(خواب بد-از مجموعه ی "عروسک های من"-خرسی و خوکی)
خواب بد
خرس كوچولويم خواب بد ديده
از خواب بدش خيلي ترسيده
خواب ديده يك غول خوكي را برده
همانجا داشته او را ميخورده
خرس كوچولويم خيلي ترسيده
گريه مي كرده غول را ميديده
خرسي ميگفته به آن غول بد
بهجاي خوكي يك سيب بخورد
براي او سيب خيلي مفيد است
شيرين و آبدار سرخ و سفيد است
اگر بخورد خوشگل مي شود
لُپقرمزي و عاقل ميشود
مامان هم به من اين را ميگفته
او راست ميگويد دروغ نگفته
اما غول بد باور نكرده
گوش به حرف او آخر نكرده
خوكي را خورده غول با آب و تاب
خرسي با گريه بيدار شد از خواب
با اين كه سالم خوكي را ديده
هنوز هم از ترس به من چسبيده
!يادمه خانوم بنيهاشمي و آقاي موسوي،اعلام آمادگي كرده بودن.بسمالله
ممنون از دلگرميتون.اميدوارم همه دست به كار بشن و دست به قلم ببرن.منتظر كارهاي خوبتون هستم.دوست ندارم متكلم وحده باشم. شعر بعديمو وقتي مينويسم كه يه كار هم از بقيه ببينم.روز و روزگار بر همگي خوش
ما بچه ها اهل زمینیم
اما زمین دنیای ما نیست
این یک وجب دنیای خاکی
تا آخرش هم جای ما نیست
دنیای خالی از گل سرخ
دنیای سنگ و سد و دیوار
دنیای آدم های بد جنس
گرگ بد و روباه مکار
اینجا " علی بابا" غریبه است
اینجا " عمو نوروز" تنهاست
طفلک " ننه سرمای" قصه
در چشم هایش غصه پیداست
انگار یک جادوگر پیر
با یک عصای سحر آمیز
باغ قشنگ قصه ها را
دنیای ما را ، کرده پاییز
دنیای ما پر بود از شور
از قصه شنگول و منگول
از بزبز قندی که جنگید
با گرگ ها ، با گله غول
مرغی که تخمی از طلا داشت
آن جوجه های پرحنایی
یک قسمت از دنیای ما بود
بزهای زنگوله طلایی
دنیای ما جا می شد انگار
در تیله چشم عروسک
کاغذ کشی و گوی رنگی
دنیایی از اکلیل و پولک
دنیای ما یک روز گم شد
در کهکشان راه شیری
کاش ای خدا می شد که آن را
تو هیچوقت از ما نگیری
On 3 مارس, 15:18, rayeheye yas <rayeheyeyasb...@gmail.com> wrote:
> يك نكته مهم در مورد شعر كودك- بايد بدانيم براي چه گروه سني مينويسيم
> كسي كه براي كودكان مينويسه، بايد گروه سني مخاطبش رو بشناسه.شعر براي يك كودك
> پيش از دبستان با كودك بنجم ابتدايي بسيار متفاوته.بنابراين چند نكته رو فراموش
> نكنيم
>
> روحيات و نيازهاي گروه سني مخاطبمون رو بشناسيم
>
> يادمون باشه دايره ي لغاتي كه كودك داره و براش قابل فهمه،در هر سني
> متفاوته.استفاده از تعابيري كه براي كودك (در گروه سني مورد نظرما ) قابل فهم
> نباشه ،باعث زدگي كودك از ادامهي خوندنش ميشه
>
> استفاده از كلمات شكسته شده در شعر كودك دبستاني (بخصوص سال هاي اول دبستان)
> مفيد نيست چراكه ممكنه باعث عدم يادگيري صحيح كلمات بشه.مگر اين كه توسط
> بزرگترها براي كودك خونده بشه يا اين كه كودك در سني باشه كه ديگه شكل صحيح
> كلمه رو ياد گرفته و متوجه شكست كلمه ميشه
> استفاده از كلماتي كه كودك اونها رو قبلاً تجربه نكرده، از اونها استفاده
> نكرده و يا با اونها نامأنوسه،باعث ميشه كودك به راحتي كتاب رو كنار بگذاره
> بسته به سن كودك، ميشه در حد مجاز و كم ؛از كلماتي كه هنوز براي كودك ناآشنا
> هستند اما با كمك كوچكي از طرف بزرگ ترها براي او قابل فهم ميشن،استفاده كرد.به
> نحوي كه خسته كننده نباشه و متن پر نشه از كلمات نامأنوس.اين كمك ميكنه تا
> دايرهي لغات كودك افزايش پيدا كنه.البته همون طور كه قبلاً گفتم،تشخيص مفيد
> بودن اين كلمات ،به تناسب اون لغات با سن كودك و روانشناسي كودك در سنين مختلف
> بر ميگرده
> 2011/3/3 rayeheye yas <rayeheyeyasb...@gmail.com>
>
>
>
> > براي اونهايي كه فقط دوست دارن بخونن و نظر ندن! شعري از خانوم عرفان نظر
> > آهاري رو مي گذارم.فكر مي كنم خوشتون بياد
>
> > دنيايي از اكليل و پولك <http://www.habbeyeangoor1.blogfa.com/post-59.aspx>
>
> > *
>
> > *ما بچه ها اهل زمینیم
> > 2011/3/1 rayeheye yas <rayeheyeyasb...@gmail.com>
>
> >> ممنون از دلگرميتون.اميدوارم همه دست به كار بشن و دست به قلم ببرن.منتظر
> >> كارهاي خوبتون هستم.دوست ندارم متكلم وحده باشم. شعر بعديمو وقتي مينويسم كه
> >> يه كار هم از بقيه ببينم.روز و روزگار بر همگي خوش
>
> >> 2011/3/1 Hamed Mostofizade <hamedmostofiz...@gmail.com>
>
> >>> محشر بود خانم رایحه یاس
> >>> خوب دست به کار شدید
> >>> بقیه دوستان هم که میتونن بگن
> >>> من هم علاقه مند شدم
> >>> تمرین میکنم ببینم میشه قصه کوتاه نوشت یا نه- مخفی کردن متن علامت زده -
>
> - نمايش متن نقل قول شده -
حالا یه چیزی
چه دنیای قشنگ و عجیبی داره دنیای کودکی
یادش بخیر
ادبیات شفاهی یا عامیانه، توسط مردم خلق شده و در طول تاریخ انتقال دهنده ی فرهنگ، ارزش های تربیتی، اخلاقی، تاریخ و هنر به مردم بوده است. این ادبیات شامل: شعرو ترانه، قصه های سنتی،(اسطوره،فابل یعنی حکایت پندآمیز،افسانه و قصه های قومی) است.
یکی از انواع آن، فولکلور(فرهنگ عامه) است که شامل : باورهای عامیانه ، طبّ سنّتی، بازی ها، آوازها، جشن ها، رقص های مذهبی، قصه های قدیمی، شعر، فابل(حکایت پندآمیز)، اسطوره، افسانه، حماسه است و آینه ی مردم خوانده می شود.
ابتدایی ترین شکل ادبیات، لالایی است. ارزش لالایی در موسیقی آرام بخش و حالات موزون آن است.
در اینجا چند لالایی از نقاط مختلف ایران را با هم می خوانیم.
لالالا گل پونه
گدا امد در خونه
یه نان دادم بدش اومد
دونان دادم خوشش اومد
خودش رفت و سگش اومد
لالالا گل خشخاش
بابا رفته خدا همراش
لالالا گل فندق
مامان رفته سر صندوق
لالالا گل زیره چرا خوابت نمی گیره
بخواب ای نازنین من مامان قربون تو میره
الالالا که لالاتم
اسیر قد و بالاتم
الالالا گل زردم
به قربون تو می گردم
الالالا گل سوسن
سرت خم کن لبت بوسم
الالالا حبیب من
به دردی طبیب من
الالالا، گل آلو،
دوخوشو سیب زرد آلو.
الالالا، گلم باشی،
بخوابی بلبلم باشی،
تسلای دلم باشی.
الالالا گلم دخو، گلم بیدار،
گلم هیچ وقت نشه بیمار.
الالالا لالاش می یاد،
صدای کفش آقاش می یاد،
آقاش رفته زن گیره،
کنیز صد تومن گیره.
الالالا تو را دارم، چرا از بی کسی نالم.
الالالا زر در گوش،
ببر بازار مرا بفروش،
بیک من آرد و سی سیر گوش
الالالا گل زیره
چرا خوابت نمی گیره
بحق سوره یاسین
بییایه خوتو را گیره
لالالالا، گلم بودی.
عزیز و مونسم بودی.
برو لولوی صحرایی.
ازای بچه م چه می خوایی؟
لالالالا گل نسرین
بیرون رفتین، درو بستین
منو بردین به هندستون
شوهر دادین به کردستون.
بیارین تشت و آفتابه
بشورین روی شهرزاده.
که شهرزاده خدا داده
لالالالا، گل چایی
لولو! از من چه می خوایی؟
که این بچه پدر داره
که خنجر بر کمر داره.
لالالالا، گل آبشن
کاکا رفته چشوم روشن
لالالالا، گل خشخاش
کاکا رفته خدا همراش
لالالالا، گل زیره
بچه ام آروم نمی گیره
گل سرخ منی شاله بمونی
ز عشقت می کنم من باغبونی
تو که تا غنچه ای بوئی نداری
همین که وا شدی با دیگرونی
لالایت می گم و خوابت نمی آد
بزرگت می کنم یادت نمی آد
عزیز کوچکم رفته به بازی
به پای نازکش بنشینه خاری
به منقاش طلا خارش درآرید
به دستمال حریر رویش ببندید
لالالالا گل پسته
بابات رفته کمر بسته
لالالالا گل خشخاش
بابات رفته خدا همراش
لالالالا گل نعنا
بابات رفته شدم تنها
کاشمر خراسان
لالالا گل نازی،
بابات رفته به سربازی
لالالا گل پسته،
شدم از گریه هات خسته.
لالالا گل زیره،
دوخورو ای چشم حیزه
لالالا گل عناب،
شدم از گریه هات بی تاب
لالالا گل جارو،
دخورو ای بچه ی پر رو.
ترجمه از ترکی
از سرو صدای لالایی من،
مردم از خانه ها گریزانند
هر روز یک آجر می افتد
از سرای عمر من.
شیراز
لالالا عزیز کبک مستم!
میون کبک ها دل بر تو بستم.
تموم کبک ها رفتن به بازی،
من بیچاره پابست تو هستم.
برگرفته از کتاب تاریخ ادبیات کودکان ایران جلد ۱
منبع لالایی ها: http://www.ketabak.org/tarvij/lulloby
حسین علیزاده هم آلبومی منتشر کرده که به دلیلی که کاملا مشخصه توی ایران
اجازه انتشار پیدا نکرده
اسم آلبوم هست مادران زمین
که لالایی های مختلف نواحی ایرانه که توسط سه خواننده زن خونده شده
...لالایی های اول آلبوم من رو بردن یه جای دیگه
بوی عیدی …
بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفرهء نو
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکهء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخوردهء لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگی مو در میکنم
فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا
شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور
برق کفش جفتشده تو گنجهها
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
———————
سپاس از لطفتون.يادآوري بسيار به جايي بود.اين روزها خيلي وقت ها اين شعر زيبا رو ميشنويم و يا زمزمه ميكنيم
باتكامل علم وتمدن انساني ، ارزشگذاري با شناخت منطقي همسو شد . اين تحول به ويژه درسده بيستم گسترش يافت . علم وعالم هميشه درتلاش بوده اندكه خودراازارزشگذاري عاطفي دوركنند. علم شناسايي مي كندوچون شناخت پديده أي مطلق نيست ، دائما شناسايي خودراترميم مي كندوياگسترش مي بخشد. به اين ترتيب كيفيت وجودي ارزش عاملي متغير ونسبي است كه با توجه به نفس ادراك كننده تغييرپيدامي كند. عوامل متعددي روي كيفيت وجودي ارزش تاثيرمي گذارند. بعضي ازاين عوامل عبارتنداز:
عامل آ خردرارزشگذاري آثارهنري وادبي نقشي برجسته دارد. هنگامي جوهر زيبا درنفس ادراك كننده ظاهرمي شودكه سبب انگيزش عاطفي اوشده باشد. وچون اين جوهر عامل سازنده مشترك آثارهنري است ، ازموضع فردي مي گذردوجمعي مي شود. به اين ترتيب بادوگونه ارزشگذاري فردي وجمعي روبرو مي شويم . گاهي ما براساس عواطف وگرايشهاي دروني خوديك موقعيت يا پديده راارزيابي مي كنيم وچون اين موقعيت كاملا فردي است ، تاهنگامي كه درموضع داوري جمعي قرارنگيرد ، جوهرآن پديده يا اثرآشكارنمي شود.
براي مثال ستايش ويا اظهار تنفر ازپديده أي طبيعي بيان ارزشگذاري فردي است . اما اگرگروه يا جمعي نسبت به اين پديده ياچشم انداز ارزشگذاري همسوداشته باشند، بايد متوجه كيفيتي خاص درآن شد. آبشاري باچشم انداززيبا براي بينندگان آن داراي ارزشي مثبت وجذاب است كه آنها راازنقاط دورونزديك به طرف خودمي كشاند. ذهن داوري كننده دراينجا فردي نيست ، بلكه جمعي است وبايديقيين داشت كه آن پديده يا چشم انداز كيفيتي داردكه برانگيزاننده عواطف انساني است.
درارزشگذاري آثارهنري تاكيدروي داوري جمعي است . هميشه آثار زيادي براي ورود به دنياي هنر آفريده مي شود، اما فقط درصد كمي ازاين آتْارجواز ورود به اين دنياي شگفت ودوردست مي گيرند. علت چيست ؟ داوري جمعي حكايت ازاين مي كندكه بيشتراين آثار فاقد آن كيفيت وجودي است كه ارزش زيبا مي ناميم . درحالي كه ممكن هم هست درحالت فردي شخص نتواند با اثرهنري رابطه برقراركند. اين عدم ارتباط دليلي برفقدان كيفيت وجودي ارزش زيبا درآن فرآورده نيست .
به طوركلي ارزشها به دو گروه :
تقسيم مي شوند. ارزشهاي زيبا ازگروه ارزشهاي عاطفي است . گزاره هاي ارزشهاي زيبا به هيچ صورتي قابل اثبات نيستند. وجوداين ارزشها تنها ازراه داوري جمعي قابل شناسايي است .درنقدادبيات كودكان ارزشهاي ساختاري ، ارتباط شناختي وشناخت شناختي ازگروه ارزشهاي منطقي محسوب مي شوند. گزاره هاي اين ارزشها قابل اثبات است . اين ارزشها خود برآيندي ازحضورمنطق درساخت آثارهنري است . درنقد وارزشگذاري ادبيات كودكان دوگونه كٌزاره گذاري يا بيان حكم وجود دارد.
دربيان گزاره هاي عاطفي هيچ قانون واصولي وجودندارد. براي مثال وقتي كه كسي اذعان مي كند فلان داستان ياشعرزيباست ، ازاحوال درون خود خبرمي دهدواين شخص نمي تواندباطرح زنجيره أي اصول وقانون ديگران رابه زيبايي اثرواداردياقانع كند. اماهنگامي كه گفته مي شود، رفتارشخصيت داستان متناقض است ، اين گزاره منطقي به راحتي قابل اثبات است .
نقدوارزشگذاري روشمند،نه يك كنش ساده كه فرايندي پيچيده وجامع است . اين فرايندبارابطه بين ارزشگذارواثرشروع مي شود. انتخاب اثرازطرف ارزشگذارشروع اين رابطه است . سپس مرحله درك اثرفرامي رسد. منتقديابررس درصورتي كه اثررامناسب تشخيص دهند، آن راتحليل مي كنند. تحليل اثرآغازي براي شناخت ارزشهاي اثروارزشگذاري آن محسوب مي شود. درحوزه ادبيات كودكان ارزشگذاري ازچهارزاويه صورت مي گيرد.
ارزشهاي زيبايي شناختي ------ گزاره هاي عاطفي ------- شيوه سندي
ارزشهاي ساختاري -------- گزاره هاي منطقي -------- شيوه سندي
ارزشهاي ارتباط شناختي ------- گزاره هاي منطقي ------ شيوه توصيفي - آزموني
ارزشهاي شناخت شناختي ------ گزاره هاي منطقي ------- شيوه توصيفي - آزموني
ارزشهاي زيبايي شناختي باگزاره هاي عاطفي بيان مي شود، مثل گزاره - ازاين داستان لذت بردم - اين كٌزاره هاي عاطفي كه ازنظر بعضي فيلسوفان شبه گزاره است ، زيرا قابل اثبات نيست ، بيانگرتاثيري است كه متن ادبي روي فردمي گذارد. شيوه كشف ودريافت چنين ارزشهايي ازراه رابطه بامتن يا سند ادبي ممكن است . ارزشهاي ساختاري كه قابل اثبات يانفي هستند، باگزاره هاي منطقي بيان مي شوند. شيوه كشف ودريافت اين ارزشها نيز شبيه ارزشهاي زيبايي شناختي سندي است .
اما ارزشهاي ارتباط شناختي و شناخت شناختي اكٌرچه باگزاره هاي منطقي بيان مي شوند، اماشيوه كشف ودريافت اين ارزشها توصيفي - آزموني است . دراين شيوه ارزشگذار تاثيرات متن راروي كٌروهي ازكودكان چه ازجنبه ارتباطي وچه ازجنبه شناختي بررسي مي كند ونتايج اين بررسي رابه عنوان ارزش ثبت مي كند.
بدين ترتيب درنقدادبيات كودكان ، ارزشگذاريها تاثيرات وواكنشهاي كودكان راهم دربرمي گيرد. موضوعي كه درنقد ادبيات بزرگسالان به طورروشمند وجود ندارد
دعوا برای چی؟
واقعاً از لطفتون ممنونم.متن رو كپي كردم تو ورد تا سر فرصت بخونم.موفق باشيد
دلنگ دلنگ صدا رسید اومد دوباره وقت عید
باز شدن شکوفه رو حالا باید نشست و دید
دست بزن و بالا بپر بگو رسید سال جدید
با خنده و شادی باید رو غصّه ها یه خط کشید
بابا رو دستاش وا می شه دوباره قرآن مجید
از توی سجاده ی اون می شه گلای تازه چید
مامان می پوشه با بهار چادر گلدار سفید
دست به دعا برمی داره خونه میشه پراز امید
سفره ی هفسین که میاد به بچه ها میده نوید
کفش و لباس تازه رو حالا دیگه میشه پوشید
دوروبر سفره یواش! یواش برو نمیشه دوید
عزیز میگه تو چیدنش همه میتونید کمک کنید
حالا دیگه وقت چیه؟ مهمون عید،دید و بازدید
مامان میگه ادب خوبه مهمون اومد به پاش پاشید
وقتی که عیدی می گیرید خوبه تشکر بکنید
گرچه تو برق چشماتون تشکرو میشه شنید
دلنگ دلنگ صدا رسید مبارکه عید سعید
ممنون از لطفتون.اگه اجازه بديد تازه كردن تاپيك رو بگذاريم با تازه شدن سال.حقيقتش كمي كه نه زياد سرم شلوغه و هر بار كه سر ميزنم تاپيك ها رو هم خيلي با عجله مي خونم و خيلي هاشون رو هم كپي مي كنم رو ورد و بعداً ميخونم.انشاالله سال جديد با انرژي مضاعف در خدمتتون باشم.( البته اگر كارهاي تحقيقي و ترجمههاي سنگين دانشگاه برام فرصتي باقي بگذارن) .اما هيچوقت نميتونم ادبيات رو تعطيل كنم