امین تریان- سفری به شیراز از راه کازرون و فیروزآباد، ملاحظاتی دربارهی آداب و رسوم، قوانین، زبان و ادبیات ایرانیان، به اضافه تاریخ ایران از مرگ کریمخان تا سقوط سلسله زندیه[۱]، عنوان سفرنامهای از اوایل دورهی فتحعلیشاه است که اشارات مفصلی به نواحی جنوبی ایران دارد، اثر ادوارد اسکات وارینگ[۲] کارمند غیرنظامی کمپانی هندشرقی بنگال که به علت بیماری در ۱۲۱۶ هـ.ق / ۱۸۰۲ م. مدت چهار ماه را در شیراز و حومهی آن گذراند[۳]. این سفرنامه مطالب بسیاری دربارهی دوره زندیه و شیراز پایتخت این سلسله دارد؛ بهویژه که فصلی ۵۰ صفحهای با عنوان تاریخ امپراتوری ایران (از مرگ کریمخان زند تا سقوط سلسله زندیه) به فرجام فرمانروایی حکومت زند اختصاص یافته است. اثر وارینگ در ۴۳ فصل به شرح زیر است:
سفر به بوشهر، خلیج فارس، مناظر، بادهای شمالی، بادهای شرقی، شهر بوشهر، تصاویر هندی، کتب خطی و غیره، حاکم بوشهر و پدرش، تجارت، شام ایرانی، اعتقاد به نجوم، روشهای مسافرت، احترام ایرانیان نسبت به مالکولم بزرگ و غیره، حرکت به سوی شیراز، برازجان، دو قلعه نظامی، ویرانههای شهر بزرگ دریس و … ، شرح یکی از بازماندگان نادرشاه، دشت زیبای ارژن، راهداران، رسیدن به شیراز و … ، توصیف شیراز، گزارشها، اروپاییان، آب و هوا، بازار، مسجد و… ، پذیرایی شاهزاده، ملکه، ملاقات حاکم… ، باغهای ایرانی، توصیف یک صحبت، حافظیه، فالگرفتن، هفت تن، تصاویر سعدی و حافظ، آرامگاه سعدی، دلگشا، جهاننما، کلاه فرنگی، تخت قاجاریه، روش ایرانیان در تقسیم سپاهیان و خدمتکارانشان، بناها و گرمابهها، صنعتگران، نقاشان، پزشکان، روش گذراندن وقت در ایران، سرگرمیها در ایران، لباس ایرانیان، لباس زنان در ایران، محلههای شیراز، پلیس شیراز، قوانین، تجارت در ایران، حقوق گمرکی و مالیاتها، نیروی نظامی، درآمدها، طرز حکومت، پادشاه، شخصیت ایرانیان، بازگشت به بوشهر، شکارکردن نزد ایرانیان، اسبهای عربی و ایرانی، درخت خرما، دَم، وهابیها، روش محاسبه زمان، سکه در ایران، حرکت به بصره، شهر بصره.
زبان ایرانیان، نویسندگان ایرانی، شعر فارسی، غزلیات حافظ، اشعار صوفیانه، غزل، [بدون عنوان]، اشاره به برخی مذاهب، تاریخ امپراتوری ایران (از مرگ کریمخان زند تا سقوط سلسله زندیه)، ضمیمه.
نکتهای که در اینجا باید به آن اشاره کنم، دربارهی فصل بیست و سوم این سفرنامه است. در این فصل که عنوان “دربارهی حکومت” بر خود دارد تصنیفی ۲۶ بیتی آورده شده است که به گفتهی وارینگ «نغمهای مورد علاقه در ایران دربارهی لطفعلیخان و خیانت حاجی ابراهیم و سقوط سلسله زند» است[۴]. تصنیفی که در زمان واپسین فرمانروای زند در شیراز رواج داشته و حتی وارینگ در این هنگام یعنی هشت سال پس از قتل لطفعلیخان آن را شنیده و ضبط کرده است. بیگمان این، نشان از محبوبیت خاندان زند نزد اهالی شیراز و نفرت آنان از خاندان قاجار دارد. جالب این که سر هارفورد جونز بریجز که پنج سال بعد از نواحی جنوبی ایران گذر میکرد به نکتهای اشاره میکند که تاییدکنندهی این سخن است: «من دریافتم که ایرانیان عموما بر این باور هستند که یکی از شاهزادگان نگونبخت خاندان زند، در بمبئی زندگی میکند و همراه این هیئیت [هیئت سر هارفورد جونز] است و در صورت لزوم او را برای جمع کردن دوستان ِ خانداش در بخشهای جنوبی امپراتوری مورد استفاده قرار میدهند»[۵]. وارینگ در ادامه این تصنیف را به همراه ترجمهی انگلیسیاش میآورد[۶]:

بالای بان اندران
قشون آمد مازندران
باز هم صدای نی میاد
آواز پی در پی میاد
جنگی کردیم ناتمام
لطفی میرود شهر کرمان
باز هم صدای نی میاد
آواز پی در پی میاد
حاجی ترا گفتم پدر
تو ما را کردی در بدر
خسرو دادی دست قجر
آواز پی در پی میاد
لطفعلیخان بوالهوس
زن بجست بردند تبس
تبس کجا طهران کجا
مانند مرغی در قفس
باز هم صدای نی میاد
آواز پی در پی میاد
لطفعلی خان مرد رشید
هر کس رسید آهی کشید
مادر خواهر جامه درید
لطفعلی خان بختش خوابید
باز هم صدای نی میاد
آواز پی در پی میاد
بالای بان اندران
قشون آمد مازندران
بالای بان دلگشا
مردست ندارد پادشاه
صبر از من و داد از خدا
باز هم صدای نی میاد
لطفعلیخان میرفت میدان
مادر میگفت شوم قربان
دلش پرغم رخش گریان
آواز پی در پی میاد
لطفعلی خانم هی میکرد
گلاب بنات با می میخورد
بخت خوابید لطفعلیخان
باز هم صدای نی میاد
اسپ نیله نوزین است
دل لطفی پر خون [= خین؟] است
باز هم صدای نی میاد
آواز پی در پی میاد
وکیل از قبر در آرد سر
به بیند گردش چرخ خضر
باز هم صدای نی میاد
آواز پی در پی میاد
لطفعلیخان مضطر
آخر شد به کام قجر
باز هم صدای نی میاد
آواز پی در پی میاد
[۱] Edward Scott Waring: a Tour to Sheeraz by the rout of Kazroon and Feerozabad, London: 1807.
سفرنامهی وارینگ تاکنون به فارسی ترجمه نشده است اما مقالهی بسیار جامعی، با مشخصات زیر، در معرفی آن نوشته شده است: مجتبی خلیفه، «درآمدی بر کتاب سفر به شیراز از مسیر کازرون و فیروزآباد» کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ش ۷۷-۷۸، اسفند ۸۲ و فروردین ۸۳، صص ۷۰-۷۴.
[۲] Edward Scott Waring
[3] دنیس رایت: «سیاحان بریتانیایی در ایران دوره قاجار»، ترجمه محمد مروار، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ش ۸۸-۸۹، بهمن و اسفند ۱۳۸۳، ص ۷۴.
[۴] Waring, op.cit, p. 92.
[5] Sir Harford Jones Brydges: an Account of the transactions of his majesty’s mission to the court of Persia in the years 1807-11, London: 1834, pp. 29-30
[6] Waring, op.cit, pp. 93-94.
برگرفته از تارنمای انجمن پژوهشی ایرانشهر