ساسانیان از آغاز تا فرجام

1 view
Skip to first unread message

Mohammad Sadegh Allami

unread,
Oct 4, 2010, 12:57:30 PM10/4/10
to allami
بهنام عطائی

مقدمه

سلسله ساسانی یکی از دو ابر قدرت بزرگ جهان متمدن آنروز بدست اردشیر پاپکان و پس از شکست دادن آخرین شاهنشاه پارتی جایگزین اشکانیان شد و پس از ۴٢۶ سال با شکست یزدگرد سوم پایان یافت.


 ساسانیان از آغاز تا فرجام (بهنام عطائی) (1)

ساسانیان  قلمرو خود را EranŠatrمینامیدند، که شامل سرزمین های امروزی ایران، عراق، بخش شرقی آسیای صغیر، ارمنستان، قفقاز، افغانستان و قسمتهایی از هند، سوریه، پاکستان، آسیای میانه و شمال عربستان را در بر می گرفت.

در زمان پادشاهی خسرو پرویز بین سالهای ۵۹۰-۶۲۸م مصر، اردن، فلسطین، لبنان و یمن نیز ضمیمه خاک امپراتوری شدند.

دولت ایران در زمان ساسانیان از نظر نظامی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به جایگاهی رسید که در تاریخ، نظیر آن دیده نمی شود ساسانیان، در مدت ۴۰۰ سال توانستند در غرب با روم که از لحاظ تشکیلات نظامی مقتدرترین کشور آن زمان بود، بجنگند و بارها آن دولت را شکست دهند و تمدن رومی را به طور قابل ملاحظه ای تحت تاثیر و نفوذ خود قرار داده بود. این حکومت، در مشرق و شمال در برابر اقوام بیابان گرد مقتدر سخت مقاومت کرد و مملکت را از غارتها و تاخت و تازهای ایشان، نجات داد. از لحاظ داخلی نیز، تشکیلاتی منسجم با پایه های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی نیرومند به وجود آورد. دانش طب و نجوم در زمان ایشان در ایران پیشرفتهای کلی کرد و موسیقی مقام والایی یافت؛ ساسانیان نقش بسیار برجسته ای را در پایه گذاری هنر قرون وسطایی هم اروپایی و هم آسیایی بازی کردند. این نفوذ و تاثیر توسط دنیای آغازین اسلامی به سمت جلو رفت. معماری، هنر نگارش و خیلی دیگر از مهارت­ها عمدتا از ساسانیان به دنیای اسلام راه پیدا کردند.

زبان رسمی در این دوره پارسی میانه بود و برای نگارش از هفت نوع دبیره استفاده می­کردند که سه گونه: دین دبیره، هم دبیره و گشته دبیره به یادگار مانده است و پول رایج کشور درهم بوده است. دری زبان رسمی افغانستان، از زبان درباری و سلطنتی ساسانیان بیرون آمده و توسعه یافته است.

وضعیت اشکانیان در در اواخرقرن دوم

در اواخرقرن دوم میلادی ایران دچار اغتشاش و نابسمانی بسیار بود، از یکسو گردنکشی فرمانروایان محلی، هجوم اقوام آلان از ناحیه شمال قفقاز، فشار دولت کوشانیان از شرق و حملات مکرر رومیان به ناحیه میانرودان و تهدید تیسفون که تا ۲۱۸م ادامه داشت و همچنین بیماری­های همه­گیر مانند طاعون و تا حدودی رشد روزافزون بودیسم در ناحیه سیستان موجب ضعف دولت اشکانیان گردیده بود.

اردشیر پاپکان و روی کار آمدن ساسانیان

اردشیر پاپکان فرزند بابک فرمانروای ناحیه پارس و نوه ساسان موبد بزرگ معبد آناهیتا در استخر بود.

اردشیر طغیانی را که در زمان بابک آغاز شده بود ادامه داد و در سال ۲۰۸م شاه ناحیه پارس گردید و شروع به تصرف نواحی اطراف کرد. تا اینکه در ۲۲۴م اردوان آخرین شاهنشاه اشکانی را شکست داد و وارد تیسفون گردید و در ۲۲۶م رسما تاجگذاری کرد و شاهنشاه ایران گردید.

اردشیر در طول حکومت خود مناطق از دست رفته ایران از غرب تا شرق را بازپس گرفت، به طغیان­ها پایان داد، تشکیلات اداری، ارتشی قدرتمند و حکومت مرکزی نیرومند بوجود آورد و دین زرتشت مذهب رسمی گردید.

شرح این دوران با تفاوت­هایی در کتاب پهلوی کارنامه اردشیر پاپکان آمده است.

رویداد­های مهم زمان جاشینان اردشیر پاپکان تا زمان خسرو انوشیروان

۲۴۰م: شاپور فرزند اردشیر پاپکان شاهنشاه ایران گردید.

·         ۲۴۴م: حمله گوردیان امپراتور روم به میانرودان و در نتیجه شکست و کشته شدن گوردیان و امضای قرارداد صلحی بین شاپور و فلیپ عرب که به موجب آن روم مجبور به پرداخت غرامت هنگفت و واگذاری سرزمین‌های بسیاری به ایران گردید.

·         ۲۶۰م: امپراتور والرین و سناتورها و سربازان ارتش روم اسیر شدند شاپور از اسیران جنگی برای ساختن پلی در خوزستان استفاده کرد. شرح این پیروزی­ها در نقش رستم و بیشاپور، تصویر و در کتیبه کعبه زرتشت شرح داده شده است.

·         جمع آوری اوستا آغاز گردید. اقدامات مغان موجب وضع قوانین بسیاری می­شود. دین دوران ساسانی به نام نو زرتشتی شناخته می­شود.

·         مانی آیین خود را آزادانه گسترش داد.


·         کرتیر، هیربد گردید.

·         ارمنستان، ولیعهدنشین امپراتوری گردید.

۲۷۲م: درگذشت شاپور اول و جانشینی هرمز اول

۲۷۳م: جانشینی بهرام اول به کمک کرتیر و افزایش قدرت کرتیر

۲۷۶م: تاجگذاری بهرام دوم

·         کرتیر به بالاترین مقام و منزلت رسید و داوران داور کشور گردید.

·         شاهان ساسانی در اثر اقدامات کرتیر اقتدار مذهبی خود را از دست دادند.

·         مانی به تحریک کرتیر کشته شد. ابن ندیم شرحی از آیین مانی در کتاب خود ارائه داده است.

·         آغاز فشار مذهبی بر مردم توسط کرتیر و ایجاد بدعت­ها.

کرتیر اقدامات خود را در کتیبه­هایی درنقش رستم، نقش رجب، سر مشهد، کعبه زرتشت آورده است.

·         نیمی از ارمنستان ضمیمه روم گردید.

·         ۳۳۷-۲۷۲م: کنستانتین یکم مسیحیت را مذهب رسمی روم کرد و کشور را از زیر نفوذ مذهبی ایران (میتراییسم) خارج کرد.

۲۹۳م: جانشینی بهرام سوم (سکانشاه) با حمایت کرتیر

۲۹۳م: تاجگذاری نرسه فرزند شاپور، وی سعی در تضعیف قدرت موبدان کرد.

تاجگذاری نرسه در کتیبه پایکولی واقع در کشور امروزی عراق شرح داده شده است.

۳۰۲م: کنارگیری نرسه از سلطنت و تاجگذاری فرزندش هرمز دوم که به عدالت و نیکویی مشهور بود.

در این دوران ایران دچار ضعف نظامی گردید ارمنستان و گرجستان تحت نفوذ روم قرار گرفت و تیرداد چهارم  پادشاه پارتی تحت حمایت روم، مسیحی گردید و مسیحیت رشد خود را در ارمنستان آغاز کرد.

۳۰۹م: هرمز دوم توسط درباریان بر کنار شد و شاپور دوم (ذوالاکتاف) را در حالیکه هنوز به دنیا نیامده بود با گذاشتن تاج بر شکم مادر، شاهنشاه ایران شد و تا ۱۶ سال اداره کشور به دست درباریان بود.

·         دوران طلایی ساسانی در دوران شاپور دوم بوجود می­آید.

·         قدرت اشراف و موبدان در ابتدای سلطنت کاهش داده می­شود.

·         به چپاول اعراب در ایالت­های جنوبی پایان داد و به واسطه انتقام سختی که از ایشان گرفت او را ذوالاکتاف خواندند.

·         ۳۶۳م: جولیان امپراتور روم در نزدیکی تیسفون کشته شد و بدین وسیله آخرین مانع در راه گسترش مسیحیت برداشته شد.

·         ارمنستان و اراضی ایران از روم بازپس گرفته شد.

·         جمع آوری اوستا کامل شد.

·         به تلافی اقدام روم در حمایت و تشویق به شورش مسیحیان در ایران و ارمنستان و آزار زرتشتیان در روم، مسیحیان ایران مورد آزار قرار گرفتند.

·         شاهان ساسانی اقتدار مذهبی خود را به طور کامل از دست دادند.

۳۷۹م: پس از مرگ شاپور دوم ، اردشیر دوم به سلطنت رسید. چون او با بزرگان و اشراف دوران سرسازگاری نداشت، از کار بر کنارشد.
۳۸۳م: شاپور سوم تا ۳۸۸م حکومت کرد و گویا در اثر حادثه ای کشته شد.

۳۸۸م: جانشینی بهرام چهارم (کرمانشاه)، در این دوران اشراف قدرت از دست رفته خود را بازیافتند.

۳۹۹م: یزدگرد اول معروف به بزهکار بر تخت نشست و بیست و یک سال حکومت کرد. بزهکار خواندن او به دلیل خشونت او با بزرگان و ملایمت او با رعایای مسیحی بوده است.

·         در این دوران با روم صلح برقرار شد. امپراتور آرکادیوس درخواست کرد که قیومیت پسرش تئودوزیوس دوم را یزدگرد بر عهده بگیرد؛ که این امر به صورت سنت در آمد.

·         در این دوران عیسویان از آزادی خود سواستفاده کرده و به تخریب آتشکده­ها پرداختند و این موجب تنبیه آنان توسط یزدگرد شد.

۴۲۰م: بهرام پنجم معروف به ” گور” که در حیره تحت سرپرستی پادشاه لخمی تربیت شده بود به تخت نشست.

·         زرتشتیان در روم از آزادی مذهبی برخوردار شدند.

·         لولیان را از هند آورد تا با موسیقی خود ، مردم ایران را سرگرم کنند.

·         مالیات­ها را کاهش داد و اقدامات وی، او را محبوبترین شاهنشاه ساسانی گرداند.

·         تهاجمات هون­ها از شمال و هپتالیان از شمالشرقی را دفع کرد.

۴۳۸م: یزد گرد دوم به سلطنت رسید. دوران سلطنت او به جنگ با اقوام هپتالیان که به جای کوشانیان در شرق و شمال ایران مستقر شده بودند، گذشت.

·         با شورش عیسویان در ارمنستان و تشویق آلبانی­ها و گرجی­ها به طغیان، یزد گرد به تعقیب و آزار مسیحیان پرداخت .

۴۵۷م: هرمز سوم بر تخت نشست.

۴۵۹م: پیروز به کمک هپتالیان و درباریان، سلطنت ساسانی را به دست گرفت. و سپس در جنگ با هپتالیان شکست سختی خورد و کشته شد.
۴۸۴م: برادر پیروز، بلاش بر تخت نشست .

·         با هپتالیان آشتی کرد و باجی سنگین به ایشان پرداخت.

·         در زمان او خشکسالی سختی در سرتاسر ایران روی داد که موجب قحطی گردید.

·         به مسیحیان امتیازات زیادی داد و دستور برچیده شدن آتشکده های زرتشتی را در خاک ارمنستان صادر کرد.

۴۸۸م: بلاش دراین سال معزول گردید و قباد اول بر تخت نشست .

·         قباد از انقلاب مزدک که  تقسیم ثروت و املاک و زنان و برابری طبقات را میان مردم تبلیغ می­کرد، طرفداری کرد.

·          بزرگان و روحانیان در ۴۹۶م قباد را از سلطنت معزول کردند و برادرش جاماسپ را به جای او نشاندند.

·          قباد  در ۴۹۹م از زندان گریخت و به یاری هپتالیان دوباره برتخت نشست .

·         قباد نیروی درباریان و موبدان را محدود کرد و اصلاحات اقتصادی و اجتماعی بوجود آورد، مانند:

ایجاد دفتری به نام “مدافع درویشان و دادور” برای یاری دادن ستمدیدگان

سازماندهی نظام مالیاتی

تقسیم نظامی و اداری کشور به ۴ قسمت

توسعه تجارت ادویه وابریشم به مناطق دوردست از جمله کره  و هند و اندونزی

·         قباد آیین مزدک را بین مردم رواج داد و حتی بر مناطق جنوبی تابعه کشور تحمیل کرد.

·         با توسعه آیین مزدک، پیروان وسردسته­ها دست به قیام و تعدی زدند که موجب هرج و مرج و ویرانیهای زیادی شد.

۵۳۱: خسرو انوشیروان جانشین پدر شد.

·         با حمایت بزرگان و روحانیان، مزدک و پیروان او را کشت و آشفتگیهای اجتماعی ناشی از انقلاب مزدکیان را جبران کرد.

·         اصلاحات داخلی پدر را ادامه داد، مانند:

بازنگردادن قدرت اشراف و ساسیت حمایت از دهقانان

تدوین قوانین (کتاب ماتیکان هزار دادستان)

نقشه برداری از زمین­های کشاورزی

سازماندهی نظام مالیاتی

تعدیل مجازاتها

توسعه علم و هنر

بنابراین دومین دوران طلایی ساسانیان شکل گرفت.

·         در شرق و شمال شرق خسرو با خاقان متحد گردید و این دو، هپتالیان را از میان برداشتند. از آن تاریخ به بعد، اقوام زرد پوست با ایرانیان همسایه شدند .

·         صلحی پنجاه ساله میان ایران و روم منعقد شد، خسرو “لازیکا” را به رومیان باز پس داد. در مقابل، رومیان نیز متعهد شدند که سالانه مبلغی طلا به ایران بپردازند.

·         حبشیان از یمن بیرون رانده شدند و یمن تحت نفوذ شاهنشاهی قرار گرفت.

·         تیسفون به حداکثر عظمت خود رسید.

آغاز زوال امپراتوری

هرمز چهارم در ۵۷۹م به سلطنت رسید اگر چه پادشاهی عادل بود ولی فاقد سیاست و منش و بینش پدر بود و موجب زوال کشور گردید. وی با اشراف و موبدان با خشونت رفتار کرد و دشمنان فراوانی برای خود تراشید.

در سال ۵۸۹ سردار نامدار “بهرام چوبین” از خاندان مهران را به طرز موهونی خلع کرد، بهرام سرپیچی نمود و ارتش را به طرف تیسفون حرکت داد. درباریان و روحانیان نیز که از هرمز دل خوشی نداشتند او را به قتل رساندند و پسرش خسرو دوم (خسرو پرویز) را به سلطنت رساندند.

بهرام چوبین مصمم شد که به تیسفون برود و خسرو را برکنار و سلطنت را به پارتیان بازگرداند. خسرو به امپراتور روم پناهنده و در ازای پس دادن بعضی از شهرها، از آنان یاری گرفت. در مدت سلطنت بهرام کشور دو پاره شد وزمینه ساز شورش­های بعدی و اضمحلال کشور شد.

در سال ۵۹۰ امپراتور روم خسرو را با سپاهی یاری کرد و بهرام شکست خورد و خسرو بر تخت نشست.

بهرام به نواحی شرقی پناه می­برد.
ازدواج خسرو با دختری مسیحی بنام شیرین سبب نارضایتی موبدان از وی گردید.

و در عین حال بهرام چوبین که فردی لایق و مورد علاقه مردم بود، به یاری رومیان، دشمنان دیرینه کشور، خلع گردید و موجب نارضایتی مردم شد.

خسرو برای جلوگیری از شورش، کسانی  را که در قتل پدر دست داشتند کشت.

بسطام، دایی خسرو نیز که در گرفتاری هرمز دست داشت سر به شورش نهاد و در ری اعلام استقلال کرد و ده سال به نام خود سکه زد. این امر نشان دهنده ضعف شدید ساسانیان بود چون در طی ۳۶۶ سال گذشته کسی بجز ساسانیان جرات و توانایی ضرب سکه بنام خود حتی در نقاط دورافتاده را نداشت.

خسرو برای کسب اعتبار از دست رفته به متصرفات روم حمله برد. در سال ۶٠۴م سرداران او به نام  “شاهین” و “شهروراز” شکست­هایی پی در پی به رومیان وارد آوردند. ارمنستان، آناتولی و آسیای صغیر و حتی بخش آسیایی بیزانس پایتخت امپراتوری روم شرقی تصرف شد و امپراتوری روم شرقی تا مرز نابودی پیش رفت.

سوریه، فلسطین، لبنان و بیت المقدس تصرف گردید و صلیب مسیح را به تیسفون فرستاد که سبب سوگ و ماتم در روم شد. سپس  مصر و لیبی درسال ۶٢١م، که از زمان هخامنشیان از ایران جدا شده بود به دست ایرانیان افتاد .

در این میان، در روم مرد با کفایتی به نام هراکلیوس(۶۱۰-۶۴۱م) زمام امور را به دست گرفت و پس از اصلاحات مهمی درامور نظامی کشور، با همدستی خزرها و حمایت مالی کلیسا و استفاده از احساسات  دینی مردم در قبال صلیب مسیح، به ایران حمله نمود. در این حمله، (سال ۶٢۳م) ایالات از دست رفته را باز پس گرفت و دستگرد محل اقامت خسرو و نیز شهرهای آذربایجان را غارت کرد. به تلافی ربودن صلیب مسیح، آذر گشنسپ را ویران و تاراج نمود. بدینسان نخستین جنگ صلیبی روی داد.

این شکستهای پی در پی و نیز شکست ننگین سپاهیان خسرو در ذوقار از قبایل عرب، بنیه نظامی و اقتصادی کشور را به تحلیل برد و ایران از فرد شایسته ای که بتواند زمام عبور را به دست گیرد محروم ماند .

خسرو پرویز ظرف مدت کوتاهی از مقام فاتح جهان به پادشاهی منفور تبدیل شد. سرانجام، به سال ۶۲۸م بزرگان ایران بر خسرو شوریدند و او را به زندان انداختند و به دستیاری پسرش شیرویه، او را کشتند. شیرویه تمام افراد خاندان ساسانی را که ممکن بود وارث تاج و تخت شوند کشت.

در سال ۶۳٠م اردشیر سوم فرزند خردسال شیرویه بر تخت نشست سپس شهروراز به یاری روم تیسفون را اشغال کرد و خود را شاهنشاه نامید و به تلافی  قتل خسرو پرویز، افرادی را که در قتل وی دست داشتند را کشت و پس از چند ماه خود بوسیله درباریان کشته شد.

پس از او، پوراندخت یکی از دختران خسرو به تخت می­نشیند و در طی ۲ سال سعی در تحکیم قدرت شاهنشاهی می­کند و مالیات­ها را کاهش می­دهد.

سپس یکی از سرداران، آذرمیدخت را جایگزین وی می­کند.

و در نهایت در فاصله ۴ سال ایران ۱۰ شاهنشاه را به خود دید و در هر نقطه کشور فردی خود را شاه می­نامید.

سقوط امپراتوری

در سال ۶۳۲م یزدگرد در استخر، کانون کهن قدرت ساسانیان تاجگذاری کرد.

·         ۶۳۴م: اعراب وارد میانرودان می­شوند و در نبرد پل، شکست می­خورند.

·         ۶۳۶م: اعراب بسوی روم حرکت می­کنند و سوریه و اردن را در جنگ یرموک متصرف می­شوند.

·         ۶۳۶م: نبرد قادسیه و سقوط تیسفون

·         ۶۴٢م: نبرد نهاوند و سقوط خوزستان، ماد، آذربایجان، ارمنستان، ری

·         ۶۵۰م: سقوط اصفهان و پارس

·         ۶۵۱م: کشته شدن یزدگرد در مرو

·         ۶۵٨م تا ۶۶۳م: پیروز پسر یزدگرد با کمک هند در سیستان، قلمرویی بنام ناحیه فرماندهی ایران ایجاد کرد.

·         ۶۷۵م: با پیشروی وسیع اعراب، پیروز مجبور به فرار به پایتخت چین شد.

·         ۶۷۹: نرسه در تبعید بر تخت سلطنت نشست. خاندان ساسانی منزلت سلطنت خود را در چین حفظ کردند و فرماندهان نظامی سلسله تانگ شدند همراه با دیگر ایرانیان کلونی و آتشکده­هایی در تون­هوانگ، وووی، چانگ­آن و لویانگ ساختند.

·         بهرام پسر یزدگرد لشگرکشی­های ناموفقی انجام داد.

·         ۷۱۰: آخرین بار خسرو پسر بهرام با کمک ترکان اعراب را شکست دادند و سعی در بازپس گیری کشور کرد ولی کاری از پیش نبرد.

دلایل نظامی سقوط امپراتوری

·         در دوران خسرو پرویز، لشگرکشی بی مورد به روم و تلافی روم موجب شد ارتش هر دو امپراتوری مضمحل و هر دو در لبه نابودی قرار گیرند.

·         ضعف دو ارتش چنان بود که در یک سال اعراب هر دو امپراتوری را به راحتی شکست می­دهند و مناطق وسیعی را تصرف می­کنند.

·         نزدیکی تیسفون به اعراب و سقوط شهر و از دست دادن درفش کاویان، کشور را به حالت بهت فرو برد.

·         تقسیم ارتش به چهارقسمت موجب شد با سقوط هر ناحیه، قلب ایران بر روی اعراب باز شود.

·         سواره نظام سنگین اسلحه ایران در طی ۷۰۰ سال جنگ با روم، برای مقابله با لژیون رومی تکامل پیدا کرده بود که در برخورد با سواره نظام سبک اعراب از کار می­افتد.

·         اقوام بدوی و بیابانگرد در طول تاریخ هرگاه در دسته­های بزرگ و متحد درآمدند خسارت فراوانی به تمدن­ها می­زدند. اینان با چپاولگری به زندگی ادامه می­دادند و چون عموما شهر و کشوری نداشتند بی محابا حملات برق آسایی می­نودند و و چون دائما در حرکت بودند و مکان مشخصی نداشتند با عقب نشینی سریع به نقاطی نامشخص عملا غیر قابل شکست ویا به سختی قابل شکست بودند.

ایران هم که محل تلاقی سه قاره است همواره مورد بیشترین تهاجم بوده است:

سکا­ها دولت ماد را آزار می­دادند، و کورش بزرگ در جنگ با آنان کشته شد.

در دوران بعد از اسلام همواره ایران مورد تهاجم اقوام زرد بوده مانند غزها یا فاجعه مغول و بعد از آن ازبک­ها که تا اواخر دوران قاجار ادامه داشت.

در زمان ساسانیان ایران تحت فشار دائمی اقوام بدوی بود، برای دفع این آفات دیوار دربند در شمال، دیوار گرگان در شمال شرق و دیوار “ور تازیکان” در جنوبغرب ساخته شد.

دو اشتباه اجتناب ناپذیر ساسانیان در این مورد، سقوط ایشان را تسهیل نمود:

o     از میان برداشتن هپتالیان توسط خسرو انوشیروان به کمک اقوام زرد.

بعد از این پیروزی بر روی سکه­ها ضرب شد “ایران بی بیم کرد” در صورتی که برعکس موجب فجایع آینده شد و در نهایت بصورت تهاجم مغول بروز می­کند. حتی درهمان اواخر ساسانی بخش­های شرقی کشور عملا تحت تسلط اقوام زرد در آمد.

o     انقراض حکومت حیره توسط خسروپرویز.

زیرا دولت حیره به منزله سد محکمی بین ایران و عربستان به شمار می­رفت و این حکومت تابع و خراجگزار دولت ایران بود .

دلایل سیاسی سقوط امپراتوری

·         تقسیم کشور به چهارقسمت و تحت نظر چهار فرمانده باعث شد که بعد از مرگ انوشیروان به تدریج هر سپهبدی قلمرو خویش را به منزله ملک شخصی تصور کرده و خود را از ملوک الطوایف قدیم شمرده و با ضعف روزافزون جانشینان انوشیروان این تصور قدرت بیشتری گرفت.

·         اعلام استقلال و ضرب سکه توسط بسطام، دایی خسرو پرویز ضربه سنگینی به وجهه ساسانیان وارد کرد و عملا نواحی شمال شرق مانند بخش­هایی از پارت، آریانا، سغد، خوارزم به صورت نواحی خودمختار در آمدند.

·         بر تخت آمدن ۱۰ شاه در طول چهار سال، ضعف سلسله و رقابت شدید درباریان را نشان می­دهد که کشور را از لحاظ سیاسی فلج کرد.

·         دولت مرکزی قدرت کنترل کشور را از دست داد و هرج و مرج شدید برای کسب قدرت در هر نقطه ایجاد شد.

·         دهقانان که از زمان اصلاحات انوشیروان قدرت گرفته بودند نوعی ملوک الطوایفی بوجود آوردند.

·         کشتار مزدکیان و سپس قتل­های زمان خسروپرویز و شیرویه آینده کشور را نابود کرد و درگیری­های بعدی، کشور را از وجود افراد نخبه و قدرتمند خالی می­نماید.

·         تاجگذاری یزدگرد در استخر، کانون کهن قدرت ساسانیان، اقدام نمادین بود، به علاوه استخر هنوز به ساسانیان وفادار بود. با این حال یزدگرد نتوانست کشور را منسجم سازد و با حمله اعراب سلطنت به صورت سیار درآمد و یزدگرد ناچار بود از ایالتی به ایالت دیگر برود و تقاضای وفاداری و حمایت کند. ولی  تلاش وی برای حفظ امپراتوری به نتیجه نرسید.

· افسران پارتی در داخل با ارتش یزدگرد مقابله می­کردند تا در یک کودتای نظامی به سلسله ساسانیان خاتمه دهند و سلسله جدیدی از پارتیان را روی کار بیاورند.

دلایل اقتصادی و اجتماعی سقوط امپراتوری

·         شکست در جنگ با هپتالیان و پرداخت خراج سنگین به آنان، بروز قحطی و طاعون در زمان قباد و جنگ­های زمان خسرو انوشیروان مشکلات اقتصادی و اجتماعی بسیاری را برای کشور به وجود آورد.

·         اخذ مالیات­های بالا و بیرحمانه در دوران خسروپرویز و جنگی بیهوده با روم و تلافی آنان، خزانه کشور را خالی کرد.

علاوه بر این رومیان در سر راه خود، مناطق آذربایجان و میانرودان را غارت و تخریب نمودند.

·         ناحیه قفقاز توسط خزرها چپاول شد.

·         طغیان کم سابقه رودخانه های دجله و فرات در سال ۶۲۷م و در نتیجه شکستن سدها و بندها باعث ویرانی زمینهای کشاورزی گردید.

·         طاعون در سال ۶۲۸م شیوع یافت و هزاران نفر از افراد کشور را هلاک ساخت.

این عوامل موجب فقر و پریشانی مردم گردید و ضربه بزرگی به اقتصاد و جمعیت زد.

·         اشراف و موبدان در انتخاب شاهان نقش اصلی را ایفا میکردند و شاهان پس تایید موبدان موبد می­توانستند بر تخت بنشینند. بنابراین جلوی هرگونه حرکت اصلاحی مردمی (حتی اگر شاه هم پشتیبان بود) در اثر توطئه و بدخواهی درباریان که منافعشان با قدرت حاکمه گره خورده بود، گرفته می­شد.

·         ایجاد بدعت­ها و سختگیری­های مذهبی.

·         خلع بهرام چوبین توسط نیروی نظامی روم ضربه سنگینی بر ایدئولوژی ایرانی وارد کرد.

·         عدم کفایت دولت در حفظ رعایای خود و مقدس­ترین آتشکده در قبال رومیان.

·         سرکوب شدید مانویان و مزدکیان.

·         فقر و پریشانی مردم در برابر زندگی مفره خسروپرویز.

 

مجموع این عوامل موجب نارضایتی مردم از ساسانیان بود به ­گونه ای که از یزدگرد حمایت نشد و در نهایت همه این عوامل دست به دست هم دادند تا اعراب، امپراتوری ایران را پس از ۱۴۰۰ سال از پای در آورند.

با این حال هنر و فرهنگ و سیستم اداری-حکومتی و حتی شوکت ساسانیان فراموش نشد و ادامه پیدا کرد؛ به گونه­ای که هریک از حکومت­های بعدی که بر ایران فرمان راندند خود را از تبار ساسانیان معرفی می­کنند.

 

--------------------------------------------------------------------

 برداشت از تارنمای انجمن پژوهشی ایرانشهر

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages