مجمع روحانیون مبارز در اعتراض به هتک حرمت به امام خمینی(س) بیانیه ای صادر کرد که طی آن خبر از اقدام رسمی این تشکل برای برگزاری راهپیمایی دلبستگان امام راحل خبر داد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی این تشکل سیاسی، متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امام خمینی(س) مظهر ایمان، عزت و عظمت ملت بزرگی است که به رهبری آن عزیز، مردمی ترین انقلاب عزت آفرین، ضد استکباری و ضد استبدادی را بر پا کرده است.
عشق ملت ما به این بزرگ مرد تاریخ، عامل مهم پیروزی انقلاب و تأسیس نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ارزش های الهی و حقوق انسانی مردم است، مردمی که به تعبیر حضرت امام ولی نعمت مسؤولان و اربابان واقعی کشور و حکومت هستند.
همواره بوده اند کوردلان منحرف و مغرض که تاب دیدن آفتاب درخشان وجود امام را نداشته و ندارند و صد البته این عده بسیار اندک همیشه مطرود مردم بوده و خواهند بود. روشن است که هرگونه اسائه ادب و اهانت به امام، اهانت به ملت بزرگوار ایران است.
شایسته این بود با هر انسان مغرض یا بیماری که به چنین اقدامی دست زده است، برخورد قاطع شود و از هر گونه سوء استفاده جناحی و باندی از این امر پرهیز گردد.
مجمع روحانیون مبارز که افتخار بزرگش اقتداء به امام خمینی(س) و دفاع از راه وآرمان های اوست و همواره بر اصلاح امور با تکیه بر معیارها و ارزش های مورد نظر امام که در قانون اساسی مصوب ملت نیز منعکس است تأکید داشته ودارد، درخواست یک راهپیمایی با شکوه برای نشان دادن دلبستگی همگان به راه امام و تجلیل از یاد و نام او را دارد و در این باب اقدام رسمی و مکاتبه با مسؤولان ذی ربط را به عمل می آورد و نتیجه را به استحضار ملت شریف خواهد رساند.
اگر محتشم کاشانی هم در خیابان های تهران حضور پیدا می کرد، نه تنها در ماه محرم بلکه در سایر ماهها و نه تنها در روز عاشورا، بلکه در کلیه روزها، این شعر را می خواند، شورشی که در مردمان افتاده است و با این شورش، همه چیز وارد ماه محرم می شود.
به دلایل زیر ماه محرم اهمیت ویژه ای دارد:
1) مردم هر شب از ساعت هشت شب تا چهار صبح می توانند در خیابانها تردد کنند.
2) مردم عادی ایران و شهرهای بزرگ در سی سال گذشته در آئین سوگواری محرم شرکت می کردند و آن را به یک نمایش آئینی تبدیل کردند.
3) استفاده از نمادهای جنبش سبز، مانند رنگ سبز، شعارها و طرح خواسته ها کاملا منطبق بر شرایط محرم است.
4) عزاداران حسینی بطور طبیعی از لحظه ای که در این مراسم حضور می یابند، بدون آنکه مطرح باشند چه کسی هستند و چه انگیزه ای دارند، مقدس می شوند و کسی حق حمله و لطمه زدن به آنان را ندارد.
5) این مراسم ده شب، حداقل طول می کشد و براساس اطلاعاتی که در دست ماست، پلیس ضد شورش و سپاه حتی برای سه روز پیاپی هم توانایی و قدرت ماندن در خیابان را ندارد، با توجه به اینکه بطور کلی حمله به عزاداران امام حسین خود از نظر عرفی کاملا منفی است و بارها به همین دلیل روحانیت عزای عمومی اعلام کرده است.
6) شبکه عمومی روحانیت و وعاظ بیشتر از آنکه به خامنه ای و دارودسته اش نزدیک باشند از روحانیتی حساب می برند که منتقد جدی دولت و مخالف آن است.
7) به دلیل حضور عمومی مردم مذهبی و غیر مذهبی ایران در این مراسم و بخصوص نبودن نیروهای خارج از کشور در این ماجرا، قدرت مانوور جنبش سبز در داخل شدیدا بالا می رود و از همین می توان برای پیش برد جنبش استفاده کرد.
یادمان نمی رود که در سال 1357 ماههای محرم و رمضان ماههای سقوط دولت و فروپاشی آن بود، به نظر می رسد محرم امسال چنین نقشی را در ابعاد ضعیف تر بازی کند.
به آتش کشیدن مسجد جامع کرمان درجریان انقلاب کار همان محفلی بود که بعدها با فتوای مصباح یزدی گروهی جانی را در همین شهر راه اندازی و شماری زن را به بهانه مقابله با فساد قتل درمانی کردند. بدلیل همین حمایت و پشتوانه سر و ته دادگاه متهمان آن را هم آوردند و قتل ها را ناشی از غیرت اسلامی جانیان دانستند. آن جانیان شاید درجریان انتخابات اخیر در کهریزک بازجو و متجاوز به دختران و پسران شدند.
سعید حجاریان را با کودتای 22 خرداد بازداشت کردند و در زندان وادارش کردند تا بیآید در تلویزیون و مقالات گذشته خود در باره "سلطان" را پس بگیرد، چرا که اشاره او به سلطنت ولایت فقیه و شخص خامنه ای برخورده بود. سینما رکس آبادان را در سال انقلاب همان محافلی به آتش کشیدند و حدود 400 نفر را در سالن سینمائی که فیلم به یاد ماندنی "گوزن ها" را نشان میداد در آتش سوزاندند. آنها مخالف سینما بودند و از قم و بدستور همان محافلی این ماموریت را انجام دادند که اکنون عکس آقای خمینی را پاره می کند. همان محافلی که دکتر سامی را در مطبش سلاخی کردند، فتوای قتل های زنجیره ای را دادند، پیش از آن قتل عام زندانیان سیاسی را ترتیب دادند و 22 خرداد هم کودتا کردند.
هیچ رویدادی در جمهوری اسلامی بدون عقبه نیست و موجودیتش به گذشته باز می گردد
علی خامنه ای روز گذشته برای طلبه هائی که به دیدارش برده بودند سخنرانی کرد. او ضمن حمله به رهبران جنبش سبز گفت: "چرا هنگامی كه افراد فاسد فراری و سلطنت طلب و تودهای از آنها حمایت میكنند، به خود نمیآیند و متوجه نمیشوند كه مسیر آنها غلط و اشتباه است؟"
اگر منظور از افراد فاسد فراری امثال نواندیشان مذهبی مانند کدیور و گنجی و مهاجرانی است كه اینها فاسد نیستند و ثانیا خود شما باعث اقامت آنها در خارج از کشور شده اید. سلطنت طلب ها و بقیه هم كه اتفاقا به رهبران جنبش سبز حمله می كنند كه چرا مدافع انقلاب 57 و راه آیت الله خمینی هستند. حمایت توده ای ها از جنبش سبز هم که پدیده عجیبی نیست چون توده ای ها از نخست از انقلاب ایران پشتیبانی كرده اند و بنابراین طبیعی است كه از جنبش سبز هم پشتیبانی كنند. تازه خود توده ای ها هم در خارج از كشور بدلیل همین دفاعشان از انقلاب و اصلاحات و جنبش سبز از سوی سلطنت طلب ها متهم و مجرم محسوب می شوند. اگر شك دارید نگاهی به نشریات و سایت های سلطنت بیاندازید.
اما ظاهرا آقای خامنه ای اطرافیان خودش را با اطرافیان جنبش سبز اشتباه گرفته است. یعنی اگر بخواهیم با منطق خود ایشان استدلال کنیم، باید بپرسیم چرا وقتی ایشان می بیند كه همه ارازل و اوباش، متجاوزان به دختران و زنان در كهریزك، چماقدارهای بی مخ، جانیان در لباس شخصی، امام جمعه های فاسد و دروغگو، مداحان چاقو بدست، و ... همه زیر چتر دفاع از "مقام معظم رهبری" جمع شده اند و از ایشان حمایت می كنند به روش خود شك نمی كند؟
برخلاف ادعای رهبر، بهترین عناصر همه تاریخ كشور ما، تمام خرد، دانش، هنر، فرهنگ و نیروی كار جامعه ما در حول جنبش سبز حلقه زده است و همه ارازل و اوباش و متجاوزان و چماقدارها و شارلاتان ها و دزدها و كلاش های جامعه دور رهبر معظم جمهوری اسلامی گرد آمده اند. مگر خود نماینده آقای خامنه ای در دانشگاه ها دو روز پیش اعتراف نكرد كه 70 درصد جامعه دانشگاهی ما به نامزد مورد نظر رهبر رای نداده اند؟ این 70 درصد همان افراد فاسد هستند كه آقای خامنه ای می گوید؟ رهبر بجای فرافكنی و بهانه تراشی برای رویارویی با مردم بهتر است نگاهی به دور و بر خود و اطرافیان و حامیان خویش بیاندازد
اعتراف بولتن محرمانه ستاد کل نیروهای مسلح:
همزمان با ادامه اعتراضات حامیان جنبش سبز و در شرایطی که راهکارهای نیروهای امنیتی برای سرکوب این جنبش اجتماعی نتیجه ای در بر نداشته، ستاد کل نیروهای مسلح بولتن محرمانه ای منتشر کرده که در آن، ضمن اعتراف به اشتباهات محاسباتی دستگاه امنیتی، راهکارهای جدیدی برای سرکوب معترضین پیشنهاد شده است.
ستاد مشترک کل نیروهای مسلح ماه گذشته و در آستانه تجمعات روز 13 آبان، گزارشی با عنوان "تاملی بر حوادث روز قدس و راهبردهای آتی" منتشر کرد که به تازگی نسخه ای از آن به دست "روز" رسیده است. در این گزارش، با اشاره به اشتباهات محاسباتی دستگاه امنیتی در مورد اقبال اجتماعی به حرکت های اعتراضی و ناکارآمدی روشهای حکومتی در خاموش کردن جنبش سبز، راهکارهای جدیدی برای برخورد با تجمعات 13 آبان و 16 آذر توصیه شده است.
در این بولتن محرمانه که توسط معاونت فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح در اختیار برخی مدیران ارشد کشوری قرار گرفته، ضمن اعتراف به اشتباه برآوردی نهادهای امنیتی و نظامی درمورد جنبش سبز آمده است: "برآوردهای اولیه نهادهای مسئول در مورد کمیت و کیفیت حضورکسانی که با فراخوان نامزدهای شکست خورده و شبکه های مختلف ماهواره ای و سایبری به صحنه آمده بودند با واقعیت تطابق نداشت و نشان داد که کمبودها و نواقص در خصوص تهیه برآوردهای اطلاعاتی در این گونه موارد وجود دارد. حضور افراد مذکور در شرایطی صورت گرفته که بیش از صد روز از زمان انتخابات می گذرد و طی این مدت بسیاری از سران اصلی آشوبها دستگیر شده و با پخش جریان محاکمه آنها افکار عمومی به میزان زیادی با اهداف و آشوبهای بعد از انتخابات آشنا شده و مسئولان نظام با سخنان روشنگرانه خود سعی در ایجاد آرامش در فضای سیاسی کشور را داشتند."
تصمیمات محرمانه "درز می کنند"
در ادامه، تهیه کنندگان بولتن به گلایه از بی توجهی نهادهای امنیتی به بازداشت افرادی که آنها را "سرپل شبکه های ارتباطی" می نامد، می پردازند و می نویسند: "بر اساس برنامه ریزهای انجام شده قرار بود با دستگیری سر پل های شبکه های ارتباطی اغتشاشگران قبل از روز راهپیمایی، حلقه اتصال برنامه ریزان با بدنه اجتماعی آنها قطع شود، اما بی توجهی به این امر باعث شد در روز راهپیمایی شاهد سازماندهی و نحوه حضور این گروه در ساعت و مکانهای مشخص و پیش بینی شده آنها باشیم."
در ادامه نویسندگان این گزارش، با گلایه از "درز" کردن تصمیمات محرمانه به رسانه های مخالف، در این خصوص به مسئولین هشدار می دهند و می نویسند: "اگرچه حضور اغتشاشگران در راهپیمایی استفاده از حاشیه امن افرادی نظیرخاتمی، موسوی، کروبی بود، اما اطلاع آنها از برنامه نیروهای انتظامی و امنیتی در عدم برخورد، میزان حضور و تجری آنها موثر بود. این امر می تواند بیانگر این باشد که تصمیمات محرمانه به راحتی به بیرون درز می کند ".
کارشناسان امنیتی نویسنده این گزارش، در قسمت دیگری، نگرانی خود را نسبت به هواداری بدنه نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و حتی برخی مدیران از جنبش سبز چنین بیان می کنند: "بعضی از مدیران و مسئولین در ادارات و موسسات دولتی در میان معترضان خیابانی دیده می شوند، بدون آن که هیچ نگرانی از تبعات این حضور خود داشته باشند. متاسفانه به هم ریختگی فضای اداری با تغییر بخش عمده ای از وزرا، شرایط را برای چنین حضورهایی مهیاتر ساخته است."
از نکات قابل توجه این گزارش امنیتی، سعی آن در بازشناسی ماهیت و خواستگاه جنبش سبز است. گزارش ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به بی توجهی هواداران جنبش سبز به شعارهای سنتی روز قدس و سر دادن شعارهای جدید نتیجه می گیرد که خواستگاه این جنبش از طبقات مرفه و متوسط به بالا است و در تحلیل ماهیت آن تاکید می کند: "در تحلیل ریشه های این گونه تحرکات، سه عامل یا ماهیت اساسی را می توان بر شمرد: نخست، ماهیت سیاسی. دوم، ماهیت فرهنگی اجتماعی و سوم، ماهیت امنیتی.. تحرکات این طیف اگرچه در آستانه انتخابات متناسب با شرایط سیاسی کشور اوج گرفت و پس از انتخابات با توجه به فراخوان موسوی و حوادث روزهای بعد از انتخابات ماهیت امنیتی به خود گرفت، اما روند بعد از ان نشان داد که ماهیت تحرکات آنها بیشتر جنبه فرهنگی و اجتماعی دارد تا سیاسی و امنیتی. رهبران آنها در داخل سیاسی هستند و در بیرون امنیتی و البته ماهیت مطالبه اصلی آنها اجتماعی و فرهنگی است."
مناسبت های ملی بستر حمله به حکومت شده اند
در بخش دیگری از این گزارش، تلاش شده تا حضور گسترده زنان در جنبش سبز را عامل تحریک مردان قلمداد کنند و ادعا شده: "حضور دختران و زنان در کنار مردان که با عدم رعایت موازین شرعی نیز همراه بود در تحرک بخشیدن به مردان نقشی اساسی داشت."
از دیگر نکات قابل توجه این گزارش، بندی است که در آن نسبت به راهکار معترضان برای استفاده از تقویم مناسبت های رسمی جمهوری اسلامی ابراز نگرانی شده است: "با توجه به سرمایه گذاری نظام برای فعالیتهای ویژه دینی و ملی در کشور همچون روز جهانی قدس، نمازهای سیاسی- عبادی جمعه، 13 آبان سالروز مبارزه با استکبار، و 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، جریان برانداز و افراطی در صدد است از این پس، از این بسترها برای هجمه به ارزشهای انقلاب و نظام استفاده نماید."
کارشناسان امنیتی نویسنده بولتن محرمانه، همچنین جداسازی "عناصر افراطی" جنبش از عناصر" صرفا معترض" را راهکار مناسبی برای مدیریت اعتراضها می دانند و می نویسند: "به دنبال طرح شعارهای ضد ارزشی و روشن شدن ماهیت این جریان، شاهد صف بندی جدید این طیف در عرصه های سیاسی-اجتماعی خواهیم بود که در چنین شرایطی، با جدا سازی عناصر افراطی و برانداز از عناصر صرفا معترض، می توان تحرکات آنها را با هوشمندی مدیریت کرد".
این بولتن در بخش دیگری به برخورد نیروهایی که آنان را "خودی" می نامد می پردازد و با اینکه مدعی بیشتر بودن جمعیت آنها از معترضین است، ولی حضورشان را "انفعالی" ارزیابی می کند و به همین دلیل پیشنهاد