مبارزان راه روشنایی

1 view
Skip to first unread message

Kaveh Ahangar

unread,
Jul 4, 2007, 4:55:37 PM7/4/07
to adabestan-k...@googlegroups.com, kargah-...@googlegroups.com
درود بر شما
دوستان، این کتاب هم چاپ ایران است و نسخه الکترونیکی آن وجود ندارد و فقط دوستانی که در ایران هستند میتوانند آن را از کتاب فروشیها تهیه نمایند. هر کس آن را خاند جای ما را هم خالی کند. به نظر میرسد کتاب جالبی باشد
شاد و تن درست باشید
 
مبارزان راه روشنايي
پائولو كوئيلو
برگردان : دل آرا قهرمان
انتشارات ميترا
چاپ پنجم : ۱۳۸۰ ‎/ قيمت ۱۱۰۰۰
 
خوانندگان ايراني «پائولو كوئيلو» را با رمان «كيمياگر» شناختند وپس از توفيق اين رمان وچاپهاي پي درپي آن ، شاهد ترجمه و نشر آثار ديگر اين نويسنده برزيلي درايران بوديم. كتاب «مبارزان راه روشنايي» ابتدا در سال ۱۳۷۸ منتشر شد و اكنون چاپ پنجم آن روانه بازار كتاب شده است.
پائولو كوئيلو در سال ۱۹۴۷ در ريودوژانيروي برزيل متولد شد. او كه از ابتدا قصد داشت نويسنده شود، درسال ۱۹۶۸ به سفري دوردنيا پرداخت وبه همراه جنبش هيپيسم كه در دهه شصت برضد فرهنگ غرب به وجود آمد، جذب موادمخدر شد. درهمين اوان به مطالعه آثار كاستاندا، بوديسم، ذن بوديسم و ادبيات عرفاني پرداخت و سرانجام در سال ۱۹۷۴ به برزيل بازگشت و با ترانه سرايي در برزيل وضعيت مالي خوبي پيدا كرد. در كتاب «ديدار با فرشتگان» شرح تجربه وحشتناكي آمده است كه كوئيلو پشت سر گذاشت وپس از آن زندگي او متحول شد. موادمخدر را به كلي ترك كرد واز شركت در جلسات جادوي سياه دست كشيد و به يكباره ايمان مذهبي اش را باز يافت. او در سال ۱۹۸۵ با «كريستينا اوي تيسكا» هنرمند نقاش، ازدواج كرد. رمان «كيمياگر» درسال ۱۹۹۱ به چاپ رسيد و در اندك زماني شهرت جهاني يافت. سفر به دشت ستارگان (۱۹۸۷)، ديدار با فرشتگان (۱۹۹۳)، در ساحل رودخانه پيدرا نشستم و گريه كردم (۱۹۹۵) ، كوه پنجم (۱۹۹۷) و دو كتاب آخري او «مكتوب» و «مبارزان راه روشنايي» نام دارد كه دراين نوشتار به بررسي« مبارز ان راه روشنايي» مي پردازيم.«مبارز ان راه روشنايي» و «مكتوب» از قطعات كوچكي ساخته شده اند كه دريكي از نشريات برزيل به چاپ رسيده اند. پيام هاي متفاوت اين دوكتاب باعث شده كه كوئيلو آنها را در دوجلد متفاوت گرد آورد. البته در كتاب مبارز ان راه روشنايي، آغاز و انجام افزوده شده به قطعه ها، موجب انسجام لازم گرديده است. كودكي درساحل دريا نشسته است كه زني زيبا به او نزديك مي شود و او را از وجود جزيره اي كه در آن معبدي با ناقوس هاي بي شمار قرار دارد، در اعماق دريا باخبر مي كند. بانو، كودك را ترغيب مي كند كه به ديدن معبد برود وبعد هرچه را كه ديده است به او بگويد و خود دور مي شود. كودك از آن پس روزها در ساحل به انتظار مي نشيند تا شايد معبد را ببيند يا صداي ناقوس ها را بشنود، اما هيچ اتفاقي نمي افتد ودر عوض كودك چيزهايي ديگر مي آموزد، مثلاً اين كه چگونه صداي مرغان و دريا و ماهيگيران ، حواس او را پرت نكند وبتواند منتظر شنيدن صداي ناقوسها باشد، تا آنجا كه ديگر هيچ صدايي نمي شنود. يك سال بعد پسرك تصميم مي گيرد دست از پيگيري بردارد، پس به دريا نزديك مي شود تا با آن خداحافظي كند. يك بار ديگر طبيعت را مي نگرد وبه آواز مرغان گوش فرا مي دهد وچون ديگر در انديشه ناقوس ها نيست با دريا ارتباط برقرار مي كند وناگهان صداي ناقوس ها را مي شنود. سالها بعد هنگامي كه كودك، مردي شده است ، به دهكده باز مي گردد وبه ساحل رودخانه مي رود و زن زيبا را دوباره مي بيند. زن دفتري را كه همه صفحاتش سفيد است ، به مرد مي دهد ومي گويد: «بنويس: مبارز راه روشنايي به نگاه كودكان ارج مي نهد» و مرد شروع مي كند به نوشتن كه حاصلش كتاب «مبارز ان راه روشنايي » است.
كتاب از قطعات كوتاهي در وصف «مبارز ان راه روشنايي » فراهم آمده است. در جاي جاي كتاب ، جملات حكيمانه اي از رهبران و پيشوايان جنبش هاي عرفاني، نظير «اي ـ چينگ »، «جان بانيان» و «لائوتسه» به چشم مي خورد و برنامه اي نظري براي افرادي است كه تمايل دارند در راه عرفان و خودسازي بكوشند.
محسن حكيم معاني
 
k-i-030881-mobarezan.doc
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages