مجتبی خامنه ای پشت پرونده اختلاس است

1,410 views
Skip to first unread message

jonbesh sabz iran

unread,
Nov 1, 2011, 3:42:21 PM11/1/11
to jonbeshsabziran

مجتبی خامنه ای پشت پرونده اختلاس است

احمدی نژاد در دیدار با اعضای کمیسیون اصل 90

 

دوشنبه ۹ آبان ۱۳۹۰

میلاد رضوانی

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2011/october/31/article/-32c29ec2f5.html

در حالی که قرار است صبح امروز نمایندگان مجلس هشتم، شمس الدین حسینی وزیر اقتصاد و امور دارایی را در خصوص بزرگترین اختلاس تاریخ بانکی کشور استیضاح کنند و محمود احمدی نژاد نیز قرار است در این جلسه از وزیر خود دفاع کند، یک منبع آگاه زوایای دیگری از مصاف دولت و مجلس را در این خصوص آشکار کرد و گفت از نظر احمدی نژاد، مجتبی خامنه ای پشت داستان اختلاس است.

این منبع آگاه با افشای بخشی از محتوای دیدارهفته پیش محمود احمدی نژاد با نمایندگان کمیسیون اصل نود مجلس و همچنین دیدار وی  با حسین فدایی عضو ارشد همین کمیسیون، گفت از دید احمدی نژاد این پرونده برای حدف وی ساخته شده است.

در این دیدار محمود احمدی نژاد خطاب به حسین فدایی، دبیرکل جمعیت ایثارگران و عضو کمیسیون اصل نود مجلس گفته است: "این پرونده هم برای زمین زدن من تهیه شده است و برنامه اصلی این است که من را از سر راه بردارند."

احمدی نژاد همچنین  گفت: "پشت این پرونده آقا مجتبی ( مجتبی خامنه ای فرزند با نفوذ آیت الله علی خامنه ای ) قرار دارد و او تصمیم گرفته از طریق این ماجرا کار من را یک سره کند. اما من کوتاه نمی آیم و حرف هایی دارم که به موقع با مردم در میان خواهم گذاشت."

بر این اساس محمود احمدی نژاد رسوایی اخیر اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در شبکه بانکی کشور را توطئه ای از سوی یاران آیت الله خامنه ای و در ادامه مناقشه چند ماه اخیر ریاست جمهوری و رهبرجمهوری اسلامی میداند.

 

احمدی نژاد: بازی را دو سر باخت میکنم

بنا براین گزارش احمدی نژاد در دیداربا اعضای کمیسیون اصل نود نیز گفته است: "از اول هم می دانستم قرار است در این گزارش همه تقصیرها گردن من و نزدیکانم بیفتد، آمادگی آن را نیز داشتم. الان هم هیچ مانعی نمی بینم که شما بخواهید گزارش را قرائت کنید یا وزیر اقتصاد را استیضاح کنید. اما این را بدانید بنده خودم در جلسه استیضاح آقای حسینی شرکت خواهم کرد. به ایشان هم گفته ام شما پرونده های فساد آقایان را با خود بیاورید مجلس و جلوی من این پرونده ها را افشا کنید. من هم در وقت خودم به بخش دیگری از پرونده ها اشاره خواهم کرد و مطمئن باشید که اگر کسی برای باختن من بازی را طراحی کرده است ، نمی گذارم این بازی یک سر باخت باشد و حتما تبدیلش می کنم به دو سرباخت."

بر اساس اطلاع این منبع آگاه پس از این جلسه بوده که با پیگیری احمدی نژاد ارتباط برخی مجلسی ها با پرونده افشا و در همین راستا فرزند محمد دهقان عضو هیات رئیسه مجلس نیز بازداشت شده است. همچنین علا الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و فرزندش نیز به دستگاه قضایی احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفته اند.  احتمال می رود وی و فرزندانش نیز در ارتباط با همدستی با اختلاس گران بازداشت شوند.

این  گزارش حاکی است در گزارش کمیسیون اصل نود مجلس به صراحت به نقش احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس دولت اشاره شده بود که با تهدید احمدی نژاد، گزارش کمیسیون اصل نود تغییر یافت.

آیت الله خامنه ای و نزدیکانش مشایی و افراد نزدیک به او را "منحرف" می خوانند. رهبر جمهوری اسلامی که نگران از سرکشی ها و ایستادگی های دولت محمود احمدی نژاد است طی سخنانی در کرمانشاه از احتمال حذف پست ریاست جمهوری خبر داده بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

استعفای ناگهانی معاون وزیر امور اقتصادی دارایی

یک روز مانده به استعفای وزیر

 

تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۰, ساعت ۴:۳۸

جــــرس: در آستانۀ استیضاح وزیر اقتصاد، معاون امور بانکی و بیمه ای وزارت امور اقتصادی و دارایی از سمت خود استعفا کرد.


به گزارش تابناک، طبق آخرین اخبار اصغر ابوالحسنی معاون امور بانکی و بیمه ای وزیر اقتصاد استعفا کرده است.


استعفای ابوالحسنی چند روزی است به سید شمس الدین حسینی وزیر اقتصاد تسلیم شده و امروز مورد قبول وزیر اقتصاد واقع شد.


ابو الحسنی که عضو غیر موظف هیات مدیره بانک صادرات از سوی وزارت اقتصاد نیز بود؛ درپی موارد مطرح شده در زمینه اختلاس استعفا کرد.


گفتنی است موج اعتراضات و انتقادات از عملکرد وزارت اقتصاد در زمینه مساله فساد مالی اخیر همچنان ادامه دارد و سید شمس الدین حسینی وزیر اقتصاد در همین زمینه روز سه شنبه برای استیضاح به مجلس خواهد رفت برخی کارشناسان این استعفا را اقدامی پیشگیرانه در واکنش به استیضاح اعلام وصول شده وزیر اقتصاد در مجلس می دانند.


به گزارش منابع خبری، یک نماینده اصولگرای مجلس روز گذشته با اشاره به تلاش دولت برای برگرداندن نظر استیضاح کنندگان وزیر اقتصاد، گفته بود: استیضاح‌کنندگان مُصر به انجام استیضاح حسینی هستند و تهدید و تطمیع روی آنان اثر ندارد.


گفتنی است، طرح استیضاح وزیر اقتصاد اول آبان ماه امسال در چهار محور و با ۲۸ امضا اعلام وصول شد و قرار است جلسه استیضاح روز سه‌شنبه هفته جاری در پایان مهلت قانونی برگزار شود.

 

 

 

 

 

 

 

اختلاس یک‌هزار میلیارد تومانی در سازمان بازنشستگی شستا

 

تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۰, ساعت ۱۶:۵۷

 جـــرس: در حالیکه سال جاری سال "افشای اختلاس های انجام گرفته" معرفی شده، یک عضو کمیته تحقیق و تفحص از تامین اجتماعی مجلس، از اختلاس یک ‌هزار میلیارد تومانی در ۱۵۰ شرکت زیرمجموعه سازمان بازنشستگی شستا خبر داد و ضمن تاکید بر "فشارهای سیاسی بر تیم تحقیق و تفحص"، گفت: "اگر هیئت رئیسه مجلس از ادامه کار جلوگیری نمی‌کرد می‌توانستیم بیش از سه هزار میلیارد تومان اسناد و مدارک تخلف در این شرکت‌ها را اثبات کنیم. "

 

به گزارش مهر، سلیمان جعفرزاده در مورد دلایل تاخیر ارائه گزارش کمیته تحقیق و تفحص مجلس از سازمان تامین اجتماعی گفت: چالش‌های پیش‌رو در این پرونده آنقدر زیاد است که بنده با وجود اینکه دو دوره نماینده مجلس شورای اسلامی بوده‌ام در این هشت سال هیچ موردی مانند تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی اینچنین سیاسی نشده بود.


فشار سیاسی بر تیم تحقیق و تفحص
وی افزود: از روز اولی که طرح تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی آغاز شد بلافاصله با فشارهای سیاسی از سوی بسیاری از چهره‌ها و حتی هیئت‌رئیسه مجلس مواجه شدیم چرا که نمایندگان حاضر در تیم تحقیق و تفحص به سراغ شرکت‌هایی رفتند که شصت سال هیچ‌گونه نظارتی بر عملکرد آنها نبوده است. همین شرکت‌ها تهمت‌ها و افتراهای بسیاری به گروه تحقیق و تفحص وارد کردند ولی ما به دور از تمام این حاشیه‌ها به کارمان ادامه دادیم.


سه‌شنبه زمان ارائه نتیجه‌نهایی تحقیق‌و‌تفحص از "سازمان‌ تامین اجتماعی"
رئیس اسبق کمیسیون اجتماعی مجلس از ارائه گزارش نهایی تیم تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی کشور در روز سه‌شنبه در صحن علنی مجلس خبر داد و افزود: در این گزارش آمده است که پس از بررسی وضعیت ۱۵۰ شرکت زیرمجموعه سازمان بازنشستگی "شستا" بیش از یک‌هزار میلیارد تومان اختلاس انجام شده است.


مبلغ اختلاس در "شستا" بیش از سه هزار میلیارد تومان است
جعفرزاده تصریح کرد: در حالی که داشتیم به سرنخ‌های بیشتری در این پرونده بزرگ اختلاس پی می‌بردیم هیئت‌رئیسه مجلس از ادامه تحقیق و تفحص جلوگیری کرد. به اعتقاد اعضای تیم تحقیقی اگر فعالیت ما تا 60 روز دیگر ادامه داشت می‌توانستیم بیش از سه هزار میلیارد تومان اسناد و مدارک تخلف در این شرکت‌ها را اثبات کنیم.


هیئت‌رئیسه مانع ادامه تحقیق و تفحص شد
عضو کمیته تحقیق و تفحص از شرکت‌های سازمان تامین اجتماعی با بیان اینکه این فسادمالی در یک دوره زمانی خاص انجام شده است گفت: متاسفانه هیئت‌رئیسه مجلس به هیچ عنوان با تیم تحقیق همکاری نداشت و موانعی را سد راه ما می‌کرد. حتی زمانیکه از یک شرکت خواستیم تا اسناد بلاتکلیفی 70 میلیارد تومان از سرمایه خود را ارائه کند هیئت‌رئیسه مجلس دستور داد تا کار همانجا متوقف شده و دیگر ادامه ندهیم!


اموال سی میلیون بازنشسته کشور تبدیل به شرکت‌های فامیلی شده است
این نماینده مجلس گفت: این پرونده هنوز به مراجع قضایی ارجاع نشده است و نهایتاً ما تمامی اسناد و مدارک خود را در صحن علنی مجلس قرائت می‌کنیم. ولی آنچه باعث تاسف است اینکه اموال 30 میلیون بازنشسته تامین اجتماعی را تبدیل به شرکت‌های خانوادگی کرده‌اند و تمامی قراردادهای کوچک و بزرگ به فرزندان مدیران و بستگان و آقازاده ها واگذار شده است.


این عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان اینکه شرکت‌های زیرمجموعه شستا و سازمان بازنشستگی حیات خلوت احزاب و ‌گروه‌ها و طیف‌ها در دولت‌های قبلی و فعلی بوده است گفت: تحقیق ما در مورد سه سال اخیر بوده است ولی به این نکته پی‌بردیم که پای دولت‌های قبلی هم گیر است. ما در این پرونده‌ها اشخاصی را داریم که در 10 شرکت عضو هیئت‌مدیره هستند.


جعفرزاده افزود: رشوه را نشنیدم ولی برخی از نمایندگان در برخی از این شرکت‌ها ورود پیدا کرده‌اند و در تخلف مالی آنها شریکند به طوریکه تخلفات برخی از نمایندگان در این فسادمالی محرز و مستند است.


پاداش‌های ۴۵۰ میلیون تومانی تا یک‌هزار سکه‌ای از کیسه بیت‌المال
این عضو کمیته تحقیق و تفحص از شرکت‌های شستا و سازمان بازنشستگی گفت: در ادامه تحقیقات به مدیری برخوردیم که کارخانه‌ای را بیش از 300 میلیارد تومان اضافه بر قیمتش خریداری کرده و به عنوان تشویق از ‌پاداش‌های ۴۵۰ میلیون تومانی تا یک‌هزار سکه به برخی افراد و کارکنان سکه هدیه داده است.


گفتنی است درحالیکه موج پرده برداری از اختلاس های کلان بانکی و مدیریتی کشور، بعد از آغاز چالش میان اصولگرایان محافظه کار با طیف دولتی ها (موسوم به جریان انحرافی) شدت گرفته، کارشناسان پولی کشور، امسال را "سال پرده‌برداری از اختلاس‌های بانکی" اعلام کرده اند، اما همچنان اراده ای جدی مانع رسیدگی به پرونده های متعدد و تکان دهندۀ اختلاس مدیران دانه درشت و دستگاههای دولتی است و تنها چند مدیر میانی و بانکی در این خصوص در مظان اتهام و تعقیب و برکناری قرار گرفتند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کانادا محل سرمایه گذاری یکی دیگر از افزاد پروندۀ بزرگ اختلاس

 

تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۰, ساعت ۱۲:۱۱

 

جـــرس: یک روزنامه کانادایی با انتشار گزارشی مدعی شد که نفر دومی نیز درباره ماجرای پرونده اختلاس سه هزار میلیارد دلاری سه ماه پیش از ایران به کانادا آمده است.


بر اساس این گزارش، که قدس آنلاین مشروح آنرا منتشر ساخته، مهرگان امیر خسروی که سهامدار چندین شرکت از مجموعه شرکتهای اقماری دخیل در پرونده اختلاس میلیاردی بانک صادرات می باشد، در چند روز گذشته و با حضور در اداره مهاجرت ایالت کبک (بخش فرانسوی نشین کانادا) پیگیر پرونده مهاجرت خود و همسرش بوده است.


روزنامه کانادایی «گلوب اند د میل» که طی هفته های گذشته پیگیر ماجرای حضور محمد رضا خاوری مدیر عامل سابق بانک ملی در تورنتو کانادا بوده، با انتشار گزارشی به نقل از یکی از اعضای خانواده امیر خسروی (نفر اصلی اختلاس ها) نوشت که این فرد ایرانی که نام او و برخی دیگر از اعضای خانواده اش در پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی آمده، سه ماه پیش و قبل از اینکه پرونده این موضوع رسانه ای شود با ویزای قانونی به همراه همسر خود وارد مونترال کانادا شده است.


این روزنامه کانادایی می نویسد فرزندان امیر خسروی بیش از دو سال است که با ویزای تحصیلی در کانادا اقامت دارند و دختر وی دانشجوی کالج «جان آبوت » در مونترال است .


بنا به گزارش این روزنامه کانادایی، هیوا (فرزند امیر خسروی)، در ماه جولای سال جاری میلادی یک خانه ۹۸۰ هزار دلاری در محله «دولار دس اورموکس» مونترال خریداری کرده و خانواده امیر خسروی هم اکنون در این خانه اقامت دارند.


برادر زن امیر خسروی که او هم در مونتریال کانادا زندگی می کند در مصاحبه با «گلوب اند میل» اظهار داشته که امیرخسروی و همسرش «طوبی»، پیش از برملا شدن اختلاس اخیر به کانادا آمده بودند و فرزندانشان هم مدتهاست که در کانادا مشغول به تحصیل هستند. وی در این مصاحبه ادعا کرده است امیرخسروی و همسرش از دو سال پیش برای گرفتن مهاجرت کانادا اقدام کرده بودند و اکنون هم به صورت قانونی و با ویزای معتبر وارد خاک کانادا شده اند.


گفتنی است پس از استعفای مدیرعامل بانک ملی و سفر ناگهانی وی از بریتانیا به کانادا و افشای ویلای لوکس وی در شهر تورنتو، انتقادات زیادی به دولت کانادا وارد آمد و خبرنگاران، فعالان سیاسی و کنشگران کانادایی خواهان برخورد دولت کانادا با این مدیر ارشد بانکی فراری (محمودرضا خاوری) شده بودند که این امر با سکوت مقامات دولتی قضایی کانادا همراه بود.


روزنامه کانادایی مذکور می نویسد در مراجعت خبرنگار این روزنامه به خانه مهرگان امیر خسروی، وی در را باز کرد و تایید کرد که سه ماه پیش به مونترال آمده است. وی از ارایه بیشتر جزییات خودداری کرد.


گفتنی است نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز گذشته با قرائت گزارش کمیسیون اصل نود مجلس از پرونده موسوم به اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در شبکه بانکی کشور پرونده را برای رسیدگی به قوه قضاییه ارجاع دادند.


این درحالیست که ابعاد مختلف این پرونده، و حضور و دخالت و توصیۀ سیاسیون و دانه درشت ها برای ایجاد تسهیلات خاصی که امکان اختلاس و فساد را فراهم کرده بود، همچنان غیر شفاف و مبهم در اذهان عمومی باقی مانده و دادستان کل کشور که مسئولیت سخنگویی و نظارت بر پروندۀ مذکور را بر عهده دارد، هر چندگاه یک بار، از بازداشت و بازجویی گروهی دیگر سخن گفته و از اعلام اسامی دانه درشت ها خودداری می ورزد.


ادامه دارد
در همین رابطه و درحالیکه مقام ارشد قضایی کماکان از افشای ابعاد پرونده خودداری می کند و آنرا "محذوریت" می نامد، برخی رسانه ها از قول گروهی از نمایندگان مجلس، از دخیل بودنِ رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در گوشه ای از این فساد خبر داده و جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد در ارتباط با احتمال کنار گذاشته شدن علاءالدین بروجردی از ریاست کمیسیون امنیت ملی به علت توصیه‌های وی جهت تسهیل در امور اختلاس‌گران گفته است: خود من پیشنهاد کنار گذاشتن بروجردی را از این سمت کرده‌ام.

 
به گزارش آفتاب، این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس از جلسه روز گذشته این کمیسیون برای تصمیم‌گیری در مورد کنار گذاشتن علاءالدین بروجردی از ریاست این کمیسیون خبر داد و گفت:‌ خود من پیشنهاد کنار گذاشتن بروجردی را از این سمت کرده‌ام و امروز نیز در همین رابطه جلسه‌ای در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی برگزار خواهد شد که پس از جلسه نتیجه آن مشخص می‌شود.


وی ادامه داد: بروجردی توصیه‌نامه‌هایی را با سربرگ کمیسیون امنیت ملی در حمایت از گروه امیرمنصور آریا و خاوری نوشته بود در حالی که سربرگ کمیسیون تنها در جهت اهداف کمیسیون باید بکار گرفته شود و هیچ وقت نمی‌توان در چارچوب حمایت از یک شخص و یا گروه اقتصادی که ارتباطات نزدیکی نیز با اشخاص داشته‌اند، چنین تخلفی را انجام داد.

 

 

 

 

 

 

 

محصولی: رهبری بیشترین کمک را به موسسه مصباح یزدی می کند

 

تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۹۰, ساعت ۱۴:۴۳

 جرس: یک عضو جبهه پایداری گفت: اگر شاخص داشته باشیم می توانیم در تاریکی ها، فتنه ها و گردنه ها سره را از ناسره تشخیص دهیم.

به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر صادق محصولی در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) مدعی شد: دشمن برای انتخابات برنامه دارد و در شرایط کنونی سعی می کند با فرافکنی و ایفای نقش در انتخابات ،کشور را با مشکل و چالش رو برو کند.

محصولی که در زمان انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری وزارت کشور را بعهده داشت، گفت:دشمن ممکن است با تابلوهای دیگر و شبه فتنه در ا نتخابات وارد شود بنابراین باید در حد وسع درباره تمامی اقدامات ممکن دشمن در انتخابات پیش بینی داشته باشیم.

محصولی در پاسخ به این پرسش که آیا احمدی نژاد را قبول دارد یا نه و چه نمره ای به او می دهد گفت: بنده پدرم ، برادرم و آقای احمدی نژاد را مطابق با شاخص ولایت وگفتمان انقلاب می سنجم. در خصوص موضوع خانه نشینی11 روزه ، من به آقای احمدی نژاد نمره یک هم نمی دهم (صفر می دهم) اما برای کارهایی مانند عدالت محوری، حضور در میان مردم و رسیدگی به محرومان نمره بالایی به احمدی نژاد می دهم.

وی با اشاره به قهر احمدی نژاد ادامه داد: اما برخی ها از اول دنبال زدن دولت بودند؛ اینها دنبال این هستند که از این فرصت استفاده کنند تا دولت زمین بخورد و این نظر نظام نیست؛ تفکر نظام و رهبری این است که دولت باید به خدمتش ادامه دهد و این برای ما شاخص است. محصولی تاکید کرد: ما با چوب لای چرخ دولت گذاشتن مقابله خواهیم کرد.

وی در مورد مشایی افزود: مباحثی مانند مکتب ایرانی و ایرانیت، منشور کوروش و مردم اسرائیل صرفا بیان یک سری مطالب اشتباه نیست بلکه نشان دهنده دیدگاهی انحرافی است.

وی گفت: فعالیت مشایی در انتخابات خیلی بروز ندارد اما حتما در این زمینه فعالیتی می شود.

 
محصولی در پاسخ به شایعات مطرح شده درباره ثروت خود گفت: نظر اسلام درباره تولید ثروت مثبت است منتهی از راه مشروع، حالا این سوال مطرح می شود که ثروت مشروع را می توان هر جوری خرج کرد که پاسخ آن منفی است؛ به نظر من خریدن یک کت و شلوار مارک دار میلیونی امری مذموم است. وی افزود :اگر ثروت درجهت کارهای خوب باشد نه تنها مذموم نیست بلکه پسندیده است اما اگر در جهت تجمل گرایی، اسراف و تبذیر باشد ، خلاف شرع است.

محصولی که پیش از این ثروتش بالغ بر 160 میلیارد تومان عنوان شده بود، گفت: در دوران کاری خود در بخش خصوصی از معامله ای که با دولت و حاکمیت داشته باشم یک ریال سود نکردم. وی افزود: در دورانی که در بخش خصوصی بودم با چند نفر در یک رشته کاری شراکت داشتم و در ارتباطی که با یک کارخانه داشتیم مجبور بودیم که رشوه دهیم که این کار را نکردیم و من در آن فعالیت اقتصادی ضرر کردم اما در زمینه ساختمانی هم فعالیت داشتیم و ساختمان هایی را می خریدیم و بازسازی می کردیم که این کار سود آور بود و علاوه بر ارزش افزوده این کار ،از افزایش قیمت مسکن در آن دوران سود بردیم.

وی با اشاره به حمایت رهبری از مصباح یزدی گفت:‌همین الان بیشترین کمک ها را به موسسه امام خمینی (ره )خود آقا دارند

 

 

 

 

 

سرانجام طرح سوال ازاحمدی نژاد به جریان افتاد

 

تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۹۰, ساعت ۱۴:۱۷

 

جرس: سرانجام پس از ماهها، با به حد نصاب رسیدن تعداد امضاها، طرح سوال از احمدی نژاد به جریان افتاد و علی مطهری استعفای خود را پس گرفت.

 
به گزارش مهر، طرح سئوال از محمود احمدی‌نژاد پس از تکمیل امضا بار دیگر تقدیم هیئت رئیسه مجلس شد

طراحان سئوال از احمدی‌نژاد که در جلسه علنی روز یکشنبه به دنبال تکمیل تعداد امضاهای مورد نیاز برای این طرح بودند پس از آنکه تعداد امضاها را به 73 امضا (نصاب قانونی) رساندند، طرح مذکور را به محمدرضا باهنر نائب رئیس مجلس که ریاست جلسه امروز یکشنبه مجلس را پس از لاریجانی عهده دار شد تقدیم کردند

پیش از این هیئت‌رئیسه مجلس از رسیدن امضاهای طرح سئوال از احمدی‌نژاد به 69 امضا خبر داده و اعلام کرده بود که این طرح از نصاب لازم افتاده است

طبق آئین نامه مجلس طرح سئوال از احمدی‌نژاد پس از تحویل به هیئت‌رئیسه مجلس بدون نیاز اعلام وصول مستقیماً به کمیسیون‌های تخصصی مربوطه ارجاع داده می‌شود.


از سوی دیگر، پس از پایان جلسه علنی امروز، نایب رئیس مجلس اعلام کرد که طرح سوال از احمدی نژاد را به کمیسیونها ارجاع میدهد.
به گزارش خبرآنلاین،علی مطهری با اعلام این خبر گفت: از آنجا که طرح سوال از رئیسجمهور نیازی به اعلام وصول ندارد، ارجاع آن ازسوی هیات رئیسه به کمیسیونهای تخصصی به منزله به جریان افتادن این موضوع است.

در همین رابطه خانه ملت گزارش داد که علی مطهری استعفای خود را پس گرفته است

 

 

 

 

 

 

علاالدین بروجردی: من و پسرانم بی گناهیم، مقصر اصلی را اعدام کنید

 

تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۹۰, ساعت ۱۲:۱۷

 

جرس: در حالی که خبر از دستگیری بروجردی و یکی از پسرانش منتشر شده بود، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با تاکید بر این که من و فرزندانم هیچ نقشی در فساد مالی اخیر نداریم، گفت: معتقدیم مقصر اصلی این حادثه را باید اعدام کنند، مجلس هم از تمام ظرفیت‌های خود برای جلوگیری از سوء استفاده‌های مشابه استفاده می کند.


به گزارش خبرنگار مهر، علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی شب گذشته در نشست ماهانه جامعه اسلامی مهندسین
 به موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال مسئله فلسطین اشاره کرد و گفت: هرگاه احساس می‌شود فلسطین به سمت سازش پیش می‌رود یک موشک سیاسی از سوی کشورمان شلیک می‌شود و توانسته‌ایم سیاست‌های آمریکا در این زمینه را به شکست بکشانیم.

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ادعا کرد: اظهارات مقامات آمریکایی نشان می‌دهد آنها از هم اکنون برای انتخابات آینده در حال فعالیت هستند.

وی در ادامه به گزارش احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر در خصوص ایران اشاره کرد و گفت: آمریکایی‌ها به دلیل تحولات منطقه به این فکر افتادند که از حداکثر توان خود برای فشار بر جمهوری اسلامی استفاده کنند و لذا ادعاهای حقوق بشری، موضوع هسته‌ای و سناریوی مسخره ترور سفیر عربستان از سناریوهای اخیر آنها برای فشار بر ایران است.
 

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس همچنین مدعی شد: سازمان جنایتکار منافقین امروز به دنبال نفوذ در سیستم اجرایی و بانکی کشورمان است و شبکه آنها بیکار ننشسته است گرچه آنها قدرت چندانی ندارند و در بدترین دوران خود را سپری می کنند.
 

وی در خصوص دخالت 4 نماینده در اختلاس بانکی اخیر گفت: این اتفاق بسیار ناگوار بود و نشان داد سیستم بانکی ما قابل نفوذ است.

این نماینده مجلس در خصوص انتشار اخباری مبنی بر دخالت وی و پسرانش در سوء استفاده مالی اخیر گفت: پسران من هر دو دانشجو هستند و هیچ کدام کار اقتصادی انجام نمی‌دهند چرا که در زمانی که در وزارت خارجه حضور داشتم دکتر ولایتی وزیر وقت امورخارجه هر گونه فعالیت اقتصادی برای اعضای این وزارتخانه را تحریم کرده بود و من بعد از گذشته 18 سال هنوز هم بر عهده خود پایبند هستم.

بروجردی با بیان اینکه معتقدم اتاق های فکر جریان‌های انحرافی برای تخریب نیروهای ولایی در حال فعالیت هستند، ادعا کرد: نه بنده و نه فرزندانم، فعالیت اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران نداریم و سیستم‌های اطلاعاتی و قضائی باید به این موضوع که برخی به صورت هدفمند قصد تشویش اذهان عمومی را دارند رسیدگی کنند.


 

 

 

 

 

 

 

 

 

تجمع اعتراض‌آمیز در برابر وزارت صنعت و معدن

 

تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۰, ساعت ۱۵:۲۰

 جرس: ده‌ها نفر از فعالان و تولیدکنندگان لبنی کشور با تجمع در برابر وزارت صنعت، معدن و تجارت نسبت به عملکرد دولت در عدم تخصیص یارانه‌های حاصل از طرح هدفمندی به تولید‌کنندگان اعتراض کردند.

به نوشته عصر ایران تجمع‌کنندگان هم اکنون در مقابل ساختمان شهید مهری وزارت صنعت و معدن،‌ شعار الله اکبر سر می‌‌دهند

 آنها می‌گویند دولت طلب 180 میلیارد تومانی‌شان را نمی‌دهند و به همین دلیل دچار مشکلات حادی شده‌اند و این صنعت در معرض نابودی است

در حاشیه این تجمع یکی از خبرنگاران برای دقایقی توسط نیروی انتظامی دستگیر شد و بعد از این که کلیه عکس‌های موجود در دوربین او حذف کردند او را آزاد نمودند.

 

 

 

 

 

 

 

 

محمد نوری زاد: فرصتها سر آمده، باید بروند

 

تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۰, ساعت ۱۴:۵۵

 

 جرس: محمد نوری زاد با اشاره به وضعیت جاری و مسایل مبتلا به جامعه می گوید: باید به حاکمان فرصت داد. اکنون این فرصت سرآمده و حجت ها بر صغیر و کبیرشان تمام شده. آنان که باید بروند، باید بروند. این تعارف بردار نیست. تاریخ برای ثبت تغییرهای بنیادین در این ملک پایکوبی می کند.

 

به گزارش کلمه، محمد نوری زاد به ظاهر پر از تناقض است، وقتی که هم از ناامیدی می‌گوید و هم از انرژی. باز سرشار از تناقض به نظر می‌رسد، وقتی که در نامه‌ها به رهبری گاهی لحنش از فرط دلسوزی عاشقانه می‌شود و در همان حال سنگین‌ترین نهیب‌ها را به سوی عالی‌ترین مقام نظام روانه می‌کند. اما صاف و ساده و صادق و بی‌آلایش هم هست؛ آنچنان که نه مخالفانش جز فحش و توهین توانسته‌اند ایرادی به مشی اخیر او بگیرند، و نه دوستانش عمق جسارت او در عبور از خط قرمزهای واهی و ساختگی را به سادگی باور می‌کنند.


سابقه جهادی و انقلابی او از یک سو، و روحیه جسور و انتقادی‌اش از سوی دیگر، چهره‌ای از او به نمایش می‌گذارد که با روح لطیف نویسنده دعاهای انفرادی به سختی می‌خواند. اما نوری‌زاد همین است که هست؛ همان کیهانی سابق که که بی‌پروا از بدکرداری امروز کیهانیان بیزاری می‌جوید، همان نویسنده که شجاعت به خرج داد و اعتراف کرد که او عکس امام را پاره کرده در حالی که همه مدعیان پیش‌تر راه و رسم امام را از بین برده بودند، همان زندانی دیروز که در سلول بود و بر سر زندانبانانش فریاد می‌زد و می‌گفت که آنها زندانی اویند، و همین قلم به دست امروز که وقتی از اتهام تبلیغ علیه نظام برآشفته می‌شود، سوابق تخریبی سراپای نظام را به رخ می‌کشد. شاید اگر دکتر شریعتی امروز زنده بود، او را به نام «ابوذر» یاد می‌کرد و با این برادرش از «اینچنین بود»ها می‌گفت.
 

گفت‌وگوی کلمه با محمد نوری‌زاد، بیش از آنکه یک مصاحبه باشد، یک رنجنامه است، بلکه شاید شرم‌نامه؛ شاید نوعی جمع‌بندی از همه غصه‌های خورده شده در این سالها، و شرمندگی در پیشگاه پاکانی که آرمانشان و جوانانی که ایمانشان به یغما رفت. روایتگر فتح ما، این بار «روایت شرم‌ها و رنجها» را بازگو می‌کند. ببینیم چه می‌خواهد بگوید:

 

اخیرا در یادداشتی به موضوع حصر آقایان موسوی و کروبی پرداخته اید. لحن این یادداشتتان کمی ناامیدانه تر از یادداشت های قبلی است. به خصوص آنجا که به پیشنهادها می رسید، در واقع فقط یک پیشنهاد دارید: اینکه موسوی و کروبی آزاد شوند. در مقدمه اش اما تناقض های این کار را مطرح می کنید، در دو بند بعدی هم باز ناامیدی از اصلاح خطاهای موجود موج می زند.

این ناامیدی را در حالی در یادداشت های شما می بینیم که در نامه هایتان به رهبری، و در دیگر آثار قلمی تان در دو سال اخیر، مدام سعی داشته اید حد وسط را بگیرید و روی امید به اصلاح وضع موجود و تغییر رفتارها سرمایه گذاری کنید. آیا واقعا ناامیدید؟ آیا آنجا که می نویسید “کجاست خردی که در جانِ ناقابلِ ما آتش اندازد و ما را از چنبرِ هوایِ چموشی که دچارش گشته ایم، برهاند؟” احتمال چنین اتفاقی را در افق پیش رو نمی بینید؟

بله، من به صورت ظاهر ناامیدم. سخت. و دل شکسته ام. نیز شاید: ورشکسته ام. چرا که کاخ ها را فرو ریخته و فرصت ها را از دست رفته می بینم. عزمی نیز از جانب متولیان امر برای ترمیم و اصلاح امور و جبران آسیب ها و خسارتهای اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی نمی بینم. با این همه آیا تن پوشی از ناامیدی به تن کرده ام؟ و رغبتی به رویت فردا ندارم؟ هرگز. باور کنید من سرتا پا انرژی ام. پرانرژی تر از یک جوان برومند. من سر تا پا انرژی ام برای روفتن هرچه نادرستی است. برای روفتن هر آن چیزی که در این سالها به اسم اسلام بر تن ما لباس کرده اند. برای فرو ریختن هر آن چیزی که با فریفتن ما فربگی یافته. به این رسیده ام که حد وسط یعنی همین. یعنی “نه” گفتن به هر زشتی ای که برای فریب ما لباس زیبا به تن کرده.

منظور من از بارش آن همه ناامیدی، تاکید بر این نگرش تلخ است که به طرف مقابل بگویم: فلانی، بدان که ما می دانیم چه ذات درهم پیچی داری. از قرآن قدم که لباس بپوشی، باورت نمی کنیم. اما بله، به خاطر این که اسلحه به کمر بسته ای و از کشتن ما هم واهمه نداری، تحملت می کنیم. موقتا تحملت می کنیم. و باز با این تاکید که: اسلحه ها هم می پوسند و کارکردشان را از دست می دهند. با این توصیف، می بینید که ناامیدی من، نه به قدم های خودم، که به همه ی حنجره هایی مربوط است که حرف از خدا و پیغمبر و مسلمانی می زنند و برای فریب هرچه بیشتر ما خیز برداشته اند.


ما شاهد یک رفتار کلی تری از نظام سیاسی هستیم که شاید طرح بی تعارف آن لازم باشد. انگار نظام می ترسد از اینکه به یک چیزی شبیه آشتی ملی یا عفو عمومی تن دهد. حتی چنین کاری را به شکلی که مستلزم کوتاه آمدن حکومت از موضع خود نباشد و تنها موجب حل بخشی از بحران موجود شود هم نمی پذیرد.

حتی غیر از آشتی ملی و عفو عمومی، راههای دیگری هم پیشنهاد شد. یکی از این راهها را خود شما پیشنهاد کردید، که هر روز انفرادی معادل ۱۰ روز حبس در نظر گرفته شود؛ که اگر چنین می شد، بسیاری از زندانیان سیاسی فعلی به طور عادی و حتی بدون اعلام عفو عمومی، باید آزاد می شدند. واقعا چرا نظام می ترسد؟ آیا راهی وجود ندارد برای پایان دادن به وضعیت فعلی؟ یا اینکه راه هست و اراده ای نیست؟ مشکل در چیست؟

من خودم همین را در زندان، از بازجوی کودن و بی سواد خودم پرسیدم. که: شاه با آن همه تبلیغی که ما از نامسلمانی او هوار کشیدیم، به یک اصولی پایبند بود. از موارد خاص که بگذریم، مثلا به یک زندانی اجازه می داد بعد از اتمام محکومیتش، به سر کار قبلی اش برود. یک دانشجو بعد از زندان به سر کلاسش برمی گشت. یک استاد نیز. هرگز در آن زمان به خانواده ی زندانیان کاری نداشت. حریم خصوصی مردم محترم بود. وقتی هم که دید مردم نمی خواهندش، چمدانهایش را بست و رفت و از وقوع یک جنگ داخلی جلوگیری کرد. و خیلی حرفهای دیگر. که بازجوی بی سواد و کودن من در پاسخ به حرفهای من گفت: شاه همین کارها را کرد که ور افتاد. ما که خیال ور افتادن نداریم!

این که حاکمیت بنای آشتی ندارد، به این دلیل است که نمی خواهد برای طرف مقابل خودش شانی فراتر از فتنه گر و فتنه گران قائل شود. دعوت به آشتی یعنی: نیم حق با من است و نیم دیگرش با شما. و این کم اعتراف نیست. حاکمیت برای اعتراض مردم اگر کمترین بهایی قائل شود، منفذی در سد به ظاهر محکم خود پدید می آورد که همان منفذ کوچک، بساط استحکام او را در هم می شکند.

اجازه بدهید با این نکته به عمق پرسش شما انگشت بگذارم: این داستانی که ما از آن به بیداری اسلامی یاد می کنیم و اصرار داریم از این سیلی که به سمت ما خیز برداشته، دامن برکشیم و خود را از هجوم آن مبرا بدانیم، داستان حتمی این سنت الهی است که: ظلم پایدار نیست. و ما که خود به کانونی از ظلم بدل شده ایم، خواه ناخواه با این سیل مواجه خواهیم شد. این سیل در سال ۸۸ از ایران شروع شده و بعد از سرکوب مردم، موقتا راهش را به جوامع عربی کج کرده است. قطعا این سیل به بستر اصلی اش بازخواهد گشت و بساط ظلم را در این ملک برخواهد چید.


جناب آقای نوری زاد! اجازه بدهید بحث را با نامه چند روز قبل آقای تاجزاده به مقام رهبری ادامه دهیم. در این نامه به دو سه ایراد فاحش اخلاقی- اسلامی در رفتار ماموران بالادست و پایین دست نظام اشاره شده بود. از جمله اینکه کمک مالی به خانواده زندانی، جرم تلقی می شود؛ یا اینکه همسر متهم را بازداشت می کنند یا تحت فشار قرار می دهند تا همسر زندانی اش را بشکنند. آقای تاجزاده تعبیر به سراشیبی سقوط اخلاقی و معنوی نظام کرده بود. شما هم نمونه هایی از این دست را سراغ دارید؟ و به چنین سقوطی باور دارید؟

نامه ی نهم من به رهبر جمهوری اسلامی ایران آماده ی انتشار است. من حتی فایل صوتی آن را نیز با صدای خودم آماده کرده ام. بدون این که از نامه ی آقای تاجزاده خبر داشته باشم، من نیز در نامه ی نهم به فاجعه هایی از این دست اشاره کرده ام. سقوط اخلاقی در این ملک به جایی رسیده که می توان ادعا کرد: جمهوری اسلامی در خراش انداختن که نه، در دریدن اخلاق به یک شگرد کم نظیر دست یافته است.

در آن نامه به رواج یک خصلت ناپسند اشاره کرده ام که متاسفانه همه جایی و همگانی شده. در مشهد مقدس به یک محفل علمی رفتم. هفتاد عالم روحانی از سی ساله تا هفتاد ساله در آن مجلس حضور داشتند. پیش از شروع سخن، یک عالم روحانی شصت و پنج ساله، یک سینی آورد و همگان، طبق یک سنت جاری، تلفن های همراه خود را در آن سینی گذاردند و همو سینی را به جایی دور برد و جلوی یک تلویزیون روشن گذاشت و خود برگشت. آسیب های اخلاقی در حوزه های امنیتی به فاجعه هایی در افتاده که جز با سقوط همه جانبه ی کانونی که به عمله ها و کارگزاران این فاجعه اکسیژن می رساند، مرمت و مداوا نمی شود.


این فقط حرف ما و شما و آقای تاجزاده و خلاصه منتقدان حاکمیت فعلی نیست. شبیه همین سخنان را آیت الله استادی امام جمعه سابق قم نیز که در بسیاری موارد مدافع حاکمیت و رهبری فعلی است، مطرح کرده بود. ایشان گفته بود جمهوری اسلامی در هر زمینه ای موفق بوده باشد، در زمینه اخلاقی پیشرفتی نداشته ایم، یا شاید تعبیر شکست و پسرفت را مطرح کرده بود. یا آیت الله مظاهری در اصفهان یا آیت الله جوادی آملی و یا برخی دیگر از علمای منتقد وضع موجود هم همین مضمون را طرح کرده بودند. از مردم هم بسیار می شنویم که می گویند قبل از انقلاب، دینداران دیندارتر بودند و مسلمانی ها واقعی تر بود و حالا جامعه پر شده از ریا و دروغ و بی اخلاقی و

حالا به نظر شما با اینکه اجماعی قابل توجه، هم در بین علما و هم در بین مردم، درباره کارنامه اخلاقی نظام وجود دارد، چرا کسی کاری نمی کند؟ چرا فریادی از حوزه های ما، از علمای ما، از دردمندان ما بلند نمی شود؟ چرا نه در حاکمیت و نه در روحانیت، عزمی برای واکنش به این وضعیت قهقرایی و یک انقلاب اخلاقی و ایمانی نمی بینیم؟

علمای ما درمجموع یا نمک گیر حاکمیت اند و نبض اسلامشان را با حاجت های حاکمیت تنظیم می کنند، یا چنان از بلایی که شعبان بی مخ های مذهبی به سر آقایان منتظری و صانعی آوردند، به آغوش ترسی فراگیر خزیده اند که نای اعتراض حتی به جزییات امور نیز ندارند. البته این علمای ترسو، اسم این سکوت دهشتناک خود را با “نکند اسلام آسیب ببیند” آذین بسته اند. به همین دلیل است که در این میان، تنها دو نفر از آنان زده اند به سیم آخر. یکی جناب بیات و دیگری جناب دستغیب. این دو بزرگوار به زعم ماست که زده اند به سیم آخر، و حال آنکه نه، آنان بدیهی ترین باورهای دینی خود را که دیگران شهامت ابراز آن را ندارند، به زبان می آورند و مخاطرات این صریح گویی و نترسیدن خود را نیز پذیرفته اند. من یادداشتی دارم با عنوان “خودسوزی آیت الله های ایران”. در این یادداشت، راه برون رفت از حادثه های خونین سرزمینمان را در به سیم آخر زدن هشتاد عالم دینی دیده ام. که این هشتاد نفر اگر به پیشنهاد من تن دردهند، ما را از سرانجامی چون وقایعی که این روزها در سوریه رخ می دهد، پرهیز خواهند داد.


بعضی از همراهان و همفکران جوان تر ما می گویند تا کی همینطور بگوییم و پاسخی نگیریم؟ همه می دانیم که وضع موجود با آرمان های پیشین سازگار نیست. اما چه کنیم؟ در همین نامه اخیر آقای تاجزاده صراحتا می نویسند نه از رهبری خواسته ای دارند، نه انتظار تغییر رفتارشان را دارند و نه توقع دیگری. بیشتر به نظر می رسد قصد نوعی اتمام حجت دارند، و یا همان چیزی که خودشان گفته اند، یعنی یادآوری آرمان ها و مسیری که قرار بود طی کنیم و نشد. یا به قول آیت الله موسوی اردبیلی، چه می خواستیم و چه شد! نامه های خود شما هم همینطور بوده، در خیلی مواقع شما آرمان ها را یادآوری کرده بودید، هشدار و انذار داده بودید، دردها را گفته بودید و درمان طلبیده بودید. اما ظاهرا هیچ خبری از آن طرف نیامده؛ هیچ هشداری شنیده نشده و هیچ اعتنایی به این تذکرها و امر به معروف ها و اتمام حجت ها و
هرچه اسمش را بگذاریم، نشده است. چه باید کرد؟ چقدر باید گفت؟ تا کجا باید خار در چشم و استخوان در گلو ماند؟

درخت اعتراض مردم و خواست های بحقشان رشد کرده و ثمر داده است. باید صبر کرد این ثمر برسد. شتاب نباید کرد. با کمی صبوری محصول این درخت تناور خواهد رسید. شاید بگویید: می آیند و این درخت را از بیخ و بن اره می کنند. می گویم: اگر این کار شدنی بود، شوروی سابق اکنون بود و بالای سرما عربده می کشید. به سنت های ابدی و حتمی هستی نمی توان اره کشید. ظلم رفتنی است. حتما.


اما بالاخره ما با سنگ که طرف نیستیم! اینهمه دلسوزی و غمخواری و هشدار و انذار، نباید پاسخی یا اثری داشته باشد؟ نامه های خود شما، آیا تا به حال جوابی دریافت کرده؟ آیا تاثیری از آنها در تغییر رفتارها دیده اید؟ و یا لااقل در شرمندگی ماموران و صاحبان رفتارهایی که نه با آرمان ها می خواند و نه با ایمان ها؟

من از جانب مخاطب مستقیم نامه هایم تاکنون جوابی دریافت نکرده ام. به جز یک بار در زندان. که نامه ای محرمانه برای ایشان نوشتم و در امتداد نامه های پیشین از ایشان خواستم به آشتی ملی روی برند. این نامه ظاهرا آنطور که پاسداری به داخل سلول من آمد و گفت توسط ایشان مطالعه شده بود. بله، این یک اصل اساسی رویه های جاری حاکمیت است. که نباید به طرف مقابل رو داد و تحویلش گرفت.


بگذریم! یک سوال متفاوت؛ چندی قبل خبری منتشر شد درباره سه سرباز زندان اوین که گفته می شد نامه های شما و آقای تاجزاده را به بیرون انتقال داده اند. ماجرا چه بود و از وضعیت آنها خبری دارید؟ به نظر خود شما واقعا این کار جرم است؟ آن هم در حالی که بسیاری از فلسطینی ها در زندان های رژیم صهیونیستی از اینترنت و ارتباطات مختلف بهره مندند، یا نه فقط در بعضی کشورهای دیگر، بلکه در همین ایران معاصر خودمان مواردی بوده که کسانی از داخل زندان، نامزد انتخابات می شده اند و رای هم می آورده اند. یعنی اینقدر امکان ارتباط و حضور اجتماعی بوده؛ آن وقت اینجا کسی زندانی می شود، به خاطر اینکه به یک زندانی کمک کرده نامه بنویسد یا یادداشتش را بیرون بفرستد!

این سه سرباز نوشته های ما را بیرون نمی بردند بلکه برای ما خرید می کردند. مثل کاغذ یا مایحتاج روزانه. حتی برای من وسایل نقاشی می خریدند. مثل رنگ. قلم مو. درباره ی نوشته ها نیازی به سربازان نبود. ما نوشته های خود را روی شیشه سالن ملاقات می گذاشتیم و اعضای خانواده ما آنها را رونویسی می کردند. بعدها که متوجه شدند، ما را ممنوع الملاقات کردند.

اما درباره روح پرسش شما می گویم: اینجا ایران است. با اسلامی که به زور از پی می کشد. فیلم سینمایی “راه” را یولماز گونی از داخل زندان کارگردانی کرد. او می نوشت و بیرون می داد و دستیارش همانها را می گرفت. فیلمی که بنای فرهنگ و کاستی ها و زشتی های اجتماعی و قراردادهای نادرست اجتماعی ترکیه را به چالش کشید و در سطح جهان نیز درخشید.

اینجا ایران است دوست من. به حکمی که برای آقای جعفر پناهی و خانم نسرین ستوده بریده اند توجه کنید. یا مگر مستند سازان ما را بلافاصله با جاسوسی درنیامیختند؟ با انتشار اسمشان در کیهان؟ اما هنوز که هنوز است ما اسمی از روبندگان ذخایر پولی این سرزمین فلک زده نشنیده ایم. مثلا آبروی مومن باید حفظ شود!


بگذارید بیشتر به این بحث مقایسه بپردازیم. یک اتفاقی که با توجه به گسترش ارتباطات جهانی و کمرنگ شدن مرزها افتاده، پررنگ شدن نقش عنصر مقایسه در ذهنیت ما و همگان است. زندانی ما، وضعیت خود را با زندانیان دیگر کشورها مقایسه می کند، مردم ما معیشت دیگران را می بینند و قیاس می کنند، روزنامه نگار ما دنبال الگوهای جهانی می رود، در زمینه حقوق بشر معیارهای جهانی مقبول و مدنظر قرار می گیرد و همینطور در همه حوزه ها. به نظر شما جمهوری اسلامی و جامعه ای که در این سه دهه ساخته شده، در مقایسه های منطقه ای و جهانی چه وضع و جایگاهی پیدا می کند؟

در صف ضایع کنندگان اسلام و خدا و پیغمبر و بالاکشان حقوق مردم!


این رویکرد مقایسه ای مهم است. همین رویکرد را خود شما یک بار در نامه ای، درباره وضع ایران و آمریکا داشتید. در آن نامه، در عین رد و طرد سلطه جویی ها و نگاه های شیفته و آرمانی به آمریکا و
نشان دادید که به رغم همه ادعاها نتیجه کار ما تا چه حد از وضعیت دشمن ما عقب تر است، کما اینکه حتی از آرمان های خودمان هم عقب تر است. حتی این مقایسه را گاهی عوام در نسبت با زمان شاه، و برخی نخبگان در قیاس با فضای باز اول انقلاب مطرح می کنند. این مقایسه ها چه تبعاتی برای نظام موجود دارد و چه تاثیری بر آرمان و ایمان مردم ما می گذارد؟

این مقایسه ها اخیرا پا گرفته، وگرنه ما تا همین چند سال گذشته از این حرفها نمی زدیم. علتش را در این می دانستیم که باید به حاکمان فرصت داد. اکنون این فرصت سرآمده و حجت ها بر صغیر و کبیرشان تمام شده. آنان که باید بروند، باید بروند. این تعارف بردار نیست. تاریخ برای ثبت تغییرهای بنیادین در این ملک پایکوبی می کند.


سوال آخر را به بحث مفاسد اخیر اختصاص می دهیم. ما شش سال است که یک دولت مدعی عدالت داریم. رهبری خود مدعی قضیه است و می گوید ده سال است شعار مبارزه با فساد می دهد. پس چرا کار حاکمیت به اینجا رسیده؟ خود شما و خیلی های دیگر در دو سال اخیر و قبل از آن هشدارهایی درباره مفاسد اقتصادی و ریشه های فرهنگی و سیاسی آن داده بودید که ظاهرا شنیده نمی شده. مثلا بحث مخابرات و سپاه که در یکی از نامه هایتان اشاره کردید.

جالب است که ما ظاهرا یک حاکمیت یکدست هم داریم و می توان حدس زد که بسیاری از پرونده های مشابه لاپوشانی می شود و یکی دو موردی که تاکنون افشا شده هم به خاطر دعواهای سیاسی و انتخاباتی بوده.

حالا با شناختی که شما از ساختار فعلی دارید، اگر بخواهید به مردمی که سوال های زیادی در این باره دارند پاسخ بدهید، آیا این سه هزار میلیارد و یکی دو مورد مشابه مطرح شده را باید نوک کوه یخ دانست؟ و چه شده که فساد در نظام ما تا این حد گسترده شده که الان بالا و پایین همه از این وضعیت می نالند؟

این مدلی که: نظارت دستگاههای نظارتی به هیچ گرفته شود، و قانون به طنزی مستمر بدل شود، و نمایندگان مردم در پوسته ای از ترس فرو شوند و شهامت سربرآوردن نداشته باشند، ناگزیر ما را به اینجا می رساند که رسانده است.

اگر رهبر ما خود شخصا به دستگاههای نظارتی اجازه واکاوی در چندوچون پولی دستگاههای تحت امر مستقیمش را می داد و از آنها می خواست مرتب به مردم گزارش بدهند، دیگران اینگونه در روبیدن اموال عمومی مردم حریص نمی شدند.

دوست من، سر این رشته را رها کن. ردپای دزد را در آن سوی دیوار خانه مجوی. دزد هموست که ما او را به نگاهبانی گمارده ایم. داستان سهام مخابرات و بالا کشیدن آن توسط سپاه همان نوک کوه یخ است. ما ظاهرا انقلابمان را به این پاسداران سپرده بودیم تا برای ما پاسداری اش کنند. ادامه ی این حکایت را به عهده ی “برادران قاچاقچی” می گذارم.

 

 

 

 

 

 

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages