2) در مورد برگشت به عقب فک کردم...فک میکنم backward induction توی game
theory مثال خوبی براش باشه...
3) وقتی شروع کردید به نوشتن فراموش نکنید که قراره یه جورایی ساختار
ریاضیه ذهن آدما رو شکل بدید...سعی کنید توی راه حلاتون منطق رسیدن به حل
رو شرح بدید...یعنی روند منطقی که طی میشه تا سوال حل بشه،جوری ننویسید
که انگار خدا راه حل رو باید به آدم برسونه...البته میدونم کار سختیه ولی
چیزی که کتاب مارو متمایز از کتابای دیگه میکنه همینه...یه مثالش اینه:
من سر کلاس درس میدادم و این سوالو گفتم:
میدانیم بین اعداد 100 و 1000 چهار عدد طبیعی موجودند به طوری که هریک با
مجموع مکعبات رقمهایشان برابرند و سه تا از آنها عبارتند از 153و371و407
عدد چهارم را دقیقا به دست آورید.
اول گذاشتم بچه ها معادله ریاضی این اعداد رو بنویسن...بعد یکی گفت این
یه معادله با توان 3 و 3 مجهوله چطور میشه حلش کرد...به بچه ها گفتم حل
این معادله همونطور که میدونید کار سختیه پس احتمالا طراح واستون توی
سوال یه چیزی گذاشته که باید پیداش کنید...بعد یکی گفت احتمالا پس مثالا
باید نکته داشته باشن...بعد گفتم پس سعی کنید به مثالا خوب نگاه کنید و
آنها رو به شکل ریاضی بنویسید...بعد از اینکه اینکارو کردن یکی گفت از
روی 371 میشه 370 رو به دسا آورد...حل این سوال برای خودم خیلی شیرین بود
چون پله پله با همکاریه گروهیه بچه ها و به طور منطقی حل شد...مثل این
بود که داریم شبیه شرلوک هلمز داریم آثار جرم رو توی سوال پیدا میکنیم و
فکر قاتل(طراح) رو میخومیم...
این سوال سوال خوبیه برای دیدن اجزای مختلف مساله(قابل توجه حسام محمدی)
برای هر سوال راهنمایی هم بذارید تا بچه ها بتونن با خوندنش دوباره رو
سوال فک کنن و ایده سوال ذهنشون رو قلقلک بده...
4) لازم نیست همه سوالا از مرحله اول باشه...با ذکر منبع سوالات دیگه رو
هم میشه استفاده کرد...
5)اگه نتایج رو بررسی کردید و دیدید سوال پیشنهاد شده به شما به فصل شما
مربوط نیست و به فصل کس دیگه ای ربط داره به اون شخص اطلاع بدید...
> 1389.xlsx
> 15KViewDownload
>
> 1388.xlsx
> 15KViewDownload
>
> 1380.xlsx
> 15KViewDownload