به علت متفاوت بودن دیدگاه ها در روش های چابک چیزی مجزا به نام فاز
تحلیل یا شناخت سیستم نداریم که بشه گفت قبلش چه کار هایی انجام میشه
در این روش تیم تولید و مشتری که عضوی از تیم هست با هم شروع به کار می
کنن و قدم به قدم سیستم رو بهتر می شناسن
چون حتی ممکنه خود مشتری تمام نیاز های خودش رو در مراحل اولیه ندونه یا
حتی اگر بدونه جیز هایی رو فراموش کنه که به تیم توسعه منتقل کنه
پس این شناخت و جلو رفتن قدم به فدم با حضور مشتری برداشته مبشه
البته این برنامه ریزی و مرتب کردن و داکیومنت کردن و مشخص کردن اولویت
ها نیاز مند روش های متفاوتی هست که در روش های چابک دیده شده
پس انتشار کد کارا هر چند خیلی کوچک ودر بازه های زمانی کوتاه و مشخص کمک
می مکنه که مشتری و تیم به محصول نهایی زود تر برسند و کمترین تفاوت در
چیزی که در ذهنشون هست وجود داشته باشه
شاید یکی از مهمترین چیز ها قبل از پروژه نحوه ی قرارداد و ارتباط شروعی
با مشتری باشه که بتونید این روش رو به درستی براش شرح بدید و مزایا و
نحوه ی عملکرد رو بهش منتقل کنید
پس دوباره همون سیستم اصلی رو می بینیم که حداقل ها یا شاید ساده ترین ها
رو دیده که ما بتونیم به این اسناد برسیم و اونم فقط و فقط با مشتری و
تیم
حالا اگز این وسط داکیومنتی هم بود که چه بهتر
اگر از این سند به درستی و حداقل اونطور که گفته شد استفاده بشه می تونه
کمکمون کنه وگرنه استفاده اشتباه ممکنه ما رو از مشتری دور تر کنه
پس مهم برخورد شما و نحوه ی استفاده از داکیومنت ها هست
در مورد طراحی هم در اسکرام شاید چیز مجزایی نداشته باشیم ولی در اکس پی
یک طراحی بسیار ساده و پیش از شروع پیاده سازی داریم که باعث همفکری
ودادن دید بسیار کلی به اعضای تیم میشه که حتی توصیه میشه در کنار اسکرام
ازش استفاده بشه
ولی یه صورت فاز خیر چیزی نداریم
Yahya
On May 28, 10:00 am, "Ali H. Moghadam" <ali.mogha...@gmail.com> wrote:
> سلام
> البته اسکرام نمیگه نباید قبل از شروع تولید راجب محصول فکر کرد. اتفاقا به نظر
> من خیلی هم خوب و لازمه که صاحب محصول قبل از اینکه دنبال پیاده سازی باشه و
> بیاد سراغ تیم توسعه, مدتی رو به تعمق و تفکر بگذرونه و خوب به اینکه محصول به
> چه دردیش قراره بخوره فکر کنه و اگه لازمه با سایر شرکا هم مذاکره کنه و تا حدی
> هم که میتونه راجب نیازها پیش بینی بکنه و حتی یه مستند اولیه و یه سری دیاگرام
> هم تولید کنه (حالا با هر فرمتی, مثلا شاید سند چشم انداز تجاری, ولی خب البته
> نباید محدود بشه به قالب های آماده) و میشه اسم این مرحله را تحلیل هم گذاشت.
> ولی نکته در اینه که اولا این سند نقطه شروع خواهد بود نه حرف آخر و در ضمن
> پروسه توسعه ممکنه همه چیز این سند تغییر کنه و ثانیا فاز جداگانه ای به نام
> طراحی وجود نداره
> علی
>
> 2011/5/27 Yahya Mohajer <ya.moha...@gmail.com>
http://blogs.collab.net/agile/2007/05/19/sprint-zero/?q=blog/dan_rawsthorne/sprint_zero
که در اکس پی هست دیدش و ریسک پروژه رو پایین آورد spike در بعضی از
پروژه ها هم می شه به دید
که این به تیم و پروژه و تجربه های قبلی بر می گرده
Yahya
On May 28, 12:11 pm, Ashkan Roshanayi <ashkan.roshan...@gmail.com>
wrote:
> ما برای اینکه یه شناخت اولیه نسبتا خوب از پروژه پیدا کنیم یه کم اسکرام رو
> تغییر دادیم (پیشنهاد میکنم شما هم به اسکرام به دید یه چارچوب حداقلی نگاه
> کنین همیشه انیجوری خیلی مسایل حل میشه!) به این ترتیب که یه اسپرینت 0 اضافه
> کردیم که بهش
> tracer bullet
> میگیم (البته این مفهوم رو از یه فرآیند دیگه گرفتیم) و این اسپرینت معمولا 1
> ماه است در حالی که اسپرینت های عادی و بعدی 2 هفته ای هستن. در طی اسپرینت 0
> ما و صاحب محصول به همراه هم سعی میکنیم حوزه مساله رو بهتر بشناسیم و
> Product backlog
> متشکل از صرفا نیازمندیهای خیلی اساسی که بدون اونها محصول بی معنی میشه یا
> ماهیتا غیر-کارکردی که ریسک محسوب میشن رو در بیاریم. * خروجی های اصلی این
> اسپرینت* اینها هستن:
> ورژن اولیه از پروداکت بکلاگ ناظر به هسته اصلی مساله *
> مجموعه ای استوری کارت ها که یادداشت های ما از آیتم های پروداکت بکلاگ هستن و
> باید مجتمع و وارد جیرا بشن *
> خاصی CASE tool بدون استفاده از ERD مدل سازی دامنه بصورت شی گرا یا *
> معماری قابل اجرای واقعی با پیاده سازی 1 یا 2 مورد از نیازمندیهای ملموس برای
> صاحب محصول*
>
> این اسپرینت باعث میشه که ما در اسپرینت های بعدی خیلی چابک تر حرکت کنیم و
> تقریبا دید نسبتا مشترکی با صاحب محصول داشته باشیم.
>
> درباره گسترش اسکرام و مواردی نظیر اسپرینت 0 و جایگاه معماری در اسکرام (و
> اساسا فرآیندهای چابک) به زودی یه رشته پستhttp://www.rubako.ir/blogهایی رو
> در وبلاگمون خواهیم داشت.
>
> ----
> Ashkan
>
> 2011/5/28 Yahya Mohajer <ya.moha...@gmail.com>
اگر کارها در هر اسپرینت باقی بمونه( که فقط به اسپرینت صفر محدود نمی
شه) اسپرینت بعدی وجود داره و چون اولیت بالایی داشتن در اسپرینت بعدی
دوباره انتخاب میشن( مگر اینکه اولیتشون تغییر کنه یا کار دیگه ای اولیت
بشتری پیدا کنه) به علاوه ی اینکه مشخص میشه در اسپرینت قبلی چه مشکلاتی
نذاشته که در اون اسپرینت تموم بشن
حداقل اینه که می فهمیم درست استیمیت نکرده بودیم و برای اسپرینت بعدی
بهتر زمانبندی می کنیم و شناخت بهتری نسبت به تیم می رسیم که بعد از چند
اسپرینت تخمین های بهتری می زنیم
در ادامه حرف اشکان اگر بخوایم گیر بدیم که حتما باید درصد خیلی زیادی از
نیاز مندی ها رو بدونیم تا شروع به کار کنیم میشه همون داستان های قبلی
پس با دونستن یک قسمت مناسب و اصلی شروع می کنیم به تولید و به خاطر
انعطاف زیاد این روش و اینکه همیشه کمترین دور ریخت یا دوباره کاری در
محصول پیش میاد می تونیم در قدم ها و اسپرینت های بعدی این کمبود ها رو
جبران کنیم
چون تا وقتی مشتری محصول کارا و با ارزش که هرچند کوچک و ابتدایی نیاد
دستش نمی تونه بگه این همونی بود که می خواسته یا نه
و بر اساس این فیدبک ها و نسخه های کوچیک ٫ قدم به قدم به خواسته مشتری
می رسیم
On May 28, 12:39 pm, Hamidreza Motaghian <m.hamidr...@gmail.com>
wrote:
> تا حالا اتفاق افتاده به هر دلیلی این اسپرینت رو بخواین تکرار کنید؟ منظورم
> اینه که مایل استونتون برای رفتن به اسپرینت بعدی چی هست؟ این خروجی ها که
> گفتین بسته به سطح و شرایط پروژه میتونه خیلی گنگ از آب دربیاد و تیم متوجه نشه
> کی باید اسپرینت 0 رو تموم کنه
> موفق باشید
>
> 2011/5/28 Ashkan Roshanayi <ashkan.roshan...@gmail.com>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
> > ما برای اینکه یه شناخت اولیه نسبتا خوب از پروژه پیدا کنیم یه کم اسکرام رو
> > تغییر دادیم (پیشنهاد میکنم شما هم به اسکرام به دید یه چارچوب حداقلی نگاه
> > کنین همیشه انیجوری خیلی مسایل حل میشه!) به این ترتیب که یه اسپرینت 0 اضافه
> > کردیم که بهش
> > tracer bullet
> > میگیم (البته این مفهوم رو از یه فرآیند دیگه گرفتیم) و این اسپرینت معمولا 1
> > ماه است در حالی که اسپرینت های عادی و بعدی 2 هفته ای هستن. در طی اسپرینت 0
> > ما و صاحب محصول به همراه هم سعی میکنیم حوزه مساله رو بهتر بشناسیم و
> > Product backlog
> > متشکل از صرفا نیازمندیهای خیلی اساسی که بدون اونها محصول بی معنی میشه یا
> > ماهیتا غیر-کارکردی که ریسک محسوب میشن رو در بیاریم. * خروجی های اصلی این
> > اسپرینت* اینها هستن:
> > ورژن اولیه از پروداکت بکلاگ ناظر به هسته اصلی مساله *
> > مجموعه ای استوری کارت ها که یادداشت های ما از آیتم های پروداکت بکلاگ هستن و
> > باید مجتمع و وارد جیرا بشن *
> > خاصی CASE tool بدون استفاده از ERD مدل سازی دامنه بصورت شی گرا یا *
> > معماری قابل اجرای واقعی با پیاده سازی 1 یا 2 مورد از نیازمندیهای ملموس برای
> > صاحب محصول*
>
> > این اسپرینت باعث میشه که ما در اسپرینت های بعدی خیلی چابک تر حرکت کنیم و
> > تقریبا دید نسبتا مشترکی با صاحب محصول داشته باشیم.
>
> > درباره گسترش اسکرام و مواردی نظیر اسپرینت 0 و جایگاه معماری در اسکرام (و
> > اساسا فرآیندهای چابک) به زودی یه رشته پستhttp://www.rubako.ir/blogهایی
> > رو در وبلاگمون خواهیم داشت.
>
> > ----
> > Ashkan
>
> > 2011/5/28 Yahya Mohajer <ya.moha...@gmail.com>