به نظرم، زمان جلسات رو بالا گفتی، 15 دقیقه واقعاً برای 3 نفر لازمه؟ 4 ساعت برنامه ریزی اولیه؟ 2 ساعت نمایش محصول؟
موفق باشید
On 1/18/12, M.Jalilnejad <m.jali...@gmail.com> wrote:
> به نام خدا
> سلام داریوش عزیز،
> شما نوشته بودید :
>
>> به نظرم، زمان جلسات رو بالا گفتی، 15 دقیقه واقعاً برای 3 نفر لازمه؟ 4 ساعت
>> برنامه ریزی اولیه؟ 2 ساعت نمایش محصول؟
>
> به نظر من هم، زمان زیادیه برای یه تیم 3 نفره. البته تو چند تکرار اولی
> طبیعیه. بعد از چند تکرار درست میشه. در این مورد 2 تا لینک دارم که دوستان
> میتونن مطالعه کنن.
>
> - یکی مربوط به یه تاپیک تو گروه <goog_2022045043> <goog_2022045043>
>
> ScrumDevelopment<http://tech.groups.yahoo.com/group/scrumdevelopment/message/50532>هست
> . کل تاپیک رو پیگیری کنید تا ببینید پاسخ دهندگان در مورد زمان جلسات چی
> گفتهاند
> - و این یکی مربوط به یه پست تو وبلاگ Charles
> Bradley<http://scrumcrazy.wordpress.com/2011/05/05/sprint-tasking-tip-dont-give-up/>
> در
> مورد تجربهی خودش در جلسات برنامهریزی تو یه تیمه
>
>
> موفق باشید،
> M.Jalilnejad
>
--
*Regards,
H.R.Motaghian
CSM | MCP *
* My Personal Website <http://hamidreza.info>*
البته فکر نکنم که آر يو پي شکست خورده باشد بلکه در کنارش گزينه اجايل و متدهاى مربوطه مطرح شدند و اگر توجه کرده باشين معمولا در تعريف اجايل ىا حتى خود آريوپي از متد بدبخت آبشارى بهره گرفته مى شود.
در پاسخ به داریوش جلالی عزیز،داریوش جان یه نکته که تو پست های قبلی تون در انجمن دیدم این بود که اصرار دارین که به جای لفظ "اسکرام" از "سکرام" استفاده کنید، که دلیلش رو نتونستم حدس
بزنم و خوشخال می شم برامون توضیح بدی.
1- در این مورد که گفتین تا موقعی که سرعت تیم محاسبه نشده باشه اسکرام تحقق نیافته، به نظر من و حتی کن شوییبر تعیین سرعت تیم جزو تعریف اسکرام نیست. تجربه من نشون می ده که معمولا عددی که به عنوان سرعت تیممحاسبه می شه گاهی وقت ها حتی می تونه باعث بشه تیم خودش رو دست کم بگیره. و به عنوان مربی تیم ای که بر روی پیشبینی های زمانی یوزر استوری ها تاکید داشت، اخیرا متوجه شدم که بهتر هستش به جای صرف زمان برروی پیشبینی زمانی، وفت پر ارزش تیم رو برروی تفهیم دقیق تر مطالب سرمایه گذاری کنیم.
2- در مورد "شیوه تخمین زمانی هر واحد کاری" هم که اشاره کردید، دقیقا در پادکست اشاره شده بود که چه چبزی برای تیم ما بهترین راه حل بوده. روش های مختلفی مثل پلانینگ پوکر و ... وجود داره که باز هم با اعداد بی مفهوم سر و کار دارند. به جای این کار به حس ششم تیم و احساس اونها نسبت به این سوال احترام بزارید. "چه تعداد از این آیتم ها رو می تونید در عرض اسپیرینت بعدی انجام دهید؟" تجربه ی من میگه که همین سوال کافی است.
3- در مورد زیاد بودن زمان گردهمایی ها یا به قولی *جلسات* . اول اینکه سعی من این بود که این اعداد با راهنمای اسکرام که توسط کن شوییبر و جف سادرلند تدوین شده هست اش هماهنگ باشه تا ابهامی برای خواننده پیش نیاد. درضمن در اغلب موارد این مقدار زمان بله نیاز هستش. حتا گاهی ممکن هستش که زمان کم بیارید. البته اگه شما زمان زیاد آوردید لازم نیست منتظر بمونید تا زمان گرد هم آیی ها تموم بشه برید سراغ کار بعدی. من در پادکست *ماکزیمم* زمان ها رو اشاره کردم.4- گفتید که "نشون دادن محصول به مشتری کافی نیست و برای تحقق چابکی، باید محصول در محیط اجرایی کاربر بشینه و به طور روزمره باهاش سر و کله زده بشه." خوب این تصمیم صاحب محصول یا به قول اشکان عزیزم صاحب کار هست اش که ممکن هست اش در آخر اسپیرینت از تیم بخواد که محصول تولیدی تا این لحظه دیپلوی بشه یا نه. اگر دپلوی شد مسلما کاربر تا اسپیرینت بعدی فرصت داره تا در مورد محصول اسپیرینت قبلی نظرش رو به صاحب محصول بگه.
5- به نظر من واژه ی "تیم توسعه" معادل بهتری هست اش. حداقل جایگزین های ارایه شده توسط شما تنها برنامه نویس ها رو در نظر گرفته در صورتی که این تیم واحد هایی دارند که بیشتر توسعه دهنده هستند تا سازنده. مثل واحد های رابط کاربری، تست تر ها، متخصصین سخت افزار و ... حتی خود برنامه نویس ها معمولا بر روی پایه ای شروع به توسعه نرم افزار می کنند تا اینکه همه چیز رو از اول شروع کنن. به همین خاطر واژه های "تیم ایجاد، برنامهساز و برنامهنویس" نمی تونه مغهوم این تیم باشه. با این توضیحات اگه واژه ی بهتری به نظرتون رسید داریوش جان حتما بگید.
6- فکر نکنم کسی بخواد که در پروژه هاشون از ترجمه هایی که ما اینجا ازشون استفاده کردیم استفاده کنه. این مثل این هست اش که بخوایم خود واژه ی اسکرام رو ترجمه کنیم. داشتن واژه نامه یکسان در یه تیم بسیار مهم هست اش. در تمام دنیا این واژه ها استفاده میشه و من با ترجمه این واژه ها به دلیل ایجاد ابهام و کاهش شفافیت بین اعضای تیم مشکل دارم.7- مشکل "قراردادها" بله مشکلی هست اش که وجود داره ولی دلیل ای برای توقف استفاده از روش های اجایل نمی شه. در مورد قرارداد ها یه پست یا پادکست رو قرار هست اش در آینده داشته باشم که بخث اش رو اونجا انجام بدیم.
8- در مورد همکاری مشتری هم باید بگم که این هنر یه تیم اسکرام هست اش که بتونه همکاری مشتری رو با خودش بیشتر کنه. ما مشتری های دولتی هم داشتیم و داریم و تا حدودی بر این مشکل فایق اومدیم. مشتری اگه می خواد
محصول درستی تحویل بگیره باید همکاری نزدیکی داشته باشه این یکی از اصول اجایل هست اش. و این وضیفه ماست که اون رو در این مورد آگاه کنیم. می دونم کار ساده ای نیست ولی شدنی هست اش.
9- شاید تو یه تیم توسعه نیاز باشه که "خبرهترین برنامه نویس تیم بشینه سعی کنه از اصول ترکیب بندی رنگها سر در بیاره". شاید یه روز از اون خواسته بشه که در نبود طراح تیم یه طراحی کوچیک انجام بده. این بدین معنا نیست که نبایدکارها تخصصی باشه. باید باشن. ولی نباید کارهای تبم متکی به *یک* نفر باشه. حتی اگه کیفیت انجام کار مقداری هم کاهش پبدا کنه باید کار انجام بشه. همیشه فرصت هست برای بهتر کردن کیفیت یه طرح گرافیکی. حتی یه مورد بالاتر ممکن هست اش که برنامه نویس ارشد تیم کاری نداشته باشه و بخواد به تستر ها کمک کنه. شاید حتی کمک اش در حد آوردن یه استکان چایی برا تستر باشه :)
سلام،2012/1/22 Arash Milani <arash...@gmail.com>
در پاسخ به داریوش جلالی عزیز،داریوش جان یه نکته که تو پست های قبلی تون در انجمن دیدم این بود که اصرار دارین که به جای لفظ "اسکرام" از "سکرام" استفاده کنید، که دلیلش رو نتونستم حدسبزنم و خوشخال می شم برامون توضیح بدی.اصراری که نیست! اما scrum واژهی انگلیسی هست و درسته که به طور رایج اول چنین کلمات کسره باشه، اما خوب این کسره اصولاً وجود نداره. (خصوصاً که نصف حرفهامون به هر حال انگلیسی هست و با تلفظ انگلیسی هم بیان میکنیم)
1- در این مورد که گفتین تا موقعی که سرعت تیم محاسبه نشده باشه اسکرام تحقق نیافته، به نظر من و حتی کن شوییبر تعیین سرعت تیم جزو تعریف اسکرام نیست. تجربه من نشون می ده که معمولا عددی که به عنوان سرعت تیممحاسبه می شه گاهی وقت ها حتی می تونه باعث بشه تیم خودش رو دست کم بگیره. و به عنوان مربی تیم ای که بر روی پیشبینی های زمانی یوزر استوری ها تاکید داشت، اخیرا متوجه شدم که بهتر هستش به جای صرف زمان برروی پیشبینی زمانی، وفت پر ارزش تیم رو برروی تفهیم دقیق تر مطالب سرمایه گذاری کنیم.2- در مورد "شیوه تخمین زمانی هر واحد کاری" هم که اشاره کردید، دقیقا در پادکست اشاره شده بود که چه چبزی برای تیم ما بهترین راه حل بوده. روش های مختلفی مثل پلانینگ پوکر و ... وجود داره که باز هم با اعداد بی مفهوم سر و کار دارند. به جای این کار به حس ششم تیم و احساس اونها نسبت به این سوال احترام بزارید. "چه تعداد از این آیتم ها رو می تونید در عرض اسپیرینت بعدی انجام دهید؟" تجربه ی من میگه که همین سوال کافی است.تا جایی که بنده اطلاع دارم، مشکل در ماههای اول، همیشه در دست بالا گرفتن هست، یعنی تیم زیاد از حد کار بر میداره. ضمن این که به نظرم چند تا مورد پشتهی کاری اصلاً معیار خوبی نیست! میدونی چرا؟ یکیش میتونه مثلاً رفع یه ایراد جزئی یا تغییر رنگ باشه، یکیش میتونه درخواستی برای ایجاد یه بخش جدید سیستم باشه! چطور بدون تخمین این کار رو انجام میدید؟تا جایی هم که اطلاع دارم و در جاهایی مثل http://www.scrumalliance.org/pages/scrum_101 دیده میشه، نمودار پیشرفت کار یکی از 3 دستاورد بنیادی سکرام حساب میشه. البته این اصل که بدونیم چقدر از کار رو در چه واحد زمانی انجام میدیم، در تمام متدولوژیهای چابک دیده میشه و یکی از اختلافهای روشهای چابک با بینظمی مطلق هست و من نمیدونم که شما چطوری این رو لازم نمیدونید.
3- در مورد زیاد بودن زمان گردهمایی ها یا به قولی *جلسات* . اول اینکه سعی من این بود که این اعداد با راهنمای اسکرام که توسط کن شوییبر و جف سادرلند تدوین شده هست اش هماهنگ باشه تا ابهامی برای خواننده پیش نیاد. درضمن در اغلب موارد این مقدار زمان بله نیاز هستش. حتا گاهی ممکن هستش که زمان کم بیارید. البته اگه شما زمان زیاد آوردید لازم نیست منتظر بمونید تا زمان گرد هم آیی ها تموم بشه برید سراغ کار بعدی. من در پادکست *ماکزیمم* زمان ها رو اشاره کردم.4- گفتید که "نشون دادن محصول به مشتری کافی نیست و برای تحقق چابکی، باید محصول در محیط اجرایی کاربر بشینه و به طور روزمره باهاش سر و کله زده بشه." خوب این تصمیم صاحب محصول یا به قول اشکان عزیزم صاحب کار هست اش که ممکن هست اش در آخر اسپیرینت از تیم بخواد که محصول تولیدی تا این لحظه دیپلوی بشه یا نه. اگر دپلوی شد مسلما کاربر تا اسپیرینت بعدی فرصت داره تا در مورد محصول اسپیرینت قبلی نظرش رو به صاحب محصول بگه.5- به نظر من واژه ی "تیم توسعه" معادل بهتری هست اش. حداقل جایگزین های ارایه شده توسط شما تنها برنامه نویس ها رو در نظر گرفته در صورتی که این تیم واحد هایی دارند که بیشتر توسعه دهنده هستند تا سازنده. مثل واحد های رابط کاربری، تست تر ها، متخصصین سخت افزار و ... حتی خود برنامه نویس ها معمولا بر روی پایه ای شروع به توسعه نرم افزار می کنند تا اینکه همه چیز رو از اول شروع کنن. به همین خاطر واژه های "تیم ایجاد، برنامهساز و برنامهنویس" نمی تونه مغهوم این تیم باشه. با این توضیحات اگه واژه ی بهتری به نظرتون رسید داریوش جان حتما بگید.این صحبت یه جورایی بی ربطه چون واژهی developer معمولاً تنها به coder یا tester اطلاق میشه و من تاحالا ندیدم کسی به گرافیست یا مهندس برق بگه developer.6- فکر نکنم کسی بخواد که در پروژه هاشون از ترجمه هایی که ما اینجا ازشون استفاده کردیم استفاده کنه. این مثل این هست اش که بخوایم خود واژه ی اسکرام رو ترجمه کنیم. داشتن واژه نامه یکسان در یه تیم بسیار مهم هست اش. در تمام دنیا این واژه ها استفاده میشه و من با ترجمه این واژه ها به دلیل ایجاد ابهام و کاهش شفافیت بین اعضای تیم مشکل دارم.7- مشکل "قراردادها" بله مشکلی هست اش که وجود داره ولی دلیل ای برای توقف استفاده از روش های اجایل نمی شه. در مورد قرارداد ها یه پست یا پادکست رو قرار هست اش در آینده داشته باشم که بخث اش رو اونجا انجام بدیم.اتفاقاً مشکل خیلی واقعی هست و منجر به توقف استفاده از این متدولوژیها میشه. وقتی پروژهای نیست، چی رو میخواید اجرا کنید؟
8- در مورد همکاری مشتری هم باید بگم که این هنر یه تیم اسکرام هست اش که بتونه همکاری مشتری رو با خودش بیشتر کنه. ما مشتری های دولتی هم داشتیم و داریم و تا حدودی بر این مشکل فایق اومدیم. مشتری اگه می خوادمحصول درستی تحویل بگیره باید همکاری نزدیکی داشته باشه این یکی از اصول اجایل هست اش. و این وضیفه ماست که اون رو در این مورد آگاه کنیم. می دونم کار ساده ای نیست ولی شدنی هست اش.
اوه بله؛ گفتن این موضوع خیلی سادهاس و من منکر این نیستم که شما به طور موردی تونستید مشکل بالا یا قرارداد رو حل کنید. منظور من اشاره به مشکل فرهنگی هست که غالبه و1. باید موقع معرفی روشهای چابک منصف بود و گفت ممکنه به چنین مشکلاتی بخورید2. راهکارهایی بهتر از «هنرمندی» تیم برای این موضوع ارائه بشه.
9- شاید تو یه تیم توسعه نیاز باشه که "خبرهترین برنامه نویس تیم بشینه سعی کنه از اصول ترکیب بندی رنگها سر در بیاره". شاید یه روز از اون خواسته بشه که در نبود طراح تیم یه طراحی کوچیک انجام بده. این بدین معنا نیست که نبایدکارها تخصصی باشه. باید باشن. ولی نباید کارهای تبم متکی به *یک* نفر باشه. حتی اگه کیفیت انجام کار مقداری هم کاهش پبدا کنه باید کار انجام بشه. همیشه فرصت هست برای بهتر کردن کیفیت یه طرح گرافیکی. حتی یه مورد بالاتر ممکن هست اش که برنامه نویس ارشد تیم کاری نداشته باشه و بخواد به تستر ها کمک کنه. شاید حتی کمک اش در حد آوردن یه استکان چایی برا تستر باشه :)بله، اما روش بهینهای برای مدیریت امور نیست و کلاً این که تنها یک نقش رو سکرام داره (عضو تیم) به این موضوع کمکی نمیکنه و خیلی از حالتها رو پوشش نمیده. اگه ما به تخصص یه مشاور نیاز داشتیم چی؟
نکتهی کلی اینه که روشهای چابک (خصوصاً سکرام) محدودیتهای بسیار بسیار زیاد دارند و تنها در داخل چهارچوبی که جواب میدن جواب میدن،اما تبلیغاتی که برای این روشها صورت میگیره چیزیه در حد مافوق طییعی.و چیزی که عجیب هست اینه که به جای تلاش برای رفع این نقصانها و کمبودها، سعی در دفاع از اون دارید. به هر حال سکرام هم تنها یه ابزار هستاز صدها ابزار که در اختیار مهندسین نرمافزار قرار داره و هر ابزار هم حوزهی کاربردی خودش رو داره و استفاده نابجا از ابزار منجر به خسارت میشه.
در خصوص پاسخ آرش در پاسخ به داریوش ، دربارهی پاسخ داریوش به آرش در "در پاسخ به داریوش عزیز" ، باید بگم که:1.
همونطور که گفتین اول این کلمه به هیچ وجه "کسره" نیست و "اس" هست اش. /skrʌm/
این قدر روی تلفظ کلمات کلید نکنید، اگه بخوایم تلفظ اصلی رو بکار ببریم که باید به جای "استوری" هم بگیم "ستوری". تو زبون ما اینجوری میچرخه که اول کلمات کسره بذاریم. خیلی سخت نگیرید. هر جور دوست دارید تلفظ کنید2.
داریوش جان من منکر تخمین توسط تیم نشدم
گاهی وقتها میبینم که بعضیا به جای ساعت از عباراتی مثل : very easy, easy, hard یا tiny, small, medium, large برای تخمین اندازهی آیتمها استفاده میکنندر مورد Burn down من فکر میکنم *تجربه* ی شما ارزشمندتر از چیزیه که صرفا تو scrum-guide نوشته، گرچه خود guide هم اشاره کرده که :Various trend burndown, burnup and other projective practices have been used to forecastprogress. These have proven useful. However, these do not replace the importance ofempiricism. In complex environments, what will happen is unknown. Only what has happenedmay be used for forward-looking decision-making.آرش جان برای پادکست "انعقاد قرارداد" آیا میتونی مطالبی که تو http://www.agilecontracts.org نوشته رو برای ما شرح و بسط بدی که مطلب رو شیرفهم بشیم ؟ هر چی باشه شما تجربهی قرارداد بستن رو دارید.