دیدار خامنه‌ای با هنرمندان؛ رهبری با توهم شاعری , گزینه نظامی

16 views
Skip to first unread message

greenprojectwarsaw

unread,
Jul 8, 2010, 12:47:04 PM7/8/10
to green...@googlegroups.com

دیدار خامنه‌ای با هنرمندان؛ تلفیق رهبری مکتب با توهم شاعری

undefined
۱۳۸۹/۰۴/۱۶
نشست‌های آقای خامنه‌ای با کسانی که دفتر رهبری آنان را «نویسندگان، شاعران، هنرمندان» می‌خواند، چون سخنان رهبر در این دیدارها، رخدادی کلیشه‌ای است اما یکنواختی شکل و مضامین ثابت این دیدارها نه فقط از برخورد حکومت مکتبی با هنر و ادبیات، که از عوارض بالینی روان‌شناسی فردی آقای خامنه‌ای نیز خبر می‌دهند.

تمایل رهبر جمهوری اسلامی به «حذف و سانسور»، «ارشاد» و «اسلامی کردن فرهنگ»، توهم پررنگ او درباره «شاعری»، «شعرشناسی»، «احاطه بر رمان» و «تاریخ‌دانی»، علاقه آشکار رهبر به شنیدن مدح و کوشش او برای ارائه تصویر رهبری «فرزانه، شاعر، هنرشناس، ادیب و اهل کتاب» از خود، این گونه دیدارها را به رخدادی مکرر بدل کرده‌اند.

هفته گذشته نیز رهبر با شماری از کارکنان سیمای ایران دیدار و سخنان کلیشه‌ای خود را در باب اسلامی کردن هنر و ادبیات تکرار کرد و بار دیگر دستور داد که «موازین شرع مقدس در تولیدات هنری كاملاً رعایت» شده و در آثار هنری «باید با طرح نقاط مثبت و ترسیم مبارزه شخصیت‌ها با زشتی‌ها به گونه‌ای عمل كرد كه در نهایت نقاط منفی طرد و مغلوب شوند».

سانسور، حذف و مقید کردن آثار هنری و ادبی به رعایت مکتب رسمی از مؤلفه‌های سیاست‌گذاری فرهنگی در حکومتی است که تبادل فرهنگی را «تهاجم فرهنگی» می‌نامد و با نگاه امنیتی و نظامی به فرهنگ می‌نگرد اما علاقه پررنگ آقای خامنه‌ای به حضور مستقیم در عرصه فرهنگ به روان‌شناسی فردی او نیز بر می‌گردد.

انتقام شاعر ناموفق از شعر

نفی و نفرت از سر حسادت و ناکامی، که در روان‌شناسی بالینی از زیر مجموعه‌های «مکانیسم‌های جبرانی» به شمار می‌رود، از رایج‌ترین پدیده‌ها در حاشیه، و نه در متن، هنر و ادبیات است.

برخی شاعران و نویسندگان ناموفق اما متوهم کینه هنرمندان و نویسندگان موفق را به دل می‌گیرند و می‌کوشند تا با نفی شاعران و نویسندگان محبوب و مشهور از سویی و شنیدن مدح و ستایش درباره آثار خود، شکست و ناکامی خود را جبران کنند.

آقای خامنه‌ای شعر می‌سرود اما کوشش‌های او به دوران پپش از انقلاب برای راه یافتن به محافل شاعران صاحب‌نام ناکام ماند و ارتباطات شعری او به «انجمن‌های ادبی» شاعران اغلب گمنام محدود شد هرچند گردش روزگار اهرم سانسور و حذف و امکان شنیدن مدح و ستایش را به او هدیه کرد.

دخالت روزمره و مستقیم رهبر در جزئیات برنامه‌های فرهنگی کشور، دیدارهای مکرر با هنرمندان و نویسندگان وابسته به حکومت، جلسه‌های «شعرخوانی در حضور رهبر معظم»، که با ستایش از «کارشناسی، خبرگی و هنرشناسی رهبر فرزانه معطر» می‌شود، نظارت مستقیم رهبر بر وزارت ارشاد، انتشار گزارش‌هایی که در آنها شاعران باریافته به «مقام معظم رهبر فرزانه و شعرشناس» به شیوه مدیحه‌سرایان عصر غزنوی، زبان به مدح رهبر گشوده و «شاعری، شعرشناسی و دانش وسیع رهبر در ادبیات و هنر» را می‌ستایند، قدرت «مکانیسم‌های جبرانی» را در روان‌شناسی آقای خامنه‌ای نشان می‌دهند.

در سال‌های اخیر گزارش‌های گاه مضحکی درباره نشست‌های رهبر با برخی چهره‌های هنر و ادبیات دولتی و خبرهایی درباره جلسه‌های شعرخوانی در حضور آقای خامنه‌ای منتشر شده و سازندگان کیش شخصیت رهبر در دستگاه‌های تبلیغاتی می‌کوشند تا چهره «رهبر معظم و فرزانه» را با نشان هنرشناسی و شاعری نیز تزئین کنند.

شعر رهبر

آقای خامنه‌ای خطیبی برجسته است اما در زندگی‌نامه‌های رسمی او نه بر این صفت که بر «رمان‌خوانی، شعرشناسی، شعرسرایی و تاریخ‌دانی» او تأکید می‌شود.

بر اساس این متون آقای خامنه‌ای به دوران پیش از انقلاب عضو «انجمن ادبی فردوسی» بود و به «انجمن ادبی فرخ» نیز رفت و آمد داشت.

در این گونه «انجمن‌های ادبی»، که نقش و حضوری در ادبیات و هنر و رسانه‌ها نداشتند، یکی دو شاعر مقلد اسلوب‌های قدمایی و گروهی شاعران گمنام ناموفق گرد می‌آمدند و سروده‌های خود را برای هم می‌خواندند و یک دیگر را تحسین می‌کردند.

اصطلاح «شاعران انجمنی» به سرانیدگان اغلب گمنام و ناموفقی اطلاق می‌شد که از سبک و روال و مضامین و محتوای قدمای کلاسیک تقلید می‌کردند، از تحولات زبانی، محتوایی، ساختاری و فرمی شعر ایران پس از مشروطه دور و خود مخاطبان شعر خود بودند.

شعرهای منتشر شده آقای خامنه‌ای، که با تخلص «امین» سروده است، نیز به روال آن گروه از «شاعران انجمنی» نزدیک است که غزل عرفانی کلاسیک را در فرم و زبان سبک هندی بازسازی می‌کنند.

در این سروده‌ها مضامین بارها گفته شده غزل عرفانی سبک عراقی در زبان سبک هندی تکرار و با صنایع بدیعی پیش از مشروطه تزئین می‌شوند.

محسن مؤمنی شریف، از رؤسای حوزه اندیشه و هنر اسلامی،در متنی که بر اساس گفته‌های آقای خامنه‌ای تنظیم کرده است، به عضویت «سید علی» جوان در «انجمن ادبی فرودسی» اشاره کرده و می‌نویسد: «جلسات انجمن در هفته یک شب و در منزل عبدالعلی نگارنده برگزار می‌شد. شاعران این انجمن مسحور صائب تبریزی بودند و اشعار شاعران مكتب عراقی، سبک رایج روزگار، بر ایشان حلاوتی نداشت. سیدعلی آقا نیز تحت تأثیر مضمون‌پردازی‌ها و نازک‌اندیشی‌های سبک هندی قرار گرفت».

راوی پس از اشاره به دوستی خامنه‌ای با «امیری فیروزكوهی، بزرگترین شاعر این سبک در ایران» می‌گوید: «امیری فیروزكوهی همیشه از هوش آقای خامنه‌ای در دریافت پیچیدگی و ظرایف و طرائف شعر، خاصه شعر سبک هندی با تحسین تؤام با حیرت یاد می‌كرد و بارها به غلامرضا قدسی گفته بود: «ایشان بزرگترین شعرشناس ایران است.»

از اعضای «انجمن فردوسی» در  تاریخ ادبیات و حتی در نشریات ادبی محلی هیچ اثر و نام و نشانی نیست.

امیری فیروز کوهی، شاعری مقلد سبک هندی بود و هیچ یک از سروده‌های او، جز یکی دو بیت و قطعه و غزل قدمایی، با ارزش نبود و برجای نماند.

سبک عراقی پیش از ظهور صفویه به پایان عمر خود رسیده بود اما نویسنده بیوگرافی ادبی خامنه‌ای از آن چون«سبک رایج روزگار» یاد می‌کند و نشان می‌دهد که خبر تحولات شعر فارسی پس از مشروطه تا دهه ۴۰ به انجمن‌های ادبی و تا کنون به راوی نرسیده است.

گفته منقول از امیری فیروزکوهی که «سیدعلی» جوان را «بزرگترین شعرشناس ایران» می‌داند نیز به تعارفی طنزآمیز نزدیک‌تر است.

خامنه‌ای و «عالم رمان»

رهبر ایران بارها از رمان‌خوانی خود سخن گفته است. هیچ متنی در باره رمان به قلم آقای خامنه‌ای در دست نیست اما اشاره او به ترجمه فارسی کتاب «بینوایان» حد و سطح و عمق رمان‌شناسی رهبر را نشان می‌دهد.

«بینوایان ویکتور هوگو برترین رمانی است که در طول تاریخ نوشته شده است. من همه رمان‌های طول تاریخ را نخوانده‌ام، اما مقدار زیادی رمان خوانده‌ام ... کمدی الهی را خوانده‌ام. امیرارسلان هم خوانده‌ام. الف لیله و هزار و یکشب را هم خوانده‌ام، وقتی نگاه می‌کنم به این رمانی که ویکتور هوگو نوشته، می‌بینم این چیزی است که اصلاً امکان ندارد هیچ کس بتواند بهتر از این بنویسد یا نوشته باشد و معروف نباشد و مثل منی که در عالم رمان بوده‌ام این را ندیده باشم یا اسمش را نشنیده باشم».

متن فرانسوی بینوایان، و نه ترجمه نادرست فارسی آن، از شاهکارهای بزرگ ادبیات فرانسه و جهان است اما هیچ منتقدی در جهان این اثر را در زیر مجموعه بهترین رمان‌های دنیا طبقه‌بندی نکرده است.

بینوایان را آقای «حسینقلی مستعان» به فارسی برگردانده است. مستعان نویسنده پاورقی‌های عامه‌پسند پرفروش بازاری بود و بر زبان فرانسه در حد ترجمه تسلط نداشت.

به گفته همه کارشناسان ترجمه فارسی بینوایان از متن اصلی دور افتاده و مستعان شیوه و شگردهای پاورقی‌نویسی عامه‌پسند و نثر نازل خود را به ترجمه ترزیق کرده است. آقای خامنه‌ای ترجمه مستعان را از بینوایان «برترین رمان تاریخ» ارزیابی می‌کند.

«کمدی الهی» دانته، که رهبر برای نشان دادن وسعت رمان‌خوانی خود به نام آن اشاره می‌کند، رمان نیست. قصه‌های «امیر ارسلان و کتاب هزار و یک شب» نیز در ژانر رمان طبقه‌بندی نمی‌شوند.
 
برخورد خامنه‌ای با اخوان

برخورد آقای خامنه‌ای با مهدی اخوان ثالث نمونه‌ای است گویا از برخورد مکتب و قدرت با هنر و هنرمند. رهبر ایران نقل می‌کند که پس از انقلاب به اخوان تلفن کردم و گفتم «بیایید توی میدان و با شعر، با زبان، از انقلاب حمایت كنید».

اخوان با همان آزادگی، زیرکی و رندی که در او بود پاسخ می‌دهد: «ما همیشه بر سلطه بوده‌ایم نه با سلطه».

آقای خامنه‌ای باقی حکایت را نمی‌گوید اما اخوان برای من و تنی دیگر گفت که چند روز پس از رد پیشنهاد خامنه‌ای چند نفری در خیابان راه بر اخوان می‌بندند و او را به شدت کتک می‌زنند. حقوق بازنشستگی اخوان نیز قطع می‌شود و......

آقای خامنه‌ای در یکی از خطبه‌های نماز جمعه خود اخوان را «هیچ» خطاب کرد و اخوان یکی از زیباترین شعرهای زبان فارسی را با مطلع «هیچیم و چیزی کم» در پاسخ به او سرود.

با شعر اخوان نام آقای خامنه‌ای، نه به دلیل «شاعری و شعرشناسی او»، که به دلیل برخورد ناانسانی او با اخوان، در تاریخ شعر معاصر فارسی ثبت شد

ايران / سياسی

گزینه نظامی؛ تنها راه برای مهار جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران؟


ژنرال پترائوس، فرمانده نیروهای آمریکایی در منطقه

۱۳۸۹/۰۴/۱۶
نشریه «بررسی‌های نظامی» ارتش آمریکا، به تازگی مقاله‌ای را منتشر کرده است که در آن حمله نظامی علیه ایران برای مهار اهداف هسته‌ای جمهوری اسلامی تصریح شده است.

این در حالی است که دریاسالار مولن، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، پس از سفر اخیر خود به اسرائیل و گفت‌وگو با مقام‌های این کشور گفت: حمله  نظامی به ایران عواقبی به شدت خطرناک دارد و به «بی‌ثباتی فراوان» در منطقه منجر خواهد شد.

آمیتای اتزیونی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه «جرج واشینگتن» در آمریکا، که از چهره‌های شناخته شده علمی و سیاسی است در مقاله‌ای تحت عنوان «آیا می‌توان جلوی ایران اتمی را گرفت؟» می‌گوید: برای حل مسئله هسته‌ای ایران چهار گزینه وجود دارد که عبارتند از: تعامل، تحریم، حمله نظامی و بازدارندگی.

اتزینونی می‌نویسد که گزینه گفتگو و تعامل با ایران را که هم دولت آمریکا و هم دولت‌های اروپایی آزموده‌اند، نتیجه‌ای به بار نیاورده است.

به باوراین استاد دانشگاه، گزینه تحریم هم  کارساز نیست و تجربه اعمال تحریم علیه کشورهایی مانند کوبا و سوریه نشان داده است که این گزینه مؤثر نیست و راه به جایی نخواهد برد.

به نوشته نویسنده مقاله، حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران نمی‌تواند چندان مؤثر باشد زیرا بیشتر این تأسیسات زیرزمینی است و به خوبی از آنها مخافظت می‌شود و حمله نظامی صرفاً برنامه هسته‌ای ایران را به تعویق خواهد انداخت.

اما در مورد گزینه بازدارندگی، او می‌گوید که بازدارندگی با بازیگران معقول می‌تواند مؤثر باشد اما اتکا به بازیگران نامعقول جمهوری اسلامی، قماری است که نتیجه آن آشکار نیست.

این استاد دانشگاه  در نهایت می‌گوید: آمریکا به جای حمله به تأسیسات هسته‌ای باید  تغییر رفتار حکومت اسلامی را مد نظر قرار دهد و با حمله به تأسیسات زیربنایی و حیاتی ایران به حکومت اسلامی نشان دهد که ادامه رفتار کنونی‌اش هزینه سنگین‌تری را می‌تواند به دنبال داشته باشد.

این مقاله در تشریح تأسیسات زیربنایی وغیرهسته‌ای ایران که می‌توانند هدف‌های خوبی برای حمله باشند، می‌گوید: در مرحله اول می‌توان مراکز فرماندهی ومفرهای سپاه پاسداران، تأسیسات راداری و پدافند هوایی، سامانه‌های موشکی و ناوهای ایران را که قادرند در خلیج فارس مسئله‌ساز باشند، هدف قرار داد.

نویسنده مقاله می‌افزاید: در مرحله بعد می‌توان تأسیسات مواصلاتی ایران از جمله پل‌ها و خطوط راه آهن ایران را بمباران کرد و حتی اگر لازم باشد، می‌توان آسمان ایران را منطقه پرواز ممنوع اعلام کرد، همانگونه که در زمان حکومت صدام حسین دربخش شمالی عراق عملی شد.

آمیتای اتزینونی به دولت آمریکا هشدار می‌دهد که زمان در حال سپری شدن است و اگر آمریکا هرچه زودتر با حمله نظامی در مقابل ایران نایستد، فرصت باز داشتن ایران از دسترسی به سلاح هسته‌ای از بین خواهد رفت.

این استاد دانشگاه در حالی حمله نظامی به  ایران را مطرح می‌کند که  شماری از کارشناسان نظامی و سیاسی اروپایی و آمریکایی، از جمله دریاسالار مولن، رئیس ستاد ارتش آمریکا، هر نوع حمله به ایران را فاجعه‌بار و عواقب چنین افدامی را برای منطقه خاورمیانه  بسیار خطرناک توصیف کرده‌اند.

پرفسورپل راجرز، استاد مطالعات صلح دانشگاه برادفورد بریتانیا، در یک مقاله تحلیلی درباره تلفات انسانی و غیرانسانی ناشی از حملات احتمالی هوایی به تأسیسات هسته‌ای و زیربنایی ایران می‌نویسد که در هر نوع حمله هوایی غافلگیرانه شمار بسیار زیادی از مردم، چه نظامی و چه غیر نظامی، کشته خواهند شد.

به برآورد این استاد دانشگاه  تلفات نظامیان در موج اول حملات هوایی به هزاران نفر خواهد رسید، به ویژه اگر حملات علیه پایگاه‌های هوایی و تأسیسات و مقرهای سپاه پاسداران باشد و میزان این تلفات با واکنش ایران به حملات هوایی و بمباران بیشتر آمریکا، به عبارت دیگر گسترده‌تر شدن حملات، بیش از پبش افزایش خواهد یافت.

جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده است که تمامی فعالیت‌های هسته‌ایش صلح‌آمیز است و در چهار چوب مقررات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی عمل می‌کند و هر گونه حمله نظامی را به شدیدترین وجهی پاسخ خواهد داد

موسوی: نیازی به ظهور یک رهبر نیست

میرحسین موسوی، از رهبران مخالفان دولت می‌گوید که تکثر موجود در جنبش سبز یک فرصت برای آینده ملت ایران است و لازمه اتصال این گوناگونی‌ها «ظهور و بروز یک رهبر» نیست.

نامزد معترض به نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهوری نقطه اتصال نیروهای مختلف جنبش سبز را پایبندی به قانون اساسی و اجرای «بی‌کم و کاست» آن دانست و افزود: «ما راه تحول را از طریق یک انتخابات آزاد و رقابتی غیر گزینشی پیش‌بینی کرده‌ایم.»

به گزارش تارنمای کلمه، وی ادامه داد: «پایبندی به یک متن با هدف بدست آوردن حاکمیت مردم بر سرنوشت خود ما را از خطر استبداد آینده می‌تواند محافظت کند.»


برخی فعالان سیاسی بارها خواستار تعیین رهبر برای اعتراضات اخیر مردم شده‌اند و تلویحاً از میرحسین موسوی خواسته‌اند که این مسئولیت را با «قدرت» بر عهده بگیرد.

آقای موسوی هیچ‌گاه خود را به عنوان رهبر جنبش سبز معرفی نکرده‌است و بارها در سخنرانی‎ها و بیانیه‌های خود گفته‌است که یکی از اعضای جنبش سبز است.

نخست وزیر پیشین ایران که در جمع جوانان مجمع نیروهای خط امام سخن می‌گفت، با بیان لزوم درس گرفتن از تجربیات گذشته، گفت: «قبل از ظهور دیکتاتوری رضاخانی و بعد از مشروطیت خرده‌گفتمان‌های مختلفی در سطح جامعه مطرح بود که در عین اختلاف در یک نقطه با هم مشترک بودند و آن ظهور یک شخص قدر قدرت برای ایجاد امنیت و سامان دادن به بی سامانی‌ها بود.»

آقای موسوی پس از اشاره به این مثال تأکید کرد که «ما نقطه اتصال گوناگونی گفتمان‌ها را ظهور و بروز یک رهبر تعریف نکرده ایم.»

میرحسین موسوی در بخش دیگری از سخنانش به رویدادهای ۱۸ تیر و حمله به کوی دانشگاه تهران پرداخت و این حادثه را یکی از «وقایع دلخراش» تاریخ ایران دانست.

«اگر با رویداد تلخ حمله به کوی دانشگاه درست برخورد می‌شد و مسببان آن فاجعه شناخته می‌شدند، ما حوادث حمله به خوابگاه‌های دانشجویی را بعد از انتخابات نمی‌داشتیم»

وی با بیان اینکه این واقعه همه نیروهای «علاقمند به جمهوریت نظام» را به قضاوت فرامی‌خواند، افزود: «اگر با آن رویداد تلخ درست برخورد می‌شد و مسببان آن فاجعه شناخته می‌شدند و به دلیل آن جنایات به صورت آشکار محاکمه و کیفر می‌شدند، ما حوادث حمله به خوابگاه‌های دانشجویی را بعد از انتخابات نمی‌داشتیم.»

آقای موسوی با تاکید بر اینکه به باور او «تسلیم شدن باعث انحراف و فاجعه‌های بیشتر می‌شود»، گفت که ایستادن در برابر «کژی‌ها» جنبه حیاتی و اساسی برای «اصلاح واقعی» دارد.

کوی دانشگاه تهران هجدهم تیرماه سال ۱۳۷۸ در پی اعتراضات دانشجویی به توقیف روزنامه سلام هدف حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی‌ها قرار گرفت. در جریان این حمله شمار زیادی از دانشجویان مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند و برخی از آن‌ها مجروح شدند.

۲۵ خرداد سال گذشته در جریان اعتراضات پس از انتخابات نیز بار دیگر لباس شخصی‌ها و پلیس به کوی دانشگاه حمله کردند و دست‌کم پنج نفر در این درگیری‌ها کشته شدند.


موسوی: در مورد پرونده هسته ای رفراندوم برگزار کنید

آقای موسوی از سیاست خارجی دولت ایران به شدت انتقاد کرده است

میرحسین موسوی، از رهبران مخالفان دولت ایران می گوید اینکه قطعنامه شورای امنیت علیه ایران "دستمال استفاده شده" خوانده شود از "مصائب ناشی از سیاست های پرهیاهو و عوامفریبانه" مقامات دولت ایران نمی کاهد.

آقای موسوی در یادداشتی که روز چهارشنبه ۱۶ تیر (هفتم ژوئیه) در وبسایت کلمه منتشر شده است، ضمن انتقاد شدید از سیاست خارجی دولت پیشنهاد کرد که در مورد پرونده هسته ای ایران رفراندوم برگزار شود.

در ابتدای این یادداشت آمده است: "سرانجام و متأسفانه قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت صادر شد. قطعنامه و قطعنامه هایی که می توانست با تدبیر و عقلانیت بر کشور ما تحمیل نشود. تاکید بر این واقعیت نمک پاشیدن روی زخم نیست بلکه از آن روست که تجاهل در این زمینه پیامدهای آن را وخیم تر خواهد ساخت."

آقای موسوی که در دوران هشت ساله جنگ ایران و عراق نخست وزیر ایران بود، با اشاره به سخنان محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران در واکنش به صدور قطعنامه جدید شورای امنیت، نوشته است: "فحش و توهین به کشورهای دیگر ممکن است مصرف داخلی برای عده ای کم اطلاع داشته باشد اما در واقعیت بیرونی جز بدتر کردن اوضاع تاثیری نخواهد داشت."

او همچنین آثار تحریم های جدید را چنین توصیف کرده است: "مانند روز روشن است که این قطعنامه بر امنیت و اقتصاد کشور ما اثرخواهد گذاشت. تولید ناخالص را پائین خواهد آورد، بیکاری را بیشتر خواهد کرد، مردم را در تنگنای مشکلات بیشتر معیشتی و اجتماعی قرار خواهد داد، فاصله ما را از کشورهای در حال رشد جهان به ویژه کشورهای همسایه رقیب بیشتر خواهد ساخت و آخرین میخ را بر تابوت چشم انداز بیست ساله خواهد کوبید."

آقای موسوی در یاداشت امروز خود همچنین پیشنهاداتی برای کاهش اثرات منفی قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت ارایه کرده و نوشته است: "آنچه در شرایط کنونی مهم است، اندیشیدن به راه حل هایی است که بتواند احتمال خطر را برای استقلال، تمامیت ارضی و حقوق مشروع کشور به حداقل برساند و در عین حال پاسدار آزادی و حقوق شهروندان باشد."

او ضمن محکوم کردن قطعنامه شورای امنیت و "ظالمانه" خواندن آن، "ضروری ترین" راه حل برای کاهش اثرات تحریم های جدید بر جامعه ایرانی را "اطلاع رسانی صادقانه" اعلام کرده و نوشته است: "این حق مردم است که ماهیت قطعنامه و تحریم های دیگری که در حال افزوده شدن است بشناسند. صرفا گفتن اینکه این قطعنامه یک ورق پاره است مشکل مردم و کشور را حل نمی کند."

این عادلانه نیست که اقشار تهیدست و جوانان جویای کار چوب تصمیمات مستبدانه و ماجراجویانه دولت را بخورند و درعین حال همه شاهد باشند یک عده عربده کش چماقدار که به جان و مال و آبروی مردم در روز روشن افتاده اند، به عنوان طرفداری از دولت و در روز روشن، از به توپ بستن مجلس سخن بگویند. آیا این است شیوه اداره جهان؟

میرحسین موسوی

آقای موسوی به خطرات امنیتی ناشی از تحریم های جدید علیه برنامه هسته ای ایران نیز اشاره کرده و نوشته است: "بسیاری از ملت ما نمی دانند مسیری که با ندانم کاری و گزافه گویی های بی مورد درآن افتاده ایم تاچه حد خطرناک است. اینکه کسانی بخواهند با بذله گویی و رجزخوانی خیال خود و مردم را راحت کنند خیانت به مردم است."

او که روز گذشته (سه شنبه ۱۵ تیر) با محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران هم دیدار کرده بود، نوشته است: "اگر می خواهیم آمادگی مردم را به عنوان مهمترین عامل بازدارندگی در مقابل خطرات احتمالی قرار دهیم باید در حد ممکن پیامدهای احتمالی امنیتی شرایط موجود را به اطلاع آنها برسانیم. اگر این اقدام برای مسئولان کشور دشوار است حداقل رسانه های غیر دولتی آزاد گذاشته شوند که بدون اغراق و دلسوزانه اطلاعات و تحلیل های لازم را به مردم انتقال بدهند."

'دایره مشاوران دولت گسترش یابد'

در ادامه این یادداشت آقای موسوی به ضرورت گسترش دامنه مشاوران دولت در زمینه پرونده هسته ای اشاره کرده و نوشته است: " چرا باید چند نفر پنهان از نظر مردم در مورد پرونده هائی که به سرنوشت همه ملت مربوط است تصمیم بگیرند؟ مگر قرار نبود مردم حاکم بر سرنوشت خود باشند؟ چرا فکر کنیم که مردم باید با هرچه ما تصمیم گرفتیم موافق باشند؟ آیا اصل مربوط به رفراندوم جنبه زینتی دارد که هر زمان برای حل مسائل مهم کشور به آن اشاره می شود طوفانی از اتهام و توهین راه می افتد؟ آیا جای آن نیست که در موارد حساس نظر ملت را از این طریق (رفراندوم) پشت سر تصمیمات مهم قرار دهیم؟"

این کاندیدای معترض به نتایج انتخابات خرداد ۸۸ همچنین از تحولات سیاسی پس از این انتخابات به عنوان "شکاف بین ملت و دولت" یاد کرده نتیجه آن را "بحران اعتماد به حکومت" دانسته است. از نظر آقای موسوی "یک دولت نامشروع و سرکوبگر و در حال جنگ با ملت خود، نمی تواند در مقابل تهدیدات بیگانه مقاومت نماید،" و اثر چنین وضعیتی در مقابله با تهدیدات خارجی آن خواهد بود که دولت "ناچار است به بیگانگان باج دهد یا کشور را در معرض خطرات مهلک قرار دهد."

آقای موسوی در یادداشت خود با اشاره به تجمع اخیر برابر ساختمان مجلس ایران نوشته است: "این عادلانه نیست که اقشار تهی دست و جوانان جویای کار چوب تصمیمات مستبدانه و ماجراجویانه دولت را بخورند و درعین حال همه شاهد باشند یک عده عربده کش چماقدار که به جان و مال و آبروی مردم در روز روشن افتاده اند، به عنوان طرفداری از دولت و در روز روشن، از به توپ بستن مجلس سخن بگویند. آیا این است شیوه اداره جهان؟"

اشاره آقای موسوی به تجمع روز اول تیر ماه در برابر مجلس ایران است که طی آن جمعی که خود را "دانشجویان بسیجی" معرفی می کردند، با تجمع در برابر ساختمان مجلس ایران (واقع در میدان بهارستان) به مصوبه مجلس درباره وقف اموال دانشگاه آزاد اعتراض کرده و آن را "غیر ولایی" خوانده بودند.

'سپاه و مسائل سوال برانگیز'

آقای احمدی نژاد قطعنامه جدید شورای امنیت علیه برنامه هسته ای ایران را مانند "دستمالی استفاده شده" و فاقد ارزش خوانده است

آقای موسوی که طی یک سال گذشته و در بیانیه های متعدد تلاش کرده تا با مخاطبان خود و معترضان به نتایج انتخابات رابطه برقرار کند، در یادداشت امروز خود به سفرهای اخیر مقامات ارشد دولت ایران و سخنرانی های آنها در مجامع بین المللی اشاره کرده و نوشته است: "تاملی اندک به ماجراهای سال گذشته نیویورک و کنفرانس ژنو می تواند ضعف مفرط دولتیان را نشان دهد. کشور امروز برای عبور از این بحران خطرناک نیازمند استفاده از همه ظرفیت های مدیریتی خویش است. آیا تامل بر انگیز نیست که از مسافرت رئیس جمهور سابق کشور (با احترامی که در سطح بین الملل دارد) برای استفاده از تریبونی که می توانست در آن از حقوق ملت در زمینه هسته ای دفاع نماید، جلوگیری شود؟"

او از نقش سپاه پاسداران در تحولات سیاسی اخیر ایران انتقاد کرده و نوشته است: "اسلحه سپاه و بسیج به جای دشمن در مقابل مردم قرار گرفته است و در سرکوب، دستگیری و بازجوئی ها از نیروهای سیاسی و معترضین نقش درجه اول دارند و از سوی دیگر سپاه در حجم غیر قابل باوری درگیر مسائل اقتصادی است. سپاهی که مشغله فکری اش بالا و پائین رفتن قیمت دلار و دخالت در امور بانکداری و بازار سهام و پیمانکاری و صادرات و واردات است نمی تواند برای تامین امنیت کشور و انقلاب مورد اعتماد باشد."

در پایان این یادداشت آقای موسوی از اعضای جنبش اعتراضی موسوم به جنبش سبز در ایران خواسته است که از "تمامی ظرفیت ها و توان بین المللی خود استفاده کنند تا به قدرت های خارجی اجازه ندهند که از ضعف و عدم مشروعیت دولت کنونی استفاده و به استقلال، تمامیت ارضی و منافع عالی کشور" آسیب رسانند.

تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت علیه برنامه هسته ای ایران و اتخاذ تحریم های یکجانبه جدید دولت آمریکا علیه این کشور، در روزهای گذشته به مناقشات جدید میان جناح های سیاسی و مخالفان دولت آقای احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران، انجامیده است.
.

به چند مقاله ساده و خوب برای "فواید دموکراسی در اقتصاد" جهت پخش بین بازاریان و کسبه نیازمندیم!

اعتصاب روز سه شنبه بازاریان تهران واکنش های مختلفی را در بین فعالین جنبش سبز بر انگیخت. جدای از مباحث مربوط به لزوم ورود جنبش سبز به فاز اعتصابات سراسری و فلج سازی دولت نامشروع کودتایی، یک عده فرصت را غنیمت شمردند برای تاختن به بازاریان که بگویند آنها در پی منافع و سود و زیان خودشان هستند و به دنبال دموکراسی نیستند، چرا که در بهبوهه قیام مردمی آنها بازار را تعطیل نکردند و به مردم نپیوستند. اگر این تحلیل درست باشد اینجاست که ضعف بزرگ جنبش سبز بیش از پیش آشکار می شود و آن چیزی نیست جز عدم اطلاع رسانی جنبش سبز به مردم در باب فواید دموکراسی (مردمسالاری) برای اقتصاد.

من خودم به شخصه یک بار یک فرد بازاری را نسبت به فواید دموکراسی (مردمسالاری) توجیه می کردم دو دلیل برایش آوردم که او را در فکر فرو برد و مطمئنم اگر مُبلِغ خوبی برای دموکراسی (مردمسالاری) نباشد مطمئنا آن را به هیچ وجه در جای دیگر تخریب نمی کند!
اولین چیزی که گفتم این بود که اگر سیستم ما هم بر مبنای دموکراسی (مردمسالاری) باشد، نظیر آنچه که در کشورهای سوئیس و سوئد و ژاپن هست، تورم پایین میاید، قیمت ها با ثبات میشود، و در نتیجه قدرت خرید مردم بالاتر میرود و متعاقب آن فروش مغازه شما ده برابر میشود.
دومین حسن سیستم دموکراسی (مردمسالاری) هم این است که توریست های فراوانی توی مملکت می آیند و باز هم فروش مغازه شما را چند برابر می کنند. تازه اینبار توریست به دلار خرج می کند! الان حتی کشورهای توسعه نیافته عربی حوزه خلیج فارس نظیر یمن هم توریست دارند چه برسد به اینکه یک کشور خوب بر پایه دموکراسی قوی بسازیم.

و بدین ترتیب این شخص با مثال های عینی و ملموس من پذیرفت از آنجایی که کلیه کشورهای دارای دموکراسی (مردمسالاری) دارای اقتصاد خوب هم هستند بنابراین دموکراسی آنطور که آخوندها از آن بد میگویند نیست و کالای گرانبهایست که چون نون آخوندها را آجر می کند و به مفت خوری پایان می دهد از اینرو با آن مخالفت می کنند.

باید از فواید دموکراسی در اقتصاد نوشت و به صورت شب نامه در آورد و انداخت توی حجره های بازار. باید همه اقشار مختلف جامعه را از فواید دموکراسی برای اقتصاد آگاه کرد. اقتصاد با زندگی همه ما در ارتباط هست. و فهم این نتایج میتواند ما را سریعتر به دموکراسی پایدار برساند.

آیا کسی هست که بتواند به صورت ملموس و واقعی، بدون فرافکنی، مقالاتی خوب درباره فواید دموکراسی برای اقتصاد تهیه کند؟ مطلبی که واقعی باشد و در عین حال ساده تا قشرهای مختلف مردم راحت درکش کنند؟ با مثال های واقعی از دگرگونی اقتصاد افراد قبل و بعد از دموکراسی در کشورهای دیگر. باید وارد این بحث های خیلی مهم شد و در سطح جامعه آنها را پخش کرد.
اکنون فرصت پرورش ذهن های آماده تغییر بزرگ برای ایران آینده است.
لطفا کمک کنید.

greenprojectwarsaw

unread,
Jul 8, 2010, 1:19:45 PM7/8/10
to green...@googlegroups.com
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages