قسمت دوم
مینیاتور-نقاشی ایرانی و یا
مینیاتور-نقاشی توركی-چینی؟؟!!
آنچه كه قومیتگرایان فارس
و دولت ایران به غلط مینیاتور ایرانی می نامند، در واقع و بی شك نگارگری توركی –
چینی كه از آن با نام شیوه "مغولی" نیز یاد میشود، است. در میان فرهنگیان فارس و
نهادهای رسمی فارسستان و ایران كه همه به شدت تحت سلطه اندیشه ها و آموزه های شدیدا
غیرعلمی و نژادپرستانه فارسی قرار دارند، در باره مینیاتور و این كه آیا ریشه اصلی
آن در ایران بوده و یا از دیگر نقاط اقتباس شده و ذوق ایرانی ؟؟؟!!! در آن تغییراتی
به وجود آورده سخنهای بسیار گفته میشود. ولی نظریه هنرشناسان بین
المللی چیزی دیگری است. آنها به طور خلاصه بر این باورند كه مونقول ها پس از شكست
دادن توركان اویغور ساكن در تركستان، از تمدن و جلوه های مختلف هنری كه در میان
آنان متداول بود استفاده كرده اند. از جمله سبك نقاشی مانوی
را كه در آن جا رواج داشت اقتباس نموده و هنگامی كه به ایران تاختند و به همراه
توركان اویغور، این سبك را با خود به ایران امروزی آورده اند. در این جا، این سبك بیش و كم متداول
گردید و موجب الهام گرفتن نقاشان بومی ایرانی شد و از آن مكاتب جدید تركی و نیز
كاملا آزربایجانی دیگری به وجود آمد كه مجددا در سراسر خاورمیانه رایج گردید. مكتب
های نقاشی تركی، عربی، مغولی و هندی و فارسی معاصر همه از آن منشعب گردیده و یا
متاثر شده اند.
خط و زبان توركی اویغوری، از خطوط و
زبانهای رسمی دول توركی حاكم بر ایران
از ماندگارترین هدیه های
توركان اویغور در تاریخ فرهنگ ایران، خط توركی اویغوری است كه برای نوشتن زبان
توركی باستان نیز به كار رفته است. قبل از آنکه در حدود سده ١٠ م خط عربی
برای نوشتن زبان های تورکی به کار گرفته شود، الفبای اویغوری در آسیای میانه در فاصله سده ٥ م. تا
١٥م. متداول بوده است. این خط از خط سغدی گرفته شده و به زبان توركی اویغوری تطبیق داده شده
بود. اویغورها بعد از قبول
دین مانی، الفبای گؤك تورك را رها نموده و به جای آن الفبای جدیدی بر مبنای الفبای
سغدیان مانوی ساختند كه به الفبای اویغوری معروف و از قرن هشتم میلادی خط رسمی شد.
الفبای سغدی ٢٢ حرف داشت و بر مبنای آرامی بود. خط اویغوری ١٨ حرف دارد و برای مشخص
نمودن حروف صدادار، صرفا سه حرف بكار می برد. برای رفع نواقص خط اویغوری كه شبیه خط
آشوری است از نقطه گذاری استفاده شده است.
هرچند اقوام
تورك در قرون ١٠-١١ میلادی آغاز به كاربرد خط عربی نمودند، اما خط توركی اویغوری تا
قرن ١٥ میلادی نیز به طور پراكنده، به عنوان نمونه در ایران، به عمر خود ادامه
داد.در تركستان شرقی (چین)
خط و الفبای اویغوری بعد
از قبول اسلام نیز بكار رفته است. خط اویغوری در قرون وسطی به
موازات زبان توركی اویغوری، در میان تمام اقوام ساكن در سرزمینهای پیرامون ایپه ك
یولو (جاده ابریشم) رایج گردید و تا به دربارهای
دولتهای تركی آزربایجان (قاراقویونلو و آغ قویونلو) و سلطان محمد فاتح در استانبول
(عوثمانلی-عثمانی) راه یافت. چنانچه طبق منابع تاریخی جهانشاه توركمان قاراقویونلو حقیقی،
برجسته ترین پادشاه دولت تركی-آزربایجانی قاراقویونلو، با استناد به اوغوزنامه ای
به "زبان اویغوری" كه در كتابخانه دربارش در
تبریز موجود بود به سفیر عثمانی اظهار میداشت كه پدرش قارا یوسوف (قره یوسف) و
سلطان مراد عثمانی هر دو از تبار و نسب اوغوزخان میباشند. همچنین از
سلطان محمد فاتح، سلطان عثمانی "یارلیق"ی نوشته شده به سال ١٤٧٣ میلادی خطاب به
بیگهای آغ قویونلو در دست می باشد كه به خط اویغوری و زبان توركی اویغوری نگاشته
شده است.
خط و
الفبای اویغوری در زمان مغولها و بعد از آن یكی از خطوط و زبانهای رسمی دولت ایشان
و دیگر دولتهای توركی حاكم بر ایران مانند تیموریان و ایلخانیانبود.قدیمی ترین یاسای چنگیزی
به خط اویغوری نوشته شده است. توركان اویغور معلمان و
كاتبان خانهای مونقول بوده و توسط خط اویغوری به آنان سواد آموزی كرده
اند.ایلخانان ایران و
آزربایجان در فرمانها و نامه های خود زبان مونقولی و تركی و خط اویغوری را بكار
میبردند. به عنوان نمونه الجایتو خدابنده، خان بزرگ
تاتار نامه هایی به زبان مونقولی و به خط اویغوری به فرمانروایان
مسیحی اروپا میفرستاد ("خربنده" احتمالا محرف "خوربندا" یا "قوربندای" مونقولی
به معنای سومی و یا پسر سوم؛ "اولجایتو" نیز به توركی به معنی دارای
نیك بختی و یا غنیمت جنگی می باشد. -تو پسوند نسبت و مالكیت است).
دوران دولتهای توركی
آزربایجانی ایلخانان، تیموریان و ..... در عین حالدوران ورود حاكمیت واژگان بی شمار
توركی و آلتائی در زبان فارسی بویژه در عرصه اصلاحات دیوانی است. همچنین توركان اویغور ناقل فرهنگ چین
و اصطلاحاتی مانند (لعبت چین, نقاش چین, مشگ ختن, ترکان ختا و ... ) به ادبیات
فارسی شمرده می شوند. در اصطلاحهای دیوانی دول توركی حاكم
بر ایران، سهم زبانهای اویغوری، جغتایی، اوغوزی-سلجوقی بیش از دیگر زبانها و
گویشهای گروه توركی است. منظور از اصطلاحات دیوانی لغتهایی است كه به گونه ای با
دستگاه سلطنت، دیوانهای گوناگون، سپاه، شغلهای حكومتی و درباری، مالیاتها و مانند
آن بستگی داشته است. این اصطلاحها از زبانهای فارسی، عربی، مغولی، توركی، چینی و به
ندرت از یونانی و سانسكریت گرفته شده است. بررسی ریشه شناسی ماده های اصلی نشان
میدهد كه در حدود ٤٨ درصد لغات و اصطلاحات دیوانی دولتهای توركی بعد از مغول - پیش
از قزلباش، دارای منشاء آلتایی هستند. پس از واژه های آلتایی
به ترتیب سهم عربی و فارسی در خور ذكر است. ضمنا تعدادی واژه چینی، یونانی و
سانسكریت و واژه های دورگه آلتایی و فارسی و عربی نیز وجود دارند.
كتاب سراج القلوب نوشته شده به توركی
اویغوری در شهر یزد فارسستان
در دوره
مغول، زبان و خط اویغوری سمبل تشخص و برتری شمرده می شد.خط توركی اویغوری در میان
ملل توركی آنچنان از قرب و منزلتی برخوردار بود كه حتی صنف جدیدی از آشیقان ترك و
تركمن، به صرف دانستن این خط بنام "باخشی-بخشی" بوجود آمده است.اسپینسكی محقق روسی، در اثر خود
موسیقی تركمن مینویسد: "باخشی به كسی اطلاق می شده است كه میتوانسته خط اویغوری
را به خوبی بخواند. باخشیها، روان پزشكانی هستند كه نفسی گرم به ایشان بخشیده شده
است". همانگونه كه قبلا ذكر شد خط اویغوری علاوه بر توركان، در میان ملل دیگر منطقه
نیز رایج شده بود. در اینباره در مقدمه تاریخ جهانگشای
جوینی - یكی از كتب معتبر و ارزشمند تاریخی ایران از قرن هفتم- اثر عطا ملك جوینی،
از منشیان ونویسندگان و درباریان دستگاه مغول،
چنین گفته میشود: "امروزه، گستره زمین عموما و شهرهای خراسان ...... زبان و خط
اویغوری را هنر ودانش
بزرگ دانند". (تاریخ جهانگشای جوینی نویسنده علاءالدینعطا ملك جوینی، به تصحیح دكتر منصور
ثروت، موسسه انتشارات امیر كبیر، چاپ دوم، سال ١٣٧٨، صفحات ٣٧ و ٣٨)
خط اویغوری
به همراه خطوط اورخون، عربی و لاتین یكی از چهار خطی در تاریخ است كه توانسته اند
موقعیت خط ملی توركی را كسب نمایند.آثار توركی به دست آمده
نوشته شده به الفبای اویغوری بیشتر از آثار نگاشته شده به خط رونی
تورکی است. شماری از مهمترین آثار
ادبیات تورك به خط و الفبای اویغوری به تحریر در آمده اند. از جمله این متون
میتوان این آثار را ذكر نمود:
-"قوتادغوبیلیك" (علم سعادت بخش اثر
بالاساغونلی)،
-"عتبه
الحقایق"،
"اغوزنامه" (كه با كتاب دده قورقورت همخوانی
دارد)،
-"بختیارنامه" (نوشته
شده به سال ١٤٣٥، اثر منصور بخشی. نسخه اصلی در آكسفورد)،
-"معراج
نامه" (ترجمه شده به تركی شرقی توسط میر حیدر، و خوشنویسی شده به خط اویغوری توسط
مالك بخشی هراتی، منتشر شده از سوی مدرسه زبانهای زنده شرقی پاریس، كتابخانه ملی، ضمیمه
ادبیات ترك، شماره ١٩٠ با ٦٣ نگاره ١٨٨٢)،
-"تذكره
الاولیا" (منتشر شده توسط پاوه دو كوریل، در پاریس به سال ١٨٨٩)،
-"محبت
نامه" خوارزمی،
-"مجموعه
اشعار قاسم" (در موزه بریتانیا).
در این میان می بایست
بویژه از كتاب "سراج القلوب" منصور بخشی یاد نمود كه در سال ١٤٣٢ میلادی در شهر یزد
فارسستان نوشته شده است. این كتاب یكی از آخرین نمونه های
استفاده از خط اویغوری در جهان است. نوشته شدن سراج القلوب در
قرن پانزده به فارسستان، نشانگر این واقعیت مسلم است كه ایران در قرون وسطی نیز به
منزله جزیی از دنیای تورك، مهد حیات ادبی و پاسدار فرهنگ توركی بوده
است.
حماسه اوغوز
خاقان اویغوری نوشته شده در ایران
حماسه اوغوز خاقان یكی از
مشهورترین نمونه های ادبیات شفاهی توركان پیش از اسلام است كه پایانش با الفبای
اویغوری و به اشكال مختلف تكرار شده است. بنابه نظر صاحبنظران این حماسه در ایران
نوشته شده است. فاروق سومر توركی شناس برجسته در این باره می گوید: "لازم به
یادآوری است كه داستان اوغوزخاقان اویغوری نیز در ایران، در عصر ایلخانیان و در
زمان قازان خان و یا جانشین او به تصنیف درآمده است و در این خصوص هیچ شبهه ای
نباید داشت. نوشته شدن این اثر در جایی دیگر و بخصوص در [خود] سرزمین اویغور غیر
ممكن است. زیرا آن حال و هوای معنوی كه باعث به قلم گرفته شدن آن شده بود. فقط در
ایران و در دربار ایلخانیان و حواشی آن احساس می شد. این هوای معنوی
را نوعی شعور قوی ملیت گرایی تورك (Türkcülük)
گرمی می بخشید و این شعور پان توركیستی عامل بوجود آمدن هر دو اثر گشته
بود....
تفكر ملیت گرایی توركی در بارگاه ایلخانیان و قلمرو آنان شروع شده
بود، .... ابوبكر تهرانی، مورخ آق قویونلو نیز به هنگام تألیف شجره نامهای
درباره ارتباط اوزون حسن به یگ با
اوغوزخان و نوح علیه السلام از مبحث «شجره ها»ی جامع التواریخ بهره برده
است.
چنین بر می آید كه قاجاریان آخرین سلسله ترك در ایران نیز اوغوزها را اجداد خود می
دانستند و به آنها علاقه نشان میدادند".
در منابع تاریخی به شناخته
شدن داستان اوغوز خان اویغوری در ایران و آزربایجان، حتی پس از ایلخانان اشارات
گوناگونی شده است. شكرالله از مؤلفین و موّرخان عثمانی قرن پانزدهم در زمان
امپراتور عثمانی سلطان مراد دوم، هنگامی كه به همراه سفیران در بارگاه جهانشاه
قاراقویونلو در تبریز حضور یافته بود، در این بارگاه متنی در باره تاریخ اوغوز و یا
اوغوزنامه به تركی اویغوری مشاهده كرده است. همانگونه كه معلوم است قاراقویونلوها
نیز مانند توركمانان آغ قویونلو و دولتهای تورك و آزربایجانی پیش از خود، در حفظ
ویژگیهای قومی و پایبندی به سنتهای ملی تركی شان كوشا بوده اند. جهانشاه با استناد
به این اوغوزنامه اویغوری كه در كتابخانه دربارش در تبریز موجود بود به سفیر عثمانی
اظهار داشته كه پدرش قارا یوسوف (قره یوسف) و سولطان موراد (سلطان مراد) عثمانی هر
دو از اولاد اوغوزخان میباشند. شکراللّه" در کتاب "بحِجَتِ الّتـَواریخ" [از نخستین
تواریخ عثمانی، تالیف ١٤٥٦ میلادی] می نویسد: "... چنین است که در تاریخ ۸۵۲
مرحوم "سلطان مراد" [پدر سلطان محمد فاتح] این فقیر را [به سال ١٤٤٨] به رسالت
میرزا جهان شاه منظور داشت. چون رسیدیم و خدمت به جای آوردیم، روزی سقاول آمد که
میرزا با شما در خلوت صحبت خواهد کرد، باید آمدن. سمعاً و طاعة گفته، رسیدیم. در
اثنای صحبت میرزا فرمود که سلطان مراد برادر اخروی من است و غیر از برادری، خویش من
است. سبب خویشی پرسیده شد. فرمود که "مولانا اسماعیل تواریخ خان" را بخوانند و
تواریخ اوغوز بیارند. مولانا اسماعیل آمد و کتابی آورد مغولی [اویغوری] نوشته. از
این کتاب خبر داد که اوغوز را شش پسر بوده. نام ایشان: گوک [گؤی] آلپ، ییر [یئر]
آلپ، دنگیز [دنیز] آلپ، گون آلپ، آی آلپ، ییلدیز [اولدوز] آلپ. میرزا فرمود برادرم
سلطان مراد به گوک آلپ بن اوغوز می رسد و نسب قره یوسف به دنگیز آلپ می
رسد".
سكههای
اویغوری
یكی از عرصه های مهم
كاربرد رسمی و دولتی زبان و خطوط توركی در دولتهای توركی ایران كاربرد آنها در ضرب
سكه است.قریب به تمام دولتهای
توركی ایران زبان و عبارات توركی با خط اویغوری و یا عربی را در پولها (سكه ها،
اسكناسها)، مهرها، طغراها (توغرا ویا توغراق، تورا مهری است كه بر فرمانهای
پادشاهان تورك زده میشده است) توقیعات، فرمانها و نامه ها نیز بكار برده ا ند. در
این سكه ها عبارت سؤزوموز و یا بعضن سؤزوم به معنی فرمان ما همیشه ضرب شده است.
مغولها، تیموری ها (گوركانیها و میرانشاهها)، ایلخانیها (هولاكویی)، جلایری
(ایلكانی)، چوپانی، اینجویی (آل مظفر)، قاراقویونلو (بارانلوها)، آغ قویونلو
(بایندریه)، صفوی (قزلباشیه)، افشار و قاجارها در میان این دولتهای تورك و
آزربایجانی هستند. بر این سكه ها نام سلاطین عموما به زبان توركی و به خط عربی،
اویغوری حتی گاها چینی نگاشته شده است. مثلا در سكههای قازان خان علاوه بر خط
عربی از خط توركی اویغوری و چینی به طور توآمان
استفاده شده است. بر سكه های سلسله های تورك شده موغولی
اكثرا عباراتی به تركی مانند "قوتلوق بولسون" (قوتلو اولسون=مبارك باد) چاپ شده
است. بر سكه های چنگیز خان عبارت تركی "قاآن العادل، چنگیز خانی`ن یارلیغی" (فرمان
شاهنشاه عادل، چنگیز شاه) دیده میشود. (یارلیق به معنی "بویروق و معادل فرمان فارسی
و امر عربی است).
سكه های دوره موغولی و
ایلخانی به خط اویغوری است. سكههای این دوره
(قازان محمود، اولجایتو محمد خدابنده، بوسعید بهادرخان، طغاتیمور، سلیمان) با خط
اویغوری از بهترین سكههای ضرب ایران (در شهرهای تبریز، ساوه، سمر، بغداد، كاشان،
اصفهان، آمل، دامغان، جرجان، سمنان، سلطانیه و ... ) می باشند. در دوره های بعد دولتهای تورك حاكم
بر ایران در ضرب سكه از خط نستعلیق، خطی ایجاد شده توسط تركان آزربایجان، استفاده
كرده اند.
خط تركی سیاقی
در زمانهای قدیم در
آزربایجان و در میان كسبه ترك با سواد خطی ریاضی بنام خط سیاق مرسوم بود كه به
عنوان وسیله ای برای نوشتن قیمتها و ارقام و اعداد و یادداشت كردن اقلام نسیه به
حساب مشتری بكار می رفت. كاسب های بیسواد نیز با كمك فرزندان و یا دیگران این
حسابها را یادداشت می كردند. كلمه سیاق از فعل سایماقSaymaq (شمردن تركی) گرفته شده است. (ساییق در زبان تركی به
معانی هوشیار، بیدار، نیمه بیدار، دارای خواب سبك، محتاط، دقیق، شمرده شده، به حساب
آمده، مورد احترام.... و سایاق به معنی نوع، طور، سبك،
قاعده، روش....، است). این خط را كه امروزه نیز
در میان بعضی از بازاریان قدیمی ترك رواج دارد از بقایای خط و الفبای قدیم توركان
یعنی اویغوری شمرده اند. اعداد در این خط با دو واحد
قیرانQıran (از لقب فتحعلی شاه قاجار، صاحب قران) و تومه
نTümәn (كلمه ای تركی به معنی هزار) حساب میشوند و با آن
میتوان تا رقم ٩٩٩٩٩٩٩ را نشان داد.
برخی خط سیاق فوق الذكر را
ایجاد شده از خط سیاق و یا سیاقت رایج در ممالك اسلامی شمرده اند. انواع خطوط اصلی موجود در آثار و كتب
خطی رایج در ممالك اسلامی در تمدن اسلامی عبارتند از: كوفی، نسخ، ثلث، محقق، ریحان،
رقاع، توقیع، تعلیق، شكسته تعلیق، نستعلیق، شكسته نستعلیق و سیاق. بعدها در
دورههای متأخر، برای محاسبات دیوانی، اسناد و دفاتر داخل و خرج، شیوه دیگری مورد
استفاده قرار گرفت كه به خط سیاق (= سیاقت) معروف شد. كاتبان این خط برای اعداد و
كلمات اختصاری وضع میكردند كه خواندن آن برای بسیاری آسان نبود.
بخش
بسیار بزرگی از اسناد تاریخی و مكاتبات دولتهای تركی آزربایجانی قارا قویونلو، آغ
قویونلو، صفوی، افشار و قاجار كه بالغ بر میلیونها عدد میشود، به خط سیاق
است. به همه حال، حتی اگر خط مورد استفاده
كسبه ترك، بازمانده خط اویغوری نبوده بلكه مربوط به خط سیاقت بوده باشد، باز منشایی
توركی دارد. زیرا خط سیاق (سیاقت) به همراه خطوطی
مانند دیوانی، دیوانی جلی، رقاع، و ..... توسط تركان عثمانی و خطوط
نستعلیق و شكسته نستعلیق توسط تركان آزربایجانی بوجود آمده اند. خط نستعلیق، تا پذیرش الفبای لاتینی،
خط ملی تركان آزربایجانی بوده است.
هزاران سند توركی اویغوری، متروك و
مهجور در موزه ها و كتابخانه های ایران
متاسفانه سیاست دولتی و
رسمی فارسی سازی و حذف خلق، زبان و فرهنگ و تاریخ تركی از صحنه ایران، دامنگیر صدها
اثر و سند ارزشمند تاریخی به خط توركی اویغوری در موزه ها و كتابخانه های ایران نیز
شده است. محمدزاده صدیق برای این امر دلایلی
را مطرح كرده و مینویسد: ".... شاید به خاطر اینكه آثار فرهنگی سنگ
نبشتههای گؤی تورك و چرم نبشتههای اویغوری از تاریخ ایران زدوده شود. من در مقدمهی این كتاب و نیز كتاب
"یادمانهای تركی باستان" بعضی كتیبهها را معرفی كردهام كه هنوز در زیرزمین موزهی
ملی ایران مهجور و متروك مانده و اغلب به خط الفبای كهن توركی سومری، اویغوری و
اورخونی نوشته شدهاند."
امروزه در
كتابخانه ها و موزه های سراسر ایران صدها، و هزاران سند و اثر، یرلیغها و نامه ها
به خط توركی اویغور موجود است كه مهجور و رها شده اند، از جمله در موزه ایران
باستان كه اسناد متعددی به خط توركی اویغوری و بعضا دارای مهرهای چینی را در خود
جای داده است. در خبری گفته می شود كه اخیرا ١٠٠ سكه تاریخی در استان
زنجان آزربایجان مستندسازی شده است. در میان این سكه ها، سكه
های ایلخانی دارای خطوط مغولی و اویغوری نیز وجود دارند. در خبر
دیگری گفته میشود كه با اقدام مشترك موزه ملی ایران و كتابخانه مجلس شورای اسلامی
فهرست تفضیلی اسناد بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی، شامل مبایعه نامه، مصالحه نامه،
اقرارنامه، رای قاضی، وقفنامه، اجاره نامه، استشهادیه، سیاهه، عریضه، هبه نامه،
تقسیم نامه، قرض نامه، امان نامه، استفتاء و رسید اموال منتشر می
شود. بخش اعظم این اسناد در موزه ملی
ایران، بخشی در بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی در اردبیل، تعدادی در كتابخانه ملی
تبریز و بخشی نیز در سازمان اوقاف و امور خیریه نگهداری می شود. مجموعه اسناد بقعه
شیخ صفی الدین اردبیلی كه در بخش دوران اسلامی موزه ملی ایران نگهداری می شود كهن
ترین بایگانی دوران اسلامی ایران حاوی قدیمی ترین نمونه های اسناد است. این مجموعه
كه شامل ٦٠٠ سند می باشد در سال ١٣٧٧ از گنجینه ذخایر مركزی موزه ملی ایران به بخش
دوران اسلامی این موزه منتقل شده است. آثار مجموعه نگهداری شده در موزه دوران
اسلامی مربوط به سده های پنجم تا دهم ه. ق. با خطوط تعلیق و رقاع بی نقطه و توقیع و
تعدادی نیز به خط اویغوری است. این اسناد به زبان فارسی، عربی و مغولی نگاشته شده
است.
تقویم توركی چینی دوازده
حیوان
یكی دیگر از هدیه های
توركان اویغور به مردم ایران، تقویم توركی اویغوری و یا چینی-توركی است.
در تاریخ اسلامی این تقویم به نامهای تاریخ ترك،
تاریخ تركستان، تاریخ ختن، اویغور و یا تاریخ تركان مشهور است. سالهای تقویم دوازده
حیوان توركی با نامهای دیگر بكار برده شده توسط اقوام مختلف تورك در داخل پارانتز
چنین است: ١- سیچان، ٢- سیغیر (اود، اؤكوز)، ٣- بارس (قاپلان، بؤری)، ٤- دووشان، ٥-
لوی (كلته، بالیق)، ٦- ایلان، ٧- یونت (آت، ایلخی)، ٨- قویون (تكه)، ٩- پیچین، ١٠-
تویوق (قوش)، ١١- ایت، ١٢- دونوز.تقویم تركی- اویغوری در همه اسناد و
فرمانهای شاهان تورك حاكم بر ایرانتا ربع اول قرن بیستم مورد استفاده
قرار گرفته است. حتی کریم خان زند نیز كه از ملیت لك است، در یکی از
فرمانهایخودکه در آن شخصی بنام میرزا زین
العابدین را به سمت وزیر موقوفات منصوب میکند،می نویسد: "هذه السنه میمون، قویون
ایلی به مرتبه بلندمنصبارجمند وزارت موقوفات ... مفتخر و
مبلغ پنجاه تومان تبریزی .....". بویژه شاهان دولت تركی
آزربایجانی قاجار مصرا تقویم دوازده حیوان توركی را در منشات و مصوبات خود بكار
برده اند. پس از كودتای استعماری رضاخان، تقویم
توركی دوازده حیوانی، متروك و تقویمخورشیدی با نام ماههای جدیدی كه بر
اساس دین زرتشتی است یعنی تقویم فعلی قوم فارس ایجاد شد. تقویم جدید خورشیدی
فارسی، حتی پیشتر از زبان و خط قوم فارس، یعنی از سال شروع سلطنت رضاخان، رسمی و
دولتی اعلام گردید. در ایران این تقویم كه از آن تاریخ
تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته است -مانند زبان و خط فارسی- بر همه ملل غیر
فارس ایران تحمیل شده است.
گرچه یه
هو!!!