چرا قاعده "امتناع اجتماع نقیضین" ام البدیهیات است؟

13 views
Skip to first unread message

myazdi83

unread,
Mar 2, 2014, 7:56:22 AM3/2/14
to iust_ph...@googlegroups.com
با توجه به تعریفی که برای بدیهی در سوال قبل داشتیم در مورد قاعده"امتناع اجتماع نقیضین" باید دو مساله روشن شود، اول اینکه چرا این قاعده بدیهی است، دوم اینکه چرا ام البدیهیات است؟ یعنی ؟.همانطور که دوستمون پرسیده بودند، این قاعده چه چیزی دارد که باقی بدیهیات آن را ندارند
  .اولا قاعده مذکور بدیهی است زیرا اقامه دلیل و برهان را در مورد اثبات آن غیر ممکن است.

ثانیا این قضیه نسبت به سایر قضایا، مقوم است و کلیه قضایا متقوم به آن می باشند. زیرا تصدیق به هر قضیه ای از قضایا نیازمند به تصدیق ممتنع بودن اجتماع نقیضین است و بدون تصدیق نسبت به این قضیه، تصدیق به هیچ قضیه ای در عالم برای بشر امکان پذیر نیست. اما تصدیق نسبت به قضیه فوق، یک تصدیق اولی و بدیهی است که به هیچ تصدیق دیگری نیازمند نیست.

ثالثا اقامه برهان جهت اثبات این قضیه مستلزم دور محال خواهد بود. زیرا معنی اقامه برهان، عبارت است از اینکه وجود چیزی بر وجود شیء دیگری دلالت نماید و عدم آن از عدم آن شیء حکایت کند؛ در حالی که اگر قضیه محال بودن اجتماع  نقیضین مورد توجه قرار نگیرد و مفاد آن پذیرفته نشود، همواره این احتمال وجود خواهد داشت که شیء از وجود و عدم خالی باشد و در این هنگام هرگز نمی توان وجود شیء را دلیل بر وجود شیء دیگر و عدم آن را حاکی از عدم شیء آخر دانست. چون ممکن است شیء دال، فاقد وجود و عدم باشد و هیچ دلیلی نمی تواند باب این احتمال را مسدود کند. و مادام که باب این احتمال مسدود نگردد، امنیت از کلیه قضایا سلب می شود و اتکاء به هیچ دلیلی امکان پذیر نخواهد بود. بنابراین، دلالت برای دلیل هنگامی صحیح است که راه فقدان وجود و عدم یا نفی و اثبات بر آن مسدود گردد و نسبت به وجدان نفی یا اثبات، تضمین امنیت شود. و این امنیت، نسبت به نفی یا اثبات تضمین نمی گردد، مگر با پذیرفتن اصل اولی و بدیهی محال بودن اجتماع نقیضین.

به عبارت دیگر در مورد عدم امکان اقامه برهان جهت محال بودن اجتماع نقیضین باید چنین گفت: هرگونه دلیلی که برمحال بودن اجتماع نقیضین قائم شود، در مرحله نخست باید معلوم شود که دلیل بودن و دلیل نبودن خود این دلیل، قابل اجتماع نیست. زیرا در غیر این صورت باب این احتمال همواره مفتوح است که این دلیل ممکن است هم دلیل باشد و هم دلیل نباشد. و با وجود این احتمال، دلیل از دلیل بودن ساقط می گردد و هرگز مطلوب حاصل نمی شود؛ زیرا معنی این احتمال، این است که دلیل در عین این که بر محال بودن اجتماع نقیضین دلالت دارد، بر محال نبودن آن نیز دلالت دارد.

بنابراین معلوم می شود که اقامه دلیل بر محال بودن اجتماع نقیضین هنگامی صحیح خواهد بود که اصل محال بودن اجتماع نقیضین را پذیرفته باشیم. زیرا در غیر این صورت، امنیت از قضایا سلب می شود و با سلب امنیت، اقامه برهان امکان پذیر نخواهد بود. و این همان دور محال است و اقامه برهان را جهت محال بودن اجتماع نقیضین غیر ممکن می کند.

 بنابراین کلیه قضایا و تصدیقات، اعم از اینکه نظری باشند یا بدیهی، به امتناع اجتماع نقیضین منتهی می شوند؛ به طوری که که می توان آن را مقوم سایر قضایا دانست؛ 

منبع:

قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی جلد اول - دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی- صفحه 91 تا 93


Abbas Babaee

unread,
Mar 4, 2014, 12:00:35 AM3/4/14
to iust_ph...@googlegroups.com
سپاسگزارم از وقتي كه گذاشتيد.
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages