Groups
Groups
Sign in
Groups
Groups
ielts.mr.hashemi
Conversations
About
Send feedback
Help
Fw: یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی
11 views
Skip to first unread message
tahere Arefzade
unread,
Feb 9, 2014, 4:50:22 AM
2/9/14
Reply to author
Sign in to reply to author
Forward
Sign in to forward
Delete
You do not have permission to delete messages in this group
Copy link
Report message
Show original message
Either email addresses are anonymous for this group or you need the view member email addresses permission to view the original message
to ielts-...@googlegroups.com
دو خلبان نابینا که هردو عینک های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر
خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند،در حالی که یکی از آنها عصایی
سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما
حرکت می کرد.
زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران
فضا را پر کرد.
اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی
خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران
خواستند کمربندهای خود را ببندند.
در همین حال، زمزمه های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع
شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط
یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است.
اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و
کم کم سرعت گرفت.
هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می شد چرا که می دیدند هواپیما با
سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می رود.
هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می داد و چرخ های آن به لبه
دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند.
اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام
آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری می گوید :
باب، یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ
زدن می کنن و اون وقت کار همه مون تمومه
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages