بنا بر تصميم هيات دولت، روزهاي شنبه و يكشنبه آينده (25 و 26) ارديبهشت تمام ادارات و سازمان‌هاي دولتي تهران تعطيل است.

0 views
Skip to first unread message

moje sabz

unread,
May 10, 2010, 6:34:32 AM5/10/10
to
بنا بر تصميم هيات دولت، روزهاي شنبه و يكشنبه آينده (25 و 26) ارديبهشت تمام ادارات و سازمان‌هاي دولتي تهران تعطيل است.
آیا تعطیلی تهران به خاطر ترس از تجمعات اعتراضی مردم است؟ آیا کودتاچیان می ترسند اعتراض به اعدام های اخیر توسط جنبش سبز تداوم یابد؟ گویا باز هم می خواهند به زور تهرانی ها را به شمال بفرستند!.... ///متن خبر از ایسنا: بنا بر تصميم هيات دولت، روزهاي شنبه و يكشنبه هفته آينده (25 و 26) ارديبهشت ماه تمام ادارات و سازمان‌هاي دولتي تهران تعطيل خواهند بود. به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، اين تصميم با توجه به برگزاري اجلاس سران جي‌15 و در آستانه شهادت حضرت زهرا (س) اتخاذ شده است. اجلاس جي‌15 با حضور مقامات 19 كشور در تهران برگزار خواهد شد. روز اصلي برگزاري اين نشست دوشنبه 27 ارديبهشت ماه است.

وصیت نامه مهدی اسلامیان که صبح امروز ناعادلانه اعدام شد
ایران سرزمین ماست .ایرانی که آب و خاک و ناموسش و ثروتش ۳۰ سال است که به تاراج می رود. عربزاده هایی که لباس اسلام و روحانیت بر تن دارند و خود را زاده ایران می نامند.عرب زاده هایی که نقاب بر چهره کریه و پلید گذاشته اند و به اصطلاح قیام حسینی سرلوحۀ خود قرار داده اند.آیا قیام امام حسین علیه السلام ظلم بر ظلم بود؟ و با شعار مردم سالاری دروغین و با استفاده از احساسات دینی مردم مسلمان کشورمان ایران را به اسارت برده اند. و در حال جنگ سرد با مردمند و حقوق حقه مردم و جوانان این مرز و بوم را با توسل شکنجه و زور با اهرم های فشار و به اصطلاح سربازان گمنام امام زمان عج الله زیر پا گذاشته اند. و بزرگترین دیکتاتوری مذهبی جهان را در کشور کاملا مسلمان پیاده کرده اند.و به راستی خود را نهاد بر حق خدا و امام زمان می دانند و بانوشتن سناریوهای کثیف و توطئه های وحشتناک سعی در از بین بردن آرمانها و آرزوهای حقیقی نسل جوان مملکت هستند. با توطئه های همچون انفجار حسینیه سید الشهدای شیراز و با توسل به اشخاصی به اصطلاح اپوزیسیون خارجی رقم زدند.و با ابزارهایی از خانواده هایی کاملا مذهبی و شناخته شده این پازل خود را تکمیل می کنند. و اشخاصی مثل من که پی به اعمال ننگین آنها برده اند به نابودی کشاندند. در این مدت که من بی گناه در انفرادی بودم و در قفسهای بی رنگ و لعاب و دیوارهای خسته از خون درس آزادگی و آزادمردگی را زیر سایه مربوط خود یاد گرفتم و ناله های زنده مردان آزاده را که از لابلای ترک های دیوارها به عنوان یک رسالت بزرگ بر دوش شما نهادم. تا کشور و دین مبین اسلام را که در چنگال علفهای هرز که ریشه در منجلاب دارند نجات دهید و بدانید من و امثال من که پی به توطئه شومی که علیه مردم ایران است بردیم. خون خود را فدای وطن و ناموس و دین و راه حقیقت کردیم تا شاید باری دیگر دستهای پلید و خون آلود خفاشان که نبض و رگهای حیاتی مملکت را در دست دارند برای شما پدران و برادران و آیندگان روشن شودو بدانید هر کس در برار ظلم سر سجده فرود آرد همرزم ظالم است . من به جوانها توصیه می کنم دستهای گرم و پر محبت خود را در هم گره زنید و دنباله روی کسانی که جان و مال و ناموس خود را فدای این مرز و بوم کرده اند و سینه خود را سپر نیزه های دروغین ظالمان و کافران واقعی کرده اند باشید تا شاید تاریخ بار دیگر سرنوشت را به نفع مردم آزاده ایران رغم زند. دز آینده نزدیگ کتابی چاب خواهد شد به نام سفر سنگ این کتاب گوشه ای از شکنجه و اسارت و اتهامات بی پایه و اساس من در قفس برای شما بازگو خواهد کرد. تا اهداف شوم این مزدوران رژیم دیکتاتوری بار دیگر برای شما روشن شود. من مسلمانم و مسلمان خواهم ماند.

سبزهای گمنام/شکنجه مادر برای پذیرش اتهامات از طریق تهدید فرزندانش
کلمه:فاطمه خرم جو برای پذیرش اتهام ارتباط با بیگانگان به شدت تحت فشار است. بر اساس گزارش های رسیده از داخل اوین ، فاطمه خرم جو که در هفته گذشته تحت بازجویی همراه با توهین و فحاشی قرار گرفته، بازجویان اطلاعات به دروغ به وی گفته اند که دخترش لاله را که پس از دستگیری وی به مدت پنج روز بازداشت کرده بوده، کشته اند. شوک ناشی از این خبر موجب شد تا وی در هنگام بازگشت از بازجویی بی هوش شده و به شدت زمین بخورد. به طوری که مسئولان بند زنان زندان اوین پس از تحویل گرفتن او از 209 به شدت به ماموران زندان در خصوص وضعیت جسمی او اعتراض کرده و گفته اند که ما او را سالم به بند 209 فرستادیم و ناسالم تحویل گرفته ایم. بازجویان خرم جو در پاسخ به اعتراض مسئولان بند زنان عنوان کرده اند که فقط قصد ترساندن او را داشته اند. همین گزارش حاکی است که بازجویان در جلسات متعدد از او خواسته اند که اظهار پشیمانی و ندامت کند تا به او کمک کنند، ولی او تاکید دارد که حاضر نیست برای کاری که نکرده است عذرخواهی کند. فاطمه خرم جو در نیمه شب 17 دی ماه 1388، توسط هشت مامور امنیتی مرد به همراه یک مامور زن بازداشت شد. ماموران امنیتی با عنوان کردن آنکه «مامور ستاد مبارزه با مواد مخدریم و باید منزل شما را تفتیش کنیم» وارد خانه شده و بدون دلیل مشخص وی را بازداشت کرده اند. پس از بازداشت، اتهام اصلی فاطمه، تماس با تلویزیون های بیگانه مطرح شده است. بازجویان وی، در طول مدت بازجویی در تلاش بوده اند تا او را اقناع کننند که بپذیرد هسته ای به نام021 تشکیل داده تا به این وسیله اعلامیه های شهرام همایون را پخش کنند. در هنگان بازجویی برای وی صدایی را در حال مصاحبه با شبکه تلویزیونی شهرام همایون پخش کرده اند که وی این موضوع را رد کرده و می گوید صدا متعلق به وی نیست. همچنین او متهم به این شده که فیلم های تظاهرات مردم را به خارج از کشور ارسال کرده است. به گفته فاطمه خرم لو، اتهاماتی که به وی تفهیم شده «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن نظم و امنیت عمومی» و «اخلال در نظم» است. در پی صدور قرار بازداشت فاطمه، او نسبت به قرار بازداشت خود اعتراض کرده است که روز شنبه 11 اردیبهشت وی را برای رسیدگی به این اعترض به شعبه 28 دادگاه انقلاب برده اند اما اعتراض وی در نهایت از سوی قاضی یان شعبه رد شده است. فاطمه زن 53 ساله ای است که پس از مرگ همسرش در سال 1380 برای تامین زندگی خود و بچه های اش راننده تاکسی درمسیر تهران – قم شده است ، دارای یک فرزند پسر و 5 دختر است. پسر وی، عقب مانده ذهنی است. یکی از دختران او پس از طلاق با پسر هفت ساله اش پیش آن ها زندگی می کند و فاطمه مسئول تامین زندگی پسر، سه دختر و نوه اش است. بازجویان خرم جو را از طریق تهدید فرزندانش تحت فشار گذاشته اند و سعی می کنند از این طریق او را به قبول اتهامات بی اساس وادارکنند. تهدید فرزندانش بیش از هر چیز او را آزار می دهد و نمی داند تا کجا می تواند تاب این تهدیدها را داشته باشد. براساس گواهی درمانگاه اوین او در مراحل اولیه مبتلا به بیماری آلزایمر است. این زن تنها نان آور خانواده است و اکنون خانواده وی دچار مشکلات مالی فراوانی شده اند. هم اکنون وکلای این زندانی به این دلیل که اجازه حضور در دادسرای اوین را ندارند، نمی توانند برای او اعلام وکالت و پرونده وی را پیگیری کنند.

به یاد شيرين علم‌هولی: خاطرات یک همسلولی
هنوز یک ماه از دستگیریم نگذشته بود،که شیرین را به بند من آوردند،فقط پوست و استخوان بود از بس شکنجه شده بود،که نای حرف زدن هم نداشت ،ریه هاش خونریزی کرده بود،مرتب دوچار شوک می شد ،خیلی کم حرف بود ،ظاهرا به کسی اعتماد نداشت ،بهش کتاب دادم ،قبول نکرد ؛ و گفت من بی سوادم ،تا این که بهار نیز به جمع ما اضافه شد؛ و ما3 نفر شدیم ،روزی درباره زن و جایگاه آن حرف می زدیم ،که شیرین شروع به سخن گفتن کرد بسیار جالب و زیبا سخن گفت، آگاهی های بسیاری در باره تاریخ و جایگاه زن می دانست ،من و بهار با خنده گفتیم : ای ناقلا تو تا حالا که می گفتی بی سوادی ،پس این همه چیز را از کجا می دانی ،زود باش زود باش ،باید خودت لو بدی ، کدوم دانشگاه بودی ؟ با آرامی و زیبایی همیشگی اش خندید و گفت :"اون دانشگاه را شما نمی شناسید ... تمام زندانیانی که با شیرین هم بند بودند، از خاطرات شیرین و خوبی هاش و منحصر به فرد بودن او می گفتند ،کسی نبود از نام او به پاکی و زیبایی یاد نکند ،در مرحله ی دیگر که او را به بند 209 برگرداندند با این که نه من نه سیلوا او را ندیدیم ،اما حضورش را لمس کردیم ،هر چند سیلوا از حاج خانم ها تمنا کرد ،حتا برای 1 ثانیه هم که شده ؛ اجازه ی دیدنش را بدند،اما ندادند ، اما شیرین پیش از برگرداندنش به بند نسوان ،درحیاط بند ،در میان لباس های شسته شده ی سیلوا بر روی طناب ،صلیبی را که خود آن را درست کرده بود،به یادگار برای سیلوا بر جای گذاشت ،او به سیلوا نشان داد ،در کشوری که اقلیت ها را نادیده می گیرند ؛و در میان زندانی که زندانبانان آن سیلوا و مهوش و فریبا را نجس می دانند ؛و به عقایدشان بی حرمتی می کنند ، او از میان سلول های آهنی و دیوارهای خاکستری هدیه ی از صلیب برای او به یادگار می آورد. راهتان پر رهرو باد ای فرشتگان کوهستان

۲۲ خرداد ۸۹، یکسال کودتای ولایت فقیه و سپاه
دلایل حضور در اجتماع عظیم جنبش سبز در سال روز کودتای ۲۲ خرداد ۸۸: ۱- دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی از جنبش سبز برای حضور یکپارچه در روز شنبه ۲۲خرداد ۸۹ ۲- اعلام انزجار از کودتای ۲۲ خرداد ۸۸ و عوامل آن و شخص ولایت فقیه بعنوان مجری و مدافع اصلی این کودتا ۳- اعلام بیزاری از دیکتاتوری مذهبی ایران ۴- دفاع از آرای دزدیده شده و زیر سوال رفتن جهموریت نظام استبدادی ایران ۵- دفاع از شهدای روز عاشورا و زیر سوال رفتن اسلامیت نظام استبدادی ایران ۶- دفاع از خون بزمین ریخته شده بیش از یکصد شهید و مظلوم ایران ۷- اعتراض به یک سال حبس، شکنجه و تجاوز ۸- اعتراض به اعدامهای سیاسی صورت گرفته طی یکسال اخیر ۹- تلاش برای نابودی استبداد با تدوام اعتراضها تا سالروز شهدای ۲۵ خرداد، روز شهادت سهراب اعرابی ۱۰- جشن پیروزی جنبش سبز در سالروز شهدای ۳۰ خرداد

کروبی: زمان شاه وقتی ساواک افرادی را زیر شکنجه مجبور به تمجید می کرد، حاکمیت مورد تمسخر قرار می گرفت
نوروز: با پلمپ دفتر شخصی من، سردبیر سایت سحام نیوز جناب آقای محمد داوری را نیز با خود بردند و بنا به اخبار رسیده و مطابق قول وکیل آقای داوری، اکنون ایشان زیر فشار برای مصاحبه و اعتراف گیری علیه اینجانب و اظهار ندامت است. اما سوال من این است که چطور در زمان شاه خائن وقتی ساواک افرادی را زیر فشار و شکنجه مجبور به تمجید از شاه و اظهار ندامت می کرد این حاکمیت بود که مورد تمسخر ما و مردم قرار می گرفت اما حالا خودمان به همان سرنوشت دچار شده ایم و توقع داریم که مردم سخن اعتراف گونه و ندامت خواهانه یک زندانی زیر فشار را قبول کنند و اعتراف گیران را مورد تمسخر قرار ندهند؟ زندانیان را برای تمرین اعترافات از چند روز پیش از موعد به محل مقرر می برند و از آنها می خواهند که اعترافات خود در برابر مردم را تمرین کنند مباد که به هنگام نمایش عمومی، خللی در اجرای آن نمایش پیش آید و آنگاه آنچنان از اعترافات سخن می گویند که انگار خودشان نمی دانند این اعترافات در چه فرایندی تولید شده اند. افراد را وادار می کنند تا بگویند که در انتخابات تقلبی صورت نگرفته گویی با اعتراف آنها واقعیت تغییر می کند. زندانیان را تحت فشار قرار می دهند تا بگویند که به ولایت فقیه آن هم از نوع مطلقه اش اعتقاد دارند، حال آنکه مشخص نیست که این چه اعتقادی است که باید در گذر از زندان و تحمل فشار زندان انفرادی و مصائب دیگر، بر زبان بیاید. ماجرای این اعترافات شبیه داستان و مثلی طنزآمیز است: می گویند که پیرزنی از فرزند خود به هنگام سفر از روستا به شهر خواست برای او کفنی حلال به سوغات بیاورد و فرزند که در راه بازگشت پولی برایش نمانده و فرمان مادر را اجابت نکرده بود شیخی را در بیابان دید و از او خواست که عمامه خود را بدو ببخشد بلکه کفن مادرش باشد؛ آن روحانی از آن رو که درخواست آن پسر را نمی پذیرفت با ضربات چوب و چماق وی مواجه شد که عمامه را طلب می کرد؛ شیخ که اوضاع را چنین دید، عمامه خود را بخشید اما این نیز گویی تکافو نمی کرد چرا که مادر، کفن حلال طلب کرده بود و بنابراین پسر از شیخ خواست که علاوه بر بخشیدن عمامه خود با صدای بلند نیز بگوید حلال است و آن شیخ مال باخته فریاد برآورد: حلال است، حلال است. آن پسر آن عمامه را به هديت و از بابت پارچه كفن براي مادر خود آورد و ضمن شرح ماجرا براي مادر توضيح داد كه اين پارچه را چگونه با زور از آن شيخ ستانده و از او حلاليت نيز گرفته است. وقتی فکر می کنم مي بينم كه ماجراي اعترافات و تواب سازي هاي اخير نيز به مانند همين داستان است و به واقع مثلی از این رساتر در توصیف ماجرای اعترافات اخیر به ذهن نمی آورم؛ از خود می پرسم این چه اراده ای است که قصد بردن آبرو از روحانیت دارد و می خواهد خطی سیاه بکشد بر پرونده هزار ساله آنها و رنج فراوان شان براي حفظ معارف اسلامي و بسط فقه محمدي؛ نمي دانم اين چه اراده اي است كه مي خواهد با چنین اعمالی و برای دو روز حکومت دنیا، آبروی حکومت دینی و ولايت فقيه در این کشور را كه امام بنيانگذار آن بود ، بر باد دهد.

با قطع تلفن ها، فرزاد کمانگر و چهار زندانی سیاسی در اوین اعدام شدند/ همراه با تصویر
مسولان زندان اوین با قطع تلفن های این زندان از دو روز گذشته اقدام به اجرای حکم اعدام زندانیان سیاسی فرزاد كمانگر فرزند باقي، علي حيدريان فرزند احد، فرهاد وكيلي فرزند محمد سعيد، شيرين علم‌هولي فرزند خدر و مهدي اسلاميان فرزند محمد نمودند.

خبر کوتاه بود، اعدامشان کردند!
و من با كوششي پر درد اشكم را نهان كردم، چرا اعدامشان كردند؟ آنان براي دشمني با من، براي دشمني با تو، براي دشمني با راستي، اعدام شان كردند... آنجا شگفت انگيز دنيايي ست، دروغ و دشمني فرمانروايي مي كند آنجا، حق و انسان حرفهايي پوچ و بيهوده ست، در آنجا رهزني آدمكشي خونريزي آزاد است، و دست و پاي آزادي ست در زنجير. عزيزم، پاك كن از چهره اشكت را، ز جا برخيز، تو در من زنده اي، من در تو، ما هرگز نمي ميريم. من و تو با هزاران دگر، اين راه را دنبال مي گيريم. از آن ماست پيروزي، از آن ماست فردا، با همه شادي و بهروزي. عزيزم، كار دنيا رو به آبادي ست، و هر لاله كه از خون شهيدان مي دمد، امروز نويد روز آزادي ست

  • دردهای ناگفته زندانیان آزاد شده؛ فلاحتی از شگردها می گوید
    مسیح علی نژاد -   فلاحتی مسوول شاخه جوانان جبهه مشارکت از سال ۱۳۸۴ بوده است و در روزهای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نیز به عنوان مسوول ستاد ۸۸ در شهرستان بابل فعالیت انتخاباتی و سیاسی را جدی تر از گذشته در پیش می گیرد اما  بهمن ماه سال گذشته در محل کار خود، اداره مخابرات بابل بازداشت می شود. در اینجا مجموعه ای از پرسش هایی که برخی از فعالان سیاسی و دانشجویان در دیدار با علیرضا فلاحتی عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی ( ستاد ۸۸) در روزهای پس از آزادی با او مطرح کرده اند، در پی می آید   فلاحتی در پاسخ به فعالان سیاسی  جوان شهرستان بابل در مورد نحوه بازداشت خود می گوید:  صبح روز چهارشنبه بیست و هشتم بهمن ماه در محل کارم اداره مخابرات بابل بازداشت شدم .از آنجا مستقیم مرا به خانه بردند. ماموران وزارت اطلاعات خانه را باحکم بازرسی گشتند. وقتی که کارشان تمام شد و مرا هم با خودشان می بردند،  دختر هجده ماهه ام  در آغوشم بود و هنگام جدا کردنش گریه می کرد. این صحنه تا آخرین روز بازداشت از ذهن من بیرون نمی رفت.   وی که به اتهام  اقدام علیه امنیت ملی عنوان از طریق شرکت در برنامه روز عاشورای بابل و راهپیمایی بیست و دوم بهمن تهران دساگیر شده بود به مدت  یک روز دراداره اطلاعات بابل بیست و چهار روز در سلول انفرادی  وزارت اطلاعات ساری و چهار روز در انفرادی زندان متی کلا بابل نگهداری می شد.   وی در خصوص روند دادگاه خود به دوستانش می گوید:  در اولین روز بازداشت، مرا به دادگاه بردند برای تفهیم اتهام . دادستان پرونده ام را به معاون خودش ارجاع داد و معاون دادستان بدون اینکه از پرونده اطلاعی دادشته باشد ابتدا  با قبول پرونده مخالفت کرد در این هنگام مامور وزارت اطلاعات تماسی تلفنی برقرار کرد که گویا با رییس اطلاعات شهرستان بود و پس از صحبت بیست دقیقه ای معاون دادستان برایم صد میلیون تومان وثیقه مشخص کرد و مرا به بازداشتگاه بردند.   فلاحتی در خصوص نحوه برخورد بازجویان با خانواده خود در دیدارهای پس از آزادی اش چنین توضیح داده بود:  اولین ساعت بازداشت  وقتی پدر و مادرم به جلوی در اداره اطلاعات شهرستان آمدند و خواستار اطلاع از محل نگهداری من شدند، برخوردها با آنها نگران کننده بود. به خانواده ام گفته بودند  اصلا چنین شخصی را ما بازداشت نکرده ایم و همزمان مرا هم به اتاقکی در نزدیکی در ورودی  انتقال دادند که من صدای گریه مادرم را از آنجا می شنیدم . پس از گذشت ساعت ها در نهایت  به آنها  گفتند که پسر شما فتنه گر است و حالا در زندان است  تا تربیت شود . پدر من معلول ضایع نخاعی است و با آن شرایط بد جسمی ساعتها در جلوی در روی زمین نشسته بود   وی همجنین در مورد شیوه های بازجویان خود به دانشجویان گفت : در اولین بازجویی آنها سعی می کنند که پشتوانه فکری زندانی را خالی کنند. و تا می توانند تو را تحقییر می کنند. بازجوی من می گفت تو که ازآقای  تاجیک مشاور آقای خاتمی بالاتر نیستی. تو نمی توانی قهرمان شوی . اگر حرف نزنی و اعتراف نکنی آنقدر اینجا می مانی تا بپوسی و برای این کار هم ما هیچ محدودیتی نداریم .بازجوی من می گفت پدرت می خواهد خودش را آتش بزند. به او تلفن کن و بگو حتما این کار را بکند. ما نگران نمی شویم که او خودش را آتش بزند و برای ما مهم نیست .در اولین بازجویی یک پرونده پر از کاغذ  جلوی من گذاشتند و من چون چشمانم بسته بود آن را لمس کردم و بعد آنها  گفتند این پرونده امنیتی توست و ما می توانیم به راحتی و بدون اینکه آب از آب تکان بخورد برایت سالها زندان ببریم و کسی هم جلودار ما نخواهد بود. بازجو می گفت تو هیچ پشتوانه ای نداری و همه اصلاح طلبان به فکر خودشان هستند، کسی سراغ شما را نمی گیرد لذا  اگر علیه  دوستانت اعتراف کنی ما آزادی تو را تضمین می کنیم. یکی دیگر از شگردهای بازجویان  این بود که باتو بحث فکری می کنند و تورا با انواع اتهامات مختلفف مواجه می کنند و فضا را برایت طوری طراحی می کنند که تو فکر کنی تنها راه بیرون رفتن از این شرایط قبول این اتهامات است و قبول این اتهامات برایت هزینه بسیار کمتری دارد تا عدم پذیرش آن .   فلاحتی همچنین یکی دیگر  از شگرد های مهم بازجویان را اختلاف افکنی میان زندانیان سیاسی برشمرده بود و به فعالان سیاسی گفت:  بازجو ها خیلی تلاش می کنند بین کسانی که در بازداشت هستند و پرونده آنها مشابه است اختلاف بیاندازند. به این شکل که از روز اول به تو می گویند که کار ما با تو تمام شده و نهایتا یکی دو روز دیگر آزاد خواهی شد و و قتی روز آزادی تو می رسد تورا با انواع اتهام های جدید مواجه می کنند و می گویند که اینها را دوستانت علیه تو اعتراف کرده اند و اگر تو هم علیه آنها اعتراف کنی آزاد می شوی.  این کارشان تا روز اخر ادامه دارد.   وی همچنین به دوستان خود گفته بود: ظاهرا یکی  از شگردهای بازجویان برای اعتراف گیری این است که به خانواده می گویند ما فرزند شما را می خواهیم آزاد کنیم و از او یک تعهد ساده می خواهیم تا بعد از آزادی کمی آرام تر باشد و او حاضر نیست که این تعهد ساده را بدهد شما با او صحبت کنید تا راضی شود. در روز بازجویی در مقابل تو انواع اتهامات جدید را می گذارند و می گویند اعتراف کن و از طرفی در هنگام بازجویی تماس تلفنی برقرار می کنند با خانواده.   فلاحتی در مورد خودش مثال مشخصی را به فعالان سیاسی شهرستان یاد آور شد و گفت:   خانواده من نیز  بی خبر از همه جا  در همان تماس تلفنی به من می گویند پسرم امضا کن و بیا بیرون  ما که می دانیم فکرت و راهت چیست .خانواده فکر می کند که تو باید یک تعهد ساده را امضا کنی در صورتی که اینگونه نیست و تو هم فکر می کنی منظور خانواده ات از امضا کردن  قبول همین اتهامات است .   فلاحتی نیز همانند برخی دیگر از زندانیان سیاسی آزاد شده شکنجه های روانی را ملموس تر از شکنجه های فیزکی عنوان کرد و گفت: در مورد من هم از شکنجه های جسمی خبری نبود .ولی تا می توانستند شکنجه روحی کردند. بلاتکلیفی در انفرادی و دادن خبرهای دروغ از بیرون بیشترین فشارهای روحی را به زندانی تحمیل می کند. مثلا اینکه همه اصلاح طلبان شهر تو را آدم مغروری می دانند و می گویند حق تو بود که دستگیر شوی. خبرهایی در مورد سلامتی خانواده می دهند از جمله همان مورد که گفته اند پدر تو می خواهد خودش را آتش بزند و یا اینکه کسی به فکر خانواده ات نیست و مادرت بیماری قلبی گرفته است . در شرایط زندان و بی خبری مطلق من خودم را مسوول همه چیزهایی که در مورد سلامت خانواده می گفتند می دیدیم و این به لحاظ روحی زندانی را در شرایط درد آوری قرار می دهد .   وی همچنین در مورد وضعیت بهداشتی زندان در دیدار با فعالان جوان سیاسی شهرستان بابل گفت:  انفرادی زندان متی کلا بابل که وضع واقعا افتضاح بود به گونه ای که سلول ها دو متری بودند و فقط می شد آنجا دراز کشید . این سلولها گویا برای این ساخته شده بودند که اگر کسی در بند عمومی خلافی کرد و یا معتادان را به صورت تنبیهی در آنجا نگهداری می کردند و چون سرویس بهداشتی در سلول نبود و برای رفتن به دستشویی گاهی می باید ساعتها منتظر می ماندید.  زندانیان معتاد زحمت انتظار را به خود نمی دادند و درداخل همان سلول نیاز خود را رفع می کردند برای همین  سلول بوی بسیار بدی می داد و تمامی پتو ها هم چنین وضعیتی داشت. حوله حمام هم مشترک بود و از حوله حمام یک زندانی ایدزی که خود زنی هم کرده بود دیگران نیز استفاده می کردند. ما مجبور بودیم با پودر رختشویی به حمام برویم و گاهی اوقات هم آب چاه دستشویی بالا می زد و کف حمام از نظر بهداشتی بسیار آزاردهنده بود .    سلول انفرادی ساری تمیز بود و دارای سرویس بهداشتی  بود و استاندارد ساخته شده بود و چون استاندارد بود از لحاظ روانی هم استاندارد بود برای اینکه تو را خسته کند . نور دلگیر داخل سلول و لامپ هایی که در داخل دیوار و یک قفسه سیمی و جود داشت و همچنین در آهنی ضخیم بدون هیچ روزنه ای   نکته مهم در بابل و ساری این است که اگر در سلول مشکل تنفسی پیدا کنید و هر چقدر هم در بزنید بیشتر از نیم ساعت طول می کشد تا در باز شود و معلوم نیست که در این مدت چه بلایی بر سر زندانی می آید.   وی با بیان این نکته که  بازجوی خوب همان هدفی را در زندان دنبال می کند که بازجوی بد، آن را در روند بازجویی پیگیر است، به دانشجوان گفت: نکته مهم در بازجویی این است که به هیچ عنوان مختصات دقیقی از محل قرارها و جلسات به بازجویان نباید داد برای اینکه همان جزییات را علیه دیگران استفاده می کنند. به عنوان مثال اگر شما  به آنها بگویید که من با دوستم در میدان آزادی دیدار داشتیم آنها از تو می پرسند دوست شما چه لباسی پوشیده بود و این سوال از نظر شما شاید بی اهمیت باشد ولی اگر نوع لباس را دقیق بگویید آنها این اطلاعات را در مقابل دوست شما می گذارند و به او می گویند ما حتی از نوع لباس شما هم اطلاع داریم پس بهتر است همه چیز را بگویی.   این زندانی آزاد شده در مورد وضعیت شغلی خود پس از روزهای آزادی نیز چنین به دوستانش توضیح می دهد:  پس از آزادی از زندان حراست اداره مخابرات محل کارم، از ادامه کارم جلوگیری کرده است. بهانه اش این بود که ما با ادامه کار شما مشکل نداریم فقط دادگاه باید نامه بدهد و بگوید که ادامه کا ر شما بلامانع است. در مقابل دادگاه می گوید ما با ادامه کار تو مشکلی نداریم و چون هنوز دادگاه شما برگزار نشده است نمی توانیم نامه بزنیم و اصلا چنین چیزی احتیاج نیست و شما می توانید به اداره برگردید .اطلاعات هم می گوید که ما با ادامه کارت مشکلی نداریم . حال من مانده ام که چرا هنوز نمی گذارند به اداره بروم . پس ار روزها پیگیری متوجه شدم که وزارت اطلاعات شهرستان بابل به شدت مخالف ادامه فعالیت کاری من است و حتی حقوق اسفند ماه را نیز از من  پس گرفتند. یکی از مسوولین اداره می گفت برخی از مردم معمولی  می گویند اگر ما تورا به اداره برگردانیم، آنها در اعتراض، مخابرات را آتش می زنند . بالاخره جای تعجب هم دارد فریاد الله اکبر در روز عاشورای بابل برای ما می شود اقدام علیه نظام و تهدید به آتش زدن مخابرات می شود کاری در راستای دفاع از انقلاب که به خاطر حفظ احترام آنها ما را از یک زندگی ساده هم محروم کرده اند.

  • ردپای نیروهای خودسر در دزدیدن مجسمه‌های تهران
      جرس: شواهد و قرائن نشان می‌دهد که دزدیدن مجسمه های پایتخت به هیچ وجه در زمره سرقت‌هایی همچون سرقت کابل و یا کامپیوتر ماشین قرار نمی‌گیرد و داستان، داستان دیگری است. به گزارش آفتاب و به نقل از "تابناک"،بعد از گذشت چند هفته از سرقت برخی مجسمه‌های نمادین در تهران و مدارک به دست آمده به خوبی واضح است که دزدیدن این نمادهای شهری، فارغ از یک دزدی ساده و یا سودجویانه است چرا که حضور جرثقیل، مدت زمان طولانی جابه‌جایی و همچنین کنترل از طریق دوربین های مداربسته؛ همه و همه نشان از آن دارد که یا سارقین با لباس‌های رسمی ـ ماموران نظامی و یا شهرداری ـ اقدام به این عمل کرده و یا اینکه خودسرانه این سرقت‌ها را انجام داده‌اند. احتمال وجود دسته دوم در این ماجرا بیشتر است چرا که سابقه انجام چنین فعالیت‌هایی از سوی این افراد در تهران و برخی شهرهای بزرگ وجود دارد و می‌توان گفت احتمالا این افراد بر اساس یک احساس وظیفه دست به چنین اقداماتی می‌زنند و با توجه به پشتوانه‌هایی که دارند، دستگیری و یا پیگیری مجدانه موضوع زیاد در دستور مدیران قرار نمی‌گیرد. در هر حال، آنچه مسلم است اینکه انگیزه اصلی این سرقت‌ها به هیچ وجه جنبه اقتصادی نبوده و به احتمال زیاد یک جریان فکری افراطی پیگیر این ماجراست که به راحتی هم «دم به تله نمی‌دهد» آن هم به واسطه اتصال به برخی منابع فکری افراطی. این گزارش می افزاید:انگیزه‌های اصلی این اتفاقات در شهری که بدون تردید به خاطر دوربین‌های راهنمایی رانندگی به ویژه در مراکزی که سرقت‌ها انجام گرفته و همچنین حضور نیروهای حراست و نگهبان مجموعه‌های مذکور، جای هیچ تردیدی را باقی نمی‌گذارد که این اقدامات با انگیزه‌ای اعتقادی صورت می‌گیرد و البته با برخی هماهنگی‌ها هم به انجام می‌رسد. نکته قابل تامل دیگر تعلل و نوعی بی‌اعتنایی به این ماجراست به‌طوری که در موضع‌گیری‌ها کمتر به اصل داستان و یا چگونگی وقوع و یا روند رسیدگی به این پرونده اشاره می‌شود آن هم در کشوری که دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی آن در سطح دنیا و با عملیات‌هایی فوق‌العاده پیچیده و مشکل، زبانزد سرعت و دقت در نتیج‌گیری است.
روزنامه های دوشنبه ۲۰ اردیبهشت
آرمان وعده ها مجید نصیرپور، عضور فراکسیون اقلیت مجلس، در سرمقاله امروز آرمان، به وعده های گوناگون دولت به مردم اشاره کرده و خاطرنشان می کند "حداقل توقع این است که قبل از دادن هر وعده‌ای به مردم محاسبات لازم را انجام دهیم و این وعده‌ها از پایه علمی برخوردار باشد، زیرا مردم بعد از دادن این وعده‌ها سطح مطالباتشان افزایش می‌یابد و انتظار دارند که به وعده‌هایی که داده شده عمل شود. باید با مدنظر قرار دادن ظرفیت‌ها و امکانات به مردم وعده داد زیرا کار از ایجاد فضایی تبلیغاتی گذشته و باید تمام تلاش‌ها را به کار گرفت تا کشور در مسیر توسعه قرار گیرد نه اینکه با طرح شعارهای آرمانی، کشور را از قرار گرفتن در مسیر پیشرفت بازدارد. " سرمقاله نویس آرمان با تاکید بر این که دولت باید با توجه به اهداف برنامه پنج ساله عمل کند، می نویسد: "در این زمینه دولت باید در مسیر تحقق برنامه پنج ساله و سند چشم انداز حرکت کند و در این راستا استراتژی میان مدت را به کار گیرد زیرا بر طبق این سند قرار است ایران قدرت اول منطقه شود و رشد اقتصادی کشور به هشت درصد بالغ شود در حالی که امروز رشد اقتصاد کمتر از سه درصد است. اگر قوانین مورد توجه قرار نگیرد کشور از اهداف سند چشم انداز دور می‌شود." این عضو فراکسیون اقلیت مجلس در پایان آورده است که: "دولت باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا به این هدف نایل شود و این مهم با مدنظر قرار دادن واقعیات اجتماعی به‌دست می‌آید. کشور در شرایط موجود محتاج ارائه راهکاری برای حل معضلات بیکاری و تعطیلی صنایع و افزایش طلاق و... است. بنابراین باید در این زمینه تلاش نمود تا کشور به اهداف سند چشم‌انداز نایل شود." کیهان بازدید آقای دروغگو از لوكیشن شكنجه و تجاوز روزنامه کیهان طبق روال معمول، دیدار میرحسین موسوی و همسرش از خانواده جعفر پناهی كارگردان حامی جنبش سبز را مورد حمله قرار داده و ابتدا می نویسد "این همان خانه ای است كه پناهی با سفارش خارجی، در زیرزمین آن، لوكیشن شكنجه و تجاوز را برای فیلم برداری آماده كرده و 18 نفر مشغول صحنه سازی بودند." کیهان نویس معتقد است "پناهی بار دوم در حالی دستگیر شد كه در پوشش پارتی و مهمانی، زیرزمین خود را تبدیل به كارگاهی برای تهیه و مونتاژ فیلم های جعلی با مضمون القای شكنجه و تجاوز كرده بود. " این روزنامه به نقل از یک سایت اصولگرا و از زبان یک ناشناس ادعا می کند "شأن سینما و هنر بالاتر از سیاست است و درست نیست برای «مقاصد سیاسی» و یا «دیده شدن در مجامع بین المللی»، زندگی، فعالیت هنری و آینده عده ای را كه اعتماد كرده اند نادیده گرفت و با سوء استفاده از اعتماد آن ها علیه مردم و سرزمین خود برای خوشایند خارجیان فیلم شكنجه ساخت. ما در قالب گروهی 18 نفره حدود 2 هفته مشغول فیلم برداری در لوكیشنی واقع در منزل شخصی پناهی بودیم و حدود نیمی از فیلم را فیلم برداری كردم كه همگی عوامل سرصحنه بازداشت شدیم." کیهان می افزاید "برخی اعضای ستادهای موسوی و كروبی با چراغ سبز این دو تن سراغ القای شكنجه و تجاوز رفتند و این پس از آن بود كه سران فتنه دریافتند دروغ تقلب در انتخابات كارایی خود را از دست داده است. كروبی و موسوی مدتی است از سر درماندگی، به خانه برخی از بازداشت شدگان می روند اما خبرها حاكی است شماری از خانواده ها در این ملاقات ها اعتراض های تندی را متوجه كروبی و موسوی كرده اند."   اطلاعات تشویق؛ بذل و بخشش یا ریخت و پاش دکتر محمود امینی در یادداشت روزنامه اطلاعات یادآور می کند "مدیریت دولتی اصولاً مبنای هزینه‌ای دارد و به عبارتی بیشتر از آنكه مدیریت سودآوری باشد، مدیریت هزینه است و این در گرو تفكر كاركردی دولتی و حقوق بگیری است." وی معتقد است حال که "امسال سال همت مضاعف و كار مضاعف است، ضرورت عملی شدن این شعار و تحول در نگرش كاركردی كاركنان دولت یا مدیریت دولتی بیش از پیش محسوس است." امینی متذکر می شود "اگر تاكنون فرهنگ مدیریت دولتی این‌گونه بوده است كه ساعاتی از روز را باید در محیط كار خود صرف و به ازای وقتی كه صرف شده (نه كاری كه انجام شده) دستمزدی دریافت كرد و هر ساله مشمول دریافت تشویق و پاداش هم شد، این نوع روش امكان تحقق شعار «همت مضاعف و كار مضاعف» را محقق نخواهد كرد. همچنین اگر باور بر این باشد كه چون می‌خواهیم همت را افزایش دهیم و كار را بیشتر كنیم، باید حقوق و پاداش بیشتری داشته باشیم، در این صورت تحمل هزینه‌های سربار ناشی از این ذهنیت نیز عملاً غیرممكن خواهد بود و عملی شدن شعار را با مخاطره مواجه خواهد كرد." مقاله نویس اطلاعات همچنین یادآور می شود "باید قبول كرد كه تحول در رفتار مدیریتی بخش دولتی و سایر بخش ها، نباید مقرون به هزینه باشد، خصوصاً اگر نتیجه مطلوبی از آن حاصل نشود. باید تمامی نیروهای كار اعم از كاركنان سطوح پایین، میانی و بالایی، باور كنند كه در مقابل حداكثر كار و تلاش و كوشش خود و به فعل در آوردن استعدادها و ظرفیت‌های موجود، علاوه بر دستمزد، افتخار و اعتبار آنان كه كمتر از دستمزد نیست، افزایش می‌یابد. مدیران ارشد نیز باید با سرعت و شدت، برای بذل و بخشش‌ها و ریخت و پاش‌هایی كه به شكل فراگیر و پرتبعات امروزی در بسیاری از سطوح مدیریتی رایج است، چاره‌اندیشی كنند." تهران امروز حرکت زیگزاگی در سیاست‌های ارزی محسن بهرامی ارض قدس در سرمقاله امروز «تهران امروز»، به انتقاد از تغییرات پی در پی سیاست های ارزی کشور پرداخته و می نویسد: "تغییر مداوم سیاست‌های ارزی کشور ناشی از نبود برنامه منسجم و نداشتن مانیفست مشخص در اقتصاد کشور است. زمانیکه دولت یک استراتژی تدوین شده و منسجم استدلالی برای سیاست‌های اقتصادی ندارد، برای هر رخداد، برحسب اقتضا تصمیم‌گیری می‌کند. با این شیوه تصمیمات متناقض و مترادف اتخاذ می‌شود و در پی آن اقداماتی با همین مشخصات انجام می‌شود که آثار یکدیگر را خنثی می‌سازند. مقاله نویس تهران امروز خاطرنشان می کند "سیاست حذف دلار از سبد ارزی کشور نیز از جمله این سیاست‌هاست. طی چند سال گذشته بارها بر حذف دلار از سبد ارزی کشور و همچنین از معاملات تجاری، از سوی مقامات دولتی تاکید شده است. در مقطعی این سیاست با جدیت دنبال شد. بر این اساس بخشی از دارایی‌های ارزی کشور از دلار به یورو و بخشی هم به طلا تبدیل شد." رییس کمسیون بازرگانی اتاق تهران همچنین در این مقاله متذکر می شود که "در حال حاضر نیز با توجه به نبود راهبرد مشخص در سیاست‌های اقتصادی به‌خصوص سیاست‌های ارزی کشور در حرکتی زیگزاگی دولت این سیاست را تغییر داده است و قصد دارد شیوه‌ای دیگر را برگزیند. به دلیل تلاش‌هایی که آمریکا پس از پایان یافتن بحران اقتصادی جهان برای پایین نگاه داشتن نرخ برابری دلار با پول کشورهای نوظهور در اقتصاد نظیر چین انجام داد، حالا دلار ارزان‌تر تمام می‌شود. سامان یافتن شرایط دلار مصادف شد با بحرانیکه هم‌اکنون در اقتصاد یونان پدیدار شده است. با گرفتاری یونان که واحد پولی یورو در آن رواج دارد، ارزش یورو به خطر افتاده است و این موضوع موجب شده تا دولت حرکت جدیدی را پایه‌ریزی کند." بهرامی معتقد است "اینگونه تغییر در سیاست‌های ارزی هم برای فعالان اقتصادی زیان‌بار است و هم این تبدیل‌ها موجب از بین رفتن بخشی از منابع ارزی کشور می‌شود. در این شرایط به دولت توصیه می‌شود تا با چنین موضوع مهمی برخورد اقتضاعی نداشته باشد. پذیرفته نیست که سیاست‌های ارزی یک کشور هر چند وقت یک بار با سلیقه‌ای جدید مواجه شود و آهنگی تازه بنوازد." مردم سالاری مطالبات اصلی مردم در خانه ملت کوروش شرفشاهی بعنوان سرمقاله نویس امروز مردم سالاری، به نقش مطالبات مردمی درمیان درخواست ها و تذکرات مختلف نمایندگان مجلس به دولت پرداخته و نوشته است: " ۱۱۶ نماینده از احمدی نژاد خواستند که جلوی واردات بی رویه را بگیرد. ۱۱۰ نماینده خواهان ایمنی پرواز و ناوگان هوایی کشور شدند. ۱۹۷ نماینده از سخنان احمدی نژاد درسازمان ملل تقدیر کردند و البته از این دست امضاها فراوان است اما یک نکته قابل تامل است و آن، تعداد پایین امضاها در مباحثی که مربوط به مطالبات مردمی میشود. شرفشاهی در این مقاله با ذکر مثال درباره "بررسی پرونده برنج های آلوده در کمیسیون بهداشت، پرونده بحران صنایع و کارخانجات در اثر واردات بی رویه، ماجرای سقوط سریالی هواپیماهای توپولف و درخواست استیضاح وزیر راه از سوی نمایندگان مجلس که هیچ کدام به نتیجه نرسیده"، خاطرنشان می کند: "با توجه به این موارد و بسیاری موارد دیگر که چندان تازگی ندارد سوال اصلی اینجاست که نمایندگان مردم باید مشکلات اساسی مردم را همچون تورم و اشتغال رصد کرده و در راستای حل آن مشکلات امضا جمع کنند یا این که۱۹۷ امضا برای قدردانی از احمدی نژاد به دلیل حضور در اجلاسی تهیه کنند که اصل اجلاس در حد و اندازه وزرای امور خارجه بوده است." نویسنده سرمقاله مردمسالاری همچنین با انتقاد از به نتیجه نرسیدن تذکرات مجلسیان متذکر می شود "جالب اینجاست که حتی همان امضاهای نمایندگان مردم که مطالبات اصلی آنان را هدف میگیرد باز هم به نتیجه نمیرسد; به عنوان مثال مدت هاست که نمایندگان اصولگرا و اصلاح طلب در نطق ها، تذکرها طرح سوال و حتی تهدید به استیضاح، خواهان جلوگیری از واردات بی رویه شده اند اما چندان نتیجه نداده است، کما این که نمایندگان بارها خواهان اصلاح راه و راهداری در حوزه های هوایی، زمینی و ریلی شده اند که آن هم نتیجه نداده است و البته بسیاری موارد دیگر که نشان میدهد حتی امضاهای نمایندگان در مورد مطالبات مردم گویا در عملکرد دولت هیچ تاثیری ندارد." خراسان مبادله سوخت با آمریکا، فرانسه و روسیه منتفی نیست گزارش اصلی روزنامه خراسان امروز، اشاره ای است به اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه درباره آینده موضوع هسته ای ایران و ماجرای تبادل سوخت با گروه وین که شامل آمریکا، روسیه، فرانسه و آژانس بین المللی انرژی می شود. این مقاله از قول سخنگوی دستگاه دیپلماسی ایران می نویسد: "مبادله سوخت هسته ای با گروه وین منتفی نیست. " به گزارش این روزنامه رامین مهمان پرست گفته است که اگر قرار باشد سوخت مبادله شود، هم چنان فکر میکنیم که آژانس بین المللی انرژی اتمی باید طرف های مبادله را معرفی کند که سه کشور آمریکا، روسیه و فرانسه را معرفی کرده است. ما فکر میکنیم با همین سه کشور می توان مبادله سوخت را انجام داد. به نوشته این روزنامه سخنگوی وزارت خارجه شرط محقق شدن تضمین عینی مورد نظر ایران را مبادله در خاک ایران بیان کرده و گفته تنها ایده جدیدی که در این باره پیشنهاد شده و بین کشورهای دوست مانند ترکیه و برزیل و برخی کشورهای دیگر، مورد مشورت و بررسی قرار گرفته است، احتمال عملیاتی شدن مبادله را زیاد میکند. جوان محاکمه کنید عباس حاجی نجاری در سر مقاله امروز روزنامه وابسته به سپاه، گله مند است و می نویسد "این سؤال اساسی را در ذهن مردم انقلابی و مسلمان ایران ایجاد کرده است که چرا در حالی که میلیون‌ها نفر از مردم مسلمان و ولایتمدار ایران در روزهای 9 دی و 22 بهمن محاکمه سران فتنه را از دستگاه قضایی خواسته‌اند و حتی قریب به 200 نفر از نمایندگان مجلس نیز رسماً از آنها شکایت کرده‌اند ولی دستگاه قضایی به جای دستگیری و محاکمه آنها، بررسی شکایات آنها از رسانه‌های انقلابی را در اولویت قرار داده است." وی ادعا می کند "اکنون که قریب یک‌سال از آغاز فتنه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری می‌گذرد، بازخوانی مواضع و سخنان سران فتنه در دو ماه اخیر نشان دهنده اعتراف آنها به شکست فتنه و پیروزی ملت ایران است. اگرچه در عین حال می‌کوشند با صدور بیانیه و یا دیدارهای سفارشی، اخبار خود را بازتاب داده و خوراک خبری را برای رسانه‌های بیگانه و تحرک در حوزه مجازی فراهم کنند." سرمقاله نویس روزنامۀ نزدیک به سپاه در انتها می نویسد "کلام آخر آنکه اگرچه به نظر می‌آید عوامل فتنه با سوءاستفاده از خلاءهای قانونی و طرح شکایت علیه رسانه‌های روشنگر و انقلابی، سعی دارند آن را به فرصتی برای طرح مجدد خود در افکار عمومی که حالا دیگر آنها را به فراموشی سپرده است، تبدیل کنند، اما این سؤال اصلی هنوز در اذهان مردم باقی مانده است که پس چه زمانی باید شاهد محاکمه سران فتنه در دادگاه‌های رسمی نظام باشند، اگرچه دادگاه افکار عمومی حکم محکومیت آنها را صادر کرده است." ابتکار دیدار ائتلاف اسلامی زنان با محمدرضا باهنر مهمترین گزارش امروز ابتکار، به دیدار ائتلاف اسلامی زنان متشکل از زنان اصلاح طلب و اصولگرا با محمدرضا باهنر نایب ریس مجلس اختصاص دارد که به نقل از فائزه هاشمی نوشته است: "این دیدار در رابطه با مواد ۲۳ و ۲۵ لایحه حمایت از خانواده بود، که بر اساس آن امکان ازدواج مجدد را به مردان می‌دهد و موضوع اشتغال نیمه وقت بانوان از جمله مسائلی بود که از سوی ائتلاف اسلامی زنان با نائب رئیس مجلس مطرح شد. " به گزارش این روزنامه، فائزه هاشمی با بیان اینکه اعضای این ائتلاف احساس می‌کنند که زنان در پنج سال اخیر به عقب رفته اند و این موجبات احساس خطر زنان این ائتلاف را فراهم کرده است، خاطرنشان کرده است "در این دیدار که از سال گذشته به دنبال آن بودیم، ۱۲ نفر از زنان جناح‌های مختلف اصولگرا و اصلاح طلب، از جمله مریم بهروزی، فاطمه راکعی و معصومه ابتکار حضور داشتند." به گزارش ابتکار فائزه هاشمی با اشاره به اینکه در این جلسه فاطمه راکعی و معصومه ابتکار گزارشی در زمینه آسیب‌های زنان ارائه دادند، گفته است "به نظر می‌رسید باهنر پس از شنیدن این موضوعات درباره مسائلی همچون لایحه حمایت از خانواده و اشتغال نیمه وقت زنان که در مجلس در حال بررسی است، با ائتلاف زنان همراه و با نظر ائتلاف موافق است." این روزنامه همچنین نوشته که به گفته فائزه هاشمی در پی اظهارات محمود احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی سال گذشته ، وی و ۴ فرزند دیگر هاشمی رفسنجانی در اعتراض به اتهامات مطرح شده شکایتی خانوادگی به قوه قضاییه ارائه کرده اند که تاکنون به نتیجه‌ای نرسیده و پیشرفتی در این زمینه حاصل نشده است.  

انتقال داوود سلیمانی به زندان گوهردشت بدنبال اعتراض به روند رسیدگی به پرونده اش و شرایط زندان
 جرس: پس از انتقاد داوود سلیمانی از نفوذ سایر دستگاههای امنیتی در صدور رای، مقامات اوین وی را به زندان گوهر دشت انتقال دادند.   یکی از نزدیکان سلیمانی در گفت و گو با خبرنگار ما گفت: پس از انتشار گلایه دکترداود سلیمانی؛ از روند برخورد با وی پس از دستگیری تا به امروز مقامات زندان،  دیروز وی را از زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج منتقل کردند.    سلیمانی چند روز پیش در دیدار با خانواده خود گفته بود: اگر قاضی پرونده ام عادل بود حتی یک روز را در زندان بسر نمی بردم، .چرا که حکم او را دیگرانی مثل اطلاعات داده اند نه قاضی.     به گزارش رسیده به جرس، وی در ادامه این روند را نه تنها دور از ارزشهای اسلامی بلکه خارج از قانون دانست و عدم آزادی خود به قید وثیقه بعد از حکم بدوی را غیر قانونی اعلام کرد.   گفتنی است دکتر سلیمانی که بیش از چهار ماه در سلول انفرادی بوده است در دادگاه بدوی مجموعا به ۶ سال حبس تعزیری و به عنوان تتمیم حکم تعزیری به ۱۰ سال محرومیت از فعالیت در احزاب و مطبوعات محکوم شده است.   وی همچنین از هرگونه امکان مرخصی تاکنون بی بهره بوده است. به رغم وعده های داده شده و قرار وثیقه او حتی به یک مرخصی کوتاه هم نیامده است.   دکتر داوود سلیمانی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و استاد دانشگاه است . وی عضو كمیسیون فرهنگی مجلس و معاون دانشجویی دانشگاه تهران در دوره اصلاحات (زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی) بود. و در سال 78 و در زمان حمله‌ی لباس‌شخصی‌ها به کوی دانشگاه تهران نقش مؤثری در افشای جنایت‌های لباس‌شخصی‌ها و عوامل سرکوبگر نیروی انتظامی در حمله به کوی دانشگاه داشت. 

  • 60 استاد دانشگاه تهران خواستار آزادی مریم عباسی ‌نژاد شدند
    جرس:60نفر از اساتید دانشگاه علوم پزشکی تهران با انتشار نامه‌ای خواستار آزادی دکتر مریم عباسی‌نژاد دانشجوی دانشکده پزشکی، این دانشگاه شدند.     به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس، در نامه این اساتید خطاب به رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران آمده است:   مطلع شدیم خانم دکتر مریم عباسی‌نژاد دانشجوی دانشکده پزشکی، ورودی مهر 80 ، از سوی دفتر پیگیری احضار و سپس بازداشت شده وبه زندان اوین منتقل شده است. با توجه به اخبار موثق، فعالیت‌های ایشان در چارچوب قانون اساسی و نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و وی به عنوان دانشجویی متعهد و مومن شناخته می‌شده است، لذا خواهشمندیم در زمینه پیگیری وضعیت ایشان و آزادی هرچه سریع‌تر وی تمامی تلاش و مساعدت لازم را مبذول دارید.   گفتنی است دکتر مریم عباسی نژاد، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی، یکشنبه گذشته، یک روز پس از حضور ناگهانی محمود احمدی‌نژاد در دانشگاه تهران حوالی ساعت ده شب بازداشت شد.   هنوز از علت دقیق دستگیری و وضعیت جسمی و روحی وی خبری منتشر نشده است.   اسامی این اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران به شرح زیر است:   دکتر علیرضا یلدا – متخصص بیماری های عفونی دکتر محمدرضا ظفرقندی – فوق تخصص جراحی عروق دکتر محمد قاسم محسنی – متخصص اورولوژی دکتر عبدالرضا شیخ رضایی – متخصص جراحی اعصاب دکتر بهروز نبئی – متخصص پزشکی اجتماعی دکتر منصور جمالی زواره ای – متخصص پاتولوژی دکتر محبوب لسان پزشکی – فوق تخصص نفرولوژی دکتر زرین کیهانی دوست - فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان دکتر منوچهر نخجوانی – فوق تخصص غدد و متابولیسم دکتر مجتبی سالاری فر- متخصص کاردیولوژی دکتر احمدرضا روفیگری - فوق تخصص جراحی دست دکتر محبوبه حاجی عبدالباقی – متخصص بیماریهای عفونی دکتر مینو محرز – متخصص بیماری های عفونی دکتر رمضانعلی شریفیان – فوق تخصص خون و انکولوژی دکتر ایرج حریرچی – متخصص جراحی سرطان دکتر زهرا احمدی نژاد – متخصص بیماری های عفونی دکتر شیرین قاضی زاده – متخصص بیماری های زنان و زایمان دکتر سعید صادقیان – متخصص کاردیولوژی دکتر محمدرضا عباسی - فوق تخصص نفرولوژی دکتر رامش عمرانی پور – متخصص جراحی عمومی دکتر خدیجه دانشجو – فوق تخصص بیماری های عفونی کودکان دکتر زهره علومی – فوق تخصص خون کودکان دکتر رضا تسلیمی – متخصص بیماری های داخلی دکتر سید رضا رئیس کرمی – متخصص کودکان دکتر سید محمدرضا خاتمی – فوق تخصص نفرولوژی دکتر محمدعلی زینعلی – متخصص کاردیولوژی دکتر حسین فروتن – فوق تخصص بیماریهای گوارش دکتر علیرضا استقامتی – فوق تخصص غدد و متابولیسم دکتر مرتضی تقوی - متخصص جراحی عمومی دکتر فاطمه محجوب – متخصص پاتولوژی دکتر محمد صادق فاضلی – متخصص جراحی دکتر داریوش سواد کوهی – متخصص ارتوپدی دکتر سیامک شریعت تربقان – متخصص پاتولوژی دکتر سهیلا دبیران – متخصص پزشکی اجتماعی دکتر سید منصور رضوی – متخصص بیماری های عفونی دکتر سید مرتضی کریمیان – متخصص فیزیولوژی دکتر مهدیه فقیهی- متخصص فیزیولوژی دکتر عیسی صالحی - متخصص ایمونولوژی دکتر محمد جواد ابوالحسنی – دکتری مهندسی پزشکی دکتر فردین عمیدی – متخصص جنین شناسی دکتر علی شکوری راد – متخصص رادیولوژی دکتر سید محمدکاظم آقامیر- فوق تخصص اندویورولوژی دکتر علیرضا شریفی – فوق تخصص گوارش دکتر عادل یزدان خواه – متخصص جراحی عمومی دکتر علی یعقوبی – متخصص جراحی لاپاراسکوپی دکتر هادی احمدی – فوق تخصص جراحی گوراش دکتر حسین برادران – متخصص جراحی عمومی دکتر لعبت گرانپایه – متخصص جراحی عمومی دکتر فرزاد بی نیاز – متخصص رادیولوژی دکتر سیدرضا حسینی – فوق تخصص اندویورولوژی دکتر آزاده سادات ناصری – فوق تخصص اکوکاردیوگرافی دکتر محمود معتمدی – متخصص مغز و اعصاب دکتر مریم رهبر - فوق تخصص نفرولوژی دکتر خدیجه بخت آور – متخصص رادیولوژی دکتر پیمانه حیدریان - فوق تخصص بیماریهای غدد دکتر عفت رازقی – فوق تخصص نفرولوژی دکتر سعید کاظمی سعید – متخصص کاردیولوژی دکتر شجاعی – متخصص جراحی عروق دکتر مهری کدخدایی – متخصص فیزیولوژی  

  • هیات منصفه مطبوعات «کیهان» را در هیچ موردی مجرم ندانست
    کلمه: اعضای هیات منصفه مطبوعات استان تهران نظر خود را در مورد مدیر مسوول روزنامه كیهان اعلام كردند. به گزارش ایسنا، نظر هیات منصفه مطبوعات به شرح زیر است: 1-هیات منصفه مطبوعات در مورد شكایت شیرین عبادی موضوع افترا به شاكی‌، به اتفاق آرا متهم را مجرم ندانست. 2-در مورد شكایت شیرین عبادی موضوع انتشار مطالب خلاف واقع، هیات منصفه مطبوعات به اتفاق آراء، متهم را مجرم ندانست. 3-در مورد شكایت شیرین عبادی موضوع اتهام توهین،‌هیات منصفه مطبوعات به اتفاق آرا متهم را مجرم ندانست. 4-در مورد شكایت شادی صدر مبنی بر انتشار مطالب خلاف واقع، هیات منصفه مطبوعات به اتفاق آرا متهم را مجرم ندانست. 5-در مورد شكایت شادی صدر مبنی بر توهین، هیات منصفه مطبوعات به اتفاق آرا متهم را مجرم ندانست. 6-در مورد شكایت عمادالدین باقی هیات منصفه مطبوعات به اتفاق آرا متهم را مجرم ندانست. 7-در مورد شكایت مرتضی هاشمی هیات منصفه مطبوعات به اتفاق آرا متهم را مجرم ندانست. 8-در مورد شكایت ملكشاهی (مهرداد)، هیات منصفه مطبوعات به اتفاق آرا متهم را مجرم تشخیص نداد. 9-در مورد شكایت ظفرقندی (صابری )، هیات منصفه مطبوعات با اكثریت آرا متهم را مجرم ندانست. 10-در مورد شكایت اكبر اعلمی، هیات منصفه مطبوعات با اكثریت آرا متهم را مجرم ندانست. 11-در مورد شكایت اسفندیار رحیم مشائی، هیات منصفه مطبوعات با اكثریت آرا متهم را مجرم ندانست. ضمنا هیات منصفه مطبوعات به مدیر مسوول كیهان یادآوری ‌كرد كه در تنظیم اخبار و مطالب دقت بیشتری به عمل آورد و پس از كسب اخبار موثق اقدام به خبررسانی كند.

  • تعطیلی ادارات دولتی لغو شد
    کلمه:هیات دولت اعلام کرد:شنبه و یکشنبه آینده فقط مراکز آموزشی تهران تعطیل است. به گزارش برنا تعطیلی شنبه و یکشنبه آینده تنها متعلق به مراکز آموزشی است و سازمان ها و مراکز دولتی در این دو روز به فعالیت جاری خود ادامه می دهند. پیش از این بر اساس تصمیم هیئت دولت روز های شنبه و یکشنبه هفته آینده به دلیل برگزاری اجلاس گروه 15 در تهران مراکز آموزشی و سازمان های دولتی تعطیل اعلام شده بود.

  • پاسخ احمدی‌نژاد به درخواست کاشانی‌ها: برای استان شدن شهرتان فکری به حال جمعیت‌تان کنید
    کلمه: محمود احمدی‌نژاد  در پاسخ به درخواست کاشانی مبنی بر استان شدن شهرشان گفت: شهرستان کاشان همه ویژگی‌های لازم برای استان شدن را دارد اما استان شدن کاشان یک گیر قانونی دارد و آن بحث کم بودن جمعیت آن است. به گزارش مهر احمدی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نژاد  روز گذشته در کاشان با اعلام اینکه دولت سعی می‌کند در بین قوانین موجود راهی برای استان شدن شهرستان کاشان پیدا کند گفت: این موضوع به سه عامل اهالی کاشان، نمایندگان مجلس و نهایتاً راه‌حل تلفیقی بستگی دارد. وی ادامه داد: البته یک راه تلفیقی هم وجود دارد که ما در قانون سقف جمعیت را برای استان شدن کاشان کاهش دهیم اما از سویی دیگر شما هم باید یک فکری به حال جمعیت خود بکنید.

  • ادامه اعتراضات کارکنان فولاد مبارکه و بی خبری از بازداشت شدگان روز کارگر
    کلمه:در ادامه اعتراض کارکنان شرکت های پیمانکاری شاغل در فولاد مبارکه اصفهان به وضع موجود و نابسامانِ خود، این اعتراضات طی دو روز گذشته به ساختمان مرکزی مدیران این کارخانه کشیده شد . بنا به گزارش جرس، این اعتراضات که به دلیل وضعیت نابسامان اقتصادی و تبعیض های موجود بین کارکنان رسمی و غیر رسمی از هفته پیش منجر به اعتصاب از کار شده بود، در پی بی توجهی مسئولان، ادامه یافته و روزهای شنبه و یکشنبه هفته جاری، کارکنان ساختمان مرکزی مدیران فولاد نیز به این جمع پیوستند. هفته گذشته نیز گروهی از کارگران چینی البرز در اعتراض به تعطیلی و صدور حکم انحلال کارخانه و همچنین عدم دریافت ۷ ماه حقوقِ معوقه خود، دست به تحصن اعتراضی زدند . همزمان با گذشت یک هفته از مراسم روز کارگر، از دستگیر شدگان آن روز که به زندان اوین منتقل شده بودند، کماکان خبری در دست نیست.
نامه ای به دادستان؛چرخ تواب سازی را متوقف کنید
کلمه: مهدی کروبی در نامه ای به دادستان تهران خواستار توقف و رسیدگی به پروژه تخریب علیه خود شد. به گزارش سحام نیوز متن کامل این نامه بدین شرح است: جناب آقای عباس جعفری دولت آبادی دادستان محترم تهران با سلام مدتی بود که اخبار متواتری در باب تحت فشار قرار دادن آقای محمد داوری سردبیر سایت سحام نیوز که بیش از هشت ماه است در بازداشت به سر می برد، برای اعتراف گیری علیه اینجانب و پرونده تجاوزهای پس از انتخابات می شنیدم. تا اینکه چند روز پیش در خبرها به نقل از خانم مینا جعفری وکیل آقای داوری نیز خواندم که موکل شان را تحت فشار قرار داده اند تا علیه من اعتراف کند و ماجرای تجاوزهای پس از انتخابات در زندانها را دروغ بخواند و مستندات آن تجاوزها را تکذیب کند بلکه این ماجرا ختم به خیر شود و قبای اقایان که پیشتر هم گفته بودم لای در گیر کرده است، آزاد شود و نفسی راحت بکشند. ای عجب از کسانی که می خواهند آن لکه ناپاک را با دروغی پاک کنند؛ وچه خوش خیال که انگار با چنین ترفندها و اعتراف گیری هایی می توان عقل از مردم برد و آفتاب حقیقت را زیر خاک کرد. جناب آقای دادستان! اعتراف گیری و تواب سازی چه سودی دارد؟ برای اطلاع شما و دیگران اعلام می کنم که مسئولیت تمام اسناد و مدارک و فیلم هایی که من از تجاوزها و شکنجه ها ارائه کرده ام تنها با خودم است و نه آقای داوری و نه هیچ کس دیگری دخیل در این ماجرا نبوده است که اکنون ضرورتی برای اعتراف گیری از انها وجود داشته باشد؛ و بدین ترتیب اعتراف گیران زحمت خود می برند و بر خستگی خود می افزایند. آیا این همه سیاهکاری که رخ داد کافی نبود که اکنون ماشین ترور شخصیت، همچنان به کار خود ادامه می دهد و به دنبال قربانی کردن افرادی دیگر است، آن هم فردی که تنها یک فیلمبردار بوده است، آن هم در شرایطی که من خود مسئولیت تمام آن مستندات را بر عهده می گیرم. نمی دانم که شما درباره ماجرای تجاوزها از آغاز تا به امروز و مستنداتی که من ارائه کرده ام تا چه حد در اطلاعید. مقام شما ایجاب می کند که از عمق ماجرا با خبر باشید. اما باز هم صرفا برای اطلاع جنابعالی و ثبت در تاریخ بازگو می کنم که: بعد از حوادث انتخابات ریاست جمهوری و شروع دستگیری ها خبرهایی شنیدم از اشخاص معتبر و شناخته شده درباره شکنجه های هولناک و وحشت آمیز در بازداشتگاه ها که بعضا منجر به قتل نیز شده و جنازه های آنها نیز به خانواده هایشان تحویل داده نشده بود. همچنین خبرهایی می شنیدم از تجاوز به برخی بازداشت شدگان که تا چندین شب خواب را از چشمان من ربوده و آرامش را از من برده بود اینچنین بود که نامه ای نوشتم خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان و اظهار امیدواری کردم که اگر چنین اعمالی توسط برخی نیروهای خطاکار صورت گرفته است مسببین آن مجازات شوند و درصورت کذب بودن، همگی در دفاع از نظام و تکذیب چنین شایعاتی برآییم. از این نامه دونسخه وجود داشت، یکی نزد من و یکی نزد آقای هاشمی. ابتدا تصور می کردم که ایشان با من تماس می گیرند و جویای حقیقت مطلب می شوند اما ده روز گذشت و هیچ گونه تماس و اقدامی صورت نگرفت. در چنین موقعیتی من نیز راهی ندیدم جز انتشار آن نامه. البته بعد از انتشار نامه متوجه شدم که آقای هاشمی رونوشت نامه را پیشتر برای ریاست وقت قوه قضا ارسال کرده اند. پس از این نیز به جای پیگیری ماجرا، آنچه ما دیدیم ائمه جمعه ای بودند که به صورتی سازماندهی شده همگی به میدان آمدند و حملات آغاز کردند احتمالا از آن روی که جای خالی پیگیری قضایی پر شود! حال که می نگرم رجاء واثق دارم که تمام آن هجمه ها برای آن بود که مجرمین مجازات نشوند و تزلزلی ایجاد نشود در اراده مامورانی که وظیفه شان کشتار و سرکوب مردم تعریف شده بود. می خواستند با رعب و وحشت سرپوشی بگذارند بر فاجعه ای که رخ داده بود. اگر من در نامه اول خود صرفا احتمال تجاوزها را مطرح کرده بودم، اینک اما به صورت عقلی و منطقی اطمینان یافتم که این اعمال پلید صورت گرفته است. تشت رسوایی اما از بام افتاد آنگاهی که هویدا شد چندین نفر در کهریزک زیر شکنجه به شهادت رسیده اند. به یاد دارید که ابتدا می خواستند با پوشش منژیت روی این جنایت را بپوشانند اما خداوند نخواست و آنها نتوانستند. هجمه ها اما مرا مصمم تر کرد بر پیگیری جدیتر ماجرا. پای سخن قربانیان نشستم تا عمق جنایت را دریابم؛ که البته عده ای از مراجعان و شاهدان به دلیل همان فضای ارعاب بریدند و از ظلمی که بر آنها رفته بود به حکم مصلحت شان گذشتند و راه سکوت را برگزیدند بلکه آسیب بیشتری نبینند. اما افرادی هم مراجعه می کردند و بر سخنان خود می ایستادند که من در همان زمان از آقای داوری سردبیر سایت سحام نیوز که فردی جانباز و معلم و دلسوز نیز بود خواستم تا از گفته های شان و شرحی که از مظالم رفته بر خود می دهند – در مقام یک فیلم بردار- فیلمبرداری کند تا اگر زمانی مراجعین توسط نیروهای امنیتی مرعوب شدند اسناد ما موجود باشند. بعدا به صائب بودن تصمیم خود پی بردم وقتیکه پیش بینی ام متاسفانه درست از آب درآمد و برخی از قربانیان و شاهدان، از ترس جان خود از کشور گریختند. آری، نقش آقای داوری در آن اسناد و تهیه سی دی ها صرفا در مقام فیلمبردار بود و معرفی شاهدانی که برای شرح مظالم رفته بر خود به حزب اعتماد ملی مراجعه می کردند. پس اعتراف گیری از ایشان چه سودی دارد و چه واقعیتی را تغییر می دهد؟ آقای جعفری دولت آبادی! آنچه اما بر سر آن اسناد رفت و توجهی که به آنها شد خود حدیث مفصلی است که شما باید از آن باخبر باشید. ابتدا آیت الله دری نجف آبادی دادستان وقت کل کشور توسط آیت الله شاهرودی به عنوان مسئول پیگیری این ماجرا و بررسی اسناد ما تعیین شد. اگرچه رفتار ایشان در این سمت بسیار معقولانه و منطقی بود اما با با باز شدن پای دادستان وقت تهران به این ماجرا اوضاع به کلی متحول شد و حقیقت یابی جای خود را به ارعاب و لاپوشانی داد. چندی بعد، در جلسه ای با حضور هیات سه نفره منصوب آیت الله لاریجانی، من بخشی از سی دی ها و اسناد خود از شکنجه ها و تجاوزها را ارائه دادم. منتظر بررسی اسناد بودم که به یکباره اما با هجوم نیروهای امنیتی به دفتر شخصی و دفتر حزبی خود مواجه شدم و تمام اسناد و مدارک حزبی و وسایل و مدارک شخصی ام را توقیف و ساختمان را نیز پلمپ کردند. طرفه آنکه اگرچه مدت قرارداد اجاره آن ساختمانها پس از گذشت هشت ماه تمام شده اما همچنان مقامات قضایی از تحویل آن ساختمانها به مالکین شان پرهیز می کنند. حال آنکه چنین رویه ای از سوی قوه قضائیه را مطابق هیچ قانون وشرع و عرفی نمی توان توضیح داد. الله اعلم بالذات الامور. جناب آقای دادستان! با پلمپ دفتر شخصی من، سردبیر سایت سحام نیوز جناب آقای محمد داوری را نیز با خود بردند و بنا به اخبار رسیده و مطابق قول وکیل آقای داوری، اکنون ایشان زیر فشار برای مصاحبه و اعتراف گیری علیه اینجانب و اظهار ندامت است. اما سوال من این است که چطور در زمان شاه خائن وقتی ساواک افرادی را زیر فشار و شکنجه مجبور به تمجید از شاه و اظهار ندامت می کرد این حاکمیت بود که مورد تمسخر ما و مردم قرار می گرفت اما حالا خودمان به همان سرنوشت دچار شده ایم و توقع داریم که مردم سخن اعتراف گونه و ندامت خواهانه یک زندانی زیر فشار را قبول کنند و اعتراف گیران را مورد تمسخر قرار ندهند؟ زندانیان را برای تمرین اعترافات از چند روز پیش از موعد به محل مقرر می برند و از آنها می خواهند که اعترافات خود در برابر مردم را تمرین کنند مبادا که به هنگام نمایش عمومی، خللی در اجرای آن نمایش پیش آید و آنگاه آنچنان از اعترافات سخن می گویند که انگار خودشان نمی دانند این اعترافات در چه فرایندی تولید شده اند. افراد را وادار می کنند تا بگویند که در انتخابات تقلبی صورت نگرفته گویی با اعتراف آنها واقعیت تغییر می کند. زندانیان را تحت فشار قرار می دهند تا بگویند که به ولایت فقیه آن هم از نوع مطلقه اش اعتقاد دارند، حال آنکه مشخص نیست که این چه اعتقادی است که باید در گذر از زندان و تحمل فشار زندان انفرادی و مصائب دیگر، بر زبان بیاید. ماجرای این اعترافات شبیه داستان و مثلی طنزآمیز است: می گویند که پیرزنی از فرزند خود به هنگام سفر از روستا به شهر خواست برای او کفنی حلال به سوغات بیاورد و فرزند که در راه بازگشت پولی برایش نمانده و فرمان مادر را اجابت نکرده بود شیخی را در بیابان دید و از او خواست که عمامه خود را بدو ببخشد بلکه کفن مادرش باشد؛ آن روحانی از آن رو که درخواست آن پسر را نمی پذیرفت با ضربات چوب و چماق وی مواجه شد که عمامه را طلب می کرد؛ شیخ که اوضاع را چنین دید، عمامه خود را بخشید اما این نیز گویی تکافو نمی کرد چرا که مادر، کفن حلال طلب کرده بود و بنابراین پسر از شیخ خواست که علاوه بر بخشیدن عمامه خود با صدای بلند نیز بگوید حلال است و آن شیخ مال باخته فریاد برآورد: حلال است، حلال است. آن پسر آن عمامه را به هدیت و از بابت پارچه کفن برای مادر خود آورد و ضمن شرح ماجرا برای مادر توضیح داد که این پارچه را چگونه با زور از آن شیخ ستانده و از او حلالیت نیز گرفته است. وقتی فکر می کنم می بینم که ماجرای اعترافات و تواب سازی های اخیر نیز به مانند همین داستان است و به واقع مثلی از این رساتر در توصیف ماجرای اعترافات اخیر به ذهن نمی آورم؛ از خود می پرسم این چه اراده ای است که قصد بردن آبرو از روحانیت دارد و می خواهد خطی سیاه بکشد بر پرونده هزار ساله آنها و رنج فراوان شان برای حفظ معارف اسلامی و بسط فقه محمدی؛ نمی دانم این چه اراده ای است که می خواهد با چنین اعمالی و برای دو روز حکومت دنیا، آبروی حکومت دینی و ولایت فقیه در این کشور را که امام بنیانگذار آن بود ، بر باد دهد. جناب آقای جعفری! از شما می خواهم که در مقام دادستان تهران یک بار برای همیشه پروژه اعتراف گیری و تواب سازی را پایان بخشید و بررسی آن اسناد تجاوزها که در اختیار مقامات قضایی قرار گرفته است را در دستور کار خود قرار دهید و مشخص فرمایید که چرا ماجرای سعیده پورآقایی که هیچ ربطی به اسناد ارائه شده توسط من نداشت آنقدر مورد اشاره دادستان کل کشور و صدا وسیما قرار گرفت اما آن اسنادی که ما داده بودیم در بایگانی ماند و به یکی از میان انها نیز رسیدگی نشد و کسی سراغی از مجرمان نگرفت؟ بگذریم از اینکه مشخص نیست این خانم پورآقایی نیز اکنون در چه شرایطی و در کجا به سر می برد! آری، اسنادی که ما ارائه کرده بودیم همگی در بایگانی ماندند و اکنون من از باب نمونه از شما درباره آن خواهر نجیب و محترمی می پرسم که درون اتومبیل ون حوادث تلخی بر او رفته بود و یک نسخه از سی دی اسناد ان مظالم را نیز به هیات سه نفره منصوب رئیس قوه قضائیه ارائه کرده بودم و نسخه دیگر آن هم توسط وزارت اطلاعات پس از یورش به دفتر اینجانب، توقیف شد. آیا می دانید که او پس از احضار توسط وزارت اطلاعات چه سرنوشتی پیدا کرده است؟ من از شما به عنوان دادستان تهران می خواهم به حکم وظیفه تان پیگیری کنید و آگاه شوید از رفتارهایی که با ایشان شده است و اقرارهایی که از ایشان خواسته اند بلکه پیش از نمایش احتمالی آن اعترافات، از پشت پرده نیز باخبر باشید. آیا قبول ندارید که پیگیری چنین پرونده هایی بسی مهم تر و ضروری تر است تا اعتراف گیری و تواب سازی! آقای دادستان! چرخ تواب سازی را متوقف کنید. از شما می خواهم نه تنها اعتراف گیری از آقای داوری را پایان دهید بلکه حقوق معوقه و پرداخت نشده ایشان در کسوت معلمی را نیز پرداخت کرده و زمینه آزادی ایشان و بازگشت شان به کار را هم فراهم آورید و از اتهاماتی که هیچ ارتباطی با ایشان ندارد تبرئه شان کنید. والسلام مهدی کروبی نوزدهم اردیبهشت ماه

  • جابجایی برخی از زندانیان سیاسی از اوین به بازداشتگاههای دیگر
    کلمه:داوود سلیمانی، رسول بداغی، حشمت الله طبرزدی، مهدی محمودیان، دکتر رفیعی و عیسی سحرخیز از زندان اوین منتقل شدند. مهدی سخرخیز، پسر عیسی سحر خیز زندانی سیاسی در بند با اعلام این خبر به کلمه گفت که امروز پدرش همراه با دو نفر دیگر به زندان  رجایی شهر و بقیه به  زندان پردیس کرج منتقل شده اند. اطلاع دقیقی از اینکه چه کسانی به زندان رجایی شهر و چه کسانی به پردیس کرج منقل شده اند و علت آن چه بوده دردست نیست. لازم به ذکر است در دو روز گذشته تلفن های زندان اوین قطع شده وخانواده ها با عزیزان دربندشان ارتباطی ندارند که این موضوع نگرانی های بسیاری را بوجود آورده است. محمد مصطفایی وکیل دادگستری با تایید این خبر در وبلاگ خود نوشته است: "وقتی از زندان خارج شدم سر درد عجیبی پیدا کردو به من حق بدهید. اگر شما هم جای من بودید .... تمام تلفن های عمومی زندان قطع بود و زندانیها نمی توانستند با خانوادهاشان تماس بگیرند به همین دلیل هر کدام شماره های خودشان را  می داند تا به خانواده ها اطلاع داده شود که حالشون خوب است"

  • تایید محکومیت عرب سرخی،هاله سحابی و مهدی کلاری در دادگاه تجدیدنظر
    کلمه:شعبه 54 دادگاه تجديدنظر استان تهران احكام صادره در خصوص فيض الله عرب سرخي، هاله سحابي و مهدي كلاري را تاييد كرد. به گزارش  پايگاه اطلاع رساني دادسراي عمومي و انقلاب تهران، پيش از اين شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامي تهران عرب سرخي را به استناد مواد 610 و 500 قانون مجازات اسلامي مجموعا به 6 سال حبس محكوم كرده بود. هاله سحابي نيز پيشتر از سوي شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامي تهران به اتهام تبليغ عليه نظام از طريق حضور مكرر در تجمعات غير قانوني و اخلال در نظم عمومي مجموعا به دو سال حبس و پرداخت مبلغ سيصد هزار تومان جزاي نقدي بدل از شلاق محكوم شده بود. دادگاه تجديدنظر همچنين راي صادره از سوي شعبه 28 دادگاه انقلاب اسلامي تهران كه به موجب آن مهدي كلاري به 3 سال حبس تعزيري و پرداخت يك ميليون ريال جزاي نقدي محكوم شده بود را تاييد كرد.



Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages