آغاز درد زایمان جمهوری دوم

2 views
Skip to first unread message

Mohammad Hossein Badamchi

unread,
Mar 24, 2016, 1:02:04 PM3/24/16
to mohajer-d...@googlegroups.com, Halghe-Naghde-Tose'e, oloom...@googlegroups.com, nas...@googlegroups.com, shahidroshan, islamicsoc...@googlegroups.com, gor...@googlegroups.com
سلام
در یکم فروردین 1395 مناسبات میان رهبر انقلاب و دولت وارد فاز جدیدی شد. گرچه این ایام به شدت درگیر کار بر روی رساله دکتریم هستم اما وظیفه دیدم نگرانیهایم را به صورت نوشتاری با بزرگواران به اشتراک بگذارم. مطلب ضمیمه شده با عنوان «آغاز درد زایمان جمهوری دوم» به پیوست تقدیمتان می گردد.
جمهوری دوم.docx

Sahand Hashemi

unread,
Apr 2, 2016, 12:31:06 AM4/2/16
to islamicsocialstudies, mohajer-d...@googlegroups.com, Halghe-Naghde-Tose'e, oloom...@googlegroups.com, nas...@googlegroups.com, shahidroshan, gor...@googlegroups.com
سلام و ممنون از بادامچی عزیز
با بیشتر حرف های شما موافقم هرچند خیلی با اصطلاحات چپ و راست نمی توانم ارتباط برقرار کنم.
نکته اول اینکه به نظرم خیلی وقت ها یک کار خوب را بد انجام دادن، بدتر از این است که آن کار خوب اصلا انجام نشود. به طورمثال اگر یک معلمی آرمان های خیلی خوبی داشته باشد ولی عملکردش بد باشد، معمولا اثرش روی دانش آموزان بدتر از یک معلم عادی با آرمان های حداقلی است. حالا باید پرسید آیا اجماع روی شخصیتی مانند آقای احمدی نژاد می تواند اوضاع را بهتر کند یا همان چند نفر نیروی باقیمانده را هم ناامید خواهد کرد؟ (همچنان که یکبار دقیقا همین کار را کرده است)
همین قضیه در مورد صورت و سیرت هم مصداق دارد. یعنی اگر سیرت نظام بخواهد در حدی منحرف شود که درست بر خلاف صورتش قرار گیرد، احتمالا تاثیر بدش آنقدر زیاد است که ما هم باید آرزو کنیم همان صورت خوب هم زودتر از بین برود و از این حالت منافقانه خارج شود.


مطلب دوم درباره آن قسمت جایگزینی "ولی فقیه" به جای "ایدئولوژی انقلاب اسلامی" است. البته نمیدانم منظور آقای بادامچی هم همین برداشت من بوده یا نه.
امسال در راهپیمایی 22 بهمن یک انحرافی که خیلی برجسته بود این بود که تقریبا تمام شعارها محورشان شخص رهبری شده بود و تا آنجا که یادم هست حتی یک شعار نشنیدم که نظام یا اسلام را مد نظر قرار داده باشد. این به نظر من یک انحراف جدی است که ما مخالف نظام را با مخالف شخص آقای خامنه ای یکی بدانیم و حتی بالاتر اگر کسی با ایدئولوژی نظام یا قانون اساسی مشکل داشته باشد برایمان مهم نباشد، اما مخالفت با نظرات رهبری را گناه بزرگ بدانیم. به نظرم چند سالی است به طور کلی در اذهان ما طرفداری نظام اسلامی جای خود را به طرفداری و اطاعت از شخص آیت الله خامنه ای داده است و این می تواند بسیار خطرناک باشد.

موفق باشید

2016-03-24 11:27 GMT+04:30 Mohammad Hossein Badamchi <badam...@gmail.com>:
سلام
در یکم فروردین 1395 مناسبات میان رهبر انقلاب و دولت وارد فاز جدیدی شد. گرچه این ایام به شدت درگیر کار بر روی رساله دکتریم هستم اما وظیفه دیدم نگرانیهایم را به صورت نوشتاری با بزرگواران به اشتراک بگذارم. مطلب ضمیمه شده با عنوان «آغاز درد زایمان جمهوری دوم» به پیوست تقدیمتان می گردد.

--
‏این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «Islamic Social Studies» در ‏گروه Google ثبت‌نام شده‌اید.
جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به islamicsocialstu...@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینه‌های بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.

M.H Badamchi

unread,
Apr 2, 2016, 6:58:05 AM4/2/16
to islamicsoc...@googlegroups.com
سلام
فرمایش اول شما بسیار صحیح است و به همین خاطر است که انحراف نظام اسلامی هزار مرتبه مخربتر از بدیهای نظامات سکولار است و باید خیلی نسبت به آن حساس بود.

مساله دومی که فرمودید بنده یک تصحیحی از نظر خودم بکنم. به نظر بنده نظریه ولایت فقیه را نباید تشخص زدایی کرد. یعنی ما تابع یک صندلی نیستیم پیرو یک شخص مشخص شخیص به نام سیدعلی خامنه ای هستیم. این به نظرم خیلی مهم است. این فرمایش شما اگر به این معنا باشد که همه چیز به «نسبت افراد با صندلی اول مملکت» تقلیل یافته کاملا موافقم. در بیان بنده نسبت ما با صندلی در زمینه «قدرت» شکل می گیرد و نسبت ما با «شخص» در زمینه اندیشه. (راست و چپ را هم به همین نسبت دوگانه مرتبط می بینم.)

البته اینرا هم باید اضافه کنم که نسبت شخصی به جای نسبت قانونی را اگر با عینک تفکر اجتماعی-سیاسی غربی بینید می شود رهبری کاریزماتیک در برابر اقتدار قانونی که اصلا مراد بنده نیست. این نسبت فکری را نه در چارچوب جامعه شناسی مدرن بلکه در چارچوب فلسفه سیاسی فارابی می شود تبیین کرد. (این زیربنای تخصصی تر بحث بنده است که به اشاره در متن از آن گذشته ام)

mohamad khani

unread,
Apr 4, 2016, 4:35:28 AM4/4/16
to oloom...@googlegroups.com, گفتگوهای مهاجری, Halghe-Naghde-Tose'e, nas...@googlegroups.com, Shahid...@googlegroups.com, islamicsoc...@googlegroups.com, gor...@googlegroups.com
صحنه 96 بسیار پیچیده است و تحلیل های تک پارامتری ما برای پیش بینی بسیار فقیرند. چه روحانی، چه احمدی نژاد و چه دیگران، نمی توانند تعیین کننده صحنه بازی اتفاقات 96 باشند. همان طور که آقا و آقای هاشمی هم نمی توانند. در کل شرایط خاصی است. بیشتر شرایط آشوب و سیلان حاکم است (منظورم بر مراکز قدرت است نه خیابان و بازار) و هر تحلیلی ناگزیر از نادیده گرفتن بخشی از واقعیت.

‫در ۱۶ فروردین ۱۳۹۵ ه‍.ش.، ساعت ۰:۳۸‏، Seyyed Arash vakilian‏ <sa.va...@gmail.com> نوشت:‏
مشکل شما در شبیه سازی هاست
چالش احمدی نژاد در جلب حمایت داخلی در نظام است. اگر بخواهد بیاید تقریبا کل هر دو جناح در برابرش می ایستند و به یک انقلاب سیاسی درون بلوک قدرت ختم می شود. این نه شبیه 84 است نه 88

چالش روحانی در هر نوع منازعه خیابانی است. نه او و نه بقیه افراد داخل نظام (جز اصلاح طلبان اگر داخل بدانیمشان) هیچ علاقه ای به منازعه خیابانی ندارند و اگر رخ بدهد منجر به یک انقلاب اجتماعی می شود.

ممکن است در صورت چنین بحرانی نه قفل سیستم بلکه خود سیستم شکسته شود

2016-04-03 22:34 GMT+04:30 namkhahmojtaba <namkhah...@gmail.com>:
اینکه  ان‌شاء الله احمدی‌نژاد کاندیدا می‌شود و با اختلاف رئیس جمهور؛ که مفروض است و مقطوع. حتی درگیری های خیابانی بعد از آن هم. البته این بار هم آن‌ها در سطح نخبگانی به اندازه‌ی 88 بر درگیری خیابانی اجماع ندارند و در سطح توده انگیزه و لیدر کاریزما؛ و هم تجربه‌ی مقابله با آن ها بیشتر است. لذا اگر دوستان می‌خواهد فکر کنند روی بعدش فکر کنند. چگونه پس از پیروزی 96 قفل‌های سیستم شکسته شود؟.

--
You received this message because you are subscribed to the Google Groups "oloomensani" group.
To unsubscribe from this group and stop receiving emails from it, send an email to oloomensani...@googlegroups.com.
For more options, visit https://groups.google.com/d/optout.

--
You received this message because you are subscribed to the Google Groups "oloomensani" group.
To unsubscribe from this group and stop receiving emails from it, send an email to oloomensani...@googlegroups.com.
For more options, visit https://groups.google.com/d/optout.

Mohammad Hossein Badamchi

unread,
May 8, 2016, 1:26:47 AM5/8/16
to mohajer-d...@googlegroups.com, Halghe-Naghde-Tose'e, oloom...@googlegroups.com, nas...@googlegroups.com, shahidroshan, islamicsoc...@googlegroups.com, gor...@googlegroups.com
سلام
روز به روز بیشتر آشکار می شود که اختلاف میان آیت الله خامنه ای و حسن روحانی نه اختلاف میان دو جناح داخل نظام بلکه اختلاف میان دو قرائت مختلف از ماهیت نظام جمهوری اسلامی ، دو اندیشه سیاسی و دو الهیات سیاسی مختلف است. در این میان اصولگرایان بیش از همه به واسطه فقدان مبانی نظری در حال فروپاشی در میانه این اختلاف عظیم هستند. به این سخنان رییس جمهور در روز چهارشنبه دقت بفرمایید که چگونه نزاع شریعتی-مهطری یا چپ اسلامی-راست اسلامی چگونه در حال بازتولید است:


دکتر روحانی همچنین با پاسداشت یاد استاد شهید مطهری تصریح کرد: شهید علامه مطهری به حق یک فقیه، شجاع، آزاده، متفکر، آگاه به زمان  و سرمایه بزرگ برای کشور ما بود و امروز نیز آثار او یک سرمایه بزرگ است.

رییس جمهوری با بیان اینکه شهید مطهری "اسلام انقلابی" را خطری بزرگ در برابر " انقلاب اسلامی" می دانست، اظهارداشت: امروز نیازمند تشریح ابعاد فرهنگ اسلام و انقلاب اسلامی هستیم وکتابها و آثار شهید مطهری به عنوان بزرگترین مرجع برای مراجعه به افکار و اندیشه او جهت فهم فرهنگ و راه صحیح انقلاب اسلامی است.

دکتر روحانی افزود: شهید مطهری دردها و مرهم دردها و زخم ها را به خوبی می شناخت و قائلان به "اسلام انقلابی" مطهری را به شهادت رساندند.

رییس جمهوری اظهارداشت: شهید مطهری کاملاً به زمان خود آشنا بود و جامعه و نسل جوان را به خوبی می‌شناخت و مناسبات جهان را به خوبی مورد مطالعه قرار داده بود و بسیار مهم است که همگی مخصوصاً شما معلمین از شرایط امروز و فردا به خوبی آشنا باشید چرا که افرادی را تربیت می‌کنید که برای ده‌ها سال بعد می‌خواهند مسئولیت‌های مهم اجتماعی را بر عهده بگیرند.

دکتر روحانی با بیان اینکه "‌ ما به معلمینی نیاز داریم که آزاد، آزاده و شجاع بوده و مصلحت جامعه و نسل جوان و کشور را بر منافع زودگذر چندروزه ترجیح بدهند" ، افزود: شهید مطهری آنچه را که فکر می‌کرد برای جامعه لازم است ، بیان کرد و در این راه زجرها و فشارهایی از بخش‌های مختلف جامعه دیروز بر ایشان وارد شد اما هیچ‌گاه به این فشارها توجهی نکرد.

رییس‌ جمهوری تصریح کرد: اگر دانش عمیق، شناخت زمانه و متفکر بودن با شجاعت و شهامت توأم شود در آن شرایط معلم نمونه‌ای همچون علامه مطهری ساخته می‌شود. 

دکتر روحانی خاطرنشان کرد: کتابهای شهید مطهری برای مشکلات امروز جامعه ما هم حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و بی‌جهت نبود که امام راحل او را خلاصه و عصاره زندگی خود می‌دانست و  شاهد بودم در مواقعی که امام چه حد به شهید مطهری به عنوان یکی از بهترین شاگردان خویش احترام می‌گذاشت.

دکتر روحانی خاطرنشان کرد: یکی از مشکلات ما در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و ابتدای پیروی انقلاب در برابر برخی گروهک‌ها این بود که انقلاب اسلامی را نپذیرفته و در مقابل اسلام انقلابی را قبول داشتند و چنین می‌گفتند که در جایی که جهاد و مبارزه است اسلام را قبول دارند و آنجایی که از نگاه آنها جهاد و مبارزه نیست، اسلام را قبول ندارند، اما به تعبیر آن معلم شهید، اسلام احکام بی‌شماری دارد که یکی از آنها جهاد و مبارزه است و اگر انقلاب اسلامی می‌خواهیم به خاطر تحقق ارزش‌های اسلامی است و حتی پیگیری جهاد و مبارزه نیز در این راه برای استقرار اهداف و فرهنگ اسلام و اجرای قرآن و سیره پیامبر (ص) و ائمه هدی (ع) می‌باشد.

رییس‌ جمهوری تصریح کرد: متأسفانه امروز هم با چنین مشکلی مواجه هستیم لذا باید کتاب شهید مطهری را بازخوانی کرد.

http://www.president.ir/fa/93375



2016-03-24 11:27 GMT+04:30 Mohammad Hossein Badamchi <badam...@gmail.com>:

Mohammad Hossein Badamchi

unread,
May 8, 2016, 1:27:12 AM5/8/16
to shahidroshan, mohajer-d...@googlegroups.com, Halghe-Naghde-Tose'e, oloom...@googlegroups.com, nas...@googlegroups.com, islamicsoc...@googlegroups.com, gor...@googlegroups.com
درباره اصول اساسی اندیشه سیاسی شهید مطهری نیاز به تحقیق جدی وجود دارد ولی کاملا موافقم که چهره واقعی ایشان خیلی از آنچه بعد از انقلاب به عنوان یک «حوزی مدافع دائمی شبهات اعتقادی» انقلابی تر است.

مثلا ایشان در سخنرانی معروفشان در دوم بهمن ۱۳۵۷ می فرمایند:


آزادي تفكر كه همانطوريكه عرض كردم با آزادي انعقاد فكر نبايد اشتباه شود هر مكتبي كه به ايدئولوژي خود ايمان و اعتقاد و اعتماد داشته باشد ، ناچار بايد طرفدار آزادي انديشه و آزادي تفكر باشد. و به عكس هر مكتبي كه ايمان و اعتمادي به خود ندارد جلو آزادي انديشه و آزادي تفكر را ميگيرد اينگونه مكاتب ناچارند مردم را در يك محدوده خاص فكري نگه دارند و از رشد افكارشان جلوگيري كنند اين همان وضعي است كه ما امروز در كشورهاي كمونيستي ميبينیم.در اين كشورها ، بدليل وحشتي كه از آسيب پذير بودن ايدئولوژي رسمي وجود دارد ، حتي راديوها طوري ساخته ميشود كه مردم نتوانند صداي كشورهاي ديگر را بشنوند و در نتيجه يك بعدي و قالبي ، آنچنان كه زمامداران ميخواهند ، بار بيايند من اعلام ميكنم كه در رژيم جمهوري اسلامي هيچ محدوديتي براي افكار وجود ندارد و از باصطلاح كاناليزه كرده انديشه ها ، خبر و اثر نخواهد بود همه بايد آزاد باشند كه حاصل انديشه ها و تفكرات اصيلشان را عرضه كنند البته تذكر ميدهم كه اين امر سواي توطئه و رياكاري است توطئه ممنوع است اما عرضه انديشه هاي اصيل ، آزاد....
در حکومت اسلامی احزاب آزادند. هر حزبی اگر عقیده غیراسلامی هم دارد آزاد است. اما ما اجازه توطئه گری و فریب کاری نمی دهیم. احزاب و افراد در حدی که عقیده خودشان را صریحا می گویند و با منطق خود به جنگ منطق ما می آیند آنها را می پذیریم. اما اگر بخواهند در زیر لوای اسلام افکار و عقاید خودشان را بگویند ما حق داریم که از اسلام خودمان دفاع کنیم و بگوییم اسلام چنین چیزی نمی گوید. حق داریم بگوییم به نام اسلام اینکار را نکنید.
در آينده هم اسلام ، فقط و فقط با مواجهه صريح و شجاعانه با عقايد و افكار مختلف است كه ميتواند به حيات خود ادامه دهد من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار ميدهم كه خيال نكنند راه حفظ معتقدات اسلامي ، جلوگيري از ابراز عقيده ديگران است از اسلام فقط با يك نيرو ميشود پاسداري كرد و آن علم است و آزادي دادن به افكار مخالف و مواجهه صريح و روشن با آنها...
كجايند آنهائيكه ميگويند مذهب فقط مال پيرمردها و پير زنها و جنوب شهري هاست؟ نهضتي كه روستائي و شهري ، كارگر و كشاورز ، دانشجو و استاد ، وكيل و كارمند ، همه و همه در آن شركت دارند اساسا غير از مذهب و آن هم مذهبي مانند اسلام ، كدام نيرو ميتواند اينچنين انقلابي را بوجود بياورد؟




نقد شهید مطهری به «دموکراسی غربی» کمبود آزادی در آن است. می گوید ما با نفاق و تبلیغات هم مشکل داریم.  (مقایسه بفرمایید با خطبه های نماز جمعه تهران و مشهد در این چند وقت!)


2016-05-07 8:38 GMT+04:30 وحید رضا <vahid....@gmail.com>:
باسمه تعالی
متاسفم که نظریات شهید مطهری باید مارک راست بخوره. حالا شریعتی خودش از همین قماشه و این تقسیم بندی ها را قبول دارد.
عمیقا متاسفم که بزرگان متفکر اسلامی را با این ادبیات بازتولید شده و دوگانه غلط مارک نزنید.

2016-05-07 8:19 GMT+04:30 Mohammad Hossein Badamchi <badam...@gmail.com>:
سلام
روز به روز بیشتر آشکار می شود که اختلاف میان آیت الله خامنه ای و حسن روحانی نه اختلاف میان دو جناح داخل نظام بلکه اختلاف میان دو قرائت مختلف از ماهیت نظام جمهوری اسلامی ، دو اندیشه سیاسی و دو الهیات سیاسی مختلف است. در این میان اصولگرایان بیش از همه به واسطه فقدان مبانی نظری در حال فروپاشی در میانه این اختلاف عظیم هستند. به این سخنان رییس جمهور در روز چهارشنبه دقت بفرمایید که چگونه نزاع شریعتی-مهطری یا چپ اسلامی-راست اسلامی چگونه در حال بازتولید است:


دکتر روحانی همچنین با پاسداشت یاد استاد شهید مطهری تصریح کرد: شهید علامه مطهری به حق یک فقیه، شجاع، آزاده، متفکر، آگاه به زمان  و سرمایه بزرگ برای کشور ما بود و امروز نیز آثار او یک سرمایه بزرگ است.

رییس جمهوری با بیان اینکه شهید مطهری "اسلام انقلابی" را خطری بزرگ در برابر " انقلاب اسلامی" می دانست، اظهارداشت: امروز نیازمند تشریح ابعاد فرهنگ اسلام و انقلاب اسلامی هستیم وکتابها و آثار شهید مطهری به عنوان بزرگترین مرجع برای مراجعه به افکار و اندیشه او جهت فهم فرهنگ و راه صحیح انقلاب اسلامی است.

دکتر روحانی افزود: شهید مطهری دردها و مرهم دردها و زخم ها را به خوبی می شناخت و قائلان به "اسلام انقلابی" مطهری را به شهادت رساندند.

رییس جمهوری اظهارداشت: شهید مطهری کاملاً به زمان خود آشنا بود و جامعه و نسل جوان را به خوبی می‌شناخت و مناسبات جهان را به خوبی مورد مطالعه قرار داده بود و بسیار مهم است که همگی مخصوصاً شما معلمین از شرایط امروز و فردا به خوبی آشنا باشید چرا که افرادی را تربیت می‌کنید که برای ده‌ها سال بعد می‌خواهند مسئولیت‌های مهم اجتماعی را بر عهده بگیرند.

دکتر روحانی با بیان اینکه "‌ ما به معلمینی نیاز داریم که آزاد، آزاده و شجاع بوده و مصلحت جامعه و نسل جوان و کشور را بر منافع زودگذر چندروزه ترجیح بدهند" ، افزود: شهید مطهری آنچه را که فکر می‌کرد برای جامعه لازم است ، بیان کرد و در این راه زجرها و فشارهایی از بخش‌های مختلف جامعه دیروز بر ایشان وارد شد اما هیچ‌گاه به این فشارها توجهی نکرد.

رییس‌ جمهوری تصریح کرد: اگر دانش عمیق، شناخت زمانه و متفکر بودن با شجاعت و شهامت توأم شود در آن شرایط معلم نمونه‌ای همچون علامه مطهری ساخته می‌شود. 

دکتر روحانی خاطرنشان کرد: کتابهای شهید مطهری برای مشکلات امروز جامعه ما هم حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و بی‌جهت نبود که امام راحل او را خلاصه و عصاره زندگی خود می‌دانست و  شاهد بودم در مواقعی که امام چه حد به شهید مطهری به عنوان یکی از بهترین شاگردان خویش احترام می‌گذاشت.

دکتر روحانی خاطرنشان کرد: یکی از مشکلات ما در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و ابتدای پیروی انقلاب در برابر برخی گروهک‌ها این بود که انقلاب اسلامی را نپذیرفته و در مقابل اسلام انقلابی را قبول داشتند و چنین می‌گفتند که در جایی که جهاد و مبارزه است اسلام را قبول دارند و آنجایی که از نگاه آنها جهاد و مبارزه نیست، اسلام را قبول ندارند، اما به تعبیر آن معلم شهید، اسلام احکام بی‌شماری دارد که یکی از آنها جهاد و مبارزه است و اگر انقلاب اسلامی می‌خواهیم به خاطر تحقق ارزش‌های اسلامی است و حتی پیگیری جهاد و مبارزه نیز در این راه برای استقرار اهداف و فرهنگ اسلام و اجرای قرآن و سیره پیامبر (ص) و ائمه هدی (ع) می‌باشد.

رییس‌ جمهوری تصریح کرد: متأسفانه امروز هم با چنین مشکلی مواجه هستیم لذا باید کتاب شهید مطهری را بازخوانی کرد.

http://www.president.ir/fa/93375



2016-03-24 11:27 GMT+04:30 Mohammad Hossein Badamchi <badam...@gmail.com>:
سلام
در یکم فروردین 1395 مناسبات میان رهبر انقلاب و دولت وارد فاز جدیدی شد. گرچه این ایام به شدت درگیر کار بر روی رساله دکتریم هستم اما وظیفه دیدم نگرانیهایم را به صورت نوشتاری با بزرگواران به اشتراک بگذارم. مطلب ضمیمه شده با عنوان «آغاز درد زایمان جمهوری دوم» به پیوست تقدیمتان می گردد.

--
You received this message because you are subscribed to the Google Groups "شهید روشن" group.
To unsubscribe from this group and stop receiving emails from it, send an email to ShahidRoshan...@googlegroups.com.

For more options, visit https://groups.google.com/d/optout.



--
و العاقبة للمتقّین

--
You received this message because you are subscribed to the Google Groups "شهید روشن" group.
To unsubscribe from this group and stop receiving emails from it, send an email to ShahidRoshan...@googlegroups.com.

mahdi jamshidi

unread,
May 8, 2016, 10:51:05 AM5/8/16
to islamicsoc...@googlegroups.com
سلام عليكم
مجبور به پاسخگويي شدم
انقلاب اسلامي يا اسلام انقلابي؟.pdf

Mohammad Hossein Badamchi

unread,
May 10, 2016, 3:54:40 AM5/10/16
to islamicsoc...@googlegroups.com, Halghe-Naghde-Tose'e, nas...@googlegroups.com
سلام عرض می کنم جناب آقای جمشیدی.
از پاسختان بهره مند شدم و از دغدغه خاطرتان سپاسگذارم. 

اجمالا بحث شما را می توانم اینطور صورت بندی کنم که «انقلاب اسلامی» از منظر آیت الله خامنه ای و شهید مطهری یک چیز است که از یکسو با «اسلام انقلابی» مارکسیستها مرزبندی می یابد و از سوی دیگر با «اسلام غیرانقلابی» لیبرالها و تکنوکراتها.

به نظر بنده بنیان صورت بندی شما به اینجا باز می گردد که بحث را به جای «انقلاب» به «اسلام» منتقل کنیم. از این جهت دعوا به جای آنکه به دعوای میان انقلابی و غیرانقلابی تبدیل شود به دعوای میان «اسلام ناب» و دیگر خوانشها از اسلام تبدیل می شود.


این کار شما به نظرم فوق العاده شبیه به شیوه فکری شهید مطهری است. با اینحال تصور می کنم بازگرداندن بحث به نزاع میان «اسلام ناب» و دیگر صورتهای اسلام دردی را دوا نمی کند. اگر خاطرتان باشد پارسال با همین منظر ولی دقیقا در خلاف جهت شما محمد قوچانی مقاله ای نوشته بود با عنوان «اسلام گرایی علیه اسلام» و دقیقا جای این دو مفهوم مد نظر شما را عوض کرده بود. یعنی گفته بود این اسلام نابی که شما می گویید «اسلام گرایی» است که دارد «اسلام واقعی» را از بین می برد.


به نظر بنده اگر با این منطق بحث را جلو ببریم قوچانی دستش پرتر است. او اسلام را درون حوزه های علمیه جستجو می کند و نهایتا نشان می دهد که آنچه شما می گویید نه اسلام که اسلام گرایی یا نسخه جدیدی از اسلام است که بیرون از حوزه های علمیه شکل گرفته است.


بعلاوه به نظر حقیر حضرت امام خمینی دوگانه اسلام - کفر یا اسلام اصیل- قرائتهای دیگر اسلام را زیر سوال برد و به جای آن دوگانه دیگری به نام استضعاف-استکبار را نشاند.

از نظر حقیر اسلام ناب- اسلام امریکایی امام هم دقیقا در همین چارچوب استضعاف-استکبار تعریف می شود. در این دوگانه اصلا اسلام موضوعیت ثانوی دارد و جبهه مستضعفین از هر دین و نژاد و فرقه ای در برابر جبهه متسکبرین می ایستد.

با اینحال بنده تصور می کنم برخی شاگردان علامه بویژه آیت الله مصباح یزدی به تأسی از شهید مطهری بعد از امام ادبیات امام را واژگون کردند و اینطور جلوه دادند که منظور امام از اسلام ناب همان اسلام سلف منصوص حوزوی است.


بنابراین به نظر بنده دوگانه اصلی امام خمینی همان انقلابی-غیرانقلابی یا به تعبیر بنده چپ-راست است و متاسفانه شهید مطهری با اینکه به لحاظ مشی عملی انقلابی است اما به لحاظ تئوریک همچنان با بازتولید تقسیمات سنتی به تضعیف جناح انقلابی و تقویت اسلام بی خاصیت کسانی مانند حسن روحانی و برخی مراجع قم منجر شده است.

2016-05-08 19:21 GMT+04:30 mahdi jamshidi <m.jams...@gmail.com>:
سلام عليكم
مجبور به پاسخگويي شدم

--
‏شما به این دلیل این پیام را دریافت کرده‌اید که در گروه Google Groups "Islamic Social Studies" مشترک شده‌اید.
برای لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل‌های آن، ایمیلی به islamicsocialstu...@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینه‌های بیشتر، از https://groups.google.com/d/optout دیدن کنید.

mohamad s.taheri

unread,
Jul 2, 2016, 3:19:28 AM7/2/16
to islamicsocialstudies, Halghe-Naghde-Tose'e, nas...@googlegroups.com
🔴❌ سخنان مهم استاد حسن رحیمپور ازغدی : 👇👇

🔵❌تعویض #هیئت حاکمه کافی نیست؛ 
باید #طبقه حاکم هم عوض شود !!

❌بعد از #تثبیت یک انقلاب، اگر نسل دوم و سوم انقلاب از مفاهیم انقلابی و از ارزشهای انسانی در جامعه بعد از انقلاب، جانانه و #ابوذری دفاع نکنند و قیام نکنند و حتی اگر سخت افزار انقلاب حفظ بشود، نرم‌افزارش عوض می‌شود. 

❌اگر #هوشیاری ایدئولوژیک و انقلابی در این مسأله نباشد و انقلاب فقط سخت افزارش حفظ بشود، نرم‌افزارش تغییر می‌کند و شما متوجه نمی‌شوید. ما هم متوجه نخواهیم شد. مثل ساختمانی که ساختمانش باشد و ساکنانش عوض بشوند. ساختمانی که به دست انقلابیون وبه دست #عدالت‌خواهان و به دست مجاهدین و شهیدان ساخته شد، زیر سنگینترین آتشها، کم‌کم عدالت ستیزان و قاعدین و مخالفین #اصل تئوری آن انقلاب دینی، ساکنان آن ساختمان خواهند شد.

❌اگر این هوشیاری نباشد، این ارواح خبیثه ماقبل انقلابها دوباره قابل احضار هستند و می‌توانند در بدن انقلابها #حلول کنند و فرمان جامعه را به سمت دیگری بچرخانند. اول با زاویه‌های کم وبعد شما می‌دانید وقتی انحراف با یک زاویه کوچک شروع بشود، شما اولش تفاوت مسافتی بین این دو ضلع نمی‌بینید. اما وقتی در طول زمان ادامه پیدا کند همین زاویه کوچکی که باز شده، در طول زمان می‌بینید که آنقدر فاصله‌ها زیاد می‌شود که اصلاً دیگر کسی آن انقلاب را به جا نمی‌آورد. به جا نمی‌آورد که کی‌ بوده، چی بوده، اصلاً برای چی تشکیل شده.

❌ اصلاً یک طوری که ظاهرا همه چیز به جای خودش هست و واقعاً هیچ چیز به جای خودش نیست. همه چیز درست است وهمه چیز خراب و به همین دلیل است که انقلاب اسلامی نباید فقط به تغییر رژیم اکتفا می‌کرد، بلکه باید با نرم‌افزار جدید دینی و انقلابی به تغییر سیستم بپردازد.

❌تعویض #رژیم کافی نیست. باید #سیستم عوض بشود و الا اگر سیستم عوض نشود همان ارزشهای ما قبل انقلاب یا خودشان و یا شبح‌شان دوباره به داخل حاکمیت و به داخل جامعه و به داخل افکار عمومی وبه داخل دانشگاه عودت می‌کنند. چنانکه دارند می‌کنند.

 آن از در رفته‌ها از پنجره‌ برگشتند. 

❌❌تعویض هیئت حاکمه کافی نیست، باید طبقه حاکم هم عوض بشود. 

❌طبقه‌ای که در جامعه جاهلی حاکم بود و بر آن اساس حکومت می‌کرد، باید آن عوض بشود و الا تعویض هیأت حاکمه کفایت نمی‌کند #صورت عوض می‌شود و #سیرت دوباره تجدید و باز تولید می‌شود.

❌سیستم به این معنا است که #قاعده علی‌رغم #راس هرم تصمیم می‌گیرد و مدیریت می‌کند. این اتفاقی که بعد از جنگ بخصوص در دو دهه گذشته بخشی‌اش اتفاق افتاده و اگر پادزهر این سم به زودی اعمال نشود بخش دیگرش اتفاق خواهد افتاد، وبه دست شماها فقط اعمال می‌شود.

❌ چون شماها یا کسانی هستید که در مجلس ختم این انقلاب شرکت خواهید کرد یا کسانی هستید که پرچم خونین انقلاب را از دست نسل قبل و سیصد هزار شهید می‌گیرید و در قله‌های بالاتری نصبش می‌کنید، یک از بین دو اتفاق در هر صورت به دست شما اتفاق خواهد افتاد.

❌بنابراین اگر آن تحول بنیادی که عرض کردم انجام نشود، انقلاب وقتی خسته شد و شهیدانش را داد، دوباره در اختیار همان #بروکراسی، در اختیار همان اندیشه‌های ما قبل انقلاب و همان سنّت لاییک و غرب‌گرا قرار می‌گیرد و نهادهای کهن ما قبل انقلاب دوباره می‌آیند انرژی انقلاب و دستاوردهای او و نام انقلاب را به نفع خودش #مصادره می‌کنند 

❌ و یک مرتبه می‌بینید انقلاب دینی مستضعفین و حکومت دینی مجاهدین و شهداء در اختیار ساز و کارهای #لاییک سرمایه‌داری قرار می‌گیرد.

❌این همان چیزی است که دهها سال با آن مبارزه کردند و زیر شلاق شکنجه و تبعید شدند و زندان رفتند و کم‌کم می‌بینی حکومت، دینی هست و نیست. خود انقلاب هم #هست و هم #نیست. شعائر انقلاب هست و شعارهای انقلاب نیست و انقلاب دیگر یک دعوت و یک ایده نیست. یک نام و یک سنت به معنی #عادت است. نه به معنی سنتی که در تعابیر دینی داریم. یک اسم مقدس است متعلق به تاریخ. 

❌در امور دنیوی و اجراییات و امور عرفی و امور غیرقدسی نباید دخالت بکند و الا ‌آلوده می‌شود و کم‌کم جرات نمی‌کنی اصل آن شعارهایی که انقلاب بر اساس آنها اصلا راه افتاد، جایی زبان بیاوری و برای این معضل فقط یک راه حل وجود دارد؛ همان کاری که #علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) کرد. بازگشت به دکترین #اصل_انقلاب؛

❌❌ به هر قیمتی که می‌خواهد تمام بشود. هیچ راه حل دیگری نیست .


--
‏این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «Islamic Social Studies» در ‏گروه Google ثبت‌نام شده‌اید.
جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به islamicsocialstu...@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینه‌های بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.



--
Mohammad Hossein
Sayyah Taheri
PhD. student of sociology
at Allameh Tabataba'i University 


---------------------------

Mohammad Hossein Badamchi

unread,
Jul 3, 2016, 2:13:07 AM7/3/16
to islamicsoc...@googlegroups.com
بسیار عالی بود.  لینک متن کامل را می توانید بفرستید؟

واقعش را بگویم از حسن آقای رحیم پور انتظار نداشتم به این صراحت صحبت کند. ایشان همیشه از مبانی صحیح به جای خود صحبت می کند ولی معمولا از انتقاد مستقیم به جبهه خودیها ابا دارد و مباحث را در کلیت خود رها می کند. (مثل سخنرانی ایشان چند وقت پیش در جمع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که درباره لزوم پاسخگویی به شبهات اقتصادی القا شده توسط جبهه استکبار در ذهن جوانان تذکر ملایمی دادند!)

یک سوالی که از این جمع دارم این است که معنای واژه های «طبقه حاکم» «نرم افزار دینی و انقلابی» و «سیستم» که در این متن مترادف به کار رفتند چیست؟ بویژه که اهالی علوم انسانی معمولا از این واژگان برداشت تئوریک و نظریه پردازانه دارند (همان مساله همیشگی فقدان علوم انسانی اسلامی) پرسش من این است که بعنوان مثال آیا بی عدالتی آشکار و فساد دستگاه قوه قضائیه جمهوری اسلامی (که اخیرا حتی توسط رییس دفتر بازری بیت رهبری هم مطرح شد) به نظر دوستان دلایل تئوریک دارد یا باید مسائل را در جای دیگری جستجو کرد؟

و آیا تصور نمی کنیم که این وضع مورد اشاره جناب رحیم پور بخاطر «در خواب بودن نیروهای انقلابی» و اشتباه بودن راهی است که نیروهای خوش فکر انقلابی (نظیر این جمع) در آن قرار گرفته اند و رؤیای نظریه پردازی تمدن اسلامی و اسکات خصم سکولاریسم و غرب را در شرایطی در خیال خود پرورش می دهند که به تعبیر جناب آقای رحیم پور «ظاهرا همه چیز به جای خودش هست و واقعاً هیچ چیز به جای خودش نیست»؟ 

آیا زمان تجدید نظر در گارد نیروهای انقلابی نسل ما فرا نرسیده است؟


جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت رایانامه از آن، رایانامه‌ای به islamicsocialstu...@googlegroups.com ارسال کنید.

mohamad s.taheri

unread,
Jul 4, 2016, 1:07:17 AM7/4/16
to islamicsocialstudies
متن رحیم پور را برای این فرستادم که خود اندیشمندان انقلاب اسلامی (فراتر از شریعتی و گرایشات نومارکسیستی) ظرفیت پیگیری عدالت اسلامی (و به تعبیر شما چپ گرایی انقلابی) را دارد...
***

حسن رحیم پور ازغدی/

تعویض هیئت حاکمه کافی نیست؛باید طبقه حاکم هم عوض بشود... 

سلمان فارسی وقتی که دید بعد از فوت پیامبر ریختند به خانه علی و علی را به زور کشیدند به سمت مسجد برای بیعت. آنجا دارد که بعضی از اصحاب خاص حضرت امیر دست به شمشیر به چشم علی نگاه می‌کردند که ایشان فرمان درگیری بدهند و حضرت امیر با چشمش اشاره کرد که کاری نکنید. آنجا دارد که سلمان فارسی کنار کوچه ایستاده بود و دید که دارند با علی چه می‌کنند. وقتی که حضرت امیر علامت داد که کاری نکنید.این دورانی است که باید تحمل کرد. دوران سکوت برای وحدت.

و دوران قیام برای عدالت بعداً خواهد رسید. آنجا دارد که سلمان فارسی وقتی که دید عمامه‌ علی را به گردنش انداخته‌اند و دارند او را می‌برند، به دیوار تکیه کرده بود و رو کرد به مردم و با لهجه فارسی گفت: کردید و نکردید.خطاب به آن جامعه و وارثان انقلاب پیامبر گفت کردید و نکردید. مسلمانی کردید و نکردید. حفظ ظواهر کردید اما باطنش را به باد دادید. مغز انقلاب را فدای قشرش کردید و مضمون انقلاب را فدای فرمش کرید. در این شرایط و بعد از تثبیت یک انقلاب، اگر نسل دوم و سوم انقلاب از مفاهیم انقلابی و از ارزشهای انسانی در جامعه بعد از انقلاب، جانانه و ابوذری دفاع نکنند و قیام نکنند و حتی اگر سخت افزار انقلاب حفظ بشود، نرم‌افزارش عوض می‌شود.

اگر هوشیاری ایدئولوژیک و انقلابی در این مسأله نباشد و انقلاب فقط سخت افزارش حفظ بشود، نرم‌افزارش تغییر می‌کند و شما متوجه نمی‌شوید. ما هم متوجه نخواهیم شد. مثل ساختمانی که ساختمانش باشد و ساکنانش عوض بشوند. ساختمانی که به دست انقلابیون وبه دست عدالت‌خواهان و به دست مجاهدین و شهیدان ساخته شد، زیر سنگینترین آتشها، کم‌کم عدالت ستیزان و قاعدین و مخالفین اصل تئوری آن انقلاب دینی، ساکنان آن ساختمان خواهند شد. اگر این هوشیاری نباشد. این ارواح خبیثه ماقبل انقلابها دوباره قابل احضار هستند و می‌توانند در بدن انقلابها حلول کنند و فرمان جامعه را به سمت دیگری بچرخانند. اول با زاویه‌های کم وبعد شما می‌دانید وقتی انحراف با یک زاویه کوچک شروع بشود، شما اولش تفاوت مسافتی بین این دو ضلع نمی‌بینید. اما وقتی در طول زمان ادامه پیدا کند همین زاویه کوچکی که باز شده، در طول زمان می‌بینید که آنقدر فاصله‌ها زیاد می‌شود که اصلاً دیگر کسی آن انقلاب را به جا نمی‌آورد. به جا نمی‌آورد که کی‌ بوده، چی بوده، اصلاً برای چی تشکیل شده. اصلاً یک طوری که ظاهرا همه چیز به جای خودش هست و واقعاً هیچ چیز به جای خودش نیست. همه چیز درست است وهمه چیز خراب و به همین دلیل است که انقلاب اسلامی نباید فقط به تغییر رژیم اکتفا می‌کرد، بلکه باید با نرم‌افزار جدید دینی و انقلابی به تغییر سیستم بپردازد. تعویض رژیم کافی نیست. باید سیستم عوض بشود و الا اگر سیستم عوض نشود همان ارزشهای ما قبل انقلاب یا خودشان ویا شبح‌شان دوباره به داخل حاکمیت و به داخل جامعه و به داخل افکار عمومی وبه داخل دانشگاه عودت می‌کنند. چنانکه دارند می‌کنند. آن از در رفته‌ها از پنجره‌ برگشتند. تعویض هیئت حاکمه کافی نیست، باید طبقه حاکم هم عوض بشود. طبقه‌ای که در جامعه جاهلی حاکم بود و بر آن اساس حکومت می‌کرد، باید آن عوض بشود و الا تعویض هیأت حاکمه کفایت نمی‌کند صورت عوض می‌شود و سیرت دوباره تجدید و باز تولید می‌شود.

باید آن طوری که حضرت امیر فرمود، کفگیر انقلاب، محتویات دیگ سیستم حکومت و جامعه را بهم بزند.«حتی یعدو اسفلکم اعلیکم و اعلیکم اسفلکم». فرمود در حکومت من، من اوضاع را به هم ‌می‌ریزم. گفت: کاری می‌کنم مثل اینکه کفگیر توی دیگ می‌رود و پایین‌ها را می‌آورد بالا و بالاییها را می‌برد پایین، من همه‌تان را به هم می‌ریزم. این طور نیست که بگویم شماها همانطور که بودید هستید وما همانطور مثل بقیه می‌آییم حکومت می‌کنیم، برویم جلو ببینیم چه می‌شود. چرا خطر حذف موجه ارزشهای انقلابی همیشه بعد از پیروزی و استقرار یک انقلاب، دوباره یک خطر جدی، تهدید‌کننده و زنده است؟ چرا؟ علی‌بن ابی طالب دو و نیم دهه بعد از رحلت پیامبر وقتی وارد حکومت شد، با تمام وجودش این فاجعه را لمس کرد و خواست اوضاع را برگرداند. خواست تغییر در سیستم ایجاد بکند و سه تا جنگ داخلی بر او تحمیل کردند. دوستان سابق خودش. برای اینکه حتی اگر هیئت حاکمه بعد از انقلاب، فاسد نشود و فاسد نباشد ـ که خیلی‌ها‌یشان آدمهای درستی و خوبی بوده و هستند ـ ولی طبقه حاکم که غیر از هیئت حاکمه است و از قبل از انقلاب در جامعه سیستم سازی کرده، گلوگاه‌های جامعه ونظام را می‌شناسند و دوباره می‌آیند آنجا سوار می‌شوند. یعنی ضد حمله ضد انقلاب به انقلاب، بعد از 10، 20 سال بعداز پیروزی انقلاب. نه با ترکش و خونریزی. جنگ سرد و بدون سر و صدا و با کار نرم‌افزاری همه چیز را دوباره پس می‌گیرند. دوباره تاکید می‌کنم طبقه حاکم غیراز هیئت حاکم است. هیئت حاکمه یک گروه سیاسی است که بر اهرمهای رسمی مدیریت، مسلط است و ظاهراً آنها تصمیم می‌گیرند؛ اما طبقه حاکم آن گروه اجتماعی‌اند که سلطه‌شان سلطه اعتباری و قانونی نیست. رسمی نیست. اما سلطه حقیقی و عملی است. یعنی در واقع سلطه دست آنهاست، نه دست انقلابیونی که فقط برای پستها آمده‌اند و آن نوک هرم نشسته‌اند.

سیستم به این معنا است که قاعده علی‌رغم راس هرم تصمیم می‌گیرد و مدیریت می‌کند. این اتفاقی که بعد از جنگ بخصوص در دو دهه گذشته بخشی‌اش اتفاق افتاده و اگر پادزهر این سم به زودی اعمال نشود بخش دیگرش اتفاق خواهد افتاد، وبه دست شماها فقط اعمال می‌شود. چون شماها یا کسانی هستید که در مجلس ختم این انقلاب شرکت خواهید کرد یا کسانی هستید که پرچم خونین انقلاب را از دست نسل قبل و سیصد هزار شهید می‌گیرید و در قله‌های بالاتری نصبش می‌کنید، یک از بین دو اتفاق در هر صورت به دست شما اتفاق خواهد افتاد. این‌ها اتفاقاتی است که در صدر اسلام برای علی‌بن ابی‌طالب (ص) هم افتاد و علی با این وضعیت درگیر شد و این‌ها علی را با همه عظمتش به زانو در آوردند. انقلاب، هیات حاکمه را عوض می‌کند ولی اگر نتواند طبقه حاکمه را عوض کند یا اصلاح کند، خودش بعد ازاینکه تمام توانش را صرف کرد و شهیدانش را تقدیم کرد و فتوحاتی کرد و خسته شد، خودش دوباره، اهرم‌های قدرت را اگر نه به همان افراد قبل از انقلاب، اما در اختیار همان افکار، در اختیار همان اندیشه، همان تفکر، قرار می‌دهد و همان اتفاق از همان زاویه‌ اتفاق خواهد افتاد. برای اینکه انقلاب و اصلاح، به تعبیر حکما، یک امر قصری است. قصر خلاف طبیعت است. همانطور که تهذیب نفس در یک فرد قصری و خلاف طبیعت اوست و لذا سخت است. امر طبیعی مثل از کوه پایین آمدن است و آسان است.دعوت به غریزه و سازش و ضیافت و … خیلی آسان است زیرا هزینه نمی‌خواهد. برای اینکه به طبیعت راحت‌طلب انسان سازگار است. دعوت به قیام و جهاد و ریاضت و مقاومت، سخت است. برای اینکه دعوت به حرکت سر بالایی در کوه است. یعنی خلاف طبیعت و غریزه است. انقلاب و اصلاح، یک امر قصری است؛ همانطوری که تهذیب نفس یک نفر خلاف طبیعت است، تهذیب نفس یک جامعه و حاکمیت خلاف طبیعت است. بنابراین سخت است. لذا خیلی‌ها می‌برند. خیلی‌ها اول گرم وارد صحنه می‌شون و بعد تخت‌گاز پائین می‌دوند و علی‌ابن ابی‌طالب با همه این گروهها درگیر بود و گرفتار همه اینها بود و در نهج‌البلاغه بخوانید که سراسر گلایه از همین اوضاع است و از مردم سردی که مثل سنگ، علی را نگاه می‌کردند و تنهایش می‌گذاشتند. همان‌هایی که وقتی برای بیعت هجوم آوردند فرمود: آنقدر جمعیت ریخت که من زیر دست و پا ماندم. لباسم پاره شد و حسن و حسین زیر دست و پا له شدند. همین مردم، وقتی که وارد پروسه اجرای عدالت شدم و تلخی عدالت را چشیدند بعضی از همین‌هایی که با من بیعت کردند از دین بیرون رفتند. گفتند: حالا که تو ازدین می‌گویی اصلا ما دین نمی‌خواهیم و بسیارشان پیمان شکستند و آنهایی که پیمان نشکستند، من را در درگیریها و نبرد تنها گذاشتند و این بود که نبرد عدالت علی نیمه‌کاره ماند و کار علی را ساخت. ولی او در طول 5 سال حکومتش با نحوه حکومتش و با نحوه شهادتش کار همه اینها را در تاریخ یکسره کرد. علی برای اینها در تاریخ آبرو نگذاشته، هر کس لااقل در جوامع اسلامی و شیعی بر سر حکومت بیاید، مردم فوری با عهدنامه مالک اشتر و نهج‌البلاغه مقایسه‌اش می‌کنند. جرات هم نکنند مشروعیتش را زیر سوال ببرند، مشروعیت آنها در دل همه زیر سوال است.

بنابراین اگر آن تحول بنیادی که عرض کردم انجام نشود، انقلاب وقتی خسته شد و شهیدانش را داد، دوباره در اختیار همان بروکراسی، در اختیار همان اندیشه‌های ما قبل انقلاب و همان سنّت لاییک و غرب‌گرا قرار می‌گیرد و نهادهای کهن ما قبل انقلاب دوباره می‌آیند انرژی انقلاب و دستاوردهای او و نام انقلاب را به نفع خودش مصادره می‌کنند و یک مرتبه می‌بینید انقلاب دینی مستضعفین و حکومت دینی مجاهدین و شهداء در اختیار ساز و کارهای لاییک سرمایه‌داری قرار می‌گیرد. این همان چیزی است که دهها سال با آن مبارزه کردند و زیر شلاق شکنجه و تبعید شدند و زندان رفتند و کم‌کم می‌بینی حکومت، دینی هست و نیست. خود انقلاب هم هست و هم نیست. شعائر انقلاب هست و شعارهای انقلاب نیست و انقلاب دیگر یک دعوت و یک ایده نیست. یک نام و یک سنت به معنی عادت است. نه به معنی سنتی که در تعابیر دینی داریم. یک اسم مقدس است متعلق به تاریخ. در امور دنیوی و اجراییات و امور عرفی و امور غیرقدسی نباید دخالت بکند و الا ‌آلوده می‌شود و کم‌کم جرات نمی‌کنی اصل آن شعارهایی که انقلاب بر اساس آنها اصلا راه افتاد، جایی زبان بیاوری و برای این معضل فقط یک راه حل وجود دارد؛ همان کاری که علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) کرد. بازگشت به دکترین اصل انقلاب؛ به هر قیمتی که می‌خواهد تمام بشود. هیچ راه حل دیگری نیست.

متن کامل در:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900916000757

Sahand Hashemi

unread,
Jul 4, 2016, 4:12:22 AM7/4/16
to islamicsocialstudies
سلام
من هم خیلی لذت بردم ممنون از آقای سیاح
درباره سوالی که آقای بادامچی پرسیدند، به نظرم  دلایل تئوریک عامل اصلی قضیه نیست.
یعنی به طور کلی عامل فسادهای موجود در نظام که متاسفانه بسیار مشهود شده و برای همه قابل رویت است، بعضا بسیار ساده تر از بحث های پیچیده ای است که دوستان ما می نشینند و ساعت ها درباره آن صحبت می کنند.
درباره همین مثالی که فرمودند کمی توضیح میدهم:
یکی از دوستان که کارشناس قوه قضاییه هستند، می گفتند عامل اصلی مشکلات در قوه قضاییه، این است که هیچ کدام از روسای اخیر قوه قضاییه خودشان قاضی نبوده اند بلکه عمدتا دانشمندان حوزوی هستند. این مساله باعث می شود که بدیهتاً این افراد نتوانند یک قاضی را توبیخ کنند و اصلا به طور دقیق فرایند قضاوت را فهم نمی کنند که بتوانند راهکارهایی برای مثلا تسریع فرایند دادرسی بدهند.
البته دلایل تئوریک را اگر به معنای بد فهمیدن یک سری اصول کلی بگیریم، همانطور که قبلا گفتم عواملی مانند قداست زدگی دستگاه ها را در ایران بسیار قابل توجه و موثر میدانم.
یکی از دوستانم که ارتباط نزدیکی با قوه قضاییه داشتند و تلاششان در راستای ایجاد زیر ساخت های مناسب برای تسهیل دادرسی بود، از قداست زدگی رؤسای این قوه و اینکه هیچکس را به جز خودشان قبول ندارند، بسیار دل پر خونی دارند.
بنده معتقدم قداست زدگی پدیده ای است که در نظام ما باعث آسیب های بسیاری شده است و شدیدا باید با آن مبارزه کرد.
البته من هنوز وقت نکرده ام جواب ایمیل آقای جمشیدی را  بنویسم که درباره قداست زدگی دستگاه حکومت ایران هم بحث شده بود. انشالله خواهم نوشت و بابت این تاخیر عذر می خواهم.
ممنون

Mohammad Hossein Badamchi

unread,
Jul 4, 2016, 4:12:23 AM7/4/16
to islamicsoc...@googlegroups.com
اتفاقا اگر دقت می کردید تحلیل جناب رحیم پور به شدت متاثر از ادبیات مارکسیستی بود. 

به تحلیل آقای رحیم پور دقت کنید:

۱. تغییر رژیم سیاسی کافی نیست بلکه «سیستم» باید تغییر کند. چون رابطه سیستم و نظام سیاسی همان رابطه زیربنا روبناست (سیستم به این معنا است که قاعده علی‌رغم راس هرم تصمیم می‌گیرد و مدیریت می‌کند) 

۲. منظور از سیستم چیست؟ مناسبات طبقاتی-اقتصادی واقعی داخل جامعه. اگر قرار است سیستم تغییر کند باید طبقات زیر و زبر شوند (باید آن طوری که حضرت امیر فرمود، کفگیر انقلاب، محتویات دیگ سیستم حکومت و جامعه را بهم بزند) 


۳. دشمن که مناسبات عینی جامعه را علیه جهت انقلاب رقم می زند کیست؟ اصطلاح «طبقه حاکم» که تاکید می شود منظور هیئت حاکمه سیاسی نیست، همان طبقه سرمایه دار در تحلیل مارکس است که به واسطه روابط واقعی اقتصادی قدرت واقعی (غیر سیاسی) را در دست دارد و مسیر حرکت جامعه را تعیین می کند (یک مرتبه می‌بینید انقلاب دینی مستضعفین و حکومت دینی مجاهدین و شهداء در اختیار ساز و کارهای لاییک سرمایه‌داری قرار می‌گیرد.)

۴. ما که هستیم؟ ما مستضعفینی هستیم که علیه طبقه حاکم قیام سیاسی کرده ایم ولی هنوز توانسته ایم مرحله اصلی انقلاب یعنی تغییر ساخت اقتصادی (سیستم) را پیاده کنیم و در نتیجه طبقه حاکم در ساخت سیاسی ما در حال حلول دوباره است.



حالا این تحلیل را مقایسه بفرمایید با تحلیل بنده که در مقابل این تحلیل بود. بنده اتفاقا اصالت را به حوزه سیاسی دادم و عرض کردم دشمن ما «راست گرایان» هستند و این اندیشه ی «حفظ نظام» و «حکومت مقتدر» است که هیئت حاکمه سیاسی ما را متشکل از سه گروه راست سنتی، راست حکومتی (اصولگرایان) و راست مدرن (اعتدالیون) تشکیل می دهند. اتفاقا نظام اقتصادی ایران هم هیچ سنخیتی با سرمایه داری نولیبرال ندارد بلکه نوعی «سرمایه داری دولتی» است که از نظم سیاسی ریشه می گیرد و نه اینکه زیربنا باشد.


فلذا تحلیل جناب آقای رحیم پور کاملا مارکسیستی بود و اتفاقا دیدید که بحث بنده که منبعث از بحث «تشیع صفوی» دکتر شریعتی است هیچ نسبتی با تحلیل اقتصادی مارکسیستی ندارد.

Mohammad Hossein Badamchi

unread,
Jul 8, 2016, 11:49:31 AM7/8/16
to islamicsoc...@googlegroups.com

«بورژوازی محافظه کار و حال نزار «انقلاب

نظام جمهوری اسلامی به واسطه ساختار سیاسی نظام ولایت فقیه، لاجرم نظامی آریستوکراتیک یا نخبه سالارانه محسوب می شود که طبقه بالای تصمیم گیران و مدیران آن لاجرم باید متکی بر رویکردهای اتخاذشده رهبر انقلاب و با دانش و اعتبار کافی برای پیگیری این مرام، مناصب و موقعیت های استراتژیک و کلیدی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی را بر عهده گیرند. آفت نظام های آریستوکراتیک نیز آنطور که افلاطون در کتاب آثار خود تشریح کرده است، الیگارشی شدن است: طبقه بسته ای از رجال که به تدریج منافع خویش را منافع ملت، جیب خود را جیب ملت و  به زعم خود مصلحت کشور را با انباشت دائمی قدرت و ثروت و تضمین اقتصادی-سیاسی-فرهنگی بقای خود و فرزندان و وابستگانشان یکی می انگارند.
   طبعاً در جایی که مثلث مشهور مشروعیت و اعتبار دینی، امتیازها و امکانات اقتصادی و قدرت سیاسی یکجا جمع باشد، بهترین محیط برای رشد و پرورش غده سرطانی الیگارشی فراهم است. شناخت بیماری در کوتاه مدت برای اهالی پرده پوش سیاست بس دشوار است، چه تمییز میان آریستوکرات پاک و پاکباز دلبسته انقلاب و الیگارشی منافقی که تا واژه انقلاب را می شنود «خود» را به یاد می آورد، کار آسانی نیست. به تدریج شبکه الیگارک ها بوی یکدیگر را از زیر نقاب ها استشمام می کنند و با تأیید یکدیگر و عدم حمایت از مهره های مستقل و احیاناً تنبیه چهره های مردّد و «غیرخودی» پیوندهای سازمان غیررسمی الیگارشی را محکم تر می کنند. اما این تمام ماجرا نیست. باقی ماندن الیگارشی در داخل حکومت، آن را آسیب پذیر می کند و مردم  انقلابی دائماً در حال رصدِ مماش و معاش رجال حکومتی را مشکوک و نگران 
می-کند. به علاوه متأسفانه (!) به واسطه تعلق خاطر رهبران انقلاب به «جمهوریت»، هنوز انتخابات در کشور مهمّ و واقعی است و چند صباحی یکبار مجلس و دولت برآمده از ملت  اگر فرصتی بیابد- ممکن است نورافکنی روی غارهای تاریک الیگارشی انداخته فاجعه ای ملی برای مسئولین و نظام پدید آورد. فلذا الیگارشی از جایی به بعد انشعاب می کند و شاخه بخش خصوصی الیگارشی یا همان «بورژوازی محافظه کار» ظهور می کند.
 شاخه ای که خود را کارآفرین و جذب کننده قوای مردمی در جهاد اقتصادی معرفی می کند و با طرد تدریجی فعالان اقتصادی مستقل و مردمی و کارآفرینان واقعی، با شامّه بی نظیری که به واسطه سال ها دسترسی به اسرار ملی کشور به دست آورده اند، در نقاط حساس و استراتژیک اقتصادی اتراق کرده، شرکت های معظم رانتی خود را در جایی میان این دو برپا می کنند. بورژوازی محافظه کار چنان چنگال های خود را در تن طبقات جویای کار مردم، و دولت جویای توسعه فرو می برد که پس از چندی حساب های بانکی مشترک میان نظام، مردم، دولت و بخش خصوصی به نام «بورژوازی ارتجاعی» در بانک های معتبر و نوپدید کشور تکثیر می شوند.    از منظر الیگارشی و بورژوازی راست گرا، انقلاب اسلامی از جایی پایین پای آنها آغاز می شود. «علم»، «فرهنگ»، «هنر»، «اندیشه سیاسی انقلاب»، «عدالت»، «آزادی»، «استقلال ملی»، «دستگیری از مستضعفین جهان»، مقولاتی متعلق به زیست جهان عوام الناس است که اگر به نحوی به کار تثبیت موقعیت سیاسی و اقتصادی ائتلاف توأم با رقابت الیگارشی-بورژوازی ارتجاعی نیاید، لااقل تکرار دائمی آن ابزار تأمل و تفکر و انتقاد را از «جوانان مؤمن متعهد» می گیرد و به برساخته شدن تدریجی هژمونی مقدس نمای پوکی می انجامد که می توان آن را «الهیات نفاق» خواند. الهیاتی که همه چیز از «انقلابی گری»،  «منافع ملی»، «توسعه»، «مردم گرایی»، «آزادی خواهی برای جوانان»، «اقتصاد مقاومتی»، و حتی «شاخ و شانه کشیدن به استکبار جهانی» در قوطی آن هست، اما از نوع پوشالی و نمایشیِ آن. زندگی در جهان الیگارکها و بورژوازی محافظه کار، زندگی زیبا و همه چیزتمامی است، تنها به این شرط که هیچگاه  مثل جنجال بی مورد اخیر بر سر فیشهای حقوقی- از خواب آن بیدار نشویم!

یادداشت: محمد حسین بادامچی

تمام حقوق این سایت متعلق به روزنامه صبح نو می‌باشدhttp://sobhe-no.ir/newspaper/35/4




Inline image 2

mohamad s.taheri

unread,
Jul 9, 2016, 1:14:03 AM7/9/16
to islamicsocialstudies
به نظرم اصطلاحاتی چون "طبقه حاکم" و "سیستم" در ادبیات آقای رحیم پور غیردقیق انتخاب شده و همان معنای عرفی آن مراد است. همان طور که شهید مطهری اصطلاح "ایدئولوژی" را استفاده میکرد اما معنای دقیق مصطلح اش را دنبال نداشت بلکه معنای خاص خودش را مراد میکرد. برای همین است که برای من و شمای علوم انسانی خوانده احساس میکنیم باید اینها مجدد تعریف بشود تا جمله معنا پیدا کند. 
همین تاکید ایشان روی نرم افزار به جای سخت افزار و روی "مفاهیم و ارزشهای انقلابی" به جای "ساختار" نشان میدهد که بسیار از تحلیل مارکسیستی فاصله دارد.
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages