كيك زرد!"فريتز" يك مهندس متبحر بود كه در بخش ساخت و توليد قطعات مربوط به پروژههاي هستهاي كار ميكرد. وقتي مسؤوليت طراحي فرايند توليد كيك زرد به او سپرده شد؛ از آنجا كه نياز به منابع دست اول و بهروز داشت، تصميم گرفت تا در اينترنت به دنبال منابع فوق بگردد. اين بود كه در مركزي كه در سازمان هستهاي براي ارتباطات اينترنتي در نظر گرفته شده بود، كار خود را آغاز كرد.
در نوار آدرس مرورگر اينترنت، شروع كرد به تايپ كردن:
google.com، و در كادر جستوجو اين طور تايپ كرد: yellow cake. ليستي از سايتها برايش آمد و شروع كرد به كليك كردن نام سايتها تا ببيند محتواي آنها چيست؟ او جستوجوي خود را با عباراتي تخصصيتر ادامه داد و در نهايت اطلاعات مفيدي در مورد اين ماده، فرايند توليد آن و قطعات دستگاههايي كه آن را توليد ميكنند، پيدا كرد. البته او كمي در مورد كار در اينترنت اطلاعات داشت. به همين خاطر در بين جسنجوهايي كه ميكرد، چند جستوجوي بيمورد را هم انجام داد. مثلاً يك بار به دنبال newspaper و بار ديگر به دنبال mobile و كلمات بيربط به كيك زرد جستوجو کرد.
براي دريافت اطلاعات از سايتهايي كه آنها را پيدا كرده بود، لازم بود تا در يكي دوتا از آنها عضو شود و براي يكي دوتا از آنها ايميل بفرستد. اينكارها را با ايميلي كه بصورت ناشناس در جيميل (GMail) ساخته بود، انجام داد. در انتها هم ايميل خودش را چك كرد. البته اين ايميل به نام «مرد آوازخوان» در جيميل ساخته شده بود و هيچ ربطي به نام واقعياش نداشت و با آن با دوستانش مكاتبه ميكرد.
هزاران كيلومتر آنطرفتر از مرزهاي كشور «ايندولند»، سرورهاي گوگل گزارش دادند كه تعدادي جستوجوي با موضوع فرايند هستهاي در يكي از آدرسهاي اينترنتي اين كشور انجام شده است. آدرس IP رايانه بهكارگرفتهشده مربوط به يكي از سازمانهاي درگير در امور هستهاي بود. در طول زمان چهار ساعت كار با رايانه مزبور، 17 مرتبه از عبارات تخصصي در مسايل فناوري هستهاي و پنج مرتبه عبارات پراكنده استفاده شده بود. در اين مدت، از رايانه مزبور 57 كليك به سايتهاي مرتبط با مسائل هستهاي شده بود. گوگل با توجه به اينكه خودش يك موتور جستوجوست، از محتواي سايتهاي مزبور كاملاً مطلع بود. در بازه زماني كه توسط رايانه مزبور اين جستوجوها انجام شده بود (از ساعت 14 تا حدود 18 ) دو ايميل توسط دستگاه باز شده بود. يكي از آنها
easy_...@gmail.com با پروفايل ناشناس و ديگري هم
signi...@gmail.com بود كه مشخصات پروفايل درست و حسابي نداشت. البته در يكي از نامههايي كه به اين ايميل آمده بود، با عنوان جناب آقاي فريتز مكگال نام برده شده بود كه هويت صاحب ايميل را برملا كرد. كار از اين به بعد چندان سخت نبود. تمام ايميلهايي كه با اين ايميل مكاتبه داشتند، بررسي شدند و فهرستي از كساني كه با فريتز رابطه كاري داشتند، تهيه شد.
روز بعد فريتز ايميل واقعي خود (يعني mailto:
signi...@gmail.com) را از طريق رايانه شخصي كه در منزل داشت، چك كرد. تبليغ نرمافزار گوگل ارث (Google Earth) را بتازگي در اينترنت ديده بود. آن را نصب كرد و نخستين جايي را كه سعي كرد با آن مشاهده كند، محله مسكوني بود كه در آن زندگي ميكرد. سپس سري هم به محلي در چند كيلومتري شهر، جايي كه قرار بود كارخانه توليد كيك زرد در آنجا باشد، زد. از بالا اصلاً شبيه به يك كارخانه هستهاي نبود!
رايانه مستقر در منزل شخصي او هم شناسايي شد و از اين به بعد آن هم تحت نظر قرار گرفت.
اين فرايند براي كساني كه با فريتز رابطه مكاتباتي كاري داشتند، تكرار شد. اطلاعات خوبي نصيب گروهي كه از سوي سازمان سيا در شركت گوگل مستقر بودند، شد. آنها از طريق مرور عبارات جستوجو متوجه شدند كه وضع پروژههاي هستهاي در چه مرحلهاي است! همچنين با مدلسازي ارتباطات ايميلها و تحليل محتواي آنها به اسم و رسم 11 نفر از محققان و دانشمندان مرتبط با مسائل هستهاي پي بردند. اغلب افراد مزبور از طريق نرمافزار گوگلارث به مكاني در چند كيلومتري شهر سر زده بودند و معلوم بود كه قرار است آنجا خبري باشد! اين محققان از ابزار گوگلريدر براي مطلع شدن از آخرين اخبار و تغييرات در سايتها و وبلاگهاي موردعلاقه خود استفاده ميكردند. براي تكميل اطلاعات، از اطلاعاتي كه توسط سايت ياهو و هات ميل و چند سايت ديگر كسب شده بود، استفاده شد.
هنگامي كه مسائل حياتي پيش بيايد گوگل، ياهو يا هر شركت ديگري بايد با سازمان سيا همكاري كند؛ با تحليل اين سايتها و همچنين جستوجوهايي كه اين افراد در زمينههاي ديگر نموده بودند، تا حدود زيادي مشخصات اخلاقي، فكري و رواني اين افراد بر تيم سازمان سيا معلوم شد. قرار شد با چهار نفر از آنها تماس گرفته شود....
جنگ رسانهاي بزرگي عليه «ايندولند» آغاز شد. كار به تهديدهاي نظامي و لشكركشي كشيده شد. مابقي ماجرا را تا آخر خودتان حدس بزنيد