مراسم ٢٢ خرداد, سراشیب اقتصادی ایران, نوری زاد خطاب به خامنه ای,

3 views
Skip to first unread message

pouya green

unread,
Jun 3, 2010, 9:37:12 PM6/3/10
to green...@googlegroups.com
فراخوان حامیان جنبش سبز در شهرهای مختلف کشور برای برگزاری مراسم ٢٢ خرداد

تهران، شیراز، اصفهان، اهواز، رشت، یاسوج، اردبیل، خرم آباد، بابل

جــرس: در آستانه فرا رسیدن ٢٢ خرداد ماه و برگزاری تجمعات و راهپیمایی های اعتراضیِ سالگشت انتخابات، حامیان جنبش سبز - همزمان با تهران- در شهرهای دیگر همچون شیراز، اردبیل، اصفهان، یاسوج، رشت، خرم آباد، بابل، اهواز و شهرهای مختلف استان مازندران نیز، برای برگزاری تظاهرات و تجمع، فراخوان عمومی صادر کردند.

بنا به اعلام منابع خبری و فعالان جنبش سبز، تظاهرات تهران راس ساعت ١۶ روز شنبه ٢٢ خرداد ماه، از "میدان امام حسین تا میدان آزادی" خواهد بود.


به گزارش منابع خبری جرس، حامیان جنبش سبز شیراز نیز، با خاطرنشان کردن اینکه "در ۲۲ خرداد سال صبر و استقامت ملی، به دریای بی کران سبز ملت می پیوندیم"، مراسم خود را راس ساعت پنج و نیم بعد از ظهر با حرکت از چهار راه ملاصدرا به سمت میدان نمازی، اعلام کرده اند. این فراخوان محل جایگزین را "راس ساعت شش و نیم بعد از ظهر در میدان دانشجو" و مسیر جایگزین آخر(در صورت رخ داد احتمالی هر گونه حادثه) را، "ساعت ٢۰، از پارامونت به سمت سینما سعدی"، اعلام کرده است.


این منابع خبری همچنین مراسم اصفهان را راس ساعت ١۸ روز شنبه ٢٢ خرداد، از "خیابان چهارباغ عباسی (انقلاب) به سمت دروازه دولت" اعلام کرده اند.


حامیان جنبش سبز در رشت، مراسم خود را در "مقابل دانشگاه علوم پایه" و راس ساعت ١۸ برگزار خواهند کرد.


در اهواز ساعت ١۹ روز شنبه، و در محل "پل چهارم و فلکه شهداء به سمت خیابان نادری"، تظاهرات برگزار خواهد شد.


حامیان جنبس سبز در اردبیل، راس ساعت ۱۸ روز ۲۲ خرداد ، از "میدان شریعتی به طرف چهارراه" راهپیمایی خواهند داشت. آنها خاطرنشان کرده اند در صورتی که در روند اجرای برنامه اختلالی ایجاد شد، مسیر جایگزین "بازار" می باشد


در یاسوج، ساعت ١۶ روز ٢٢ خرداد، در "حدفاصل میدان هفت تیر تا هتل ارم"، تجمع سبزها برگزار خواهد شد.


جمعی از فعالین جنبش سبز خرم آباد نیز، مراسم راهپیمایی ٢٢ خرداد را، راس ساعت ١۷ از "مقابل استانداری و چهارره بانک به سوی میدان شهدا و مطهری" اعلام کرده اند.


و در بابل، تجمعی اعتراض سالگرد انتخابات، راس ساعت ١۸ روز شنبه ٢٢ خرداد ماه، در "مقابل دانشگاه صنعتی نوشیروانی" آن شهر برگزار خواهد شد.


جزئیات برگزاری تجمعات و تظاهرات شهرهای دیگر، متعاقبا اعلام می شود.


نوری زاد خطاب به خامنه ای :شما را به تماشای امضای خودتان ، پای برگه خرید سهام مخابرات توسط سپاه فرا می خوانم

بدست marllboro

به نام خالق حق
سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران
حضرت آیت الله خامنه ای
یک سا ل از ظهور ” فتنه ” در کشور ما سپری شد. فتنه ای که به قول رسانه های رسمی و شخصیت های شاخص نظا م،هم آبروی مارا مضحکه جهانی در انداخت ،و هم خون و مال جمعی از هم وطنان ما را تباه ساخت ، وهم شکاف هراسناکی در ساختار ملی و حیثیتی ما ایجاد کرد.

می بینید که من نیز مثل بسیاری ،از همین واژه ” فتنه “آویخته ام. واژه ای که در این یک سال گذشته ، به قدر همه عمر اساطیری اش از او سود برده ایم . واژه ای که در ادبیات سیاسی ما ، به فهرست مطول واژگانی چون : طاغوت ، طاغوتی ، انقلاب ، ضد انقلاب ، مستضعف ، مستکبر ، منافق ، ضد ولایت فقیه ، امت شهید پرور، دشمن قسم خورده و واژگان دیگری از این دست پیوست و معنای ویژه ای برای خویش اختیار کرد.

در این یک سال گذشته ، آن چنان افراط گونه بر طبل فتنه و سران فتنه کوفتیم تا کودکان ما نیز به محض شنیدن آن ، بدانند ما را جز از موسوی و خاتمی و کروبی ، مقصودی نیست . آوار ، و بهمن سران فتنه ، همان پلیدی درهم فشرده ای است که خسارت این ستم را بر سر مردمان ما فرو می بارد . بهمنی که به هنگام عبور ، از کنار خانه هاشمی رفسنجانی می گذرد ، و کسانی که از اهل این خانه را نیز به حجم آوارگونگی خویش می افزاید.

سران فتنه اما ، فراتر از خسارات فراوانشان ، فوایدی نیز داشته اند که من ، قصد واشکافی فایده های آنان را دارم . پیش از آن ، اجازه بدهید در سفری به دور دست های روستای محل زادگاهم ، به ترسیم دور نمایی از این فایده ها بپردازم . جدال بر سر قدرت ،ظاهرا ودیعه مکرری است که در هیچ کجای تاریخ ، بی مخاطب نبوده است ، چه در قبایل بدوی ، و چه در جوامع مدنی ، در روستای ما نیز ،دو طایفه کم خرد، طبق یک عادت ضروری ،و به بهانه ای تکراری ، خشماگین بر سر هم می کوفتند و بعد از تحمل جراحت ها و ناسزاها و بی آبرویی ها کارشان به پا سگاه و امنیه و وساطت بزرگترها می کشید.

در جدال هر باره ، نیک به یاد دارم که مردان طایفه شکست خورده ، بی دلیل بر اهل خانه خود سخت می گرفتند . یعنی پدری که در میدان کارزار، توسط حریف از پا در آمده بود ، در خانه خویش ، به یک خطای مختصر ، بر سر زن و فرزند خود می کوفت و مردانگی مخدوش خود رابه رخ می کشید و یاد آور می شد.

باورم بر این است که حکایت ما و سران فتنه نیز خارج از این روال روانی و تاریخی نیست . سران فتنه در این مثال ساده و روستایی من همان اهل منزل اند . کسانی که ما با کتک زدن آنان ، عصبیت ناشی از شکست های پی در پی خود را تخلیه می کنیم و قدرت مخدوش خود به رخ می کشیم .روستایی چوب خورده و تحقیر شده دیروز ،از این روی بر سر زن و فرزند خود می کوفت ، که فکر آنان را از واکاوی چند و چون شکست خویش ،به همان خطای خانگی معطوف کند .

قبول می فرمایید که ما وشما ، در این آزمون سی ساله ، کارنامه درخشانی از عمل به وعده های اسلامی انقلاب نیاراسته ایم . اگر که با خود صادق باشیم ، صدای شکستن استخوان های اقتدارمان را خواهیم شنید. متاسفانه آسیب و جراحتی که ما به اسلام و به گرایش دینی مردم وارد آورده ایم ، فرا تر از آسیب و جراحت همه طول تاریخ است .

شرمنده ام که نوشته من از صراحتی اینچنین تلخ و گزنده آکنده است . باورم بر این است که ما را فرصت چندانی برای بازگشت و ترمیم خرابی ها نیست . وگرنه ، من آداب کوچکتری خویش ، نیک می دانم .

اگر انقلاب سی ساله ما ، هیچ نداشت الا به صحنه آوردن انصاف ، ما پیروز بودیم . و اگر هیچ نداشت الا ادب و پاکی و پاک دستی بزرگان، ما پیروز بودیم . من از بلندای سی سالگی انقلاب که به گذشته می نگرم ، آرزو می کنم ای کاش ما را با ” اسلام اختراعی ” خود کار نبود . و یا حتی اسلام ، تنها در سفر به دور دست های تاریخی ما محدود و تعریف نمی شد . و ما ، به جای بار انداختن اسلام اختراعی خود در کوچه بنی هاشم ، بر سر و سینه کوفتن های بی پشتوانه ، اهالی کوچه بنی هاشم را به امروز تاریخی خویش فرا می خواندیم و از نورشان بهره می بردیم .

ای کاش در همان ویرانه تاریخی خویش مانده بودیم اما در عوض : ادب داشتیم ، خدا داشتیم . ای کاش دوستی ما با خدا و خوبان خدا ، در لفظ نمی ماند ، و به عمل می گرایید . ای کاش مراجع تقلید ما و روحانیان ما می دانستند که محدوده آگاهی و دانش آنان ، محدود به علومی است که ارتباط چندانی با حساسیت های کشوری و جهانی ندارد . و می دانستند که جامعه ، مردم ، تاریخ ، و سنت های الهی ، برای خود مختصات و قواعدی دارند و ورود نا آگاهانه به هر یک از این حوزه ها ، و دخالت ناشیانه در سیر عالمانه آنها ، جامعه را به آشفتگی حتمی فرو می برد .

رهبر گرامی ، از خود شریف شما آموخته ام که سخت دلتنگ عدالت علوی باشیم . عدالتی که به جانب داری از مردم شهر قم ، محکمه ای به پا کند ، و بزرگان دینی و مسولان خطا کار حکومتی این شهر را فرا بخواند ، و از آنان بپرسد : چرا شهر قم ، که تا پیش از انقلاب ، پاک و شایسته بود ، بعد از انقلاب، اول شهر آسیب دیده از مفاسد اجتماعی کشور شده است ؟ عدالتی که آقازاده های ما را ، مثل پدرانشان ، به تناول شهد مفاهیم دینی وا می داشت و آنان را از شیرینی واردات شکرباز می داشت .عدالتی که خود این پدران را نیز از مواضعی چون معدن سنگ سرخ بیدخت فارس ، باز می داشت . عدالتی که برای ورود به حسابرسی آستان قدس رضوی زانوانش نلرزد .عدالتی که به عدم تعادل فکری مسؤلان حکومتی ، و حتی به عدم تعادل یک رییس جمهور نمرۀ منفی بدهد .عدالتی که شهامت اعادۀ حیثیت از خود را داشته و اجازه ندهد کسی و کسانی از او بیاویزند و مطاع دروغین خود را در سبد نیاز مردم گذارند .

رهبر گرامی ، ما امروز ، چه بخواهیم وچه نخواهیم ، شکست خوردۀ معرکۀ جولانِ تاریخی ِ خویشیم . متأ سفانه ، حتی در موضوع تخصصی خودمان که اسلام باشد ، به قهقرا گراییده ایم . بدیهی است که در این سی سالگی انقلاب ، باید به یک یک کاستی ها و ناهنجاری ها ، و به نقش وسهم خود اعتراف کنیم و در جایگاه یک مسؤل، پاسخگوی مردم وتاریخ باشیم . که چرا در معرفی اسلام به روزی در افتاده ایم که علاوه بر طرد مخاطبان ِجهانی ، مخاطبان ِ داخلی ِ دین خدا را نیز تارانده ایم و به گزینش نامبارک حداقلی مردم خویش ناچار شده ایم ؟ و چرا چنان چهرۀ مخوف و نامبارکی از اسلام آراسته ایم که فرزندان بلا فصل خودمان نیز از آن می هراسند و بدان تمایلی ندارند ؟ ویا چرا با سرمایه های پولی سرزمین خویش به آنچنان غارتی درافتاده ایم که دزدان گردنه ، فردا ، از ما طلبکار آبروی رفتۀ خویش خواهند شد؟ ویا چرا با آوار اسلام ِ اختراعی ِ خویش ، جلوی ” رشد” اسلام واقعی و جلوی رشد مردم خود را گرفته ایم ؟

رهبر گرامی ، می بینید که پرسش های بزرگ وتوفانی و حتمی پیش روی ماست . و ما ناگزیراز پاسخگویی به این همه سؤال سرگردانیم . باورم بر این است که سران فتنه ، درست در بزنگاه نیاز ، به یاری ما شتافتند. اگر آنان نبودند ، ما وشما اکنون باید به مردم خود ” پاسخ ” می گفتیم که مسؤل این همه عقب ماندگی وکار نابلدی ، و رواج گر این همه بی کیاستی و بی لیاقتی ، وبه باد دهندۀ این همه فرصت وثروت ، وبدیهی کنندۀ این همه دروغ وحرامخوری ، و بانی این همه خنده دار شدن قانون ، کسی جز خود ما نیست .

سران فتنه از راه رسیدند تا ما را از پاسخگویی به مطالبات مکرر و رها مانده وبی سر انجام مردم برهانند . ما وشما از این روی به سرکوب سران فتنه اصرار ورزیدیم که تا مردمان ما به مشغله ای انحرافی درافتند و از چگونگی کارهای تو در توی ما و مسؤلیت های خاک آلود و بر زمین ماندۀ ما نپرسند . از ما نپرسند آیا این بود آن انقلابی که همگان را به درک و لمس وبهره مندی از افق های نورانی اش نوید می دادید؟

آیا اسلامی که ازاو دم می زدید، همین است که در چارچوب در خانۀ جوانان بی کار و معتاد وتن فروش و سرگشته وفرومرده وپژمرده و معلق ما ذبح می شود ؟ همین است که در مجلس شورای اسلامی ، هر روزه چهره اش می خراشند وپوستش می درند؟ ودر دستگاه قضا به شوخی اش می گیرند؟ و در دولت ، جیب هایش را خالی می کنند؟

اگر سران فتنه نبودند ، ما و شما باید هر روزه به مردم خود پاسخ می گفتیم که چرا سپاه ، در روز روشن ، سهام مخابرات را بالا کشید ؟ وچرا سپاه ونیروی انتظامی ، با واردات میلیاردها کالای قاچاق ، همچنان سلحشور وغیور ومردمی اند ؟
سران فتنه آمدند تا نمایندگان شجاع ونترس و البته با کفایت ما بهانه ای برای پرخاش و ناسزا داشته باشند، نمایندگانی که مفهوم استقلال مجلس ، ونمایندگی مردم را در همان روز نخست ، زیر پا می نهند تا اعتبار نامه هایشان تصویب شود . نمایندگانی که همچنان به سرکوب سران فتنه محتاج اند وبرای محاکمۀ آنان طومار امضاء می کنند تا نگاه مردم را از عصارگی بر خاک افتادۀ فضايل شان ، و از طنز مجلسی که باید در رأس امور باشد ونیست ، به غوغای سران فتنه منحرف کنند وخود را از حمل سنگینی امانت مضمحل شدۀ مردم ، و تحمل شماتت مردم برهانند . نمایندگانی که متأسفانه ، سالهاست به جای قانون و نظارت قانونی، و به جای تحقیق و تفحص مؤثر ، و به جای واخواهی حقوق فراموش شدۀ مردم ، شوخی می پراکنند.

رهبر گرامی، اطمینان دارم با من موافقید که اگر از این مجلس و قوانین و نظارت آن ، آبی گرم شده بود ، مردمان ما را اکنون بهره ای در مشت بود ، و اگر دستگاه قضا را با قانون نسبتی بود ، ما را اکنون از برکات عدل وانصاف و درستی او نصیبی بود ، و اگر دولت را لیاقت وبرنامه وعقلانیتی بود ، ما را تاکنون از ورطۀ ورشکستگی های داخلی و تحقیرهای جهانی به در برده بود .اما این سه یار دبستانی را ظاهراً جز رکود و رخوت و رفاقت ، رویکردی نیست . پس چرا نباید از ظهور فتنه و سران فتنه در پوست نگنجیم و نگاه پرسشگر و پر شماتت مردم داخل و خارج ونسل های گذشته وآینده را به رفتار آنان منحرف نکنیم ؟

این روزها شاهدیم که بار دیگر مبارزه با بد حجابی به کانون فهم بزرگان دینی ما راه یافته است . وچه برخوردهای شداد وغلاظ ، برای چندمین بار ، بر سر جامعه ما سایه انداخته است . اما برای چندمین بار نیز می توان از همین اکنون عاقبت شکست خورده و پر از آسیب این هیاهوی هیچ در هیچ را به چشم دید . چرا که شهر قم ، و آسیب های دلخراش و مفسده های اجتماعی آن ، دقیقاً محصول همین نگرش خام و دستوری وبی خردانه است . اگر بپذیریم که اجبار در خط کشی های خشک اجتماعی ، ضروری و با فایده است ، این را نیز می پذیریم که اجبار در مواضع فهم و فکر وباور مردم ، جز خسارت و خرابی وگریز ونفرت مردم نتیجه ندارد . شرمنده ام که بگویم راز تنهایی ما ، وکم شدن مخاطبان داخلی و جهانی ما ، در همین اسلام اجباری واختراعی ما است .اسلامی که اغلب در این سی سال عمر خود ، از کنار حق های آشکار عبور کرده است و بر گزینش نا حق های آشکار اصرار ورزیده است .

در زندان وزارت اطلاعات ، و در زندان عمومی ، داستان هایی از اسلام اختراعی خودمان دیده ام که امید دارم در یک ملاقات حضوری ، همه را یک به یک برای شما باز گویم .اما از باب نمونه ، به یکی از مظاهر آن اشاره می کنم و از توقف بر این شرم بزرگ ، درمی گذرم :

من این روزها ، با جوان نوزده ساله ای هم نشین و هم بند هستم که مجموعه ای از خردمندی ها ودرستی ها با اوست . این جوان با همین سن و سال اندک خود ، دو فرمول بدیع ریاضی را که ازدسترس همۀ دانشمندان وریاضی دانان جهان دور بوده است ، کشف کرده و به اسم خود به ثبت رسانده است . این جوان ، با همین سن وسال اندک خود ، چهار اختراع غرور آفرین دارد .المپیادی است . برندۀ جشنوارۀ خوارزمی است . به زبان های انگلیسی وایتالیایی مسلط است . این جوان اما به اتهام متداول توهین به رییس جمهور و تبلیغ علیه نظام ، پنج ماه و نیم است که در زندان است . اتهامی که مردمان جهان، به میزان ارتفاع آن غش غش میخندند . این جوان ، شصت روز در زندان انفرادی بوده وتوسط بازجو های تند وبی ادب خود کتک خورده وتهدید شده است . این جوان ، همان است که آقای جلال الدین فارسی ، پدرش را به ضرب گلولۀ تفنگ شکاری خود کشته است . این جوان ، اکنون ، هفده سال است که چشم به راه تراوش حق وعدالت ، از اسلام اختراعی ما است . اسلامی که آقای جلال الدین فارسی قاتل را به پرداخت یک ريال از پول خون پدر او ملزم نکرده است . اسلامی که آقای جلال الدین فارسی قاتل را آزاد گذارده ، وخود او را که به ابراز نشاط سیاسی اش مشغول بوده ، به زندان و انفرادی و تحمل ناسزا وضرب وشتم در انداخته است .

من معتقدم راز شکست اسلام اختراعی ما ، در همین خصلت های گزینش گری وخاصه پروری ونخبه گریزی و فریب کاری وعوام پروری است . واختلاط غلیظ حق وباطل در او . کارایی سرکوب سران فتنه ، در این بوده است که نگاه منتقدین ما را از امثال آقای جلال الدین فارسی که قاتل اما آزاد است ، به این جوان گستاخ اما بی گناه ، معطوف کند . حالا خود شما رد پای نمایندگان مجلس ، وقضاوت دستگاه قضایی ، و دولتمردان عدالت ور زمان را در تحلیل فرایند های این چنینی جامعه ، رصد فرمایید .

راستی شما در مقام فرماندهی کل قوا ، تا چه حد به رفتار سپاهیان و نظامیان خود ، در ورود به مواضع اقتصادی ، ودر قامت رانت خوارانی چون آقای صادق محصولی ، ودر واردات میلیاردها کالای قاچاق از مبادی گمرکی واسکله های رسمی وغیر رسمی اشراف دارید ؟ والبته اجازه می دهید که در تقبیح رفتار ناشایست سپاهیان ونظامیان ، مسؤ لیت حضرتعالی را نیز در مقام فرماندهی یاد آور شویم ؟ و از شما به خاطر تغییر چهرۀ آن سپاه و آن بسیج و آن اسلام آرمانی گله کنیم ؟

رهبر گرامی ام ، کم کم به سال روز ظهور فتنه نزدیک می شویم . اگر کمی هوشمندی اختیار کنیم ، باور خواهیم کرد که جماعتی ، دور از چشم شما ، به خلق حادثه می اندیشند. حادثه هایی که نیمه دوم خرداد را به زعم خود در بحرانی طراحی شده فرو ببرند . این بحران ، که چه بسا خونین نیز باشد ، قرار است مجدداً انرژی تازه ای را علیه سران فتنه سامان دهد . طراحان این بحران ، با خلق حادثه های ریز ودرشت ، شما را در موضعی قرار خواهند داد تا همانی بگویید که آنان می خواهند . وهمان موضعی را اختیار کنید که آنان مشتاق اند.

شما را به خدا ، رهبر گرامی ، مراقب فتنه ها باشید . فتنه هایی که بانیان آن ، فراتر از سران فتنه ، در اطراف شما آرایش یافته اند و ادعای دوستی غلیظ می کنند . فتنه را در تحرک قدرتی بکاوید که در سایه است . قدرتی که هرگز مطیع شما نیست وبرای خود قرار و مداری دارد . قدرتی که یک جا از حنجرۀ رییس جمهور نامتعادل ما بیرون می خزد ، ودر جای دیگر از امضای نمایندگان مجلس ما جاری می شود ، و برای گشودن موانع پیش رو ، به قاضیان مرعوب دستگاه قضا تحکم می کند . سران واقعی فتنه ، سران قدرت های در سایه اند . سرانی که میلیارد میلیارد پول بی زبان مردم را جابجا می کنند، وبه پروندۀ مفتوحۀ میلیاردها پول گمشده ، پوزخند می زنند. در این یک سال گذشته ، وبا غوغایی که از رسانه ها وتریبون های رسمی علیه سران فتنه در گرفت ، قدرت های در سایه ، بهترین فرصت را برای پیش برد مقاصد خود بلوکه کردند . قدرت های در سایه ، در این یک سال پر آشوب و پر هیاهو ، به قدر همه عمر خود به تحکیم مواضع خود پرداختند ، اما غافل از این که بخش وسیعی از مردم را از اطراف شما پراکندند . قدرت های در سایه ، به مردم احتیاج ندارند ، اما کدام رهبر است که بدون مردم ، همچنان رهبر باشد و رهبری کند ؟!

از باب طنز ، بگویم که چندی پیش آقای جلال الدین فارسی ، به سران فتنه تاخت تا او نیز حتی از این کارناوال هتاکی جا نمانده باشد . فراتر از طنز ، شما را به تماشای امضای خودتان ، پای برگه خرید سهام مخابرات توسط سپاه فرا می خوانم . بله ، قدرت های در سایه ، با شما این می کنند ! وبدون این که شما بخواهید وشما راضی باشید و شما خبر داشته باشید ، امضای رضایت شما را پای عملکرد خود می نشانند . شما را به خدا مراقب فتنه های واقعی باشید .

با احترام و ادب : فرزند شما ، محمد نوری زاد زندان اوین ، نهم خرداد هزار وسیصد وهشتاد ونه


۱۳ خرداد ۱۳۸۹


بیانات مهم حجت الاسلام والمسلمین کروبی در آستانه سالگرد ارتحال حضرت امام (ره)(فیلم+صوت)

در آستانه سالگرد ارتحال حضرت امام(ره)، حجت الاسلام والمسلمین کروبی درباره سیره حکومتی امام (ره) بیاناتی را ایراد نمودند. در بخشی از این بیانات در مورد امام و جمهوریت گفتند: ” جمهوریت را به نام اسلامیت به شدت تضعیف یا تخریب کرده اند و من صریحاً بگویم ما الان خیلی جدی نگران اسلامیت نظام هستیم.” ایشان درباره نگاه امام به مرجعیت افزودند: ” امام به مرجعیت توجه ویژه ای داشتند که مرجعیت محفوظ بماند و به جایگاه مرجعیت آسیب نرسد” همچنین در مورد سیره امام درباره قانون گرایی افزودند: ” امام هم در وصیتشان و هم در عمل و سیره ایشان به شدت مخالف بود که نیروهای مسلح وارد دسته بندی های سیاسی شوند. ، حافظ انقلاب باشند اما در اینکه من یا دیگری هم رأی بیاوریم نیز نباید دخالت کنند

متن بیانات ایشان به شرح زیر می باشد

بسم الله الرحمن الرحیم
در آستانه سالگرد وفات حضرت امام هستیم.
طبق معمول و متداول همه ساله مصاحبه می کردیم، صحبت می کردیم، جلسات شرکت می کردیم گاهی هم سفر شهرستان می رفتیم و انجام وظیفه می نمودیم. متاسفانه امسال تبعات انتخابات و تقلب بی سابقه سال گذشته در انتخابات ریاست جمهوری که حوادث و پیامدهای تلخی هم در این یک سال برای کشور داشت. احساس من و احساس همه این است که عوارض و آثارش سالگرد امام (ره) را هم در بر گرفته و همانند سال های گذشته بدان صورت برگزار نمی شود. البته شکوه و جلال حضور مردم قطعاً در روز ۱۴ خرداد بسیار عظیم و مهم است و حتماً در مناطقی هم چه بسا خودشان و یا بزرگانشان در منطقه انجام بدهند، اما حوادث انتخابات در سالگرد رحلت امام نیز اثر گذاشته است. مثلاً هر ساله سه شب برنامه بود، شب ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ خرداد و همچنین روز ۱۴ و ۱۵ خرداد به مناسبت سالگرد خرداد سال ۴۲٫ لکن امسال تنها روز ۱۴ برنامه دارند، آن هم با برگزاری یک نماز جمعه که هر هفته برگزار می شود.
یا اینکه امسال شاهد هستیم نیروهای نظامی بیشتر مصاحبه دارند و نیروهای بسیج و سپاه بیشتر حالت متولی بودن قضیه را دارند اگرچه ستاد و مسئولین محترم آنجا مسئول عملی و کاری هستند و همه چی بر دوش آنها است، لکن مصاحبه می کنند و حتی گاهی هم برای نوه امام تعیین تکلیف می کنند که ایشان هم خیر مقدم بگویند ! خوب ایشان صحبت می کنند و تکلیف خودشان را می دانند که چه کار باید بکنند. به هر جهت امسال بدین شکل شده است که برای من فرصت مصاحبه ای نیست یا می ترسند مصاحبه کنند یا منعکس نمی کنند و یا دستور رسمی است که مطالبی از فلانی ننویسید، بنابراین ما هم مانده بودیم که چه کار کنیم و به چه نحوی انجام وظیفه کنیم که به نظرمان آمد که یک چنین برنامه ای را ترتیب بدهیم و یک بحثی در مورد امام داشته باشیم.
منتهی من فکر کردم که در مورد امام می خواهم صحبت کنم آن هم شرایط امسال راجع به ایستادگی و مقاومت امام، راجع به قاطعیت ایشان، راجع به زهد و دور اندیشی امام، راجع به تصمیم گیری هایی که در دوران مبارزه داشت که بن بست را می شکافت. اینها بحث طولانی و مفصلی است که گفته شده و باید برای آیندگان هم گفته شود. ولی من در این فکر بودم که امسال راجع به وضع فعلی خودمان و وضعی که الان در کشور بوجود آمده صحبت کنم.
عده ای طوری حرف می زنند که که گویا امام مختص آنهاست و  همان ها تابع امام و پیرو خط امام هستند و دیگران از مسیر و راه امام جدا شدند. یعنی هرکس به تقلب در انتخابات اعتراض دارد متهم به عامل موساد و سازمان سیا می کنند و هر گونه تهمت و افترایی به این افراد می زنند، چرا که اینها افرادی هستند که آمدند اعتراض کردند به انتخابات، یا اصلاً بحث انتخابات نیست و انتخابات بهانه است آنها دگرگون شده اند و یا اصلاً آنها از اول منافق بودند و یا اینکه اگر آدمهای درستی هم بودند سوابقشان از دست رفت و در این امتحان نتوانسته اند سربلند بیرون بیایند. آنها فعال و همه بوق ها هم دست آنهاست و این اتهام ها و شعارهای تخریبی را مدام و مستمر تکرار می کنند.

ماهم صبر و حوصله کردیم و گاهی هم جواب دادیم اما امروز فکر کردم به مناسبت سالگرد امام چند مطلب تازه و جدید بگویم. اینکه آقایان می گویند اینها از راه امام منحرف شده اند، ما می گوییم نخیر ما از راه امام منحرف نشده ایم و به خاطر راهمان و به خاطر آرمان های امام و مبارزات ملت هم داریم تلاش می کنیم و شما که اشکالی دارید بیائید باهم مناظره کنیم ، هر کسی را که خواستید تعیین کنید و بگویید که از طرف حکومت هست و حاکمیت قبولش دارد و می نشینیم در مقابل مردم و مناظره می کنیم و ملت عزیزمان هم داوری می کنند، که حتی حاضر نشدند و حاضر نمی شوند چون خودشان می دانند که چطور دارند ریشه های انقلاب را می سوزانند و چگونه آرمان های امام را زیر پا گذاشته و انحراف از طرف دیدگاه خودشان در انقلاب بوجود آورده اند و اندیشه های خود را بر اندیشه های امام تحمیل می کنند. حالا من برای
اینکه مطلب روشن شود ناگزیرم به نحو کلی چند موضوع و مهم و اساسی که از آرمان های امام بوده و از مبانی امام بوده از محکمات انقلاب اسلامی است و حتماً باید اجرا و عمل شود که آنها مخدوشش کردند را به عنوان نمونه ذکر بکنم تا جایی که معلوم شود چه کسی از انقلاب و خط امام منحرف شده است ؟ و چه کسی شیرینی حکومت و طعم زیبای قدرت او را وادار کرده تا بیاید آرمان های امام را به فراموشی بسپارد ؟!

نکته اول:

امام گفت “جمهوری اسلامی” در جمهوریت فرمود: میزان رأی ملت است و همه ارکان جمهوری اسلامی باید رای مردم باشد، چه مستقیم و چه غیر مستقیم. هیات دولت، رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و خبرگان، رهبری و … همه باید با رأی مردم باشد حالا بعضی ها مستقیم و بعضی از آنها غیر مستقیم هستند و میزان همه رأی مردم است.
بنده عرض می کنم پس از رحلت امام در مجلس سوم که یک سال از عمر مجلس گذشته بود انحراف در رأی گیری و انتخابات ها شروع شد و به بهانه نظارت استصوابی در همان مجلس سوم یعنی پایان مجلس سوم، اوایل سال ۷۱ بیش از ۴۰ نفر که ۱۲ سال و ۸ سال و ۴ سال در مجلس بودند را رد کردند و عده ی دیگر را هم در بیرون از مجلس رد کردند و تلاش می کردند مجلسی را که می خواستند بوجود بیاورند، یعنی مجلسی که در اول وقتی بوجود آمد از همه ی گروه ها و از همه ی اندیشه ها در آن مجلس حضور داشتند، مجلسی که دو تا رئیس جمهور به نظام داد، وقتی حوادثی رخ داد نخست وزیر به نظام داد، وقتی آن شهادت ها به آن صورت پیش آمد دو تا وزیر آموزش و پرورش، دو تا وزیر فرهنگ و ارشاد وزیر کشور و وزیر کار و بازرگانی به نظام داد و آن مجلس تبدیل شده به مجلسی که الان شاهدش هستیم دو فوریت می دهند برای سرعت اعدام، ضمن احترام به نمایندگان ملت ولی باید بدانیم در چه تنگناها و در چه شرایطی این مجلس بوجود آمد، بنابراین من عرض می کنم که اولین کاری که برای انتخابات شد یک فیلتری برای رأی مردم بوجود آمد و یک استصوابی شکل گرفت آن هم شورای نگهبان که اول باید آنها تأیید کنند و تا آنها تأیید نکنند نتیجه ای ندارد، آن هم در اندک بهانه ای و یا جناح بندی هایی که وجود داشته خیلی از چهره هایی که ۲۰ سال در مجلس بودند را رد کردند و خیلی از افرادی که ارزشمند بودند را حذف کردند و کنار گذاشتند.
یا اینکه سال ۶۹ یک سال بعد از رحلت امام در مجلس خبرگان که دور دوم آن می خواست شروع شود باز همان کردند که صلاحیت از حوزه های علمیه و علما گرفتند و دادند به شورای نگهبان که منصوب رهبری هستند. جمعیتی که می خواهند بیایند برای انتخاب رهبری و ناظر رهبری، برای اینکه اگر رهبری توان آن کار را نداشت به صراحت قانون اساسی که اگر از روز اول انتخاب اشتباهی بوده تازه آنها باید منصوب رهبری را تأیید کنند و لذا هم در همان مجلس در انتخابات دور دوم اعضای مظلوم و فداکاری را همانند مرحوم آیت الله احسانبخش گیلان و آقای جمی را حذفشان کردند و عده ای دیگر را هم راه ندادند.

ببینید اولین قضیه ای که رخ داد، در انتخابات هر وقت خواستند تأیید کردند و هر وقت خواستند رد کردند، من فراموش نمی کنم که آقای عباسی فرد رفت یک امتحان داد و قبول شد و رفت یکی از استان ها داوطلب شد رأی نیاورد برگشت بعد معاون قوه قضاییه شد. خوب طبعاً نام و نشان و مسئولیتش بیشتر شد، خواست از تهران داوطلب شود، شبی من قم بودم دیدم آنجا می گویند که دعوت کردند برای امتحان با این که دو سال پیش امتحان داده بود من متوجه شدم که قضیه چی هست در گوش کسی گفتم که پس فاتحه آن خوانده و پرونده اش بسته شده، گفت چطور، گفتم که کسی که دو سال پیش امتحان داد و قبول هم شده دوباره امتحان برای چی؟ همان هم شد و ردش کردند، مجدداً گفتند امتحان، این بار قبول نشد و ماجرای انتخابات دور سوم بود که برای خوزستان هم رفت امتحان داد و شرکت کرد و رأی آورد. مجدداً در همین انتخابات دو یا سه سال
پیش مجدداً رد کردند. یعنی انتخابات مردم را اول شورای نگهبان باید تأیید کند، این نکته اول که یکی از سیره های امام که این قدر بر رأی مردم و انتخابات تکیه می کرد و می گفت باید انتخابات باشد.

جمهوریت را به نام اسلامیت به شدت تضعیف یا تخریب کرده اند و من صریحاً بگویم ما الان خیلی جدی نگران اسلامیت نظام هستیم.

نکته دیگر:

امام شمول و تعادل بین جناح ها بوجود می آورد، امام مراقب بود که جناح هایی که در درون نظام هستند را حفظ کند و هشدار بدهد و هم گوششان را بگیرد و هم حمایت می کرد. لذا قضایای مختلفی پیش می آمد که انجام می داد.

به عنوان نمونه می گویم که مثلاً در روحانیت جلسه داشتیم برای انتخابات دوم مرحوم آقای فخرالدین حجازی را نگذاشته بودند در لیست آن وقت مجمع هم انشعاب نکرده بود. امام پیام دادند که چرا آقای فخرالدین حجازی که نفر اول تهران بود این همه جبهه می رود و سخنرانی می کند برای چی حذفش کردید ؟ یا من در همین جلسات بودم که بنا بود خبرگان اول انجام شود من دیدم تلفن شد به یکی از اعضایی که آنجا بودند از دفتر امام راجع به خبرگان رهبری و آنها مرحوم آقای یثربی را حذف کرده بودند و حالا من نمی خواهم بگویم که به چه خاطر آیت الله یثربی حذف شده بود که امام فرمودند که ایشان را بگذارید، چرا حذف کرده اید؟
یا در انتخابات مجلس سوم که آقا شیخ محمد یزدی رأی نیاورد امام فوراً ایشان را عضو شورای نگهبان کرد یا اینکه آقای آیت الله طبسی در مشهد بود و مسجد گوهر شاد و تشکیلات آن جدای از حرم بود. یک جلسه دوستان ما گذاشته بودند افرادی می رفتند آنجا سخنرانی می کردند و بعد از آنها با آقای طبسی میانه خوبی نداشتند که حاج سید احمد آقا به دستور امام تلفن کرد که آقای طبسی نماینده امام است و مسئول تولیت آنجاست، طوری که شما می روید آنجا و برخوردهایی می کنید به مصلحت نیست، یعنی ایشان تعادل را بوجود می آورد چه از این طرف و چه از آن طرف، حالا داستان مفصل است که من همین قدر اشاره کردم. حالا این قضیه وجود ندارد و لذا یک طرفه شد. الان شاهد این اوضاع هستیم که مسیر چگونه و با چه مشکلاتی طی می شود و مجلسی که با این شرایط و تحمیل ها شکل گرفت و چندین هزار نفر را که رد کردند در حالی که می
بینیم  دولت و مجلس چه اختلاف هایی دارند، مجلسی که حتی قدرت این را که به وظایف خود عمل کند را ندارد.

ماجرای مرجعیت هم مهم است که برایتان بگویم.

سرمایه مهم شیعه در دوران غیبت مرجع تفلید است و مراجع تقلید استوانه و حریمی بودند و همچنین پناهگاهی بودند برای اسلام و تشیع در فراز و نشیب های سخت و دشوار.

من اشاره ای می کنم به ماجرای میرزای شیرازی و فتوای او در رابطه با قضیه تنباکو، ماجرای آیت الله حاج آقا کاظم یزدی در رابطه با ماجرای لیبی و ایتالیا و اشغال آنجا و یا ماجرایی که انگلیسی ها پیغام دادند که ما در
عراق هستیم و به نجف حمله می شود بهتر است در خانه نباشید و با خانواده از شهر بروید بیرون، مرحوم آقای حاج کاظم فرمودند که ساکنان نجف همه خانواده من هستند من زن و بچه ام را بردارم ببرم به کجا؟ یا ماجرای جنگی که در عراق با انگلیسی ها بود و خود علما  جبهه رفتند و شهید دادند و یا خلاصه در ماجرای مشروطه به هر جهت حوادثی که پیش آمد مرجعیت شیعه بسیار جایگاه خاص و ممتازی داشت و بالاتر از همه اینها اصلاً داستان خود امام یعنی امام قطعاً پیروزیش و اینکه توانست بر نظام ستمشاهی غالب شود جایگاه مرجعیتش بود.
امام مرجع بزرگی بود، امام شاگردان فراوانی تربیت کرده بود، امام امامی بود که آقایی به نام سرهنگ قلقصه سال ۳۵،۳۶ ساواک را در قم تأسیس کرد و در زمان زمامداری مرحوم آیت الله العظمی بروجردی که با آن عظمت و با آن سن و سال گزارشهائی از حوزه و مرجعیت و شیوه آن تهیه می کرد و می فرستاد برای ساواک که اسناد آن موجود است و کسی را که انتخاب کردند برای ساواک قم معلوم است که باید چگونه فردی باشد، جه خصوصیاتی داشته باشد، در صف اول نماز بود، کفشهایش را پشت خوابیده می پوشید گاهی هم کلاه نخی به سر می گذاشت. خیلی حالت مردمی بود و با همه قاطی می شد، گزارش می کند به ساواک مرکز که آنجا علمایی که در قم هستند آقای حاج روح الله خمینی بیش از همه شاگرد دارد و بیش از ۵۰۰، ۶۰۰ نفر هستند که در کلاس ایشان شرکت می کنند، آن زمان اگر کسی ۵۰ یا ۱۰۰ نفر شاگرد برای درس خارج داشت خیلی بود و معمولاً ۱۰ یا ۲۰ یا ۳۰ نفر بودند. گزراش می کند که درس این چنینی دارد و تلاش هم می کردند که مرجعیت امام را از ایشان بگیرند و حتی در بازجویی ها سوال می کردند که شما مقلد چه کسی هستی؟ می خواستند بگویند که امام مرجع نیست، مثل سایر علمایی هستند که مبارزه کردند مثل مرحوم آیت الله کاشانی و دیگران اما جایگاه مرجعیت امام باعث شد که دشمن نتواند کار خودش را انجام دهد و توطئه ای شود و از طرفی هم آن صلابت و قاطعیتی که داشت توانست پیروز شود.
مرجعیتی که امام این قدر اهمیت می داد به هر حال حادثه ای تلخ هم رخ داد و آن هم بحث جدایی است که متاسفانه دیگران هم به هرجهت شیطنت کردند که دور ایشان حلقه زده بودند، امام خیلی توجه داشت که مرجعیت محفوظ بماند و به جایگاه مرجعیت آسیب نرسد، حتی در آن زمان هم گفت ما نمی خواستیم چنین چیزی شود اما شد چون تذکراتی دادم که این حوادث برایش رخ ندهد.
خوب امام یک چنین جایگاهی برای مرجعیت قائل بود تا حدی برای مرجعیت احترام قائل بود که من خودم یک وقت در نماز جمعه تهران قبل از خطبه صحبت می کردم، پرخاش کردم به یکی از مراجع که واقعیت این است که فرح رفته بود دیدن آن مرجع و معروف بود که انگشتری برای شاه داده آن هم وقتی رفته که اوضاع درگیری در ایران هست، من در حین صحبتهایم که یادم نمی آید به چه مناسبتی بود که گفتم آن مرجعی که انگشتر برای شاه می فرستد،(بدون اینکه اسمی ببرم) فوراً امام که صحبت ها را در روز جمعه گوش می دهد به نزدیکانش زنگ می زند و می گوید که به رادیو بگویید این عبارت ها را از نطق در بیاورند، در آن زمان خطیب نماز جمعه که صحبت می کرد روز یکشنبه از ساعت ۱ تا ۲ پخش می شد من هم اتفاقاً روز یک شنبه می آمدم آنجا برای ملاقات خانواده ها که متوجه شدم امام این دستور را داده من فکر می کردم که با من
هم برخورد می کنند ولی نه ایشان کار خود را کرده بود و صحبت های من که از رادیو پخش شد این مطلب نبود.

یا داستان آیت الله سید طاهری خرم آبادی می گفت که وقتی می خواستم بروم پاکستان و آن جایگاهی که امام داشت و شیعیان نماینده از امام خواستند که امام می گفت آنجا به تقلید مردم کاری نداشته باشید، تقلید کار کارشناسی است، هر کس می خواهد تقلید از هر آقایی بکند و وجوهاتش را به هر کس می خواهد بدهد، اصلاً به تقلید افراد کاری نداشته باشید و مروج انقلاب اسلامی باشید.
آن صلابتی که امام داشت و پیروزی که نصیبش شده بود، عده ای را که می رفتند برمی گرداند یا عده ای داوطلب عدول بودند، قبل از اینکه من نماینده امام در حج شدم بعضی آقایون فرموده بودند که روحانیون کاروان ها از فتاوای امام بگویند، اگر از آقایی سوال کردند از او بگویند، امام شنیده بود و بسیار ناراحت شده بود و گفته بود که این چه کارهایی است که می کنید، مقلدین مختلفی هستند. به هر جهت امام حریم علما و مراجع تقلید را به بهترین نحو حفظ می کرد.
ولی حالا می بینیم که چه بلایی به سر مراجع و حوزه های علمیه آمده، ما که می دانیم نقش اطلاعات نقش نیروهای مسلح، نقش بعضی از روحانیون چیست و چه کارهایی کردند و بعضی از نهادها چه کارهایی کردند، جلوی درب بعضی از منازل جمع شدند جلوی درب جامعه مدرسین جمع می شوند و چه حوادثی رخ می دهد.

آیا این سیره امام است ؟ اینها را ما کردیم یا از گروه هایی که الان در حکومت هستند؟

این سه نکته از مسائل مهم امام بود که یکی قانون گرایی امام بود. در سیره حکومت امام قانون گرایی بود که امام توجه داشتند که دقیقاً به قانون عمل کنید مگر موارد ضروری و مواردی که دیگران می خواستند، مثلاً مواردی که در جنگ بوده.
داستانی دارم که بسیار شنیدنی است برای خوانندگان و بینندگان عزیز:
مجلس اول اساسنامه سپاه، اساسنامه وزارت اطلاعات همه را تنظیم می کردیم و می نوشتیم. در اساسنامه نوشتند که رأس اطلاعات باید مجتهد باشند که در مجلس هم تصویب شد، از طرفی هم که امام این را می شنود و مخالف این قضیه هم هست و می پنداشت که رأی نمی آورد، چون نمی خواست این چنین شود و می
خواست که تذکر بدهد که لفظ مجتهد خوب نیست بگذارید برای امنیت و اطلاعات مرحوم آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی پدر خانم جناب آقای حاج سید احمد خمینی به خود من می گفت که در حضور امام بودیم رئیس مجلس وقت آمد آنجا و بسیار متاثر بود از اینکه مجتهد در رأس اطلاعات باشد. منظورم این نکته
است که رئیس مجلس گفت که حالا اگر ناراحت هستید ما می رویم اصلاحش می کنیم و بر می گردانیم ولی ایشان گفت که حالا دیگر تصویب شده و قانون شده من وارد نمی شوم، ما موارد متعددی از امام داریم و دارم.
آقای طباطبایی رحمت اله علیه می گفت وقتی رئیس مجلس تشریف بردند من گفتم که چرا اینقدر ناراحت هستید؟

امام فرمود: تشکیلاتی که امنیتی است و نحوه برخورد و کار، کاری است که اصلاً اگر مجتهد آنجا باشد مشکلاتی هم اضافه می شود که همان طور الان شاهدش هستیم که الان چه اتفاقی می افتد.

حالا ما کاری نداریم چرا که سلیقه امام بود و اگر کسی هم قبول نداشته باشد، ضد ولایت فقیه هم نیست اما من می خواهم بگویم که ایشان به قانون تصویب شده پایبند بودند که باید عمل شود یا اینکه مسئله نیروهای مسلح که امام هم در وصیتشان و هم در عمل و سیره ایشان به شدت مخالف بود که نیروهای مسلح وارد دسته بندی های سیاسی شوند. ، حافظ انقلاب باشند اما در اینکه من یا دیگری هم رأی بیاوریم نیز نباید دخالت کنند.

آیا این برای نظام است؟ نیروهای مسلح اسلحه در دست دارد و سرنوشت انتخابات هم دست بسیج و سپاه است، این را که ما می دانیم و تعارف نداریم و می بینیم که چنین نماینده هایی به کار می آیند ضمن اینکه در مجلس آدم های شریفی هم که رأی از مردم گرفتند هستند ولی در مجلس دوستان بسیج و سپاه حق دیگری را که باید می آمدند در صحنه را ضایع کردند و نطق هایی هم می نویسند و دست آنها می دهند و هرچی می خواهند می گویند، کاری غیر از این ندارند.
بنابراین امام تأکید داشت نیروهای مسلح وارد نشوند و حالا هر کس می گوید به آنها حمله می کنند که شما مخالف نیروهای مسلح و بسیج هستید و لذا این قدر هم به نهادهای مختلف آسیب زدند. نمی خواهم بگویم عباراتی را که مطلوب نیست ولی به هر جهت معنویت آنها را در انظار مردم از بین بردند، می گویید نه ، یک نظر سنجی آزادی بین مردم بکنید که این نهادها چقدر در درون و دل مردم جایگاه دارند؟ آیا بسیج، بسیج همان موقع است ؟ و یا اینکه ساده زیستی و زندگی امام که از بیت المال استفاده نکنند و از بیت المال دردسر برای حکومت ایجاد نکنند.

چند نکته از سیره های امام را گفتم و کوتاه می گویم که آقایان بیایند جواب بدهند، ما حافظ بودیم، تلاش کردیم انتخابات آزاد باشد، تلاش کردیم قانون گرایی باشد، ما تلاش کردیم که نیروهای مسلح وارد انتخابات نشوند، ما تلاش کردیم که مرجعیت محفوظ بماند.
دیگر گذشت و این بلاها را سر مراجع آوردند و به خانه هاشان حمله کردند و در نماز جمعه به مرجع بزرگی که در خارج بود حمله کردند، یک آقایی آمد باز حمله کرد به مرجع دیگر به خاطر یک قضیه سیاسی، تازه چه وصف هایی من از آن آقا از این مرجع شنیده بودم اما او آمد و ایشان را مورد حمله قرار داد.
می خواهم بگویم که امام تلاش می کرد همه ی آنها بمانند و ما بکوشیم که به آرمانهای امام عمل کنیم.
من میدانم حالا به جای اینکه جواب بدهند…. و ما هم دنده ی پهنی دارم و هیچ اعتنایی به این اراجیف آنها نمی کنیم و حرفمان را می زنیم و مسائلی دارم که امام این قدر مقید بود که الان چه حوادثی پیش آمد و چقدر به بیت المال مردم دقت می کرد چگونه الان بیت المال از بین می رود.

رهبری که بر زندگی مردم دقت می کرد و همچنین مهربانی ایشان با مردم و رابطه ایشان با مردم و حقوقی که برای مردم قائل بود و چگونه از خودسری ها جلوگیری می کرد و اجازه نمی داد اصلاً کسی به حریم شخصی کسی وارد شود.

اگر وقت داشتم از برخوردهایی که امام با خودسرها می کرد حتی با نزدیکانشان را برایتان می گفتم.
والسلام علیکم

مهدی کروبی

۱۳۸۹/۰۳/۱۳

-

دانلود فایل صوتی پیام ویدیویی 

دانلود فایل تصویری پیام ویدیویی (بخش اول)

دانلود فایل تصویری پیام ویدیویی (بخش دوم)

دانلود فایل تصویری پیام ویدیویی (بخش سوم)

دانلود فایل تصویری پیام ویدیویی (بخش چهارم)

دانلود فایل تصویری پیام ویدیویی (بخش پنجم)

دانلود فایل تصویری پیام ویدیویی (بخش پایانی)


بیانیه دانشجویان دانشگاه آزاد تهران مرکز در سالگرد هجوم وحشیانه به دانشجویان تهران مرکز و ۲۲ خرداد

۱۳ خرداد ۱۳۸۹

تحول سبز : دانشجویان دانشگاه آزاد تهران مرکز در سالگرد هجوم وحشیانه به دانشجویان تهران مرکز و ۲۲ خرداد اقدام به صدور بیانیه ای کردند.

به گزارش تحول سبز، متن کامل این بیانیه  به شرح زیر است:

«از خاک سکوت آتش فریاد بسازیم»

خرداد ماه حاثه هاست در تقویم این سرزمین و ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم….

سال هاست دانشگاه ، این قلب تپنده ی ظلم ستیز در مقابل دشمنان دیرینه آزادی قد علم کرده و فریاد آزادی خواهی دانشجویان این خاک مقدس خواب آسوده از چشمان ظلم اندیشان چکمه پوش چماق به دست ربوده است.در پی اعمال سرکوب و فشار های فرا قانونی بر قشر همیشه بیدار جامعه که مسئولیت فریاد های در گلو خفته مردم برای بر قراری جامعه ای آزاد و برابر را بر دوش میکشد برای چندمین بار چماقداران به ساحت مقدس دانشگاه حمله ور شدند و در آستانه سالگرد حمله وحشیانه شان در ۱۳ خرداد سال ۸۸ بار دیر جای سیلی وحشیانه شان در اول خرداد بر چهره همیشه مظلوم دانشکده فنی تهران مرکز ماند.از نیم قرن پیش که چنگال دیکتاتوری سینه سه یار دبستانیمان را درید و دانشگاه را به خون مقدسشان گلون کرد ، آموخته بودیم که مزدوران زر اندوز زور مدار پاسخ همراهی و همصدائی ما را جز به خشم و خشونت نخواهند داد.چون ما نه چون آنان سودای زر در سر داریم و نه جز قلم و زبانمان سلاحی داریم و نه در مسیرمان با نقاب تزویر طی طریق میکنیم… این .دیکتاتوریست که نقاب عوض میکند ، گاهی در کلیسا ، گاهی با چکمه و امروز با ریا و تزویر .
در آستانه اولین سالگرد این فاجعه خونین ، بار دیر شاهد رفتار های استالینی از سوی اقتدار گرایان هستیم، که پا را از سرکوب دانشجویان فرا تر گذاشته و با یورش به دفتر رسمی یک سازمان قانونی “دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی ” بار دیگر یادی از خود در بر گهای تاریخ سیاه دیکتاتوری بر جای گذاشتند. البته این سنت تمامی دیکتاتور های تاریخ است که به جای عقل مشت در سر دارند.جای بسی تاسف است که امروز ریاست دانشگاه آزاد تهران مرکز «دکتر گذشتی» و تشکل های شبه نظامی مدعی جریان دانشجویی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز که خود و همفکرانشان در صف اول برخورد با حرکت های دانشجویی یوده و فجایعی چون ۱۳ خرداد ، ۲۱ مهر ، ۱۶ آذر ودر آخرین اقدام خوداول خرداد را در دانشکده فنی واحد تهران مرکز به خاک و خون کشیدند،جزء روشنترین نقاط پرونده عملکردیشان است دم از اسلام و عدالت علوی میزنند.سه دهه است که از جمهوریت نظام چیزی نمانده ، لا اقل اسلام مردم را رها کنید.
نماد این بی عدالتی در حق دانشگاه و دانشجو را میتوان در انتصاب اخیر ریاست دانشکده فنی واحد تهران مرکز را دید. که جناب افتخاری بازوی راست نیروهای امنیتی و سرکوب در حریم مقدس دانشگاه ست برای اعمال خشونت های بیشتر در حق دانشجویان.
ما دانشجویان تهران مرکز ضمن محکوم کردن فشار های مضاعف بر دانشجویان در سال جاری وسالگرد واقعه ۱۳ خرداد یاد آوری موارد زیر را هم چنان نه از طریق متوسل شدن به مراجع قدرت داخل و خارج دانشگاه ، بلکه با اصرار قاطعانه و اتکا به نیروی اراده ، آگاهی و ایمانمان به دموکراسی و عشقمان به آزادی بیان و اندیشه ضروری میدانیم:

یک)بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ، هرگونه تجمع و اعتراض بدون حمل سلاح و به گونه ای که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است و بر این اساس بازداشت کلیه دانشجویان کشور را که در تجمعات دانشگاه ها شرکت کرده اند نقض صریح قانون دانسته و خواستار آزادی فوری و بی قید و شط تمامی بازداشت شدگان هستیم.

دو)اعلام همبستگی با تمامی یاران دربندمان که فاصله مان دیواریست به بلندای آزادی و پهنای شجاعت در تاریخ این سرزمین ، سرزمینی که در آن مزد آزاد اندیشی زندان است و شکنجه.علی ملیحی ، مهدی خدایی ،سینا گلچین ، میلاد اسدی،آره مجید توکلی ، کوهیار گودرزی ،بهاره هدایت و……

سه)در آستانه سالگرد انتخابات مهندسی شده ۲۲ خرداد با تمامی اسیران در بند دیکتاتوری و عزیزانمان که کشته شدند عهد میبندیم که تا ویران کردن تمامی دیوار های ظلم و جور ، دست از مبارزه نخواهیم کشید و روز ها را با هم پیوند میدهم و خونمان را جوهر قلمهایی میکنیم که آزادی ایران سبز را در صفحات تاریخ بنگارد.

این موج به پا خاسته آخر دریا شده و میهنی آباد بسازیم

جنبش سبز تهران مرکز ۱۱ خرداد


سراشیب اقتصادی ایران پس از انتخابات ۲۲ خرداد

 

از انتخابات ۲۲ خرداد سال گذشته تا امروز، اقتصاد ایران سراشیب تندی را طی کرده است. در این یک‌ساله، دست کم ۲۴ شرکت‌ بزرگ خارجی با ایران قطع رابطه کرده‌اند و فروش نفت روزانه ۴۰۰ هزار بشکه کاهش یافته است.

 

بحران سیاسی بزرگ ماه‌های پس از انتخابات دور دهم ریاست‌جمهوری، زمینه‌های گسترش تحریم‌های اقتصادی و قطع رابطه شرکت‌های همکار با ایران را، بیش از گذشته مهیا کرد. این روند، ظرف یک سال‌گذشته، برای جمهوری اسلامی شرایطی آفرید که آن را از دید کارشناسان اقتصادی، تنها در چارچوب اصطلاحاتی مثل "رکود تورمی" و "انزوای اقتصادی" می‌توان توضیح داد.

 

خروج کنسرن‌های خارجی

 

ظرف یک سال، کنسرن‌های مهمی مثل انی (ایتالیا)، توتال (فرانسه)، رویال، داچ شل، (هلند و انگلستان)، پتروناس (مالزی)، زیمنس (آلمان)، کاترپیلار، تراویتورا، ویتول، گلنگول و ۱۵ شرکت خارجی بزرگ دیگر، یا همکاری خود را با جمهوری اسلامی  قطع کردند و یا اعلام کردند که حاضرند درصورت درخواست آمریکا، به همکاری خود پایان دهند. از میان شرکت‌های خارج شده از ایران، هشت شرکت به ترکیه تعلق داشته‌اند.

 

نتیجه قطع بخشی از این همکاری‌ها، کاهش شدید فروش نفت ایران بود. آمار رسمی از کاهش خرید چین، ژاپن و هند به میزان روزانه حدود ۴۰۰ هزار بشکه می‌گویند، اما کارشناسان مستقل معتقدند که کاهش فروش نفت ایران، در این میان، به حدود ۷۰۰ هزار بشکه رسیده که ۲۵ درصد صادرات نفت کشور را تشکیل می‌دهد.

 

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  سهام عمده شرکت مخابرات به سپاه پاسداران منتقل شدکاهش فروش، در کنار کاهش بهای نفت در بازارهای بین‌المللی، سبب شد دولت احمدی‌نژاد، برای سال ۱۳۸۹، لایحه بودجه‌ای را تقدیم مجلس کند که بسیاری از کارشناسان اجرای آن را سبب تشدید "رکود تورمی" در اقتصاد می‌دانند. این لایحه روشن نکرده که دولت ده‌ها میلیارد دلار بدهی خود به بانک‌ها و موسسات داخلی را، تا پائیز امسال، چگونه خواهد پرداخت.

 

تشدید مشکل بنزین

 

تاثیر دیگر بحران سیاسی پس از انتخابات ۲۲ خرداد، قطع همکاری برخی از شرکت‌هائی بود که بنزین مورد نیاز ایران را تامین می‌کردند. قطع همکاری لوک اویل روسیه، در این عرصه اهمیت ویژه داشت. روسیه در سال‌های گذشته در عرصه بین‌المللی شریک و پشتیبانی مهم برای جمهوری اسلامی شناخته می‌شد. قطع همکاری لوک اویل، به این توهم پایان داد که روس‌ها می‌توانند برای همیشه در کنار ایران بمانند.

 

قطع فروش بنزین از سوی لوک اویل، "ترافیگورا" و "ویتول"، سبب شد که در دوازده ماه گذشته، تامین بنزین و سهمیه‌بندی آن، به یکی از چالش‌های مهم دولت  تبدیل شود. مشکل چنان پیچیده شد که دولت روز ۱۲ خرداد مجبور شد سیاست‌های تازه‌ای را برای کاهش سهمیه بنزین خودروها اعلام کند.

 

بحران سیاسی، از سوی دیگر نفوذ اقتصادی ایران را در منطقه کاهش داد. ۱۸ خرداد امسال، دویچه وله به نقل از کارشناسان اقتصادی حوزه خزر نوشت که شانس ایران برای فروش گاز به اروپا و حتی پاکستان و هندوستان نیز کاهش یافته است.

 

قطع سرمایه‌گذاری‌های خارجی

 

در یک‌سال گذشته، جریان سرمایه‌گذاری خارجی به روی بازار ایران کاملا قطع شد، تا آنجا که معاون وزیر اقتصاد، در خردادماه امسال اعلام کرد: «دولت زیر پای سرمایه‌داران ایرانی خارج از کشور فرش قرمز پهن می‌کند.»

 

تحریم‌های بین‌المللی، اغلب زیر فشار ایالات متحده آمریکا اعمال شده و رهبران جمهوری اسلامی همچنان به آمریکا ناسزا می‌گویند. با این همه، اواخر اردی‌بهشت‌ماه امسال، رئيس اتاق بازرگانی ایران با صراحت اعلام کرد: «اگر شرکت‌های آمریکایی بخواهند در پروژه‌های بزرگ ایران سرمایه‌گذاری کنند، هیچ مانعی بر سر راه آن‌ها وجود ندارد.»

 

برای تشویق سرمایه‌گذاران خارجی، مجلس شورای اسلامی، مجبور شد قانون تشکیل بانک‌های مشترک با خارجیان را تصویب کند. این قانون به سرمایه‌گذاران خارجی امکان می‌دهد با ۴۰ درصد سرمایه‌، در بانک‌های مشترک شریک شوند. مقامات ایرانی، ضمنا اعلام کردند که کوشش‌هایی را برای جذب سرمایه کشورهای اسلامی آغاز خواهند کرد.

 

رشد نیم درصدی

 

علت اصلی این تلاش‌ها آن است که بدون سرمایه‌گذاری‌های خارجی، ایران نمی‌تواند در وضعیت رشد اقتصادی خود تغییری ایجاد کند. اما بحران مشروعیت دولت سبب شده است که امنیت سرمایه‌گذاری‌ها در ایران نیز، به زیر پرسش برود. به تازگی بانک مرکزی اعلام کرد که رشد اقتصادی ایران در سال ۱۳۸۸ فقط نیم درصد بوده و در سال ۷۹ نیز بیشتر نخواهد بود.

 

رشد هیچیک از کشورهای حوزه خلیج فارس، در مدت مشابه، کمتر از ۶ درصد نبوده و به عنوان نمونه، قطر، در سال گذشته میلادی به ۱۸ درصد رشد رسیده است. شیخ نشین قطر، حدود ده سال است که از ذخیره گاز یک میدان مشترک با ایران در خلیج فارس بهره‌برداری می‌کند. اما جمهوری اسلامی تاکنون اقدامی نکرده است.

 

رشد اقتصادی سپاه

 

در اوج بحران اقتصادی ایران، دولت احمدی‌نژاد ظرف یک‌سال گذشته راه را برای نفوذ بیشتر شرکت‌های وابسته به سپاه پاسداران در عرصه اقتصادی هموارتر ساخت. پس از انتخابات، سپاه ابتدا سهام عمده شرکت مخابرات را خرید و بعد ایجاد اولین بانک خود را اعلام کرد. علاوه بر این،  دولت، برای بهره برداری از سه فاز میدان پارس جنوبی و چند پروژه دیگر، بدون برگزاری مناقصه، یک قرارداد  ده میلیارد دلاری دیگر با قرارگاه خاتم الانبیاء بست.

 

کارشناسان اقتصادی ایران، این تصمیم‌‌گیری‌ها را ناشی از محاسبات سیاسی و عزم دولت دهم برای قدرتمند ساختن هرچه بیشتر نهادهای نظامی می‌دانند.

 

تقویت اقتصادی سپاه، زیر پوشش سیاست خصوصی سازی دولت انجام شد. اما مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، بهمن‌ماه سال گذشته اعلام کرد که  اجرای این سیاست، به جای تقویت واقعی بخش خصوصی، سبب ایجاد یک بخش شبه دولتی بزرگ در اقتصاد ایران شده است.

 

بر پایه گزارش روزنامه دنیای اقتصاد، آذرماه سال گذشته، دولت احمدی‌نژاد برای آن که بتواند سهام عمده شرکت‌ مخابرات ایران را به شرکت "اعتماد مبین" واگذار کند، داوطلبان خصوصی خرید این سهام را، به بهانه‌های امنیتی کنار گذاشت.

 

ضعف بخش‌خصوصی، بیکاری، فقر

 

مجموعه سیاست‌های دولت دهم، از فردای انتخابات ۲۲ خرداد به این سو، سبب تعطیل بسیاری از شرکت‌های خصوصی، گسترش بیکاری و فقر در جامعه شده است. میزان فقر تا آنجا اوج گرفته که بسیاری از مردم، در ماه‌های اخیر، حتی از پرداخت بهای آب ‌مصرفی خود نیز ناتوان مانده‌اند. این واقعیت را، اقدام مشترک آیت‌الله خامنه‌ای و چهار مرجع تقلید دولتی، در فروردین‌ماه امسال ثابت می‌کند. آن‌ها در فتواهای همزمان اعلام کردند که وضو گرفتن با آبی که بهای آن پرداخت نشده، باطل است!

 

کارشناسان اقتصادی، چشم‌انداز اقتصاد ایران را، برای سال‌های آینده، تیره‌تر از امروز پیش‌بینی‌می‌کنند. آن‌ها معتقدند به ویژه در صورت تصویب قطعنامه شورای امنیت، بحران اقتصادی، فقر و بیکاری در ایران ابعادی مهارناپذیرتر خواهد یافت.

 

جواد طالعی

تحریریه: بهمن مهرداد


نوشته شده توسط احمد باطبی   
پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۰
یک فرصت تاریخی و یک پیشنهاد برای جنبش سبز

یکی از گلایه ها و دلگیری های اقوام ایرانی از ایرانیان مقیم مرکز ( خصوصا پایتخت ) همواره این بود که آنها در مجموع توجه چندانی به وضعیت قومیت های ایرانی خصوصاَ درمورد نقض حقوق بشر در این مناطق نداشته اند . آنها بار ها به این مقوله اشاره کرده اند که با تاثیر گزاری  ایرانیان مرکز درسیاست کلان کشور،  اما توجه مرکزنشینان به آنها در حد انتظار شان نبوده است . البته این این گلایه چندان هم درور از انصاف نیست .

تقسیم نا عادلانه امکانات کشور به توسط حکومت  باعث شده که فرایند رشد و تکامل فرهنگی ، اچتماعی و اقتصادی در تمام مناطق به یک میزان نباشد . تمرکز امکانات در مرکز در امر ایجاد و پیشرفت جامعه مدنی در دیگر مناطق اخلال ایجاد کرده است . کمبود و فقدان نهاد های آموزشی کارامد ، نهاد های نظارتی و سازمانها و ان جی اوها و ... در این مناطق باعث شده که مشکلات و نابسامانی های آن دیار به شکل واقعی و شفاف بازگو نشود . ویا در صورت آشکار شدن نیز ، مرجع توانمندی برای پیگیری و حصول نتیجه وجود نداشته باشد . در نتیجه مشکلات و دغدغه های مردمان آن دیار در بین هیاهوی کلان کشور رفته رفته ناپدید شده است .

از سویی این دلگیری  اقوام ایرانی در حد یک دلگیری باقی نمانده و فرصتی دلچسب برای مغرضان نیز بوده است . استفاده از ناراحتی و انزوای مردم این مناطق و گوشه گیری و بیتفاوتی آنان نسبت به آنچه در پایتخت و شهر های مرکزی میگذرد ، این فرصت را به جریان های تجذیه طلب داده است که تا با حرکتی خزنده و بستری ، به جهت دهی فکری مردم این دیار در راستای اهداف خود بپردازند . همچنین سیاست غلط دولت نیز در خصوص سرکوب فعالین این مناطق تحت عنوان تجذیه طلب ، به عنوان کاتالیزور عمل کرده و این خطر را تقویت کرده است .

 

اما جنبش سبز ایران به عنوان جریانی فراگیر ، در این مقطع از زمان بنا به تصادفی نامبارک در شرایطی قرار گرفته که میتواند در مقطع زمانی کوتاه ، حاصل این معادله را به نفع منافع ملی تغییر دهد . اعدام هموطنان کرد مان ، در عین مظلومیت و مصادف شدن مراسم چهلم این عزیزان با سالگرد تولد جنبش سبز ایران ، بزرگترین فرصت تاریخی است که میتوان به تمام قومیت های ایرانی اثبات کرد که از دید جنبش سبز ایران همه ایرانیان با هم برابرند ، غم و شادی یک ایرانی کرد ، عرب ، ترک ، بلوچ ، لر ، ترکمن و ... دغدغه همه ایرانیان است و بلعکس .

کرد های ایرانی در حالی خود را برای برگزاری مراسم چهلم عزیزانشان آماده میکنند که حکومت هنوز پیکر اعدام شده گان را به خانواده ها تحویل نداده است . بلا تردید این مظلومیت خانواده ها و هموطنان کردمان کمتر از خانوده های عزیزانی همچون ندا و سهراب و ... نیست . دلیل حمله گستره رسانه های وابسته به حکومت ، به موسوی و کروبی و دیگر منتقدان سبز این اعدام ها نیز ازترس همین همراهی نشآت میگیرد . همراهی جانانه جنبش سبز با هموطنان کردمان در مراسم چهلم عزیزانشان نه تنها این دلگیری بجای آنان را تاحدی کمرنگ خواهد کرد بلکه  فرصت سوء استفاده را از فرصت طلبان نیز خواهد گرفت .

تلاقی مراسم چهلم اعدامیان با سالگرد انتخابات ،  فرصتی است برای فراگیر تر شدن جنبش سبز ، و تمرینی برای دمکراسی ، برابری و دوستی . موضوعی که کشور در این شرایط بیش از هرچیز به آن نیاز دارد .

۸۹

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages