کاوه کــرمانشـــــاهی (کنشگر حقوق بشر و عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت) را آزاد کنیــــــــــــــــــد
حاکميت
خشونت در ادامه اقدامات غير قانوني خود فشار بر سازمان را با دستگيري ديگر
اعضاي اين تشکل در تهران و ساير شهرستانها تداوم بخشيد تا شايد به زعم خود
بتواند با اين اقدامات صحنه را براي گسترش هرچه بيشتر شيوه توتاليتاريستي
خود خالي از مانع نمايد. تداوم بازداشت علي مليحي،کاوه کرمانشاهي و همچنين
رفتار غير قانوني و بدور از انسانيت با عبدالله مومني نمونه اي از اين
فشارهاست. هفت شعبه استانی سازمان دانش آموختگان ایران با انتشار اطلاعیه
ای مشترک در اعتراض به وضعیت اعضای دربند این سازمان موضع گیری کردند.در
این بیانیه به ویژه نسبت به اتهامات و برخوردهای صورت گرفته با کاوه قاسمی
کرمانشاهی فعال حقوق بشر و عضو شعبه کرمانشاه سازمان ادوار تحکیم وحدت
پرداخته شده است
محتشمی پور : "فرقه مصباحیه" ریشه رهبر را هم خواهد زد!
آرش
حسننیا/ رادیو فردا: محمد تقی مصباح یزدی، هیچگاه مسوولیتی سیاسی نداشته
است، اما کم نیستند کسانی که او را پدر معنوی دولت محمود احمدی نژاد معرفی
می کنند. برخی او را پدر ترور و تئوری پرداز خشونت می دانند، حال آنکه
هواداران دولت از آیت الله مصباح یزدی به عنوان استادی کم نظیر یاد می
کنند که دیدگاه های او ناب ترین دیدگاه های اسلام است. جدل بر سر موقعیت
و نقش این روحانی محافظه کار در فضای سیاسی ایران به گونه ای است که نمی
توان از اهمیت آیت الله مصباح یزدی در مختصات سیاسی این روزهاگذشت، تا
آنجا که حتی علی اکبر محتشمی پور، عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز، در گفت
وگو با پارلمان نیوز، سایت فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی، نسبت به خطر
انجمن
حجتیه و فرقه ای که او آن را فرقه «مصباحیه» خوانده، هشدار داده
است. آقای محتشمی پور گفته است: «فرقه مصباحیه كه من چند سال است روی آن
تاكید میكنیم بیكار ننشسته است اینها جریانی بسیار خطرناك و خشن هستند كه
به هیچ كس رحم نمیكننند و نه امام را قبول داشته و دارند نه حتی آیت
الله خامنهای را و از ایشان پلی ساختهاند برای رسیدن به اهدافشان و وقتی
به اهدافشان رسیدند ریشه رهبری را هم میزنند.».
یک هفته با اسامه! (یادداشت های شخصی بن لادن در تهران)
شنبه
: نمی دانم کدام شیر پاک خورده ای خبر اقامت من در یک آپارتمان لوکس در
شمال تهران را به رسانه ها داد؟! فکر می کنم کار این مش صفر گردن شکسته
سرایدار آپارتمان لوکس است. عیال شماره ۹ گفت مواظب این مرتکیه باش! خیلی
مشکوک می زند! دروغ می گوید بی سوادم. اخبار فاکس نیوز را به خوبی می
فهمد. دیروزهم داشت نیوز ویک می خواند. باید حواسم را بیشتر جمع کنم. اگر
سیا بفهمد اینجا هستم کارم تمام است. یکشنبه : مرده شور این آپارتمان لوکس
را ببرد! فقط ظاهرش قشنگ است. در تورا بورا که بودم خیلی بیشتر خوش می
گذشت. کوه و دشت و صحرا بود. اینجا از صبح تا شام باید بنشینم پای ماهواره
و اینترنت بدون فیلتر! واقعا که! صدای عیال شماره ۱۱ هم در آمده. از جرج
هم خبری نیست. گفته بود تا پیش از انتشار کتاب خاطراتش زنگ می زند. دوشنبه
: امروز با عیال شماره ۱۵ رفتیم بیرون قدم بزنیم. از وزارت اطلاعات زنگ
زدند گفتند مواظب باشید خبرچین زیاد هست. یک تاکسی دربست گرفتم گفتم ما را
کمی در تهران بگرداند. چقدر هوا آلوده است و شهرهم که مانند همیشه شلوغ.
آن همه دود و غبار از مرکز تجارت جهانی در ۱۱ سپتامبر بلند شد یک هزارم
گردو خاک و دود تهران نیست. این فارسها هم عجب مردمانی هستند. راننده
تاکسی شک کرده بود. گفت آقا! شما چهره تان خیلی آشنا است. به زبان فارسی
دست و پا شکسته گفتم : شما لطف داشت! فکر کنم فهمید. امیدوارم نفهمیده
باشد سیا برای سرم چقدر قیمت گذاشته. خدا رحم کند. سه شنبه : عیال شماره
۱۷ خیلی ناراضی است. می گوید : اسامه! از این سن و سالت و اینهمه زن و بچه
که پس انداخته ای خجالت نمی کشی بازهم چشمت دنبال دخترهای ایرانی است
؟مرده شور چشمهای هیزت را ببرد.درد کلیه امانم نمی دهد. می خواهم بروم
بیمارستان دفترچه بیمه ندارم. چهارشنبه -جرج از تگزاس زنگ زد. گفتم خدا
خیرت بدهد! تو مرا از کوههای تورابورا با آنهمه سرباز آمریکایی که محاصره
ام کرده بود نجات دادی . حالا نمی توانی من را از این آپارتمان لوکس به
جایی امن بفرستی؟جرج گفت :صبر کن خاطراتم در ماه نوامبر منتشر شود با پولی
که ازناشر میگیرم برایت یک فکری خواهم کرد.خیلی ناراحت شدم. گفتم تا
نوامبر دیگر اسامه بی اسامه ! لااقل به فکر دیالیز این کلیه بی صاحب باش.
لورا بوش آمد روی خط! تلفن قطع شد. پنچشنبه - مش صفر سرایدار را انداختم
بیرون . خیلی ناراحت بود . گفت: «آقا! من اینهمه نوکری شما را کردم.خط فقر
یک میلیون تومان شده . جواب زن و بچه ام را چه بدهم؟» اعتنایی نکردم. اگر
به سیا راپرت بدهد کارتمام است . به جهنم ! لابد با آن ۲۵ میلیون دلاری که
برای تحویل من جایزه تعیین کرده اند ۱۲۵ تا آپارتمان لوکس می خرد ۵ تایش
راهم می اندازد داخل سطل خاکروبه. به جهنم! این درد کلیه هم که ول کن ما
نیست. جمعه - از دفتر مقام رهبری زنگ زدند گفتند فعلا هیچ کجا آفتابی
نشوید. آقا خیلی نگران آینده شما هستند. گفتم چشم . فعالا آفتابی نمی شوم
تا آبها از آسیابها بییفتد.دردلم گفتم :کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی!
هدیه تهرانی خود خداست ؛ عین عبادت است ؛ روح هر دو عالم است ؛ بهانه ظهور امام زمان است
به
گزارش خبرگزاری رویترز یکی از بستگان درجه اول امام زمان به نام رحیم
مشایی، در دیدار با هنرمندان حوزه هنرهای آسمانی و تهرانی در اقدامی شدیدا
عاشقانه به تشریح موضع بیقرار خود پرداخت و گفت: هدیه تهرانی از عسل شیرین
تر است ! صاحب رئیس جمهور ایران در ادامه کف مطالبات خودش را در زمینه هنر
عکاسی و آبدرمانی با یک وضیعت تابلو و لرزنده ایی به قرار هر عبادتی هشتاد
میلیون تومان به این شکل مطرح نمود (و بیتابان عالم همه را در جا نمود) :
هدیه تهرانی خود خداست ؛ عین عبادت است ؛ روح هر دو عالم است ؛ جنس
کبریاست ؛ اصل ماسواست ؛ شاه شطرنج کائنات است ؛ سرچشمه زلال آب در کویر
خشک اسفندیار است ؛ بهانه ظهور امام زمان است؛ ذات اقدس است و مثل باقلوا
مقدس است و هیکلش تجسم تقدس است و …. به گزارش رویترز در این لحظه یکی از
حاضرین روانی و قاسمبخش و عصبانی از جا بلند شد و خطاب به پسرخاله تنی
امام زمان گفت : مرتیکه بی ناموس ! این مزخرفات چیه میگی ؟ تو مگه خودت زن
نداری؟ معهذا ، اسفندیار که گویی اشک به او جمع شده بود * و هوش از او دفع
شده بود و عرفان و توستسترون در دیگ احساسش قل میزد عین کتری ، بی عنایت
به هیاهوی روانیان مسلمان ، چشم در چشم خدای تهرانی انداخت و دنباله
التماس دعایش را در سکانسی خودمانی تر پی گرفت و گفت: هدیه ، تو نور چشم
مایی ! ما تو را عبادت میکنیم تا این چشم فتنه رفته رفته کور شود ، و خدای
محمد از حسادت بور شود. هدیه جان ، معبود من ، تو هیچ میدانی که من در
هندوستان هم دمار ازمارگیران و مرتاضان در آوردم از بس که طاق باز در حالت
ماتسایا روی تخت فراق خوابیدم و به ریش ویشنا خندیدم که آخه به تو هم میگن
خدا ؟ . هدیه جان ، به ذات مقدس خودت قسم ، هندوستان که بودم ، هر بار که
در مجالس عرفانی یک مار به آوای نی میرقصید و از سبد بیرون میآمد من حس
پرستشم نسبت به تو مثل مارمولک از دیوار دلم بالا میرفت و جوکیان هند
(همگی تلپ و نشئه، توپ توپ) دست میگزیدند از اینهمه کرامات که در صلب ما
میلولید و غبطه میخوردند به این ایمان راست و سرافراز ما به یگانه خدای
فرزانه تهران ! … خبرنگار رویترز در این لحظه با خودش میاندیشید : راستی
مردم ایران حقیقتا چه آدمهای عجیب و جالبی هستند. تا آنجا که من خبر دارم
رحیم مشایی همه کاره کشور ایران است و مردم هیچ خیالشان نیست که رحیم
مشایی هم مارگیر است ، هم جادوگر است ، هم خانم باز است ، هم پسر خاله
امام زمان است و هم صاحب توله سگی به اسم احمدی نژاد است. در قصابی و
کشتار نوجوانان ایران و در غارت و چاپیدن منابع طبیعی و ذخائر کشور مشارکت
همه جانبه و مضاعف دارد و در عین حال سازمان گردشگری و میراث فرهنگی را با
مشاعاتش می اندازد پشت قباله هر عکاسی که بررویی دارد.
نیروی انتظامی هنوز پرونده سوء قصد به دکتر معتمدی را دریافت نکرده است - راه سبز
جــرس:
مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام کرد که پروندۀ سوء قصد به
دکتر معتمدی استاد مضروب دانشگاه امیرکبیر هنوز به پلیس آگاهی ارسال نشده
است. دکتر سید احمد معتمدی، وزیر ارتباطات دولت اصلاحات و استاد دانشکده
برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلی تکنیک تهران)، روز دوشنبه سیزدهم اردیبهشت
ماه در ساختمان اساتیدِ آن دانشگاه توسط فردی با قمه مورد اصابت قرار گرفت
و به بیمارستان مهر و بخش مراقبت ویژه منتقل شد و ساعتها مورد عمل جراحی
قرار گرفت. هنوز پرونده ای نگرفته ایم به گزارش ایلنا، به دنبال ضربوجرح
معتمدی، مرکز اطلاعرسانی آگاهی پایتخت به ایلنا اعلام کرد: پرونده
ضربوجرح این استاد دانشگاه به پلیس آگاهی ارسال نشده است و درصورتیکه
پرونده به آگاهی ارسال شود و یا از پلیس آگاهی درخواست کمک شود، بدون
هرگونه حاشیهای در این زمینه اقدام و اطلاعرسانی میشود. انگیزه شخصی
بوده همزمان و به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، سرهنگ مجید فقیه، رئیس
اداره اجتماعی نیروی انتظامی درباره ضارب دکتر معتمدی گفت: "ضارب فردی به
نام جواد، بازنشسته و ساکن کرج است که بر اساس گفته های ضارب ، وی در زمان
وزارت معتمدی، خط تلفن ثابتی را برای منزلش خریداری کرده است و درحالی که
هنوز چند وقتی از برقرار شدن این خط نگذشته بود ، قبض پرداختی با مبلغ
زیادی برایش صادر می شود. سرهنگ فقیه ادامه داد: در پی مراجعات مکرر ضارب
به قسمت های مربوط به مخابرات ، گویا هیچ توجهی به این مسئله از سوی
مسئولان نمی شود و این فرد با حمله به مسئول مخابرات منطقه سکونتش، وی را
مجروح می کند و در نتیجه به زندان محکوم می شود.
اعتراف گیری از یک جانباز جنگکلمه:
محمد داوری، سردبیر زندانی سایت سحام نیوز، روز یکشنبه در جریان محاکمه
خود اعلام کرد که «می خواهند در قضیه تجاوز به زندانیان، کسی را قربانی
کنند و بهتر از من کسی را پیدا نکردند». محمد داوری، سردبیر سایت سحام
نیوز، ارگان رسمی حزب اعتماد ملی و عضو کانون معلمان ایران روز 17 شهریور
ماه سال گذشته در پی حمله ماموران امنیتی به دفتر حزب اعتماد ملی و همچنین
دفتر مهدی کروبی بازداشت شد و بیش از 8 ماه است که در زندان به سر می برد.
«فعالیت تبلیغی علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور و
اخلال در نظم عمومی» اتهاماتی است که به آقای داوری نسبت داده شده است اما
به نوشته سحام نیوز «سردبیر سایت را به بهانه جمع آوری و تهیه مدارک مربوط
به تجاوزات جنسی» بازداشت کرده اند. این سایت 16 فروردین ماه، با وخیم
توصیف کردن وضع جسمی و روحی محمد داوری خبر داده بود که «جریان حاکم با
اعمال این فشارها بر محمد داوری قصد دارد تا وی در یک مصاحبه خبری و
جنجالی صحت ادعاهای مهدی کروبی در خصوص تجاوزات جنسی را زیر سئوال ببرد.»
امری که محمد داوری نیز بدان صحه گذاشته و مینا جعفری، وکیل این روزنامه
نگار گفته است که او را تحت فشار قرار داده اند تا علیه مهدی کروبی اعتراف
کند؛مساله ای که این معلم، بدان تن نداده است. بنا به گزارشی که سایت
«روزآنلاین» منتشر کرده است و بخش هایی از آن به این شرح است:مینا جعفری
که به اتفاق ژینوس شریف رازی، وکالت آقای داوری را برعهده دارد، روز گذشته
در گفتگو با «روز» وضعیت موکلش را نگران کننده توصیف کرد و نسبت به قربانی
کردن یک انسان بی گناه هشدار داد. داوری معلم ساده ای که در جنگ جانباز
شده است او، محمد داوری را «انسانی بسیار شریف و سالم و معلمی ساده» توصیف
کرد و گفت: «آقای داوری از مقاوم ترین موکلان من است. او معلم ساده ای است
با دغدغه های انسانی که در سال 85 نیز در تحصن معلمان مقابل مجلس شورای
اسلامی بازداشت شده بود و بارها به ما گفته است که معلم ساده ای است که
وضعیت مالی مناسبی ندارد و در مرداد ماه به خواست آقای کروبی و علاقه
موکلم به کار حزبی، شروع به همکاری با سحام نیوز کرده است. او جانباز جنگ
است و در جبهه از ناحیه چشم و پا آسیب دیده و با تمام توان به مملکتش خدمت
کرده است.» داوری تنها یک ماه و نیم با مهدی کروبی همکاری کرد به گفته
خانم جعفری، موکلش از مرداد ماه سال گذشته، همکاری با مهدی کروبی را آغاز
کرده و یک ماه و نیم بعد بازداشت شده است. او توضیح می دهد: «کمیته تشکیل
شده از سوی قوه قضائیه از آقای کروبی مدارک و مستندات تجاوز به زندانیان
را خواسته بود و آقای داوری بر اساس خواست آقای کروبی و در حضور او، اقدام
به فیلمبرداری از قربانیان کرده و این فیلم ها به صورت سی دی در اختیار
قوه قضائیه قرار داده شده است. یک نسخه از این سی دی نیز در دفتر آقای
کروبی بوده که در جریان تفتیش این دفتر از سوی وزارت اطلاعات، ضبط شده است
و نسخه دیگری دست کسی نیست که آن را پخش کرده باشد و در اصل این سی دی
جایی منتشر نشده است.» محمد داوری که در جریان حمله ماموران امنیتی به
دفتر مهدی کروبی و حزب اعتماد ملی در این مکان حضور داشته از سوی وزارت
اطلاعات بازداشت شده است. اولین جلسه دادگاه او یک آذر ماه سال گذشته در
شعبه 26 دادگاه انقلاب برگزار شد. خانم جعفری درباره این جلسه دادگاه می
گوید: «جلسه دادگاه خیلی سنگین بود و آقایان فکر می کردند که آقای داوری
عضو کمیته پی گیری زندانیان و آسیب دیدگان است که در این زمینه اعضای
کمیته از جمله آقای الویری آمدند و گفتند که آقای داوری عضو این کمیته
نبوده است. خود آقای داوری هم در دادگاه گفت که من عضو این کمیته نبوده ام
و این کمیته ربطی به من ندارد. من آدم ساده ای هستم که به آقای کروبی کمک
می کردم.» 200 میلیون وثیقه ای که توان پرداخت آن وجود ندارد در همین جلسه
دادگاه وثیقه ای 200 میلیون تومانی برای این عضو کانون معلمان ایران تعیین
شد که به گفته وکیلش، نه او و نه خانواده اش توان تودیع چنین وثیقه ای را
ندارند و درخواست وکلای او در خصوص تبدیل وثیقه به کفالت و یا کاهش مبلغ
وثیقه تاکنون از سوی قاضی پرونده رد شده است. سناریویی برای کروبی و داوری
اما بعد از اولین جلسه دادگاه، فشارها بر محمد داوری به منظور اعتراف
تلویزیونی علیه مهدی کروبی تشدید شد و او به دلیل اعتراض به اطاله دادرسی
اش در جریان بازدید معاون وزیر اطلاعات از زندان، به سلول انفرادی برده و
ممنوع الملاقات شد. همزمان برادر او خبر از قطع حقوق معلمی این عضو کانون
معلمان ایران از شهریور ماه سال گذشته داد. جلسه دوم دادگاه او نیز تا 5
ماه بعد تشکیل نشد تا در این فاصله با تشدید فشارهای روحی و شکنجه روانی،
او را وادار به تن دادن به سناریویی کنند که دستگاه حاکم برای مهدی کروبی
تدارک دیده بود. امام محمد داوری تن به این سناریو نداد. وکیل او در خصوص
این 5 ماه توضیح می دهد: «ما منتظر برگزاری جلسه دوم دادگاه بودیم و قبل
از عید نوروز، به وضعیت دادرسی اش اعتراض کردیم و درخواست تسریع در روند
دادرسی را دادیم اما قاضی پیرعباسی گفت که برای انجام تحقیقات نیاز به
زمان دارد. ما نیز اعتراض کردیم که تحقیقات حق قاضی است اما اکنون 4 ماه
گذشته و این اطاله دادرسی است. بعد از عید پرونده اش از شعبه 26 به شعبه
28 دادگاه انقلاب فرستاده شد. معمولا وقتی چند متهم در یک پرونده هستند
پرونده های آنها به یک شعبه منتقل می شود که به اصطلاح تجمیع پرونده می
گویند اما در خصوص پرونده آقای داوری، متهم دیگری نبود و مشمول تجمیع
پرونده نمی شد لذا باز اعتراض کردیم و پرسیدیم که چرا اکنون بعد از گذشت
ماهها از تشکیل دادگاه اول، پرونده به شعبه ای دیگر منتقل شده است که هیچ
جوابی به ما ندادند.» خانم جعفری در خصوص دادگاه دوم آقای داوری توضیح
داد: «در حالیکه ما منتظر صدور حکم بودیم در این جلسه از دادگاه باز هم
ادعاهای قبلی مطرح شد و کیفرخواست قبلی خوانده شد و هیچ بازنگری در
کیفرخواست و ادعاها صورت نگرفته بود. ما قبلا لایحه دفاعیه را داده بودیم
و مجددا لایحه دفاعیه خود را ارائه کردیم.» به گفته وکیل آقای داوری،«مدعی
هستند که موکلم جریانی درباره تجاوز به زندانیان راه انداخته که باعث
آبروریزی نظام شده است». خانم جعفری در این زمینه نیز توضیح می دهد: «ما
نسبت به این ادعا اعتراض کردیم و گفتیم که آقای داوری جز فیلم گرفتن، آن
هم برای سی دی که تحویل کمیته قوه قضائیه شده، نقشی در این قضیه نداشته و
گفتیم که او فقط نقش چهارپایه دوربین فیلمبرداری را بازی کرده است.» وی می
افزاید: «رفتار آقای مقیسه به گونه ای بود که من ناچار شدم تذکر بدهم و
گفتم که نماینده دادستان باید از کیفرخواست دفاع کند و شما باید بی طرف
باشید.» داوری:هیچ کاری نکرده ام که باعث آبروریزی نظام شود به گفته خانم
جعفری، سردبیر سایت سحام نیوز در دادگاه گفته است: «من این 8 ماه در
زندان، قبل از اینکه شما در موردم من قضاوت کنید خودم درباره خودم قضاوت
کردم و دیدم هیچ کاری نکرده ام که باعث آبروریزی نظام شود و اتفاقا همه
کارهایم در جهت آبروی نظام بوده است.» وکیل آقای داوری در ادامه می گوید:
«من احساس می کنم که سخنان آقای داوری درست است و یک انسان بی گناه دارد
قربانی می شود؛ برای همین از آقای کروبی توقع داریم وارد عمل شود. ما به
عنوان وکلای آقای داوری از آقای کروبی می خواهیم حمایت خود را از موکلم
اعلام کند. در اصل ما در این پرونده از آقای کروبی توقع همکاری داریم و
معتقدیم که آقای داوری به ناحق در زندان مانده است.» نامه به دبیرکل
سازمان ملل و افزایش فشار به داوری و خانواده اش مادر محمد داوری، چهارم
اردیبهشت ماه در نامه ای به دبیر کل سازمان ملل از بسته شدن تمام راهها در
ایران در خصوص فرزندش خبر داده و از بان کی مون خواسته بود که به وضعیت
پسرش رسیدگی کند. خانم داوری در این نامه نوشته بود: «مسئولان امنیتی و
اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران دائما به پسرم فشار وارد می کنند، او را
اذیت و مورد انواع شکنجه و صدمه قرار داده اند و زندگی را بر او و بر
خانواده من تنگ کرده اند». پس از انتشار این نامه، دور جدیدی از فشارها بر
آقای داوری آغاز شده است. خانم جعفری می گوید: «بعد از انتشار این نامه،
بار دیگر موکلم را ممنوع الملاقات و تلفن هایش را نیز محدود کرده اند.»
مادر آقای داوری پیشتر در گفتگویی با وب سایت سخن معلم گفته بود: «من از
اینکه بچه ام در زندان است خیلی ناراحتم ولی افتخار می کنم که او به وظیفه
اش عمل کرده است. من به او افتخار می کنم. بچه سالمی به جامعه تحویل دادم
ولی از فعالیت او به خاطر وظیفه اش ناراحت نیستم.» مهدی کروبی از داوری
دفاع می کند خانم داوری که ساکن بجنورد است و برای پی گیری پرونده فرزندش
مجبورست مرتب به به تهران بیاید، پس از دیدار با مهدی کروبی گفته بود:
«آقای کروبی گفته خودم او را آوردم، خودم هم تا آخرش هستم و از او دفاع
خواهم کرد. من از حق او دفاع خواهم کرد. کسی او را مجبور نکرد و من او را
آوردم و وظیفه دارم تا آخر از او دفاع کنم».
اعتراض دانشجویان دانشگاه آزاد شهرکرد وارد دومین روز خود شد
اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه آزاد شهرکرد در اعتراض به "عدم کسب مجوز
انتخابات شورای مرکزی" یکی از تشکلهای منتقد دولت در این دانشگاه ، "فضای
بستۀ دانشگاه" و "رفتار نامناسب حراست با دانشجویان" وارد دومین روز خود
شد و با همراهی دانشجویان همچنان در مقابل نهاد رهبری در این دانشگاه
ادامه پیدا کرد. خفقان سیاسی در این دانشگاه به حدی است که حتی انجمن
اسلامی این دانشگاه با کسب مجوز سخنرانی حجت الاسلام منتجب نیا از هیئت
نظارت دانشگاه ، به دلیل فشار نهادهای امنیتی و باطل کردن مجوز توسط
دانشگاه موفق به برگزاری این مراسم نشد، همچنین تهدید به ضرب و شتم منتجب
نیا توسط عوامل خودسر بسیجی در دانشگاه از دلایل لغو این برنامه بود.
همچنین امروز تراکتی از طرف دانشجویان دانشکده فنی این دانشگاه منتشر و
پخش شده بود که اعلام کرده بودند به این اعتصاب غذا برای اعتراض به
رفتارهای مسئولین دانشگاه میپیوندند.