Be Salamati Hame Pedar Ha...-ba tashakor as hamkar azizam Dr.Taheri

10 views
Skip to first unread message

Dr. arabi

unread,
Jun 4, 2012, 2:33:24 AM6/4/12
to school health, bahareh aslani, dr. fatemi-dentition, dr. nadali, dr. khamenei, dr. hamrang, Dr. Soheila khazaee, elaheh rashidi, fariba heidari, farzaneh yaaghob, fereshteh zali, gelayol ardalan, haleh ravan, Hastaie Hastaie, Hedieh Sajadi, kamit...@yahoo.com, Mahmanzar Nayeri, marjan mashhadi, marjan mahdizadeh, maryam g.s., maryam ashrafi, maryam zarei, mojgan sahiholnasab, MOJGAN HOMAYOUNI, Nahid Ansari, narges ahmadi, nasim sadeghi, nasrin aslani, nasrin kianpour, sepideh soltanianzadeh, shahla lotfian, sharareh mirjahanbakhsh, shohreh hajian, Siavoshani, simin maadi, simin khodaverdi, sussan mahmoody, toof...@yahoo.com, zaryzarrin, zohreh bagheri, azadeh.a...@yahoo.com, fariba my sister, maasomeh madahi, parvin kashani, shokuhm...@yahoo.com, tahere sarani, h...@minoolab.com, Mehdi Arabi, roz gh, saeedeh shabro, Ihab...@yahoogroups.com

 
Dr.MinooSadat MahmoodArabi
 
 
  
 
 

به سلامتی اون پدری که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانیش گریه ی فرزندش رو دید
ماشین رو داد به دستش در حالی که چشمانش پر از گریه بود گفت : حالا تو موهای منو بتراش !

 

به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!!

 

به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد

 
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ،
اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !

 

 
سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . .

 

به سلامتی پدری که کفِ تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن..
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…
ولی پدر ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …

 



پدرم هر وقت میگفت "درست میشود" ... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!


وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده !
وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه...
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری

 

پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته هاهم میتوانند مرد باشند ! به سلامتی هرچی پدره

 

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گرددبه سلامتی هرچی پدره

 
 
سخن روز :

تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نخواهند شد . . .

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages