Fwd: {صنایع 88 امیرکبیر} Fwd: Fw: فکر مي کردم تو بيداري!!!

0 views
Skip to first unread message

saeed atri

unread,
Apr 27, 2010, 2:26:05 AM4/27/10
to hemm...@googlegroups.com, reza vaezi


---------- Forwarded message ----------
From: Ali Dajmar <ali.d...@gmail.com>
Date: 2010/4/26
Subject: {صنایع 88 امیرکبیر} Fwd: Fw: فکر مي کردم تو بيداري!!!
To: sanaye_88 <sana...@googlegroups.com>, Dore14 <dor...@googlegroups.com>, dor...@googlegroups.com







فکر مي کردم تو بيداري!!! 

 

مردي به دربار خان زند مي رود و با ناله و فرياد مي خواهد تا کريمخان را ملاقات کند. سربازان مانع ورودش مي شوند. خان زند در حال کشيدن قليان ناله و فرياد مردي را مي شنود و مي پرسد ماجرا چيست؟ پس از گزارش سربازان به خان ؛ وي دستور مي دهد که مرد را به حضورش ببرند

مرد به حضور خان زند مي رسد. خان از وي مي پرسد که چه شده است اين چنين ناله و فرياد مي کني؟

مرد با درشتي مي گويد دزد ، همه اموالم را برده و الان هيچ چيزي در بساط ندارم.

خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو کجا بودي؟

مرد مي گويد من خوابيده بودم

خان مي گويد خب چرا خوابيدي که مالت را ببرند؟

مرد در اين لحظه پاسخي مي دهد آن چنان که استدلالش در تاريخ ماندگار مي شود و سرمشق آزادي خواهان مي شود .

مرد مي گويد : چون فکر مي کردم تو بيداري من خوابيده بودم!!! د

خان بزرگ زند لحظه اي سکوت مي کند و سپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران کنند. و در آخر مي گويد اين مرد راست مي گويد ما بايد بيدار باشيم!

 



--
دریافت این پیام بدلیل ثبت نام شما در گروه است گروه Google Groups "صنایع
88 امیرکبیر".
جهت ارسال به این گروه، ایمیل را ارسال کنید به sana...@googlegroups.com
برای لغو ثبت نام در این گروه، یک ایمیل ارسال کنید به
sanaye_88+...@googlegroups.com
برای سایر گزینه ها، به این گروه مراجعه کنید در
http://groups.google.com/group/sanaye_88?hl=fa

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages