براي دشتهاي برفپوش زادگاه پدرم :كاهو و خاطرات برفي كودكي
مثل يك قوي سفيد
برفها ، آهسته
از هوا مي بارند
آسمان ،خاموش است
ابرها مي بارند
***
توي آغل ، الان
گوسفندان خوابند
پشت آن كوه بزرگ
گرگها بي تابند
مي نشينم آرام
برلب پنجره مان
همه جا پربرف است
همه جا يخبندان
برف صحرا زيباست
توي آن جنگل دور
بچه آهو تنهاست
بچه آهوي قشنگ
تو چرا تنهايي ؟
آه ! آنجا سرد است
پيش من مي آيي ؟
سيد احمد ميرزاده