فوریه 10, 2010
اگر حامیان جنبش سبز ساعت 9 یا 10 به میدان آزادی برسند ما میدان را از دست می دهیم و البته باز هم می توانیم میدان را تصاحب کنیم چون جمعیت سبزها بسیار زیاد است اما ممکن است سخنرانی احمدی نژاد را زودتر برگذار کنند تا شعارهای جنبش سبز وسط سخنرانی احمدی نژاد شنیده نشود. اگر این اتفاق بیافتد ما به اصلی ترین هدفمان که همانا شنیده شدن شعارهای ما در هنگام سخنرانی احمدی نژاد است نمی رسیم . همین که صدا و سیما بتواند تصویر احمدی نژاد را که دارد برای بسیجی ها سخنرانی می کند و همه در حمایت او شعار می دهند پخش کند برای ما یک شکست است حال می خواهد بیرون میدان صد هزار نفر باشیم یا صد میلیون .
همه باید ساعت 8 صبح میدان آزادی باشند. فردا اگر ساعت 8 صبح 50 تا 100 هزار نفراز بچه های جنبش سبز در میدان آزادی داشته باشیم برنده این روز خواهیم بود.
به این صورت اگر آقای کروبی بخواهد ساعت 10 بیایند مسیر سبز برای حظورشان شکل می گیرد و خطری هم سلامتشان را تهدید نمی کند. البته من امیدوارم برنامه ایشان هم تغییر کند ولی اگر نکند هم مشکلی پیش نمی آید اگر ما ساعت 8 میدان آزادی باشیم
آقاي خامنه اي! از واقعه اي تو را خبر خواهم كرد!
جناب آقاي خامنه اي!
از "پاريس" مهد دموكراسي دنيا با شما سخن مي گويم! از دياري كه نه خدا را در پستوي خانه نهان مي كنند، و نه مأموران خدا در پستوي خانه دل آدمها، بدنبال التزام مردم به "ولايت فقيه" خودساخته شما مي گردند! اينجا روح زندگي در همه جا جريان دارد و بنابراين، خدا را در همه جا مي توان ديد! بدون آنكه نيازي باشد بر نمايندگان متفرعن و ولي فقيه متكبر سجده كنيم! خداي اينجا، خدايي عاشق و آزاده و خودي است و نماينده ندارد. اينها را مي گويم تا برسم به آن واقعه! وعده داده بودم كه "از واقعه اي تو را خبر خواهم كرد"!
از اينجا به "تمام" نيازهاي مردم كشورم مي انديشم! ما چه مي خواهيم؟ پاسخم همين يك كلمه است:"زندگي"! ما خواهان پس گرفتن زندگي خود از شما هستيم. ما كشورمان را مي خواهيم. سرزميني كه متعلق به ماست و شما آن را به ناحق اشغال كرده ايد. با شما از شهري سخن مي گويم كه دهها سال قبل رعيت هاي فرانسوي بالاخره ياد گرفتند كه مشكلشان "نان" نيست؛ "عدالت" و "آزادي" است و با پاهاي برهنه و خون آلوده به سوي مخوف ترين زندان آن زمان پاريس، يعني "زندان باستيل" هجوم بردند و زندانيان را از بند رها و آن بناي هولناك را خراب كردند و به جايش يك ميدان و كلي عمارت زيبا ساختند، تا مردمي كه به پاريس مي آيند از محله باستيل خاطره هاي دوست داشتني همراه ببرند. امروز خاطره انگيزترين ديدارهاي عاشقانه جوانان و جهان بينان و جهانگردان، در ميدان معروف باستيل ثبت مي شود. جايي كه زندگي بدون هراس از آن دژخيمان زندانبان، جريان دارد. وقتي به ميدان باستيل مي رسيم، باور دارم كه روزي مردم كشور ما هم با ايماني راسخ به پيروزي، به سوي زندانهاي مخوف شما مثل "اوين" و "قزل حصار" و "گوهردشت" مي آيند تا آزادي را در عمل فرياد كنند. اميدوارم جسم عليل تان (كه همواره آن را مطرح مي كنيد!) و درك قليل شما، آن قدر دوام بياورد تا شاهد اين صحنه باشيد. زنده بمانيد و بهار سبز ما را ببينيد.
آقاي خامنه اي!
ماجراي امروز شما و ما، ماجراي مبارزه "مرگ و زندگي" است. داستان معروف "بودن و نبودن، مسئله اين است!" شما مي خواهيد نسل ما را كه خواهان زندگي است، از ريشه برداريد، اما ما مي خواهيم به حكومت نامشروع شما پايان بدهيم هرچند به شما اجازه زندگي خواهيم داد. شما مي خواهيد براي زندگي تان ما را بكشيد، اما ما براي زندگي عزت مند خود حاضريم بميريم ولي پيرو ولايت فقيه متفرعن شما نباشيم. اين است معناي آزادگي! نمي دانم آيا شما اين معنا را مي فهميد؟ شما مي خواهيد آزادي ما را به بند بكشيد، اما ما مي خواهيم با قبول حبس و شلاق و شكنجه، آزادي خود را از شما پس بگيريم و مي گيريم. مي بينيد با چه ملتي طرفيد؟ ملتي كه شيفته رهايي است و آزادي را حتي به قيمت زندان و حبس مي خواهد و عاقبت بدستش مي آورد. "آزادي" براي ما همان اكسيري است كه برايش زندان و تبعيد و شكنجه را به جان مي خريم! براي آزادي، به استقبال شلاق و حبس و شكنجه مي رويم. و براي پس گرفتن زندگي خود، حتي به پيشواز مرگ مي رويم.
جناب آقاي خامنه اي!
تلخ است اما بپذيريد كه دوران حكومت شما با نام خداوند تمام شده و شما براستي نماد همان شيطان بزرگي شده ايد كه اكنون درون خانه ما ايرانيان نشسته و خون جوانان بيگناه ما را مي ريزيد. شما مي خواهيد حق زندگي ما را انكار كنيد، اما ما قبول داريم كه شما هم با همه عقب ماندگي تان حق حيات داريد، اما فقط به اندازه اي كه واقعا" شايسته اش هستيد نه به اندازه اي كه حرص و طمعش را داريد. اندازه شما حكومت بر ملتي بزرگ و با ريشه مانند ملت ايران نيست آقاي خامنه اي!
نمي دانم شما اكنون چگونه مي انديشيد؟ و آيا اصلا" وقتي براي انديشيدن داريد؟ يا مگسان مجيزگوي قدرت، مانع از تأمل و تفكر شما مي شوند؟ نمي دانم شبها كه كابوس پيروزي ملت خواب را از چشمتان مي ربايد، بر شانه هاي چه كساني تكيه مي كنيد؟ به چه ريسماني چنگ مي زنيد وقتي كه ملت شما را نمي خواهند؟ من به شانه هاي همه عزيزانم مي انديشم كه براي گريه پيروزي مردم به آنها نياز دارم. دوست دارم شانه هايي را كه وقت سقوط استبداد ديني شما، در آغوش شان مي گيرم و بر روي آنها مي گريم. نمي دانم در اين شبهاي پر كابوس، آيا شانه امني براي پناه بردن داريد؟ چه كسي به ديكتاتورها پناه داده كه شما بتوانيد به آن پناه ببريد؟ بر شما افسوس مي خورم كه شانه هايي نداريد براي گريستن. بياييد در اين دم آخري به ملت بپيونديد. هنوز دير نشده است. شانه هاي مردم شما را بي هيچ منتي مي پذيرند تا بيست سال ستم تان را بر آنها گريه كنيد و طلب عفو نماييد. مردم شما را مي بخشند و عادلانه محاكمه تان خواهند كرد. اين ملت بغض و كينه هاي سياهي را كه در دل شما و پيروانتان هست، در دل پاكشان ندارند. باور كنيد.
جناب آقاي خامنه اي!
شما تاريخ خوانده ايد اما عبرت لازم را از آن نبرده ايد. اگر درس مي گرفتيد، با خواسته هاي يك ملت كه از شما و سيستم حكومت ديني تان نفرت دارند، چنين گلاويز نمي شديد. پس توصيه مي كنم در اين آخرين قدمي كه تا سقوطتان باقي مانده، دست از لجاجت با تاريخ و سرنوشت خود برداريد، تسليم خواست ملت شويد و به پايان استبداد سياه ديني تان گواهي دهيد. كسي چه مي داند؟ شايد اين اقدام شما جلوي خونريزي هاي بسياري را بگيرد و اي بسا بابت همين يك قدم مثبتي كه بر مي داريد، بتوان با ديده خطاپوشي بر گناهان بسيار شما نظر افكند.
روز 22 بهمن امسال مردم ما قصد دارند در سالروز انقلابي كه براي پايان استبداد برپا كردند، به خيابانها بيايند و به استبداد سياه شما "نه" بگويند. اگر مأموران و فدائيان شما بخواهند به مردم تعرضي بكنند و با شيوه هميشگي چاقوكشان و آدمكشان بر روي مردم تيغ بكشند، ترديد نكنيد ما و جمعي از همكاران و روزنامه نگاران ايراني در تبعيد به همراه گروهي از خبرنگاران رسانه هاي جهاني و گروههاي حقوق بشري، بدون طي تشريفات قانوني و بدون اخذ ويزا به ايران سفر خواهيم كرد و دنيا را از تمام آنچه در ايران مي گذرد آگاه خواهيم نمود. آيا در آن صورت مي توانيد براي ملتهاي ناآگاه عرب، بازي در نقش خليفه حكومت اسلامي و آرماني را ادامه دهيد؟ بعيد مي دانم. ما خبرنگاران ايراني حق خود مي دانيم در اين روزهاي سخت به ميدان اصلي نبرد حق و باطل بياييم و از واقعيتهايي كه بر ملت دربندمان مي رود، گزارش و خبر تهيه كنيم. در اين راه، خبرنگاران آزاده و طراز اول جهاني را هم همراه خود خواهيم كرد تا همراهمان باشند. همچنين گروههاي حقوق بشري و ناظران بين المللي را به ايران دعوت خواهيم كرد و با خود همراه مي كنيم تا به كشور تحت اشغال مان بيايند و از ستمي كه شما با نام خدا و دين بر يك ملت بزرگ روا مي داريد، گزارش و خبر و اسناد و مدارك جمع آوري نمايند. شك نكنيد اين واقعه چنان سازماندهي خواهد شد كه آن سفر سبز به ايران، باقيمانده هيمنه و عظمت ساختگي حكومت شما را فرو خواهد ريخت و تمام واقعيتهاي زندانهاي مخوف شما را به معرض نگاه ملتهاي جهان خواهيم گذاشت. شايد اين براي شما كه آبرويي براي باختن نداريد، خبر بزرگي نباشد اما اين "واقعه اي" است كه بر سلسله نامبارك استبداد ديني شما لرزه اي اساسي خواهد انداخت. اميدواريم مخابره كنندگان خبر پيروزي ملت ايران به جهانيان، همين گروه خبرنگاران خارجي باشند كه دولت نامشروع منصوب شما به ايران دعوت كرده تا از نمايش ساختگي 22 بهمن تان خبر تهيه نمايند. اميدواريم آنها كه قطعا" با وجدان حرفه اي به ايران مي آيند، خبر پيروزي ملت ايران را بر سياهترين استباد ديني تاريخ به جهانيان مخابره كنند و ما خبرنگاران ايراني در تبعيد در نوبت بعدي و بعد از پيروزي مردم به ايران بياييم. در آن صورت هم صحنه محاكمه عادلانه شما و كساني كه دستشان به خون مردم آغشته است، بسيار ديدني است اما اطمينان داشته باشيد آنجا هم ملت نجيب ايران، خواهان "عدالت و انصاف" در مورد شما خواهند بود. عدالت و انصاف! چيزي كه شما از آن تهي هستيد.
جناب آقاي خامنه اي!
اين آخرين فرصت بازگشت به صف ملت را ناديده نگيريد. دست از سر فرزندان ما برداريد. بگذاريد آنها زندگي خود را خود انتخاب كنند. آنها به دموكراسي و حكومت مردم بر مردم و بدون دخالت دين و خدا مي انديشند و اين حق آنها و حق همه ماست. و البته بازگشتن و توبه هم حق شماست! اگر امروز بازگرديد، ملت ما شما را مي بخشد اما "فراموش نمي كند". شايد اگر تأخير كنيد و به جنايتهايتان ادامه دهيد، مردم ديگر نه فراموش كنند و نه ببخشند. در آن صورت منتظر فرارسيدن خبرنگاراني باشيد كه براي كشته شدن به ايران سفر خواهند كرد، تا "زندگي" يك ملت را گزارش كنند و مرگ استبداد ديني شما را.
اين اتمام حجت را دو بار بخوانيد. بار دوم، بدون عصبانيت!
بابك داد / پاريس / آستانه 22 بهمن، روز فروپاشي استبداد ديني
دوستان و بابک عزیز احساسی عجیبی دارم احساسی داره بهم میگه اتفاقی در شرف روی دادن هست. فقط از این جهت به خودم میبالم که عضوی از این گروه های خونخار نیستم فردا میروم تا حق خودم رو بگیرم .ای کاش همه فردا بیاین تا حقی که 30 سال پایمال شده رو پس بگیرن .. امید وارم دوستان به هیچ کدومتون اسیبی نرسه
امشب بیایم همگی برای هم و برای ازادی وطنمون دعا کنیم خداند مهریان حتما دعایی ما ستم دیدگان رو قبول میکنه... پس هم با هم فردا در هر جایی از هر شهری از هر قومی از هر دینی هستیم فردا میرویم ..
عارف از شیراز
دوباره میسازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش.... ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش
آقای داد
آفرین به قلم شیوای شما!
کاش فردای سبز ما زود از راه برسد.
Uncategorized dahri9 12:11 ق.ظ
دوست دارم یک اتفاق نیفه. و اون اینه که روز ۲۲ بهمن تو خیابون باشیم و یهو بگیم ای داد بیداد
ایکاش مسیر تظاهرات و خیابونها رو بهتر میدونستم
ای کاش با فلانی برنامه ریزی میکردم
ای کاش با خودم بیشتر پارچه سبز میاوردم تا به دیگران هم بدم
ای کاش حواسم جمع دوستانی که از شهرستان اومدن بود و راهنماییشون میکردم
ای کاش یه چند تا باند برای مجروحین با خودم می اوردم
ای کاش یه بطری آب اضافه داشتم تا به بقل دستیم بدم
ای کاش به فکر خبر رسونی بودم
ای کاش پیش بینی قطع موبایل و برق و غیره رو میکردم
ای کاش قرار میگذاشتم با دوستام که اگر گم شدیم کجا هم رو پیدا کنیم
ای کاش پیش بینی خیلی از کار ها رو میکردم و با برنامه بهتر می اومدن تو خیابون و هزاران ای کاش دیگر
ما ایرانی ها کمی عادت داریم که بی برنامه عمل کنیم . ولی امروز شرایط خیلی حساسه. این مسابقه تیم ملی نیست که بگیم عیب نداره چهار سال دیگه. ما نباید بگذاریم این پتانسیل عظیم به هدر بره. این سرنوشت ما و نسلهای بعد از ماست. این روزیست که میتونه افتخار نسل ما باشه برای فرزندانمون. این روزیست که مسیر جنبش رو از این به بعد مشخص میکنه. برای همین میخواهیم با دقت و حواس جمع به میدون بریم. با تفکر و برنامه ریزی دقیق از خونه بیرون بیاییم و با خودمون فقط احساس به میدون نبریم. از تجربه چند ماهه به بهترین نحو ممکن استفاده کنیم. نمیخواهیم هزینه بی خود بدیم. نمیخواهیم فرصت سوزی کنیم. نمی خواهیم با یه کار بی حساب با یه شعار نا به جا با یه عمل نا معقول برای جنبش هزینه سازی کنیم. ما دنبال گرفتن این میدون یا اون خیابون نیومدیم ما برای گرفتن آزادی به میدون اومدیم.
به امید فردایی روشن