خواهران كرايه‌اي و عليرضا رضايي

0 views
Skip to first unread message

Iran Sabz (24)

unread,
Jan 7, 2010, 1:43:47 PM1/7/10
to iran-s...@googlegroups.com

 

خواهران اجاره‌اي يا كرايه‌اي كيستند؟

 

 

خیلی کنجکاو بودم بدانم این خواهران کرایه ای دارای چه شخصی هستند ؟ چگونه و توسط چه نهاد ها و سازمانهایی بکار گیری میشوند ؟ چقدر دستمزد میگیرند ؟ از چه قشر و طبقه اجتماعی و اقتصادی هستند ؟ . ... برای همین به سراغ برادر شوهر خواهرم که در پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فاتب ( فرماندهی انتظامی تهران بزرگ(
شاغل است رفتم . بعد از گپ و گفتگویی کوتاه چند تا از عکسهای این خواهران کرایه‌ای را ( که در گوشی موبایلم بود) به ایشان نشان دادم و پرسیدم جریان اینها چیست؟ یک لبخندی زد و گفت میخواهی ازدواج کنی؟ گفتم اولا نه، در ثانی خدا نکند روزی بخواهم با همچین افرادی (از نظر شخصیتی) ازدواج کنم فقط میخواستم بدانم اینها با این سر و وضع چطور در این مراسم ها شرکت میکنند .. و علیرغم تضادهای ظاهری که با حکومت دارند از حکومت طرفداری میکنند ؟ ایشان گفتند ما به اینها میگوییم خواهران پورسانتی یا مامور دو صفر ول !!! اکثر این زنان و دختران به جرمهایی مثل فرار از خانه، اعتیاد به مواد مخدر و روسپیگری و سرقت و... دستگیر میشوند و بعد از تشکیل پرونده و تحقیقات مقدماتی و سپس دادسرا و صدور حکم در دادگاه به زندان و بندهای مربوط به نسوان ( زنان) فرستاده میشوند در زندان از بین این زنان افرادی را که دارای تحصیلات و ضریب هوش بالاتر هستند و یا پیشبینی میشود بعد از آزادی دوباره به کارهای خلاف روی می آورند شناسایی کرده و بهشان پیشنهاد همکاری میشود که بعد از آزادی از زندان برای آن نهاد مربوطه (وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و پلیس آگاهی و پلیس امنیت و ...) کارکنند و اکثر این زنان هم قبول میکنند ( چون هم خانواده و شوهر درست و حسابی ندارند و هم کاری که حقوق مکفی داشته باشد در اختیارشان قرار نمیگیرد)


سپس برادر شوهر خواهرم ادامه داد: مثلا همین اداره ما ( پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فاتب ) از این دختران و زنان بعنوان طعمه برای نفوذ به شرکتهای هرمی (گلد کوئستی) و خانه‌ها و باند های فساد و فحشا و شناسایی دختران فراری و معتاد در پارکها و خیابانها و ... استفاده میکند و چون خودشان قیافه آنچنانی دارند کسی بهشان شک نمیکند ولی چون شخصیت سالمی ندارند و بخاطر پول این کارها را میکنند باید دایما تحت کنترل باشند وگرنه زیر آبی میروند و میخواهند ما را دور بزنند .از ایشان سوال کردم خوب اینهایی که گفتی کارشان جاسوسی و خبر چینی هست
چه ربطی دارد که توی مراسم تظاهرات حکومتی شرکت میکنند و عکس خمینی و خامنه ای را بالا میرند و در مصاحبه تلویزیونی حرفهای رژیم را میزنند ؟

 



ایشان گفت خوب اداره ما از این خواهران ( کرایه ای ) میخواهد که کار خبر چینی و اطلاعاتی انجام بدهند ولی نهادهایی مثل اطلاعات سپاه یا وزارت اطلاعات یا حتی حراست صدا و سیما بنا به اهدافشان میتوانند از این افراد درجهت انجام مقاصد سیاسی و عقیدتی استفاده کنند کافی هست قبل از مراسم یک برگه نوشته به آنها بدهند و از ایشان بخواهند آن را حفظ کرده و سپس جلوی دوربین صدا و سیما تکرار کند و اینگونه به بیننده القا کنند که زنانی با قیافه های آنچنانی هم طرفدار رژیم هستند .

جناب سروان در ادامه گفت همانطور که بسیج یا سپاه از اراذل و اوباش معروف و شناسنامه دار بعنوان لباس شخصی و چماغدار استفاده میکند از بین این زنان ویژه هم میتواند در جهت مقاصدش استفاده کند و یک موردش هم همان زنی بود که ادعا میکرد زن صیغه ای عطاالله مهاجرانی است و از وی در دادگاه خانواده شکایت کرده بود که بعدا معلوم شد یک پروژه طراحی شده از سوی دستگاه اطلاعات موازی بوده است و عقیم ماند .

در انتها ایشان به من پیشنهاد کرد از اینگونه زنان دوری کنم چون هم خودشان خطرناک هستند و هم معمولا چند لات و لوت بعنوان بادی گارد ( محافظ ) همیشه همراه اینها هستند که مصونیت قضایی هم دارند و از کشتن کسی هم باکی ندارند .

 

 

و عليرضا رضايي در پي راهپيمايي دولتي پس از عاشورا باز هم نتوانست ساكت بنشيند:

 

وَلله اين خانمها كه ديروز ديدم يك جوريم شد؛ حس غريبى بود !

 

رهبرا ! ايندفعه راستكي ما را هم فدائي كردي . بعد از شش ماه از اعمال شنيع خود توبه كرده بوديم ده كيلو لاغر شديم به قصد قرب الهي تصميم گرفتيم در تجمع خودجوش ديروز شركت كوبنده كنيم دروغ چرا يك سانديس مفتي هم بخوريم . آخر تا قبل از اين ما سانديس مفتي فقط در انتقال خون خورده بوديم . آنهم چون خونمان اين مدت بسكه چيزهائي ديديم كثيف شده بود نسلهاي بعدي را آلوده ميكرد ازمان خون هم نميگرفتند . خواستيم قطره اي باشيم در اين درياي خودجوش كه از اداره آورده بودي . خواستيم با خداي خود عهد ببنديم كه ديگر پا به گناه نگذاريم يكوقت بگيرد خشتكمان را پشت و رو بكند بكشد سرمان . وقتي بخشنامه آمد هزار مرتبه بطور خودجوش گفتيم التوبه التوبه التوبه (فارسي اش مقبول نمي افتاد) خدايا بارالها شر دور بلا دور، يه تف اينور يه تف اونور گناهانمان ببخش .

اماما ! ديروز وسطهاي التوبه بوديم
كه ناگهان اتفاق جديدي برايمان افتاد كه قبلاً در تجمعات عده قليلي كه بوديم نيفتاده بود . چشم خواهري يك هلوهائي ديديم پلاكارد بدست هر كاري كرديم باب گناه باز نشود آخرش شد . گفتيم خدايا تو ما را انگار گير آورده اي . آمديم كه از اين گناه دربيائيم زرتي افتاديم وسط يك گناه ديگر . تازه ما هم نيفتاديم ، ديروز گناه خودش هي مي آمد توي بغلمان . عكس جنابعالي را هم همچي به يك جاهائيش چسبانده بود آدم هي دلش ميخواست برود تمثال مباركت را ماچ بكند . هي دلش ميخواست به عكس حضرتعالي دست بكشد . هي ميخواستيم تو را ولو از روي عكس لمس بكنيم . دست خودمان نبود . هر كاري كرديم ديديم مقصود توئي كعبه و بتخانه بهانه !

قائدا ! حالا ننه مان تصاوير
مربوطه را از تلويزيون ديده ما را عاق نموده ميفرمائي چه كنيم ؟ گفت تو رفته بودي توبه كني يا خانوم بازي ؟ تلويزيون هم كه رحم نميكند ديروز تابحال تصاوير را دو هزار دفعه نشان ميدهد . هرچه كانال عوض ميكنيم باز ما را در حال بوس كردن تو در آنجاهاي خانم نشان ميدهد . همين يك كارمان مانده بود . بي زحمت حالا كه توبه نكرده عاق شديم رفت آب كه از سرمان گذشته ديگر فرقي نميكند ، يك تجمع خودجوش ديگر بخشنامه بفرما برويم داروخانه براي تجمعات بعدي يك فكري هم براي اين انزال زودرسمان بكنيم !

 


image005.jpg
image004.jpg
image007.jpg
image006.jpg
image003.jpg
image001.jpg
image008.jpg
image002.jpg
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages