سران ارگانهای سرکوب جمهوری اسلامی برای بازداشتن مردم از اعتراض و تظاهرات علیه رژیم دیکتاتوری عریان و تروریستی حاکم بر ایران، کار ساز نیافتاد و امروز ١٣ آبان، هزاران تن از مردم شجاع در تهران، اصفهان، شیراز، رشت، تبریز و برخی شهرهای دیگر در
خیابانها تظاهرات کردند و علیه رژیم حاکم و سران مرتجع آن شعار سر دادند. در حالی که رژیم جمهوری اسلامی تمام نیروهای سرکوبگراش را به حال آماده باش درآورده بود و به ویژه در تهران تعداد زیادی از خیابانها به اشغال نیروهای پلیس، سپاه، بسیج و مزدوران وزارت اطلاعات در آمده بود و حتا توقف مترو در ایستگاههای «هفتتیر»، «طالقانی»، «دروازه دولت» و «فردوسی» متوقف شده بود، مردم از صبح زود به سمت میدان هفت تیر به حرکت درآمدند. واحدهای سرکوب که با تمام تجهیزات در محل مستقر بودند، برای جلوگیری از تجمع مردم، وحشیانه به صفوف آنها یورش
بردند، تعدادی را مضروب و گروهی را بازداشت کردند. اما به رغم این وحشیگری و استفاده از گاز اشکآور و شلیک گلوله نتوانستند مانع از تجمع و تظاهرات مردم گردند. این تظاهرات وسعت گرفت و با تجمع و تظاهرات دانشجویان و گروهائی از مردم در خیابانهای دیگر، منطقه وسیعی از تهران شامل اطراف پل کریم خان، خیابانهای طالقانی، مطهری، مفتح، انقلاب، ایرانشهر، قائم مقام فراهانی ، ولی عصر، میرزای شیرازی، نجات الهی وچندین خیابان فرعی به عرصه تظاهرات مردم علیه رژیم و درگیری با مزدوران سرکوبگر رژیم اسلامی تبدیل گردید. در شیراز نیز گروه وسیعی
از مردم مخالف جمهوری اسلامی به سمت میدان دانشجوی این شهر به حرکت در آمدند و تجمع و تظاهرات کردند. واحدهای ضد شورش با پرتاب گاز اشک آور به صفوف تظاهر کنندگان یورش بردند. در اصفهان نیز به رغم اقدامات سرکوبگرانه رژیم، مردم در چهار باغ تظاهرات کردند. در رشت گروهی از مردم در میدان شهرداری دست به تظاهرات زدند. در تعدادی از دانشگاههای شهرستانها ازجمله در قزوین ، اهواز، تفرش، یاسوج، همدان، دانشجویان با سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور، تظاهرات کردند. در جریان مبارزات امروز مردم ایران، صدهاتن از مبارزین در نتیجه وحشیگری مزدوران سرکوبگر
رژیم مضروب شدند، گروهی به بیمارستانها منتقل شدند و دهها تن ستگیر شدند. اما این تلاشهای مذبوحانه رژیم نتوانست مردم را از ادامه تظاهرات باز دارد. تظاهرات ١٣ آبان ضربه دیگری بر پیکر رژیم پوسیده جمهوری اسلامی بود. آنچه که در تظاهرات امروز مردم ایران برجسته بود، عمومیت شعار مرگ بر دیکتاتور بود. تلاش عوامل نفوذی رژیم و باندهای وابسته به جمهوری اسلامی برای به انحراف کشاندن مبارزه مردم از طریق شعارهای غیر سیاسی و ارتجاعی مذهبی، با واکنش منفی مردم رو به رو گردید. شعارهای مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنهای، زندانی سیاسی آزاد باید
گردد، اصلیترین شعارهای تظاهر کنندگان ضد رژیم در ١٣ آبان بود. مردم ایران در تظاهرات ضد حکومتی امروز، بار دیگر نشان دادند که مصممانه به نبرد تا سرنگونی جمهوری اسلامی ادامه میدهند و هیچ تهدید و سرکوبی نمیتواند در عزم و اراده آنها به مبارزه برای رهائی از شر ستمگران خللی ایجاد کند. مبارزه مردم ایران علیه رژیم البته محدود به تظاهرات تودهای در روزهای معینی نیست. مبارزات همه روزه در اشکال مختلف ادامه دارد. تظاهرات تودهای تنها یکی از اشکال مبارزه مردم ایران علیه رژیم و البته عالیترین آن در مرحله کنونی است. اما تردیدی نیست که
یک رژیم دیکتاتوری عریان، تروریستی، وحشی و به غایت ضد انسانی را نمیتوان صرفا با تظاهرات سرنگون کرد. این مبارزه به ناگزیر باید به اشکال عالیتری ارتقاء یابد. پی آمد تظاهرات تودهای و موضعی، اعتصاب عمومی سیاسی خواهد بود. چرا که تنها این اعتصاب میتواند ضربهای فلج کننده و خورد کننده را به رژیم واردآورد و تمام شرایط را برای قیام و سرنگونی جمهوری اسلامی فراهم سازد. سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورائی زنده بادآزادی- زنده باد سوسیالیسم سازمان فدائیان(اقلیت) ١٣ آبان ماه ١٣٨٨ کار – نان – آزادی –
حکومت شورائی نشانی ما روی اینترنت: www.fadaian-minority.org آدرس الکترونیکی ما: info@fadaian .................................................... قسمت سی و هشتم ماتریالیسم دیالکتیک فصل ششم – منطق ديالکتيک گذار "ديالکتيک" جهش عظيم در تفکر بشری درس 38- مختصات عام منطق ديالکتيک و قوانين اساسي آن 1- مختصات عام منطق ديالکتيک 2- رابطه منطق ديالکتيک و
منطق صوري 3- قوانين عمومي ديالکتيک و منطق ديالکتيک 4- دو مرحله منطق ديالکتيک
منطق ديالکتيک مرحله جديدی از تکامل دوره منطقي تفکر و سنتز برتری است از مجموعه قياس و استقراء، پيوند تجربه و تعميم، پراتيک و تئوري است. اگر چه هسته ها و انديشه هايي در زمينه منطق ديالکتيک از زمان باستان و هم چنين سپس در فلسفه کانت و هگل ظاهر گشت ولي تدوين علمي آن مربوط است به پيدايش فلسفه ماترياليسم ديالکتيک.
پس از آشنايي با جای منطق ديالکتيک در تکامل عمومي منطق، اينک مختصات عام و قوانين و مراحل آن را بررسي کنيم. (1)
دوره منطقي يا لوژيک تفکر بشری، در حقيقت با گذار به مرحله ديالکتيک يک جهش عظيم انجام مي دهد که عبارت است از گذار از منطق فرم و صورت به منطق مضمون. نه موضوع مرحله سيلوژيستيک (منطق ارسطويي) و نه موضوع مرحله متدلوژيک (منطق بيکن و دکارت) هيچ کدام، مضمون مفاهيم و تطابق مفاهيم و احکام با واقعيت نبود. از نظر نحوه تفکر عقلايي نيز در هر يک از آن دو مرحله، يک جنبه از چگونگي سير و شيوه منطقي تفکر بشري مطلق شده بود: در مرحله قياس، نتيجه گيری از احکام کلي و سير از کل به جزء ، در مرحله استقراء بر عکس سير از جزء به کل و
نتيجه گيري از تجربه مشخص. با وجود آن که هر يک از آن ها پله هاي بلند پايه اي در راه عروج خرد انساني و ژرف شدن شناخت بشر به شمار مي روند، ولي در شرايط تاريخي معين تکامل جامعه بشري محدوديت هاي آن ها آشکار شد.
مرحله جديد تکاملي، هم زمان با پيدايش تئوری عمومي ماترياليسم ديالکتيک، زمينه پيدايش منطق ديالکتيک را - به صورت علمي - و به عنوان دوران جديدي از تکامل دوره لوژيک تفکر بشري آماده ساخت. در اين دوران ديگر منطق تنها به شکل سير تفکر و توجه به صحت صوري استدلالات و استقراء محدود نمي شود ، بلکه به بطن ، به کنه مي رود، به مضمون مي پردازد، به تطابق احکام و مفاهيم با واقعيت نظر دارد .
منطق ديالکتيک تئوري مربوط به علم منطق است و جزئي است از ماترياليسم ديالکتيک، موضوع آن عبارت است از سرشت شناختي و ظرفيت معرفتي (گنوسئولوژيک) اشکال منطقي، تداخل و تأثير متقابل ديالکتيک آن ها .
يعني مطالعه اين موضوع که مثلا مفهوم يا حکم يا استنتاج چه قدرت شناخت دارند ، تا چه حد واقعيت را منعکس مي کنند ، چگونه بر هم تأثير مي کنند و شيوه هاي مختلف تفکر منطقي نظير تجزيه و ترکيب ويا بررسي تاريخي و منطقي چه نيروي شناخت و نفوذ در مضمون و تطابق با واقعيت را داراهستند و اين شيوه ها چه رابطه متقابلي با هم دارند .
منطق ديالکتيک اولا: مناسبات موجود بين نظرگاه هاي مختلف منطقي (سير از کل به جزء و از جزء به کل ) ثانيا: پيوند بين مراحل مختلف تکامل تفکر منطقي( بين قياس و استقرارء و آنالوژي ) ثالثا شالوده معرفتي آن ها ( شکل هاي شناخت چه طبيعت و قدرتي دارند ، تا چه حد رازگشا هستند و اين قدرت بر چه شالوده مادي متکي است)
رابعا رابطه بين قانونمندي منطقي و قانونمندي واقعي( تطبيق روند شناخت با واقعيت عيني) را مطالعه مي کند.
به اين ترتيب منطق ديالکتيک عبارت است از فلسفه منطق از ديدگاه ديالکتيک ماترياليستي à.
منطق ديالکتيک به عنوان يک علم فلسفي خود منطق نيست که علم جداگانه ای است، وسيله ای است براي کشف ماهيت دروني پديده ها، وسيله اي است براي درک چگونگي رشد و تکامل پديده ها ، وسيله اي که مي تواند اين رشد و تکامل را در انديشه ما انعکاس دهد . به اين علت است که بسياري از پژوهندگان مارکسيستي معتقدند که منطق ديالکتيک بخشي است از ديالکتيک عمومي . يعني آن بخش از ديالکتيک است که در درباره مفاهيم و احکام ، از نظر تطابق آن ها با واقعيت بحث مي کند. در هر صورت روشن است که :
منطق ديالکتيک منطق مضمون است نه منطق فرم و صورت. پس منطق ديالکتيک آموزش ديالکتيک ماترياليستي است در زمينه عام ترين قوانين تفکر منطقي علم قوانين و اشکال انعکاس جهان عيني و رشد و تغيير آن در تفکر ما و قانونمندي هاي شناخت حقيقت است. (2)
تعيين جا و نقش منطق ديالکتيک به هيچوجه به معناي نفي ضرورت و صحت منطق صوري نيست . بلکه بر عکس منطق ديالکتيک در بر گيرنده منطق صوري نيز هست . منطق ديالکتيک ، حلقه قياس و استقراء را که در سيستم هاي ارسطو و بيکن جدا و مجزا از هم بود به هم پيوند مي دهد و استنتاج منطق سيلوژيستيک و تجربه منطق متدولوژيک را با يکديگر مرتبط مي سازد و در يک سيستم واحد، عمل و تئوري را در بر مي گيرد .
پس منطق ديالکتيک در عين حال که جهشي است به سوي مرحله عالي تر تفکر منطقي نتيجه و سنتز همه دستاوردهاي دوره هاي قبلي است و بر شالوده آن ها و با استفاده از آن ها مرحله نوين و عالي تر منطق را استوار مي کند.
رابطه منطق ديالکتيک را با منطق صوري مي توان به را بطه موجود بين رياضيات عالي و حساب تشبيه نمود . واضح است که رياضيات عالي با وجود آن که مرحله عالي تر وجهشي در اين علم است به هيچوجه نافي حساب نيست، آن را قبول دارد و به کار مي برد. منطق ديالکتيک نيز با وجود ويژگي هاي خود و قوانين خاص خويش، منطق صوري و قوانين و قواعد آن را نه تنها رد نمي کند بلکه آن ها را به کار مي برد ، منتهي مرزهاي کاربست آن را نشان مي دهد ومحدوديت هايش را خاطر نشان ساخته و به مضمون احکام و مفاهيم و تطابق آن ها با واقعيت توجه دارد . منطق
ديالکتيک درصدد کشف ماهيت دروني پديده ها است و آن ها را در رشد و تکامل خود، در رابطه متقابل با يکديگر وقانونمندي هايشان در نظر مي گيرد.
منطق ديالکتيک، منطق مضمون است زيرا که ازتئوري انعکاس واقعيت در شعورمايه مي گيرد و از آن جا که جهان هستي در حال رشد و تغيير دائمي است ، اشکاف تفکر، مفاهيم و مقولات نيز بايد بر همين شالوده انعکاس و تغيير و تکامل، بنا شود و اين تغييرات را منعکس کنند و گرنه ديگر شکل انعکاس واقعيت عيني نخواهد بود. به همين جهت هم مسئله اساسي در منطق ديالکتيک درستي اعمال (اپرسيون ها) و ترکيبات صوري مفاهيم نيست بلکه اين است که چگونه اين حرکت و تغيير کيفي و تضاد دروني پديده ها واگذار از يکي به ديگري در مغز منعکس شود. (و در اين
رهگذر حتما لازم است که درستي عمليات وترکيبات صوري مفاهيم نيز رعايت شود) (3)
از تعريفي که براي منطق ديالکتيک به منزله بخشي از ديالکتيک عمومي – ناظر برمفاهيم و احکام و ازجهات تطابق آن ها با واقعيت کرديم اين نتيجه حاصل مي شود که قوانين کلي ديالکتيک را در اين مورد هم بايد به کار برد. زيرا که اين يک اصل کلي است که قوانين هر سيستم عالي تر و کلي تر در سيستم هاي جزء آن لازم الاجرا است . مثلا قوانين عمومي زيست شناسي به هنگام مطالعه پستانداران بايد به کار رود و يا قوانين عمومي مربوط به پستانداران در مورد مطالعه انسان نيز جاري است . يا مثلا اگر بخواهيم وضع و مشخصات مصر را مطالعه کنيم مي
بايست قوانين عمومي مربوط به ماهيت و عواقب راه رشد سرمايه داري را در پيوند با نفوذ و سلطه استعمار نوين در نظر داشته باشيم. در مورد رابطه ديالکتيک عمومي و منطق ديالکتيک نيز چنين است . يعني قوانين عمومي ديالکتيک نه تنها در طبيعت و جامعه بلکه در تفکر و منطق انساني نيز جاري است و همان طور که مطالعه طبيعت يا جامعه بشري و پژوهش قوانين آن بدون توسل به چراغ راهنماي قوانين عمومي ديالکتيک ، به بيراهه خواهد رفت ، در مورد قوانبن تفکر و منطق نيز بايد آن ها را به کار بست تا به راه خطا نرفت .
منطق ديالکتيک بخشي از ديالکتيک است و قوانين سه گانه ومقولات آن را در مورد اعمال منطقي و طبيعت و قدرت شناختي اشکال منطقي درتکامل و تغيير آن ها به کار مي بردÑ. (4)
گذشته از اين اصل که قوانين عام تر و گسترده تر را بايد در سيستم هاي پايين تر جزء آن به کار برد و نتيجه قوانين عمومي ديالکتيک را بايد در منطق ديالکتيک در نظر داشت ، منطق ديالکتيک داراي قوانين خاص خود است .
تئوری شناخت مي آموزد که شناسايي بشر از دو مرحله اساسي مي گذرد: مرحله تجربي (آمپيريک) و مرحله تعقلي (لوژيک) .مطالعه اين دومرحله نشان مي دهد که چگونه منطق ديالکتيک شيوه پژوهشي خود را بر اين دو مرحله و پيوند و تفاوت آن ها استوار کرده و نقايص و نارسايي هاي منطق صوري را مرتفع ساخته و واقعا دوران جديدي را در تفکر منطقي گشوده است . سير تفکر ديالکتيک را نيز مي توان بر همان شالوده به دو مرحله تقسيم کرد : مرحله تجربي و مرحله نظری - مرحله تجربي تفکر ديالتيک شامل تجربه ومشاهده مستقيم وتحقيق درباره اشياء و پديده ها و
جمع آوري اسناد و مدارک وفاکت ها است . اين مرحله درايجاد تفکری صحيح، فوق العاده ضروري است . فردريک انگلس مي گويد: «در هر رشته دانش، خواه شناخت طبيعت باشد خواه جامعه ، بايد از واقعيات آغاز کرد . نبايد روابط را درذهن آفريد و سپس آن ها را به واقعيت عيني تحميل کرد ، بلکه بايد اين روابط را از خود واقعيت بيرون کشيد وپس از يافتن آن ها تا حد امکان وجوداين روابط را از طريق تجربه و عمل به اثبات رسانيد». مثلا اگر بخواهيم نتايج اصلاحات ارضي يا علل وپي آمدهاي نظامي گري را در رژيم گذشته ايران بررسي کنيم مي بايست از مشاهده نظامي گري را در رژيم
گذشته ايران بررسي کنيم ، مي بايست از مشاهده مستقيم ، عيني موجود بود ، از فاکت ها و مدارک شروع کنيم . بايد مثلا در مورد اول، عده دهقانان و مقدار زمين ها و سرمايه داران مانده بود و راه هاي تصاحب اراضي جديد توسط سرمايه داران و جهات مختلف سياست کشاورزي و مالي و دهقاني و رژيم پهلوي در اين زمينه و تمام واقعيات را مشاهده کرده ودر نظر آوريم و همه فاکت هاي ممکني را که در اين باره هست به دست آوريم و يا درمورد دوم سياست هاي امپرياليستي که منشأ نظامي گري بود و دکترين هاي نظامي و سياسي مربوطه و نقشه هاي مشخص نو استعمار و پديده و نقش ژاندارم محلي
درمنطقه و شيوه هاي اجراي نقشه هاي نو استعماري و مخارج تسليحات و تأثير مشخص آن در رشته هاي مختلف را همان طور که بود يعني به صورت فاکت و واقعيت، يا به تفکر و مطالعه قرار دهيم .
پس تجربه و مشاهده و تحقيق و جمع آوري فاکت ها وسائلي است براي شروع از واقعيات ، براي آن که روابط بين مفاهيم و احکام را نه از ذهن و تصور خود بلکه از واقعيت بيرون بکشيم. بدون اين مرحله ممکن نيست که منطق ما از لحاظ تطابق با واقعيت و انعکاس مضمون راهي درست بيابد.
ولي با وجود اهميت بسيار اين مرحله به خودي خود و به تنهايي خاتمه راه و حلال مشکلات نيست.تفکرديالکتيکي وصحيح تنها به تجربه و تحقيق فاکت ها محدود نمي شود. عيب اساسي ونقص اصولي سيستم هاي تفکر پوزيتيويستي در اين است که خود را تنها به همين جا محدود ميکنند و براي مرحله دوم اهميت قائل نيستند. - مرحله دوم تفکر ديالکتيکي را مرحله نظری ( تئوريک) مي ناميم که مرحله پروراندن و نتيجه گيري از فاکت ها است. مرحله دوم، تئوريک، داراي دو هدف اساسي است. نخست شناخت ساختمان سيستم و تعيين استروکتور يا ساختار شيئي و پديده
مورد مطالعه و دوم يافتن سير تکاملي سيستم مورد تحقيق و روند تاريخي رشد آن. مثلا در مورد مثال هايي که گفتيم (بررسي اصلاحات ارضي و نظامي گري) کار تنها به گردآوري فاکت ها و توجه به وقايع پايان نمي يابد، بلکه بايد به مرحله نظری تفکر ديالکتيکي گذر کرد ودرهر مورد فاکت ها را تجزيه و تحليل کرد ، طبقه بندي کرد ، روابط بين آن ها را يافت، به ماهيت و مضمون روابط آن ها پي برد و ساختار سيستم موردنظر را درتمامي و جامعيت خود به دست آورد و همچنين ان را با تاريخي که از سر گذرانده و مراحلي که پيموده و چه تغييراتي در چه حدودی و ابعادی و به چه صورتي در آن حادث
شده بررسي نمود، عليت ها و قانونمندی های آن را کشف کرد . رسيدن به اين دو هدف از طريق اسلوب هاي تحليلي و تکويني امکان پذير مي شود.
راه تفکر ديالکتيکي درست نمي تواند درنيمه راه و بدون مرحله دوم تمام شود و يا بدون مرحله اول آغاز گردد. در نظر نگرفتن مرحله تجربي يا آمپيريک مساوی خواهد بود با تکيه به محتويات ذهن و گسستن از واقعيات و غلطيدن در اشتباه ذهني گری يا سوبژکتيويسم. بر عکس محدود شدن تنها به مرحله تجربي مساوی خواهد بود با غرق شدن در انبوه فاکت ها، بدون درک روابط و قوانين، بدون داشتن منظره کلي، بدون درک ماهيت و عليت. اين هم درغلطيدن در اشتباه آمپيريسم را به همراه مي آورد. -------------------------------------------------------------------------------- à به
همين جهت و براي نشان دادن اين تفاوت کيفي و موضوع گسترده و به کلي جديد آن، برخي از فلاسفه مارکسيست، منطق ديالکتيک را«متالوژيک ديالکتيک» يا «متالوژيک فلسفي» نام نهاده اند. Ñ اگر چه هنوز مقولات تئوري منطق ديالکتيک مورد بحث و تحقيق است ولي همه پژوهندگان مارکسيسم بر اهميت رابطه ديالکتيک بين دو مقوله تاريخي و منطقي تکيه مي کنند ونقش مهم مقولات مجرد و مشخص ، مضمون وشکل، ساده و بغرنج( و رابطه ديالکتيک بين آن ها ) را درتدوين اين تئوري خاطر نشان مي سازند. .................................................... ستاره در اوین گزارش از جلوی زندان
اوين – 14 آبان یک ساعتی است که از در اوین برگشتم عصابم پاک بهم ریخته از شدت خشم دوست دارم فریاد بزنم. حدود ساعت 3 بود که یکی از دوستان زنگ زد و گفت که تعدادی از خانواده ها در جلوی اوین تجمع کردن. خیلی سریع خودمان را به اوین می رسانیم جمعیتی حدود 400 تا 600 نفر از خانوادها و فعالین اجتماعی در جلوی اوین تجمع کرده بودن. بعد ازحدود 10 دقیقه درب اوین باز شد و تعدادی سرباز و نیروی گارد مردم را به اطراف هل دادن. در همین هنگام ماشینی در جلوی اوین ظاهر می شود که مخصوص حمل محکومین است. تعدادی را از ماشین پیاده کردن که دستبند به دست داشتند. با
دیدن این صحنه مردم شروع به دادن شعار کردن درست که نگاه کردم تعدادی از رفقا را در میانشان شناختم. مشخص بود که آنها را از بازداشتگاههای دیگر به اوین آورده اند. روی صورت تعدادی از رفقا آثار شکنجه دیده می شود. در این موقع تعدادی از رفقای بازداشتی شروع به شعار دادن کردن، قیافه رفیق رها و یاشار را دیدم که دستهای خود را به علامت پیروزی بالا گرفته بودن و شروع به دادن شعار مرگ بر دیکتاتور کردن. با دیدن این صحنه اشک در چشمانم جمع شد. قلبم داشت از جا کنده می شد. از دوستی که موقع دستگیری همراه رها و یاشار بوده شنیدم که رها تا موقع انتقال به ماشین
نیروهای امنیتی همچنان درحال شعار دادن بوده . اگرچه همه را نمی شناختم اما همه ی قیافه ها آشنا میامدن. انگار سالهاست که می شناختمشان. از اینکه دوستانم را در دست دژخیمان گرفتار می ديدم و نمی توانستم کاری انجام بدهم بسیار خشمگین بودم. تصمیم گرفتم من هم همراه مردم شروع به دادن شعار کنم. در این هنگام نیروهای امنیتی با تهدید از ما خواستند که محل راترک کنیم و گفتند که اگر محل را ترک نکنیم ما را نیز بازداشت می کنند. اما مردم به آنها اعتنایی نکردن و همچنان به شعار دادن ادامه دادن. بعد از بسته شدن در اوین ما حدود 30 دقیقه آنجا ایستادیم که با تاریک
شدن هوا و تهدید دوباره نیروهای امنیتی و انتظامی تصمیم گرفتیم آنجا را ترک کنیم. اما احساس می کنم قلبم در هماجا در پشت درب اوین جا ماند. خشمم را فرو می خورم و به انتظار می نشینم تا در روزهای آینده در دل مبارزه و تظاهراتهای دیگر خشمم را برسر نیروهای سرکوبگر ارتجاع خالی کنم . همچنین با خبر شدیم که تعدادی از دوستان دیگر نیز بازداشت شده اند و به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در پشت بازار کامپیوتر رضا منتقل شده اند. تا روزهای بعد . سرنگون باد رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی بر قرار باد انقلاب سرخ توده ای پنچ شنبه 14 آبان
88 .................................................... باید قانونمندی مبارزه طبقاتی را آموخت و به قوانین پیشبرد این مبارزه پای بند بود، این قوانین را در کوران مبارزه طبقاتی پیاده کرد و با توجه به دستآوردهای جدید، آنها را رشد و تکامل داد. بدون ایجاد ستاد رهبری کنندهی پیشرو پرولتاریا، کارگران و زحمتکشان قادر به رهائی از زیر سلطه و فشارسرمایه داری و سرنگون کردن آن نمیشوند. این ادعا نیست، بلکه تجارب متعدد مبارزاتی پرولتاریا مُهرتایید برآن زده است. تنها ازاین طریق است که مبارزه تاحدممکن به طورصحیح پیش برده شده و به موفقیت می
انجامد. .................................................... سازمان فدائیان (اقلیت) چه میگوید و چه میخواهد؟
انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی
سازمان فدائیان (اقلیت) همواره بر این عقیده بوده است که با وجود جمهوری اسلامی نه تنها هیچ بهبودی در وضعیت تودههای زحمتکش مردم و تحقق مطالبات آنها ممکن نیست، بل که مادام که این رژیم به حیات خود ادامه میدهد، مدام وضع وخیم تر خواهد شد. لذا پیوسته بر این حقیقت تاکید کرده است که راه نجات مردم ایران از شر فجایعی که جمهوری اسلامی به بار آورده است و تحق مطالبات آنها، جز از طریق یک انقلاب، سرنگونی تام و تمام جمهوری اسلامی و درهم شکستن تمام دستگاه دولتی موجود که ابزار ستم و سرکوب طبقه حاکم برای در انقیاد
نگهداشتن تودههای مردم است و بدون انتقال قدرت سیاسی به کارگران و زحمتکشان متشکل شده در شوراها و تغییرات ریشهای و رادیکال ممکن نیست. http://www.geocities.com/fedaian/index.html .................................................... سانسور اینترنت را با کامپیوتر خودتان در هم بشکنید لازم به ذکر است خبرهای ارسالی دلیل بر دیدگاه نظری فرستنده ایمیل نمی باشد و فقط جنبه خبر رسانی دارد .................................................... |