ویراستاری کتاب از زبان کامران فانی

0 views
Skip to first unread message

shahimeh hosseini

unread,
May 27, 2012, 8:09:40 AM5/27/12
to LIS DiscGroup, IRANKIS

ویراستاری کتاب، ضرورت‌ها و چالش‌ها/۱

رفتار ویراستاران با اثر یک نویسنده باید انسانی باشد/نویسندگان قبلا زبان‌دان بودند

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910306000600

کامران فانی گفت: اخلاق ویراستاری یعنی اینکه رفتار ویراستار، رفتاری انسانی باشد. رفتار او با اثر یک نویسنده باید مثل رفتار او نسبت به یک انسان باشد، شما به فردی پیش شما آمده پرخاش نمی‌کنید با کتابش هم رفتار باید اینگونه باشد و ویراستاران با پرخاش ویراستاری نکنند.

خبرگزاری فارس به سراغ موضوع ویراستاری رفته و مشکلات و آسیب‌های متوجه این حوزه را از زبان افراد درگیر در این مسئله را بررسی میکند و دنبال پاسخ به این سئوال است که چه راهکارهایی برای سر و سامان دادن به وضعیت ویراستاری در کشور وجود دارد. نخستین گفت‌وگو با کامران فانی، عضو فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی و از ویراستاران با سابقه کشورمان انجام شده، که کلاس‌های نگارش و ویراستاری وی در خبرگزاری فارس فرصت مناسبی برای گفت‌وگو با وی بود. این مصاحبه در ادامه تقدیم می‌شود:

* آیا هر کتابی نیاز به ویراستاری دارد؟

بشما به عنوان یک استاد زبان و ادبیات فارسی و یک ویراستار چه آسیب‌هایی را متوجه ویراستاری کتاب‌ها در کشورمان می‌بینید؟

چند مسئله مطرح است و قبل از پاسخ به این سئوال باید به آنها پاسخ داد. اول اینکه کتاب، مقاله یا هر مطلب دیگر که نوشته می‌شود، آیا نیاز به ویراستاری دارد یا نه؟ اگر پاسخ مثبت باشد، چه نوع ویراستاری لازم است؟ آیا ویراستاری خودش تابع ضوابط و قواعد مدونی هست یا نه. این مرحله وقتی روشن شد، باید به دنبال پاسخ این سئوال باشیم که آیا ما به قدر کافی افرادی را داریم که شایسته کار ویراستاری باشند و زمینه این کار را داشته باشند یا نه. تا آنجایی که من می‌دانم رشته رسمی برای آموزش ویراستاری نداریم. اگر قبول کنیم که همه کتاب‌ها و نوشته‌ها (حتی نوشته‌هایی که از رسانه‌ها خوانده می‌شوند) نیاز به ویراستاری دارند، باید دانشکده‌های گسترده‌ای برای این کار داشته باشیم تا آنجا که من می‌دانم مسئله باید گام به گام حل شود. من خودم ویراستار هستم و در درجه اول معتقدم کتاب‌ها به خصوص کتاب‌های جدی نیاز به ویراستاری دارند.

*قبلا نویسندگان خود زبان‌دان بودند

کتاب‌های جدی را چه تعریف می‌کنید و چرا کتاب‌های جدی نیاز به ویراستاری دارند؟

چون واقعا نمی‌رسیم تا همه متون را ویراستاری کنیم. پس حداقل لازم است در حوزه متون جدی دست به کار شویم. من هر قدر فکر می‌کنم چه طور روزنامه‌ای با 50 صفحه که هر روز منتشر می‌شود، قدرت ویراستاری دارد، مایوس می‌شوم ولی معتقدم در آثاری که ماندگار هستند حتما باید ویراستاری دقیقی انجام شود. درست است که روزنامه تیراژش خیلی بالاتر است ولی این روزنامه فردا نیست اما کتاب سال‌ها می‌ماند.

قاعده من این است که هر کتابی احتیاج به ویراستار دارد. البته امر ویراستاری و جدی گرفتنش سابقه دیرینه‌ای ندارد. در قدیم رسم بر این بود که نویسنده‌های ما با زبان فارسی انس داشتند و باعث شده بود، شم زبانی پیدا کنند و زبانی که با آن می‌نوشتند آن قدر کژ و کژتاب نباشد که به ویراستار نیاز باشد ولی بعدا دامنه گسترش پیدا کرد و مترجمان پیدا شدند که اطلاعات زبانی نویسنده‌ها را نداشتند و کتاب‌هایشان نیاز به ویراستاری پیدا می‌کرد.

ولی در قدیم یعنی تا 50 سال قبل، اصولا اهل قلم اهل فضل و ادب بودند. افراد چه در خانواده و چه در مدارس به صورت طبیعی با زبان شیوا و فصیح فارسی آشنا بودند، اما بعدها که دامنه گسترش پیدا کرد و میلیون‌ها نفر مدرسه رفتند، نوشته‌ها نیاز به ویراستاری بیشتری پیدا کردند پس کتاب‌های جدی‌تر و ماندنی‌تر حتما نیاز به ویراستاری دارند و الان کمتر ناشری هست که ویراستاری را نپذیرد و حتی ناشران سطح پایین هم گرایش به ویراستاری دارند. حتی ویراستاران نسبت به گذاشته ارج و قرب بیشتری پیدا کرده‌اند.

* 3 نوع متفاوت ویراستاری

با وجود این همه ناشر فعال  که در سراسر کشور وجود دارند و همه هم تمایل به ویراستاری کتابشان دارند، آیا منبع مشخص و مشترکی برای ویراستاری وجود دارد؟ ناشران بر چه مبنایی ویراستاری می‌کنند؟

سؤال خیلی خوبی پرسیدید اول اینکه ویراستاری یک چیز نیست. انواع مختلف دارد که باید تبیین شود تا بعد ببینیم آیا اوضاع آشفته است یا نه. اولین نوع ویراستاری، ویراستاری محتوایی است که محتوای کتاب بررسی می‌شود. ویراستار بررسی می‌کند آیا دقت کافی در کتاب به کار رفته یا نه، مفاهیم درست امدند یا نه و در مجموع محتوای کتاب را بررسی می‌کند.

ویراستاری نوع دوم، ویراستاری زبانی است. ویراستار به معنی و مفهوم کار ندارد بلکه به زبانی که برای بیان مطالب به کار رفته از نظر عرف زبان فارسی نگاه می‌کند که آیا درست و مناسب است یانه.

سومین ویراستاری صوری است نه به محتوا کار دارد و نه به زبان بلکه به صورت کلمات کار دارد یعنی در درجه اول املای کلمات را بررسی می‌کند سپس نظرش به جدا نویسی است مثلا ایا باید دانشکده را جدا بنویسیم یا نه نکته بعدی مورد بررسی ویراستاری صوری مسئله نقطه‌گذاری است.

در این نوع ویراستاری به شیوه پانویسی کتاب هم دقت می‌شود. این نوع ویراستاری هم مهم است بعضی‌ها معتقدند هر کس باید آزاد باشد تا هر طور خواست بنویسید اما زبان یک امر عام اجتماعی است و باید قوانین مربوط به صورتش رعایت شود.

* وقتی کتاب‌ها هم به تهذیب احتیاج دارند

در کل از آنجایی که حوزه‌های دوم و سوم چون جنبه صوری دارد اعمال کردنشان هم آسان‌تر است. اما در مورد ویراستاری محتوایی کتاب چه درباره فیزیک دانشگاهی باشد و چه یک متن ادبی قرن پنجم ویراستار باید اطلاعاتش را داشته باشد که نویسنده درست نوشته یا نه. این ویراستاری سخت‌ترین نوع است ولی قاعده‌پذیر هم نیست. شما وقتی کتابی به ویراستار می‌دهید باید مطمئن باشید از عهده آن بر می‌آید یا نه. یعنی اطلاعاتش به قدری باشد که کار مولف راه تصحیح یا تهذیب کند. تا فراموش نکردم بگیرم که قبلا به ویراستاری تذهیب می‌گفتند.

تهذیب؟ چرا؟

تهذیب یک لغت اخلاقی است اما هر چیزی نیاز به ویرایش و اصلاح دارد از جمله نوشته‌ها و در قدیم لغت تهذیب را برای متون به کار می‌بردند یعنی یک نوع تازه نوشتن. تحریرات خواجه‌نصیر‌الدین طوسی یک نوع تهذیب است چون به زبان بلیغ‌تر و شیوا‌تری سعی کرده همان مطالب قدیمی را بگوید منتها با زبانی شیوا و قابل فهم همه. لغت ویراستاری همین 50 ـ 40 سال اخیر به وجود آمده پس حوزه محتوایی قاعده‌پذیر نیست اما در دو حوزه اول می‌توانیم دستور‌العملی داشته باشیم برای جامعه و پشت آن ارده‌ای وجود داشته باشد که همه آن را به کار ببرند. آیا الان نمی‌توان شیوه نامه املایی فرهنگستان زبان را با اندکی جرح و تعدیل در همه موسسسات انتشاراتی به کار برد؟ تا هر ناشری برای خودش رسم‌الخط جدید نیاورد. اینجا به نظر من می‌شود این کار را کرد. درباره شیوه‌ها ویراستاری ما الان کتاب‌هایی را داریم که خیلی هم با هم فرقی نمی‌کنند. ویراستاری یک علم است اما علمی کاربردی و خیلی از موارد آن را در زمینه تجربه و عمل می‌توان یاد گرفت.

پس در حوزه محتوایی  دستورالعملی ندارد و فقط ویراستار نسبت به مولف باید از نظر علمی ارجح‌تر باشد در دو مورد ویراستاری صوری و زبانی می‌توانیم بر آنچه در کتاب‌ها آمده متکی باشیم که تابع قوانین کم و بیش ثابت است. اینکه می‌گویم کم و بیش منظور این است که زبان، موجودی منعطف است. البته در مورد ویراستاری زبانی کتاب مشکلاتی وجود دارد تا واژه‌ها را به چه فرم‌هایی به کار ببرند. زبان یکی است اما دستور زبان‌های مختلفی نوشته شده و تدریس می‌شود اما می‌توانیم اولویت برایشان قائل شویم و تا حدودی همان طور که درست هم گفتید از این پریشانی و تشتتی که در امر ویراستاری و نشر کتاب وجود دارد، جلوگیری کرد.

* نامه ویراستاران برای دانشگاهی شدن ویراستاری به نتیجه نرسید

اگر بخواهید راه حلی قدم به قدم برای برطرف شدن مشکلات و این تشتت ارائه کنید، گام اول را چه می‌دانید؟

 

تا حالا کوشش‌هایی شده است، ناشران به خصوص ناشران بزرگ خودشان تاکنون اقدام کرده‌اند و دوره‌های ویراستاری گذاشته‌اند. تاکنون ده‌ها دوره این چنینی برگزار شده است که سازمان‌ها این کار را انجام داده‌اند. سال‌ها پیش این پیشنهاد داده شد که ویراستاری تبدیل به رشته‌ دانشگاهی شود. حداقل دوره کارشناسی ارشد این رشته را داشته باشیم. دوره‌های ویراستاری در دانشگاه‌های کشورهای دیگر بررسی شد و در نامه‌ای به وزارت علوم پیشنهاد شد که رشته ویراستاری دانشگاهی ‌شود ولی این پیشنهاد تاکنون نتیجه نداده.

اگر به نتیجه برسد واقعا مشکلی را حل می‌کند؟

لااقل مثل بقیه چیزها. بالاخره رشته مهندسی را در دانشگاه گذاشته‌اند اما همه مسائل مهندسی ما مگر حل شده است؟ نظرهای متفاوتی مطرح شد حتی عده‌ای گفتند دوره ویراستاری در حد فوق دیپلم برگزار شود اما عده‌ای هم معتقد بودند سطح را بالا ببرند و برای فارغ‌التحصیلان ادبیات فارسی در دوره کارشناسی در سطح کارشناسی ارشد بگذاریم. مثل کتابداری که در ایران اول با فوق لیسانس شروع شد. با این نظر ویراستاران سطح بالا تربیت می‌شدند که می‌توانستند ویراستاران جزء‌تر را تربیت کنند. به هر حال این پیشنهاد نتیجه نداد و دوره‌های ویراستاری در حد موسسات ماند مثل مرکز نشر دانشگاهی، یا  سمت و بعضی ناشران دولتی، اما بقیه ناشران چنین کاری را نکردند و ویراستاران ما به جز برخی از آنها دوره ندیده‌اند.

*ویراستاری شغلی نیمه وقت برای نویسندگان ومترجمان

از طرف دیگر چون ویراستاری یک کار نیمه وقت است و عده‌ای از مترجمان و نویسندگان بخشی از هزینه زندگی خود را از این راه تامین می‌کنند، الان بیشتر ویراستاران ما از این نوع هستند. ویراستار تمام وقت خیلی کم است و باعث شده هر کسی خودش را ویراستار بداند و این کار تاثیرش را گذاشت و هر ناشری معتقد بود من ویراستار خوبی دارم و ویراستاران اعمال سلیقه می‌کردند و نه تنها متن‌ها بهتر نمی‌شد، اصلاح نمی‌شد، بلکه بر اغلاط  آن می‌افزودند تا جایی که حتی داد نویسنده‌های برجسته هم درآمد که این نویسنده‌های زبان فارسی را خراب می‌کنند. البته اینها تا حدی اغراق می‌کردند اما حد و حدود ویراستاری باید مشخص شود. باید نگاه جدی‌‌تر به ویراستاری شود و احتمالا این کار باید وظیفه وزارت ارشاد باشد که  بالاخره به نحوی وضعیت ویراستاری را سازماندهی کند و به نظر من راه حل‌های کوتاه مدت این است که کلاس‌های کوتاه مدت ویراستاری بیشتر برگزار شود.

توسط وزارت ارشاد یا وزارت علوم؟

هر دو یا حتی خود موسسات انتشاراتی، این دیگر صلاح دید دانشگاه‌ها و موسسات است. اما برنامه تبدیل ویراستاری به یک رشته دانشگاهی به نظر من باز هم باید مورد بررسی و توجه قرار گیرد و به ویراستاری در دانشگاه نگاه جدی‌تری شود.

 *ویراستاری ‌هم‌اکنون به پرستیژ ناشران تبدیل شده است

به گفته شما قبلا نویسنده‌ها خود اهل فضل و ادب بودند، نوشته‌هایشان به ویراستاری احتیاج نداشت. اما اخیرا در چند سال اخیر یک سری نویسنده‌های پیدا شدند به خصوص در حوزه ادبیات داستانی که زیر بار ویراستاری کتابشان نمی‌روند و می‌گردند ناشری را پیدا می‌کند که با شرط ویراستاری نکردن کتابشان آن را منتشر کند. انتشار این کتاب‌ها به زبان و ادبیات ما ضربه می‌زند یا نه؟

شما وارد حوزه هنر و خلاقیت شده‌اید. این حوزه آزادی‌هایی دارد و نویسنده خلاق دلش می‌خواهد این جوری بنویسد، این حوزه اصلی نشر کتاب نیست. اما وقتی کتابی درباره جامعه‌شناسی نوشته می‌شود، آنجا که جای خلاقیت نوشتاری نیست. بله. من نویسنده‌ها و مترجم‌هایی را می‌بینم که مطلقا زیر بار هیچ نوع ویراستاری نمی‌روند و معتقدند خودشان صاحب نظر هستند. مقدار اینها زیاد نیست. اکثر کتاب‌های ما نه چنین نویسنده‌ها مدعی دارند نه ناشرها چنین هستند. شما به یک نقاش هم نمی‌توانید بگویید این طور بکشد در ادبیات هم همین طور است. خود زبان مطرح است. مشکل اصلی ما هزاران کتابی است که هیچ ادعایی پشت سرشان نیست و آنها می‌خواهند کارشان را بهتر کنند.

نکته دیگر هم به خوانندگان کتاب‌ها برمی‌گردد در درجه اول ناشر وظیفه دارد اولا کتابش را در کم غلط‌ترین حالت ممکن منتشر کند و دوم اینکه تابع قواعد و اصولی باشد. وقتی چنین نشد اینجا باید خواننده‌ها اظهار نظر کنند که چرا کتابشان ویراستاری نشده و پریشان است؟ اما به هر حال ناشران به ویراستاری حساس شده‌اند و این خوب است، در دوران جوانی ما این طور نبود و کمتر ناشری زیر بار ویراستار می‌رفت و آن را هزینه زیادی می‌دانستند اما الان ناشران سطح پایین هم آن را پذیرفته‌اند و الان ویراستاری تبدیل شده به پرستیژ و اعتبار ناشرها.

*با پرخاش ویراستاری نکنید

نکته‌ای در این گفت‌وگو مغفول مانده که بخواهید بفرمایید؟

حرف آخرم درباره اخلاق ویراستاری است. اخلاق ویراستاری یعنی اینکه رفتار ویراستار، رفتاری انسانی باشد. رفتار او با اثر یک نویسنده باید مثل رفتار او نسبت به یک انسان باشد، شما نسبت به فردی که پیش شما آمده ادب را رعایت می‌کنید و پرخاش نمی‌کنید با کتابش هم رفتار باید اینگونه باشد و ویراستاران با پرخاش ویراستاری نکنند.

دوم حق دادن است. هر آدمی حق دارد تا حدی آنچه که دوست دارد بنویسد. خب شیوه بیان خود و نگارش خود را تحمیل نکنید اعمال سلیقه نکنید. وقتی فرقی نمی‌کند واژه و نظر نویسنده را بیاورید کار ویراستار در درجه اول دخالت کردن نیست، بهتر کردن است تا جایی که اثر جای خودش بماند و در ضمن پیراسته شود و این کلا اخلاق ویراستاری می‌گویند که بسیار موثر است و باعث ایجاد رابطه دوستانه بین نویسنده و ویراستار می‌شود و رابطه وقتی اخلاقی شد، خیلی مشکلاتی که بین نویسنده و ویراستار به وجود می‌آید از این راه حل می‌شود.



--
Regards
Shahimeh Hosseini
MSc, Library & Information Sciences



Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages