با سلام و آرزوی قوت بازوی سید متولی جهت کسب روزی از طریق آن دو بازوان نازنین و قشنگ !! لازم می دونم چند نکته رو یادآوری کنم، دقیقاً نمی دونم چند نکته، شایدم یه نکته باشه، منتهی بریم جلو ببینیم چی به چیه !
بنده چهارشنبه که از چشم ها در راه کلاس درس استفاده کردم !
پنج شنبه و جمعه هم سر جمع نزدیک به یک ساعت مشغول جست و جو برای مقالات و نیز دیدن لحظه ی حقیقت بودم !
در کل به این جمع بندی رسیدم که کاش همون اول تابستون چشم ها رو شسته بودم و الان داشتم جور دیگر می دیدم !
پیرو تهدیدی که دکتر حسینی در خصوص حذف کلاس فرمودن لازم می دونم یادآوری کنم که، در نیابد حال پخته هیچ خام ! حالا البته نه به این شدتی که مولانا گفته، ولی خب وقتی تشریف ببرید و چشم عمل کنید و مدام چشم خسته بشید، اون وقته که درک می کنید این پسر مشکل کالیبر نداشت، چشاش خسته بود !
به هر روی من فردا که شنبه باشه، یا مثلاً همین امروز در واقع، هم هشتصد کلمه ی لحظه ی حقیقت رو خواهم نوشت، هم مقاله ها رو ارسال خواهم کرد، و هم باز میام اینجا یه تیکه ای چیزی به سید متولی میندازم !! هر چند در خصوص دو مورد اول مطمئن نیستم !!
یه لطفی هم بکنید و بگید این مقاله ها دقیقاً با چه موضوعی باید باشن؟!
لحظه ی حقیقت ِ یکان یکانتون ذیل ستاریت خدا محفوظ باد !
سرد مند و در بلند