You owe this group an apology for posting a transparently spurios item
without checking the facts.
I challenge you to go back and find the item in the official web site
of آستان قدس رضوی
The giveaway is this sentence early on:
Quote
هر یک از خوهران بر اساس قرارداد ۲ سالهای که با آستان قدس رضوی منعقد
مینمایند موظفند که ماهانه حد اقل ۲۵ روز به صیغه برادران زوار در آیند
Unquote
Anybody with any rudimentary knowledge would know that no Muslim woman
can marry for 100 days after divorce (or the death of her husband).
It is therefore impossible to have such a contract and no religious
organisation would sugggest it.
Unfortunately, people sit in the West and theorise about Iran and
Islam when what they really need is some psychotherapy to deal with
their own self-hatred.
Best,
P
> برای آگاهی از جزیات کامل و دریافت فرمهای مربوطه به سایت آستان قدس رضوی به آدرسhttp://www.aqrazavi.org
> و یا به نشریه استان قدس مراجهٔ نمایید
>
> __________________________________________________________________
> Yahoo! Canada Toolbar: Search from anywhere on the web, and bookmark your favourite sites. Download it nowhttp://ca.toolbar.yahoo.com.
Well, I won't be so surprised if they stretch their own terms and go beyond their typical regulations! That's exactly what they are doing in Qom also! there were intensive interviews with the subject women undertaken to prove this, one of which I posted while ago in this forum! well you can do you own research and prove otherwise......
please post your facts / side of the story and stay away from unhealthy personal attacks.....
I do not owe you or anyone a thing as I live in a free country and have permission to talk and state the disgusting and ridiculous facts that I observed for life and had to shut my mouth out of fear. if anyone owes as apology it is you who keep swearing and resorting to foal language as you come short on reasoning.......
T
please post your facts / side of the story and stay away from unhealthy personal attacks.....
I do not owe you or anyone a thing as I live in a free country and have permission to talk and state the disgusting and ridiculous facts that I observed for life and had to shut my mouth out of fear. if anyone owes as apology it is you who keep swearing and resorting to foul language as you come short on reasoning.......
T
Obviously this is a fake Document.
I thought of it as a work of abject humor. I think this kind of activities, make dents in the credibility of those who genuinely wish to expose the situation of human rights and its violation in Iran.
Suffice to suggest the Spelling Mistake of this "Document" is a simple proof that the creator -author did not know even the دفتر امور صیقه we should conceed that to the celergy if they do not know how to spell anything, they have mastered the act of "sigheh". There are other spelling mistakes like ملاحظه به جای ملاحضه More over, the بارگاه امام رضا is not a proper postal address. I would even add that ضریح مطهر is not an accunt number that خواهران 5 درصد را به ضریح مطهر واریز کنند. In summation I would say this kind of work not only discredits the opposition to the mullas, but also undermines our inteeligence.
Please be careful
Cheers
|
|
|
Thanks for the note. I will keep this in mind. However I received this from over 10 various resources lately and just posted it as I found it humorous and also not hard to believe from what I know. sorry if I did not check the typos of it and honestly did not even care for the typos of someone else's letter as that does not make any difference, given that A.N. does similar typos on his writings as well.......
credibility of this particular letter is beside the point though as this is quite close to what is going on there anyways.
ONE WAY OR ANOTHER "SIGHE" IS AN UNDENIABLE ISLAMIC TYPE OF PROSTITUTION, PERIOD! the period or recurrence of it is beside the point. it is happening in the so called holy cities of Qom / Mashad and etc. from long ago and no one can deny that...
it is yet another appalling and disgusting facts associated with Islam / sorry to disappoint some folks here / this is not about hate / this is about something that mocked our intelligence over the years ....................
one more thing it that I am quite amused to see you actually proofread such low class kind of letter. should it be factual, do you expect a university professor would have written it?! if anything the typos even make it look more factual!
in a country that most of the government men have forged diplomas and an idiot like Khamenei as a leader and a twit like A.N. for a president, you expect such stupid letter to be written so sophisticatedly................
I am amused of your justification..........................
T
...قم، فاحشه خانه ای به وسعت يک شهر
قم شهر زیارت و خوشگذرانی _ گزارشی از زندگی زنانی كه روزی چند بار در قم صیغه میشوند ![]() ![]()
اخيرا در سايت زيگزاگ گزارشی چاپ شده درباره ی تن فروشی در شهر قم با نام «ازدواج موقت در مهمترين شهر مذهبی ايران». اين گزارش از فضاي زشت، غير انسانی، و هراس انگيز اين شهر پرده بر می دارد و خواننده را با شهری روبرو می کند که در واقع «فاحشه خانه» ای بزرگ است که در آن، حتی در کنار امامزاده ها که ظاهرا بايد محلی روحانی و آرام و به دور از اين مسايل باشند، خود طلبه ها به خريد و فروش سکس، تحت عنوان صيغه و حرام را حلال کردن و مهريه رد و بدل نمودن، مشغول بکار
هستند. از زن جوان گرفته تا زن های بيمار و معتاد، و از سی ساله تا پنجاه ساله، همگی به فروشی مشغولند و از اين راه برای خود ايجاد درآمد می کنند. در بين خريداران سکس هم از جوان هفده ساله تا مرد 50 ساله را می توان ديد. قيمت ها متفاوتند و بيشتر در حول «۱۰ هزار تومان برای یک روز، ۵۰ هزار تومان برای یک هفته و یک سکه برای یک ماه» دور می زنند. در اين گزارش از قول طلبه ای که هشت سال است در حوزه علميه قم درس می خواند، گفته شده که «طلبه ها شماره تلفن روحانیانی را دارند که زن های صیغهای را میشناسند و آلبومهایی را دارند که عکس این زن ها در آنهاست. این روحانیان با گرفتن روزی ۱۰، ۱۵ هزار تومان افراد را صیغه میکنند و صیغه نامه میدهند». قبرستان شهر قم، به نام شيخان، که بسياری از آيت الله ها و حجت الاسلام های سرشناس و شهدای جنگ در آن مدفون هستند، محل خريد و فروش سکس است و محل اجتماع زنانی محسوب می شود که منتظر مشتری صيغه هستند. يکی از آرامگاه های اين قبرستان، متعلق به میرزای قمی از روحانیون مشهور است و زن ها اغلب دور اين آرامگاه جمع میشوند: «اگر روزهای وسط هفته یا پنجشنبه ها بروید حضور آن ها
را خوب حس میکنید؛ زن های چهل، پنجاه ساله به بالایی که دوست دارند صیغه بشوند». این حرف ها را «علی» میگوید، طلبه ای که عبای قهوه ای پوشيده و عمامه ای سفید به سردارد. «این زن ها را بیشتر مردها و روحانیانی که سن و سالی از آن ها گذشته است و یا همسرانشان به سفر رفته اند صیغه میکنند». و اين شهری است که ورد زبان حوزه های علميه ی آن شرح تنزل اخلاق و فقر و فساد و تباهی و فحشا در مغرب زمين است قم شهر زیارت و خوشگذرانی نوشته كاملیاانتخابیفرد هیچ كس برای فاتحه به گورستان نمیرود! گزارشی از زندگی زنانی كه روزی چند بار در قم صیغه میشوند (...) محافظ من از راننده خواست توقف كند. من چادر را روی سرم مرتب كردم. سفر ما تا قم یك ساعت طول كشید، در مدخل شهر، تابلویی به چشم میخورد كه روی آن نوشته شده بود، به شهر خون و انقلاب خوش آمدید. دقایقی بعد ما درون واتیكان ۱۵۵ میلیون مسلمان شیعه مذهب بودیم. قم خانه طلبههاست. جایی كه ملاها و رهبران رژیم ایران در آنجا آموزش دیده اند. ما در شهر مذهبی قم بودیم، شهری كه خارجیها و محققین كمتر به آن پا میگذارند. در شهر قم زنهایی هستند اگر چه خود را در چادر مشكی پیچیده اند اما در واقع جاذبههای پنهان این شهر مذهبی بشمار میروند. ظاهر این زنان با دختران دانشجو و دبیر و كارمند تفاوت ندارد، از قماش زنان معمولی نیز نیستند. آنها صیغه مردان میشوند یعنی به ازدواج موقت آنها تن در میدهند. دقایقی با آنها همبستر میشوند و در مقابل آن پول میگیرند تا زندگی محقر خود را اداره كنند. شاید برای همین است كه قم به شهر زیارت و عیش و عشرت شهرت دارد و به همین دلیل است كه مقامات سیاسی رژیم و آخوندها خوش ندارند سر و كله خبرنگاران در قم پیدا شود. رابطه رهبران جمهوری اسلامی با زنان روسپی تا ماه گذشته كه محمدخاتمی یك شبكه دختران فراری را به كارگردانی آخوندی از روسای دادگستری یكی از شهرها متلاشی كرد، مسالهای آشكار و در عین حال مخفی بود. (منظور نویسنده رییس دادگستری كرج است كه اخیراً دستگیر شد). مدتها پیش از آن كه خاتمی درگیر این ماجرا شود، من به قم رفتم به امید آن كه گزارشهای مربوط به وضع زنان در قم را كه شش ماه طول كشید به پایان ببرم. این گزارش برای من اهمیت بسیاری داشت بطوری كه نمیتوانستم آن را كنار بگذارم. بنابراین با كمك سردبیر سابقم تلاش میكنم روزنامه یا مجلهای برای چاپ آن پیدا كنیم تا دنیا از رنجها و آلام زنان قمی كه حرفه آنها روزی چند بار صیغه شدن است، آگاه شود. برای تهیه گزارشم به گورستان شیخان كه در باغچه یك مسجد قدیمی در مركز شهر قرار دارد رفتم. این قبرستان با حرم حضرت معصومه فاصله چندانی ندارد. در آن جا زنانی را دیدم كه آرام و بیصدا روی گورها نشسته بودند و چادر سیاه آنها كه حتی دست و صورت شان را پوشانیده بود، تنها نشانه زنیت این موجودات قابل احترام بود. از چهار گوشه قبرستان طلبهها دسته دسته با عبا و عمامه وارد محوطه اطراف مسجد میشدند. برخی از آنها گویی عازم سفر هستند. بعضی دیگر زنها را زیر نظر داشتند تا ببینند كدام یك چهرههای جدیدند و كدام یك را از قبل میشناسند. طلبهای تمام روز با شیشه آبی كه در دست داشت سنگ قبرها را میشست و به دنبال مشتری میگشت تا زنی را به او معرفی كند. اما من به وساطت او نیازی نداشتم. خودم به سراغ زنها رفتم، یكی از آنها هنگام صحبت با من چادرش را كنار زد و چهره او را دیدم. زن جوانی بود كه سی و چند ساله بنظر میرسید. معلوم بود موهایش را با رنگ موی ارزان قیمتی بور كرده است. پیراهنی باز به تن داشت و آرایش غلیظ او خبر از روستایی بودنش میداد. زن دیگری كه سن او به زحمت به ۲۰ سال میرسید نیز چادرش را باز كرد تا راحتتر با من صحبت كند. اما با نمایان شدن چهره او ملاهای جوان دور و بر ما جمع شدند شروع به دید زدن او كردند. حضور من در میان زنان منتظر صیغه، آرامش و كسب و كار آنها را به هم زد. از زنی كه آرایشش توی ذوق میزد خواستم تا با من به خارج گورستان بیاید. البته نگران بودم كسانی به من ظنین شوند. اسمش مهری بود. او گفت من از این طلبهها متنفرم. وقتی به محل امنی رسیدیم مهری گفت كه چگونه به بهانه ازدواج موقت (صیغه) خودفروشی میكند. مهری گفت زمانی همسرش راننده كامیون بوده اما چند سال پیش در تصادف كشته شده و اكنون باید از ۶ فرزند و یك دختر كه خود نیز فرزندی دارد، نگهداری كند. او گفت كه هفتهای سه روز از فاصلهای دور به این محل میآید، مهری هنگامی كه با من صحبت میكرد راننده و راهنمای مرا برانداز میكرد به امید آن كه مشتری او شوند. نیاز، غم و پشیمانی در نگاه مهری موج میزد. در تابستانها كه مردم شهرهای دیگر ایران برای زیارت و تفریح به قم میروند، مهری گاهی تا سه بار در روز همسر موقت اختیار میكند. او میگوید مردهای قمی خوب پول نمیدهند اما توریستها كه از جاهای دیگر میآیند همسران بهتری هستند. مهری گفت مشتریان من اگر جا داشته باشند مرا به آنجا میبرند والا در قبرستان نو كارمان را انجام میدهیم. قبرستان نو در فاصله چند كیلومتری، شهر قم در هالهای از گرد و غبار فرو رفته است. هیچكس برای فاتحه خواندن بر قبر مردگان به این گورستان دور افتاده و خاموش پا نمیگذارند و تنها مراجعان آن زنها و همسران موقت آنها هستند. این زنها كه مخفیانه به اینجا میآیند، معتقدند این نوع زندگی در مقایسه با گدایی در خیابان آبرومندتر است و برخلاف زنان بدكاره در سراسر دنیا كه با دلبری مشتری جلب میكنند تا شرمساری و تحقیر را احساس نكنند، آنها میگویند حداقل در گورستان و خانه مردگان امنیت داریم. آنها بین ۲ تا ۴ هزار تومان از هر مردی دستگرمی میگیرند. در واقع ازدواج موقت (صیغه) یك كلاه شرعی است كه اگر چه نخنما شده هنوز سعی میشود به عنوان سرپوش بر این فساد بگذارند شاید هم آن را نوعی بیمههای اجتماعی برای زنان فقیر میدانند. زنانی كه حرفه صیغه شدن را انتخاب میكنند چندان در بند اجرای مراحل قانونی آن كه خواندن چند كلمه دعا از سوی یك ملاست نیستند. زنی كه صیغه میشود حداقل باید برای سه ماه و نیم همسر موقت دیگری اختیار نكند تا اطمینان حاصل شود كه باردار نیست. اما هیچ كس این قانون را رعایت نمیكند چون زنان این كاره نیاز به پول دارند. بنا به گفته مسئولان وزارت بهداشت و درمان جمهوری اسلامی زنهای صیغهای راههای متعدد دیگری برای جلوگیری از حاملگی و مبتلا نشدن به بیماریهای گوناگون در مقابل خود دارند. سالیانه ۹۰ هزار زن در ایران تقاضای كورتاژ میكنند. روزانه بطور متوسط ۲۲۱ زن كورتاژ میشوند. البته همه این كورتاژها نتیجه ازدواج موقت نیست. سال گذشته شهربانو امامی نماینده مجلس شورای اسلامی گفت مردانی كه ازدواج موقت میكنند مایل به داشتن فرزند از این طریق نیستند. كودكانی كه از ازدواج موقت پا به عرصه وجود میگذارند برای دریافت اوراق هویت و مدارك دیگر مورد تقاضای محل كار و مدرسه با اشكال روبرو میشوند. بدون این اوراق آنها از ارث خانوادگی و كمكهای دولت به كودكان بیسرپرست محروم میشوند. به هر روی شرمساری در تمام زندگی همراه آنها خواهد بود. زنانی كه به كار صیغه شدن مشغولند از داشتن مشاغل بهتر و توجه خانواده بینصیب اند. اما این لكه ننگ مانع از ورود دختران جوان به كار روسپیگری نمیشود. وقتی دختری از خانه فرار میكند غالباً این تنها راه كسب درآمد و گذران زندگی او به حساب میآید. اخیراً یك پژوهش نشان داده كه ۴۰ در صد از روسپیان خیابانی محل زندگی ثابتی ندارند. نسل جدید روسپیان در قم اصراری به لاپوشانی كردن حرفه از طریق ازدواج موقت ندارند. آنها بدون تعارف و مستقیم با مشتری وارد مذاكره میشوند. مامور انتظامات یكی از اماكن مذهبی قم به من گفت آنها چند نفری در اتاقهایی كه برای زائران در نظر گرفته شده اقامت میكنند. ما گاهی این موضوع را به پلیس اطلاع میدهیم. اما خودمان نمیتوانیم آنها را كنترول كنیم. همین مامور گفت كه دخترها از سنین مختلف با اتوبوس به قم میآیند. بعضی از آنها از فقر خانوادگی میگریزند. بعضی دیگر به علت از دست دادن باكرگی و ترس از پدر و برادر دیگر به خانه باز نمیگردند و سرانجام به بدترین نوع زندگی یعنی خودفروشی خیابانی روی میآورند كه جز سرخوردگی حاصلی برای آنها ندارد. برگرفته از «ایران استار» شماره ۳۵۹ اپریل ۲۰۰۱ |
I recived this also from few individuals
immediately the erronousness of the document struck on my mind
I did not bothered to correct them.
However since it was posted in a list here and in this Forum. I thought of pointing out what are area that in my view makes this document as doubtful.
it quotes Mohammad (The messenger) as ( النکاح السنتی) Now my Arabic language skill is absolutely terrible. But I think this says "Wedding{Marriage} is my tradition" and have heard he urges his followers to follow him on this tradition. This is all about marriage and not Mottah or Muttaeh,, Sigheh.
It might be of interest to you that Sigheh is not acceptable to Sunnies or at least the main branches of Sunnies. some of them, including those in Iran like Kurds , Baluchies and Turkmen do not practice and hold Shia's responsible for this what tey deem it as a deviation. Not that they would not do other nasty things, like the husbands can dismiss his wife in one breath of Talagh Talagh Talagh( three times repeating the word) and kick her out of his livelihood including access to children.
Having all that said, we just heard about the so called Anti-cyber Unit of Pasdaran's activities. How do we know that it isnot their own little work to discredit us??
You have every right to propagate your facts to prove that "Islam" is not a good religion. But since you do also do a campaign against human rights violation in Iran, for which I admire you,the onus is on our shoulder to be selctive when choosing the facts to use for propagation. As it is just possible that we face a situation when our "dreadful and deciteful enemy" has fabricated some documents and by us distribute it, would make a claim that, all our facts are of this nature.
I was involved in advocating refugee's right for amny years. Iranian Embassy in Ottawa would compile the cases of Iranian Refugee climants statements which did not seem credible and send it to the ministry of immigration and Refugee Board to prove that all Refugee Claimants from Iran are fake. among those were women who escaped a situation of sexual aparthied and religious minorities which escaped a horrible situation,pilotical activists and students.When we( as representative of different groups, like amnesty international , etc) would meet the Minister's office reps. they would throw us these "Embassey feeds".
It was in the light of the above consideration that I responded to your post.
PS. A.N. Might have obvious spelling mistakes in his corrospondenace, and he might have erred them genuinely, but some people distinguish him as " not a person of letters" and one among themselves, his followers I mean, but our case in question is different. It is to create a lasting document, that would be reviewed and redited numerous times, would detect such obvious mistakes.
Cheers
K
K
|